「 Fanfic Source 」 – Telegram
「 Fanfic Source 」
2.39K subscribers
497 photos
5 files
500 links
◞فیک هاتون رو میتونید از طریقِ آیدیِ زیر با ما به اشتراک بذارید:
ܸ @FanficSourceBot ܸ
برای پیدا کردن هر فیک کافیه اسم کاپل یا فیک رو سرچ بزنید.
Download Telegram
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

- هنوز هم آزارت می‌ده؟!
پسر چشم‌های تیزش رو به تک‌تک حالت‌های دختر دوخته بود. دختر، سرکلیدی سفید رنگش رو بین انگشتانش چرخاند:«ثانیه به ثانیه‌اش توی ذهنم تکرار می‌شه... تجربه‌ی سوءاستفاده‌ی جنسی چیزی نیست که بشه از یاد بردش...»

( وضعیت 𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 )

𝐍a‌m‌e‌: #TheDreamOfANightmare
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #NamJin, VMin, HopeKook
𝐆e‌n‌r‌e‌: Angst, Criminal

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
😢61
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

بيون بکهیون پلیس تازه کاریه که منتقل میشه به ایستگاه پلیسی که پارک چانیول توش کار میکنه. و بعد از ورودش سعی میکنه به همکار جدیدش کمک کنه ولی چانیول دچار سوتفاهم میشه و در گیر لج و لجبازی‌ای میشه که قرار نیست به زودی پایان پیدا کنه. چی میشه اگه اون دو نفر وارد بازی‌ای بشن که یه قدم به مرگ نزدیک ترشون می‌کنه؟
میتونن از این بازی زنده بیرون بیان یا نه؟!

( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #BlackDiamond
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Chanbaek

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
👍95
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

تیف گوشت و پوست را برید و از استخوان عبور کرد و قلبش را پاره کرد و امگا، در حالی که هنوز دست‌های آلفا را از روی خنجر در دست داشت کنار او روی زمین افتاد. بوی نان سوخته با بوی هیزم‌های گردو مخلوط شد و دقایقی بعد بدن امگا گرمایش را کنار جسد آلفا از دست داد. سال‌ها گذشت، بین آن دو زیر خاک جایی نزدیک به جنگل تتفورد، مدفون شد. سایه‌ی درخت گردو روی خاک افتاد و گل‌های بابونه از زیر خاک جوانه زدند و روییدند. گلبرگ بابونه‌ها، قرمز رنگ بودند.

( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #NearTheThetfordForest
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Minsung
𝐆e‌n‌r‌e‌: Omegaverse, Romance, Angst

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
🔥7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

توی یه روز مه‌آلود و دلگیر، در محاصره‌ی درخت‌ها، توی جاده‌ی آپیان هوژین رویت نیمکتی نشسته بود. با دستمالی آغشته به خون میون انگشت‌هاش ازدحام جمعیت رو تماشا می کرد. صدای باد خنده‌های معشوقه‌اش رو همراه‌اش می آورد، گوش‌هاش رو نوازش می داد. کودک توی آغوشش گریه می کرد و مرد ظرفی فیروزه‌ای که حامل خاکستر عزیزترین کَسَش بود رو به سینه‌اش تکیه داده بود و با خودش فکر می کرد کدوم ورق از سرنوشت، زندگی‌هاشون رو به اینجا رسونده؟!

( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #DeadManTale
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Vkook
𝐆e‌n‌r‌e‌: Romance, Angst, History

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن

«من قدم هات دنبال کردم چانیول ولی چرا پاهام می سوزن؟»
من امید توی چشم هایتو دیدم، درونش زندگی کردم و به وجودت ایمان داشتم.
تو قرار بود زندگیم بسازی. یه زندگی رویایی که من درونش همه چیز داشته باشم نه اینکه برام جزیره‌ای بسازی که تنها آدم داخلش من و تو باشیم.

( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #BloodyFootPrints
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Chanbaek
𝐆e‌n‌r‌e‌: Drama, Romance

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
8😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

شده تاحالا چشم بازکنی و حس کنی تو جایگاه خودت نیستی؟ من چنین حسی داشتم.
وقتی چشم باز کردم دیگه پسر بابام نبودم، دیگه لازم نبود هر روز صبح کوله پشتی قرمز رنگم رو روی دوشم بندازم و به طرف مدرسه حرکت کنم. دنیای جدید، زندگی جدید، خانواده‌ی جدید.
ولی یه چیزی سرجاش نبود؛ با چشمهام برادر مهربونم رو میدیدم و از داشتنش خوشحال بودم اما وقتی سیاهی شب روی تن و بدن اتاقم خیمه میزد، خاطرات خاکستری رنگی که به دست فراموشی سپرده بودم هجوم کوبنده ی خودشون رو شروع میکردن، اون لحظه بود که حس میکردم یه چیزی سرجاش نیست! اون یه چیز... شاید هویتم بود؟
- فلیکس بنگ.
"داستان پسری که با حافظه‌ی سفید بیدار میشه و باید به کسی که میگه برادرشه اعتماد کنه‌..."

(وضعیتِ فصل اول 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #ANHEDONIA
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Changlix, Chanho
𝐆e‌n‌r‌e‌: Psychologic, Romance, Angst

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

- اسم بابابزرگت چیه؟؟
+ کیم‌تهیونگ.
آقای کیم الان دیگه پدربزرگ شده، پسرش انگار فراموشش کرده و نوه‌اش بعد از سال‌ها قراره یه هفته پیشش بمونه و چی بهتر از این که توی این مدت براش داستان عشق اولش و اون پسر خرگوشی رو تعریف کنه؟
این فیک حول محور خاطرات گذشته و اتفاقاتی درحال که به همون خاطرات مربوط می‌شن، می‌چرخه و داستان مردی غمگین رو دنبال می‌کنه که به‌خاطر دیگران، همیشه لبخند روی لبش بوده و سختی‌ها رو تحمل کرده؛ اما اگر این دردها روزی غیرقابل تحمل بشن، قراره چه اتفاقی بیفته؟!

(وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #SMILEINPAIN
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #VKOOK
𝐆e‌n‌r‌e‌: Angst, Dram, Romance, Daily Life

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

کیم کای شاهزاده قلمرو کرگینه‌ها، هرگز فکرش رو نمیکرد تحقیر کردن یک امگای لال روزی تمام زندگیش رو به لرزه بندازه و از عشقی دردناک و غرق پشیمونی به زانو در بیاد.
آیا سهون، این امگای لال میتونه شاهزاده کیم رو ببخشه و قلبش رو باور کنه؟

( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #LetMeMakeItUpToYou
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #KaiHun ,Chanbaek
𝐆e‌n‌r‌e‌: Omegaverse, Angst, Smut

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
14🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

کیم تهیونگ کابوی قدرتمند مافیای نیوجرسی، باید با دختر مشاور مافیای بوستون به قصد صلح ازدواج کنه. اما درست قبل از مراسم نامزدی با خبر فرار اون دختر همه چیز بهم میریزه و تهیونگ برای حفظ غرور و تحقیری که در خفا صورت گرفته خبر ازدواجش با پسر اون خانواده رو اعلام میکنه... قویِ وحشی.

( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #Capo
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Vkook

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

«قانون عجیبی‌است، من تو را دوست دارم تو ديگري را و ديگري ديگري را... و اينگونه است که همه تنهاییم!»
رابطه چانیول و کای با تمام ناهمواری‌هاش به خوبی پیش میرفت و چانیول خوشبخت‌ترین بود. شاید تنها مسئله ازار دهنده برای چانیول عشق نه چندان مخفی بکهیون به خودش و ابراز علاقه‌هاي ازار دهندش بود که چانیول رو مجبور میکرد رفتاری داشته باشه که حتی خودش رو هم ناراحت کنه، اما زندگی همیشه قرار نیست بر طبق میل آدم‌ها پیش بره و روزهاي وحشتاک چانیول از زمانی شروع شد که پاي پسري ديگه‌اي به اسم کیونگسو به رابطشون باز شد... روزی که نگاهِ عاشقانه‌ی کای رو به کیونگسو دید فرو ریخت !!

( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #Retaliation
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Chanbaek

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •.

خـلاصـه فـیکـشـن:

کیم تهیونگ پزشک نابغه و موفقی که به عنوان تنها وارث گروه تجاری کیم، تصمیم گرفته مستقل عمل کنه و دور از موقعیت خانودگی زندگی، خودشو داشته باشه.
که در شرایطی خاصی با پسر عمه خودش که از هفت سالگی ناپدید شده بود و پدر بزرگش بردن اسمش رو ممنوع کرده بود رو به رو میشه

حالا اون دو باهم تصمیم میگیرن تا خطرناک‌ترین و بزرگترین راز خانواده کیم رو فاش کنن

تهیونگ با خونسردی گفت:
- اون با من... هر مدرکی که لازم داشته باشی و برات گیر میارم
+ چجوری؟
- چقدر میتونی زمان بهم بدی کوک؟
+ اومدم پیش تو چون دیگه زمانی نداریم دکتر! اینتر پل کم کم داره تصمیم
میگیره این پرونده رو کنار بزاره...

( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 )

𝐍a‌m‌e‌: #PowerCouple
𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Vkook

───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────
5