آیینه ای از میزان دارایی و بدهی بانکهای ایران
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ منطق و ضدمنطق دلار
✍🏻حامد خلیلی
گزاره اصلی اقتصاد بازار در بیان "لودویگ فن میسس" (۱۸۸۱-۱۹۷۳) اقتصاددان مکتب اتریش حداقل کردن دخالت دولت در بایدها و نبایدهای رفتار اقتصادی شهروندان در مناسبات بازار میباشد. مثال کلاسیک دخالت دولت در تغییر رفتار طبیعی عوامل بازار، تعیین حداقل قیمت ها مانند اجبار حداقل دستمزد یا حداقل قیمت خرید محصولات کشاورزی است. به طور مثال هرچند تعیین حداقل قیمت خرید شیر برای دامداران تضمینی برای امنیت فعالیت کشاورزی است، چنین دستور العملهایی عملا در سالهای اخیر منجر به پدید آمدن دریایی از شیرهای دور ریختنی بدون وجود تقاضا در بازارهای اروپا شده است.
دخالت های غیر سازنده دولتها در اقتصاد توسط سیاستهای پولی نیز از نگاه اقتصاددانان مکتب اتریش پنهان نماند. فریدریش فن هایک در نقد بحرانهای اقتصادی ناشی از پول بی پشتوانه می نویسد: " ناپایداری سیستم بازارMarketEconomy نتیجه آزادانه تنظیم نشدن مهمترین رگولاتر بازار یا همان پول توسط بازاراست". آشکارترین نمونه دخالت نهاد ناتراز پول در ایجاد اثرات ناسازنده پولی در مقیاس جهان پدیده ای به نام دلار است. عدول از شبکه های ترانس اکشن مالی زیر چتر دلار مانندswift برای بیشتر کشورهای جهان حتی برای اروپا در واکنش به سیاست های تجاری ترامپ تقریبا پر هزینه تا غیرممکن است.
سود پایین اعتبارات بانکی و عملیات بازار بازopenmarketoperation بانک مرکزی اروپا پس از سال ۲۰۰۷ از انواع دیگر دخالت نهاد بانک مرکزی در اقتصاد "ظاهرا" آزاد سالهای پیشین حوزه یورو ا بود. در ایران اما دست نامرئی نهاد دولت در آلوده ساختن دامان جامعه به نقدینگی غیرموثر، خود را در قالب خشن تری در اختلال کسب و کار مردم نمایان کرد. تعیین تحمیلی کف بهره وری بوسیله نرخ مصنوعی سود سپرده بانکی با پشتیبانی بانک مرکزی نه تنها قسمت راست ترازنامه های بانکی آلوده به بدهی های سرسام آور در شکل نقدینگی شد بلکه در سمت چپ نیز شاهد افزایش وام های پرداخت نشده و به طور خلاصه آنچه آنرا ناترازی می نامیم شدیم.
رهبران اقتصادی ما در این حین اما از مواجه شدن با بازسازی خلاقانه سیستم بانکی ٬ بیش ازآنچه که باید می ترسند. برای جبران تبعات انگیزه های فردی از دست رفته، وام های ارزان ورانتهای کلان به تعداد زیادی از شرکتهای زامبی -که از لحاظ اقتصادی متناسب با نیازهای عموم جامعه نیستند توسط بانک های عملا تحت کنترل دولت هستند تعلق می گیرند. با بیشتر شدن عناصرتحمیل شده بر انگیزه های اقتصادی افراد و اثرات جانبی منفی آنnegativeExternalities، افراد جامعه راه نجات پس انداز های خود را در ترک نهاد پول ویا ترک منطقیRational اقتصاد می بینند.
در مجموع دو گونه فرار از پول به افزایش نرخ ارز می انجامد. انتظارات منطقیrational و انتظارات غیرمنطقیirrational. آنچه در ماههای اخیر اقتصاد ایران دیدیم فرار نسبتا منطقی از ریال به دلار، طلا، مسکن و اتومبیل نتیجه منطقی اثرات خارجی منفی کم بودن "مصنوعی" بهره وری سرمایه است. هنر سیاستگذاران پولی نزدیک کردن سود موهوم پرداختی در سیستم سپرده گذاری فعلی به سود طبیعیnaturalInterestRate در کسب و کار مردم است (*).
گونه دیگر فرار از پول گونه غیرمنطقیirrational است. در این صورت نشر ترس عمومی در جامعه در اثر فرار از پول به اثرات سریع و شوک گونه منتهی میشود. به عبارتی فرار از پول خود دلیل فرار از پول میشود(**).
در زمان اخیر دولت به مانند آتشنشانی که به طور موضعی آتش را و نه منبع آتش را خنثی می کند، در بازی انتخاب بین گزینه های تورم با ارز بالا یا خروج سرمایه با ارز پایین سرگردان است.
نه بالا رفتن نه پایین آمدن نرخ دلار راه را بر خروج منطقیRational عناصر اقتصاد از زندان 'بهره وری پایین' نمی بندد. تخریب خلاقانهcreativeDestruction نظام بانکی از راه بازنویسی ترازنامه ها (***) و نزدیک کردن نرخ سود اقتصاد غیر واقعی به نرخ طبیعی، یگانه راه منطقی دائمی بر علیه سفته بازیهای آزمندانه عده ای قلیل به بهای "اسارت اقتصادی" جامعه ای جویای امید در زندان ناباروری سرمایه میباشد.
(*) سود طبیعیnaturalInterestRate نرخی است که در سیستم آزاد عرضه پس انداز واقعی مردم حاصل از کسب و کار به بازار تقاضای سرمایه گذاری بوجود می آید.
(**) به طور مثال طولانی شدن رکود فلج کننده اقتصادی در ماههای واپسین ۲۰۰۹ تا اواسط ۲۰۱۰ منتج به فازی از بی اعتمادی به دولتها و گسترش اضطراب در میان سرمایه گذاران و افزایش فرار سرمایه از حوزه یورو شد.
(***) چاره اندیشی برای ورشکستگی و ادغام بانکهای زامبی اروپایی در مواردی مانند اسپانیا( banco popular, banco santander)با روشهای خلاقانه ای مانندdebt-equity-swap و 'بدون اضافه شدن پایه پولی' الگوی موثری از چگونگی اصلاح می دهد. بر خلاف مواردی مانند ایتالیا پول مالیات دهندگانbail-out به مساله ورود پیدا نکرد.
✍🏻حامد خلیلی
گزاره اصلی اقتصاد بازار در بیان "لودویگ فن میسس" (۱۸۸۱-۱۹۷۳) اقتصاددان مکتب اتریش حداقل کردن دخالت دولت در بایدها و نبایدهای رفتار اقتصادی شهروندان در مناسبات بازار میباشد. مثال کلاسیک دخالت دولت در تغییر رفتار طبیعی عوامل بازار، تعیین حداقل قیمت ها مانند اجبار حداقل دستمزد یا حداقل قیمت خرید محصولات کشاورزی است. به طور مثال هرچند تعیین حداقل قیمت خرید شیر برای دامداران تضمینی برای امنیت فعالیت کشاورزی است، چنین دستور العملهایی عملا در سالهای اخیر منجر به پدید آمدن دریایی از شیرهای دور ریختنی بدون وجود تقاضا در بازارهای اروپا شده است.
دخالت های غیر سازنده دولتها در اقتصاد توسط سیاستهای پولی نیز از نگاه اقتصاددانان مکتب اتریش پنهان نماند. فریدریش فن هایک در نقد بحرانهای اقتصادی ناشی از پول بی پشتوانه می نویسد: " ناپایداری سیستم بازارMarketEconomy نتیجه آزادانه تنظیم نشدن مهمترین رگولاتر بازار یا همان پول توسط بازاراست". آشکارترین نمونه دخالت نهاد ناتراز پول در ایجاد اثرات ناسازنده پولی در مقیاس جهان پدیده ای به نام دلار است. عدول از شبکه های ترانس اکشن مالی زیر چتر دلار مانندswift برای بیشتر کشورهای جهان حتی برای اروپا در واکنش به سیاست های تجاری ترامپ تقریبا پر هزینه تا غیرممکن است.
سود پایین اعتبارات بانکی و عملیات بازار بازopenmarketoperation بانک مرکزی اروپا پس از سال ۲۰۰۷ از انواع دیگر دخالت نهاد بانک مرکزی در اقتصاد "ظاهرا" آزاد سالهای پیشین حوزه یورو ا بود. در ایران اما دست نامرئی نهاد دولت در آلوده ساختن دامان جامعه به نقدینگی غیرموثر، خود را در قالب خشن تری در اختلال کسب و کار مردم نمایان کرد. تعیین تحمیلی کف بهره وری بوسیله نرخ مصنوعی سود سپرده بانکی با پشتیبانی بانک مرکزی نه تنها قسمت راست ترازنامه های بانکی آلوده به بدهی های سرسام آور در شکل نقدینگی شد بلکه در سمت چپ نیز شاهد افزایش وام های پرداخت نشده و به طور خلاصه آنچه آنرا ناترازی می نامیم شدیم.
رهبران اقتصادی ما در این حین اما از مواجه شدن با بازسازی خلاقانه سیستم بانکی ٬ بیش ازآنچه که باید می ترسند. برای جبران تبعات انگیزه های فردی از دست رفته، وام های ارزان ورانتهای کلان به تعداد زیادی از شرکتهای زامبی -که از لحاظ اقتصادی متناسب با نیازهای عموم جامعه نیستند توسط بانک های عملا تحت کنترل دولت هستند تعلق می گیرند. با بیشتر شدن عناصرتحمیل شده بر انگیزه های اقتصادی افراد و اثرات جانبی منفی آنnegativeExternalities، افراد جامعه راه نجات پس انداز های خود را در ترک نهاد پول ویا ترک منطقیRational اقتصاد می بینند.
در مجموع دو گونه فرار از پول به افزایش نرخ ارز می انجامد. انتظارات منطقیrational و انتظارات غیرمنطقیirrational. آنچه در ماههای اخیر اقتصاد ایران دیدیم فرار نسبتا منطقی از ریال به دلار، طلا، مسکن و اتومبیل نتیجه منطقی اثرات خارجی منفی کم بودن "مصنوعی" بهره وری سرمایه است. هنر سیاستگذاران پولی نزدیک کردن سود موهوم پرداختی در سیستم سپرده گذاری فعلی به سود طبیعیnaturalInterestRate در کسب و کار مردم است (*).
گونه دیگر فرار از پول گونه غیرمنطقیirrational است. در این صورت نشر ترس عمومی در جامعه در اثر فرار از پول به اثرات سریع و شوک گونه منتهی میشود. به عبارتی فرار از پول خود دلیل فرار از پول میشود(**).
در زمان اخیر دولت به مانند آتشنشانی که به طور موضعی آتش را و نه منبع آتش را خنثی می کند، در بازی انتخاب بین گزینه های تورم با ارز بالا یا خروج سرمایه با ارز پایین سرگردان است.
نه بالا رفتن نه پایین آمدن نرخ دلار راه را بر خروج منطقیRational عناصر اقتصاد از زندان 'بهره وری پایین' نمی بندد. تخریب خلاقانهcreativeDestruction نظام بانکی از راه بازنویسی ترازنامه ها (***) و نزدیک کردن نرخ سود اقتصاد غیر واقعی به نرخ طبیعی، یگانه راه منطقی دائمی بر علیه سفته بازیهای آزمندانه عده ای قلیل به بهای "اسارت اقتصادی" جامعه ای جویای امید در زندان ناباروری سرمایه میباشد.
(*) سود طبیعیnaturalInterestRate نرخی است که در سیستم آزاد عرضه پس انداز واقعی مردم حاصل از کسب و کار به بازار تقاضای سرمایه گذاری بوجود می آید.
(**) به طور مثال طولانی شدن رکود فلج کننده اقتصادی در ماههای واپسین ۲۰۰۹ تا اواسط ۲۰۱۰ منتج به فازی از بی اعتمادی به دولتها و گسترش اضطراب در میان سرمایه گذاران و افزایش فرار سرمایه از حوزه یورو شد.
(***) چاره اندیشی برای ورشکستگی و ادغام بانکهای زامبی اروپایی در مواردی مانند اسپانیا( banco popular, banco santander)با روشهای خلاقانه ای مانندdebt-equity-swap و 'بدون اضافه شدن پایه پولی' الگوی موثری از چگونگی اصلاح می دهد. بر خلاف مواردی مانند ایتالیا پول مالیات دهندگانbail-out به مساله ورود پیدا نکرد.
✅ اقتصاد ناخشنودی
✍🏻حسین توکلیان
اقتصاد علمی است که سعی میکند هر چیزی را بر اساس مفهوم مبادله، عرضه، تقاضا و امثالهم تفسیر کند. در این میان خوشنودی و ناخوشنودی نیز از جمله مهمترین پدیدههایی هستند که تعیینکننده نظریه مصرفکننده در اقتصاد خرد هستند. بیشتر مطالعاتی که در این خصوص انجام شده به اقتصاد خشنودی (Economics of Happiness) میپردازد. اما در سالهای اخیر بحثهایی مطرح شده که چرا نباید آثار اقتصادی ناخشنودی به جای خشنودی بررسی شود؟ در چند سال اخیر و به خصوص در چند ماه اخیر تأثیر شگرف ناخشنودی در عملکرد اقتصادی افراد در پیرامون خود را میبینیم. هر روز در اطراف ما هستند کسانی که میگویند چرا باید کار بکنیم در حالی که افرادی که پول دارند، تنها با اخیر ارز، طلا و سکه و نگهداری صرف آنها هر روز وضع بهتری خواهند داشت و وضع ما بدتر میشود!
مطالعات صورت گرفته بر اقتصاد خشنودی نشان میدهد که با افزایش درآمد، مصرف، بهداشت، امید به زندگی و ... سطح خشنودی افراد بالا میرود و اقتصادی که سطح بالاتری از این معیارها را دارد، سطح بالاتر خوشنودی را در مقایسه با سایر اقتصادها دارد. اما همین مطالعات این سوال که آیا افراد در یک اقتصاد نسبت به ۳۰-۴۰ سال گذشته خود خوشنودتر شدهاند، را بیپاسخ گذاشتهاند چرا که لزوماً این اتفاق نمیافتد. اینجاست که اقتصاد ناخشنودی اهمیت مییابد. در واقع، در اقتصادی که همه گرسنهاند، داشتن شکم سیر به مفهوم خشنودی بالاتر است، در کشوری که همه شکم خود را با برنج یا غلات سیر میکنند، شکمی که با مرغ سیر شده خشنودی بیشتری خواهد داشت.
این بحث در اقتصاد ایران نیز مطرح است. در واقع در چند وقت اخیر لشکر بیپوشکان نگران پوشک را میبینیم. عمده این افراد متولدین دهه ۶۰ هستند که خود بدون پوشک بزرگ شدهاند اما برای بچههای خود به دنبال بهترین پوشک با بهترین کیفیت هستند. چرا؟ جواب این را کینز در «احتمالات اقتصادی برای نوههای ما (Economic Posibilities for Our Grandchildren)» داده که بر اساس آن افراد در هر لحظه به شدت به کالاهای نوین و پیشرفتهای فناورانه وابسته شده و همین باعث میشود که عدم داشتن آنها نارضایتی نسبی در فرد ایجاد شود. متاسفانه شرایط بد اقتصادی در شرایط کنونی چنان تأثیر بدی بر رویکرد اقتصادی افراد گذاشته که میتواند آثار مخربی بر کارایی عوامل تولید، از همه مهمتر منابع انسانی، داشته باشد. مطالبی چون این «اول مهر یعنی اینکه فرد نقش بهسزایی در ایجاد آلودگی، ترافیک، مصرف انرژی داشته باشد و بعد از ۱۲ سال متوجه شود دیپلم فایدهای ندارد»، نمونه بارزی از ناخشنودی موجود در اقتصاد است.
یکی از مهمترین عوامل چنین رویکردی به زندگی در امروز اقتصاد ایران را میتوان وسایل ارتباطی دانست که باعث گسترش سریع اخبار و تفاوتهای موجود در زندگی افراد با یکدیگر دانست. همه میدانیم که عمده اخباری که منتشر میشود اخبار خوبی نیستند، پس برای کمتر شدن ناخشنودی در زندگی خود، کمتر به مطالعه و گوش دادن به اخبار بپردازیم، کمتر به شبکههای اجتماعی که مهمترین آنها اینستاگرام است بپردازیم چرا که این شبکه اجتماعی بیشتر مبتنی بر تصاویر است که تأثیر بیشتر و سریعتر بر روان فرد میگذارد. باید پذیرفت روزهای خوبی نداریم و روزهای خوبی هم در پیش نداریم اما خود بر تنور التهاب در زندگیمان ندمیم و سعی کنیم بیشتر در لحظه زندگی کنیم و کمتر نگران آينده باشیم چون عمدتاً نمیتوانیم تغییر زیادی در آینده خود ایجاد کنیم!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻حسین توکلیان
اقتصاد علمی است که سعی میکند هر چیزی را بر اساس مفهوم مبادله، عرضه، تقاضا و امثالهم تفسیر کند. در این میان خوشنودی و ناخوشنودی نیز از جمله مهمترین پدیدههایی هستند که تعیینکننده نظریه مصرفکننده در اقتصاد خرد هستند. بیشتر مطالعاتی که در این خصوص انجام شده به اقتصاد خشنودی (Economics of Happiness) میپردازد. اما در سالهای اخیر بحثهایی مطرح شده که چرا نباید آثار اقتصادی ناخشنودی به جای خشنودی بررسی شود؟ در چند سال اخیر و به خصوص در چند ماه اخیر تأثیر شگرف ناخشنودی در عملکرد اقتصادی افراد در پیرامون خود را میبینیم. هر روز در اطراف ما هستند کسانی که میگویند چرا باید کار بکنیم در حالی که افرادی که پول دارند، تنها با اخیر ارز، طلا و سکه و نگهداری صرف آنها هر روز وضع بهتری خواهند داشت و وضع ما بدتر میشود!
مطالعات صورت گرفته بر اقتصاد خشنودی نشان میدهد که با افزایش درآمد، مصرف، بهداشت، امید به زندگی و ... سطح خشنودی افراد بالا میرود و اقتصادی که سطح بالاتری از این معیارها را دارد، سطح بالاتر خوشنودی را در مقایسه با سایر اقتصادها دارد. اما همین مطالعات این سوال که آیا افراد در یک اقتصاد نسبت به ۳۰-۴۰ سال گذشته خود خوشنودتر شدهاند، را بیپاسخ گذاشتهاند چرا که لزوماً این اتفاق نمیافتد. اینجاست که اقتصاد ناخشنودی اهمیت مییابد. در واقع، در اقتصادی که همه گرسنهاند، داشتن شکم سیر به مفهوم خشنودی بالاتر است، در کشوری که همه شکم خود را با برنج یا غلات سیر میکنند، شکمی که با مرغ سیر شده خشنودی بیشتری خواهد داشت.
این بحث در اقتصاد ایران نیز مطرح است. در واقع در چند وقت اخیر لشکر بیپوشکان نگران پوشک را میبینیم. عمده این افراد متولدین دهه ۶۰ هستند که خود بدون پوشک بزرگ شدهاند اما برای بچههای خود به دنبال بهترین پوشک با بهترین کیفیت هستند. چرا؟ جواب این را کینز در «احتمالات اقتصادی برای نوههای ما (Economic Posibilities for Our Grandchildren)» داده که بر اساس آن افراد در هر لحظه به شدت به کالاهای نوین و پیشرفتهای فناورانه وابسته شده و همین باعث میشود که عدم داشتن آنها نارضایتی نسبی در فرد ایجاد شود. متاسفانه شرایط بد اقتصادی در شرایط کنونی چنان تأثیر بدی بر رویکرد اقتصادی افراد گذاشته که میتواند آثار مخربی بر کارایی عوامل تولید، از همه مهمتر منابع انسانی، داشته باشد. مطالبی چون این «اول مهر یعنی اینکه فرد نقش بهسزایی در ایجاد آلودگی، ترافیک، مصرف انرژی داشته باشد و بعد از ۱۲ سال متوجه شود دیپلم فایدهای ندارد»، نمونه بارزی از ناخشنودی موجود در اقتصاد است.
یکی از مهمترین عوامل چنین رویکردی به زندگی در امروز اقتصاد ایران را میتوان وسایل ارتباطی دانست که باعث گسترش سریع اخبار و تفاوتهای موجود در زندگی افراد با یکدیگر دانست. همه میدانیم که عمده اخباری که منتشر میشود اخبار خوبی نیستند، پس برای کمتر شدن ناخشنودی در زندگی خود، کمتر به مطالعه و گوش دادن به اخبار بپردازیم، کمتر به شبکههای اجتماعی که مهمترین آنها اینستاگرام است بپردازیم چرا که این شبکه اجتماعی بیشتر مبتنی بر تصاویر است که تأثیر بیشتر و سریعتر بر روان فرد میگذارد. باید پذیرفت روزهای خوبی نداریم و روزهای خوبی هم در پیش نداریم اما خود بر تنور التهاب در زندگیمان ندمیم و سعی کنیم بیشتر در لحظه زندگی کنیم و کمتر نگران آينده باشیم چون عمدتاً نمیتوانیم تغییر زیادی در آینده خود ایجاد کنیم!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ متدلوژی اقتصاد اتریشی و اقتصاد سنجی
هیچ قانون علمی و یقینا هیچ قانون کمی را نمی توان از این رویداد ها استخراج کرد. این جا است که دلیل مخالفت کاملا بنیادین میزس با اقتصاد سنجی روشن می شود.
اقتصاد سنجی نه تنها می کوشد که با استفاده از فکت های پیچیده و ناهمگن تاریخی، از علوم طبیعی تقلید کند - به شکلی که گویی اینها فاکت های آزمایشگاهی همگن و تکرار پذیری هستند - بلکه پیچیدگی کیفی هر رویداد را به عددی کمی فرو می کاهد و سپس با عمل به شکلی که گویی این روابط مقداری در تاریخ بشر ثابت می مانند، بر وخامت این مغلطه می افزاید. همان گونه که میزس بار ها اشاره کرده بود، اقتصادسنجی کاملا بر خلاف علوم فیزیکی که بر اکتشاف تجربی ثابت های کمی استوارند،نتوانسته حتی یک ثابت را در تاریخ بشر پیدا کند و با توجه به شرایط دائما دگرگون شونده اراده، دانش و ارزش های انسان ها و همچنین با نظر به تفاوت های آنها، قابل تصور نیست که اقتصاد سنجی هرگز از پس چنین کاری برآید.
❇️رفتار شناسان - و نه ستایشگران کذایی تاریخ - در مقابل تاریخ نیستند و نکات منحصر به فرد و تحویل ناپذیر تاریخ انسان را عمیقا مورد توجه قرار می دهند. به علاوه به عقیده رفتار شناسان، دانشمندان علوم اجتماعی نمی توانند به شکلی با یکایک انسان ها رفتار کنند که گویی افرادی صاحب ذهن که بر پایه ارزش ها و انتظاراتشان عمل می کنند، نیستند، بلکه سنگ یا مولکول هایی اند که می توان روند تغییرات شان را به لحاظ علمی در آنچه ثابت یا قانون کمی نامیده می شود، دنبال کرد. به علاوه بزرگ ترین مایه شگفتی آن است که این رفتار شناس ها هستند که واقعا رویکردی تجربی را اتخاذ می کنند؛ زیرا به طبیعت منحصر به فرد و نامتجانس فاکت های تاریخی اذعان دارند و این «تجربه گرایان» خود خوانده هستند که با تلاش برای فروکاستن حقایق تاریخی به قوانین کمی، کاملا آنها را نادیده می گیرند.
❇️از این رو #میزس درباره متخصصین اقتصاد سنجی و دیگر عالمان «اقتصاد مقداری» می نویسد:
«در حوزه اقتصاد، هیچ رابطه ثابتی وجود ندارد و متعاقبا هیچ گونه ای از اندازه گیری امکان پذیر نیست. اگر یک متخصص آمار محاسبه کند که افزایش ۱۰ درصدی عرضه سیب زمینی در آتلانتیس در زمانی معین، کاهش ۸ درصدی قیمت آن را به دنبال می آورد، چیزی را درباره تاثیر تغییر عرضه این محصول در کشوری دیگر یا در زمانی دیگر ثابت نکرده است. او «کشش تقاضا» برای سیب زمینی را «اندازه گیری» نکرده و تنها یک حقیقت منحصر به فرد تاریخی را نشان داده است. ممکن نیست هیچ فرد هوشمندی در این باره که رفتار انسان ها در قبال سیب زمینی و هر کالای دیگری متغیر است، شک کند. افراد مختلف، ارزش چیز های یکسان را به گونه هایی متفاوت تعیین می کنند و با تغییر شرایط، ارزش گذاری هایشان تغییر می یابد...
امکان ناپذیری اندازه گیری به خاطر نبود روش های تکنیکی برای تعیین معیار نیست.... بلکه به نبود روابط ثابت باز می گردد.... اقتصاد، بر خلاف آنچه پوزیتیویست ها به کرات می گویند... رو به گذشته ندارد؛ چرا که «مقداری» نیست. اقتصاد به این دلیل مقداری نیست و اندازه گیری نمی کند که هیچ ثابتی وجود ندارد؛ ارقام آماری که به رخداد های اقتصادی اشاره دارند، داده های تاریخی اند. آنها به ما می گویند که در یک مورد تکرار ناپذیر تاریخی چه اتفاقی رخ داده است. می توانیم رویداد های فیزیکی را بر پایه دانش خود درباره روابط ثابتی که آزمایش ها برایمان محرز کرده اند، تفسیر کنیم؛ اما اتفاقات تاریخی چنین تفسیری را تاب نمی آورند....
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
هیچ قانون علمی و یقینا هیچ قانون کمی را نمی توان از این رویداد ها استخراج کرد. این جا است که دلیل مخالفت کاملا بنیادین میزس با اقتصاد سنجی روشن می شود.
اقتصاد سنجی نه تنها می کوشد که با استفاده از فکت های پیچیده و ناهمگن تاریخی، از علوم طبیعی تقلید کند - به شکلی که گویی اینها فاکت های آزمایشگاهی همگن و تکرار پذیری هستند - بلکه پیچیدگی کیفی هر رویداد را به عددی کمی فرو می کاهد و سپس با عمل به شکلی که گویی این روابط مقداری در تاریخ بشر ثابت می مانند، بر وخامت این مغلطه می افزاید. همان گونه که میزس بار ها اشاره کرده بود، اقتصادسنجی کاملا بر خلاف علوم فیزیکی که بر اکتشاف تجربی ثابت های کمی استوارند،نتوانسته حتی یک ثابت را در تاریخ بشر پیدا کند و با توجه به شرایط دائما دگرگون شونده اراده، دانش و ارزش های انسان ها و همچنین با نظر به تفاوت های آنها، قابل تصور نیست که اقتصاد سنجی هرگز از پس چنین کاری برآید.
❇️رفتار شناسان - و نه ستایشگران کذایی تاریخ - در مقابل تاریخ نیستند و نکات منحصر به فرد و تحویل ناپذیر تاریخ انسان را عمیقا مورد توجه قرار می دهند. به علاوه به عقیده رفتار شناسان، دانشمندان علوم اجتماعی نمی توانند به شکلی با یکایک انسان ها رفتار کنند که گویی افرادی صاحب ذهن که بر پایه ارزش ها و انتظاراتشان عمل می کنند، نیستند، بلکه سنگ یا مولکول هایی اند که می توان روند تغییرات شان را به لحاظ علمی در آنچه ثابت یا قانون کمی نامیده می شود، دنبال کرد. به علاوه بزرگ ترین مایه شگفتی آن است که این رفتار شناس ها هستند که واقعا رویکردی تجربی را اتخاذ می کنند؛ زیرا به طبیعت منحصر به فرد و نامتجانس فاکت های تاریخی اذعان دارند و این «تجربه گرایان» خود خوانده هستند که با تلاش برای فروکاستن حقایق تاریخی به قوانین کمی، کاملا آنها را نادیده می گیرند.
❇️از این رو #میزس درباره متخصصین اقتصاد سنجی و دیگر عالمان «اقتصاد مقداری» می نویسد:
«در حوزه اقتصاد، هیچ رابطه ثابتی وجود ندارد و متعاقبا هیچ گونه ای از اندازه گیری امکان پذیر نیست. اگر یک متخصص آمار محاسبه کند که افزایش ۱۰ درصدی عرضه سیب زمینی در آتلانتیس در زمانی معین، کاهش ۸ درصدی قیمت آن را به دنبال می آورد، چیزی را درباره تاثیر تغییر عرضه این محصول در کشوری دیگر یا در زمانی دیگر ثابت نکرده است. او «کشش تقاضا» برای سیب زمینی را «اندازه گیری» نکرده و تنها یک حقیقت منحصر به فرد تاریخی را نشان داده است. ممکن نیست هیچ فرد هوشمندی در این باره که رفتار انسان ها در قبال سیب زمینی و هر کالای دیگری متغیر است، شک کند. افراد مختلف، ارزش چیز های یکسان را به گونه هایی متفاوت تعیین می کنند و با تغییر شرایط، ارزش گذاری هایشان تغییر می یابد...
امکان ناپذیری اندازه گیری به خاطر نبود روش های تکنیکی برای تعیین معیار نیست.... بلکه به نبود روابط ثابت باز می گردد.... اقتصاد، بر خلاف آنچه پوزیتیویست ها به کرات می گویند... رو به گذشته ندارد؛ چرا که «مقداری» نیست. اقتصاد به این دلیل مقداری نیست و اندازه گیری نمی کند که هیچ ثابتی وجود ندارد؛ ارقام آماری که به رخداد های اقتصادی اشاره دارند، داده های تاریخی اند. آنها به ما می گویند که در یک مورد تکرار ناپذیر تاریخی چه اتفاقی رخ داده است. می توانیم رویداد های فیزیکی را بر پایه دانش خود درباره روابط ثابتی که آزمایش ها برایمان محرز کرده اند، تفسیر کنیم؛ اما اتفاقات تاریخی چنین تفسیری را تاب نمی آورند....
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره از مجله مشهور خبری
Forbes
زنان میلیونر آمریکا
نسخه آمریکا|31 آگوست 2018|116 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUB
Forbes
زنان میلیونر آمریکا
نسخه آمریکا|31 آگوست 2018|116 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUB
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت هفتاد و ششم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت هفتاد و ششم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ دلار ۱۶ هزار تومانی، تحلیل علت
✍🏻 پویا ناظران
امروز صبح در برابر چشمان متحیر همهمون، دلار از ۱۶ هزار تومن عبور کرده. در یکسال گذشته، دلار چهار برابر شده! در ادامه سعی میکنم تحلیل کنم چه خبره:
1️⃣ مشخصاً معاونت ارزی برخورد منفعلانهای در بازار ارز داره. شاید این بخاطر تازهکاری معاون ارزی جدیده، شاید هم برخورد قضایی با معاون ارزی سابق و ممنوعالخروج شدن رییس ایشون، تیم کنونی رو دست به عصا کرده.
منتها در چنین سطوح قیمتی بالایی، حتی بدون مداخله بانک مرکزی، عرضه غیردولتی باید برای تقاضا کافی باشه. بنظر نمیاد دست به عصا شدن بانک مرکزی برای توضیح دلار ۱۶ هزار تومنی کافی باشه.
2️⃣ شاید عرضه غیردولتی کمه. دیروز مطرح شده بود که بیش از ۲۲ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشتیم، ولی فقط ۴ میلیارد دلار در نیما عرضه شده. آیا صادرکنندهها در حال تجمیع دارایی ارزی در خارج از کشور هستند؟
این خیلی بعیده چون بدون فروش ارز، صادرکنندهها نمیتونند مواد اولیه بخرند و حقوق کارگر بدهند. اگه قرار بودن ۱۵ میلیارد دلار از داراییشون خارج از کشور پارک شده باشه، دو ماه پیش خط تولید همهشون خوابیده بود و امروز صادراتشون تقریباً صفر شده بود، ولی آمار نشون میده که صادرات جریان داره و کم هم نشده.
پس میزان عرضه ارز غیردولتی هم دلار ۱۶ هزار تومنی رو توضیح نمیده. شاید مشکل اینه که تقاضا بالاست. این تقاضا از کجا میاد که اینقدر هم به قیمت بیاعتناست؟
3️⃣ واردات با دلار ۱۶ هزار تومن نمیصرفه، بخصوص با این همه دردسر گمرکی و ریسک انبارداری. متقاضی ارز قصدش تبدیل پسانداز ریالی به پسانداز دلاریه.
رشد نقدینگی، حجم ریال رو افزایش میده و افزایش حجم ریال، قدرت خرید ریال رو کاهش میده. پس طبیعیه که وقتی سود سپرده کاهش قدرت خرید رو جبران نکنه، پول ملی بعنوان ابزار حفظ سرمایه و پسانداز، مقبول عموم نباشه.
⭕️ بنظر میاد آنچه در حال وقوعه، بیاعتمادی عمومی به پول ملیه، اما نه بخاطر رشد نقدینگی. همونطور که در پستهای قبل دیدیم، سرعت رشد نقدینگی در کشور همیشه همین حدود ۲۵٪ بوده، و در ماههای اخیر هم، ابداً قابل مقایسه با مثلاً رشد نقدینگی ونزوئلا نبوده.
⭕️ بنظر میاد امروز اساساً خانوار به کارایی حکمرانی اقتصادی اعتمادی نداره و حاضر نیست پولی که اختیارش در دست این حکمرانیست نگه داره.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اگه این تحلیل درست باشه، یک نشونه خواهد داشت. نشونهاش اینه که در ماههای آینده رفته رفته فروش یا اجاره خونه به دلار قیمت میخوره، بعد ماشین هم با دلار معامله میشه. بعد به تدریج کارمندان بخش خصوصی هم بخشی از حقوقشون رو دلاری طلب میکنند، و مغازهها حتی پوشاک و خواروبار رو هم دلاری میفروشند.
در این صورت، و با فرض اینکه اقتصاد خودش رو از پول ملی منفک کنه، و رفته رفته مستقل از ریال به ثبات و تعادل برگرده، سه اتفاق میافته:
اولاً اقتصاد اگرچه با ثبات میشه، اما رشد بسیار کمی خواهد داشت چرا که سرمایهگذاری خیلی کم میشه.
ثانیاً توان اعمال قدرت دولت کم میشه و توان چانهزنی جامعه در برابر حاکمیت افزایش پیدا میکنه.
ثالثاً کارمندان دولتی، مثلاً سرباز، معلم، پرستار، پلیس، راننده اتوبوس شهری و ... چون حقوق ریالی میگیرند، از نظر اقتصادی تضعیف خواهند شد.
بدیهیه که این یک پیشگویی نیست، بلکه صرفاً یک فرضیهست تا باهاش وضع کنونی رو تحلیل کنیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
راه حل چیه؟
1️⃣ برقراری حراجهای شفاف ارزی برای عرضه ارز بانک مرکزی، باعث میشه ریسک قضایی معاونت ارزی کم بشه و مجددا فعالانه عمل کنند. چنان حراجیهایی کمک میکنه، اما کافی نیست.
2️⃣ حذف دلار ۴۲۰۰ و حذف نیما، و بجاش داشتن یک بازار واحد با یک قیمت کمک خواهد کرد، اما این هم کافی نیست.
3️⃣ دولت لال شده! وقتی دولت صادقانه به جامعه نمیگه چه خبره، همه از کمیسیونهای اقتصادی و بودجه مجلس گرفته تا صداوسیما، تئوری توطئه نشر میدن. دولت اول باید اشتباهاتش رو بپذیره و بشماره، بعد مستند توضیح بده چی شد که اینجوری شد. بعد، دولت باید یک نقشه راه بلندمدت باورپذیر و امیدوار کننده جلوی چشم جامعه ترسیم کنه.
👈 دلار ۱۶ هزار تومنی، منعکس کننده خستگی جامعه از چهل سال حکمرانی ناکارآمده، و جامعه در حال منفک کردن خود از پول ملیه. برای بازگشتن اعتماد، حکمرانی اقتصادی باید بتونه یک نقشه راه ارائه کنه.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پویا ناظران
امروز صبح در برابر چشمان متحیر همهمون، دلار از ۱۶ هزار تومن عبور کرده. در یکسال گذشته، دلار چهار برابر شده! در ادامه سعی میکنم تحلیل کنم چه خبره:
1️⃣ مشخصاً معاونت ارزی برخورد منفعلانهای در بازار ارز داره. شاید این بخاطر تازهکاری معاون ارزی جدیده، شاید هم برخورد قضایی با معاون ارزی سابق و ممنوعالخروج شدن رییس ایشون، تیم کنونی رو دست به عصا کرده.
منتها در چنین سطوح قیمتی بالایی، حتی بدون مداخله بانک مرکزی، عرضه غیردولتی باید برای تقاضا کافی باشه. بنظر نمیاد دست به عصا شدن بانک مرکزی برای توضیح دلار ۱۶ هزار تومنی کافی باشه.
2️⃣ شاید عرضه غیردولتی کمه. دیروز مطرح شده بود که بیش از ۲۲ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشتیم، ولی فقط ۴ میلیارد دلار در نیما عرضه شده. آیا صادرکنندهها در حال تجمیع دارایی ارزی در خارج از کشور هستند؟
این خیلی بعیده چون بدون فروش ارز، صادرکنندهها نمیتونند مواد اولیه بخرند و حقوق کارگر بدهند. اگه قرار بودن ۱۵ میلیارد دلار از داراییشون خارج از کشور پارک شده باشه، دو ماه پیش خط تولید همهشون خوابیده بود و امروز صادراتشون تقریباً صفر شده بود، ولی آمار نشون میده که صادرات جریان داره و کم هم نشده.
پس میزان عرضه ارز غیردولتی هم دلار ۱۶ هزار تومنی رو توضیح نمیده. شاید مشکل اینه که تقاضا بالاست. این تقاضا از کجا میاد که اینقدر هم به قیمت بیاعتناست؟
3️⃣ واردات با دلار ۱۶ هزار تومن نمیصرفه، بخصوص با این همه دردسر گمرکی و ریسک انبارداری. متقاضی ارز قصدش تبدیل پسانداز ریالی به پسانداز دلاریه.
رشد نقدینگی، حجم ریال رو افزایش میده و افزایش حجم ریال، قدرت خرید ریال رو کاهش میده. پس طبیعیه که وقتی سود سپرده کاهش قدرت خرید رو جبران نکنه، پول ملی بعنوان ابزار حفظ سرمایه و پسانداز، مقبول عموم نباشه.
⭕️ بنظر میاد آنچه در حال وقوعه، بیاعتمادی عمومی به پول ملیه، اما نه بخاطر رشد نقدینگی. همونطور که در پستهای قبل دیدیم، سرعت رشد نقدینگی در کشور همیشه همین حدود ۲۵٪ بوده، و در ماههای اخیر هم، ابداً قابل مقایسه با مثلاً رشد نقدینگی ونزوئلا نبوده.
⭕️ بنظر میاد امروز اساساً خانوار به کارایی حکمرانی اقتصادی اعتمادی نداره و حاضر نیست پولی که اختیارش در دست این حکمرانیست نگه داره.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اگه این تحلیل درست باشه، یک نشونه خواهد داشت. نشونهاش اینه که در ماههای آینده رفته رفته فروش یا اجاره خونه به دلار قیمت میخوره، بعد ماشین هم با دلار معامله میشه. بعد به تدریج کارمندان بخش خصوصی هم بخشی از حقوقشون رو دلاری طلب میکنند، و مغازهها حتی پوشاک و خواروبار رو هم دلاری میفروشند.
در این صورت، و با فرض اینکه اقتصاد خودش رو از پول ملی منفک کنه، و رفته رفته مستقل از ریال به ثبات و تعادل برگرده، سه اتفاق میافته:
اولاً اقتصاد اگرچه با ثبات میشه، اما رشد بسیار کمی خواهد داشت چرا که سرمایهگذاری خیلی کم میشه.
ثانیاً توان اعمال قدرت دولت کم میشه و توان چانهزنی جامعه در برابر حاکمیت افزایش پیدا میکنه.
ثالثاً کارمندان دولتی، مثلاً سرباز، معلم، پرستار، پلیس، راننده اتوبوس شهری و ... چون حقوق ریالی میگیرند، از نظر اقتصادی تضعیف خواهند شد.
بدیهیه که این یک پیشگویی نیست، بلکه صرفاً یک فرضیهست تا باهاش وضع کنونی رو تحلیل کنیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
راه حل چیه؟
1️⃣ برقراری حراجهای شفاف ارزی برای عرضه ارز بانک مرکزی، باعث میشه ریسک قضایی معاونت ارزی کم بشه و مجددا فعالانه عمل کنند. چنان حراجیهایی کمک میکنه، اما کافی نیست.
2️⃣ حذف دلار ۴۲۰۰ و حذف نیما، و بجاش داشتن یک بازار واحد با یک قیمت کمک خواهد کرد، اما این هم کافی نیست.
3️⃣ دولت لال شده! وقتی دولت صادقانه به جامعه نمیگه چه خبره، همه از کمیسیونهای اقتصادی و بودجه مجلس گرفته تا صداوسیما، تئوری توطئه نشر میدن. دولت اول باید اشتباهاتش رو بپذیره و بشماره، بعد مستند توضیح بده چی شد که اینجوری شد. بعد، دولت باید یک نقشه راه بلندمدت باورپذیر و امیدوار کننده جلوی چشم جامعه ترسیم کنه.
👈 دلار ۱۶ هزار تومنی، منعکس کننده خستگی جامعه از چهل سال حکمرانی ناکارآمده، و جامعه در حال منفک کردن خود از پول ملیه. برای بازگشتن اعتماد، حکمرانی اقتصادی باید بتونه یک نقشه راه ارائه کنه.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ دولت معلق
✍🏻محسن جلال پور
شخصا امیدی به مصوبه اخیر مجلس درباره ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان ندارم چرا که اصولا مشکل اصلی نظام اداری ایران را کهولت سن نمیدانم.
نظام اداری ایران بیشتر از کهنسالی یا بیعملی از نداشتن فکر و نظریه رنج میبرد.
وقتی دولت هیچ ایده و نظر مشخصی برای اداره کشور ندارد، و اصول اقتصادی را محترم نمیشمارد، هر گوشه از نظام اداری ساز خودش را میزند.
با این حال اگرچه قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان عاری از انتفاع نیست اماحتما زمان تصویب و ابلاغ آن بی موقع است.
مسأله چندان پیچیده نیست.
از یک سال پیش تیمی بیانگیزه تحت عنوان دولت تشکیل دادهایم که چند هفته دیگر باید در مهمترین مسابقه تمام تاریخش به دیدار یکی از قدرتمندترین تیمهای جهان برود اما شرایط روحی و آماده سازی تیم بسیار نگران کننده و اسفناک است. چند بازیکنش اخراج شدهاند و نمیتوانند بازی کنند و چند بازیکن مصدوم هم روی دست سرمربی مانده است.
روزی که اعضای تیم انتخاب شدند خیلیها به سرمربی اعتراض کردند که این تیم اصولا فاقد برنامه مشخص و مدون است و اکثر بازیکنان منتخب نیز بازنشسته شدهاند و انگیزه ندارند اما هیچ کس به اعتراضها توجه نکرد. حالا هم منتقدان میگویند؛ مگر نمیگویید وسط جنگی اقتصادی هستیم؟ پس چرا در آستانه رویارویی بزرگ، میخواهید تیمی از همیشه ضعیفتر و بیانگیزهتر را روانه میدان کنید؟
اصلا قابل تصور نیست در جنگ اقتصادی به رهبری آمریکا، دولت دوازدهم نه وزیر اقتصاد دارد و نه وزیر کار و تعاون.
وزیر صنعت،معدن و تجارتش هم میان زمین و آسمان معلق است و یکی دو وزیر دیگر نیز تهدید به استیضاح شدهاند و همزمان خیلی از معاونان وزرای فعلی هم محترمانه استعفا دادهاند تا تتمه آبروی خود را از دست رفته نبینند.
من معتقدم قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان به تنهایی نمیتواند نظام اداری ما را چابک و جوان کند اما در آستانه تحریمهای آمریکا میتواند بیانگیزه تر و بیعملترش کند.
با این قانون، خیلی از معاونان وزارتخانهها و استانداران باید دولت را ترک کنند اما سؤال این است حالا چرا؟ نمیشد اجرای آن را چند ماه به تعویق انداخت؟
اشتباه نکنید،من مدافع نهاد دولت به هیچ شکلش نیستم و شخصا اگر روزی اعلام کنند نهاد دولت به طور کامل تعطیل شده، از خوشحالی به همه مردم کشور شیرینی خواهم داد. اصل صحبت من این است که مشکل ما با کوچک شدن قلمرو دولت حل میشود نه با تغییر آدمها.
با این مصوبه، اتفاقا خیلی از مدیران با تجربه از دولت جدا میشوند و هیچ تضمینی وجود ندارد که مدیران بهتری جای آنها را بگیرند.
در دو سال گذشته هر نوشتهای مرتبط با اقتصادایران خواندم و پای صحبت هر اقتصاددان دلسوزی که نشستم، یکی از اصلیترین گرفتاریهای اقتصاد کشور را حکمرانی بد دانست.
حکمرانی بد عواقب زیان بار زیادی برای ما به دنبال داشته که قطعا کمتریناش، ناهماهنگی میان قوای کشور است.میپرسید مصداقش کو؟
میگویم همین مصوبه بدموقع ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻محسن جلال پور
شخصا امیدی به مصوبه اخیر مجلس درباره ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان ندارم چرا که اصولا مشکل اصلی نظام اداری ایران را کهولت سن نمیدانم.
نظام اداری ایران بیشتر از کهنسالی یا بیعملی از نداشتن فکر و نظریه رنج میبرد.
وقتی دولت هیچ ایده و نظر مشخصی برای اداره کشور ندارد، و اصول اقتصادی را محترم نمیشمارد، هر گوشه از نظام اداری ساز خودش را میزند.
با این حال اگرچه قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان عاری از انتفاع نیست اماحتما زمان تصویب و ابلاغ آن بی موقع است.
مسأله چندان پیچیده نیست.
از یک سال پیش تیمی بیانگیزه تحت عنوان دولت تشکیل دادهایم که چند هفته دیگر باید در مهمترین مسابقه تمام تاریخش به دیدار یکی از قدرتمندترین تیمهای جهان برود اما شرایط روحی و آماده سازی تیم بسیار نگران کننده و اسفناک است. چند بازیکنش اخراج شدهاند و نمیتوانند بازی کنند و چند بازیکن مصدوم هم روی دست سرمربی مانده است.
روزی که اعضای تیم انتخاب شدند خیلیها به سرمربی اعتراض کردند که این تیم اصولا فاقد برنامه مشخص و مدون است و اکثر بازیکنان منتخب نیز بازنشسته شدهاند و انگیزه ندارند اما هیچ کس به اعتراضها توجه نکرد. حالا هم منتقدان میگویند؛ مگر نمیگویید وسط جنگی اقتصادی هستیم؟ پس چرا در آستانه رویارویی بزرگ، میخواهید تیمی از همیشه ضعیفتر و بیانگیزهتر را روانه میدان کنید؟
اصلا قابل تصور نیست در جنگ اقتصادی به رهبری آمریکا، دولت دوازدهم نه وزیر اقتصاد دارد و نه وزیر کار و تعاون.
وزیر صنعت،معدن و تجارتش هم میان زمین و آسمان معلق است و یکی دو وزیر دیگر نیز تهدید به استیضاح شدهاند و همزمان خیلی از معاونان وزرای فعلی هم محترمانه استعفا دادهاند تا تتمه آبروی خود را از دست رفته نبینند.
من معتقدم قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان به تنهایی نمیتواند نظام اداری ما را چابک و جوان کند اما در آستانه تحریمهای آمریکا میتواند بیانگیزه تر و بیعملترش کند.
با این قانون، خیلی از معاونان وزارتخانهها و استانداران باید دولت را ترک کنند اما سؤال این است حالا چرا؟ نمیشد اجرای آن را چند ماه به تعویق انداخت؟
اشتباه نکنید،من مدافع نهاد دولت به هیچ شکلش نیستم و شخصا اگر روزی اعلام کنند نهاد دولت به طور کامل تعطیل شده، از خوشحالی به همه مردم کشور شیرینی خواهم داد. اصل صحبت من این است که مشکل ما با کوچک شدن قلمرو دولت حل میشود نه با تغییر آدمها.
با این مصوبه، اتفاقا خیلی از مدیران با تجربه از دولت جدا میشوند و هیچ تضمینی وجود ندارد که مدیران بهتری جای آنها را بگیرند.
در دو سال گذشته هر نوشتهای مرتبط با اقتصادایران خواندم و پای صحبت هر اقتصاددان دلسوزی که نشستم، یکی از اصلیترین گرفتاریهای اقتصاد کشور را حکمرانی بد دانست.
حکمرانی بد عواقب زیان بار زیادی برای ما به دنبال داشته که قطعا کمتریناش، ناهماهنگی میان قوای کشور است.میپرسید مصداقش کو؟
میگویم همین مصوبه بدموقع ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ آینده نرخ دلار
✍🏻 علی دینی ترکمانی
این روزها افراد زیادی، از دور و نزدیک، از من درباره آینده نرخ دلار و اقتصاد ایران میپرسند. برخی با هدف سرمایهگذاری و انتخاب گزینه بهتر و برخی از سر نگرانی.
آنچه میتوان گفت چنین است:
مادام که تضاد ایران و آمریکا حل نشود، نرخ دلار رکوردهای بیشتری خواهد زد. چنانچه قبلاً هم در همینجا و هم در جاهای دیگر به تکرار توضیح دادهام، تنشهای سیاسی موجب بکار افتادن موتور انتظارات با خروجی افزایش نرخ دلار میشود.
امروز مجمع عمومی سازمان ملل هم سخنان آقای روحانی را خواهد شنید و هم سخنان دونالد ترامپ را. تلاش ایران در جهت متقاعد کردن جامعه جهانی به پایبندی به برجام و خروج یک سویه آمریکا از آن و اثبات پایبند نبودن این کشور به قراردادها و میثاقهای دو سویه و چند سویه منطقهای و بینالمللی است. ترامپ نیز سعی خواهد کرد که جامعه جهانی و بخصوص کشورهای امضا کننده برجام را متقاعد به عدم رعایت روح برجام از سوی ایران با استناد به برنامه موشکهای بالستیک و حضور منطقهای در سوریه و عراق کند. کمپین تبلیغاتی وزیر خارجه آمریکا (پمپو) و مشاور امنیت ملی ترامپ (بولتون) و نماینده این کشور در سازمان ملل (هیلی)، در این راستا از دیروز شروع بهکار کرده است.
به نظر میرسد، مجمع عمومی سازمان ملل توانایی حل این تضاد را نداشته باشد. تضادی که با توجه به شرایط آمریکا برای گفتوگو، به این راحتی از طریق سازوکارهای دیگر نیز قابل رفع نیست. نه ایران حاضر به پذیرش شرایط اعلام شده آمریکاست و نه آمریکا حاضر به عقبنشینی و بازگشت به برجام.
به این صورت، آمریکا، تلاش خواهد کرد با استفاده از قدرت اقتصادی خود برجام را بیشتر تضعیف و با اعمال تحریمها فشارهای اقتصادی را تشدید کند. خروج شرکتهای بزرگی چون توتال، بریتیش ایرویز، ایر فرانس و مؤسسات پولی و بانکی حامی سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ، مانند بانک دولتی 'بی. پی. آی فرانس' فرانسه، ترامپ را در پیشبرد سیاست اعمال فشار بیشتر بر ایران تشجیع خواهد کرد. بنابراین باید همچنان در انتظار افزایش نرخ دلار و سایر ارزها بود.
در این شرایط, توزیع کالاهای اساسی از طریق نظام کوپنی میتواند کمی نگرانی به آینده را کاهش دهد. برخی از اقتصاددانان با فهم طوطیوار دانش اقتصاد معتقدند بهترین سیاست تخصیص ارز با نرخی بالاتر و آزادتر به کالاهای اساسی و دارویی و پرداخت یارانه نقدی است. این سیاست در شرایط کنونی بمانند باز کردن دریچههای سد، بر روی سیل راه افتاده است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 علی دینی ترکمانی
این روزها افراد زیادی، از دور و نزدیک، از من درباره آینده نرخ دلار و اقتصاد ایران میپرسند. برخی با هدف سرمایهگذاری و انتخاب گزینه بهتر و برخی از سر نگرانی.
آنچه میتوان گفت چنین است:
مادام که تضاد ایران و آمریکا حل نشود، نرخ دلار رکوردهای بیشتری خواهد زد. چنانچه قبلاً هم در همینجا و هم در جاهای دیگر به تکرار توضیح دادهام، تنشهای سیاسی موجب بکار افتادن موتور انتظارات با خروجی افزایش نرخ دلار میشود.
امروز مجمع عمومی سازمان ملل هم سخنان آقای روحانی را خواهد شنید و هم سخنان دونالد ترامپ را. تلاش ایران در جهت متقاعد کردن جامعه جهانی به پایبندی به برجام و خروج یک سویه آمریکا از آن و اثبات پایبند نبودن این کشور به قراردادها و میثاقهای دو سویه و چند سویه منطقهای و بینالمللی است. ترامپ نیز سعی خواهد کرد که جامعه جهانی و بخصوص کشورهای امضا کننده برجام را متقاعد به عدم رعایت روح برجام از سوی ایران با استناد به برنامه موشکهای بالستیک و حضور منطقهای در سوریه و عراق کند. کمپین تبلیغاتی وزیر خارجه آمریکا (پمپو) و مشاور امنیت ملی ترامپ (بولتون) و نماینده این کشور در سازمان ملل (هیلی)، در این راستا از دیروز شروع بهکار کرده است.
به نظر میرسد، مجمع عمومی سازمان ملل توانایی حل این تضاد را نداشته باشد. تضادی که با توجه به شرایط آمریکا برای گفتوگو، به این راحتی از طریق سازوکارهای دیگر نیز قابل رفع نیست. نه ایران حاضر به پذیرش شرایط اعلام شده آمریکاست و نه آمریکا حاضر به عقبنشینی و بازگشت به برجام.
به این صورت، آمریکا، تلاش خواهد کرد با استفاده از قدرت اقتصادی خود برجام را بیشتر تضعیف و با اعمال تحریمها فشارهای اقتصادی را تشدید کند. خروج شرکتهای بزرگی چون توتال، بریتیش ایرویز، ایر فرانس و مؤسسات پولی و بانکی حامی سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ، مانند بانک دولتی 'بی. پی. آی فرانس' فرانسه، ترامپ را در پیشبرد سیاست اعمال فشار بیشتر بر ایران تشجیع خواهد کرد. بنابراین باید همچنان در انتظار افزایش نرخ دلار و سایر ارزها بود.
در این شرایط, توزیع کالاهای اساسی از طریق نظام کوپنی میتواند کمی نگرانی به آینده را کاهش دهد. برخی از اقتصاددانان با فهم طوطیوار دانش اقتصاد معتقدند بهترین سیاست تخصیص ارز با نرخی بالاتر و آزادتر به کالاهای اساسی و دارویی و پرداخت یارانه نقدی است. این سیاست در شرایط کنونی بمانند باز کردن دریچههای سد، بر روی سیل راه افتاده است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ نجات بانکها بدون BailOut و دو مثال(*)
✍🏻 حامد خلیلی
مثال ۱: یک سال پیش، ششمین بانک بزرگ اسپانیا Banco Popular، از سقوط حتمی نجات یافت. دومین بانک بزرگ اسپانیا Banco Santander (و در حال حاضر بزرگترین بانک کشور) بانک بیمار را در یک عملیات " پنهان و شبانه " به قیمت نمادین یک یورو خرید. همه سهامداران Banco Popular سهام خود را از دست دادند. سپرده گذاران بزرگ و دارندگان اوراق قرضه بدون پرداخت غرامت مجبور به پذیرفتن زیانهایی متناسب با داراییهای بانک شدند.
-------------------
مثال ۲. یکی از ورژن های خلاقانه ابزار debt-equity-swap توسط پرفسور FranzHorman از دانشگاه وین اتریش به چگونگی یکی از روشهای بازنویسی ترازنامه های بانکهای زامبی میپردازد بدون دست اندازی در حقوق مردم. توضیح اینکه در ترازنامه در سمت فعال ما دارایی ثابت و دارایی در گردش داریم و در سمت غیر فعال سرمایه خودی و سرمایه غیر(که به صورت بدهی در دسترس قرار گرفته اند و به اضافه بهره آن باز پرداخت می گردند).
به عنوان مثال فرض کنید یک هتل کردیتی از بانک دریافت می کند که مشکلاتی در باز پرداخت آن به بانک دارد. اما هتلدار ادعا میکند (با محاسبات) که در دو سه سال آینده درآمدهای خوبی از فعالیت هتلداری کسب خواهد گرفت. بانک مطمئن میشود که هتلدار علیرغم مشکلات فعلی سزاوار ورشکستگی و تصرف اموال نیست. بانکدار پیشنهاد میکند که بدهی هتل به بانک به صورت مشارکت بانک در مالکیت هتل مثلا در شکل سهام قابل تغییر است.
بنابر این بدهی هتل در ترازنامه به شکل سرمایه خودی مبدل شده است.
اما حالا تصور کنید پول بدون پشتوانه چگونه به وجود می آید؟ به صورت بدهی! هر گونه پرداختهای بانکها در واقع از صندوق ذخیره ای برداشته نمی شود، بلکه در ترازنامه آنها به صورت بدهی بانک درج میشود، از پولی که بانک در اصل در اختیار نداردgiralmoney. جالب اینکه بانکها در اصل پولی را که در مرحله اول از هیچ در قالب بدهی در ترازنامه خلق میکنند، در مرحله دوم از جیب عموم جامعه دریافت میکنند، به این صورت که آنها سیاستمداران را تهدید و از ترس از ورشکستگی خود و تبعات در دسترس قرار نگرفتن پول سپرده گذاران متقاعد میکنند! سیاستگذاران در چنین موقعیتهایی بدون توجه به تبعات بی احتیاطی بانکهاmoralHazard و قوانین بین المللی مثلBasel به خواسته های بانکها تن میدهند.
با به کارگیری خلاقانه قوانین حقوقی و بدون پرداخت حتی یک ریال از پول عموم مردم یکی از آلترناتیوهای معرفی شده توسطFranzHorman این است که قانونی به قوانین بانکداری اضافه کنیم که بدهی اضافی بانک در ترازنامه به سرمایه خودی تبدیل شود. سرمایه مبدل شده اما به معنی مشارکت دولت به معنی نماینده عموم مردم در بانک است. طبیعی است که چنین تدبیری همزمان با کاهش مشارکت دیگر مالکان بانک همراه است. اما آیا این کاهش مشارکت سهامداران بانک به اندازه بدهی اضافی آنها ناعادلانه است؟
طبیعی است که بانکها در چنین شرایطی متناسب با قوانین و نسبت سرمایه خودی خود همچنان مجاز به خلق پول میباشند اما در عین حال از درآمد زایی آنها در جهت رفع نیازهای عمومی مانند یارانه های عمومی استفاده میشود بدون گذاشتن حتی یک ریال روی دوش جامعه.
(*) هرچند روش غیر اخلاقی نجات بانکهای زامبی توسط پول مالیات دهندگات در تمام نقاط دنیا متداول است و مختص به ایران نیست!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 حامد خلیلی
مثال ۱: یک سال پیش، ششمین بانک بزرگ اسپانیا Banco Popular، از سقوط حتمی نجات یافت. دومین بانک بزرگ اسپانیا Banco Santander (و در حال حاضر بزرگترین بانک کشور) بانک بیمار را در یک عملیات " پنهان و شبانه " به قیمت نمادین یک یورو خرید. همه سهامداران Banco Popular سهام خود را از دست دادند. سپرده گذاران بزرگ و دارندگان اوراق قرضه بدون پرداخت غرامت مجبور به پذیرفتن زیانهایی متناسب با داراییهای بانک شدند.
-------------------
مثال ۲. یکی از ورژن های خلاقانه ابزار debt-equity-swap توسط پرفسور FranzHorman از دانشگاه وین اتریش به چگونگی یکی از روشهای بازنویسی ترازنامه های بانکهای زامبی میپردازد بدون دست اندازی در حقوق مردم. توضیح اینکه در ترازنامه در سمت فعال ما دارایی ثابت و دارایی در گردش داریم و در سمت غیر فعال سرمایه خودی و سرمایه غیر(که به صورت بدهی در دسترس قرار گرفته اند و به اضافه بهره آن باز پرداخت می گردند).
به عنوان مثال فرض کنید یک هتل کردیتی از بانک دریافت می کند که مشکلاتی در باز پرداخت آن به بانک دارد. اما هتلدار ادعا میکند (با محاسبات) که در دو سه سال آینده درآمدهای خوبی از فعالیت هتلداری کسب خواهد گرفت. بانک مطمئن میشود که هتلدار علیرغم مشکلات فعلی سزاوار ورشکستگی و تصرف اموال نیست. بانکدار پیشنهاد میکند که بدهی هتل به بانک به صورت مشارکت بانک در مالکیت هتل مثلا در شکل سهام قابل تغییر است.
بنابر این بدهی هتل در ترازنامه به شکل سرمایه خودی مبدل شده است.
اما حالا تصور کنید پول بدون پشتوانه چگونه به وجود می آید؟ به صورت بدهی! هر گونه پرداختهای بانکها در واقع از صندوق ذخیره ای برداشته نمی شود، بلکه در ترازنامه آنها به صورت بدهی بانک درج میشود، از پولی که بانک در اصل در اختیار نداردgiralmoney. جالب اینکه بانکها در اصل پولی را که در مرحله اول از هیچ در قالب بدهی در ترازنامه خلق میکنند، در مرحله دوم از جیب عموم جامعه دریافت میکنند، به این صورت که آنها سیاستمداران را تهدید و از ترس از ورشکستگی خود و تبعات در دسترس قرار نگرفتن پول سپرده گذاران متقاعد میکنند! سیاستگذاران در چنین موقعیتهایی بدون توجه به تبعات بی احتیاطی بانکهاmoralHazard و قوانین بین المللی مثلBasel به خواسته های بانکها تن میدهند.
با به کارگیری خلاقانه قوانین حقوقی و بدون پرداخت حتی یک ریال از پول عموم مردم یکی از آلترناتیوهای معرفی شده توسطFranzHorman این است که قانونی به قوانین بانکداری اضافه کنیم که بدهی اضافی بانک در ترازنامه به سرمایه خودی تبدیل شود. سرمایه مبدل شده اما به معنی مشارکت دولت به معنی نماینده عموم مردم در بانک است. طبیعی است که چنین تدبیری همزمان با کاهش مشارکت دیگر مالکان بانک همراه است. اما آیا این کاهش مشارکت سهامداران بانک به اندازه بدهی اضافی آنها ناعادلانه است؟
طبیعی است که بانکها در چنین شرایطی متناسب با قوانین و نسبت سرمایه خودی خود همچنان مجاز به خلق پول میباشند اما در عین حال از درآمد زایی آنها در جهت رفع نیازهای عمومی مانند یارانه های عمومی استفاده میشود بدون گذاشتن حتی یک ریال روی دوش جامعه.
(*) هرچند روش غیر اخلاقی نجات بانکهای زامبی توسط پول مالیات دهندگات در تمام نقاط دنیا متداول است و مختص به ایران نیست!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دولتها هیچگاه نمی آموزند!
این مردم هستند که می آموزند.
میلتون فریدمن - برنده نوبل اقتصاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
این مردم هستند که می آموزند.
میلتون فریدمن - برنده نوبل اقتصاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت هفتاد و هفتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت هفتاد و هفتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ گمانه زنی های ارزی بانک مرکزی
گفته می شود ۹ اقدام زیر برای مدیریت بازار ارز پس از بازگشت رئیسجمهور از نیویورک انجام خواهد شد که میتواند بر تعدیل نرخ ارز تاثیر گذار و موجب ریزش قیمتها شود.
📌 معرفی سپرده پایه یورو:
بانکها مجاز به افتتاح حساب سپرده پایه یورو باشند به طوریکه بتوانند معادل نرخ سامانه سنا از حساب ریالی مشتریان برداشته و به حساب پایه یورو آنها منتقل نمایند. مقدار ریالی این حساب جدید، معادل ریالی روزانه نرخ سامانه سنا خواهد بود.
بانکها ملزم هستند که معادل حسابهای پایه یورویی که ایجاد میکنند، ارز معادل به صورت اسکناس، حواله و یا اوراق ارزی خریداری کنند که در معرض شوک ارزی قرار نگیرند
📌 تهاتر ارزی بانک مرکزی با بانکها:
بانک مرکزی به صورت شبانه با بانکها وارد عملیات تهاتر ارزی شود. ارز بانکها را دریافت نموده و ریال به آنها بدهد. در زمان سررسید عقد، طرفین مختارند تا ما بهالتفاوت نرخ سود ریالی و ارزی را با هم تسویه نمایند و ارز و ریال داه شده را برگردانند. این نوع عقد، به دلیل ایجاد اختیار در معامله دوم، مشکل حرام بودن بیعالعینه را از بین میبرد.
📌 اصلاح سامانه نیما
📌ایجاد اتاق تسویه صرافان:
برای صرافان مجاز و بزرگ (با سرمایه حداقل معین) اتاق تسویهای در بانک مرکزی ایجاد گردد (میتواند بخشی از سامانه نیما باشد) که صرافان به صورت ناشناس بتوانند ارزهای حوالهای یا اسکناس خود را با قیمتهای پیشنهادی (به حساب خود یا فرد دیگر) حراج کرده و دیگر صرافان آنرا خریداری نمایند.
📌 کارت اعتباری ارزی برای مسافران و دیگر متقاضیان ارز:
در این طرح صرافان مجاز خواهند بود تا از طریق شرکتهایی که در کشورهای دیگر ایجاد میکنند، برای ایرانیان داخل کشور، کارت اعتباری ارزی (کارتهای هدیه ارزی) منتشر نمایند به طوریکه بدون نیاز به جابهجایی اسکناس، صرافان در ایران پس از دریافت مستندات لازم برای مسافت، ارز دانشجویی، بیماران، یا ...، مبالغ ریالی از مشتریان دریافت کرده و به آنها کارتهای هدیه در کشور مقصد ارائه دهند
در این روش حواله بدون نیاز به پرداخت کارمزد تبدیل به اسکناس شده و عملاً معادل اسکناس عمل خواهد کرد. با توجه به تجمع سفر ایرانیان به تعداد محدودی از کشورها، ایجاد زیر ساخت این امر به راحتی بر مبنای بستانکاری ارزی موجود و یک ساختار شبیه به WESTERN UNION امکان ایجاد دارد.
📌 انتشار گواهی سپرده ارزی بلندمدت توسط بانکها:
بانکها مجاز خواهند بود تا حسابهای ارزی بلندمدت با پشتوانه ارزی برای مشتریان افتتاح نموده و در قالب گواهی سپرده ارزی در اختیار مشتریان قرار دهند تا قابلیت تنزیل نیز داشته باشند. از این طریق، پس از تنزیل این اوراق در بازار بورس، بهتدریج اعتماد به حسابهای ارزی در مردم قابل احیا خواهد بود.
📌 انتشار اوراق ارزی توسط شرکت نفت و شرکتهای پتروشیمی
لازم است تا شرکت نفت و شرکتهای پتروشیمی مبتنی بر پیشبینی خود از میزان صادرات آتی، اوراق ارزی منتشر نمایند و در بازار به فروش رسانند. جمع آوری نقدینگی از این طریق به سود تولید مهمترین تولیدکنندگان کشور خواهد بود و از هجوم به بازر ارز تا حدی جلوگیری مینماید
📌 عملیات بازار باز بانک مرکزی
ضروی است تا هر چه سریعتر بانک مرکزی با بانکها وارد عملیات بازار باز شده تا اوراق دولت تبدیل به اوراق نقدپذیر شده و نرخ آنها رهبری نرخ در بازار پول را نماید. بانکها نیز، منضبط شده و جلوگیری از اضافه برداشتها صورت پذیرد. از ان طریق بانک مرکزی میتواند لنگر اسمی نرخ بهره را در اقتصاد مدیریت نماید، نوسانات را کاهش داده و کنترل تورم را در پیش بگیرد.
📌 توثیق اوراق در ازای اضافه برداشت
لازم است تا جهت کاهش انگیزه بانکها برای اضافه برداشت از بانک مرکزی، آنها را ملزم به توثیق اوراق دولت، ارز یا طلا نمود که بتوان جلوی انگیزه اضافه برداشت بانکها از بانک مرکزی را گرفت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
گفته می شود ۹ اقدام زیر برای مدیریت بازار ارز پس از بازگشت رئیسجمهور از نیویورک انجام خواهد شد که میتواند بر تعدیل نرخ ارز تاثیر گذار و موجب ریزش قیمتها شود.
📌 معرفی سپرده پایه یورو:
بانکها مجاز به افتتاح حساب سپرده پایه یورو باشند به طوریکه بتوانند معادل نرخ سامانه سنا از حساب ریالی مشتریان برداشته و به حساب پایه یورو آنها منتقل نمایند. مقدار ریالی این حساب جدید، معادل ریالی روزانه نرخ سامانه سنا خواهد بود.
بانکها ملزم هستند که معادل حسابهای پایه یورویی که ایجاد میکنند، ارز معادل به صورت اسکناس، حواله و یا اوراق ارزی خریداری کنند که در معرض شوک ارزی قرار نگیرند
📌 تهاتر ارزی بانک مرکزی با بانکها:
بانک مرکزی به صورت شبانه با بانکها وارد عملیات تهاتر ارزی شود. ارز بانکها را دریافت نموده و ریال به آنها بدهد. در زمان سررسید عقد، طرفین مختارند تا ما بهالتفاوت نرخ سود ریالی و ارزی را با هم تسویه نمایند و ارز و ریال داه شده را برگردانند. این نوع عقد، به دلیل ایجاد اختیار در معامله دوم، مشکل حرام بودن بیعالعینه را از بین میبرد.
📌 اصلاح سامانه نیما
📌ایجاد اتاق تسویه صرافان:
برای صرافان مجاز و بزرگ (با سرمایه حداقل معین) اتاق تسویهای در بانک مرکزی ایجاد گردد (میتواند بخشی از سامانه نیما باشد) که صرافان به صورت ناشناس بتوانند ارزهای حوالهای یا اسکناس خود را با قیمتهای پیشنهادی (به حساب خود یا فرد دیگر) حراج کرده و دیگر صرافان آنرا خریداری نمایند.
📌 کارت اعتباری ارزی برای مسافران و دیگر متقاضیان ارز:
در این طرح صرافان مجاز خواهند بود تا از طریق شرکتهایی که در کشورهای دیگر ایجاد میکنند، برای ایرانیان داخل کشور، کارت اعتباری ارزی (کارتهای هدیه ارزی) منتشر نمایند به طوریکه بدون نیاز به جابهجایی اسکناس، صرافان در ایران پس از دریافت مستندات لازم برای مسافت، ارز دانشجویی، بیماران، یا ...، مبالغ ریالی از مشتریان دریافت کرده و به آنها کارتهای هدیه در کشور مقصد ارائه دهند
در این روش حواله بدون نیاز به پرداخت کارمزد تبدیل به اسکناس شده و عملاً معادل اسکناس عمل خواهد کرد. با توجه به تجمع سفر ایرانیان به تعداد محدودی از کشورها، ایجاد زیر ساخت این امر به راحتی بر مبنای بستانکاری ارزی موجود و یک ساختار شبیه به WESTERN UNION امکان ایجاد دارد.
📌 انتشار گواهی سپرده ارزی بلندمدت توسط بانکها:
بانکها مجاز خواهند بود تا حسابهای ارزی بلندمدت با پشتوانه ارزی برای مشتریان افتتاح نموده و در قالب گواهی سپرده ارزی در اختیار مشتریان قرار دهند تا قابلیت تنزیل نیز داشته باشند. از این طریق، پس از تنزیل این اوراق در بازار بورس، بهتدریج اعتماد به حسابهای ارزی در مردم قابل احیا خواهد بود.
📌 انتشار اوراق ارزی توسط شرکت نفت و شرکتهای پتروشیمی
لازم است تا شرکت نفت و شرکتهای پتروشیمی مبتنی بر پیشبینی خود از میزان صادرات آتی، اوراق ارزی منتشر نمایند و در بازار به فروش رسانند. جمع آوری نقدینگی از این طریق به سود تولید مهمترین تولیدکنندگان کشور خواهد بود و از هجوم به بازر ارز تا حدی جلوگیری مینماید
📌 عملیات بازار باز بانک مرکزی
ضروی است تا هر چه سریعتر بانک مرکزی با بانکها وارد عملیات بازار باز شده تا اوراق دولت تبدیل به اوراق نقدپذیر شده و نرخ آنها رهبری نرخ در بازار پول را نماید. بانکها نیز، منضبط شده و جلوگیری از اضافه برداشتها صورت پذیرد. از ان طریق بانک مرکزی میتواند لنگر اسمی نرخ بهره را در اقتصاد مدیریت نماید، نوسانات را کاهش داده و کنترل تورم را در پیش بگیرد.
📌 توثیق اوراق در ازای اضافه برداشت
لازم است تا جهت کاهش انگیزه بانکها برای اضافه برداشت از بانک مرکزی، آنها را ملزم به توثیق اوراق دولت، ارز یا طلا نمود که بتوان جلوی انگیزه اضافه برداشت بانکها از بانک مرکزی را گرفت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چه شد؟ چه می شود؟ چه باید کرد؟!
✍🏻 هادی جمالیان
چه شد ؟
- جرقه ی آتش نرخ ارز را انتخاب ترامپ ، خروج آمریکا از برجام ، بازگشت تحریم ها و انسداد انتقال ارز زد. اکسیژن این آتش را نقدینگیِ رشد یافته فراهم کرد. سوخت و حرارت این آتش را بی اعتمادیِ تشدید شده با فساد و ناکارآمدی و فعال شدن تقاضای احتیاطی. این که کدام عامل چقدر نقش داشته چالش بی فایده ای است.
چه می شود ؟
- در صورت عدم توفیق حاکمیت در مهار نرخ ارز ، کم کم قیمت های ریالی کالا و خدمات در بازار نه صرفاً بر اساس عرضه و تقاضا که بر اساس برابری نرخ ارز تغییر می کند. به عبارت دیگر قیمت اسمی و قیمت واقعی از هم تفکیک شده و ریال صرفا بیان گر قیمت اسمی هر چیز خواهد بود . ممکن است حتی مبنای اعلام نرخ کالا وخدمات در بازار داخلی هم به ارزهای خارجی تبدیل شود.
- بیشترین آسیب در کوتاه مدت در حوزه ی کسب و کارها به خدمات دهندگانی وارد شده که موجودی کالا نداشته اند و نتوانسته اند ارزش اسمی کسب و کار خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و در حوزه ی اشخاص نیز حقوق بگیرانی که درآمدشان هیچ ارتباطی با ارز ندارد و دارایی قابل ملاحظه ای هم نداشته اند ، بیشترین آسیب را متحمل شده اند.
- در صورت تداوم شرایط فعلی ، دارایی دهک های میانی و پایینی جامعه به سرعت به سمت دهک های بالا تخلیه خواهد شد. می دانیم که فرق است بین دارایی و درآمد. دهک های میانی جامعه عمدتا اگر چه درآمد پایینی دارند اما هنوز دارایی هایی دارند که با کاهش قدرت خریدشان آنها را به فروش رسانده و در میان مدت بیش از پیش به درآمد جاری خود وابسته خواهند شد. انتهای چنین روندی شکل گیری جامعه ای است که تقریبا دو طبقه بیشتر نخواهد داشت. ثروتمندان و مردم عادی . حتی عنوان دهک ها دیگر خیلی معنا دار نخواهد بود. شاید طبقه ای ۹۰ درصدی داشته باشیم که کم و بیش بصورت روز مزد و ماه مزد صرفاً برای تأمین نیازهای اولیه شان کار می کنند و ده درصدی که دارایی دارند و البته بین خودشان شاید دهک هایی قابل تفکیک باشد. این بازتوزیع منفی ثروت در جامعه پیامدهای مهم اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی خواهد داشت که بسیار قابل توجه خواهد بود.
چه باید کرد؟
- هر اقدامی توسط دولت برای جبران آسیب وارده به اشخاص و بنگاهها مادام که به تزریق ریال و رشد پایه ی پولی بینجامد عملاً به ضد خود تبدیل می شود. ( مثال آتش و اکسیژن )
پس بهتر است دولت در حمایت از اقشار آسیب دیده به راهکارهای غیر ریالی بیندیشد.
هر اقدام تقابلی توسط مجلس مانند استیضاح های پی در پی ، سوال از وزرا و رئیس جمهور عملاً نقض غرض بوده است. مصاحبه ها و اعلان های پیدر پیمسؤولان قضایی در حوزه ی مبارزه با فساد بیش از آن که روان جامعه را در این باره آرام کند، ادراک فساد - یعنی تصور عموم درباره ی میزان فساد - را بالا برده و در نتیجه به بی اعتمادی فعلی دامن زده است. ( مثال سوخت و آتش )
این روزها زمان مبارزه ی جدی ولی “خاموش” با فساد است.
راه حل ، سرد کردن آتش از مسیر اعتمادآفرینی است . البته برای این منظور حاکمیت و نه فقط دولت باید هماهنگ عمل کند نه اینکه مثل چند ماه اخیر به جان هم بیفتند. همچنان امیدواریم اراده ای فراتر از واکنش های بخشی نگر و آسیب زننده ، در حاکمیت برای مهار وضعیت فعلی ببینیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 هادی جمالیان
چه شد ؟
- جرقه ی آتش نرخ ارز را انتخاب ترامپ ، خروج آمریکا از برجام ، بازگشت تحریم ها و انسداد انتقال ارز زد. اکسیژن این آتش را نقدینگیِ رشد یافته فراهم کرد. سوخت و حرارت این آتش را بی اعتمادیِ تشدید شده با فساد و ناکارآمدی و فعال شدن تقاضای احتیاطی. این که کدام عامل چقدر نقش داشته چالش بی فایده ای است.
چه می شود ؟
- در صورت عدم توفیق حاکمیت در مهار نرخ ارز ، کم کم قیمت های ریالی کالا و خدمات در بازار نه صرفاً بر اساس عرضه و تقاضا که بر اساس برابری نرخ ارز تغییر می کند. به عبارت دیگر قیمت اسمی و قیمت واقعی از هم تفکیک شده و ریال صرفا بیان گر قیمت اسمی هر چیز خواهد بود . ممکن است حتی مبنای اعلام نرخ کالا وخدمات در بازار داخلی هم به ارزهای خارجی تبدیل شود.
- بیشترین آسیب در کوتاه مدت در حوزه ی کسب و کارها به خدمات دهندگانی وارد شده که موجودی کالا نداشته اند و نتوانسته اند ارزش اسمی کسب و کار خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و در حوزه ی اشخاص نیز حقوق بگیرانی که درآمدشان هیچ ارتباطی با ارز ندارد و دارایی قابل ملاحظه ای هم نداشته اند ، بیشترین آسیب را متحمل شده اند.
- در صورت تداوم شرایط فعلی ، دارایی دهک های میانی و پایینی جامعه به سرعت به سمت دهک های بالا تخلیه خواهد شد. می دانیم که فرق است بین دارایی و درآمد. دهک های میانی جامعه عمدتا اگر چه درآمد پایینی دارند اما هنوز دارایی هایی دارند که با کاهش قدرت خریدشان آنها را به فروش رسانده و در میان مدت بیش از پیش به درآمد جاری خود وابسته خواهند شد. انتهای چنین روندی شکل گیری جامعه ای است که تقریبا دو طبقه بیشتر نخواهد داشت. ثروتمندان و مردم عادی . حتی عنوان دهک ها دیگر خیلی معنا دار نخواهد بود. شاید طبقه ای ۹۰ درصدی داشته باشیم که کم و بیش بصورت روز مزد و ماه مزد صرفاً برای تأمین نیازهای اولیه شان کار می کنند و ده درصدی که دارایی دارند و البته بین خودشان شاید دهک هایی قابل تفکیک باشد. این بازتوزیع منفی ثروت در جامعه پیامدهای مهم اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی خواهد داشت که بسیار قابل توجه خواهد بود.
چه باید کرد؟
- هر اقدامی توسط دولت برای جبران آسیب وارده به اشخاص و بنگاهها مادام که به تزریق ریال و رشد پایه ی پولی بینجامد عملاً به ضد خود تبدیل می شود. ( مثال آتش و اکسیژن )
پس بهتر است دولت در حمایت از اقشار آسیب دیده به راهکارهای غیر ریالی بیندیشد.
هر اقدام تقابلی توسط مجلس مانند استیضاح های پی در پی ، سوال از وزرا و رئیس جمهور عملاً نقض غرض بوده است. مصاحبه ها و اعلان های پیدر پیمسؤولان قضایی در حوزه ی مبارزه با فساد بیش از آن که روان جامعه را در این باره آرام کند، ادراک فساد - یعنی تصور عموم درباره ی میزان فساد - را بالا برده و در نتیجه به بی اعتمادی فعلی دامن زده است. ( مثال سوخت و آتش )
این روزها زمان مبارزه ی جدی ولی “خاموش” با فساد است.
راه حل ، سرد کردن آتش از مسیر اعتمادآفرینی است . البته برای این منظور حاکمیت و نه فقط دولت باید هماهنگ عمل کند نه اینکه مثل چند ماه اخیر به جان هم بیفتند. همچنان امیدواریم اراده ای فراتر از واکنش های بخشی نگر و آسیب زننده ، در حاکمیت برای مهار وضعیت فعلی ببینیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ بازی شبانه با نرخ ارز
بازی شبانه با مرزهای قیمتی بهمنظور تحریک ورود تقاضای جدید به بازار، رفت و برگشت شدید قیمتها و پررنگ شدن حضور واسطهها، از نشانههای تحرک سفتهبازان در بازار ارز هستند.
به گفته بازیگران با تجربه بازار، نوسانگیران در ساعات انتهایی روز در معاملات پشتخطی، قیمت دلار را از مرزهای مقاومتی عبور داده و از این طریق انتظارات افراد عادی را تحتتاثیر قرار میدهند.
نگرانی بازیگران غیرحرفهای نسبت به شکستهای قیمتی شبانه موجب میشود که روز بعد تقاضای جدیدی وارد بازار شود که سعی دارد از دارایی خود در برابر نوسانات حمایت کند.
نوسانگیران نیز همزمان با ورود تقاضای جدید، فروش خود را قطع میکنند تا اثر ورود تقاضا بیش از پیش نمایان شود. تاکتیک چندماهه نوسانگیران در شرایطی عملیاتی میشود که از حضور بازارساز در جریان معاملات بازار آزاد خبری نیست و نبود عرضهکننده اصلی، خرید و فروشها را به دست سفتهبازان بزرگ سپرده است.
کارشناسان باور دارند تعلل سیاستگذار در ایجاد پناهگاههای موازی برای تقاضاهای ایجادشده در بازار و درنگ بازارساز در مدیریت انتظارات، دو عامل مهمی بودهاند که زمینهساز اثرگذاری تحرک سفتهبازان شده است. در غیر این صورت، نوسانگیران قادر نبودند طی یک روز بیش از ۲۰ درصد نوسان ایجاد کنند./دنیای اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بازی شبانه با مرزهای قیمتی بهمنظور تحریک ورود تقاضای جدید به بازار، رفت و برگشت شدید قیمتها و پررنگ شدن حضور واسطهها، از نشانههای تحرک سفتهبازان در بازار ارز هستند.
به گفته بازیگران با تجربه بازار، نوسانگیران در ساعات انتهایی روز در معاملات پشتخطی، قیمت دلار را از مرزهای مقاومتی عبور داده و از این طریق انتظارات افراد عادی را تحتتاثیر قرار میدهند.
نگرانی بازیگران غیرحرفهای نسبت به شکستهای قیمتی شبانه موجب میشود که روز بعد تقاضای جدیدی وارد بازار شود که سعی دارد از دارایی خود در برابر نوسانات حمایت کند.
نوسانگیران نیز همزمان با ورود تقاضای جدید، فروش خود را قطع میکنند تا اثر ورود تقاضا بیش از پیش نمایان شود. تاکتیک چندماهه نوسانگیران در شرایطی عملیاتی میشود که از حضور بازارساز در جریان معاملات بازار آزاد خبری نیست و نبود عرضهکننده اصلی، خرید و فروشها را به دست سفتهبازان بزرگ سپرده است.
کارشناسان باور دارند تعلل سیاستگذار در ایجاد پناهگاههای موازی برای تقاضاهای ایجادشده در بازار و درنگ بازارساز در مدیریت انتظارات، دو عامل مهمی بودهاند که زمینهساز اثرگذاری تحرک سفتهبازان شده است. در غیر این صورت، نوسانگیران قادر نبودند طی یک روز بیش از ۲۰ درصد نوسان ایجاد کنند./دنیای اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg