جدیدترین شماره از هفته نامه معتبر خبری
Newsweek
نسخه آمریکا| 19 اکتبر 2018 |52 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Newsweek
نسخه آمریکا| 19 اکتبر 2018 |52 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
⭕️◻️آیا میشود نرخ یک ارز(مثلا یورو) را افزایش داد و نرخ ارز دیگر(مثلا دلار) را کاهش داد؟
✍🏼مصطفی نصراصفهانی
متأسفانه عدم توجه به دانش اقتصاد و آموزش آن در مدارس و دانشگاهها باعث شده است که من به وفور از مردم عادی و حتی مسئولین دولتی این عبارت را بشنوم که میشود نرخ یک ارز را افزایش داد و نرخ دیگری را کاهش داد یا ثابت نگه داشت! بسیار از مردم عادی میشنوم که مثلا میگویند در راستای مبارزه با تحریمها، دلار نخرید ولی یورو خریدن اشکالی ندارد!
▫️یکی از مفاهیم اولیه و البته بسیار پایهای در دانش اقتصاد و دانش مالی، مبحث آربیتراژ و آربیتراژگران است. کاری که آربیتراژگران در بازارهای مالی انجام میدهند این است که وقتی قیمت یک چیز در یک بازار ارزانتر از بازار دیگری است، از بازار اول آن را خریداری کرده و در بازار دوم به فروش میرسانند. آنها این کار را تا زمانی انجام میدهند که قیمتها با هم برابر بشود و اصطلاحا فرصت آربیتراژ از بین برود.
▫️مثال ساده آن قیمت گوجه عزیز خودمان است. وقتی قیمت گوجه در ایران کمتر از قیمت آن در عراق است آربیتراژگران گوجه را در ایران خریده و در عراق به فروش میرسانند و از این طریقی سودی به جیب میزنند. این کار را تا زمانی ادامه میدهند که قیمت گوجه در دو کشور برابر بشود!
▫️در بازار ارزهای خارجی هم چنین است. فرض کنیم که در ایران به ازای هر یورو به شما 2 دلار بدهند(قیمت یورو دو برابر دلار بشود)، ولی در بازارهای بینالمللی و دیگر کشورها این نسبت برابر 1.5 باشد. در اینصورت، آربیتراژگران در ایران اقدام به خرید دلار میکنند، سپس آن را به کشورهای دیگر برده و در آنجا تبدیل به یورو میکنند و یورو را به ایران میآورند. سپس دوباره در ایران یورو را تبدیل به دلار میکنند و دلار جدید را دوباره به کشورهای خارجی میبرند. اینکار باعث افزایش تقاضای دلار و افزایش عرضه یورو در ایران خواهد شد. آربیتراژ انقدر ادامه پیدا میکند(و در اغلب موارد به سرعت اینکار صورت میگیرد) که نسبت ارزش یورو به دلار در همه بازارهای دنیا یکسان بشود. اگر هم در کشوری اینطور نمیشود به علت هزینههای مبادله و اصطکاکها است که با بهبود تکنولوژی این موانع نیز برطرف خواهند شد.
▫️آربیتراژی که در فوق توضیح داده شد، آربیتراژ جغرافیایی بود. انواع مختلف آربیتراژ وجود دارند که توضیح آنها در این مجال نمیگنجد. در بازارهای ناکاراتر امکانات آربیتراژ بیشتری وجود دارد. مثلا در ایران اگر کسی به دانش مالی و وضعیت لحظهای بازارهای مالی اشراف داشته باشد براحتی میتواند از این طریق سودهای خوبی کسب کند.
▫️بنابراین پاسخ به سوال فوق این است: خیر! شما فقط میتوانید روی ارزش پول کشور خودتان آنهم از طریق مدیریت نقدینگی(عمدا کلمه «مدیریت» را بجای «اندازه» گذاشتهام) اثر بگذارید. بقیه ارزها همه بطور متوازن با هم تغییر خواهند کرد.
اقتصاد و مالی رفتاری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏼مصطفی نصراصفهانی
متأسفانه عدم توجه به دانش اقتصاد و آموزش آن در مدارس و دانشگاهها باعث شده است که من به وفور از مردم عادی و حتی مسئولین دولتی این عبارت را بشنوم که میشود نرخ یک ارز را افزایش داد و نرخ دیگری را کاهش داد یا ثابت نگه داشت! بسیار از مردم عادی میشنوم که مثلا میگویند در راستای مبارزه با تحریمها، دلار نخرید ولی یورو خریدن اشکالی ندارد!
▫️یکی از مفاهیم اولیه و البته بسیار پایهای در دانش اقتصاد و دانش مالی، مبحث آربیتراژ و آربیتراژگران است. کاری که آربیتراژگران در بازارهای مالی انجام میدهند این است که وقتی قیمت یک چیز در یک بازار ارزانتر از بازار دیگری است، از بازار اول آن را خریداری کرده و در بازار دوم به فروش میرسانند. آنها این کار را تا زمانی انجام میدهند که قیمتها با هم برابر بشود و اصطلاحا فرصت آربیتراژ از بین برود.
▫️مثال ساده آن قیمت گوجه عزیز خودمان است. وقتی قیمت گوجه در ایران کمتر از قیمت آن در عراق است آربیتراژگران گوجه را در ایران خریده و در عراق به فروش میرسانند و از این طریقی سودی به جیب میزنند. این کار را تا زمانی ادامه میدهند که قیمت گوجه در دو کشور برابر بشود!
▫️در بازار ارزهای خارجی هم چنین است. فرض کنیم که در ایران به ازای هر یورو به شما 2 دلار بدهند(قیمت یورو دو برابر دلار بشود)، ولی در بازارهای بینالمللی و دیگر کشورها این نسبت برابر 1.5 باشد. در اینصورت، آربیتراژگران در ایران اقدام به خرید دلار میکنند، سپس آن را به کشورهای دیگر برده و در آنجا تبدیل به یورو میکنند و یورو را به ایران میآورند. سپس دوباره در ایران یورو را تبدیل به دلار میکنند و دلار جدید را دوباره به کشورهای خارجی میبرند. اینکار باعث افزایش تقاضای دلار و افزایش عرضه یورو در ایران خواهد شد. آربیتراژ انقدر ادامه پیدا میکند(و در اغلب موارد به سرعت اینکار صورت میگیرد) که نسبت ارزش یورو به دلار در همه بازارهای دنیا یکسان بشود. اگر هم در کشوری اینطور نمیشود به علت هزینههای مبادله و اصطکاکها است که با بهبود تکنولوژی این موانع نیز برطرف خواهند شد.
▫️آربیتراژی که در فوق توضیح داده شد، آربیتراژ جغرافیایی بود. انواع مختلف آربیتراژ وجود دارند که توضیح آنها در این مجال نمیگنجد. در بازارهای ناکاراتر امکانات آربیتراژ بیشتری وجود دارد. مثلا در ایران اگر کسی به دانش مالی و وضعیت لحظهای بازارهای مالی اشراف داشته باشد براحتی میتواند از این طریق سودهای خوبی کسب کند.
▫️بنابراین پاسخ به سوال فوق این است: خیر! شما فقط میتوانید روی ارزش پول کشور خودتان آنهم از طریق مدیریت نقدینگی(عمدا کلمه «مدیریت» را بجای «اندازه» گذاشتهام) اثر بگذارید. بقیه ارزها همه بطور متوازن با هم تغییر خواهند کرد.
اقتصاد و مالی رفتاری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
❇️ املاک تجاری در خط پایان
✍🏻 بهروز ملکی
در روزگاری نه چندان دور، دریانی ها [که از شریفترین و صدالبته، موفقترین کسبهٔ تهران هستند] عمیقا معتقد بودند سرمایه گذاری برای خرید مغازه، بر هر سرمایه گذاری دیگری مرجح است. واقعیت هم بر همین مبنا بود و مغازه علاوه بر بازدهی ناشی از کسب و کار، با افزایش قیمت به مراتب بالاتری نسبت به سایر دارایی ها (از جمله مسکن) برخوردار بود.
از اواخر دهه 1370 [که قیمت یک مترمربع مغازه در یک محله حدود ۱۰ برابر یک متر مربع آپارتمان در همان محله بود]، بانکها و نهادهای شبه دولتی متمول، با مشاهده سودهای سرشار واحدهای تجاری، به ساخت پاساژهای تجاری روی آوردند. در ادامه، با چشیدن مزهٔ شیرین این سرمایه گذاری، ساخت مالهای عظیم تجاری به محملی برای رقابت سرمایه گذاران بدل گردید. ضمن اینکه نمی توان انگیزه های پنهان شهرداریها [به جهت سود ناشی از فروش مجوز املاک تجاری] را نادیده گرفت.
با اشباع تدریجی املاک تجاری، رشد قیمت املاک تجاری کم و کمتر شد. به گونه ایکه هم اکنون، قیمت یک متر مربع مغازه در یک محله حدود 2 تا 5 برابر یک متر مربع آپارتمان در همان محله شده است.
کار به جایی رسید که طی یکسال گذشته که املاک مسکونی با رشد شدید قیمت مواجه بوده اند، املاک تجاری از هیچ افزایش قیمتی برخوردار نگردیدند.
اما چرا املاک تجاری به این حال و روز افتاده اند؟
واقعیت انکارناپذیر این است که در ایران به ازاء هر ۸ خانوار (۲۶ نفر) یک مغازه وجود دارد که بطور محسوسی بیش از نیاز است. بنابراین بدیهی است که بسیاری از افرادی که هم اکنون به ساخت یا خرید واحدهای تجاری مبادرت می کنند در آينده از سرمایه گذاری شان پشیمان خواهند شد.
علاوه بر حجم نامتعارف عرضه واحدهای تجاری، سمت تقاضای واحدهای تجاری نیز با تحولاتی اساسی، دست به گریبان است: با گسترش کسب و کارهای اینترنتی، به تدریج برخی از فعالیتهای تجاری نیازمند مغازه نخواهند بود و تقاضای مغازه برای برخی اصناف کاهش می یابد (آژانسهای تاکسی تلفنی، آژانسهای هواپیمایی و... نمونهٔ عینی این موضوع هستند).
در این میان، جای بسی تاسف است که بسیاری از گزارشهای ارزیابی اقتصادی مجتمع های تجاری توسط افراد غیرمتخصص یا غیر متعهد تدوین شده است.
البته نباید همه تقصیرات را هم به گردن افرادی که گزارشهای ارزیابی اقتصادی طرحها را تهیه می کنند، انداخت. واقع مطلب این است که سرمایه گذار بسیاری از مجتمع های تجاری، بانکها، شرکتها خصولتی و نهادهای شبه دولتی هستند. یکی از مهمترین ملاکهای موفقیت مدیران این مجموعه ها نیز حجم پروژه های شروع شده به علاوه پیشرفت فیزیکی پروژه ها در دوره مدیریت ایشان است.
واقعیت تلخی وجود دارد که مدیران، از مشاوران و کارشناسانی که عدم ساخت و ساز را به عنوان یکی از استراتژیهای بازار معرفی نمایند، خوششان نمی آید. از نظر ایشان، وظیفه کارشناسان و مشاوران اقتصادی طرحها این است که با عدد سازی و شکنجهٔ اعداد، پروژه را روی کاغذ دارای توجیه اقتصادی نمایند تا هر چه زودتر کلنگِ احداث، زده شود!
بسیاری از کارشناسان و مشاوران نیز که به این ولع مدیران واقفند در رسالت خود کوتاهی می نمایند و به عبارت صریحتر، اقدام به فروشِ خود می نمایند.
به عنوان نمونه در شرایط کنونی، اگر گزارش اقتصادی برای یک پروژه تجاری تدوین شود تعیین نرخ رشد یکسان برای هزینه های ساخت و هزینه های فروش واحدها (مثلا 20 درصد) در جریان نقدی آتی پروژه، اشتباه قطعی است. چه بسا برای برخی از پروژه های تجاری کنونی می بایست نرخ رشد قیمت فروش واحدهای تجاری طی مدت اجرای پروژه، صفر در نظر گرفته شود تا نرخ بازدهی واقعی بدست آید که البته مورد علاقه اکثر مدیران نخواهد بود.
بنابراین باید توجه داشت که سودآوری واقعی بسیاری از پروژه تجاری، متفاوت از سودآوری دفتری آنها است.
با این تفاسیر، در شرایط کنونی، بعید می دانم املاک تجاری، اولویت دریانی های باهوش برای سرمایه گذاری باشد./ بازار مسکن
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 بهروز ملکی
در روزگاری نه چندان دور، دریانی ها [که از شریفترین و صدالبته، موفقترین کسبهٔ تهران هستند] عمیقا معتقد بودند سرمایه گذاری برای خرید مغازه، بر هر سرمایه گذاری دیگری مرجح است. واقعیت هم بر همین مبنا بود و مغازه علاوه بر بازدهی ناشی از کسب و کار، با افزایش قیمت به مراتب بالاتری نسبت به سایر دارایی ها (از جمله مسکن) برخوردار بود.
از اواخر دهه 1370 [که قیمت یک مترمربع مغازه در یک محله حدود ۱۰ برابر یک متر مربع آپارتمان در همان محله بود]، بانکها و نهادهای شبه دولتی متمول، با مشاهده سودهای سرشار واحدهای تجاری، به ساخت پاساژهای تجاری روی آوردند. در ادامه، با چشیدن مزهٔ شیرین این سرمایه گذاری، ساخت مالهای عظیم تجاری به محملی برای رقابت سرمایه گذاران بدل گردید. ضمن اینکه نمی توان انگیزه های پنهان شهرداریها [به جهت سود ناشی از فروش مجوز املاک تجاری] را نادیده گرفت.
با اشباع تدریجی املاک تجاری، رشد قیمت املاک تجاری کم و کمتر شد. به گونه ایکه هم اکنون، قیمت یک متر مربع مغازه در یک محله حدود 2 تا 5 برابر یک متر مربع آپارتمان در همان محله شده است.
کار به جایی رسید که طی یکسال گذشته که املاک مسکونی با رشد شدید قیمت مواجه بوده اند، املاک تجاری از هیچ افزایش قیمتی برخوردار نگردیدند.
اما چرا املاک تجاری به این حال و روز افتاده اند؟
واقعیت انکارناپذیر این است که در ایران به ازاء هر ۸ خانوار (۲۶ نفر) یک مغازه وجود دارد که بطور محسوسی بیش از نیاز است. بنابراین بدیهی است که بسیاری از افرادی که هم اکنون به ساخت یا خرید واحدهای تجاری مبادرت می کنند در آينده از سرمایه گذاری شان پشیمان خواهند شد.
علاوه بر حجم نامتعارف عرضه واحدهای تجاری، سمت تقاضای واحدهای تجاری نیز با تحولاتی اساسی، دست به گریبان است: با گسترش کسب و کارهای اینترنتی، به تدریج برخی از فعالیتهای تجاری نیازمند مغازه نخواهند بود و تقاضای مغازه برای برخی اصناف کاهش می یابد (آژانسهای تاکسی تلفنی، آژانسهای هواپیمایی و... نمونهٔ عینی این موضوع هستند).
در این میان، جای بسی تاسف است که بسیاری از گزارشهای ارزیابی اقتصادی مجتمع های تجاری توسط افراد غیرمتخصص یا غیر متعهد تدوین شده است.
البته نباید همه تقصیرات را هم به گردن افرادی که گزارشهای ارزیابی اقتصادی طرحها را تهیه می کنند، انداخت. واقع مطلب این است که سرمایه گذار بسیاری از مجتمع های تجاری، بانکها، شرکتها خصولتی و نهادهای شبه دولتی هستند. یکی از مهمترین ملاکهای موفقیت مدیران این مجموعه ها نیز حجم پروژه های شروع شده به علاوه پیشرفت فیزیکی پروژه ها در دوره مدیریت ایشان است.
واقعیت تلخی وجود دارد که مدیران، از مشاوران و کارشناسانی که عدم ساخت و ساز را به عنوان یکی از استراتژیهای بازار معرفی نمایند، خوششان نمی آید. از نظر ایشان، وظیفه کارشناسان و مشاوران اقتصادی طرحها این است که با عدد سازی و شکنجهٔ اعداد، پروژه را روی کاغذ دارای توجیه اقتصادی نمایند تا هر چه زودتر کلنگِ احداث، زده شود!
بسیاری از کارشناسان و مشاوران نیز که به این ولع مدیران واقفند در رسالت خود کوتاهی می نمایند و به عبارت صریحتر، اقدام به فروشِ خود می نمایند.
به عنوان نمونه در شرایط کنونی، اگر گزارش اقتصادی برای یک پروژه تجاری تدوین شود تعیین نرخ رشد یکسان برای هزینه های ساخت و هزینه های فروش واحدها (مثلا 20 درصد) در جریان نقدی آتی پروژه، اشتباه قطعی است. چه بسا برای برخی از پروژه های تجاری کنونی می بایست نرخ رشد قیمت فروش واحدهای تجاری طی مدت اجرای پروژه، صفر در نظر گرفته شود تا نرخ بازدهی واقعی بدست آید که البته مورد علاقه اکثر مدیران نخواهد بود.
بنابراین باید توجه داشت که سودآوری واقعی بسیاری از پروژه تجاری، متفاوت از سودآوری دفتری آنها است.
با این تفاسیر، در شرایط کنونی، بعید می دانم املاک تجاری، اولویت دریانی های باهوش برای سرمایه گذاری باشد./ بازار مسکن
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹 حکمرانی و عوامل خارجی
✍🏻 محمود سریع القلم
❇️ چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ آیا اماراتیها، گرجستانیها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند؟ یا برعکس؟
❇️ چرا گرجستان ویزا برای ایرانیها را لغو میکند و زمینه برای سرمایهگذاری میلیاردی آنها را در گرجستان فراهم میکند؟ و شاید پرسشی اصولیتر:
چرا شهروندان به این فکر میافتند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟ این سوال و دهها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر میگردد.
❇️ اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمیتواند وقتی در CCU بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصولِ جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال میشود.
❇️ اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا میکند.
❇️ اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش داراییهای آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چارهاندیشی نخواهند بود؟
❇️ اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند:
یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا میکند و بنابراین احساس ثبات میکنند.
❇️ وقتی عوارض خروج از کشور یک دفعه ۳۰۰ درصد (بار اول) و ۴۲۰ درصد (برای بار دوم) افزایش مییابد، خودبخود تنظیم روانی مسافرین را به هم میریزد. اگر در سال، عوارض خروج از کشور ۵ درصد و حتی ۱۰ درصد افزایش یابد با روان و انتظارات انسانها تطابق میکند ولی افزایش ناگهانی ۴۲۰ درصدی، حاکی از فقدان آشنایی با روانشناسی انسان در حوزه ثبات، امنیت و انتظارات معقول است.
❇️ حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.
❇️ آیا آمریکا، روسیه، انگلستان، آلمان و چین می توانند نروژهراسی به راه اندازند؟
نمیتوانند! چون نروژ ثبات دارد.
با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱.۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷.۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴.۶ درصد افزایش پیدا می کنند. درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایهگذاری میشود و تنها ۴ درصد از سود سرمایهگذاری در بودجه جاری به کار گرفته می شود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی میتواند در نروژ نارضایتی ایجاد کند؟!
❇️ حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمیافتد؛ باید اندیشههای حکمرانی را اصلاح کرد.
❇️ وقتی شهروند به این نتیجه برسد حکومت برای رای و نظر او و همچنین برای خود او ارزشی قائل نیست، با حکومت هم همکاری نمیکند.
ریشهی عموم نارضایتیها در نادیدهشدن و بنابراین در ناکارآمدی است.
❇️ کارآمدی در حکمرانی نیازمند اجرای سیاستهایی است که به ثبات و امنیت روانی انسانها بیانجامد./ اقتصاد بازار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محمود سریع القلم
❇️ چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ آیا اماراتیها، گرجستانیها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند؟ یا برعکس؟
❇️ چرا گرجستان ویزا برای ایرانیها را لغو میکند و زمینه برای سرمایهگذاری میلیاردی آنها را در گرجستان فراهم میکند؟ و شاید پرسشی اصولیتر:
چرا شهروندان به این فکر میافتند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟ این سوال و دهها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر میگردد.
❇️ اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمیتواند وقتی در CCU بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصولِ جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال میشود.
❇️ اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا میکند.
❇️ اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش داراییهای آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چارهاندیشی نخواهند بود؟
❇️ اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند:
یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا میکند و بنابراین احساس ثبات میکنند.
❇️ وقتی عوارض خروج از کشور یک دفعه ۳۰۰ درصد (بار اول) و ۴۲۰ درصد (برای بار دوم) افزایش مییابد، خودبخود تنظیم روانی مسافرین را به هم میریزد. اگر در سال، عوارض خروج از کشور ۵ درصد و حتی ۱۰ درصد افزایش یابد با روان و انتظارات انسانها تطابق میکند ولی افزایش ناگهانی ۴۲۰ درصدی، حاکی از فقدان آشنایی با روانشناسی انسان در حوزه ثبات، امنیت و انتظارات معقول است.
❇️ حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.
❇️ آیا آمریکا، روسیه، انگلستان، آلمان و چین می توانند نروژهراسی به راه اندازند؟
نمیتوانند! چون نروژ ثبات دارد.
با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱.۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷.۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴.۶ درصد افزایش پیدا می کنند. درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایهگذاری میشود و تنها ۴ درصد از سود سرمایهگذاری در بودجه جاری به کار گرفته می شود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی میتواند در نروژ نارضایتی ایجاد کند؟!
❇️ حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمیافتد؛ باید اندیشههای حکمرانی را اصلاح کرد.
❇️ وقتی شهروند به این نتیجه برسد حکومت برای رای و نظر او و همچنین برای خود او ارزشی قائل نیست، با حکومت هم همکاری نمیکند.
ریشهی عموم نارضایتیها در نادیدهشدن و بنابراین در ناکارآمدی است.
❇️ کارآمدی در حکمرانی نیازمند اجرای سیاستهایی است که به ثبات و امنیت روانی انسانها بیانجامد./ اقتصاد بازار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🖌 یادداشتی از پدرام سلطانی
"معماى يارانه (١)"
💡چند روز پیش در توییتی خبر از عبور یارانه ی انرژی کشور از مرز یکصد هزار میلیارد تومان در ماه دادم. اگر با همین روش پیش برویم حداقل یارانه ی انرژی در یک سال آینده از عدد غیر قابل تصور یک میلیون و دویست هزار میلیارد تومان خواهد گذشت، یعنی سرانه ی یارانه ی انرژی به حدود ١٥ میلیون تومان در سال خواهد رسید و با توجه به اندازه ی متوسط ٣/٣ خانوار در آخرین سرشماری، یارانه ی انرژی هر خانوار قریب به ٣/٥ میلیون تومان در ماه یا چهل میلیون تومان در سال می شود. جالب است بدانیم که سرانه ی تولید ناخالص داخلی ما برای سال ١٣٩٧ به قیمت های جاری کمتر از ٢٥ میلیون تومان براورد می شود.
باور رقم يارانه انرژى برای بسیاری از خوانندگان آن توییت مشکل بود. لذا در این نوشته ارقام و مبانی محاسبه را ارائه می نمایم تا مجال تحلیل و نقد آن فراهم گردد.
١- بنزین: آخرین آمار (تابستان ٩٧) نشاندهنده ی مصرف متوسط روزانه ٩١/٢ میلیون لیتر در کشور است. اگر این میزان مصرف رشد ننماید (که البته به شهادت آمار، رشد مصرف بنزین در سالهای اخیر بین ٨-٧ درصد در سال بوده است)، مصرف یک سال بنزین کشور به ٣٣/٣ میلیارد لیتر بالغ خواهد شد. نرخ متوسط بنزین در کشورهای همسایه (تابستان ٩٧) حدود ٨٠ سنت دلار بوده است و نرخ بنزین در ایران با دلار ١٤٠٠٠ تومان حدود ٧ سنت. با مفروض گرفتن این ارقام، میزان یارانه ی یک سال آینده ی بنزین به حداقل ٣٧٠ هزار میلیارد تومان بالغ خواهد گردید.
٢- گازوئیل: آخرین آمار مصرف منتشره (تابستان ٩٧) مصرف روزانه ی ٨٦ میلیون لیتر را اعلام نموده است. نرخ متوسط گازوئیل در منطقه هرلیتر ٧٦ سنت دلار و در ایران ٢ سنت دلار است. با احتساب این ارقام یارانه ی یک سال گازوئیل به بیش از ٣٢٥ هزار میلیارد تومان خواهد رسید.
٣- برق: مصرف برق در کشور بر اساس مصرف برق سال ١٣٩٦ و درصد رشد ٧ درصدی برای سال جاری حدود ٢٨٠ میلیارد کیلووات ساعت برای یک سال آینده براورد می شود. نرخ متوسط برق در منطقه ی خاورمیانه ١١ سنت و در ایران نیم سنت است. بنابر این یارانه ی برق در این مدت به بیش از ٤٠٠ هزار میلیارد تومان خواهد رسید.
٤- گاز طبیعی: میزان متوسط مصرف روزانه ی گاز طبیعی به ٥٠٠ میلیون متر مکعب رسیده است و مصرف سالانه از ١٨٠ میلیارد متر مکعب تجاوز نموده است. حداقل قیمت فروش گاز ٨ سنت و در ایران بطور متوسط ١/٥ سنت دلار است. لذا حداقل یارانه ی گاز طبیعی در سال به ١٥٠ هزار میلیارد تومان بالغ خواهد گردید.
مجموع ارقام فوق به بیش از یک میلیون و دویست هزار میلیارد تومان در یک سال آینده خواهد رسید. لازم به ذکر است که با اضافه نمودن یارانه ی آب که خود رقم هنگفتی است و همچنین سایر حاملهای انرژی مانند نفت سفید و گاز مایع، این رقم بیش از براورد فوق هم خواهد شد.
براوردهای مختلف نشان می دهند که دهک دهم درامدی ٢٥-١٧ برابر بیش از دهک یکم درامدی از یارانه ی حاملهای انرژی بهره مند می شود. همچنین وزیر محترم کشور اعلام نموده اند که روزانه ١٥-١٠ میلیون لیتر بنزین از کشور قاچاق می شود. این میزان قاچاق نیز با مبنای ارقام بالا به معنی خروج ماهانه حدود ٥٠٠٠ میلیارد تومان بنزین یارانه ای از کشور است.
فقط برای مقایسه بد نیست بدانیم که رقم یارانه ی انرژی بر اساس محاسبات فوق تقریباٌ برابر است با سه برابر کل بودجه ی عمومی سال ١٣٩٧ و سی برابر کل عملکرد بودجه ی عمرانی سال ١٣٩٦ کشور. همچنین حدود ٤٥٠ هزار میلیارد تومان طرحهای ملی و استانی نیمه تمام در کشور وجود دارد که با این حساب، یارانه ی انرژی سه برابر بودجه ی مورد نیاز برای اتمام کلیه ی این طرحها است.
این محاسبات و مقایسات به ما در شناختن اندازه ی موضوع و اولویت آن در میان مسائل اقتصادی کمک می کند. به باور من نه می توان از این موضوع به سادگی گذشت و نه می توان آن را به یکباره حل کرد. واقعیت این است که در شرایط بغرنج کنونی اقتصاد کشور، هیچ تصمیم بزرگی را به راحتی نمی توان گرفت، اما از بی تصمیمی هم نه تنها چیزی حاصل نمی شود بلکه شرایط روز به روز بدتر و مدیریت آن مشکل تر می شود. خطاهایی که در تمام این سالها در مدیریت یارانه های انرژی و پرداخت یارانه ی نقدی انجام شده است، جامعه ی ایرانی را به مارگزیده ی یارانه ها تبدیل کرده است که از هر تغییری ناخشنود و نگران خواهد بود. حل درست مسئله یارانه های کلان انرژی در شرایط کنونی امر بسیار مهمی است. یک اشتباه دیگر در این خصوص می تواند آخرین اشتباه باشد. امیدوارم هراس از اشتباه ما را از تدبیر و اقدام بازندارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
"معماى يارانه (١)"
💡چند روز پیش در توییتی خبر از عبور یارانه ی انرژی کشور از مرز یکصد هزار میلیارد تومان در ماه دادم. اگر با همین روش پیش برویم حداقل یارانه ی انرژی در یک سال آینده از عدد غیر قابل تصور یک میلیون و دویست هزار میلیارد تومان خواهد گذشت، یعنی سرانه ی یارانه ی انرژی به حدود ١٥ میلیون تومان در سال خواهد رسید و با توجه به اندازه ی متوسط ٣/٣ خانوار در آخرین سرشماری، یارانه ی انرژی هر خانوار قریب به ٣/٥ میلیون تومان در ماه یا چهل میلیون تومان در سال می شود. جالب است بدانیم که سرانه ی تولید ناخالص داخلی ما برای سال ١٣٩٧ به قیمت های جاری کمتر از ٢٥ میلیون تومان براورد می شود.
باور رقم يارانه انرژى برای بسیاری از خوانندگان آن توییت مشکل بود. لذا در این نوشته ارقام و مبانی محاسبه را ارائه می نمایم تا مجال تحلیل و نقد آن فراهم گردد.
١- بنزین: آخرین آمار (تابستان ٩٧) نشاندهنده ی مصرف متوسط روزانه ٩١/٢ میلیون لیتر در کشور است. اگر این میزان مصرف رشد ننماید (که البته به شهادت آمار، رشد مصرف بنزین در سالهای اخیر بین ٨-٧ درصد در سال بوده است)، مصرف یک سال بنزین کشور به ٣٣/٣ میلیارد لیتر بالغ خواهد شد. نرخ متوسط بنزین در کشورهای همسایه (تابستان ٩٧) حدود ٨٠ سنت دلار بوده است و نرخ بنزین در ایران با دلار ١٤٠٠٠ تومان حدود ٧ سنت. با مفروض گرفتن این ارقام، میزان یارانه ی یک سال آینده ی بنزین به حداقل ٣٧٠ هزار میلیارد تومان بالغ خواهد گردید.
٢- گازوئیل: آخرین آمار مصرف منتشره (تابستان ٩٧) مصرف روزانه ی ٨٦ میلیون لیتر را اعلام نموده است. نرخ متوسط گازوئیل در منطقه هرلیتر ٧٦ سنت دلار و در ایران ٢ سنت دلار است. با احتساب این ارقام یارانه ی یک سال گازوئیل به بیش از ٣٢٥ هزار میلیارد تومان خواهد رسید.
٣- برق: مصرف برق در کشور بر اساس مصرف برق سال ١٣٩٦ و درصد رشد ٧ درصدی برای سال جاری حدود ٢٨٠ میلیارد کیلووات ساعت برای یک سال آینده براورد می شود. نرخ متوسط برق در منطقه ی خاورمیانه ١١ سنت و در ایران نیم سنت است. بنابر این یارانه ی برق در این مدت به بیش از ٤٠٠ هزار میلیارد تومان خواهد رسید.
٤- گاز طبیعی: میزان متوسط مصرف روزانه ی گاز طبیعی به ٥٠٠ میلیون متر مکعب رسیده است و مصرف سالانه از ١٨٠ میلیارد متر مکعب تجاوز نموده است. حداقل قیمت فروش گاز ٨ سنت و در ایران بطور متوسط ١/٥ سنت دلار است. لذا حداقل یارانه ی گاز طبیعی در سال به ١٥٠ هزار میلیارد تومان بالغ خواهد گردید.
مجموع ارقام فوق به بیش از یک میلیون و دویست هزار میلیارد تومان در یک سال آینده خواهد رسید. لازم به ذکر است که با اضافه نمودن یارانه ی آب که خود رقم هنگفتی است و همچنین سایر حاملهای انرژی مانند نفت سفید و گاز مایع، این رقم بیش از براورد فوق هم خواهد شد.
براوردهای مختلف نشان می دهند که دهک دهم درامدی ٢٥-١٧ برابر بیش از دهک یکم درامدی از یارانه ی حاملهای انرژی بهره مند می شود. همچنین وزیر محترم کشور اعلام نموده اند که روزانه ١٥-١٠ میلیون لیتر بنزین از کشور قاچاق می شود. این میزان قاچاق نیز با مبنای ارقام بالا به معنی خروج ماهانه حدود ٥٠٠٠ میلیارد تومان بنزین یارانه ای از کشور است.
فقط برای مقایسه بد نیست بدانیم که رقم یارانه ی انرژی بر اساس محاسبات فوق تقریباٌ برابر است با سه برابر کل بودجه ی عمومی سال ١٣٩٧ و سی برابر کل عملکرد بودجه ی عمرانی سال ١٣٩٦ کشور. همچنین حدود ٤٥٠ هزار میلیارد تومان طرحهای ملی و استانی نیمه تمام در کشور وجود دارد که با این حساب، یارانه ی انرژی سه برابر بودجه ی مورد نیاز برای اتمام کلیه ی این طرحها است.
این محاسبات و مقایسات به ما در شناختن اندازه ی موضوع و اولویت آن در میان مسائل اقتصادی کمک می کند. به باور من نه می توان از این موضوع به سادگی گذشت و نه می توان آن را به یکباره حل کرد. واقعیت این است که در شرایط بغرنج کنونی اقتصاد کشور، هیچ تصمیم بزرگی را به راحتی نمی توان گرفت، اما از بی تصمیمی هم نه تنها چیزی حاصل نمی شود بلکه شرایط روز به روز بدتر و مدیریت آن مشکل تر می شود. خطاهایی که در تمام این سالها در مدیریت یارانه های انرژی و پرداخت یارانه ی نقدی انجام شده است، جامعه ی ایرانی را به مارگزیده ی یارانه ها تبدیل کرده است که از هر تغییری ناخشنود و نگران خواهد بود. حل درست مسئله یارانه های کلان انرژی در شرایط کنونی امر بسیار مهمی است. یک اشتباه دیگر در این خصوص می تواند آخرین اشتباه باشد. امیدوارم هراس از اشتباه ما را از تدبیر و اقدام بازندارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹 آمریکا بازنده جنگ تجاری با چین خواهد بود
✍🏻 ترجمه مرتضی چینی چیان
آناتول کالتسکی (ANATOLE KALETSKY ) اقتصاددان ارشد و سابقاً ستون نویس اقتصادی تایمز لندن، نیویورک تایمز بینالمللی و فیننشال تایمز اخیراً (۲۱ سپتامبر ۲۰۱۸) در نشریه پروجگت سندیکیت پیشنهاد میکند که:
برای پیشبینی نتیجه اختلاف میان آمریکا و چین ، تحلیل” مدیریت تقاضای کینزی“ راهنمای بهتریست تا تحلیل ”اصل مزیت نسبی“. به عقیده او و از دیدگاه تئوریک، چین بسادگی میتواند با اعمال همه جانبه تحریک تقاضای کینزی از هر نوع خسارتِ ناشی از تعرفههای آمریکا در امان بماند و استراتژی بازدارندگی آمریکا را که هدفش کاهش رشد اقتصادی و قدرتگیری چین است، خنثی نماید.
***********************
جدا ازاینکه در ماههای آینده، دونالد ترامپ چه بگوید یا چه بکند، ایالات متحده امریکا در جنگ تعرفه با چین موفق نخواهد شد. به باور ترامپ، چون اقتصاد امریکا بسیار قویست و چون سیاستمداران هر دو حزب از هدف استراتژیک جلوگیری از قدرت گیری چین حمایت میکنند و خواهان استمرار برتری جهانی امریکا هستند، پس او دست بالا را درین نبرد دارد.
اما بعکس، این قدرت آشکار، ضعف ویرانگر ترامپ نیز هست. با بکارگیری اصول هنرهای رزمی میتوان قدرت دشمن را بر علیه خود او بکار گرفت، در این مبارز تعرفهای، چین به سادگی پیروز خواهد شد، و یا حداقل ترامپ را به تساوی خواهد کشاند.
از زمان دیوید ریکاردو، اقتصاددانان استدلال میکنند که محدود کردن واردات سبب کاهش رفاه مصرف کنندگان و مانع رشد کارآیی خواهد شد. اما دلیل اصلی که ترامپ را مجبور به کوتاه آمدن در این جنگ تجاری خواهد کرد، این مسئله نیست. در پیشبینی پیآمدهای اختلاف میان چین و امریکا، اصل اقتصادی دیگری حاکم هست که کمتر برای تحلیل بیهودگی تهدیدات تعرفهای ترامپ بکار گرفته شده است. این اصل بسیار مهمتر از ایده اصل مزیت نسبی ریکاردو است: و آن ”مدیریت تقاضای کینزی“ است.
بیشک، مزیت نسبی در دراز مدت بر رفاه اقتصادی تأثیر خواهد گذاشت، اما وضعیت تقاضاست که در ماههای آینده تعیین خواهد کرد چین یا امریکا کدام یک، براثر تحمل فشار بیشتر، خواهان صلح تجاری خواهند شد. تمرکز بر مدیریت تقاضا بوضوح نشان میدهد که خود امریکا از تعرفههای ترامپ صدمه خواهد دید، درحالی که چین میتواند از اثرات نامساعد آن بدور باشد.
از دیدگاه کینزی، پیآمدهای جنگ تجاری عمدتاً به ”وضعیت رکودی“ یا به ”وضعیت تقاضای مازاد“ طرفین درگیری بستگی دارد. در وضعیت رکودی، تعرفهها میتوانند فعالیتهای اقتصادی و اشتغال را افزایش دهد، البته به زیان کارآیی دراز مدت. اما اگر کارکرداقتصادی در حول وحوش حداکثر ظرفیت خود قرار داشته باشد، تعرفهها صرفاً قیمتها را افزایش میدهد و فشار رو به بالایی برای افزایش نرخ بهره خواهد داشت. اکنون این وضعیت را بروشنی در اقتصاد امریکا میتوان دید.
درکل، بنگاههای تولیدی امریکایی برای جایگزینی واردات چین نمیتوانند در داخل، کارگران ارزان قیمت اضافی پیدا کنند، و حتی اگر تعداد معدودی از بنگاههای امریکایی تحت تأثیر تعرفهها بتوانند با جایگزینی تولیدات خود واردات چین را کاهش دهند، ناگزیرند دستمزدها را افزایش دهند و کارخانههای جدید ایجاد کنند، و نتیجتاً به فشار رو به بالای تورم و نرخ بهره بیافزایند. با ظرفیت اندکِ اضافی موجود، سرمایه گذاریها و استخدامهای جدید برای جایگزینی کالاهای چینی منجر به تحمیل هزینههای اضافی به بنگاههایی میشود که قبل از جنگ تعرفهای با چین سودآورتر بودند. افزون برآن، تا زمانی که بنگاههای امریکایی از ادامهی تعرفهها برای سالهای آتی اطمینان نداشته باشند، برای رقابت با واردات چین نه سرمایه گذاری جدید خواهند کرد و نه دست به استخدام کارگران جدید خواهند زد.
فرض کنیم که بنگاههای آگاه چینی این موضوع را بدانند، آنان قیمتهای کالاهای صادراتی خود را برای جذب(کم کردن) هزینهی تعرفههای امریکا، کاهش نخواهند داد. در نتیجه، واردکنندگان امریکایی بناچار باید تعرفهها را بپردازند و هزینهی آنرا از طریق افزایش قیمتها(یعنی آتش تورم را شعلهورتر کنند) به مصرف کنندگان انتقال دهند و یا از طریق کاهش سود سهامداران امریکایی آنرا جبران کنند. ازاینرو آنطوری که ترامپ اعتقاد دارد، تعرفهها مجازاتی برای چین نیست. بلکه عمده اثر آن، صدمه به مصرف کنندگان و بنگاههای امریکایی است، درست مثل افزایش مالیات بر مصرف میماند.
بگذارید فرض کنیم که تعرفهها، بعضی از کالاهای چینی را از بازار امریکا خارج کند. وارداتی که بتواند با قیمتهای رقابتی خود سهم واردات چین به زیر بکشد، از کجا خواهد آمد؟
پاسخ در غالب موارد، اقتصادهای بالنده (نو ظهور) خواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 ترجمه مرتضی چینی چیان
آناتول کالتسکی (ANATOLE KALETSKY ) اقتصاددان ارشد و سابقاً ستون نویس اقتصادی تایمز لندن، نیویورک تایمز بینالمللی و فیننشال تایمز اخیراً (۲۱ سپتامبر ۲۰۱۸) در نشریه پروجگت سندیکیت پیشنهاد میکند که:
برای پیشبینی نتیجه اختلاف میان آمریکا و چین ، تحلیل” مدیریت تقاضای کینزی“ راهنمای بهتریست تا تحلیل ”اصل مزیت نسبی“. به عقیده او و از دیدگاه تئوریک، چین بسادگی میتواند با اعمال همه جانبه تحریک تقاضای کینزی از هر نوع خسارتِ ناشی از تعرفههای آمریکا در امان بماند و استراتژی بازدارندگی آمریکا را که هدفش کاهش رشد اقتصادی و قدرتگیری چین است، خنثی نماید.
***********************
جدا ازاینکه در ماههای آینده، دونالد ترامپ چه بگوید یا چه بکند، ایالات متحده امریکا در جنگ تعرفه با چین موفق نخواهد شد. به باور ترامپ، چون اقتصاد امریکا بسیار قویست و چون سیاستمداران هر دو حزب از هدف استراتژیک جلوگیری از قدرت گیری چین حمایت میکنند و خواهان استمرار برتری جهانی امریکا هستند، پس او دست بالا را درین نبرد دارد.
اما بعکس، این قدرت آشکار، ضعف ویرانگر ترامپ نیز هست. با بکارگیری اصول هنرهای رزمی میتوان قدرت دشمن را بر علیه خود او بکار گرفت، در این مبارز تعرفهای، چین به سادگی پیروز خواهد شد، و یا حداقل ترامپ را به تساوی خواهد کشاند.
از زمان دیوید ریکاردو، اقتصاددانان استدلال میکنند که محدود کردن واردات سبب کاهش رفاه مصرف کنندگان و مانع رشد کارآیی خواهد شد. اما دلیل اصلی که ترامپ را مجبور به کوتاه آمدن در این جنگ تجاری خواهد کرد، این مسئله نیست. در پیشبینی پیآمدهای اختلاف میان چین و امریکا، اصل اقتصادی دیگری حاکم هست که کمتر برای تحلیل بیهودگی تهدیدات تعرفهای ترامپ بکار گرفته شده است. این اصل بسیار مهمتر از ایده اصل مزیت نسبی ریکاردو است: و آن ”مدیریت تقاضای کینزی“ است.
بیشک، مزیت نسبی در دراز مدت بر رفاه اقتصادی تأثیر خواهد گذاشت، اما وضعیت تقاضاست که در ماههای آینده تعیین خواهد کرد چین یا امریکا کدام یک، براثر تحمل فشار بیشتر، خواهان صلح تجاری خواهند شد. تمرکز بر مدیریت تقاضا بوضوح نشان میدهد که خود امریکا از تعرفههای ترامپ صدمه خواهد دید، درحالی که چین میتواند از اثرات نامساعد آن بدور باشد.
از دیدگاه کینزی، پیآمدهای جنگ تجاری عمدتاً به ”وضعیت رکودی“ یا به ”وضعیت تقاضای مازاد“ طرفین درگیری بستگی دارد. در وضعیت رکودی، تعرفهها میتوانند فعالیتهای اقتصادی و اشتغال را افزایش دهد، البته به زیان کارآیی دراز مدت. اما اگر کارکرداقتصادی در حول وحوش حداکثر ظرفیت خود قرار داشته باشد، تعرفهها صرفاً قیمتها را افزایش میدهد و فشار رو به بالایی برای افزایش نرخ بهره خواهد داشت. اکنون این وضعیت را بروشنی در اقتصاد امریکا میتوان دید.
درکل، بنگاههای تولیدی امریکایی برای جایگزینی واردات چین نمیتوانند در داخل، کارگران ارزان قیمت اضافی پیدا کنند، و حتی اگر تعداد معدودی از بنگاههای امریکایی تحت تأثیر تعرفهها بتوانند با جایگزینی تولیدات خود واردات چین را کاهش دهند، ناگزیرند دستمزدها را افزایش دهند و کارخانههای جدید ایجاد کنند، و نتیجتاً به فشار رو به بالای تورم و نرخ بهره بیافزایند. با ظرفیت اندکِ اضافی موجود، سرمایه گذاریها و استخدامهای جدید برای جایگزینی کالاهای چینی منجر به تحمیل هزینههای اضافی به بنگاههایی میشود که قبل از جنگ تعرفهای با چین سودآورتر بودند. افزون برآن، تا زمانی که بنگاههای امریکایی از ادامهی تعرفهها برای سالهای آتی اطمینان نداشته باشند، برای رقابت با واردات چین نه سرمایه گذاری جدید خواهند کرد و نه دست به استخدام کارگران جدید خواهند زد.
فرض کنیم که بنگاههای آگاه چینی این موضوع را بدانند، آنان قیمتهای کالاهای صادراتی خود را برای جذب(کم کردن) هزینهی تعرفههای امریکا، کاهش نخواهند داد. در نتیجه، واردکنندگان امریکایی بناچار باید تعرفهها را بپردازند و هزینهی آنرا از طریق افزایش قیمتها(یعنی آتش تورم را شعلهورتر کنند) به مصرف کنندگان انتقال دهند و یا از طریق کاهش سود سهامداران امریکایی آنرا جبران کنند. ازاینرو آنطوری که ترامپ اعتقاد دارد، تعرفهها مجازاتی برای چین نیست. بلکه عمده اثر آن، صدمه به مصرف کنندگان و بنگاههای امریکایی است، درست مثل افزایش مالیات بر مصرف میماند.
بگذارید فرض کنیم که تعرفهها، بعضی از کالاهای چینی را از بازار امریکا خارج کند. وارداتی که بتواند با قیمتهای رقابتی خود سهم واردات چین به زیر بکشد، از کجا خواهد آمد؟
پاسخ در غالب موارد، اقتصادهای بالنده (نو ظهور) خواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🔹 آمریکا بازنده جنگ تجاری با چین خواهد بود ✍🏻 ترجمه مرتضی چینی چیان آناتول کالتسکی (ANATOLE KALETSKY ) اقتصاددان ارشد و سابقاً ستون نویس اقتصادی تایمز لندن، نیویورک تایمز بینالمللی و فیننشال تایمز اخیراً (۲۱ سپتامبر ۲۰۱۸) در نشریه پروجگت سندیکیت پیشنهاد…
پارهای از کالاهای ارزان قیمت مثل کفش و اسباب بازی مبدإ شان ویتنام یا هند خواهد بود. مونتاژ نهایی بعضی از کالاهای الکترونیکی و ماشینهای صنعتی ممکن است به کره جنوبی یا مکزیک تغییر مکان دهد. تعدادی از عرضه کنندگان ژاپنی و اروپایی ممکن است جانشین عرضه کنندگان کالاهای گران قیمت چینی شوند.
صادرکنندگان چینی ممکن است متحمل زیان نسبتاً اندکی شوند، چون تولید کنندگان سایر کشورها از فرصتی که تعرفههای امریکا برای آنان پدید آورده استفاده کرده بخشی از سهم صادرات چین را بدست خواهند آورد. اما هرگاه مدیریت تقاضا برای جبران کاهش صادرات بکار گرفته شود، این امر تأثیری بر رشد، اشتغال، یا سود کورپرشنهای چینی نخواهد داشت. دولت چین هماکنون از طریق سیاست پولی بازتر و کاهش مالیاتها شروع به افزایش مصرف داخلی خود کرده است.
اما تا کنون، اقدامات انگیزشی چین محتاطانه بوده است، چون اثرات تعرفههای امریکا را بر صادرات خود ناچیز میانگارند. با این وجود هرگاه شواهدی دال بر ضعف صادراتی آشکار شود، چین میتواند و باید با اقدامات بعدی، تقاضای داخلی را افزایش دهد. در اصل، چین تنها با بکارگیری محرک تمام عیار کینزی میتواند از هرگونه خسارات تعرفهای امریکا مصون بماند. اما سئوال اینست، آیا دولت چین مایل به چنین اقدامی هست؟
هر دو حزب امریکا حامی سیاست بازدارندگی علیه چین هستند، اما تناقض درست در همین جاست، این سیاست علیه ترامپ عمل میکند. بعلت تعهدات سخت پرزیدنت شیجینپنک به محدود کردن رشد بدهیهای چین و رفورم بخش بانکداری، حاکمان چین تاکنون تمایلی به اعمال انگیزش تقاضای آشکار بعنوان ابزاری برای جنگ تجاری نداشتهاند.
اما در این مقطع زمانی که امریکا از طریق تعرفههای ترامپ، جنگ سرد ژئوپلوتیکی را براه انداخته است، چنین بحثهایی علیه سیاست مالی کینزی قطعاً بیمعناست. کاملاً غیرقابل تصور است که پرزیدنت شیجینپنک به مدیریت اعتبارات بیش از پیروزی در جنگ تعرفهای الویت بدهد. جنگی که پیروزی در آن بیهودگی استراتژی بازدارندگی ایالات متحده امریکا را علیه چین نشان میدهد.
این سئوال پیش میآید، وقتی تعرفهها به بنگاههای امریکایی و رای دهندگان حامی ترامپ صدمه بزند، درحالیکه برای چین و بقیه دنیا مسئله بیاهمیتی باشد، عکسالعمل ترامپ چه خواهد بود. پاسخ احتمالی اینست که ترامپ جریان اختلافاتش را با کره شمالی، اتحادیه اروپا و مکزیک دنبال خواهد کرد. او قولی میدهد و در رسیدن به هدفهای اعلام شدهاش ناکام میماند، اما ادعای پیروزی میکند و جنگ زرگری راه میانداز تا به حامیانش روحیه ببخشد.
تکنیک لفاظی موفق و شگفتآور او یعنی«بلند فریاد بکش ولی پرچم سفید بدست بگیر» بما کمک میکند تا پیوستگیِ ناپیوستگیهای سیاست خارجی ترامپ را دریابیم. احتمالاً جنگ تجاری امریکا و چین نمونه دیگری از این تکنیک خواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
صادرکنندگان چینی ممکن است متحمل زیان نسبتاً اندکی شوند، چون تولید کنندگان سایر کشورها از فرصتی که تعرفههای امریکا برای آنان پدید آورده استفاده کرده بخشی از سهم صادرات چین را بدست خواهند آورد. اما هرگاه مدیریت تقاضا برای جبران کاهش صادرات بکار گرفته شود، این امر تأثیری بر رشد، اشتغال، یا سود کورپرشنهای چینی نخواهد داشت. دولت چین هماکنون از طریق سیاست پولی بازتر و کاهش مالیاتها شروع به افزایش مصرف داخلی خود کرده است.
اما تا کنون، اقدامات انگیزشی چین محتاطانه بوده است، چون اثرات تعرفههای امریکا را بر صادرات خود ناچیز میانگارند. با این وجود هرگاه شواهدی دال بر ضعف صادراتی آشکار شود، چین میتواند و باید با اقدامات بعدی، تقاضای داخلی را افزایش دهد. در اصل، چین تنها با بکارگیری محرک تمام عیار کینزی میتواند از هرگونه خسارات تعرفهای امریکا مصون بماند. اما سئوال اینست، آیا دولت چین مایل به چنین اقدامی هست؟
هر دو حزب امریکا حامی سیاست بازدارندگی علیه چین هستند، اما تناقض درست در همین جاست، این سیاست علیه ترامپ عمل میکند. بعلت تعهدات سخت پرزیدنت شیجینپنک به محدود کردن رشد بدهیهای چین و رفورم بخش بانکداری، حاکمان چین تاکنون تمایلی به اعمال انگیزش تقاضای آشکار بعنوان ابزاری برای جنگ تجاری نداشتهاند.
اما در این مقطع زمانی که امریکا از طریق تعرفههای ترامپ، جنگ سرد ژئوپلوتیکی را براه انداخته است، چنین بحثهایی علیه سیاست مالی کینزی قطعاً بیمعناست. کاملاً غیرقابل تصور است که پرزیدنت شیجینپنک به مدیریت اعتبارات بیش از پیروزی در جنگ تعرفهای الویت بدهد. جنگی که پیروزی در آن بیهودگی استراتژی بازدارندگی ایالات متحده امریکا را علیه چین نشان میدهد.
این سئوال پیش میآید، وقتی تعرفهها به بنگاههای امریکایی و رای دهندگان حامی ترامپ صدمه بزند، درحالیکه برای چین و بقیه دنیا مسئله بیاهمیتی باشد، عکسالعمل ترامپ چه خواهد بود. پاسخ احتمالی اینست که ترامپ جریان اختلافاتش را با کره شمالی، اتحادیه اروپا و مکزیک دنبال خواهد کرد. او قولی میدهد و در رسیدن به هدفهای اعلام شدهاش ناکام میماند، اما ادعای پیروزی میکند و جنگ زرگری راه میانداز تا به حامیانش روحیه ببخشد.
تکنیک لفاظی موفق و شگفتآور او یعنی«بلند فریاد بکش ولی پرچم سفید بدست بگیر» بما کمک میکند تا پیوستگیِ ناپیوستگیهای سیاست خارجی ترامپ را دریابیم. احتمالاً جنگ تجاری امریکا و چین نمونه دیگری از این تکنیک خواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹 شناور سازی قیمت بنزین
✍🏻 پویا ناظران
📝 بحث بنزینیمون رو جمع بندی کنیم:
یارانه کالای اساسی = ۶۶ ه.م.ت
یارانه بنزین = ۱۴۸ ه.م.ت
یارانه گازوییل = ۱۵۵ ه.م.ت
دولت و مجلس در حال بررسی دو طرح هستند: «کارت سوخت» و «کوپن سوخت»
با این دو طرح آشنا شدیم
نسبت به طرح «کوپن سوخت»، طرح «کارت سوخت» ناعادلانهست. اما طرح «کوپن سوخت» هم خودش ۷ تا اشکال داره که بررسی کردیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
چکار کنیم؟ پیشنهاد «شناورسازی» قیمت بنزینه:
یک هدف مصرفی تعیین کنیم؛ مثلا ۸۰ میلیون لیتر در روز.
- هر روز که مصرف بنزین بیشتر از ۸۱ میلیون لیتر بود، فرداش بنزین ۲۰ تومن گرون بشه.
- هر روز که مصرف کمتر از ۷۹ میلیون لیتر بود، فرداش بنزین ۲۰ تومن ارزون بشه.
مکانیسم خوداصلاح قیمت، سالیان سال مصرف رو در بازه ۷۹ تا ۸۱ میلیون لیتر در روز حفظ میکنه.
اما با افزایش قیمت بنزین از ۱۰۰۰ تومن کنونی، عواید دولت از فروش بنزین هم افزایش پیدا میکنه.
- برای جبران افزایش قیمت، این افزایش عواید بین بودجه و سازمان هدفمندسازی یارانهها نصف-نصف تقسیم بشه.
- آخر هر هفته، سازمان هدفمندسازی یارانهها، کل منابع دریافتی رو به همون حسابی که ۴۵۵۰۰ تومن بهش واریز میشه، واریز کنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
فایده شناور کردن قیمت بنزین به این سبک چیه؟
1️⃣ منطق قیمت بنزین ساده و قابل فهمه.
2️⃣ قیمت بنزین خوداصلاحه. هر وقت لازم بود گرون میشه، هر وقت لازم بود ارزون میشه. دیگه لازم نیست هی مجلس و دولت جلسه بذارند.
3️⃣ از محل اصلاح قیمت، همه مردم منتفع میشن.
4️⃣ با کاهش کسری بودجه، ریسک ونزوئلایی شدن کم میشه.
5️⃣ یارانه قاچاقچی کم میشه. حتی میشه صادرات بنزین رو برای همه مجاز کرد تا دیگه قاچاق نباشه، چرا که هر چقدر تقاضای صادرات بره بالا، قیمت رو میبره بالا، و درآمدش بصورت یارانه نقدی گیر مردم میاد. یعنی همه از صادرات بنزین مستقیما منتفع میشیم. بازار ارز هم از ارزآوری بنزین بهرهمند میشه. در شرایط تحریمی، صادرات بنزین از صادرات نفت آسونتره، چون مشتریهای خیلی بیشتری داره. نفت رو فقط به چند پالایشگاه معدود در چند کشور مشخص میشه فروخت. بنزین رو میشه به جایگاهها فروخت و در همه کشورهای مجاورمون مشتری داره. با شناورسازی قیمت، همه از صادرات بنزین نفع میبریم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🚫 یارانهای که با ارزون نگه داشتن کالا توزیع بشه، گیر سه گروه میاد: دلال رانتی، قاچاقچی، و پرمصرفها.
❇️ یارانه رو بحساب مردم واریز کنیم، ولی قیمت همه چیز رو شناور کنیم تا عرضه و تقاضا رو متعادل نگه داره.
✳️ در توزیع یارانه، مواظب باشیم که ۵ اشتباه دولت دهم رو تکرار نکنیم. این اشتباهات رو قبلا بررسی کردیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پویا ناظران
📝 بحث بنزینیمون رو جمع بندی کنیم:
یارانه کالای اساسی = ۶۶ ه.م.ت
یارانه بنزین = ۱۴۸ ه.م.ت
یارانه گازوییل = ۱۵۵ ه.م.ت
دولت و مجلس در حال بررسی دو طرح هستند: «کارت سوخت» و «کوپن سوخت»
با این دو طرح آشنا شدیم
نسبت به طرح «کوپن سوخت»، طرح «کارت سوخت» ناعادلانهست. اما طرح «کوپن سوخت» هم خودش ۷ تا اشکال داره که بررسی کردیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
چکار کنیم؟ پیشنهاد «شناورسازی» قیمت بنزینه:
یک هدف مصرفی تعیین کنیم؛ مثلا ۸۰ میلیون لیتر در روز.
- هر روز که مصرف بنزین بیشتر از ۸۱ میلیون لیتر بود، فرداش بنزین ۲۰ تومن گرون بشه.
- هر روز که مصرف کمتر از ۷۹ میلیون لیتر بود، فرداش بنزین ۲۰ تومن ارزون بشه.
مکانیسم خوداصلاح قیمت، سالیان سال مصرف رو در بازه ۷۹ تا ۸۱ میلیون لیتر در روز حفظ میکنه.
اما با افزایش قیمت بنزین از ۱۰۰۰ تومن کنونی، عواید دولت از فروش بنزین هم افزایش پیدا میکنه.
- برای جبران افزایش قیمت، این افزایش عواید بین بودجه و سازمان هدفمندسازی یارانهها نصف-نصف تقسیم بشه.
- آخر هر هفته، سازمان هدفمندسازی یارانهها، کل منابع دریافتی رو به همون حسابی که ۴۵۵۰۰ تومن بهش واریز میشه، واریز کنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
فایده شناور کردن قیمت بنزین به این سبک چیه؟
1️⃣ منطق قیمت بنزین ساده و قابل فهمه.
2️⃣ قیمت بنزین خوداصلاحه. هر وقت لازم بود گرون میشه، هر وقت لازم بود ارزون میشه. دیگه لازم نیست هی مجلس و دولت جلسه بذارند.
3️⃣ از محل اصلاح قیمت، همه مردم منتفع میشن.
4️⃣ با کاهش کسری بودجه، ریسک ونزوئلایی شدن کم میشه.
5️⃣ یارانه قاچاقچی کم میشه. حتی میشه صادرات بنزین رو برای همه مجاز کرد تا دیگه قاچاق نباشه، چرا که هر چقدر تقاضای صادرات بره بالا، قیمت رو میبره بالا، و درآمدش بصورت یارانه نقدی گیر مردم میاد. یعنی همه از صادرات بنزین مستقیما منتفع میشیم. بازار ارز هم از ارزآوری بنزین بهرهمند میشه. در شرایط تحریمی، صادرات بنزین از صادرات نفت آسونتره، چون مشتریهای خیلی بیشتری داره. نفت رو فقط به چند پالایشگاه معدود در چند کشور مشخص میشه فروخت. بنزین رو میشه به جایگاهها فروخت و در همه کشورهای مجاورمون مشتری داره. با شناورسازی قیمت، همه از صادرات بنزین نفع میبریم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🚫 یارانهای که با ارزون نگه داشتن کالا توزیع بشه، گیر سه گروه میاد: دلال رانتی، قاچاقچی، و پرمصرفها.
❇️ یارانه رو بحساب مردم واریز کنیم، ولی قیمت همه چیز رو شناور کنیم تا عرضه و تقاضا رو متعادل نگه داره.
✳️ در توزیع یارانه، مواظب باشیم که ۵ اشتباه دولت دهم رو تکرار نکنیم. این اشتباهات رو قبلا بررسی کردیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from اتچ بات
سلام خدمت شما
در شهریور ماه امسال کارگاهی با عنوان ارزشیابی سهام شرکت ها به مدت ٣٢ ساعت با همکاری گروه مالی و سرمايه گذاري شریف برای اهالی بازار سرمايه برگزار کردیم که اسلایدهای آن به پيوست به منظور استفاده دوستان تقدیم می شود.
سلامت باشید و پیروز
عباس گمار
و امیرعباس صاحبقرانی
٢١ مهر ١٣٩٧
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
در شهریور ماه امسال کارگاهی با عنوان ارزشیابی سهام شرکت ها به مدت ٣٢ ساعت با همکاری گروه مالی و سرمايه گذاري شریف برای اهالی بازار سرمايه برگزار کردیم که اسلایدهای آن به پيوست به منظور استفاده دوستان تقدیم می شود.
سلامت باشید و پیروز
عباس گمار
و امیرعباس صاحبقرانی
٢١ مهر ١٣٩٧
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
attach 📎
GlobalFinancialDevelopmentDatabaseJune2017.xlsx
18.9 MB
🔸دیتا
داده های توسعه مالی جهانی تا ژوئن 2017
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
داده های توسعه مالی جهانی تا ژوئن 2017
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
API_EN.CLC.MDAT.ZS_DS2_en_excel_v2_10134752.xls
88.5 KB
دیتا
🔹بلایای طبیعی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹بلایای طبیعی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
API_NY.GDP.MKTP.KD.ZG_DS2_en_excel_v2_10134344.xls
285 KB
دیتا
🔹رشد اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹رشد اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ آیا اکنون زمان مناسبی برای خرید مسکن است؟
✍🏻 محمدسعید حیدری
امروز ریال به قول اقتصاددانها تبدیل به سیبزمینی داغ شده و کمتر کسی میخواهد آن را نگه دارد و عملاً یکی از کارکردهای سهگانه پول که ذخیره ارزش است، در زمان حاضر و احتمالاً طی چند ماه آتی در مورد ریال از بین رفته است. در این بین تبدیل ریال به سایر انواع دارایی مورد توجه آحاد جامعه قرار گرفته است، کاهش نرخ سود به زیر نرخ تورم عامل حرکت نقدینگی به سمت سایر داراییهای بازارها و کلاً خروج از شبکه بانکی و کاهش حجم سپردههای سرمایهگذاری و مدتدار بانکهاست. ارزهای خارجی پرقدرت،طلا و بورس و در نهایت املاک و مستغلات از جمله داراییها هستند، اما در این میان هیچیک به اندازه املاک و مستغلات توان جذب نقدینگی را ندارد، از طرف دیگر این حوزه به ویژه در بخش املاک مسکونی با امنیت خانوار سروکار داشته و از اینرو هم از بعد سرمایهگذاری و حفظ ارزش ریال و هم از بعد افزایش امنیت اجتماعی بررسی موضوع خرید مسکن حائز اهمیت است.
آیا امروز و شش ماه آتی فصل خرید مسکن است؟ آیا سرمایهگذاران باید به این حوزه ورود کنند؟ آیا افراد فاقد منزل مسکونی که در حال پسانداز و افزایش قدرت خرید خود برای ورود به این بازار هستند باید با هر ترفندی زمان خرید خود را جلو بیندازند؟
در هر بازاری که یکی از عوامل ذیل به نوعی نقض شوند، بهتر است گزینه خرید مسکن مورد توجه قرار نگیرد.
1- با مراجعه به دادههای تاریخی و بررسی نوسانات قیمت و حجم معاملات بخش مسکن به این نتیجه میرسیم که پس از رسیدن به یک پیک حجمی-قیمتی و ورود به دوره نزول معاملات، مدت قابل توجهی طول میکشد تا یک دوره رونق دیگر آغاز شود؛ در واقع فارغ از میزان رشد قیمت مسکن، در طول دهههای گذشته همواره پس از یک دوره رشد قیمت و رشد معاملات، چند سالی طول میکشد تا بازار وارد دوره بعدی رشد شود و حالا که بازار مجدد وارد دوره رکود شده نمیتوان انتظار داشت ظرف چند ماه مجدد از این رکود خارج شود. حتی کاهش شدید ارزش پول و تورم بالا نیز اگر رخ دهد به نظر نمیرسد تاثیری بر بازار داشته باشد، به خاطر تورم ممکن است در معدود معاملات رخداده در بازار شاهد رشد قیمت باشیم، اما رکود و نقدشوندگی پایین در نهایت اثر خود را خواهد گذاشت و قیمت مسکن رشدی کمتر از میزان تورم خواهد داشت و این به منزله به صرفه نبودن خرید مسکن طی ماههای آینده است. درست است که ارزش پول ملی به شدت کاهش یافته است، اما جامعه با یک شوک قیمتی مواجه شده و این شوک قیمتی توان پساندازی افراد را کاهش داده و میدهد و این در میانمدت باعث کاهش تقاضا برای خرید مسکن میشود.
2- آنچه امروز مشهود است، تفاوت معنادار نرخ رشد مسکن در نقاط مختلف جغرافیایی و به ویژه تفاوت بین شهرهای بزرگ و کوچک است. با مروری در دورههای رونق و رشد جهشی مسکن میتوان متوجه شد که در نقاط جغرافیایی که رشد قیمت مسکن کمتر از 50 درصد است میتوان به گزینه خرید فکر کرد، اما در مناطقی که رشد قیمت بیش از صددرصد بوده است، باید با تعمق و احتیاط بیشتری عمل کرد، به ویژه اگر بحث سرمایهگذاری مطرح بوده و واحد مسکونی به عنوان منزل مورد استفاده قرار نیست استفاده شود
3- زمین مسکونی دارای یک حباب قیمتی بسیار عظیم است و پیشبینی میشود طی چند سال آتی تخلیه شود، از همینرو یکی از تحلیلها در مورد حوزه مسکن این است که با توجه به افزایش قیمت نهادههای اصلی تولید (غیر از زمین) به واسطه کاهش ارزش ریال در برابر سایر ارزها، و عدم افزایش واقعی قدرت خرید جامعه، تنها راه رفع این تناقض یعنی کنار هم قرار دادن این افزایش قیمت و آن کاهش قدرت خرید، سریعتر شدن سرعت تخلیه حباب زمین است. افت حباب زمین ممکن است باعث کاهش کلی قیمت واقعی مسکن یا درجا زدن آن شود. بحث حباب قیمت زمین و تخلیه آن به قدری جدی است که بسیاری از تحلیلگران این حوزه توصیه میکنند، هنگام خرید منزل یا سرمایهگذاری در واحدهای مسکونی، آپارتمانهای بلندمرتبه که سهم از زمین واحدهای آن بسیار پایین است، جهت خرید مدنظر قرار گیرد.
4- پیشبینی میشود حتی در صورت همراهی اروپا با ایران در بحث دور زدن تحریمهای آمریکا، رشد اقتصادی ما منفی نیم درصد باشد، بخش مسکن به قدری سنگین است که رشد واقعی آن، بدون رشد در کلیت اقتصاد امکانپذیر نیست، بهخصوص آنکه مسکن و ساختمان کالاهایی تجاری نیستند که بتوان در شرایط رکود و نزول اقتصادی مازاد عرضه را صادر کرد، در حالی که در سایر بخشها به ویژه بازار سهام، ارز، طلا، فلزات اساسی و... هم به واسطه حجم و اندازه آنها نسبت به کلیت اقتصاد و نقدینگی موجود و هم به واسطه صادراتپذیربودن کالاهای مورد اشاره، لزوماً در دورههای منفی بودن رشد اقتصادی شاهد بازدهی منفی آنها نخواهیم بود/ تلخیص مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محمدسعید حیدری
امروز ریال به قول اقتصاددانها تبدیل به سیبزمینی داغ شده و کمتر کسی میخواهد آن را نگه دارد و عملاً یکی از کارکردهای سهگانه پول که ذخیره ارزش است، در زمان حاضر و احتمالاً طی چند ماه آتی در مورد ریال از بین رفته است. در این بین تبدیل ریال به سایر انواع دارایی مورد توجه آحاد جامعه قرار گرفته است، کاهش نرخ سود به زیر نرخ تورم عامل حرکت نقدینگی به سمت سایر داراییهای بازارها و کلاً خروج از شبکه بانکی و کاهش حجم سپردههای سرمایهگذاری و مدتدار بانکهاست. ارزهای خارجی پرقدرت،طلا و بورس و در نهایت املاک و مستغلات از جمله داراییها هستند، اما در این میان هیچیک به اندازه املاک و مستغلات توان جذب نقدینگی را ندارد، از طرف دیگر این حوزه به ویژه در بخش املاک مسکونی با امنیت خانوار سروکار داشته و از اینرو هم از بعد سرمایهگذاری و حفظ ارزش ریال و هم از بعد افزایش امنیت اجتماعی بررسی موضوع خرید مسکن حائز اهمیت است.
آیا امروز و شش ماه آتی فصل خرید مسکن است؟ آیا سرمایهگذاران باید به این حوزه ورود کنند؟ آیا افراد فاقد منزل مسکونی که در حال پسانداز و افزایش قدرت خرید خود برای ورود به این بازار هستند باید با هر ترفندی زمان خرید خود را جلو بیندازند؟
در هر بازاری که یکی از عوامل ذیل به نوعی نقض شوند، بهتر است گزینه خرید مسکن مورد توجه قرار نگیرد.
1- با مراجعه به دادههای تاریخی و بررسی نوسانات قیمت و حجم معاملات بخش مسکن به این نتیجه میرسیم که پس از رسیدن به یک پیک حجمی-قیمتی و ورود به دوره نزول معاملات، مدت قابل توجهی طول میکشد تا یک دوره رونق دیگر آغاز شود؛ در واقع فارغ از میزان رشد قیمت مسکن، در طول دهههای گذشته همواره پس از یک دوره رشد قیمت و رشد معاملات، چند سالی طول میکشد تا بازار وارد دوره بعدی رشد شود و حالا که بازار مجدد وارد دوره رکود شده نمیتوان انتظار داشت ظرف چند ماه مجدد از این رکود خارج شود. حتی کاهش شدید ارزش پول و تورم بالا نیز اگر رخ دهد به نظر نمیرسد تاثیری بر بازار داشته باشد، به خاطر تورم ممکن است در معدود معاملات رخداده در بازار شاهد رشد قیمت باشیم، اما رکود و نقدشوندگی پایین در نهایت اثر خود را خواهد گذاشت و قیمت مسکن رشدی کمتر از میزان تورم خواهد داشت و این به منزله به صرفه نبودن خرید مسکن طی ماههای آینده است. درست است که ارزش پول ملی به شدت کاهش یافته است، اما جامعه با یک شوک قیمتی مواجه شده و این شوک قیمتی توان پساندازی افراد را کاهش داده و میدهد و این در میانمدت باعث کاهش تقاضا برای خرید مسکن میشود.
2- آنچه امروز مشهود است، تفاوت معنادار نرخ رشد مسکن در نقاط مختلف جغرافیایی و به ویژه تفاوت بین شهرهای بزرگ و کوچک است. با مروری در دورههای رونق و رشد جهشی مسکن میتوان متوجه شد که در نقاط جغرافیایی که رشد قیمت مسکن کمتر از 50 درصد است میتوان به گزینه خرید فکر کرد، اما در مناطقی که رشد قیمت بیش از صددرصد بوده است، باید با تعمق و احتیاط بیشتری عمل کرد، به ویژه اگر بحث سرمایهگذاری مطرح بوده و واحد مسکونی به عنوان منزل مورد استفاده قرار نیست استفاده شود
3- زمین مسکونی دارای یک حباب قیمتی بسیار عظیم است و پیشبینی میشود طی چند سال آتی تخلیه شود، از همینرو یکی از تحلیلها در مورد حوزه مسکن این است که با توجه به افزایش قیمت نهادههای اصلی تولید (غیر از زمین) به واسطه کاهش ارزش ریال در برابر سایر ارزها، و عدم افزایش واقعی قدرت خرید جامعه، تنها راه رفع این تناقض یعنی کنار هم قرار دادن این افزایش قیمت و آن کاهش قدرت خرید، سریعتر شدن سرعت تخلیه حباب زمین است. افت حباب زمین ممکن است باعث کاهش کلی قیمت واقعی مسکن یا درجا زدن آن شود. بحث حباب قیمت زمین و تخلیه آن به قدری جدی است که بسیاری از تحلیلگران این حوزه توصیه میکنند، هنگام خرید منزل یا سرمایهگذاری در واحدهای مسکونی، آپارتمانهای بلندمرتبه که سهم از زمین واحدهای آن بسیار پایین است، جهت خرید مدنظر قرار گیرد.
4- پیشبینی میشود حتی در صورت همراهی اروپا با ایران در بحث دور زدن تحریمهای آمریکا، رشد اقتصادی ما منفی نیم درصد باشد، بخش مسکن به قدری سنگین است که رشد واقعی آن، بدون رشد در کلیت اقتصاد امکانپذیر نیست، بهخصوص آنکه مسکن و ساختمان کالاهایی تجاری نیستند که بتوان در شرایط رکود و نزول اقتصادی مازاد عرضه را صادر کرد، در حالی که در سایر بخشها به ویژه بازار سهام، ارز، طلا، فلزات اساسی و... هم به واسطه حجم و اندازه آنها نسبت به کلیت اقتصاد و نقدینگی موجود و هم به واسطه صادراتپذیربودن کالاهای مورد اشاره، لزوماً در دورههای منفی بودن رشد اقتصادی شاهد بازدهی منفی آنها نخواهیم بود/ تلخیص مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره ازهفته نامه معتبر خبری تایم
Time
نسخه آمریکا|22 اکتبر 2018|62 صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Time
نسخه آمریکا|22 اکتبر 2018|62 صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg