فردین علیخواه – Telegram
فردین علیخواه
10.4K subscribers
168 photos
30 videos
12 files
328 links
▪️نوشته هایی به دور از قلمبه سلمبه گویی دربارۀ زندگی روزمره ایرانی
ارسال نظر مستقیم:
@alikhahfardin

▪️شیوۀ حمایت مالی از فعالیت ها:
از طریق سایت حامی باش:

https://hamibash.com/fardinalikhah
Download Telegram
ibna.ir/x6BBr

از اژدر زاپاتا تا پیژامه تترون آبی در گفت‌وگو با فردین علیخواه:

جامعه‌شناس باید آدم «سربه‌هوایی» باشد
بیایید درباره‌ی جزئیات حرف بزنیم

🔺فردین علیخواه در گفت‌وگو با ایبنا گفت: دانشجوی جامعه‌شناسی باید خوب به جزئیات نگاه کند. همیشه به دانشجویان می‌گویم اگر آدم «سربه‌زیر» در معنای واقعی‌اش هستید، جامعه‌شناسی به
درد شما نمی‌خورد. جامعه‌شناس باید آدم «سربه‌هوایی» باشد (خنده). جدای از طنز، جامعه‌شناس باید خوب ببیند. باید متوجه تغییرات زیرپوستی دنیای اطرافش باشد.

🔺سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: در دنیایی که هر روز با انبوهی از پدیده‌های ریز و درشت، از چالش‌های بزرگ اجتماعی گرفته تا جزئی‌ترین عادات روزمره، احاطه شده‌ایم، «مکث کردن» و «پرسیدن» به یک کنش انتقادی تبدیل شده است. چرا صف می‌ایستیم؟ چرا فلان لباس را می‌پوشیم؟ چرا نوع خاصی از موسیقی را گوش می‌دهیم یا چرا از نبود اینترنت احساس «نیستی» می‌کنیم؟ این پرسش‌ها، که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسند، پنجره‌ای به سوی درک لایه‌های پنهان فرهنگ، سیاست و اقتصاد جامعه باز می‌کنند.

🔺کتاب «اینترنت ندارم پس نیستم»
مجموعه‌ای از همین پرسش‌های جسورانه است که با نگاهی دقیق و نثری روان، ما را وادار به تأمل درباره بدیهی‌ترین جنبه‌های زندگی‌مان می‌کند. از این رو به سراغ فردین علیخواه، نویسنده این کتاب و عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه گیلان رفتم تا درباره کتابش و دغدغه‌های پشت آن با او گفتگو کنم.
.....................................
اگر کتاب های مرا(تا طلاق نگرفتند کتاب ننوشتند، از لذت آنی تا ملال فوری، و کتاب آخر؛ اینترنت ندارم پس نیستم) خوانده اید پیشنهاد می کنم مصاحبه فوق را مطالعه بفرمایید. اگر هم نخوانده اید این مصاحبه چشم اندازی از محتوای آن کتاب ها فراهم می آورد👆🏽👆🏽
🔻 گروه جامعه‌شناسی معرفت، علم و فناوری انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار می‌کند:

پشت پرده آگاهی: واقعیت در عصر چندگانگی روایت‌ها

در این گفت‌وگوی چندجانبه از سه منظر متفاوت به این پرسش می‌پردازیم:

اندیشه‌ی ما چگونه شکل می‌گیرد؟ و آیا علی‌رغم آن فضایی برای تفکر انتقادی باقی می‌ماند؟

💬 پرسشگر: پیام افشاردوست

👥 پاسخ‌هایی از منظر:

جامعه‌شناسی سیاسی | محمدمهدی مجاهدی

جامعه‌شناسی معرفت | مقصود فراستخواه

جامعه‌شناسی رسانه | فردین علیخواه


📌 سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ | ساعت ۲۰ تا ۲۲
🔗 حضور فقط به‌صورت مجازی:
https://meet.google.com/pko-mzdk-vet

@SociologyOfKST
یادداشت زیر در 25 اسفند 1402 و به هنگام افتتاح بخش باقیمانده آزادراه قزوین-رشت منتشر شد. از آنجایی که در این کشور معمولا مشکلات حل نمی شود بلکه فقط توجه به آنها کم یا زیاد می شود نوشته را بازنشر می کنم. رسانه ها نوشتند که در روزهای اخیر شاهد ترافیک حدودا 30 کیلومتری در این مسیر بودیم. گویا باز توجه به این مشکل زیاد شده است. نگران نباشید. دوباره از مهر توجه کم خواهد شد.
..........................

https://moroor.org/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D8%AD-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
زندگی دانشجویی،
رقابت بر سر «زیبایی»

فردین علیخواه


🔺برای‌آنکه به مسئله اصلی این نوشته بپردازم ابتدا مقدمه‌ای کوتاه بیان می‌کنم. گاهی فرصتی پیش می‌آید تا با والدینی که فرزندانی دانشجو دارند در خصوص تغییرات فرزندشان پس از ورود به دانشگاه گفتگو کنم. معمولاً این سؤال را مطرح می‌کنم که فرزندشان پس از ورود به دانشگاه کم‌وبیش دچار چه تغییراتی می‌شود که به چشم آمده و ملموس است. قابل‌تأمل آنکه، «خودزشت‌پنداری» و تلاش پیگیرانه برای «زیبا شدن» یکی از پاسخ‌هایی بوده است که در یکی دو سال اخیر فراوان شنیده‌ام.

🔺منظور والدین چیست؟ اینکه دانشجو پس از ورود به دانشگاه مدام خودش را از نظر «خوش‌تیپ» «خوش‌قیافه»، «زیبا»، «جذاب»، «مُد روز» و «Snatched» بودن (داشتن استایل فوق‌العاده و خَفن) با دیگران مقایسه می‌کند. برخی از والدین از پیامدهای نگران‌کننده حاصل از این نوع مقایسه‌ها می‌گویند که انزوای اجتماعی، حبس‌کردن خود در خانه، کاهش شدید اعتمادبه‌نفس، سرزنش والدین خود به دلیل میراث زشتی، و در مواردی، بروز رفتارهای ضداجتماعی از آن جمله است.

🔺در یکی از نمونه‌ها، دانشجویی از دانشگاه صنعتی شریف این‌گونه بود و «خودزشت پنداری» او در مواجهه با هم‌کلاسی‌هایش، نگرانی زیادی در والدین ایجاد کرده بود. به‌عنوان کسی که سال‌هاست در دانشگاه‌ها تدریس می‌کنم از نزدیک شاهد افزایش آهسته‌آهستة وسواس نسبت ظاهر بوده‌ام. بگذارید مثالی بزنم. اگر در ترم‌های آغازینِ ورود دانشجویان درسی با آنان داشته باشم معمولاً در پایان ترم عکسی به یادگار می‌گیریم و آن را به دیوار اتاقم نصب می‌کنم. چندین و چند بار پیش‌آمده است که دانشجویی آمده، بادقت به‌عکس خود نگاه کرده و درخواست کرده تا عکس را بردارم. برخی از آنان در سال‌های بالاتر و پس از تغییرات اساسی چهره و سبک پوشششان نسبت به ترم‌های آغازین، می‌آیند و این‌چنین درخواستی را مطرح می‌کنند. مهم‌ترین دلیل نیز همانی است که والدین به آن اشاره کرده‌اند. هر چقدر از سال‌های دور به‌سوی اکنون می‌آییم چنین وسواس و حساسیتی افزایش می‌یابد به‌گونه‌ای که هم اکنون چنین دغدغه‌ای به یکسان، هم در بین پسران و هم در بین دختران دانشجو دیده می شود.

🔺در برخی جوامع، زیبایی شکلی از سرمایه تلقی می‌شود، سرمایه‌ای که به شکل بالقوه می‌تواند برای فرد منزلت اجتماعی در پی داشته باشد. به همین دلیل، زیبایی، همچون سایر سرمایه‌ها، می‌تواند زمینه و معیار قشربندی اجتماعی شود و در بین افراد سلسله‌مراتب ایجاد نماید. زیبایی، وقتی تبدیل به ارزشی اجتماعی می‌شود می‌تواند افراد را به فقیر، کمتر برخوردار و ثروتمند تقسیم کند به‌گونه‌ای که بعضی‌ها ندارند، بعضی‌ها کم دارند و بعضی‌ها هم از نظر برخورداری از آن غنی‌اند. زیبایی، زمینه‌ساز نابرابری اجتماعی در جامعه جدید است. با این اوصاف، اگر تفکر و مواجهۀ انتقادی وجود نداشته باشد زیبایی به شکل بالقوه می‌تواند زمینۀ کنار گذاشته‌شدن افراد، طرد اجتماعی و «جداسازی غیررسمی» را ایجاد کند. آنچه می‌گویم در مقام توصیف بوده و به معنای تأیید یا تجویز نیست که بی‌شک نویسنده این متن با آپارتاید ناشی از زیبایی میانه‌ای ندارد.

🔺نکته‌ای که خواننده فرهیخته متن باید به آن توجه داشته باشد این است که «زیبایی» را غالباً باید داخل گیومه نهاد. زیبایی، مفهومی نسبی و برساختی اجتماعی است. زیبایی در افریقا لزوماً با زیبایی در اروپا یکسان نیست. زیبایی در ترکیه لزوماً با زیبایی در آرژانتین یکی نیست؛ ولی اتفاقی که به‌ویژه در قرن بیستم رخ داد آن بود که رسانه‌های جمعی‌ای که دارای نفوذی جهانی بودند به‌تدریج معیارهای محدود به سرزمین خاصی را جهانی جلوه دادند. توضیح بیشتر آنکه، معیارهای زیبایی غالباً از کشورهای توسعه‌یافته اروپا و امریکای شمالی به سمت سایر نقاط جهان سرازیر شد، هر چند دراین‌خصوص گاهی شاهد بده‌بستان فرهنگ‌ها هم بودیم، به این معنا که در حوزه مد یا میکاپ، معیارها و صفاتی از کشورهای درحال‌توسعه به سمت کشورهای نوع نخست جریان یافت. بااین‌وجود شکل غالب، گسترش معیار «زیبایی» از کشورهای پیشرفته اروپایی و امریکا به سایر نقاط جهان بوده است. خلاصه آنکه، باید تأکید کرد که معیارهای زیبایی جهانی نیست و اگر جهانی می‌شود باید این احتمال و فرض قوی را داشت که ردپای کمپانی‌های رسانه‌ای و شرکت‌های تولید لوازم آرایشی در میان باشد. احساس می‌کنم که دارم از بحث اصلی دور می‌شوم. به بحث اصلی برگردم.

👇🏽ادامه نوشته در صفحه بعد آمده است👇🏽
ادامه: زندگی دانشجویی، رقابت بر سر زیبایی

🔺اول: دانشگاه، نامش روی خودش است و نام، بیانگر مهم‌ترین ویژگی و کارکرد آن است. اگر ارزشی در دانشگاه قرار است زمینه‌ساز ایجاد سلسله‌مراتب باشد دانش است. در واقع اگر قرار است رقابتی وجود داشته باشد باید برای کسب دانش بیشتر و درخشیدن فرد در این عرصه باشد. هم اکنون اما این‌طور نیست. در سطرهای قبل به دانشگاه صنعتی شریف اشاره کردم. چند سال قبل پژوهشی (منتشر نشده) درباره سبک زندگی دانشجویی در بین دانشجویان آن دانشگاه داشتم. جالب بود که در بین دانشجویان، رقابتی چشمگیر نسبت به داشتن ماشین، آن هم مدل خوب و به روزش وجود داشت. این ویژگی در کشورهای توسعه‌یافته به‌ندرت دیده می‌شود. منظورم آن است که ارزش‌هایی در دانشگاه‌ها در حال گسترش است که با ماهیت وجودی آن در تضاد و تعارض است.

🔺دوم: معمولاً یکی از ویژگی‌های حیات دانشجویی در بیشتر کشورهای جهان، «پادفرهنگ» بودن سبک زندگی آنان است. منظور از پادفرهنگ، پیروی‌نکردن، مخالفت و نزاع بافرهنگ مرسوم، غالب و جریان اصلی است. دانشجویان در مقایسه با جریانات فرهنگی غالب بر جامعه، همواره مسیر و پنجرۀ متفاوتی می‌گشایند و معمولاً از موضعی انتقادی با قالب‌ها و کلیشه‌های فرهنگی مواجه می‌شوند. در زمینه بحث اصلی این جُستار، از طرف دانشجویان مقاومتی در مقابل استانداردهای جامعه در خصوص زیبایی دیده نمی‌شود و یا حداقل ضعیف دیده می شود. طرح مسیرهای فرهنگی جایگزین در فرهنگ دانشجویی رو به ضعف نهاده است و به نظر می‌رسد، تأکید می‌کنم که به نظر می‌رسد، آنان نیز با تجویزهای جامعه همنوا و همگام شده‌اند.

🔺امیدوارم از این متن برداشتی نشود که به‌هیچ‌وجه مراد من نیست. فداکردن تمامی لذت‌های زندگی برای کسب دانش، تحقیر «خوش‌پوشی»، «آراستگی» و حتی « به‌هنگام‌زیستن» اصلاً مدنظر من نیست. آنچه می‌خواهم بر آن اصرار کنم مواجهه انتقادی با حیات فرهنگی بیرون از دانشگاه، به‌ویژه با آنچه است که «سرآمدان زیبایی» که اغلب‌شان ساخته و پرداختۀ رسانه‌هایند تجویز می‌کنند.

🔺سخن پایانی آنکه، وضعی که توصیف شد خود، دلایل و ریشه‌هایی دارد که صرفاً برای نمونه می‌توان به اعمال سیاست‌های فرهنگی یک‌طرفه، واقع گریزانه، غیرتعاملی، غیرمشارکتی، اجبارگونه، و به‌دوراز شرایط زمانه در دانشگاه‌های کشور اشاره کرد. آنچه توصیف شد معلول است و اساساً قابل سرزنش نیست.
▪️منبع: پایگاه خبری تحلیلی مرور(گیلان)
@fardinalikhah
از تلویزیون تا هوش مصنوعی
در گفت‌وگو با فردین علیخواه

🔶۲۵ شهریور ۱۴۰۴، در گفت‌وگو درباره پشت پرده آگاهی این پرسش با دکتر فردین علیخواه مطرح شد که شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها تا چه میزان و از چه طریق در شکل‌گیری آگاهی ما موثراند؟

🔹علیخواه یاداوری کرد که در قرن بیستم متفکران اجتماعی چپ نسبت به رسانه بدبین بودند. زیرا آن‌ها تصور می‌کردند که کار رسانه سرپوش گذاشتن و جلوگیری از شکل‌گیری «آگاهی راستین» است.

🔹در قرن بیست‌ویکم اینترنت خوشبینی‌هایی را ایجاد کرد. دیگر یک زن روستایی و یک چوپان هم می‌توانستند رسانه داشته باشند. در این دوره ما شاهد «انقلاب روایت‌ها» هستیم.
به نظرتان در مجموع اینترنت روایت‌های خرد را در مقابل کلان‌روایت‌هایی که رسانه‌ها ترویج می‌کنند توانمندتر کرده؟


🔹 او گفت:《من فکر می‌کنم ایرانیان برای اینکه ناراضی شوند احتیاج به رسانه‌های فرامرزی ندارند. همین که در خانه هم بمانید و لامپ بالای سرتان خاموش شود و آب نداشته باشید، ناراضی خواهید شد.》
شما فکر می‌کنید نقش رسانه‌های فرامرزی در ایجاد یا تشدید نارضایتی چقدر است؟


🔹علیخواه کلامش را با اشاره به یک چرخش به پایان برد. او نسبت به هوش مصنوعی بدبین بود و از «حباب فیلتر» و «تشابه روایت‌ها» سخن گفت. به نظر او تفکر انتقادی و تکثر روایت‌ها در معرض خطر است.
آیا آینده هوش مصنوعی برای شما نگران‌کننده است؟ چقدر درباره ظرفیت‌های رو به رشد آن اطلاعات دارید؟


این پرسش و پاسخ‌ها را از اینجا بشنوید و یا از اینجا بخوانید.

@SociologyOfKST
☝🏾پست قبل در واقع سخنرانی ام در ۲۵ شهریور، در انجمن جامعه شناسی ایران در نشست «پشت پرده آگاهی: واقعیت در عصر چندگانگی روایت‌ها» است که از طریق گوگل میت برگزار شد
دکتر سمیه توحیدلو مجموعه نشست‌هایی با حضور پژوهشگران اجتماعی و جامعه شناسان درباره جنگ ۱۲ روزه برگزار می‌کنند. تاکنون هشت نشست برگزار شده است. فایل صوتی این نشست‌ها در صفحه انجمن جامعه شناسی منتشر می‌شود. برخی از این سخنرانی‌ها بسیار درخشانند. پیشنهاد می‌کنم اگر فرصتی داشتید گوش کنید. اگر در صفحه تلگرام انجمن از آخرین پست به سمت پست‌های قبل‌تر بروید این فایل‌ها با عنوان «بازخوانی اجتماعی جنگ ۱۲ روزه» قابل پخش یا دانلود می‌باشد.
آدرس صفحه انجمن جامعه شناسی ایران:
https://news.1rj.ru/str/iran_sociology
برای خواندن مطلب بالا می توانید روی INSTANT VIEW کلیک کنید.👆🏽👆🏽👆🏽
کنکاش_های_مفهومی_و_نظری_درباره_جامعه_ایران_۵.pdf
1.3 MB
برنامه تفصیلی همایش کنکاش‌های مفهومی و نظری در جامعه ایران
دوشنبه الی پنجشنبه
۱۴-۱۷ مهرماه
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

📣 لازم به ذکر است برای عزیزانی که علاقمندند به شکل برخط در جلسات حضور داشته باشند، لینک هر جلسه در فایل بالا قرار داده شده است.

@iran_sociology

#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
👆🏽👆🏽👆🏽
برای علاقه مندان به مباحث علوم اجتماعی درباره جامعه ایرانی. شرکت در نشست ها چه به شکل حضور و چه به شکل آنلاین برای علاقه مندان آزاد است. در متن پی.دی.اف. پست قبل جزئیات برنامه و عناوین سخنرانی ها آمده است.
فردا ساعت دو و نیم بعد از ظهر در نشست انجمن جامعه شناسی ایران به توصیف تجربه زیسته‌ام در زمینه «به اشتراک گذاشتن جامعه شناسی با جامعه» خواهم پرداخت.

لینک حضور آنلاین
https://B2n.ir/kankash04
ششمین همایش کنکاش های مفهومی و نظری درباره جامعه ایران سه شنبه 15 مهر در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در پنل «علوم اجتماعی و حوزه عمومی» این همایش، سخنرانی و جستاری ارائه دادم و در آن بر شرح تجربه زیسته ام در خصوص « به اشتراک گذاشتن جامعه شناسی با جامعه» از طریق شبکه های اجتماعی پرداختم. امروز روزنامه اعتماد در صفحه اندیشه خود آن جستار را منتشر کرده است. اگر علاقه مند هستید می توانید بخوانید.

برای مطالعه روی کلمه INSTANT VIEW یا اینجا کلیک کنید
برای خواندن جستار بالا هم می توانید به سایت عصر ایران بروید و هم می توانید روی INSTANT VIEW کلیک کنید.👆🏽
#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات  با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می کند:

عنوان نشست:
تأملی بر پدیده عروسک لبوبو در ایران

با حضور:
فردین علیخواه
جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان
عنوان ارائه: لبوبو، از رغبت تا ملالت کودکانه

رضا جمیلی
مدیر توسعه کسب و کار راه کار
عنوان ارائه :چرخه تولد تا مرگ محصول در اقتصاد سریع


دبیر نشست:
محیابرکت
(دبیر کارگروه مطالعات بازی و سرگرمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات )

زمان :چهارشنبه ٧ آبان ۱۴۰۴، ساعت ١۰ صبح
مکان:خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان ولیعصر، کوچه دمشق، پلاک ٩، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

نشست به صورت حضوری و برخط برگزار می شود.

لینک ورود به نشست:

https://www.skyroom.online/ch/ricac/communication

🆔 @irancsca
Audio
فایل صوتی سخنرانی

لبوبو، از رغبت تا ملالت کودکانه
فردین علیخواه

عنوان نشست:
تأملی بر پدیده عروسک لبوبو در ایران

برگزارکننده:
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

زمان :چهارشنبه ٧ آبان ۱۴۰۴، ساعت ١۰ صبح
آیا ما ایرانیان در مقایسه با سایر ملت‌های جهان دچار «خودخوارپنداری» هستیم؟ آیا ما هر دستاورد مثبتی را بی‌درنگ با ملل توسعه‌یافته مقایسه می‌کنیم و سرانجام آن را کم‌ارزش می‌دانیم؟ آیا خودتحقیری، خودتخریبی و به طور مشخص «نفرت از خود» پدیده‌های فراگیر در جامعه ایران‌اند؟ آیا دراین‌خصوص می‌توان تفاوت‌هایی بین -نسلی قائل بود؟ دلایل تاریخی و جامعه شناختی آن چیست؟ آیا رسانه ها در این زمینه نقش دارند؟ در این میزگرد درباره جنبه‌های مختلف پدیده خودخوارپنداری گفتگو خواهیم کرد. کانون توجه میزگرد بر بررسی اشتیاق/امتناع از خرید کالای ایرانی مبتنی خواهد بود.

▪️چهارشنبه 21 آبان
ساعت 11 ظهر

رویداد هفته دیزاین تهران

پنل: «خودخوارانگاری ایرانی: واقعیت یا سراب؟»

اعضاء: شاهین فاطمی، شروین وکیلی، فردین علیخواه

تهران: زعفرانیه. سه راه آصف. خیابان رامکوه. پلاک 14. گالری ماد.

https://tehrandesignw.com/home-2/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دو استاد رشته علمِ داده در دانشگاه ایلینوی برای حضوروغیاب کلاسِ دویست‌نفرهٔ خود از یک اپ استفاده می‌کردند. آنان متوجه می‌شوند که تفاوت چشمگیری بین تعداد دانشجویان واقعا حاضر در کلاس با تعداد دانشجویانی وجود دارد که در اپ حاضر ثبت شده‌اند. در نتیجه این دو در اپ پیام اخطارآمیزی می‌گذارند و از دانشجویان خود توضیح می‌خواهند. استادان به‌تدریج پیام‌های معذرت‌خواهی و بخشش از دانشجویان دریافت می‌کنند. حدود صد پیام دریافت می‌شود. نکته آن است که آنان از متن و کلمات کاملا شبیه به هم متوجه می‌شوند تقریباً همه پیام‌ها توسط هوش مصنوعی نوشته شده است! در ایمیل‌ها نوشته شده بود که «صادقانه عذر می‌خواهم» ولی به بیان این دو استاد، این شکل از پیام‌های شبیه به هم و ماشینی اصلاً صادقانه به نظر نمی‌رسید.

▪️تولید انبوه و توده‌وار پیام‌های معذرت‌خواهی موضوعی قابل‌تأمل است. آیا این شکل از پیام‌ها که فاقد فردیت و شخصیت‌اند می‌توانند بیانگر درون آدم‌ها باشد یا صرفا پیامی برای رفع تکلیف است؟ قرار بود هوش مصنوعی دستیار ما باشد و نه آنکه در ارتباطات به جای ما قرار گیرد😕

فردین علیخواه
@fardinalikhah