#استخدام
يك شركت گروه مالي معتبر در راستاي تكميل تیم كارشناسي خود در زمینه تحلیلگری مالی،ارزشگذاری شرکتها و سرمایه گذاری از واجدین شرایط جهت تصدی سمت کارشناس سرمایه گذاری در شهر تهران،با شرایط ذیل دعوت به همکاری می نماید:
1. داراي مدرك تحصيلي كارشناسي به بالا در رشته هاي مديريت مالي، مهندسی مالی، حسابداری و اقتصاد صرفا از دانشگاههاي معتبر
2. تسلط به زبان تخصصی انگلیسی مالی و سرمایه گذاری
3. حداقل 2 سال سابقه كار مرتبط در حوزه تحلیلگری مالی و سرمایه گذاری
4. مسلط به نرم افزارهاي آفیس،مدل سازی مالی در اکسل و نرم افزار کامفار
5. مسلط به تحليل بنيادي شركتها و صنايع بورسي و غیر بورسی
6. داراي روحيه همكاري تيمي، متعهد ، انگيزه بالا و روحیه پیشرفت در کار
7. مسلط به گزارش نویسی و توانایی رصد بازارهای مالی داخلی و بین المللی
متقاضيان مي توانند رزومه كاري خود را به آدرس ذيل ارسال نمايند.
Jobsarmayeh1397@gmail.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
يك شركت گروه مالي معتبر در راستاي تكميل تیم كارشناسي خود در زمینه تحلیلگری مالی،ارزشگذاری شرکتها و سرمایه گذاری از واجدین شرایط جهت تصدی سمت کارشناس سرمایه گذاری در شهر تهران،با شرایط ذیل دعوت به همکاری می نماید:
1. داراي مدرك تحصيلي كارشناسي به بالا در رشته هاي مديريت مالي، مهندسی مالی، حسابداری و اقتصاد صرفا از دانشگاههاي معتبر
2. تسلط به زبان تخصصی انگلیسی مالی و سرمایه گذاری
3. حداقل 2 سال سابقه كار مرتبط در حوزه تحلیلگری مالی و سرمایه گذاری
4. مسلط به نرم افزارهاي آفیس،مدل سازی مالی در اکسل و نرم افزار کامفار
5. مسلط به تحليل بنيادي شركتها و صنايع بورسي و غیر بورسی
6. داراي روحيه همكاري تيمي، متعهد ، انگيزه بالا و روحیه پیشرفت در کار
7. مسلط به گزارش نویسی و توانایی رصد بازارهای مالی داخلی و بین المللی
متقاضيان مي توانند رزومه كاري خود را به آدرس ذيل ارسال نمايند.
Jobsarmayeh1397@gmail.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
16059.pdf
2 MB
🔻 گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در مورد سیستم نظارت بانکی در کشورهای مختلف دنیا
👈 ایران میتواند با الگوبرداری از کشوری مانند بلغارستان، یک سازمان مستقل تحت نظر بانک مرکزی را مامور نظارت بانکی نماید.
👈 ایران میتواند با الگوبرداری از کشوری مانند بلغارستان، یک سازمان مستقل تحت نظر بانک مرکزی را مامور نظارت بانکی نماید.
جدیدترین شماره ازهفته نامه معتبر خبری تایم
Time
نسخه آمریکا|1 اکتبر 2018|60 صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Time
نسخه آمریکا|1 اکتبر 2018|60 صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره از هفته نامه معتبر خبری
The week
نسخه آمریکا|28 سپتامبر 2018|44 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The week
نسخه آمریکا|28 سپتامبر 2018|44 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#استخدام
«کارشناس سرمایه گذاری»
شرکت : گروه مالی
شهرستان : " تهران "
مدرک تحصیلی : كارشناسي به بالا در رشته هاي مديريت مالي، مهندسی مالی، حسابداری و اقتصاد
حداقل سابقه کار: حداقل 2 سال سابقه كار مرتبط در حوزه تحلیلگری مالی و سرمایه گذاری
سایر شرایط : تسلط به زبان تخصصی انگلیسی مالی و سرمایه گذاری، مسلط به نرم افزارهاي آفیس،مدل سازی مالی در اکسل و نرم افزار کامفار، مسلط به تحليل بنيادي شركتها و صنايع بورسي و غیر بورسی، داراي روحيه همكاري تيمي، متعهد ، انگيزه بالا و روحیه پیشرفت در کار، مسلط به گزارش نویسی و توانایی رصد بازارهای مالی داخلی و بین المللی
لطفا روزمه خود را با عنوان "کارشناس سرمایه گذاری" به ادرس زیر ارسال نمایید:👇🏻👇🏻
Jobsarmayeh1397@gmail.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
«کارشناس سرمایه گذاری»
شرکت : گروه مالی
شهرستان : " تهران "
مدرک تحصیلی : كارشناسي به بالا در رشته هاي مديريت مالي، مهندسی مالی، حسابداری و اقتصاد
حداقل سابقه کار: حداقل 2 سال سابقه كار مرتبط در حوزه تحلیلگری مالی و سرمایه گذاری
سایر شرایط : تسلط به زبان تخصصی انگلیسی مالی و سرمایه گذاری، مسلط به نرم افزارهاي آفیس،مدل سازی مالی در اکسل و نرم افزار کامفار، مسلط به تحليل بنيادي شركتها و صنايع بورسي و غیر بورسی، داراي روحيه همكاري تيمي، متعهد ، انگيزه بالا و روحیه پیشرفت در کار، مسلط به گزارش نویسی و توانایی رصد بازارهای مالی داخلی و بین المللی
لطفا روزمه خود را با عنوان "کارشناس سرمایه گذاری" به ادرس زیر ارسال نمایید:👇🏻👇🏻
Jobsarmayeh1397@gmail.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره از هفته نامه معتبر خبری
Newsweek
نسخه آمریکا| سپتامبر 2018 |52 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Newsweek
نسخه آمریکا| سپتامبر 2018 |52 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آیینه ای از میزان دارایی و بدهی بانکهای ایران
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ منطق و ضدمنطق دلار
✍🏻حامد خلیلی
گزاره اصلی اقتصاد بازار در بیان "لودویگ فن میسس" (۱۸۸۱-۱۹۷۳) اقتصاددان مکتب اتریش حداقل کردن دخالت دولت در بایدها و نبایدهای رفتار اقتصادی شهروندان در مناسبات بازار میباشد. مثال کلاسیک دخالت دولت در تغییر رفتار طبیعی عوامل بازار، تعیین حداقل قیمت ها مانند اجبار حداقل دستمزد یا حداقل قیمت خرید محصولات کشاورزی است. به طور مثال هرچند تعیین حداقل قیمت خرید شیر برای دامداران تضمینی برای امنیت فعالیت کشاورزی است، چنین دستور العملهایی عملا در سالهای اخیر منجر به پدید آمدن دریایی از شیرهای دور ریختنی بدون وجود تقاضا در بازارهای اروپا شده است.
دخالت های غیر سازنده دولتها در اقتصاد توسط سیاستهای پولی نیز از نگاه اقتصاددانان مکتب اتریش پنهان نماند. فریدریش فن هایک در نقد بحرانهای اقتصادی ناشی از پول بی پشتوانه می نویسد: " ناپایداری سیستم بازارMarketEconomy نتیجه آزادانه تنظیم نشدن مهمترین رگولاتر بازار یا همان پول توسط بازاراست". آشکارترین نمونه دخالت نهاد ناتراز پول در ایجاد اثرات ناسازنده پولی در مقیاس جهان پدیده ای به نام دلار است. عدول از شبکه های ترانس اکشن مالی زیر چتر دلار مانندswift برای بیشتر کشورهای جهان حتی برای اروپا در واکنش به سیاست های تجاری ترامپ تقریبا پر هزینه تا غیرممکن است.
سود پایین اعتبارات بانکی و عملیات بازار بازopenmarketoperation بانک مرکزی اروپا پس از سال ۲۰۰۷ از انواع دیگر دخالت نهاد بانک مرکزی در اقتصاد "ظاهرا" آزاد سالهای پیشین حوزه یورو ا بود. در ایران اما دست نامرئی نهاد دولت در آلوده ساختن دامان جامعه به نقدینگی غیرموثر، خود را در قالب خشن تری در اختلال کسب و کار مردم نمایان کرد. تعیین تحمیلی کف بهره وری بوسیله نرخ مصنوعی سود سپرده بانکی با پشتیبانی بانک مرکزی نه تنها قسمت راست ترازنامه های بانکی آلوده به بدهی های سرسام آور در شکل نقدینگی شد بلکه در سمت چپ نیز شاهد افزایش وام های پرداخت نشده و به طور خلاصه آنچه آنرا ناترازی می نامیم شدیم.
رهبران اقتصادی ما در این حین اما از مواجه شدن با بازسازی خلاقانه سیستم بانکی ٬ بیش ازآنچه که باید می ترسند. برای جبران تبعات انگیزه های فردی از دست رفته، وام های ارزان ورانتهای کلان به تعداد زیادی از شرکتهای زامبی -که از لحاظ اقتصادی متناسب با نیازهای عموم جامعه نیستند توسط بانک های عملا تحت کنترل دولت هستند تعلق می گیرند. با بیشتر شدن عناصرتحمیل شده بر انگیزه های اقتصادی افراد و اثرات جانبی منفی آنnegativeExternalities، افراد جامعه راه نجات پس انداز های خود را در ترک نهاد پول ویا ترک منطقیRational اقتصاد می بینند.
در مجموع دو گونه فرار از پول به افزایش نرخ ارز می انجامد. انتظارات منطقیrational و انتظارات غیرمنطقیirrational. آنچه در ماههای اخیر اقتصاد ایران دیدیم فرار نسبتا منطقی از ریال به دلار، طلا، مسکن و اتومبیل نتیجه منطقی اثرات خارجی منفی کم بودن "مصنوعی" بهره وری سرمایه است. هنر سیاستگذاران پولی نزدیک کردن سود موهوم پرداختی در سیستم سپرده گذاری فعلی به سود طبیعیnaturalInterestRate در کسب و کار مردم است (*).
گونه دیگر فرار از پول گونه غیرمنطقیirrational است. در این صورت نشر ترس عمومی در جامعه در اثر فرار از پول به اثرات سریع و شوک گونه منتهی میشود. به عبارتی فرار از پول خود دلیل فرار از پول میشود(**).
در زمان اخیر دولت به مانند آتشنشانی که به طور موضعی آتش را و نه منبع آتش را خنثی می کند، در بازی انتخاب بین گزینه های تورم با ارز بالا یا خروج سرمایه با ارز پایین سرگردان است.
نه بالا رفتن نه پایین آمدن نرخ دلار راه را بر خروج منطقیRational عناصر اقتصاد از زندان 'بهره وری پایین' نمی بندد. تخریب خلاقانهcreativeDestruction نظام بانکی از راه بازنویسی ترازنامه ها (***) و نزدیک کردن نرخ سود اقتصاد غیر واقعی به نرخ طبیعی، یگانه راه منطقی دائمی بر علیه سفته بازیهای آزمندانه عده ای قلیل به بهای "اسارت اقتصادی" جامعه ای جویای امید در زندان ناباروری سرمایه میباشد.
(*) سود طبیعیnaturalInterestRate نرخی است که در سیستم آزاد عرضه پس انداز واقعی مردم حاصل از کسب و کار به بازار تقاضای سرمایه گذاری بوجود می آید.
(**) به طور مثال طولانی شدن رکود فلج کننده اقتصادی در ماههای واپسین ۲۰۰۹ تا اواسط ۲۰۱۰ منتج به فازی از بی اعتمادی به دولتها و گسترش اضطراب در میان سرمایه گذاران و افزایش فرار سرمایه از حوزه یورو شد.
(***) چاره اندیشی برای ورشکستگی و ادغام بانکهای زامبی اروپایی در مواردی مانند اسپانیا( banco popular, banco santander)با روشهای خلاقانه ای مانندdebt-equity-swap و 'بدون اضافه شدن پایه پولی' الگوی موثری از چگونگی اصلاح می دهد. بر خلاف مواردی مانند ایتالیا پول مالیات دهندگانbail-out به مساله ورود پیدا نکرد.
✍🏻حامد خلیلی
گزاره اصلی اقتصاد بازار در بیان "لودویگ فن میسس" (۱۸۸۱-۱۹۷۳) اقتصاددان مکتب اتریش حداقل کردن دخالت دولت در بایدها و نبایدهای رفتار اقتصادی شهروندان در مناسبات بازار میباشد. مثال کلاسیک دخالت دولت در تغییر رفتار طبیعی عوامل بازار، تعیین حداقل قیمت ها مانند اجبار حداقل دستمزد یا حداقل قیمت خرید محصولات کشاورزی است. به طور مثال هرچند تعیین حداقل قیمت خرید شیر برای دامداران تضمینی برای امنیت فعالیت کشاورزی است، چنین دستور العملهایی عملا در سالهای اخیر منجر به پدید آمدن دریایی از شیرهای دور ریختنی بدون وجود تقاضا در بازارهای اروپا شده است.
دخالت های غیر سازنده دولتها در اقتصاد توسط سیاستهای پولی نیز از نگاه اقتصاددانان مکتب اتریش پنهان نماند. فریدریش فن هایک در نقد بحرانهای اقتصادی ناشی از پول بی پشتوانه می نویسد: " ناپایداری سیستم بازارMarketEconomy نتیجه آزادانه تنظیم نشدن مهمترین رگولاتر بازار یا همان پول توسط بازاراست". آشکارترین نمونه دخالت نهاد ناتراز پول در ایجاد اثرات ناسازنده پولی در مقیاس جهان پدیده ای به نام دلار است. عدول از شبکه های ترانس اکشن مالی زیر چتر دلار مانندswift برای بیشتر کشورهای جهان حتی برای اروپا در واکنش به سیاست های تجاری ترامپ تقریبا پر هزینه تا غیرممکن است.
سود پایین اعتبارات بانکی و عملیات بازار بازopenmarketoperation بانک مرکزی اروپا پس از سال ۲۰۰۷ از انواع دیگر دخالت نهاد بانک مرکزی در اقتصاد "ظاهرا" آزاد سالهای پیشین حوزه یورو ا بود. در ایران اما دست نامرئی نهاد دولت در آلوده ساختن دامان جامعه به نقدینگی غیرموثر، خود را در قالب خشن تری در اختلال کسب و کار مردم نمایان کرد. تعیین تحمیلی کف بهره وری بوسیله نرخ مصنوعی سود سپرده بانکی با پشتیبانی بانک مرکزی نه تنها قسمت راست ترازنامه های بانکی آلوده به بدهی های سرسام آور در شکل نقدینگی شد بلکه در سمت چپ نیز شاهد افزایش وام های پرداخت نشده و به طور خلاصه آنچه آنرا ناترازی می نامیم شدیم.
رهبران اقتصادی ما در این حین اما از مواجه شدن با بازسازی خلاقانه سیستم بانکی ٬ بیش ازآنچه که باید می ترسند. برای جبران تبعات انگیزه های فردی از دست رفته، وام های ارزان ورانتهای کلان به تعداد زیادی از شرکتهای زامبی -که از لحاظ اقتصادی متناسب با نیازهای عموم جامعه نیستند توسط بانک های عملا تحت کنترل دولت هستند تعلق می گیرند. با بیشتر شدن عناصرتحمیل شده بر انگیزه های اقتصادی افراد و اثرات جانبی منفی آنnegativeExternalities، افراد جامعه راه نجات پس انداز های خود را در ترک نهاد پول ویا ترک منطقیRational اقتصاد می بینند.
در مجموع دو گونه فرار از پول به افزایش نرخ ارز می انجامد. انتظارات منطقیrational و انتظارات غیرمنطقیirrational. آنچه در ماههای اخیر اقتصاد ایران دیدیم فرار نسبتا منطقی از ریال به دلار، طلا، مسکن و اتومبیل نتیجه منطقی اثرات خارجی منفی کم بودن "مصنوعی" بهره وری سرمایه است. هنر سیاستگذاران پولی نزدیک کردن سود موهوم پرداختی در سیستم سپرده گذاری فعلی به سود طبیعیnaturalInterestRate در کسب و کار مردم است (*).
گونه دیگر فرار از پول گونه غیرمنطقیirrational است. در این صورت نشر ترس عمومی در جامعه در اثر فرار از پول به اثرات سریع و شوک گونه منتهی میشود. به عبارتی فرار از پول خود دلیل فرار از پول میشود(**).
در زمان اخیر دولت به مانند آتشنشانی که به طور موضعی آتش را و نه منبع آتش را خنثی می کند، در بازی انتخاب بین گزینه های تورم با ارز بالا یا خروج سرمایه با ارز پایین سرگردان است.
نه بالا رفتن نه پایین آمدن نرخ دلار راه را بر خروج منطقیRational عناصر اقتصاد از زندان 'بهره وری پایین' نمی بندد. تخریب خلاقانهcreativeDestruction نظام بانکی از راه بازنویسی ترازنامه ها (***) و نزدیک کردن نرخ سود اقتصاد غیر واقعی به نرخ طبیعی، یگانه راه منطقی دائمی بر علیه سفته بازیهای آزمندانه عده ای قلیل به بهای "اسارت اقتصادی" جامعه ای جویای امید در زندان ناباروری سرمایه میباشد.
(*) سود طبیعیnaturalInterestRate نرخی است که در سیستم آزاد عرضه پس انداز واقعی مردم حاصل از کسب و کار به بازار تقاضای سرمایه گذاری بوجود می آید.
(**) به طور مثال طولانی شدن رکود فلج کننده اقتصادی در ماههای واپسین ۲۰۰۹ تا اواسط ۲۰۱۰ منتج به فازی از بی اعتمادی به دولتها و گسترش اضطراب در میان سرمایه گذاران و افزایش فرار سرمایه از حوزه یورو شد.
(***) چاره اندیشی برای ورشکستگی و ادغام بانکهای زامبی اروپایی در مواردی مانند اسپانیا( banco popular, banco santander)با روشهای خلاقانه ای مانندdebt-equity-swap و 'بدون اضافه شدن پایه پولی' الگوی موثری از چگونگی اصلاح می دهد. بر خلاف مواردی مانند ایتالیا پول مالیات دهندگانbail-out به مساله ورود پیدا نکرد.
✅ اقتصاد ناخشنودی
✍🏻حسین توکلیان
اقتصاد علمی است که سعی میکند هر چیزی را بر اساس مفهوم مبادله، عرضه، تقاضا و امثالهم تفسیر کند. در این میان خوشنودی و ناخوشنودی نیز از جمله مهمترین پدیدههایی هستند که تعیینکننده نظریه مصرفکننده در اقتصاد خرد هستند. بیشتر مطالعاتی که در این خصوص انجام شده به اقتصاد خشنودی (Economics of Happiness) میپردازد. اما در سالهای اخیر بحثهایی مطرح شده که چرا نباید آثار اقتصادی ناخشنودی به جای خشنودی بررسی شود؟ در چند سال اخیر و به خصوص در چند ماه اخیر تأثیر شگرف ناخشنودی در عملکرد اقتصادی افراد در پیرامون خود را میبینیم. هر روز در اطراف ما هستند کسانی که میگویند چرا باید کار بکنیم در حالی که افرادی که پول دارند، تنها با اخیر ارز، طلا و سکه و نگهداری صرف آنها هر روز وضع بهتری خواهند داشت و وضع ما بدتر میشود!
مطالعات صورت گرفته بر اقتصاد خشنودی نشان میدهد که با افزایش درآمد، مصرف، بهداشت، امید به زندگی و ... سطح خشنودی افراد بالا میرود و اقتصادی که سطح بالاتری از این معیارها را دارد، سطح بالاتر خوشنودی را در مقایسه با سایر اقتصادها دارد. اما همین مطالعات این سوال که آیا افراد در یک اقتصاد نسبت به ۳۰-۴۰ سال گذشته خود خوشنودتر شدهاند، را بیپاسخ گذاشتهاند چرا که لزوماً این اتفاق نمیافتد. اینجاست که اقتصاد ناخشنودی اهمیت مییابد. در واقع، در اقتصادی که همه گرسنهاند، داشتن شکم سیر به مفهوم خشنودی بالاتر است، در کشوری که همه شکم خود را با برنج یا غلات سیر میکنند، شکمی که با مرغ سیر شده خشنودی بیشتری خواهد داشت.
این بحث در اقتصاد ایران نیز مطرح است. در واقع در چند وقت اخیر لشکر بیپوشکان نگران پوشک را میبینیم. عمده این افراد متولدین دهه ۶۰ هستند که خود بدون پوشک بزرگ شدهاند اما برای بچههای خود به دنبال بهترین پوشک با بهترین کیفیت هستند. چرا؟ جواب این را کینز در «احتمالات اقتصادی برای نوههای ما (Economic Posibilities for Our Grandchildren)» داده که بر اساس آن افراد در هر لحظه به شدت به کالاهای نوین و پیشرفتهای فناورانه وابسته شده و همین باعث میشود که عدم داشتن آنها نارضایتی نسبی در فرد ایجاد شود. متاسفانه شرایط بد اقتصادی در شرایط کنونی چنان تأثیر بدی بر رویکرد اقتصادی افراد گذاشته که میتواند آثار مخربی بر کارایی عوامل تولید، از همه مهمتر منابع انسانی، داشته باشد. مطالبی چون این «اول مهر یعنی اینکه فرد نقش بهسزایی در ایجاد آلودگی، ترافیک، مصرف انرژی داشته باشد و بعد از ۱۲ سال متوجه شود دیپلم فایدهای ندارد»، نمونه بارزی از ناخشنودی موجود در اقتصاد است.
یکی از مهمترین عوامل چنین رویکردی به زندگی در امروز اقتصاد ایران را میتوان وسایل ارتباطی دانست که باعث گسترش سریع اخبار و تفاوتهای موجود در زندگی افراد با یکدیگر دانست. همه میدانیم که عمده اخباری که منتشر میشود اخبار خوبی نیستند، پس برای کمتر شدن ناخشنودی در زندگی خود، کمتر به مطالعه و گوش دادن به اخبار بپردازیم، کمتر به شبکههای اجتماعی که مهمترین آنها اینستاگرام است بپردازیم چرا که این شبکه اجتماعی بیشتر مبتنی بر تصاویر است که تأثیر بیشتر و سریعتر بر روان فرد میگذارد. باید پذیرفت روزهای خوبی نداریم و روزهای خوبی هم در پیش نداریم اما خود بر تنور التهاب در زندگیمان ندمیم و سعی کنیم بیشتر در لحظه زندگی کنیم و کمتر نگران آينده باشیم چون عمدتاً نمیتوانیم تغییر زیادی در آینده خود ایجاد کنیم!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻حسین توکلیان
اقتصاد علمی است که سعی میکند هر چیزی را بر اساس مفهوم مبادله، عرضه، تقاضا و امثالهم تفسیر کند. در این میان خوشنودی و ناخوشنودی نیز از جمله مهمترین پدیدههایی هستند که تعیینکننده نظریه مصرفکننده در اقتصاد خرد هستند. بیشتر مطالعاتی که در این خصوص انجام شده به اقتصاد خشنودی (Economics of Happiness) میپردازد. اما در سالهای اخیر بحثهایی مطرح شده که چرا نباید آثار اقتصادی ناخشنودی به جای خشنودی بررسی شود؟ در چند سال اخیر و به خصوص در چند ماه اخیر تأثیر شگرف ناخشنودی در عملکرد اقتصادی افراد در پیرامون خود را میبینیم. هر روز در اطراف ما هستند کسانی که میگویند چرا باید کار بکنیم در حالی که افرادی که پول دارند، تنها با اخیر ارز، طلا و سکه و نگهداری صرف آنها هر روز وضع بهتری خواهند داشت و وضع ما بدتر میشود!
مطالعات صورت گرفته بر اقتصاد خشنودی نشان میدهد که با افزایش درآمد، مصرف، بهداشت، امید به زندگی و ... سطح خشنودی افراد بالا میرود و اقتصادی که سطح بالاتری از این معیارها را دارد، سطح بالاتر خوشنودی را در مقایسه با سایر اقتصادها دارد. اما همین مطالعات این سوال که آیا افراد در یک اقتصاد نسبت به ۳۰-۴۰ سال گذشته خود خوشنودتر شدهاند، را بیپاسخ گذاشتهاند چرا که لزوماً این اتفاق نمیافتد. اینجاست که اقتصاد ناخشنودی اهمیت مییابد. در واقع، در اقتصادی که همه گرسنهاند، داشتن شکم سیر به مفهوم خشنودی بالاتر است، در کشوری که همه شکم خود را با برنج یا غلات سیر میکنند، شکمی که با مرغ سیر شده خشنودی بیشتری خواهد داشت.
این بحث در اقتصاد ایران نیز مطرح است. در واقع در چند وقت اخیر لشکر بیپوشکان نگران پوشک را میبینیم. عمده این افراد متولدین دهه ۶۰ هستند که خود بدون پوشک بزرگ شدهاند اما برای بچههای خود به دنبال بهترین پوشک با بهترین کیفیت هستند. چرا؟ جواب این را کینز در «احتمالات اقتصادی برای نوههای ما (Economic Posibilities for Our Grandchildren)» داده که بر اساس آن افراد در هر لحظه به شدت به کالاهای نوین و پیشرفتهای فناورانه وابسته شده و همین باعث میشود که عدم داشتن آنها نارضایتی نسبی در فرد ایجاد شود. متاسفانه شرایط بد اقتصادی در شرایط کنونی چنان تأثیر بدی بر رویکرد اقتصادی افراد گذاشته که میتواند آثار مخربی بر کارایی عوامل تولید، از همه مهمتر منابع انسانی، داشته باشد. مطالبی چون این «اول مهر یعنی اینکه فرد نقش بهسزایی در ایجاد آلودگی، ترافیک، مصرف انرژی داشته باشد و بعد از ۱۲ سال متوجه شود دیپلم فایدهای ندارد»، نمونه بارزی از ناخشنودی موجود در اقتصاد است.
یکی از مهمترین عوامل چنین رویکردی به زندگی در امروز اقتصاد ایران را میتوان وسایل ارتباطی دانست که باعث گسترش سریع اخبار و تفاوتهای موجود در زندگی افراد با یکدیگر دانست. همه میدانیم که عمده اخباری که منتشر میشود اخبار خوبی نیستند، پس برای کمتر شدن ناخشنودی در زندگی خود، کمتر به مطالعه و گوش دادن به اخبار بپردازیم، کمتر به شبکههای اجتماعی که مهمترین آنها اینستاگرام است بپردازیم چرا که این شبکه اجتماعی بیشتر مبتنی بر تصاویر است که تأثیر بیشتر و سریعتر بر روان فرد میگذارد. باید پذیرفت روزهای خوبی نداریم و روزهای خوبی هم در پیش نداریم اما خود بر تنور التهاب در زندگیمان ندمیم و سعی کنیم بیشتر در لحظه زندگی کنیم و کمتر نگران آينده باشیم چون عمدتاً نمیتوانیم تغییر زیادی در آینده خود ایجاد کنیم!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ متدلوژی اقتصاد اتریشی و اقتصاد سنجی
هیچ قانون علمی و یقینا هیچ قانون کمی را نمی توان از این رویداد ها استخراج کرد. این جا است که دلیل مخالفت کاملا بنیادین میزس با اقتصاد سنجی روشن می شود.
اقتصاد سنجی نه تنها می کوشد که با استفاده از فکت های پیچیده و ناهمگن تاریخی، از علوم طبیعی تقلید کند - به شکلی که گویی اینها فاکت های آزمایشگاهی همگن و تکرار پذیری هستند - بلکه پیچیدگی کیفی هر رویداد را به عددی کمی فرو می کاهد و سپس با عمل به شکلی که گویی این روابط مقداری در تاریخ بشر ثابت می مانند، بر وخامت این مغلطه می افزاید. همان گونه که میزس بار ها اشاره کرده بود، اقتصادسنجی کاملا بر خلاف علوم فیزیکی که بر اکتشاف تجربی ثابت های کمی استوارند،نتوانسته حتی یک ثابت را در تاریخ بشر پیدا کند و با توجه به شرایط دائما دگرگون شونده اراده، دانش و ارزش های انسان ها و همچنین با نظر به تفاوت های آنها، قابل تصور نیست که اقتصاد سنجی هرگز از پس چنین کاری برآید.
❇️رفتار شناسان - و نه ستایشگران کذایی تاریخ - در مقابل تاریخ نیستند و نکات منحصر به فرد و تحویل ناپذیر تاریخ انسان را عمیقا مورد توجه قرار می دهند. به علاوه به عقیده رفتار شناسان، دانشمندان علوم اجتماعی نمی توانند به شکلی با یکایک انسان ها رفتار کنند که گویی افرادی صاحب ذهن که بر پایه ارزش ها و انتظاراتشان عمل می کنند، نیستند، بلکه سنگ یا مولکول هایی اند که می توان روند تغییرات شان را به لحاظ علمی در آنچه ثابت یا قانون کمی نامیده می شود، دنبال کرد. به علاوه بزرگ ترین مایه شگفتی آن است که این رفتار شناس ها هستند که واقعا رویکردی تجربی را اتخاذ می کنند؛ زیرا به طبیعت منحصر به فرد و نامتجانس فاکت های تاریخی اذعان دارند و این «تجربه گرایان» خود خوانده هستند که با تلاش برای فروکاستن حقایق تاریخی به قوانین کمی، کاملا آنها را نادیده می گیرند.
❇️از این رو #میزس درباره متخصصین اقتصاد سنجی و دیگر عالمان «اقتصاد مقداری» می نویسد:
«در حوزه اقتصاد، هیچ رابطه ثابتی وجود ندارد و متعاقبا هیچ گونه ای از اندازه گیری امکان پذیر نیست. اگر یک متخصص آمار محاسبه کند که افزایش ۱۰ درصدی عرضه سیب زمینی در آتلانتیس در زمانی معین، کاهش ۸ درصدی قیمت آن را به دنبال می آورد، چیزی را درباره تاثیر تغییر عرضه این محصول در کشوری دیگر یا در زمانی دیگر ثابت نکرده است. او «کشش تقاضا» برای سیب زمینی را «اندازه گیری» نکرده و تنها یک حقیقت منحصر به فرد تاریخی را نشان داده است. ممکن نیست هیچ فرد هوشمندی در این باره که رفتار انسان ها در قبال سیب زمینی و هر کالای دیگری متغیر است، شک کند. افراد مختلف، ارزش چیز های یکسان را به گونه هایی متفاوت تعیین می کنند و با تغییر شرایط، ارزش گذاری هایشان تغییر می یابد...
امکان ناپذیری اندازه گیری به خاطر نبود روش های تکنیکی برای تعیین معیار نیست.... بلکه به نبود روابط ثابت باز می گردد.... اقتصاد، بر خلاف آنچه پوزیتیویست ها به کرات می گویند... رو به گذشته ندارد؛ چرا که «مقداری» نیست. اقتصاد به این دلیل مقداری نیست و اندازه گیری نمی کند که هیچ ثابتی وجود ندارد؛ ارقام آماری که به رخداد های اقتصادی اشاره دارند، داده های تاریخی اند. آنها به ما می گویند که در یک مورد تکرار ناپذیر تاریخی چه اتفاقی رخ داده است. می توانیم رویداد های فیزیکی را بر پایه دانش خود درباره روابط ثابتی که آزمایش ها برایمان محرز کرده اند، تفسیر کنیم؛ اما اتفاقات تاریخی چنین تفسیری را تاب نمی آورند....
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
هیچ قانون علمی و یقینا هیچ قانون کمی را نمی توان از این رویداد ها استخراج کرد. این جا است که دلیل مخالفت کاملا بنیادین میزس با اقتصاد سنجی روشن می شود.
اقتصاد سنجی نه تنها می کوشد که با استفاده از فکت های پیچیده و ناهمگن تاریخی، از علوم طبیعی تقلید کند - به شکلی که گویی اینها فاکت های آزمایشگاهی همگن و تکرار پذیری هستند - بلکه پیچیدگی کیفی هر رویداد را به عددی کمی فرو می کاهد و سپس با عمل به شکلی که گویی این روابط مقداری در تاریخ بشر ثابت می مانند، بر وخامت این مغلطه می افزاید. همان گونه که میزس بار ها اشاره کرده بود، اقتصادسنجی کاملا بر خلاف علوم فیزیکی که بر اکتشاف تجربی ثابت های کمی استوارند،نتوانسته حتی یک ثابت را در تاریخ بشر پیدا کند و با توجه به شرایط دائما دگرگون شونده اراده، دانش و ارزش های انسان ها و همچنین با نظر به تفاوت های آنها، قابل تصور نیست که اقتصاد سنجی هرگز از پس چنین کاری برآید.
❇️رفتار شناسان - و نه ستایشگران کذایی تاریخ - در مقابل تاریخ نیستند و نکات منحصر به فرد و تحویل ناپذیر تاریخ انسان را عمیقا مورد توجه قرار می دهند. به علاوه به عقیده رفتار شناسان، دانشمندان علوم اجتماعی نمی توانند به شکلی با یکایک انسان ها رفتار کنند که گویی افرادی صاحب ذهن که بر پایه ارزش ها و انتظاراتشان عمل می کنند، نیستند، بلکه سنگ یا مولکول هایی اند که می توان روند تغییرات شان را به لحاظ علمی در آنچه ثابت یا قانون کمی نامیده می شود، دنبال کرد. به علاوه بزرگ ترین مایه شگفتی آن است که این رفتار شناس ها هستند که واقعا رویکردی تجربی را اتخاذ می کنند؛ زیرا به طبیعت منحصر به فرد و نامتجانس فاکت های تاریخی اذعان دارند و این «تجربه گرایان» خود خوانده هستند که با تلاش برای فروکاستن حقایق تاریخی به قوانین کمی، کاملا آنها را نادیده می گیرند.
❇️از این رو #میزس درباره متخصصین اقتصاد سنجی و دیگر عالمان «اقتصاد مقداری» می نویسد:
«در حوزه اقتصاد، هیچ رابطه ثابتی وجود ندارد و متعاقبا هیچ گونه ای از اندازه گیری امکان پذیر نیست. اگر یک متخصص آمار محاسبه کند که افزایش ۱۰ درصدی عرضه سیب زمینی در آتلانتیس در زمانی معین، کاهش ۸ درصدی قیمت آن را به دنبال می آورد، چیزی را درباره تاثیر تغییر عرضه این محصول در کشوری دیگر یا در زمانی دیگر ثابت نکرده است. او «کشش تقاضا» برای سیب زمینی را «اندازه گیری» نکرده و تنها یک حقیقت منحصر به فرد تاریخی را نشان داده است. ممکن نیست هیچ فرد هوشمندی در این باره که رفتار انسان ها در قبال سیب زمینی و هر کالای دیگری متغیر است، شک کند. افراد مختلف، ارزش چیز های یکسان را به گونه هایی متفاوت تعیین می کنند و با تغییر شرایط، ارزش گذاری هایشان تغییر می یابد...
امکان ناپذیری اندازه گیری به خاطر نبود روش های تکنیکی برای تعیین معیار نیست.... بلکه به نبود روابط ثابت باز می گردد.... اقتصاد، بر خلاف آنچه پوزیتیویست ها به کرات می گویند... رو به گذشته ندارد؛ چرا که «مقداری» نیست. اقتصاد به این دلیل مقداری نیست و اندازه گیری نمی کند که هیچ ثابتی وجود ندارد؛ ارقام آماری که به رخداد های اقتصادی اشاره دارند، داده های تاریخی اند. آنها به ما می گویند که در یک مورد تکرار ناپذیر تاریخی چه اتفاقی رخ داده است. می توانیم رویداد های فیزیکی را بر پایه دانش خود درباره روابط ثابتی که آزمایش ها برایمان محرز کرده اند، تفسیر کنیم؛ اما اتفاقات تاریخی چنین تفسیری را تاب نمی آورند....
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره از مجله مشهور خبری
Forbes
زنان میلیونر آمریکا
نسخه آمریکا|31 آگوست 2018|116 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUB
Forbes
زنان میلیونر آمریکا
نسخه آمریکا|31 آگوست 2018|116 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUB