✅ "شکست را بپذیریم!"
✍🏻 پدرام سلطانی
دو سال پیش مهمان تلفنی یک گفتگوی بعد از خبر تلویزیون درباره خصوصی سازی بودم. در آن برنامه مهمانانی از دولت و مجلس حضور داشتند. من پس از اقامه دلائل و شواهدی از کارنامه ٨ ساله خصوصی سازی، اظهار کردم: "خصوصی سازی در ایران شکست خورده است". مجری برنامه در رابطه با این گزاره از مهمانان مجلسی و دولتی خود نظرخواهی کرد و همه ایشان ابراز داشتند که موافق این نظر نیستند و خصوصی سازی شکست نخورده است. اکنون دو سال از آن تاریخ و بیش از ١٠ سال از شروع واگذاری ها (بخوانیم خصوصی سازی) می گذرد و اقتصاد کشور بیش از پیش در این باتلاق فرو رفته است و هنوز همان آش و همان کاسه.
آن مناظره شروعی شد بر این که من در مورد شکست كنكاش بیشتری بنمایم. گوشهایم به این واژه حساستر شدند و از کف جامعه تا سطوح بالا به دنبال شنیدن اعتراف به شکست می گشتم. اما هرچه بیشتر جستم کمتر یافتم. در دروس مدرسه و دانشگاه به دنبال درسهایی درباره شکست گشتم و ندیدم مطلبی که شکست را توضیح و پذیرش شکست را یاد داده باشد. سعی کردم کتابهایی در این باره بیابم، به جز چند ترجمه معدود هیچ تولید وطنی در این باره نیافتم. تعجبی نداشت که با جستجو در کتب خارجی به تعداد زیادی کتاب در این رابطه بر خورد کردم.
برای چه درباره شکست می نویسم؟ برای اینکه دریافتم ما ملتی هستیم که نیازمند درک مفهوم شکست هستیم و نیازمند شجاعت قبول شکست. آنچه که در رابطه با شکست در فرهنگ و ادب ما وجود دارد بیشتر از مفهوم مجسم شکست نیست، یعنی شکست در یک جنگ یا یک نبرد و دست آخر یک مسابقه. چون از این مفهوم گریزانیم، بازه قضاوت ما در خصوص اعمالمان از بیشینه "پیروزی مطلق" شروع می شود و تا کمینه "اشتباه" کشیده می شود و در آنجا پایان می یابد. یعنی ما یا کاملاٌ پیروزیم، یا نسبتاٌ پیروزیم یا توهم پیروزی داریم و یا، در حد نهایت شجاعت و صداقت خود، اشتباهی مرتکب شده ایم. از این نکته نگذرم که در قضاوت کردن شکست دیگران بسیار مهارت داریم.
برای اینکه اهمیت درک و قبول شکست را آشکارتر کنم لازم است بدانیم که شکست در ورای خود حداقل سه پله دیگر دارد، تخریب، ویرانی و نابودی. وقتی شکست را بپذیریم در آن نقطه می ایستیم و سپس باز می گردیم. ولی اگر شکست را نپذیریم، سلسله اشتباهات خود را ورای آن ادامه می دهیم و تا نابودی هم می توانیم پیش برویم.
نپذیرفتن شکست علاوه بر این، پیامدهای دیگری هم دارد. فردی که شکست را نمی پذیرد به تدریج در خصوص توانمندیهای خود دچار توهم می شود و آنها را بیش از واقع می پندارد و به تصور خود از عهده اصلاح انبوه اشتباهات بر می آید و لذا اشتباه از پس اشتباه. اگر او در جایگاه بالاتری باشد، مانند یک مدیر یا یک مسئول، این رفتار موجب بروز و تقویت بی اعتمادی ذینفعان به او می شود و مجموعه تحت امر او دچار تشویش و پریشانی می شود.
نگاهی به وضعیت بنگاههای اقتصادیمان بیاندازیم! از آنجا که شکست را، در این معنا ورشکستگی، حاضر نیستیم بپذیریم، بنگاههای خصوصی و دولتی فراوانی داریم که هر روز بدهکارتر، غیربهره ور تر و فرسوده تر از روز قبل می شوند و به مراحل تخریب و ویرانی وارد شده اند و بسیاری حتی به ورطه نابودی افتاده اند.
وضعیت خانواده ها را نگاه کنیم! ازدواجهای ناموفق شکست، در این معنا طلاق، را نمی پذیرند. زوجین سالها با بی مهری، بغض، کینه و نفرت ادامه می دهند و روح روان یکدیگر را به مرز نابودی می کشانند.
وقتی به کارنامه كشورى خود نگاه می کنیم مصادیق زیادی پیدا می کنیم که جای پذیرش شکست در آنها خالی است. از خصوصی سازی گفتم. در حوزه اقتصادی از این شکستهای نپذیرفته کم نداریم؛ یارانه ها، سیاست ارزی، طرحهای نیمه تمام، سیاستهای اشتغال، سهام عدالت، توسعه صادرات، قاچاق کالا، سرمایه گذاری خارجی، بهره وری و...
به حوزه های دیگر نگاه کنیم! آب و محیط زیست کشور، محرومیت زدایی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مهاجرت مغزها و سرمایه ها، قانونگذاری، سلامت اداری، سیاستهای فرهنگی، توسعه روابط با همسایگان و...
در همه موارد بالا کار ما این بوده است که نهایتاٌ در صدد اصلاح اشتباهات باشیم و چینی شکسته را مرتباٌ بند بزنیم، حال آنکه با پذیرش شکست می توانستیم جلوی بدتر شدن وضع را بگیریم. بجای انحراف دائم به چپ یا راست، و به خیال خود اصلاح اشتباه، باید بر می گشتیم و از صفر شروع می کردیم.
کار ما این شده است که مرتباٌ از شکست دیگران بگوییم و از پیروزی خود. خاکروبه های ناکامی هایمان را زیر فرش پنهان می کنیم و به خودمان مدال افتخار می دهیم. ما سالهاست که از خودمان داریم شکست می خوریم، انگشت اتهام را به سوی دیگران نگیریم و تا به نقطه بی بازگشت نرسیده ایم شکستهایمان را بپذیریم. با پذیرفتن شکست داشته های اندکمان را از نابودی نجات می دهیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پدرام سلطانی
دو سال پیش مهمان تلفنی یک گفتگوی بعد از خبر تلویزیون درباره خصوصی سازی بودم. در آن برنامه مهمانانی از دولت و مجلس حضور داشتند. من پس از اقامه دلائل و شواهدی از کارنامه ٨ ساله خصوصی سازی، اظهار کردم: "خصوصی سازی در ایران شکست خورده است". مجری برنامه در رابطه با این گزاره از مهمانان مجلسی و دولتی خود نظرخواهی کرد و همه ایشان ابراز داشتند که موافق این نظر نیستند و خصوصی سازی شکست نخورده است. اکنون دو سال از آن تاریخ و بیش از ١٠ سال از شروع واگذاری ها (بخوانیم خصوصی سازی) می گذرد و اقتصاد کشور بیش از پیش در این باتلاق فرو رفته است و هنوز همان آش و همان کاسه.
آن مناظره شروعی شد بر این که من در مورد شکست كنكاش بیشتری بنمایم. گوشهایم به این واژه حساستر شدند و از کف جامعه تا سطوح بالا به دنبال شنیدن اعتراف به شکست می گشتم. اما هرچه بیشتر جستم کمتر یافتم. در دروس مدرسه و دانشگاه به دنبال درسهایی درباره شکست گشتم و ندیدم مطلبی که شکست را توضیح و پذیرش شکست را یاد داده باشد. سعی کردم کتابهایی در این باره بیابم، به جز چند ترجمه معدود هیچ تولید وطنی در این باره نیافتم. تعجبی نداشت که با جستجو در کتب خارجی به تعداد زیادی کتاب در این رابطه بر خورد کردم.
برای چه درباره شکست می نویسم؟ برای اینکه دریافتم ما ملتی هستیم که نیازمند درک مفهوم شکست هستیم و نیازمند شجاعت قبول شکست. آنچه که در رابطه با شکست در فرهنگ و ادب ما وجود دارد بیشتر از مفهوم مجسم شکست نیست، یعنی شکست در یک جنگ یا یک نبرد و دست آخر یک مسابقه. چون از این مفهوم گریزانیم، بازه قضاوت ما در خصوص اعمالمان از بیشینه "پیروزی مطلق" شروع می شود و تا کمینه "اشتباه" کشیده می شود و در آنجا پایان می یابد. یعنی ما یا کاملاٌ پیروزیم، یا نسبتاٌ پیروزیم یا توهم پیروزی داریم و یا، در حد نهایت شجاعت و صداقت خود، اشتباهی مرتکب شده ایم. از این نکته نگذرم که در قضاوت کردن شکست دیگران بسیار مهارت داریم.
برای اینکه اهمیت درک و قبول شکست را آشکارتر کنم لازم است بدانیم که شکست در ورای خود حداقل سه پله دیگر دارد، تخریب، ویرانی و نابودی. وقتی شکست را بپذیریم در آن نقطه می ایستیم و سپس باز می گردیم. ولی اگر شکست را نپذیریم، سلسله اشتباهات خود را ورای آن ادامه می دهیم و تا نابودی هم می توانیم پیش برویم.
نپذیرفتن شکست علاوه بر این، پیامدهای دیگری هم دارد. فردی که شکست را نمی پذیرد به تدریج در خصوص توانمندیهای خود دچار توهم می شود و آنها را بیش از واقع می پندارد و به تصور خود از عهده اصلاح انبوه اشتباهات بر می آید و لذا اشتباه از پس اشتباه. اگر او در جایگاه بالاتری باشد، مانند یک مدیر یا یک مسئول، این رفتار موجب بروز و تقویت بی اعتمادی ذینفعان به او می شود و مجموعه تحت امر او دچار تشویش و پریشانی می شود.
نگاهی به وضعیت بنگاههای اقتصادیمان بیاندازیم! از آنجا که شکست را، در این معنا ورشکستگی، حاضر نیستیم بپذیریم، بنگاههای خصوصی و دولتی فراوانی داریم که هر روز بدهکارتر، غیربهره ور تر و فرسوده تر از روز قبل می شوند و به مراحل تخریب و ویرانی وارد شده اند و بسیاری حتی به ورطه نابودی افتاده اند.
وضعیت خانواده ها را نگاه کنیم! ازدواجهای ناموفق شکست، در این معنا طلاق، را نمی پذیرند. زوجین سالها با بی مهری، بغض، کینه و نفرت ادامه می دهند و روح روان یکدیگر را به مرز نابودی می کشانند.
وقتی به کارنامه كشورى خود نگاه می کنیم مصادیق زیادی پیدا می کنیم که جای پذیرش شکست در آنها خالی است. از خصوصی سازی گفتم. در حوزه اقتصادی از این شکستهای نپذیرفته کم نداریم؛ یارانه ها، سیاست ارزی، طرحهای نیمه تمام، سیاستهای اشتغال، سهام عدالت، توسعه صادرات، قاچاق کالا، سرمایه گذاری خارجی، بهره وری و...
به حوزه های دیگر نگاه کنیم! آب و محیط زیست کشور، محرومیت زدایی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مهاجرت مغزها و سرمایه ها، قانونگذاری، سلامت اداری، سیاستهای فرهنگی، توسعه روابط با همسایگان و...
در همه موارد بالا کار ما این بوده است که نهایتاٌ در صدد اصلاح اشتباهات باشیم و چینی شکسته را مرتباٌ بند بزنیم، حال آنکه با پذیرش شکست می توانستیم جلوی بدتر شدن وضع را بگیریم. بجای انحراف دائم به چپ یا راست، و به خیال خود اصلاح اشتباه، باید بر می گشتیم و از صفر شروع می کردیم.
کار ما این شده است که مرتباٌ از شکست دیگران بگوییم و از پیروزی خود. خاکروبه های ناکامی هایمان را زیر فرش پنهان می کنیم و به خودمان مدال افتخار می دهیم. ما سالهاست که از خودمان داریم شکست می خوریم، انگشت اتهام را به سوی دیگران نگیریم و تا به نقطه بی بازگشت نرسیده ایم شکستهایمان را بپذیریم. با پذیرفتن شکست داشته های اندکمان را از نابودی نجات می دهیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴رانت توزیع شده از عرضه محصولات پتروشیمی در بورس کالا
🔶توزیع بیش از دو هزار میلیارد تومان رانت در تیرماه و سه هفته مرداد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔶توزیع بیش از دو هزار میلیارد تومان رانت در تیرماه و سه هفته مرداد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
نرخ بهره.xls
174 KB
دیتا
✅ نرخ بهره
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ نرخ بهره
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
نرخ سود سپرده های بلند مدت.xlsx
8.1 KB
دیتا
✅ نرخ سود سپرده های بلند مدت
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ نرخ سود سپرده های بلند مدت
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
نرخ تورم کالاهای با دوام.xlsx
9.5 KB
دیتا
✅ نرخ تورم کالاهای با دوام
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ نرخ تورم کالاهای با دوام
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from Financial Engineering
بعد ازشرکت در این دوره،اظهارنامه فصل تابستان ۹۷ را متفاوت از گذشته تنظیم کنید.
💰تخفیف های ویژه:
۰۲۱-۸۸۷۸۳۴۳۹☎️
🆔 @saramad_hrd_co
مدرس دوره :رئیس گروه حسابرسی اشخاص حقوقی اداره کل مالیاتی مودیان بزرگ
💰تخفیف های ویژه:
۰۲۱-۸۸۷۸۳۴۳۹☎️
🆔 @saramad_hrd_co
مدرس دوره :رئیس گروه حسابرسی اشخاص حقوقی اداره کل مالیاتی مودیان بزرگ
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت پنجاه و هشتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت پنجاه و هشتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
R for Everyone : Advanced Analytics and Graphics
By: Jared P. Lander
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
By: Jared P. Lander
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Jared_P_Lander_R_for_Everyone__Advanced.pdf
9.4 MB
R for Everyone : Advanced Analytics and Graphics
By: Jared P. Lander
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
By: Jared P. Lander
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ سیاهچاله تورم، نقدینگی ظرفیت ایجاد چه بحرانهایی را دارد؟
✍🏻 مرضیه محمودی
❇️ نیاید آن روزی که به تاسی از کتاب «ما چگونه ما شدیمِ» صادق زیباکلام، کتابی بنویسیم و در آن توضیح دهیم «ما چگونه ونزوئلا شدیم».
❇️ مسیر ونزوئلایی شدن را شاید بتوان از افزایش نرخ نقدینگی آغاز کرد. نقدینگی از خرداد 96 تا 97 معادل 20/4 درصد افزایش یافته و به 1582 هزار میلیارد تومان رسیده است و در فاصله سالهای 92 تا 96 حدود 150 درصد رشد کرده است. اگرچه سرعت رشد نقدینگی بالاست، اما هنوز انرژی نهفته در نقدینگی تبدیل به تورم نشده.
❇️ تحلیلهای کارشناسی میگوید احتمالاً این نقدینگی سطح قیمتها را 110 درصد افزایش میدهد و آثار تورمی آن کمکم در حال بروز است. بار تورمی نقدینگی در بازار ارز و سکه در حال تخلیه شدن است. دو بازار جذاب و سودآور که احتمالاً بخش مهمی از نقدینگی به آن میریزد.
❇️ در این روند سرعت خلق نقدینگی افزایش مییابد و تورم خفته بیدار میشود. تورم خفته این بازارها را سودآورتر میکند و قیمت آنها را بالا میبرد. افزایش تورم، نرخ ارز و سکه را افزایش میدهد و افزایش قیمت آنها، تورم را بالا میبرد. این زنجیره میتواند ادامه یابد تا ایران گرفتار ابرتورم شود و ارزش پول ملی سقوط کند و ایران، ونزوئلا شود.
❇️ اما چگونه میتوان مخاطرات نقدینگی برای اقتصاد را به حداقل رساند؟ نسخه مقامات از گذشته تاکنون برای حل بحران نقدینگی یک چیز بوده است؛ «هدایت نقدینگی به سمت تولید و سرمایهگذاری»! آنان در همه این سالها معتقد بودهاند اگر تورم را به سمت تولید هدایت کنند نهتنها تورمزا نخواهد بود بلکه منجر به نرخ رشد اقتصادی هم میشود!
❇️ هزاران نفر این راهکار را ارائه دادهاند و گفته محمود بهمنی، در کسوت رئیس کل بانک مرکزی در سال 91 برای نقدینگی تنها یک نمونه آن است. او گفته نقدینگی مانند آب پشت سد است، اگر صحیح هدایت شود، رشد اقتصادی و شکوفایی تولید را به همراه دارد. شاید تنها ادعای درست در چنین نگاهی به نقدینگی، تشبیه آن به آب پشت سد باشد. آبی که هر آن احتمال تبدیل شدن آن به سیلابی عظیم وجود دارد.
❇️ سیلابی که نه هدایت میشود و نه میتوان آن را به صورت دستوری به مسیر دلخواه خود راند. چهار دهه است اقتصاد با زبان بیزبانی به سیاستگذار میگوید فرمانپذیر نیست و چهار دهه است، سیاستگذار بر یک نسخه تکراری اصرار دارد؛ برخورد دستوری!
اگرچه هنوز سیاستگذار در حال رام کردن نقدینگی است، اقتصاددانان هشدار میدهند این بار، ماجرای نقدینگی جدای از دفعات قبل است. همگان هشدار میدهند این سیل، تورم نهفته را بیدار خواهد کرد و بالاخره سم خود را به تن اقتصاد میریزد و ما را در مارپیچ تورم گرفتار میکند.
❇️ مگر سیاستگذار با تدابیری سرعت تخلیه سیل نقدینگی را کاهش دهد و با تجربه یک تورم 30 تا 40 درصدی ماجرا ختم شود. اما به قول امیر کرمانی اگر اقتصاد روی دور ابرتورم بیفتد، باید در انتظار تورمهای 100 درصد، 200 درصد یا حتی بالاتر بنشینیم.
❇️ این آخرین فرصت است. اگر تدبیر نکنیم، شاید روزی دستبهکار نوشتن کتاب «ما چگونه ونزوئلا شدیم» شویم./ تجارت فردا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مرضیه محمودی
❇️ نیاید آن روزی که به تاسی از کتاب «ما چگونه ما شدیمِ» صادق زیباکلام، کتابی بنویسیم و در آن توضیح دهیم «ما چگونه ونزوئلا شدیم».
❇️ مسیر ونزوئلایی شدن را شاید بتوان از افزایش نرخ نقدینگی آغاز کرد. نقدینگی از خرداد 96 تا 97 معادل 20/4 درصد افزایش یافته و به 1582 هزار میلیارد تومان رسیده است و در فاصله سالهای 92 تا 96 حدود 150 درصد رشد کرده است. اگرچه سرعت رشد نقدینگی بالاست، اما هنوز انرژی نهفته در نقدینگی تبدیل به تورم نشده.
❇️ تحلیلهای کارشناسی میگوید احتمالاً این نقدینگی سطح قیمتها را 110 درصد افزایش میدهد و آثار تورمی آن کمکم در حال بروز است. بار تورمی نقدینگی در بازار ارز و سکه در حال تخلیه شدن است. دو بازار جذاب و سودآور که احتمالاً بخش مهمی از نقدینگی به آن میریزد.
❇️ در این روند سرعت خلق نقدینگی افزایش مییابد و تورم خفته بیدار میشود. تورم خفته این بازارها را سودآورتر میکند و قیمت آنها را بالا میبرد. افزایش تورم، نرخ ارز و سکه را افزایش میدهد و افزایش قیمت آنها، تورم را بالا میبرد. این زنجیره میتواند ادامه یابد تا ایران گرفتار ابرتورم شود و ارزش پول ملی سقوط کند و ایران، ونزوئلا شود.
❇️ اما چگونه میتوان مخاطرات نقدینگی برای اقتصاد را به حداقل رساند؟ نسخه مقامات از گذشته تاکنون برای حل بحران نقدینگی یک چیز بوده است؛ «هدایت نقدینگی به سمت تولید و سرمایهگذاری»! آنان در همه این سالها معتقد بودهاند اگر تورم را به سمت تولید هدایت کنند نهتنها تورمزا نخواهد بود بلکه منجر به نرخ رشد اقتصادی هم میشود!
❇️ هزاران نفر این راهکار را ارائه دادهاند و گفته محمود بهمنی، در کسوت رئیس کل بانک مرکزی در سال 91 برای نقدینگی تنها یک نمونه آن است. او گفته نقدینگی مانند آب پشت سد است، اگر صحیح هدایت شود، رشد اقتصادی و شکوفایی تولید را به همراه دارد. شاید تنها ادعای درست در چنین نگاهی به نقدینگی، تشبیه آن به آب پشت سد باشد. آبی که هر آن احتمال تبدیل شدن آن به سیلابی عظیم وجود دارد.
❇️ سیلابی که نه هدایت میشود و نه میتوان آن را به صورت دستوری به مسیر دلخواه خود راند. چهار دهه است اقتصاد با زبان بیزبانی به سیاستگذار میگوید فرمانپذیر نیست و چهار دهه است، سیاستگذار بر یک نسخه تکراری اصرار دارد؛ برخورد دستوری!
اگرچه هنوز سیاستگذار در حال رام کردن نقدینگی است، اقتصاددانان هشدار میدهند این بار، ماجرای نقدینگی جدای از دفعات قبل است. همگان هشدار میدهند این سیل، تورم نهفته را بیدار خواهد کرد و بالاخره سم خود را به تن اقتصاد میریزد و ما را در مارپیچ تورم گرفتار میکند.
❇️ مگر سیاستگذار با تدابیری سرعت تخلیه سیل نقدینگی را کاهش دهد و با تجربه یک تورم 30 تا 40 درصدی ماجرا ختم شود. اما به قول امیر کرمانی اگر اقتصاد روی دور ابرتورم بیفتد، باید در انتظار تورمهای 100 درصد، 200 درصد یا حتی بالاتر بنشینیم.
❇️ این آخرین فرصت است. اگر تدبیر نکنیم، شاید روزی دستبهکار نوشتن کتاب «ما چگونه ونزوئلا شدیم» شویم./ تجارت فردا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ تله بازار مسکن در انتظار طمعکاران
✍🏻 بهروز ملکی
هفته آينده، گزارش مرداد ۹۷ تحولات بازار مسکن منتشر خواهد شد که پیش بینی می شود قیمت یک مترمربع مسکن تهران در میانۀ ۷ تا ۸ میلیون تومان (حول و حوش ۷.۵ میلیون تومان) قرار گیرد. در اینصورت، رشد قیمت مسکن در این ماه (مرداد) نسبت به ماه مشابه سال ۹۶ از ۶۰ درصد فراتر می رود.
متوسط قیمت یک مترمربع مسکن تهران طی 3 ماه اخیر (خرداد، تیر و مرداد)، هر ماه نیم میلیون تومان (مجموعِ 3 ماه، یک و نیم میلیون تومان) افزایش یافته است که رشد بسیار بالا و شگفت انگیزی محسوب می شود؛ بطوریکه خریدران مسکن فقط طی بازه زمانی 3 ماه اخیر ۲۵ درصد سود کردند.
این اعداد، بسیار اغواکننده است اما سوال اساسی این است که آیا این روند، تداوم خواهد یافت؟ متاسفانه یا خوشبختانه، پاسخ منفی است. تحلیل مدلهای موجود، حاکی از آن است که تحرک بازار مسکن رو به پایان است و فعالین این بازار باید منتظر ایستگاه پایانی رونق باشند.
نیمه دوم سال جاری، دوره گذار از رونق به رکود مسکن است. از ویژگیهای دوره گذار از رونق به رکود، خروج تدریجی سوداگران باهوش از بازار است. درعوض طی این دوره، برخی از افراد که بینشی پیرامون دوره های رونق و رکود این بازار ندارند، برای عقب نماندن از قافله، طمع می کنند و به تله می افتند.
موضوعی که از آن غفلت می شود این است که تحرک قیمتی بازار مسکن تهران در یکسال گذشته، قابل تداوم طی نیمه دوم سال جاری نیست و انتظار می رود به طور محسوسی از سرعتِ افزایشِ قیمت در بازار مسکن کاسته شود. فعالین بازار مسکن تهران اعم از خریدار، فروشنده، سازنده و... می بایست در محاسبات اقتصادی خود، علاوه بر این مساله، به رکود و ثبات نسبی قیمت این بازار طی سالهای آتی توجهِ جدی داشته باشد.
فعالین بازار مسکن در زمستان سال جاری (برخلاف زمستان سال گذشته) یاد این بیت مهدی اخوان ثالت خواهند افتاد:
هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 بهروز ملکی
هفته آينده، گزارش مرداد ۹۷ تحولات بازار مسکن منتشر خواهد شد که پیش بینی می شود قیمت یک مترمربع مسکن تهران در میانۀ ۷ تا ۸ میلیون تومان (حول و حوش ۷.۵ میلیون تومان) قرار گیرد. در اینصورت، رشد قیمت مسکن در این ماه (مرداد) نسبت به ماه مشابه سال ۹۶ از ۶۰ درصد فراتر می رود.
متوسط قیمت یک مترمربع مسکن تهران طی 3 ماه اخیر (خرداد، تیر و مرداد)، هر ماه نیم میلیون تومان (مجموعِ 3 ماه، یک و نیم میلیون تومان) افزایش یافته است که رشد بسیار بالا و شگفت انگیزی محسوب می شود؛ بطوریکه خریدران مسکن فقط طی بازه زمانی 3 ماه اخیر ۲۵ درصد سود کردند.
این اعداد، بسیار اغواکننده است اما سوال اساسی این است که آیا این روند، تداوم خواهد یافت؟ متاسفانه یا خوشبختانه، پاسخ منفی است. تحلیل مدلهای موجود، حاکی از آن است که تحرک بازار مسکن رو به پایان است و فعالین این بازار باید منتظر ایستگاه پایانی رونق باشند.
نیمه دوم سال جاری، دوره گذار از رونق به رکود مسکن است. از ویژگیهای دوره گذار از رونق به رکود، خروج تدریجی سوداگران باهوش از بازار است. درعوض طی این دوره، برخی از افراد که بینشی پیرامون دوره های رونق و رکود این بازار ندارند، برای عقب نماندن از قافله، طمع می کنند و به تله می افتند.
موضوعی که از آن غفلت می شود این است که تحرک قیمتی بازار مسکن تهران در یکسال گذشته، قابل تداوم طی نیمه دوم سال جاری نیست و انتظار می رود به طور محسوسی از سرعتِ افزایشِ قیمت در بازار مسکن کاسته شود. فعالین بازار مسکن تهران اعم از خریدار، فروشنده، سازنده و... می بایست در محاسبات اقتصادی خود، علاوه بر این مساله، به رکود و ثبات نسبی قیمت این بازار طی سالهای آتی توجهِ جدی داشته باشد.
فعالین بازار مسکن در زمستان سال جاری (برخلاف زمستان سال گذشته) یاد این بیت مهدی اخوان ثالت خواهند افتاد:
هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ عراقیها در بازار خرمشهر، خوب یا بد؟
✍🏻 حامد قدوسی
در این چند ماه اخبار زیادی شنیدهایم مبنی بر اینکه با گران شدن ارز، بازارهای شهرهای مرزی ناگهان تبدیل به بهشتی برای خریداران آن طرف مرز (عمدتا عراقیها) شده است و آنها با ارزانی نسبی که برایشان در این طرف مرز به وجود آمده است، مشغول جارو کردن بازارهای ما هستند. در نتیجه مثلا دیگر فرشی در بازار پیدا نمیشود چون عراقیها و ترکها همه را بردهاند.
عدهای از مشاهده این وضعیت خوشحال هستند و عدهای ابراز نگرانی و شکایت میکنند و دولت را دعوت میکنند که کاری بکند. مثل همیشه ماجرا پیچیده است و عوامل زیادی در آن دخیل هستند و نباید بدون دانستن همه ابعاد/جزییات نظر قطعی داد. ولی اینها چند موردی است که به ذهن من میرسد:
۱) شکایت و نگرانی: صادرات این کالاها باعث «گرانی» آنها در داخل شده است.
پاسخ: این پدیده را بارها دیدهایم. زمانی صادرات سیمان آزاد شد و سیمان در داخل گران شد. در نتیجه صنعت سیمان داخل به شدت رونق پیدا کرد ولی با شکایت مصرفکنندگان سیمان دولت به صورت شبانه وارد عمل شده و صادرات سیمان را ممنوع کرده و باعث زیان زیادی به تجارت خارجی و تولید داخلی کشور کشور شد. زمانی صادرات بادمجان و گوجهفرنگی آزاد شد و همین اتفاق برای قیمت محصولات کشاورزی افتاد و الخ. ولی دقت کنیم که این اتفاقا ذات تجارت است: شما وقتی با کشور دیگری تجارت میکنید، کالایی که در داخل فراوانتر است به آن کشور میرود و در مقابلش چیز دیگری که اینجا به صورت رقابتی قابل تولید نیست باز میگردد. در نتیجه بلی ممکن است که بادمجان و گوجه و سیمان در داخل «گران» شود، ولی در مقابلش مثلا «کفش و گوشی موبایل و دارو و لباس» برای مصرفکننده ایرانی ارزانتر میشود.
فراموش نکنیم که اجناس داخلی ما مجانی صادر نمیشود، در مقابلش «ارز» وارد کشور میشود که این روزها عاملی کمیاب در اقتصاد ایران است. همیشه شنیدهایم که افزایش قیمت ارز باعث رونق صنایع داخلی میشود، اگر حضور عراقیها و ترکها باعث جاروشدن بازار فرش در استانهای مرزی شده است، خبر خیلی خوبی است: صنعت فرش ایران رونق میگیرد و عدهای مشغول کار میشوند.
۲) سوال: آیا اگر محصولی که این طور مثل برق صادر میشود با «گاز» یارانهای تولید شده باشد و به ان خاطر ارزان باشد، باز این حرف شما درست است؟
پاسخ: کمی اما و اگر دارد ولی به نظرم همچنان درست است چون هزینه فرصت آن گاز خیلی بالا نبوده است، چون گاز به خاطر محدودیتهای مختلف مستقیما قابل صادرکردن نبوده است. قبلا هم در این مورد نوشتهام که این فرآیند به نوعی صادرات «گاز و برق مجازی» است، یعنی عامل تولیدی که خودش مستقیما قابل صادر کردن نیست، به صورت جاسازیشده (Embedded) در یک کالای نهایی صادر میشود. همین اتفاق برای نیروی کار هم میافتد: شما وقتی محصول کاربر صادر میکنید، انگار نیروی کارتان برای یک کشور دیگر کار میکند ولی این کارش در قالب ارزش آن محصول تجلی پیدا میکند. فرشباف ما نمیتواند برود در ترکیه و عراق کار کند، ولی با صادرات فرش انگار دارد این کار را میکند (البته با دستمزد داخلی). برق غیرپیک ما نمیتواند به راحتی صادر شود، ولی با نهفتهشدن داخل کالا عملا صادر میشود.
۳) سوال: خب در چه مواردی از این نوع صادرات احساس خطر میکنید و آن را مثبت نمیدانید؟
پاسخ: به نظرم در سه مورد: فرار سرمایه، صدمه به محیطزیست و یارانه مستقیم به کالای وارداتی. توضیح بیشتر میدهم:
الف) وقتی که کالایی که صادر میشود به صورت مصنوعی و به دلیل یارانه مستقیم دولت ارزان باشد. مثلا اگر بنزین به خارج صادر/قاچاق شود، هیچ کدام از استدلالهای بالا صادق نیست و باید نگران بود چون در جریان صادرات بنزین، ما مزیت منابع داخلی را صادر نمیکنیم. یک کالا را از بازار بینالمللی میخریم و با پرداخت یارانه نقدی آن را مصنوعی ارزان میکنیم. صادرات بنزین در این حالت بازتوزیع یارانه دولت به کسانی است که آن را قاچاق میکنند. یا مثلا اگر دولت شکر و آرد را با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کرده و دست مصرفکننده برساند و این کالاها با ارز ۹۰۰۰ تومانی به خارجیها فروخته شوند باز جای نگرانی است. صادرات کالاهایی جای خوشحالی دارد که عمدتا در داخل و با به کارگیری منابع داخلی صادر شدهاند.
ب) وقتی که صادرات کالا بستری برای خروج/فرار سرمایه از کشور باشد. یعنی به جای این که یک کالایی صادر شده و معادل آن ارز یا کالای کمیاب وارد کشور شود، سرمایه داخلی در قالب کالای صادراتی بیرون بیاید و برنگردد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 حامد قدوسی
در این چند ماه اخبار زیادی شنیدهایم مبنی بر اینکه با گران شدن ارز، بازارهای شهرهای مرزی ناگهان تبدیل به بهشتی برای خریداران آن طرف مرز (عمدتا عراقیها) شده است و آنها با ارزانی نسبی که برایشان در این طرف مرز به وجود آمده است، مشغول جارو کردن بازارهای ما هستند. در نتیجه مثلا دیگر فرشی در بازار پیدا نمیشود چون عراقیها و ترکها همه را بردهاند.
عدهای از مشاهده این وضعیت خوشحال هستند و عدهای ابراز نگرانی و شکایت میکنند و دولت را دعوت میکنند که کاری بکند. مثل همیشه ماجرا پیچیده است و عوامل زیادی در آن دخیل هستند و نباید بدون دانستن همه ابعاد/جزییات نظر قطعی داد. ولی اینها چند موردی است که به ذهن من میرسد:
۱) شکایت و نگرانی: صادرات این کالاها باعث «گرانی» آنها در داخل شده است.
پاسخ: این پدیده را بارها دیدهایم. زمانی صادرات سیمان آزاد شد و سیمان در داخل گران شد. در نتیجه صنعت سیمان داخل به شدت رونق پیدا کرد ولی با شکایت مصرفکنندگان سیمان دولت به صورت شبانه وارد عمل شده و صادرات سیمان را ممنوع کرده و باعث زیان زیادی به تجارت خارجی و تولید داخلی کشور کشور شد. زمانی صادرات بادمجان و گوجهفرنگی آزاد شد و همین اتفاق برای قیمت محصولات کشاورزی افتاد و الخ. ولی دقت کنیم که این اتفاقا ذات تجارت است: شما وقتی با کشور دیگری تجارت میکنید، کالایی که در داخل فراوانتر است به آن کشور میرود و در مقابلش چیز دیگری که اینجا به صورت رقابتی قابل تولید نیست باز میگردد. در نتیجه بلی ممکن است که بادمجان و گوجه و سیمان در داخل «گران» شود، ولی در مقابلش مثلا «کفش و گوشی موبایل و دارو و لباس» برای مصرفکننده ایرانی ارزانتر میشود.
فراموش نکنیم که اجناس داخلی ما مجانی صادر نمیشود، در مقابلش «ارز» وارد کشور میشود که این روزها عاملی کمیاب در اقتصاد ایران است. همیشه شنیدهایم که افزایش قیمت ارز باعث رونق صنایع داخلی میشود، اگر حضور عراقیها و ترکها باعث جاروشدن بازار فرش در استانهای مرزی شده است، خبر خیلی خوبی است: صنعت فرش ایران رونق میگیرد و عدهای مشغول کار میشوند.
۲) سوال: آیا اگر محصولی که این طور مثل برق صادر میشود با «گاز» یارانهای تولید شده باشد و به ان خاطر ارزان باشد، باز این حرف شما درست است؟
پاسخ: کمی اما و اگر دارد ولی به نظرم همچنان درست است چون هزینه فرصت آن گاز خیلی بالا نبوده است، چون گاز به خاطر محدودیتهای مختلف مستقیما قابل صادرکردن نبوده است. قبلا هم در این مورد نوشتهام که این فرآیند به نوعی صادرات «گاز و برق مجازی» است، یعنی عامل تولیدی که خودش مستقیما قابل صادر کردن نیست، به صورت جاسازیشده (Embedded) در یک کالای نهایی صادر میشود. همین اتفاق برای نیروی کار هم میافتد: شما وقتی محصول کاربر صادر میکنید، انگار نیروی کارتان برای یک کشور دیگر کار میکند ولی این کارش در قالب ارزش آن محصول تجلی پیدا میکند. فرشباف ما نمیتواند برود در ترکیه و عراق کار کند، ولی با صادرات فرش انگار دارد این کار را میکند (البته با دستمزد داخلی). برق غیرپیک ما نمیتواند به راحتی صادر شود، ولی با نهفتهشدن داخل کالا عملا صادر میشود.
۳) سوال: خب در چه مواردی از این نوع صادرات احساس خطر میکنید و آن را مثبت نمیدانید؟
پاسخ: به نظرم در سه مورد: فرار سرمایه، صدمه به محیطزیست و یارانه مستقیم به کالای وارداتی. توضیح بیشتر میدهم:
الف) وقتی که کالایی که صادر میشود به صورت مصنوعی و به دلیل یارانه مستقیم دولت ارزان باشد. مثلا اگر بنزین به خارج صادر/قاچاق شود، هیچ کدام از استدلالهای بالا صادق نیست و باید نگران بود چون در جریان صادرات بنزین، ما مزیت منابع داخلی را صادر نمیکنیم. یک کالا را از بازار بینالمللی میخریم و با پرداخت یارانه نقدی آن را مصنوعی ارزان میکنیم. صادرات بنزین در این حالت بازتوزیع یارانه دولت به کسانی است که آن را قاچاق میکنند. یا مثلا اگر دولت شکر و آرد را با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد کرده و دست مصرفکننده برساند و این کالاها با ارز ۹۰۰۰ تومانی به خارجیها فروخته شوند باز جای نگرانی است. صادرات کالاهایی جای خوشحالی دارد که عمدتا در داخل و با به کارگیری منابع داخلی صادر شدهاند.
ب) وقتی که صادرات کالا بستری برای خروج/فرار سرمایه از کشور باشد. یعنی به جای این که یک کالایی صادر شده و معادل آن ارز یا کالای کمیاب وارد کشور شود، سرمایه داخلی در قالب کالای صادراتی بیرون بیاید و برنگردد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ کدام امنیت ملی؟
✍🏻 علی سعدوندی
می بایست معاملات رمزارزها در ایران به عنوان ابزاری ضد تحریمی تشویق می شد؛ نه تنها چنین نشد درست در زمانی که بیش از پیش به این ابزار نیاز بود رمز ارزها غیر قانونی اعلام شدند. مانند طلا که تا روز آغاز تحریم ها ورودش غیرقانونی بود.
هرج و مرج عجیبی در سیاست گذاری تجاری کشور دیده می شود. بازار ارز به خوبی به فعالیت خود ادامه می داد ناگهان غائله 4200 آغاز شد و هر نوع ورود ارز، قاچاق محسوب شد!
بعد هم بساط بازار ثانویه که اطلاعات بانکی صادرکنندگان را در یک مکان جمع می کند و این از تجمع هواپیماهای مصری در پیش از آغاز جنگ شش روزه که در چند ساعت توسط اسرائیل منهدم شدند خطرناک تر است. تجمیع مهم ترین اطلاعات تجاری کشور و انتشار آن در شبکه های اجتماعی بزرگترین حماقت امنیت ملی در طول تاریخ کشور بوده است. مطلب زیاد است و اگر بنا باشد روزی گفته شود مثنوی هفتاد من خواهد شد.
از ماست که بر ماست!
آن ديگران سه سال زنهار دادند كه فنر ارزى روزى خواهد جهيد و اگر خود به تعادل بازارها همت نگماريم بازارها بار ديگر درسى فراموش نشدنى به ما خواهند داد.
كو گوش شنوا؟!
ملتى هستيم بدون حافظه تاريخى. ملتى كه نه از تجربه ديگران نه از تجربه خويشتن نمى آموزيم./ نیک گفتار
@Neekgoftaar
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 علی سعدوندی
می بایست معاملات رمزارزها در ایران به عنوان ابزاری ضد تحریمی تشویق می شد؛ نه تنها چنین نشد درست در زمانی که بیش از پیش به این ابزار نیاز بود رمز ارزها غیر قانونی اعلام شدند. مانند طلا که تا روز آغاز تحریم ها ورودش غیرقانونی بود.
هرج و مرج عجیبی در سیاست گذاری تجاری کشور دیده می شود. بازار ارز به خوبی به فعالیت خود ادامه می داد ناگهان غائله 4200 آغاز شد و هر نوع ورود ارز، قاچاق محسوب شد!
بعد هم بساط بازار ثانویه که اطلاعات بانکی صادرکنندگان را در یک مکان جمع می کند و این از تجمع هواپیماهای مصری در پیش از آغاز جنگ شش روزه که در چند ساعت توسط اسرائیل منهدم شدند خطرناک تر است. تجمیع مهم ترین اطلاعات تجاری کشور و انتشار آن در شبکه های اجتماعی بزرگترین حماقت امنیت ملی در طول تاریخ کشور بوده است. مطلب زیاد است و اگر بنا باشد روزی گفته شود مثنوی هفتاد من خواهد شد.
از ماست که بر ماست!
آن ديگران سه سال زنهار دادند كه فنر ارزى روزى خواهد جهيد و اگر خود به تعادل بازارها همت نگماريم بازارها بار ديگر درسى فراموش نشدنى به ما خواهند داد.
كو گوش شنوا؟!
ملتى هستيم بدون حافظه تاريخى. ملتى كه نه از تجربه ديگران نه از تجربه خويشتن نمى آموزيم./ نیک گفتار
@Neekgoftaar
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ ابر تورم اقتصاد ایران (پس از جنگ جهانی دوم)
✍🏻 حامد سلطانی
تورم تولیدکننده به عنوان تورم پیش نگر نیز مطرح می شود. هنگامی که بهای مواد اولیه اساسی بین ۵۱ تا ۱۳۵ درصد تا تیر ماه سال جاری بالا رود و از سوی دیگر بهای مواد اولیه وارداتی تولیدکنندگان پایین دستی بخش خصوصی بیش از دو برابر شود، به مفهوم افزایش بهای کالاهای تولید داخلی بین ۶۰ تا ۱۰۰ درصد خواهد بود. در همین شرایط بهای کالاهای وارداتی در مجموع بیش از ۲ برابر شده است.
🔹 در نتیجه با استمرار شرایط کنونی ابر تورم (بی سابقه از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون) که حتی از سالهای ۱۳۷۴ (۴۹/۴ درصد) و ۱۳۹۲ (۳۴/۷ درصد) بیشتر خواهد بود، در انتظار است.
🔹 پس از چند سال رکود مستمر اقتصادی در بخش خصوصی و کسب و کار عامه مردم و با توجه به کاهش درآمد قابل مصرف، در صورتی که دولت شرایط موجود را مدیریت نکند و سرنوشت اقتصاد کشور را به دست بنگاه های شبه دولتی بسپارد. ضمن بروز بالاترین نرخ رشد اقتصادی منفی، حداقل یک میلیون نفر از اشتغال کشور نیز از بین خواهد رفت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 حامد سلطانی
تورم تولیدکننده به عنوان تورم پیش نگر نیز مطرح می شود. هنگامی که بهای مواد اولیه اساسی بین ۵۱ تا ۱۳۵ درصد تا تیر ماه سال جاری بالا رود و از سوی دیگر بهای مواد اولیه وارداتی تولیدکنندگان پایین دستی بخش خصوصی بیش از دو برابر شود، به مفهوم افزایش بهای کالاهای تولید داخلی بین ۶۰ تا ۱۰۰ درصد خواهد بود. در همین شرایط بهای کالاهای وارداتی در مجموع بیش از ۲ برابر شده است.
🔹 در نتیجه با استمرار شرایط کنونی ابر تورم (بی سابقه از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون) که حتی از سالهای ۱۳۷۴ (۴۹/۴ درصد) و ۱۳۹۲ (۳۴/۷ درصد) بیشتر خواهد بود، در انتظار است.
🔹 پس از چند سال رکود مستمر اقتصادی در بخش خصوصی و کسب و کار عامه مردم و با توجه به کاهش درآمد قابل مصرف، در صورتی که دولت شرایط موجود را مدیریت نکند و سرنوشت اقتصاد کشور را به دست بنگاه های شبه دولتی بسپارد. ضمن بروز بالاترین نرخ رشد اقتصادی منفی، حداقل یک میلیون نفر از اشتغال کشور نیز از بین خواهد رفت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ ابر تورم ونزوئلا و حذف پنج صفر از بولیوار
✍🏻 علی دینی ترکمانی
باور بعضی وقایع تاریخی که در کتب اقتصادی ذکر میشود، معمولاً سخت است. اینکه نرخ بهره یا سود بانکی میتواند بسیار پایین یا حتی صفر باشد؛ ولی سرمایهگذاران انگیزهای برای سرمایهگذاری نداشته باشند.، یکی از این موارد است. وضعی که جان مینارد کینز آن را " دام نقدینگی" مینامید. در این وضع، تقاضا برای داشتن پول نقد بسیار زیاد میشود و سیاست پولی معطوف به کاهش نرخ بهره، با هدف تشویق سرمایهگذاری، شکست میخورد. ژاپن طی دو دهه اخیر، چند سال در این موقعیت قرار گرفت. نرخ بهره در این کشور حتی منفی شد، ولی اقتصادش برای مدتی از رکود درنیامد.
مورد دیگر، کاهش شدید ارزش پول ملی بر اثر ابر تورم است. وضعی که در آن، برای خرید چند کیلو سیبزمینی، باید گونی گونی پول تحویل داد. پول بهجای شمارش، وزن می شود و به ،مصداقی از جمله " کیلویی چند" در مئ آید. گفته می شود در جنگهای جهانی اول و دوم، چنین وضعی در کشورهای درگیر در جنگ وجود داشت.
اکنون، ونزوئلا پیش روی چشمان جهانیان است، با ابر تورم ۸۰ هزار درصدی؛ یعنی در عرض یک دوره مالی، قیمتها بهطور متوسط ۸۰۰ برابر شده است. تاریخ نیست؛ واقعیت پیش رویما است. با وجود این، هنوز پذیرشش سخت است اما هست و قاطعیت خود را در آینه افت شدید قدرت خرید مردم این کشور بازتاب می دهد.
دولت ونزوئلا، در پاسخ به این بحران اقتصادی که موج وسیعی از مهاجرت مردم این کشور، به کشورهای برزیل و کلمبیا و پرو را موجب شده است، پنج صفر از پول ملی خود، بولیوار، را حذف کرده است. اما، این اقدام قطعاً برای کنترل تورم نتیجه بخش نخواهد بود، چرا که حکم تغییر صورت مسئله را دارد و نه پاسخ مناسب به آن. حذف صفرها، خوانش قیمتها را تغییر میدهد، بدون آنکه تأثیری بر مابه ازای کالایی پول جدید بگذارد. دو میلیون و ۴۰۰ هزار بولیوار، قبلاً برابر ۴۰ سنت آمریکا بود از این پس ۲۴ بولیوار برابر ۴۰ سنت میشود. با ۲۴ بولیوار همان اندازه کالا و خدمات میتوان خرید که با ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار میشد خرید. چرا که رابطه برابری قیمت کالاها و خدمات با پول جدید، بر سر جای خود میماند و با استمرار تورم، ارزش آن کمتر میشود؛ برای مثال به ۳۰ و بعد ۴۰ بولیوار در برابر ۴۰ سنت میرسد.
شاید مقامات ونزوئلا تجربه ترکیه و حذف ۶ صفر از لیر را در ذهن داشته باشند. اما، مقایسه تطبیقی شرایط پیشین و کنونی ترکیه نشان میدهد آن چه موجب کنترل فشارهای تورمی در این کشور شد، نه اقدام مذکور، بلکه، استفاده سودمند از پتانسیلهای اقتصاد و سرمایه جهانی، از طریق نزدیکی بیشتر به اتحادیه اروپا و ناتو، بود. کاهش قابل توجه اخیر ارزش لیر جدید در برابر دلار آمریکا که به معنای افزایش متناسب قیمتها در این کشور است، نشان میدهد تورم بالای ترکیه قابل بازگشت است اگر تنشهای آن با آمریکا حل نشود. این به معنای، بیاثر بودن تغییر واحد پول ملی برای کنترل تورم است.
دولت ونزوئلا چارهای ندارد، جز تصحیح روابط و دیپلماسیاش با اقتصاد جهانی و قدرتهای بزرگ؛ در غیر این صورت، صرفنظر از نقدهای وارد بر اقتصاد جهانی و قدرتهای بزرگ، از منظر منطق قدرت مساوات گرایانه، باید انتظار فروپاشی آن را داشت.
در همه جای جهان، مردم، انتظار تأمین ثبات اقتصادی و حفظ ارزش پول ملی و ثبات قیمتها را دارند. ناتوانی دولت در برآورده کردن این انتظار، به معنای از دست رفتن مشروعیت آن و در نتیجه متزلزل شدن پایگاه اجتماعیاش است. نان مهمترین دغدغه تودههاست. ناتوانی در تأمین آن به شکلی آبرومند، یعنی همراه با تأمین شأن و کرامت آدمی، به معنای صدور مجوز برای شورش و طغیان مردم، بهویژه لایههای فرودستی است که زیر چرخدنده سنگین و خردکننده تورم و بیکاری شدید، چیزی برای از دست دادن ندارند. این قانونمندی مسلم اجتماعی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 علی دینی ترکمانی
باور بعضی وقایع تاریخی که در کتب اقتصادی ذکر میشود، معمولاً سخت است. اینکه نرخ بهره یا سود بانکی میتواند بسیار پایین یا حتی صفر باشد؛ ولی سرمایهگذاران انگیزهای برای سرمایهگذاری نداشته باشند.، یکی از این موارد است. وضعی که جان مینارد کینز آن را " دام نقدینگی" مینامید. در این وضع، تقاضا برای داشتن پول نقد بسیار زیاد میشود و سیاست پولی معطوف به کاهش نرخ بهره، با هدف تشویق سرمایهگذاری، شکست میخورد. ژاپن طی دو دهه اخیر، چند سال در این موقعیت قرار گرفت. نرخ بهره در این کشور حتی منفی شد، ولی اقتصادش برای مدتی از رکود درنیامد.
مورد دیگر، کاهش شدید ارزش پول ملی بر اثر ابر تورم است. وضعی که در آن، برای خرید چند کیلو سیبزمینی، باید گونی گونی پول تحویل داد. پول بهجای شمارش، وزن می شود و به ،مصداقی از جمله " کیلویی چند" در مئ آید. گفته می شود در جنگهای جهانی اول و دوم، چنین وضعی در کشورهای درگیر در جنگ وجود داشت.
اکنون، ونزوئلا پیش روی چشمان جهانیان است، با ابر تورم ۸۰ هزار درصدی؛ یعنی در عرض یک دوره مالی، قیمتها بهطور متوسط ۸۰۰ برابر شده است. تاریخ نیست؛ واقعیت پیش رویما است. با وجود این، هنوز پذیرشش سخت است اما هست و قاطعیت خود را در آینه افت شدید قدرت خرید مردم این کشور بازتاب می دهد.
دولت ونزوئلا، در پاسخ به این بحران اقتصادی که موج وسیعی از مهاجرت مردم این کشور، به کشورهای برزیل و کلمبیا و پرو را موجب شده است، پنج صفر از پول ملی خود، بولیوار، را حذف کرده است. اما، این اقدام قطعاً برای کنترل تورم نتیجه بخش نخواهد بود، چرا که حکم تغییر صورت مسئله را دارد و نه پاسخ مناسب به آن. حذف صفرها، خوانش قیمتها را تغییر میدهد، بدون آنکه تأثیری بر مابه ازای کالایی پول جدید بگذارد. دو میلیون و ۴۰۰ هزار بولیوار، قبلاً برابر ۴۰ سنت آمریکا بود از این پس ۲۴ بولیوار برابر ۴۰ سنت میشود. با ۲۴ بولیوار همان اندازه کالا و خدمات میتوان خرید که با ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار میشد خرید. چرا که رابطه برابری قیمت کالاها و خدمات با پول جدید، بر سر جای خود میماند و با استمرار تورم، ارزش آن کمتر میشود؛ برای مثال به ۳۰ و بعد ۴۰ بولیوار در برابر ۴۰ سنت میرسد.
شاید مقامات ونزوئلا تجربه ترکیه و حذف ۶ صفر از لیر را در ذهن داشته باشند. اما، مقایسه تطبیقی شرایط پیشین و کنونی ترکیه نشان میدهد آن چه موجب کنترل فشارهای تورمی در این کشور شد، نه اقدام مذکور، بلکه، استفاده سودمند از پتانسیلهای اقتصاد و سرمایه جهانی، از طریق نزدیکی بیشتر به اتحادیه اروپا و ناتو، بود. کاهش قابل توجه اخیر ارزش لیر جدید در برابر دلار آمریکا که به معنای افزایش متناسب قیمتها در این کشور است، نشان میدهد تورم بالای ترکیه قابل بازگشت است اگر تنشهای آن با آمریکا حل نشود. این به معنای، بیاثر بودن تغییر واحد پول ملی برای کنترل تورم است.
دولت ونزوئلا چارهای ندارد، جز تصحیح روابط و دیپلماسیاش با اقتصاد جهانی و قدرتهای بزرگ؛ در غیر این صورت، صرفنظر از نقدهای وارد بر اقتصاد جهانی و قدرتهای بزرگ، از منظر منطق قدرت مساوات گرایانه، باید انتظار فروپاشی آن را داشت.
در همه جای جهان، مردم، انتظار تأمین ثبات اقتصادی و حفظ ارزش پول ملی و ثبات قیمتها را دارند. ناتوانی دولت در برآورده کردن این انتظار، به معنای از دست رفتن مشروعیت آن و در نتیجه متزلزل شدن پایگاه اجتماعیاش است. نان مهمترین دغدغه تودههاست. ناتوانی در تأمین آن به شکلی آبرومند، یعنی همراه با تأمین شأن و کرامت آدمی، به معنای صدور مجوز برای شورش و طغیان مردم، بهویژه لایههای فرودستی است که زیر چرخدنده سنگین و خردکننده تورم و بیکاری شدید، چیزی برای از دست دادن ندارند. این قانونمندی مسلم اجتماعی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چه کسی مقصر اصلی است؟
✍🏻حمید آذرمند
🔸گفته شد که پزشکان فرار مالیاتی ۸۰ درصدی دارند و کارتخوان نصب نمیکنند. در این مسئله که بخش عمدهای از پردرآمدترین و مرفهترین اقشار جامعه، به این سادگی اولین و بدیهیترین وظیفه قانونی و اجتماعی خود را انجام نمیدهند، چه کسی مقصر اصلی است؟
🔶انواع نمونهها از فرصت طلبی، رانت خواری، سودجویی و سوءاستفاده از ضعفهای قانونی و خطاهای سیاستگذاری قابل شمردن است و این مسئله به شکلهای دیگر نیز قابل تعمیم است.
🔸مثلاً صاحبان ثروت، ذخایر ارزی کشور را با کمترین هزینه خارج میکنند و در ترکیه و امارات و کشورهای دیگر با یارانه دولت، ویلا و مستغلات میخرند.
🔸صاحبان ویلاهای بالای شهر، در تابستان با یارانه دولتی، استخر خود را با آب آشامیدنی ارزان پر میکنند. صاحبان خودروهای پرمصرف، بیشترین بهره مندی را از یارانه سخاوتمندانه دولت دارند.
🔸شکلهای غریبی از قاچاق که در هیچ نقطه از جهان بدیلی ندارد، از قاچاق سیستمی انواع کالا، کولبری، ته لنجی و امثال آن به داخل کشور تا انواع بسیار عجیب صادرات قاچاق سوخت به خارج، در ابعاد گسترده رواج دارد.
🔸از بانکها و شرکتها گرفته تا کارمندان و دلالان و افراد خانه دار، در این آشفته بازار، به بازار ارز و سکه هجوم میبرند و با کمترین ریسک و در کمترین زمان به سودهای کلانی میرسند.
🔸بازده ناشی از نگهداری زمین و مستغلات، مثلا برای کارخانجات و بانکها و شرکتها، بسیار بیش از بازده ناشی از کسب و کار اصلی آنان است. این مسئله موجب جایگزینی داراییهای غیرمولد به جای داراییهای مولد در ترازنامهها شده است.
🔸البته بدیهی است که هر نوع فرصت طلبی و سوء استفاده و فرار از مسئولیت، از جانب هر کس که باشد ناپسند است؛ ولی در آن چه گفته شد، زمینهسازی و مسئولیت اصلی متوجه سیاستگذار و قانونگذار و مجری قانون است.
❇️اصول بدیهی و قواعد بسیار روشن اقتصادی توضیح میدهند که سیاستهایی مانند فروش آب و سوخت ارزان، منجر به مصرف بیرویه و قاچاق آن به خارج میشود. پایین نگه داشتن نرخ ارز منجر به خروج سرمایه از کشور و واردات قاچاق میشود. تورم بالا و ناکارایی ابزارهای مالیاتی منجر به برتری سود نگهداری داراییها نسبت به بازده کسب و کارها میشود. تعرفههای بالا و موانع تجاری و معافیتهای وارداتی منجر بهتشویق قاچاق می شود. ناکارایی قوانین و ابزارهای مالیاتی منجر به فرار گسترده مالیاتی میشود.
✅در مواردی که گفته شد، باید قانونگذار و سیاستگذار و مجریان سیاستهای اقتصادی را مخاطب قرار دهیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻حمید آذرمند
🔸گفته شد که پزشکان فرار مالیاتی ۸۰ درصدی دارند و کارتخوان نصب نمیکنند. در این مسئله که بخش عمدهای از پردرآمدترین و مرفهترین اقشار جامعه، به این سادگی اولین و بدیهیترین وظیفه قانونی و اجتماعی خود را انجام نمیدهند، چه کسی مقصر اصلی است؟
🔶انواع نمونهها از فرصت طلبی، رانت خواری، سودجویی و سوءاستفاده از ضعفهای قانونی و خطاهای سیاستگذاری قابل شمردن است و این مسئله به شکلهای دیگر نیز قابل تعمیم است.
🔸مثلاً صاحبان ثروت، ذخایر ارزی کشور را با کمترین هزینه خارج میکنند و در ترکیه و امارات و کشورهای دیگر با یارانه دولت، ویلا و مستغلات میخرند.
🔸صاحبان ویلاهای بالای شهر، در تابستان با یارانه دولتی، استخر خود را با آب آشامیدنی ارزان پر میکنند. صاحبان خودروهای پرمصرف، بیشترین بهره مندی را از یارانه سخاوتمندانه دولت دارند.
🔸شکلهای غریبی از قاچاق که در هیچ نقطه از جهان بدیلی ندارد، از قاچاق سیستمی انواع کالا، کولبری، ته لنجی و امثال آن به داخل کشور تا انواع بسیار عجیب صادرات قاچاق سوخت به خارج، در ابعاد گسترده رواج دارد.
🔸از بانکها و شرکتها گرفته تا کارمندان و دلالان و افراد خانه دار، در این آشفته بازار، به بازار ارز و سکه هجوم میبرند و با کمترین ریسک و در کمترین زمان به سودهای کلانی میرسند.
🔸بازده ناشی از نگهداری زمین و مستغلات، مثلا برای کارخانجات و بانکها و شرکتها، بسیار بیش از بازده ناشی از کسب و کار اصلی آنان است. این مسئله موجب جایگزینی داراییهای غیرمولد به جای داراییهای مولد در ترازنامهها شده است.
🔸البته بدیهی است که هر نوع فرصت طلبی و سوء استفاده و فرار از مسئولیت، از جانب هر کس که باشد ناپسند است؛ ولی در آن چه گفته شد، زمینهسازی و مسئولیت اصلی متوجه سیاستگذار و قانونگذار و مجری قانون است.
❇️اصول بدیهی و قواعد بسیار روشن اقتصادی توضیح میدهند که سیاستهایی مانند فروش آب و سوخت ارزان، منجر به مصرف بیرویه و قاچاق آن به خارج میشود. پایین نگه داشتن نرخ ارز منجر به خروج سرمایه از کشور و واردات قاچاق میشود. تورم بالا و ناکارایی ابزارهای مالیاتی منجر به برتری سود نگهداری داراییها نسبت به بازده کسب و کارها میشود. تعرفههای بالا و موانع تجاری و معافیتهای وارداتی منجر بهتشویق قاچاق می شود. ناکارایی قوانین و ابزارهای مالیاتی منجر به فرار گسترده مالیاتی میشود.
✅در مواردی که گفته شد، باید قانونگذار و سیاستگذار و مجریان سیاستهای اقتصادی را مخاطب قرار دهیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ دیگر ملت ها تعهدی به ما ندارند که در مسابقه پیشرفت منتظر ما بمانند!
شیخ زاید ابوظبی سوار بر پیکان
منبع: نیک گفتار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
شیخ زاید ابوظبی سوار بر پیکان
منبع: نیک گفتار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ بلوك طلا
🎤استیو هانکه اقتصاددان آمريكايي و استاد اقتصاد کاربردي دانشگاه جانز هاپکینز در گفت و گو با تجارت فردا در مورد تحریمهای آمریکا علیه روسیه، ترکیه و ایران میگوید:
🔻من درسهایی را که تحریم دارد با چیزی که آن را «اثر افغان» (Afghan Effect) مینامم توضیح میدهم. تحریمها کاملاً احمقانه و ضدمولد هستند. در سال 1980 اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان حمله کرد. در نتیجه کارتر، تحریمهایی را علیه شوروی اعمال کرد. در آن زمان شوروی با مشکل کمبود حبوبات مواجه بود. کارتر با ایجاد ممنوعیت در فروش حبوبات به شوروی، تحریم علیه این کشور را آغاز کرد. شوروی به سراغ آرژانتین رفت و قراردادهای سنگینی با این کشور در ازای واردات حبوبات با قیمتی بسیار مناسب امضا کرد. نتیجه نهایی چیزی است که آن را اثر افغان مینامیم. اینکه اگر به چیزی فشار آورید، چیز دیگری رخ میدهد و بیرون میزند.
🔻در این مورد، نتیجه ناخواستهای که تحریم ایالات متحده در برابر روسیه داشت، این بود که در آن زمان، ژنرالها که دشمن ایالات متحده بودند قدرت را در آرژانتین در دست داشتند. در نتیجه اثر افغان، تحریمهای ایالات متحده علیه شوروی باعث شد که ژنرالها که دشمن آمریکا بودند، قدرتمندتر شوند.
🔻بیشتر تحریمهایی که ایالات متحده اعمال کرده است به بهانههای مختلفی بودهاند که دلیل واقعی تحریمها نیستند. به عنوان مثال بهانه ایالات متحده برای اعمال تحریمها در ترکیه این است که ترکیه یک کشیش آمریکایی را زندانی کرده است و آمریکا میخواهد این کشیش آزاد شود، اما ترکیه از این کار خودداری میکند. زندانی بودن این کشیش و امتناع ترکیه از آزاد کردن او چیزی است که آمریکا به بهانه آن تحریمها را اعمال کرده است. اما واقعیت چیز دیگری است. در مورد دلایل واقعی تحریمها پشت درهای بسته، در سازمان سیا و وزارت امور خارجه آمریکا بحث میشود.
🔻بهترین پاسخ به تحریمها این است که کشورهایی که هدف تحریم قرار گرفتهاند، اقتصاد داخلی خود را بازسازی کنند و با این کار قدرت خود را افزایش دهند. بهترین راه برای تعمیر اقتصاد داخلی چیزی است که من آن را «استراتژی سنگاپور» مینامم. سنگاپور در سال 1965 استقلال یافت و رهبر آنها، لی کوان یو، پنج نکته را مدنظر داشت. نکته اولی که مدنظر لی کوان یو قرار داشت این بود که آنها باید یک پول باثبات داشته باشند و آنها از طریق سیستم هیات پولی به پول باثبات رسیدند. اینکه دلار سنگاپور منتشر میشد و در یک نرخ ثابت با پوند- استرلینگ مبادله میشد و این در حالی بود که دلار سنگاپور به طور صددرصدی پشتوانه ذخایر پوند- استرلینگ سنگاپور را داشت. در نتیجه این، دلار سنگاپور کاملاً مشابه پوند بریتانیا شد. این چیزی است که من مشابه آن را قبلاً هم برای ایران پیشنهاد کردهام.
🔻دلیل عمده مواجهه این کشورها با بحران پولی به ویژه ترکیه و ایران، در نتیجه سیاستگذاری داخلی اشتباه در این کشورهاست و تحریمها به نوعی ضربه آخر بودهاند. به عبارت دیگر نمیتوان تحریمها را دلیل مواجهه این کشورها با بحران پولی قلمداد کرد چراکه تحریمها فقط باعث شدهاند که قایقی که در حال غرق شدن است، زودتر غرق شود.
🔻 در سال 1998 و در جریان بحران مالی آسیا، من مشاور ویژه سوهارتو در اندونزی بودم. در آن زمان ایالات متحده سعی میکرد سوهارتو را سرنگون کند. من این را میدانستم زیرا هر شب با سوهارتو بودم و در خانهاش با او در مورد سیاستگذاری اقتصادی صحبت میکردم. ما در اندونزی میخواستیم یک سیستم هیات پولی را اجرا کنیم که در آن، روپیه در یک نرخ ثابت به دلار ایالات متحده لینک شود و به طور کاملاً آزادانه با آن قابل مبادله باشد و همچنین به طور صددرصدی پشتوانه ذخیره دلار ایالات متحده در اندونزی را داشته باشد.
🔻در نتیجه اجرای چنین سیستمی روپیه به خوبی دلار ایالات متحده میبود. بنابراین اندونزی بحران مالی را پشت سر میگذاشت، از مشکل تورم عبور میکرد و به ثبات اقتصادی میرسید. اما به طور خاص، ایالات متحده با چنین چیزی مخالف بود. دلیل اینکه ایالات متحده و IMF مخالف اجرای چنین سیستمی در اندونزی بودند این بود که آنها میخواستند دولت سوهارتو را سرنگون کنند. آنها نمیخواستند روپیه به ثبات برسد./ تجارت فردا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🎤استیو هانکه اقتصاددان آمريكايي و استاد اقتصاد کاربردي دانشگاه جانز هاپکینز در گفت و گو با تجارت فردا در مورد تحریمهای آمریکا علیه روسیه، ترکیه و ایران میگوید:
🔻من درسهایی را که تحریم دارد با چیزی که آن را «اثر افغان» (Afghan Effect) مینامم توضیح میدهم. تحریمها کاملاً احمقانه و ضدمولد هستند. در سال 1980 اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان حمله کرد. در نتیجه کارتر، تحریمهایی را علیه شوروی اعمال کرد. در آن زمان شوروی با مشکل کمبود حبوبات مواجه بود. کارتر با ایجاد ممنوعیت در فروش حبوبات به شوروی، تحریم علیه این کشور را آغاز کرد. شوروی به سراغ آرژانتین رفت و قراردادهای سنگینی با این کشور در ازای واردات حبوبات با قیمتی بسیار مناسب امضا کرد. نتیجه نهایی چیزی است که آن را اثر افغان مینامیم. اینکه اگر به چیزی فشار آورید، چیز دیگری رخ میدهد و بیرون میزند.
🔻در این مورد، نتیجه ناخواستهای که تحریم ایالات متحده در برابر روسیه داشت، این بود که در آن زمان، ژنرالها که دشمن ایالات متحده بودند قدرت را در آرژانتین در دست داشتند. در نتیجه اثر افغان، تحریمهای ایالات متحده علیه شوروی باعث شد که ژنرالها که دشمن آمریکا بودند، قدرتمندتر شوند.
🔻بیشتر تحریمهایی که ایالات متحده اعمال کرده است به بهانههای مختلفی بودهاند که دلیل واقعی تحریمها نیستند. به عنوان مثال بهانه ایالات متحده برای اعمال تحریمها در ترکیه این است که ترکیه یک کشیش آمریکایی را زندانی کرده است و آمریکا میخواهد این کشیش آزاد شود، اما ترکیه از این کار خودداری میکند. زندانی بودن این کشیش و امتناع ترکیه از آزاد کردن او چیزی است که آمریکا به بهانه آن تحریمها را اعمال کرده است. اما واقعیت چیز دیگری است. در مورد دلایل واقعی تحریمها پشت درهای بسته، در سازمان سیا و وزارت امور خارجه آمریکا بحث میشود.
🔻بهترین پاسخ به تحریمها این است که کشورهایی که هدف تحریم قرار گرفتهاند، اقتصاد داخلی خود را بازسازی کنند و با این کار قدرت خود را افزایش دهند. بهترین راه برای تعمیر اقتصاد داخلی چیزی است که من آن را «استراتژی سنگاپور» مینامم. سنگاپور در سال 1965 استقلال یافت و رهبر آنها، لی کوان یو، پنج نکته را مدنظر داشت. نکته اولی که مدنظر لی کوان یو قرار داشت این بود که آنها باید یک پول باثبات داشته باشند و آنها از طریق سیستم هیات پولی به پول باثبات رسیدند. اینکه دلار سنگاپور منتشر میشد و در یک نرخ ثابت با پوند- استرلینگ مبادله میشد و این در حالی بود که دلار سنگاپور به طور صددرصدی پشتوانه ذخایر پوند- استرلینگ سنگاپور را داشت. در نتیجه این، دلار سنگاپور کاملاً مشابه پوند بریتانیا شد. این چیزی است که من مشابه آن را قبلاً هم برای ایران پیشنهاد کردهام.
🔻دلیل عمده مواجهه این کشورها با بحران پولی به ویژه ترکیه و ایران، در نتیجه سیاستگذاری داخلی اشتباه در این کشورهاست و تحریمها به نوعی ضربه آخر بودهاند. به عبارت دیگر نمیتوان تحریمها را دلیل مواجهه این کشورها با بحران پولی قلمداد کرد چراکه تحریمها فقط باعث شدهاند که قایقی که در حال غرق شدن است، زودتر غرق شود.
🔻 در سال 1998 و در جریان بحران مالی آسیا، من مشاور ویژه سوهارتو در اندونزی بودم. در آن زمان ایالات متحده سعی میکرد سوهارتو را سرنگون کند. من این را میدانستم زیرا هر شب با سوهارتو بودم و در خانهاش با او در مورد سیاستگذاری اقتصادی صحبت میکردم. ما در اندونزی میخواستیم یک سیستم هیات پولی را اجرا کنیم که در آن، روپیه در یک نرخ ثابت به دلار ایالات متحده لینک شود و به طور کاملاً آزادانه با آن قابل مبادله باشد و همچنین به طور صددرصدی پشتوانه ذخیره دلار ایالات متحده در اندونزی را داشته باشد.
🔻در نتیجه اجرای چنین سیستمی روپیه به خوبی دلار ایالات متحده میبود. بنابراین اندونزی بحران مالی را پشت سر میگذاشت، از مشکل تورم عبور میکرد و به ثبات اقتصادی میرسید. اما به طور خاص، ایالات متحده با چنین چیزی مخالف بود. دلیل اینکه ایالات متحده و IMF مخالف اجرای چنین سیستمی در اندونزی بودند این بود که آنها میخواستند دولت سوهارتو را سرنگون کنند. آنها نمیخواستند روپیه به ثبات برسد./ تجارت فردا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg