🚗 وسایل نقلیه کوچیک → get in / get out
Get in the car.
«برو داخل ماشین.»
He got out of the taxi.
«او از تاکسی پیاده شد.»
🚌 وسایل نقلیه بزرگ یا سوارشدنی → get on / get off
Get on the bus.
«سوار اتوبوس شو.»
She got off the train.
«او از قطار پیاده شد.»
He got on his bike.
«او سوار دوچرخه شد.»
@FatimaEnglishTips
Get in the car.
«برو داخل ماشین.»
He got out of the taxi.
«او از تاکسی پیاده شد.»
🚌 وسایل نقلیه بزرگ یا سوارشدنی → get on / get off
Get on the bus.
«سوار اتوبوس شو.»
She got off the train.
«او از قطار پیاده شد.»
He got on his bike.
«او سوار دوچرخه شد.»
@FatimaEnglishTips
❤5👌1
I’d rather not
معنی: «ترجیحا نه» – مودبانه برای گفتن «نه» بدون اینکه دل کسی بشکنه.
قانون طلایی:
وقتی نمیخوای مستقیم «نه» بگی → I’d rather not
مثالها:
ماشین:
“Can I borrow your car?” → “I’d rather not, sorry.”
«ترجیحا نه، ببخشید.»
دعوت:
“Do you want to come to the party?” → “I’d rather not, I’m tired.”
«ترجیحا نه، خستهام.»
پیشنهاد کاری:
“Can you help me tomorrow?” → “I’d rather not, I have other plans.”
«ترجیحا نه، برنامههای دیگهای دارم.»
@FatimaEnglishTips
معنی: «ترجیحا نه» – مودبانه برای گفتن «نه» بدون اینکه دل کسی بشکنه.
قانون طلایی:
وقتی نمیخوای مستقیم «نه» بگی → I’d rather not
مثالها:
ماشین:
“Can I borrow your car?” → “I’d rather not, sorry.”
«ترجیحا نه، ببخشید.»
دعوت:
“Do you want to come to the party?” → “I’d rather not, I’m tired.”
«ترجیحا نه، خستهام.»
پیشنهاد کاری:
“Can you help me tomorrow?” → “I’d rather not, I have other plans.”
«ترجیحا نه، برنامههای دیگهای دارم.»
@FatimaEnglishTips
👍3👌1
🌟 Nothing beats
معنی: «هیچی جای … را نمیگیرد» / «هیچ چیز بهتر از … نیست»
برای گفتن اینکه چیزی بهترین یا لذتبخشترین است
ساختار:
Nothing beats + [چیز/تجربه/فعالیت]
مثالها:
“Nothing beats a hot cup of tea.”
«هیچی جای یک چای داغ را نمیگیرد.»
“Nothing beats spending time with good friends.”
«هیچی جای وقت گذراندن با دوستان خوب را نمیگیرد.»
“Nothing beats mom’s cooking.”
«هیچی جای غذای مامان را نمیگیرد.»
“Nothing beats a lesson with Teacher Fatima.”
«هیچی جای درس دادن تیچر یاس را نمیگیرد.»
💡 نکتهی طلایی: همیشه چیزی که بعدش میآید بهترین، لذتبخش یا ارزشمند است و نمیتوان آن را با چیز دیگری جایگزین کرد.
@FatimaEnglishTips
معنی: «هیچی جای … را نمیگیرد» / «هیچ چیز بهتر از … نیست»
برای گفتن اینکه چیزی بهترین یا لذتبخشترین است
ساختار:
Nothing beats + [چیز/تجربه/فعالیت]
مثالها:
“Nothing beats a hot cup of tea.”
«هیچی جای یک چای داغ را نمیگیرد.»
“Nothing beats spending time with good friends.”
«هیچی جای وقت گذراندن با دوستان خوب را نمیگیرد.»
“Nothing beats mom’s cooking.”
«هیچی جای غذای مامان را نمیگیرد.»
“Nothing beats a lesson with Teacher Fatima.”
«هیچی جای درس دادن تیچر یاس را نمیگیرد.»
💡 نکتهی طلایی: همیشه چیزی که بعدش میآید بهترین، لذتبخش یا ارزشمند است و نمیتوان آن را با چیز دیگری جایگزین کرد.
@FatimaEnglishTips
👍2
🔹 معنی "Take after"
وقتی میگیم take after someone یعنی از نظر ظاهر، شخصیت یا رفتار شبیه کسی (معمولاً یکی از اعضای خانواده) بودن.
این phrasal verb در مورد ویژگیهای ژنتیکی، اخلاقی یا رفتاری استفاده میشه.
📌 همیشه بعدش شخص میاد (نه چیز یا شیء).
🔹 ساختار
---
🔹 مثالها
1. I take after my grandfather.
من به بابابزرگم رفتهام.
2. She takes after her mother in being very patient.
او از نظر صبور بودن شبیه مادرش است.
3. Ali takes after his father. He’s really good at fixing things.
علی به پدرش رفته، تو تعمیر وسایل خیلی خوبه.
4. Sara takes after her aunt. They both love painting.
سارا شبیه خالهاشه، هردوشون عاشق نقاشی هستن.
5. Do you take after your mom or your dad?
تو بیشتر به مامانت رفتی یا به بابات؟
🔹 تمرین
“Who do you take after in your family? And how?
به کی توی خانوادهات رفتی و چطور؟
@FatimaEnglishTips
وقتی میگیم take after someone یعنی از نظر ظاهر، شخصیت یا رفتار شبیه کسی (معمولاً یکی از اعضای خانواده) بودن.
این phrasal verb در مورد ویژگیهای ژنتیکی، اخلاقی یا رفتاری استفاده میشه.
📌 همیشه بعدش شخص میاد (نه چیز یا شیء).
🔹 ساختار
Subject + take after + person
---
🔹 مثالها
1. I take after my grandfather.
من به بابابزرگم رفتهام.
2. She takes after her mother in being very patient.
او از نظر صبور بودن شبیه مادرش است.
3. Ali takes after his father. He’s really good at fixing things.
علی به پدرش رفته، تو تعمیر وسایل خیلی خوبه.
4. Sara takes after her aunt. They both love painting.
سارا شبیه خالهاشه، هردوشون عاشق نقاشی هستن.
5. Do you take after your mom or your dad?
تو بیشتر به مامانت رفتی یا به بابات؟
🔹 تمرین
“Who do you take after in your family? And how?
به کی توی خانوادهات رفتی و چطور؟
@FatimaEnglishTips
❤4👌1
Happen to = برای پرسیدن مودبانه
احیانا
فرمول:
Do/Does/Did + subject + happen to + فعل اصلی
→ یعنی «احیاناً…؟» وقتی میخوای چیزی رو مودبانه یا نرمتر بپرسی.
مثالها:
Do you happen to have a pen?
احیانا خودکار داری؟
Do you happen to know the time?
احیانا ساعتو میدونی؟
Do you happen to have any painkillers?
احیانا مسکن داری؟
@FatimaEnglishTips
احیانا
فرمول:
Do/Does/Did + subject + happen to + فعل اصلی
→ یعنی «احیاناً…؟» وقتی میخوای چیزی رو مودبانه یا نرمتر بپرسی.
مثالها:
Do you happen to have a pen?
احیانا خودکار داری؟
Do you happen to know the time?
احیانا ساعتو میدونی؟
Do you happen to have any painkillers?
احیانا مسکن داری؟
@FatimaEnglishTips
👍1👏1
If that :« فوقفوقش / نهایتش همین»
جایگاه: همیشه آخر جمله میاد. قبلش معمولاً کاما میگذاریم.
مثالها:
He earns $100, if that.
اون احتمالا صد دلار حقوق میگیره، فوقفوقش همین.
It’ll take two hours, if that.
دو ساعت طول میکشه، نهایتش همین.
@FatimaEnglishTips
جایگاه: همیشه آخر جمله میاد. قبلش معمولاً کاما میگذاریم.
مثالها:
He earns $100, if that.
اون احتمالا صد دلار حقوق میگیره، فوقفوقش همین.
It’ll take two hours, if that.
دو ساعت طول میکشه، نهایتش همین.
@FatimaEnglishTips
👌1
No more + فعل-ing
یعنی: دیگه … نکن / … ممنوع
بعد از No more همیشه فعل به شکل -ing میاد.
برای ممنوع کردن یا پایان دادن به کاری استفاده میکنیم.
نکته: لحنش قاطع و جدیه.
No more nagging!
غرزدن ممنوع!
No more bossing around!
رییسبازی ممنوع! / دستور دادن و خودنمایی کردن ممنوع
@FatimaEnglishTips
یعنی: دیگه … نکن / … ممنوع
بعد از No more همیشه فعل به شکل -ing میاد.
برای ممنوع کردن یا پایان دادن به کاری استفاده میکنیم.
نکته: لحنش قاطع و جدیه.
No more nagging!
غرزدن ممنوع!
No more bossing around!
رییسبازی ممنوع! / دستور دادن و خودنمایی کردن ممنوع
@FatimaEnglishTips
👍5👎1
این ساختار وقتی استفاده میشه که میخوای بگی:
«موندم فلان کار بکنم یا نه»
یا به انگلیسی:
“I don’t know whether to … or not.”
مثالها:
1. I don’t know whether to stay or not.
💡 موندم بمونم یا نه.
2. I don’t know whether to tell him the truth or not.
💡 موندم حقیقت رو بهش بگم یا نه.
3. I don’t know whether to accept the invitation or not.
💡 موندم دعوت رو قبول کنم یا نه.
4. I don’t know whether to buy this dress or not.
💡 موندم این لباس رو بخرم یا نه.
5. I don’t know whether to quit my job or not.
💡 موندم از کارم استعفا بدم یا نه.
👉 پس همیشه این ساختار رو میتونی مثل یک الگو استفاده کنی:
I don’t know whether to + فعل ساده + or not
= موندم فلان کار بکنم یا نه.
@FatimaEnglishTips
«موندم فلان کار بکنم یا نه»
یا به انگلیسی:
“I don’t know whether to … or not.”
مثالها:
1. I don’t know whether to stay or not.
💡 موندم بمونم یا نه.
2. I don’t know whether to tell him the truth or not.
💡 موندم حقیقت رو بهش بگم یا نه.
3. I don’t know whether to accept the invitation or not.
💡 موندم دعوت رو قبول کنم یا نه.
4. I don’t know whether to buy this dress or not.
💡 موندم این لباس رو بخرم یا نه.
5. I don’t know whether to quit my job or not.
💡 موندم از کارم استعفا بدم یا نه.
👉 پس همیشه این ساختار رو میتونی مثل یک الگو استفاده کنی:
I don’t know whether to + فعل ساده + or not
= موندم فلان کار بکنم یا نه.
@FatimaEnglishTips
❤3👏1
✨ ساختار:
I got + adjective
🔑 معنی:
= من … شدم
اینجا got به معنی «شدن» هست. بعدش یک صفت (adjective) میاد.
📝 مثالها:
I got tired.
💡 خیلی خسته شدم.
I got hungry.
💡 گرسنه شدم.
I got angry.
💡 عصبانی شدم.
I got worried.
💡 نگران شدم.
I got excited.
💡 هیجانزده شدم.
@FatimaEnglishTips
I got + adjective
🔑 معنی:
= من … شدم
اینجا got به معنی «شدن» هست. بعدش یک صفت (adjective) میاد.
📝 مثالها:
I got tired.
💡 خیلی خسته شدم.
I got hungry.
💡 گرسنه شدم.
I got angry.
💡 عصبانی شدم.
I got worried.
💡 نگران شدم.
I got excited.
💡 هیجانزده شدم.
@FatimaEnglishTips
👍1
**حال ساده (Simple Present)
حال ساده برای بیان کارهایی استفاده میشود که به طور معمول، هر روز یا همیشه اتفاق میافتند.
💡 به زبان ساده:
«عادتها، حقایق و چیزهای تکراری»
ساختار:
✅ برای I / You / We / They:
Subject + base verb + …
مثال:
I play football. →
من فوتبال بازی میکنم.
They study English every day. → آنها هر روز انگلیسی میخوانند.
✅ برای He / She / It:
Subject + base verb + s/es + …
مثال:
She plays football. →
او فوتبال بازی میکند.
The sun rises in the east. → خورشید از شرق طلوع میکند.
نکات مهم:
1. زمان حال ساده = عادتها یا کارهای روزمره
I wake up at 7 every day. →
هر روز ساعت ۷ بیدار میشوم.
2. برای حقایق علمی یا کلی
Water boils at 100°C. →
آب در ۱۰۰ درجه میجوشد.
🌟 نکته جالب:
«حال ساده، داستان زندگی روزمره ماست. کارهایی که همیشه انجام میدهیم و حقایق سادهای که همیشه درستاند.»
@FatimaEnglishTips
حال ساده برای بیان کارهایی استفاده میشود که به طور معمول، هر روز یا همیشه اتفاق میافتند.
💡 به زبان ساده:
«عادتها، حقایق و چیزهای تکراری»
ساختار:
✅ برای I / You / We / They:
Subject + base verb + …
مثال:
I play football. →
من فوتبال بازی میکنم.
They study English every day. → آنها هر روز انگلیسی میخوانند.
✅ برای He / She / It:
Subject + base verb + s/es + …
مثال:
She plays football. →
او فوتبال بازی میکند.
The sun rises in the east. → خورشید از شرق طلوع میکند.
نکات مهم:
1. زمان حال ساده = عادتها یا کارهای روزمره
I wake up at 7 every day. →
هر روز ساعت ۷ بیدار میشوم.
2. برای حقایق علمی یا کلی
Water boils at 100°C. →
آب در ۱۰۰ درجه میجوشد.
🌟 نکته جالب:
«حال ساده، داستان زندگی روزمره ماست. کارهایی که همیشه انجام میدهیم و حقایق سادهای که همیشه درستاند.»
@FatimaEnglishTips
🥰2
🚫 مودبانه بگیم: «این کارو نکن!»
در انگلیسی برای اینکه به کسی محترمانه بگیم کاری رو انجام نده، از ساختار زیر استفاده میکنیم:
👉 Could you not + فعل … ?
💬 یعنی: «میشه فلان کار رو نکنی؟»
🔹 مثالها:
Could you not smoke here? 🚭
میشه اینجا سیگار نکشی؟
Could you not make so much noise? 🔊
میشه انقدر سر و صدا نکنی؟
Could you not be late again? ⏰
میشه دوباره دیر نکنی؟
Could you not use my computer without asking? 💻
میشه بدون اجازه از کامپیوترم استفاده نکنی؟
💡 نکته مهم:
مودبانه است ✅
کمی حالت اعتراض محترمانه هم دارد ⚠️
هم احترام را حفظ میکند و هم جدی بودن درخواست را نشان میدهد 💪
@FatimaEnglishTips
در انگلیسی برای اینکه به کسی محترمانه بگیم کاری رو انجام نده، از ساختار زیر استفاده میکنیم:
👉 Could you not + فعل … ?
💬 یعنی: «میشه فلان کار رو نکنی؟»
🔹 مثالها:
Could you not smoke here? 🚭
میشه اینجا سیگار نکشی؟
Could you not make so much noise? 🔊
میشه انقدر سر و صدا نکنی؟
Could you not be late again? ⏰
میشه دوباره دیر نکنی؟
Could you not use my computer without asking? 💻
میشه بدون اجازه از کامپیوترم استفاده نکنی؟
💡 نکته مهم:
مودبانه است ✅
کمی حالت اعتراض محترمانه هم دارد ⚠️
هم احترام را حفظ میکند و هم جدی بودن درخواست را نشان میدهد 💪
@FatimaEnglishTips
❤3🔥1👌1
English with Fatima
Voice message
❓ سؤالی کردن در حال ساده
برای درست کردن سؤال، از Do / Does استفاده میکنیم:
1. برای I / You / We / They → Do
* Do you play football?
(آیا فوتبال بازی میکنی؟)
* Do they study English every day?
(آیا آنها هر روز انگلیسی میخوانند؟)
2. برای He / She / It → Does
* Does she play football?
(آیا او فوتبال بازی میکند؟)
* Does the sun rise in the west?
(آیا خورشید از غرب طلوع میکند؟ → خیر 😅)
👉 نکته مهم: وقتی از does استفاده میکنیم، فعل ساده میآید (s/es نمیگیرد).
مثال:
❌ Does she plays football?
✅ Does she play football?
@FatimaEnglishTips
برای درست کردن سؤال، از Do / Does استفاده میکنیم:
1. برای I / You / We / They → Do
* Do you play football?
(آیا فوتبال بازی میکنی؟)
* Do they study English every day?
(آیا آنها هر روز انگلیسی میخوانند؟)
2. برای He / She / It → Does
* Does she play football?
(آیا او فوتبال بازی میکند؟)
* Does the sun rise in the west?
(آیا خورشید از غرب طلوع میکند؟ → خیر 😅)
👉 نکته مهم: وقتی از does استفاده میکنیم، فعل ساده میآید (s/es نمیگیرد).
مثال:
❌ Does she plays football?
✅ Does she play football?
@FatimaEnglishTips
❤1🔥1👌1
🚫 منفی کردن در حال ساده
برای منفی کردن، از don’t / doesn’t استفاده میکنیم:
### 1. برای I / You / We / They → don’t
* I don’t play football.
(من فوتبال بازی نمیکنم.)
* They don’t study English every day.
(آنها هر روز انگلیسی نمیخوانند.)
### 2. برای He / She / It → doesn’t
* She doesn’t play football.
(او فوتبال بازی نمیکند.)
* It doesn’t rain much in the desert.
(در صحرا زیاد باران نمیبارد.)
👉 مثل سؤالها، وقتی از doesn’t استفاده میکنیم، فعل ساده میآید (بدون s).
مثال:
❌ She doesn’t plays football.
✅ She doesn’t play football.
---
🌟 جمعبندی:
* Do/Does = برای سؤال
* Don’t/Doesn’t = برای منفی
* بعد از does / doesn’t همیشه فعل ساده میآید.
@FatimaEnglishTips
برای منفی کردن، از don’t / doesn’t استفاده میکنیم:
### 1. برای I / You / We / They → don’t
* I don’t play football.
(من فوتبال بازی نمیکنم.)
* They don’t study English every day.
(آنها هر روز انگلیسی نمیخوانند.)
### 2. برای He / She / It → doesn’t
* She doesn’t play football.
(او فوتبال بازی نمیکند.)
* It doesn’t rain much in the desert.
(در صحرا زیاد باران نمیبارد.)
👉 مثل سؤالها، وقتی از doesn’t استفاده میکنیم، فعل ساده میآید (بدون s).
مثال:
❌ She doesn’t plays football.
✅ She doesn’t play football.
---
🌟 جمعبندی:
* Do/Does = برای سؤال
* Don’t/Doesn’t = برای منفی
* بعد از does / doesn’t همیشه فعل ساده میآید.
@FatimaEnglishTips
👏2
📘 آموزش عبارت "چه برسه به" در انگلیسی
🔹 معادل انگلیسی "چه برسه به" = let alone
✨ کاربرد
وقتی میخواهیم بگوییم:
اگر کاری سادهتر را نمیتوانیم انجام دهیم، پس کار سختتر که اصلاً!
📌 ساختار:
👉 I can’t do A, let alone B.
---
## 📝 مثالها
1. من یک کلمه چینی بلد نیستم، چه برسه به صحبت کردن روان.
➡️ I don’t know a single word of Chinese, let alone speak it fluently.
2. من زورم به یک جعبه کوچک هم نمیرسد، چه برسه به یخچال.
➡️ I can’t lift a small box, let alone a refrigerator.
3. من بلد نیستم نیمرو درست کنم، چه برسه به غذای کامل.
➡️ I can’t even fry an egg, let alone cook a full meal.
4. او وقت ندارد زنگ بزند، چه برسه به سفر.
➡️ He doesn’t even have time to call, let alone travel.
5. من ریاضی مقدماتی را نمیفهمم، چه برسه به حساب دیفرانسیل.
➡️ I don’t understand basic math, let alone calculus.
@FatimaEnglishTips
🔹 معادل انگلیسی "چه برسه به" = let alone
✨ کاربرد
وقتی میخواهیم بگوییم:
اگر کاری سادهتر را نمیتوانیم انجام دهیم، پس کار سختتر که اصلاً!
📌 ساختار:
👉 I can’t do A, let alone B.
---
## 📝 مثالها
1. من یک کلمه چینی بلد نیستم، چه برسه به صحبت کردن روان.
➡️ I don’t know a single word of Chinese, let alone speak it fluently.
2. من زورم به یک جعبه کوچک هم نمیرسد، چه برسه به یخچال.
➡️ I can’t lift a small box, let alone a refrigerator.
3. من بلد نیستم نیمرو درست کنم، چه برسه به غذای کامل.
➡️ I can’t even fry an egg, let alone cook a full meal.
4. او وقت ندارد زنگ بزند، چه برسه به سفر.
➡️ He doesn’t even have time to call, let alone travel.
5. من ریاضی مقدماتی را نمیفهمم، چه برسه به حساب دیفرانسیل.
➡️ I don’t understand basic math, let alone calculus.
@FatimaEnglishTips
🥰4❤2👌2
🎯 Don’t mind me – به من کاری نداشته باش
ساختار:
Don’t + mind + ضمیر مفعولی (me / him / her / them …)
معنی:
به من کاری نداشته باش/ نگران من نباش
کاربرد:
وقتی میخواهی بدون مزاحمت کاری انجام دهی
وقتی نمیخواهی توجه دیگران را جلب کنی
مثالها:
Don’t mind me, I’m just grabbing my book.
→ به من کاری نداشته باش، فقط دارم کتابم را برمیدارم.
Don’t mind me, I’ll just sit over here.
→ به من کاری نداشته باش، فقط اینجا مینشینم.
Don’t mind me, I’m just looking around.
→ به من کاری نداشته باش، فقط دارم نگاه میکنم.
Don’t mind me, I’ll leave you to your work.
→ به من توجه نکن، میگذارم به کارت برسید.
Don’t mind me, I’m just passing through.
→ به من توجه نکن، فقط دارم رد میشوم.
Don’t mind me, I just need a minute to check something.
→ به من کاری نداشته باش، فقط یک دقیقه لازم دارم چیزی را چک کنم.
Don’t mind me, I’m just taking a quick photo.
→ به من کاری نداشته باش، فقط سریع یک عکس میگیرم.
@FatimaEnglishTips
ساختار:
Don’t + mind + ضمیر مفعولی (me / him / her / them …)
معنی:
به من کاری نداشته باش/ نگران من نباش
کاربرد:
وقتی میخواهی بدون مزاحمت کاری انجام دهی
وقتی نمیخواهی توجه دیگران را جلب کنی
مثالها:
Don’t mind me, I’m just grabbing my book.
→ به من کاری نداشته باش، فقط دارم کتابم را برمیدارم.
Don’t mind me, I’ll just sit over here.
→ به من کاری نداشته باش، فقط اینجا مینشینم.
Don’t mind me, I’m just looking around.
→ به من کاری نداشته باش، فقط دارم نگاه میکنم.
Don’t mind me, I’ll leave you to your work.
→ به من توجه نکن، میگذارم به کارت برسید.
Don’t mind me, I’m just passing through.
→ به من توجه نکن، فقط دارم رد میشوم.
Don’t mind me, I just need a minute to check something.
→ به من کاری نداشته باش، فقط یک دقیقه لازم دارم چیزی را چک کنم.
Don’t mind me, I’m just taking a quick photo.
→ به من کاری نداشته باش، فقط سریع یک عکس میگیرم.
@FatimaEnglishTips
❤2
🎯 Hunger & Cravings! 🍕🍫☕ | یادگیری انگلیسی با هوسهای روزمره
1. I’m craving a cup of coffee. ☕✨
→ دلم یک فنجان قهوه میخواهد.
2. I’m craving some tea right now. 🍵⭐
→ همین الان هوس چای کردم.
3. I’m craving chocolate cake! 🍫💖
→ دلم کیک شکلاتی میخواهد!
4. I’m craving a slice of pizza. 🍕🌟
→ هوس یک تکه پیتزا دارم.
5. I’m craving an ice cream. 🍦❄️
→ دلم بستنی میخواهد.
6. I’m craving a juicy burger. 🍔🔥
→ دلم یک برگر آبدار میخواهد.
7. I’m craving fresh fruit. 🍓🍎🍊
→ هوس میوه تازه کردم.
8. I’m craving a warm croissant. 🥐☀️
→ دلم یک کروسانت گرم میخواهد.
9. I’m craving a big bowl of salad. 🥗💚
→ هوس یک کاسه بزرگ سالاد دارم.
10. I’m craving homemade pancakes. 🥞💛
→ دلم پنکیک خانگی میخواهد.
💡 نکته آموزشی:
* craving = هوس شدید و فوری
* معمولاً با اسم غذا یا نوشیدنی میآید.
@FatimaEnglishTips
1. I’m craving a cup of coffee. ☕✨
→ دلم یک فنجان قهوه میخواهد.
2. I’m craving some tea right now. 🍵⭐
→ همین الان هوس چای کردم.
3. I’m craving chocolate cake! 🍫💖
→ دلم کیک شکلاتی میخواهد!
4. I’m craving a slice of pizza. 🍕🌟
→ هوس یک تکه پیتزا دارم.
5. I’m craving an ice cream. 🍦❄️
→ دلم بستنی میخواهد.
6. I’m craving a juicy burger. 🍔🔥
→ دلم یک برگر آبدار میخواهد.
7. I’m craving fresh fruit. 🍓🍎🍊
→ هوس میوه تازه کردم.
8. I’m craving a warm croissant. 🥐☀️
→ دلم یک کروسانت گرم میخواهد.
9. I’m craving a big bowl of salad. 🥗💚
→ هوس یک کاسه بزرگ سالاد دارم.
10. I’m craving homemade pancakes. 🥞💛
→ دلم پنکیک خانگی میخواهد.
💡 نکته آموزشی:
* craving = هوس شدید و فوری
* معمولاً با اسم غذا یا نوشیدنی میآید.
@FatimaEnglishTips
❤6👏2😁1
🧩 درس: Coming to an End
🔹 معنی:
عبارت “coming to an end” یعنی:
چیزی داره تموم میشه یا به آخرش نزدیکه
یعنی هنوز کامل تموم نشده، ولی پایانش نزدیکه
🔹 کاربرد:
ما از coming to an end برای چیزهایی استفاده میکنیم که یه مدت یا دوره زمانی دارن، مثل:
* فصلها: *summer, winter, the year*
* اتفاقها: *movie, meeting, party, trip*
* زمانهای زندگی: *holiday, project, semester, relationship*
🔹 ساختار گرامری:
Subject + be (is / are / was / were) + coming to an end
1. The movie is coming to an end.
فیلم داره تموم میشه.
2. My vacation is coming to an end.
تعطیلاتم داره تموم میشه.
3. The semester is coming to an end.
این ترم داره تموم میشه.
4. The meeting is coming to an end.
جلسه داره به آخرش نزدیک میشه.
5. The year is coming to an end.
سال داره تموم میشه.
🔹 نکات مهم:
* این عبارت حالت تدریجی داره (یعنی داره کمکم تموم میشه).
* معمولاً با زمان حال استمراری (is coming / are coming) استفاده میشه.
* برای چیزهای قابل اندازهگیری در زمان کاربرد داره، نه برای اعمال سریع.
@FatimaEnglishTips
🔹 معنی:
عبارت “coming to an end” یعنی:
چیزی داره تموم میشه یا به آخرش نزدیکه
یعنی هنوز کامل تموم نشده، ولی پایانش نزدیکه
🔹 کاربرد:
ما از coming to an end برای چیزهایی استفاده میکنیم که یه مدت یا دوره زمانی دارن، مثل:
* فصلها: *summer, winter, the year*
* اتفاقها: *movie, meeting, party, trip*
* زمانهای زندگی: *holiday, project, semester, relationship*
🔹 ساختار گرامری:
Subject + be (is / are / was / were) + coming to an end
1. The movie is coming to an end.
فیلم داره تموم میشه.
2. My vacation is coming to an end.
تعطیلاتم داره تموم میشه.
3. The semester is coming to an end.
این ترم داره تموم میشه.
4. The meeting is coming to an end.
جلسه داره به آخرش نزدیک میشه.
5. The year is coming to an end.
سال داره تموم میشه.
🔹 نکات مهم:
* این عبارت حالت تدریجی داره (یعنی داره کمکم تموم میشه).
* معمولاً با زمان حال استمراری (is coming / are coming) استفاده میشه.
* برای چیزهای قابل اندازهگیری در زمان کاربرد داره، نه برای اعمال سریع.
@FatimaEnglishTips
❤9👏3
🎯 عبارت "out of" برای بیان دلیل یا احساس
وقتی میخواهیم بگوییم کاری را از روی احساس، عادت یا دلیل خاصی انجام دادهایم،
از ساختار out of + اسمِ احساس یا دلیل استفاده میکنیم.
🔹 معنی: «از رویِ / به خاطرِ»
🧩 ساختار:
Subject + Verb + out of + feeling/reason
🔸 فاعل + فعل + out of + احساس یا دلیل
💬 مثالها:
✨ He danced out of excitement.
او از روی هیجان رقصید. 💃
😡 He shouted out of anger.
او از روی عصبانیت فریاد زد.
💕 She helped him out of kindness.
او از روی مهربانی کمکش کرد.
📞 I called you out of habit.
از روی عادت بهت زنگ زدم.
😱 They ran away out of fear.
آنها از روی ترس فرار کردند.
🙂 He smiled out of politeness.
او از روی ادب لبخند زد.
💡 نکته:
گاهی برای تأکید میتوانیم "out of" را اول جمله بیاوریم:
🗣 Out of anger, he shouted.
از روی عصبانیت فریاد زد.
(این حالت رسمیتر یا ادبیتر است.)
📚 خلاصهی کاربردها:
🔸 Out of anger → از روی عصبانیت
🔸 Out of habit → از روی عادت
🔸 Out of love → از روی عشق
🔸 Out of fear → از روی ترس
🔸 Out of curiosity → از روی کنجکاوی
✏️ @FatimaEnglishTips
وقتی میخواهیم بگوییم کاری را از روی احساس، عادت یا دلیل خاصی انجام دادهایم،
از ساختار out of + اسمِ احساس یا دلیل استفاده میکنیم.
🔹 معنی: «از رویِ / به خاطرِ»
🧩 ساختار:
Subject + Verb + out of + feeling/reason
🔸 فاعل + فعل + out of + احساس یا دلیل
💬 مثالها:
✨ He danced out of excitement.
او از روی هیجان رقصید. 💃
😡 He shouted out of anger.
او از روی عصبانیت فریاد زد.
💕 She helped him out of kindness.
او از روی مهربانی کمکش کرد.
📞 I called you out of habit.
از روی عادت بهت زنگ زدم.
😱 They ran away out of fear.
آنها از روی ترس فرار کردند.
🙂 He smiled out of politeness.
او از روی ادب لبخند زد.
💡 نکته:
گاهی برای تأکید میتوانیم "out of" را اول جمله بیاوریم:
🗣 Out of anger, he shouted.
از روی عصبانیت فریاد زد.
(این حالت رسمیتر یا ادبیتر است.)
📚 خلاصهی کاربردها:
🔸 Out of anger → از روی عصبانیت
🔸 Out of habit → از روی عادت
🔸 Out of love → از روی عشق
🔸 Out of fear → از روی ترس
🔸 Out of curiosity → از روی کنجکاوی
✏️ @FatimaEnglishTips
❤7🔥1
🗣 جمله:
Can I come over?
📘 معنی:
«میتونم بیام پیشت؟» یا «میتونم بیام خونهت؟»
🧩 توضیح گرامری:
Can I = آیا میتونم؟ (درخواست مودبانه یا اجازه گرفتن)
come over = یه اصطلاح (phrasal verb) به معنی "رفتن به خانه یا جایی که طرف مقابل هست"
🔹 معمولاً وقتی دو نفر دوست، آشنا یا فامیل هستن و میخوان ببینن همدیگه رو، از این عبارت استفاده میکنن.
🔹 خیلی محاورهای و دوستانهست.
💬 چند مثال کاربردی:
A: I’m bored.
B: Can I come over?
😄 من حوصلهم سر رفته.
میتونم بیام پیشت؟
Can I come over tonight?
میتونم امشب بیام پیشت؟
You can come over anytime.
هر وقت خواستی میتونی بیای پیشم.
He came over to my place yesterday.
اون دیروز اومد پیش من.
@FatimaEnglishTips
Can I come over?
📘 معنی:
«میتونم بیام پیشت؟» یا «میتونم بیام خونهت؟»
🧩 توضیح گرامری:
Can I = آیا میتونم؟ (درخواست مودبانه یا اجازه گرفتن)
come over = یه اصطلاح (phrasal verb) به معنی "رفتن به خانه یا جایی که طرف مقابل هست"
🔹 معمولاً وقتی دو نفر دوست، آشنا یا فامیل هستن و میخوان ببینن همدیگه رو، از این عبارت استفاده میکنن.
🔹 خیلی محاورهای و دوستانهست.
💬 چند مثال کاربردی:
A: I’m bored.
B: Can I come over?
😄 من حوصلهم سر رفته.
میتونم بیام پیشت؟
Can I come over tonight?
میتونم امشب بیام پیشت؟
You can come over anytime.
هر وقت خواستی میتونی بیای پیشم.
He came over to my place yesterday.
اون دیروز اومد پیش من.
@FatimaEnglishTips
❤8