Unfreezing_change_as_three_steps.pdf
334 KB
Unfreezing change as three steps: Rethinking Kurt Lewin’s legacy for change management
Stephen Cummings, Todd Bridgman, Kenneth G Brown
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Stephen Cummings, Todd Bridgman, Kenneth G Brown
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from اتچ بات
✅ روند و عوامل رشد نقدینگی سه دهه اخیر در ایران (۲)
✍🏻 احسان سلطانی
رشد نقدینگی در دوره ۸۶-۱۳۶۸
📌 نقدینگی حاصل ضرب پایه پولی (پول پر قدرت) در ضریب فزاینده (قدرت خلق نقدینگی توسط بانکها) است. پایه پولی از «خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی»، «بدهی بانکها به بانک مرکزی»، «خالص بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی» و «خالص سایر اقلام» تشکیل می گردد.
📌 در دوره ۱۳۶۸-۹۶ میانگین رشد سالانه حجم نقدینگی و پایه پولی به ترتیب ۲۷.۱ و ۲۱ درصد بود. در این دوره بدهی بانکها به بانک مرکزی از میانگین رشد سالانه ۳۴ درصد برخوردار بود و ضریب فزاینده ۴ برابر گردید.
📌 در دولت های پنجم و ششم، افزایش خالص بدهی بخش دولتی و پس از آن بالا رفتن بدهی بانک ها به بانک مرکزی مهمترین عوامل ایجاد نقدینگی بودند. همچنین باید به ۱۰ برابر شدن خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی (در اثر افزایش قیمت رسمی ارز) اشاره کرد.
📌 در دولت های هفتم و هشتم، در اثر افزایش قیمت رسمی ارز، خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی به شدت افزایش پیدا کرد که عامل اصلی ایجاد نقدینگی بود. افزایش ۶۲ درصدی ضریب فزاینده عامل مهم بعدی در رشد نقدینگی محسوب می شود.
📌 در دولت های نهم و دهم، افزایش دارایی های خارجی بانک مرکزی (به علت فروش ارز به بانک مرکزی در سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ و پس از آن افزایش قیمت رسمی ارز در سال ۱۳۹۲) و همچنین افزایش ۱۵ برابری بدهی بانک های دولتی به بانک مرکزی، عوامل اصلی ایجاد نقدینگی بودند.
📌 در طول سه دهه اخیر بالا رفتن ضریب فزاینده نقش کلیدی در ایجاد نقدینگی ایفا کرده است، به صورتی که اگر ضریب فزاینده ثابت باقی مانده بود، حجم نقدینگی یک-چهارم میزان کنونی بود. رشد ضریب فزاینده به ترتیب در دولت های «یازدهم و دوازدهم» و «هفتم و هشتم» از دیگر دولت ها بالاتر است. ضریب فزاینده با شیب تند تقریبا یکنواختی در ده سال اخیر رشد پیدا کرد و میزان آن دو برابر گردید.
تصویر: شش ماه استمرار تشدید رکود تورمی در بخش مسکن👇🏻👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 احسان سلطانی
رشد نقدینگی در دوره ۸۶-۱۳۶۸
📌 نقدینگی حاصل ضرب پایه پولی (پول پر قدرت) در ضریب فزاینده (قدرت خلق نقدینگی توسط بانکها) است. پایه پولی از «خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی»، «بدهی بانکها به بانک مرکزی»، «خالص بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی» و «خالص سایر اقلام» تشکیل می گردد.
📌 در دوره ۱۳۶۸-۹۶ میانگین رشد سالانه حجم نقدینگی و پایه پولی به ترتیب ۲۷.۱ و ۲۱ درصد بود. در این دوره بدهی بانکها به بانک مرکزی از میانگین رشد سالانه ۳۴ درصد برخوردار بود و ضریب فزاینده ۴ برابر گردید.
📌 در دولت های پنجم و ششم، افزایش خالص بدهی بخش دولتی و پس از آن بالا رفتن بدهی بانک ها به بانک مرکزی مهمترین عوامل ایجاد نقدینگی بودند. همچنین باید به ۱۰ برابر شدن خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی (در اثر افزایش قیمت رسمی ارز) اشاره کرد.
📌 در دولت های هفتم و هشتم، در اثر افزایش قیمت رسمی ارز، خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی به شدت افزایش پیدا کرد که عامل اصلی ایجاد نقدینگی بود. افزایش ۶۲ درصدی ضریب فزاینده عامل مهم بعدی در رشد نقدینگی محسوب می شود.
📌 در دولت های نهم و دهم، افزایش دارایی های خارجی بانک مرکزی (به علت فروش ارز به بانک مرکزی در سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۷ و پس از آن افزایش قیمت رسمی ارز در سال ۱۳۹۲) و همچنین افزایش ۱۵ برابری بدهی بانک های دولتی به بانک مرکزی، عوامل اصلی ایجاد نقدینگی بودند.
📌 در طول سه دهه اخیر بالا رفتن ضریب فزاینده نقش کلیدی در ایجاد نقدینگی ایفا کرده است، به صورتی که اگر ضریب فزاینده ثابت باقی مانده بود، حجم نقدینگی یک-چهارم میزان کنونی بود. رشد ضریب فزاینده به ترتیب در دولت های «یازدهم و دوازدهم» و «هفتم و هشتم» از دیگر دولت ها بالاتر است. ضریب فزاینده با شیب تند تقریبا یکنواختی در ده سال اخیر رشد پیدا کرد و میزان آن دو برابر گردید.
تصویر: شش ماه استمرار تشدید رکود تورمی در بخش مسکن👇🏻👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
attach 📎
✅ عمان، شناسایی اسرائیل، و پیشبرد یارگیریهای منطقهای بر علیه ایران
✍🏻 علی دینی ترکمانی
پنجشنبه گذشته (۴ آبان)، نخست وزیر اسرائیل، با حضور در مسقط پایتخت عمان، به دیدار سلطان قابوس رفت. سلطان قابوس، پس از این دیدار اعلام کرد "زمان آن فرا رسیده است با اسرائیل بهعنوان یک دولت در منطقه برخورد شود". پیش از این، عربستان وجود مناسبات پنهانی با اسرائیل را تأیید کرده و با اعلان آن، راه را برای برقراری مناسبات آشکار فراهم کرده بود. به نظر میرسد، عمان هموار کننده راهیست که عربستان سنگپی آن را گذاشته، ولی نقش عملیاتی و پیشران آن را شاید بر عهدهی عمان گذاشته است تا با چالشهای کمتری در داخل مواجه شود.
از سوی دیگر، چندی پیش آمریکا، از شکلگیری کنفدراسیونی متشکل از اردن و فلسطین خبر داد. محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، در ۱۲ شهریور سال جاری، تشکیل چنین کنفدراسیونی را مشروط بر حضور اسرائیل کرد و از آن استقبال نمود. از نظر عباس، کنفدراسیون بدون حضور قدرت اقتصادی و تکنولوژیک اسرائیل بیمعناست.
این رخدادها، پیام مهمی از منظر یارگیریهای منطقهای دارد. عمان که بهعنوان دوست نزدیک ایران و میانجی تنشهای میان ایران و آمریکا معروف است، اینک، در اقدامی غیرمترقبه، در پی شکستن قبح برقراری روابط دیپلماتیک کشورهای عرب زبان منطقه با اسرائیل، و به نوعی بسیج کشورهای منطقه برای شناسایی رسمی این کشور است.
عربستان سعودی که در پی قتل فجیع جمال خاشقچی و رسوایی عالمگیر آن، به نظر میرسید ممکن است فتیله منازعه با ایران را دستکم کمی پایین بکشد و دست به نرمش بزند، در چند روز اخیر، دست به دو اقدام تهاجمی زده است. از سویی، دوباره ادعای مالکیت امارات بر جزایر ایرانی خلیج همیشه فارس را تکرار، و از سوی دیگر با ادعای مبارزه با طالبان، سپاه را تحریم کرده است. به این صورت، هیزم تنور تنشها را چنان بیشتر کرده است که به این زودی بعید است شعلههای آن رو به سردی و خاموشی برود.
بعید است این وقایع، خارج از چارچوبی باشد که آمریکا آن را مدیریت و هدایت میکند. کوتاه آمدن این کشور در برابر قتل جمال خاشقچی، دالّ بر این است که دو چیز برای آمریکا و دولت ترامپ مهمتر است. اول، منافع اقتصادی و قراردادهای تسلیحاتی؛ و دوم، تقویت یارگیریهای منطقهای بر علیه ایران.
به این صورت، آشکارسازی روابط کشورهای عرب زبان منطقه با اسراییل و برقراری روابط دیپلوماتیک با آن به نظر میرسد سرعت بیشتری پیدا خواهد کرد.
در این میان، هشدار روسیه و چین مبنی بر ضرورت پیوستن ایران به افایتیاف (FATF) را نیز باید در نظر گرفت. بر مبنای این هشدار، عدم پیوستن کامل ایران به این کنوانسیون، به معنای ایجاد فاصله میان ایران از سویی، و چین و روسیه از سوی دیگر است. فاصلهای که با همراهی روسیه، با عربستان و آمریکا، در جهت پر کردن کاهش صادرات نفت ایران، از پیش شروع شده است.
زد و بندهای روسیه و ترکیه در مورد سوریه نیز رخداد دیگری است که بر روند تحولات در منطقه تأثیر مهمی دارد.
مجموع این رخدادها، دالّ بر خطیر بودن شرایط اقتصادی در هفتهها و ماههای پیش روست. شرایط خطیری که به احتمال زیاد، تلاطم در بازارها را دوباره در پی خواهد داشت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 علی دینی ترکمانی
پنجشنبه گذشته (۴ آبان)، نخست وزیر اسرائیل، با حضور در مسقط پایتخت عمان، به دیدار سلطان قابوس رفت. سلطان قابوس، پس از این دیدار اعلام کرد "زمان آن فرا رسیده است با اسرائیل بهعنوان یک دولت در منطقه برخورد شود". پیش از این، عربستان وجود مناسبات پنهانی با اسرائیل را تأیید کرده و با اعلان آن، راه را برای برقراری مناسبات آشکار فراهم کرده بود. به نظر میرسد، عمان هموار کننده راهیست که عربستان سنگپی آن را گذاشته، ولی نقش عملیاتی و پیشران آن را شاید بر عهدهی عمان گذاشته است تا با چالشهای کمتری در داخل مواجه شود.
از سوی دیگر، چندی پیش آمریکا، از شکلگیری کنفدراسیونی متشکل از اردن و فلسطین خبر داد. محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، در ۱۲ شهریور سال جاری، تشکیل چنین کنفدراسیونی را مشروط بر حضور اسرائیل کرد و از آن استقبال نمود. از نظر عباس، کنفدراسیون بدون حضور قدرت اقتصادی و تکنولوژیک اسرائیل بیمعناست.
این رخدادها، پیام مهمی از منظر یارگیریهای منطقهای دارد. عمان که بهعنوان دوست نزدیک ایران و میانجی تنشهای میان ایران و آمریکا معروف است، اینک، در اقدامی غیرمترقبه، در پی شکستن قبح برقراری روابط دیپلماتیک کشورهای عرب زبان منطقه با اسرائیل، و به نوعی بسیج کشورهای منطقه برای شناسایی رسمی این کشور است.
عربستان سعودی که در پی قتل فجیع جمال خاشقچی و رسوایی عالمگیر آن، به نظر میرسید ممکن است فتیله منازعه با ایران را دستکم کمی پایین بکشد و دست به نرمش بزند، در چند روز اخیر، دست به دو اقدام تهاجمی زده است. از سویی، دوباره ادعای مالکیت امارات بر جزایر ایرانی خلیج همیشه فارس را تکرار، و از سوی دیگر با ادعای مبارزه با طالبان، سپاه را تحریم کرده است. به این صورت، هیزم تنور تنشها را چنان بیشتر کرده است که به این زودی بعید است شعلههای آن رو به سردی و خاموشی برود.
بعید است این وقایع، خارج از چارچوبی باشد که آمریکا آن را مدیریت و هدایت میکند. کوتاه آمدن این کشور در برابر قتل جمال خاشقچی، دالّ بر این است که دو چیز برای آمریکا و دولت ترامپ مهمتر است. اول، منافع اقتصادی و قراردادهای تسلیحاتی؛ و دوم، تقویت یارگیریهای منطقهای بر علیه ایران.
به این صورت، آشکارسازی روابط کشورهای عرب زبان منطقه با اسراییل و برقراری روابط دیپلوماتیک با آن به نظر میرسد سرعت بیشتری پیدا خواهد کرد.
در این میان، هشدار روسیه و چین مبنی بر ضرورت پیوستن ایران به افایتیاف (FATF) را نیز باید در نظر گرفت. بر مبنای این هشدار، عدم پیوستن کامل ایران به این کنوانسیون، به معنای ایجاد فاصله میان ایران از سویی، و چین و روسیه از سوی دیگر است. فاصلهای که با همراهی روسیه، با عربستان و آمریکا، در جهت پر کردن کاهش صادرات نفت ایران، از پیش شروع شده است.
زد و بندهای روسیه و ترکیه در مورد سوریه نیز رخداد دیگری است که بر روند تحولات در منطقه تأثیر مهمی دارد.
مجموع این رخدادها، دالّ بر خطیر بودن شرایط اقتصادی در هفتهها و ماههای پیش روست. شرایط خطیری که به احتمال زیاد، تلاطم در بازارها را دوباره در پی خواهد داشت.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چرا مداخله دولت در عرضه کالای خصوصی زیانبار است؟
✍🏻 محسن جلال پور
در کشور ما هیچ حد و مرزی برای حضور دولت ترسیم نشده و دولت خود را فعال مایشاء در همه حوزهها میداند. آنچه درباره مرز کالای عمومی و کالای خصوصی در محافل اقتصادی مطرح میشود در ذهن سیاستمداران ما جایی ندارد.
آنها حتی خود را محق میدانند که بر ذهنیت من و شما هم تسلط داشته باشند. از آنجا که دولت در ایران به دلایل مختلف طرفدار مداخله است همه کالاها را کالای عمومی میپندارد و برای حضور خود هیچ حد و مرزی نمیشناسد. در حالی که کالای عمومی تنها حوزهای است که برای حضور دولت مجاز شمرده شده است. برآیند نظر اقتصاددانان این است که دولت مجاز است در عرضه کالای عمومی حضور داشته باشد، اما ضروری است که خودش را از مداخله در تولید و عرضه کالای خصوصی کنار بکشد.
اما کالای عمومی چیست و چرا مداخله دولت در عرضه کالای خصوصی زیانبار است؟
کالای عمومی کالایی است که همه از مصرف آن منتفع میشوند و نمیتوان مصرف آن را به افرادی خاص محدود کرد. مهمترین کالای عمومی امنیت و حقوق مالکیت است، اما میتوان از زیرساختها، آموزش و پرورش، بهداشت، هوای پاک، صلح، دیپلماسی، سیاستگذاری صحیح اقتصادی و... به عنوان مصادیق کالای عمومی یاد کرد که به نوعی دولت وظیفه تهیه آنها را بر عهده دارد.
در مقابل، کالای خصوصی کالایی است که اگر به فردی تعلق گیرد دیگران از استفاده از آن محروم میشوند. مثلاً زیرساخت جاده و راه، کالای عمومی محسوب میشود و معمولاً عرضه آن بر عهده دولت است اما اتوبوس کالای خصوصی است.
با این مرزبندی ما دو نوع زندگی داریم. زندگی عمومی و زندگی خصوصی. در زندگی عمومی از کالاهای عمومی مثل چراغ راهنما، بهداشت عمومی، علائم راهنمایی و رانندگی، آسفالت خیابان، روشنایی معابر و... استفاده میکنیم و برای زندگی خصوصی نیز کالای مورد نیاز خود را میخریم. مثلاً در حالی که دولت امنیت و روشنایی خیابان را تامین کرده، ما برای خرید کت و شلوار به «بابهمایون» میرویم. اینجا امنیت و روشنایی مصداق کالای عمومی را دارند و کت و شلوار و کفش، مصداق کالای خصوصی است.
از آنجا که نهاد دولت در ایران مداخلهگر است، خود را متولی تهیه و توزیع همه نوع کالا میداند و بنابراین از مسوولیت تامین روشنایی شب و احداث دستشویی بینراهی تا تهیه و توزیع گوجه و خیار را بر عهده میگیرد. طرفه آنکه در هیچکدام توفیقی به دست نمیآورد. چون اصولاً تامین این همه کالا برای میلیونها آدم نه ممکن و نه عاقلانه است. در حال حاضر خیلی از کشورها برای ایجاد رفاه سراغ تامین کالای عمومی میروند، چراکه فراهم آوردن کالای خصوصی مثل غذا و پوشاک که آحاد جامعه از آن راضی باشند اصولاً کاری غیرممکن است اما دولت میتواند کاری کند که امنیت، آموزش، بهداشت، آب آشامیدنی و... برای همه فراهم باشد.
دولت باید همه توان خود را نهایتاً روی تامین کالای عمومی متمرکز کند که اگر بتواند در این حوزه موفق عمل کند، بازار کالاهای خصوصی نیز به درستی عمل خواهد کرد و نیاز به دخالت دولت نیست. مثلاً دیپلماسی یکی از کالاهای عمومی است که دولت باید عرضه کند. تصور کنید اگر دولت ما بتواند تولید و عرضه این کالا را بهبود بخشد، چه تحولی در عرضه اقتصاد کشور رخ خواهد داد. یا امنیت و احترام به حقوق مالکیت که اگر کیفیت آن در کشور ما ارتقا پیدا کند، قطعاً اثر آن بر رشد اقتصادی مشهود خواهد بود.
در حال حاضر دولت در کشور ما عمدتاً به سه کار مشغول است.
1- عرضه کالای عمومی
2- بنگاهداری
3- انواع مداخله در اقتصاد
بدون شک مصداقهای زیادی از شکست و ناکامی دولت در عرضه کالای عمومی در ذهن همه ما وجود دارد که از موضوع بحث خارج است. اما دولت با سیاستگذاری نادرست، زمینه شکست در عرضه کالای خصوصی را نیز فراهم کرده است. یکی از طریق بنگاهداری و دیگری از طریق مداخله.
اصولاً اقتصادی درست کار میکند که مناسباتش مبتنی بر بازار آزاد تنظیم شود و بخش خصوصی و کارآفرینان هم در آن انگیزه لازم برای تولید و عرضه کالای خصوصی را داشته باشند. اما در کشور ما هم دولت و هم نهادهای حاکمیتی بنگاهداری میکنند و در عین حال دولت به شدت در اقتصاد مداخله میکند و این نارساییها باعث میشود انگیزه فعالیت از بخش خصوصی گرفته شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محسن جلال پور
در کشور ما هیچ حد و مرزی برای حضور دولت ترسیم نشده و دولت خود را فعال مایشاء در همه حوزهها میداند. آنچه درباره مرز کالای عمومی و کالای خصوصی در محافل اقتصادی مطرح میشود در ذهن سیاستمداران ما جایی ندارد.
آنها حتی خود را محق میدانند که بر ذهنیت من و شما هم تسلط داشته باشند. از آنجا که دولت در ایران به دلایل مختلف طرفدار مداخله است همه کالاها را کالای عمومی میپندارد و برای حضور خود هیچ حد و مرزی نمیشناسد. در حالی که کالای عمومی تنها حوزهای است که برای حضور دولت مجاز شمرده شده است. برآیند نظر اقتصاددانان این است که دولت مجاز است در عرضه کالای عمومی حضور داشته باشد، اما ضروری است که خودش را از مداخله در تولید و عرضه کالای خصوصی کنار بکشد.
اما کالای عمومی چیست و چرا مداخله دولت در عرضه کالای خصوصی زیانبار است؟
کالای عمومی کالایی است که همه از مصرف آن منتفع میشوند و نمیتوان مصرف آن را به افرادی خاص محدود کرد. مهمترین کالای عمومی امنیت و حقوق مالکیت است، اما میتوان از زیرساختها، آموزش و پرورش، بهداشت، هوای پاک، صلح، دیپلماسی، سیاستگذاری صحیح اقتصادی و... به عنوان مصادیق کالای عمومی یاد کرد که به نوعی دولت وظیفه تهیه آنها را بر عهده دارد.
در مقابل، کالای خصوصی کالایی است که اگر به فردی تعلق گیرد دیگران از استفاده از آن محروم میشوند. مثلاً زیرساخت جاده و راه، کالای عمومی محسوب میشود و معمولاً عرضه آن بر عهده دولت است اما اتوبوس کالای خصوصی است.
با این مرزبندی ما دو نوع زندگی داریم. زندگی عمومی و زندگی خصوصی. در زندگی عمومی از کالاهای عمومی مثل چراغ راهنما، بهداشت عمومی، علائم راهنمایی و رانندگی، آسفالت خیابان، روشنایی معابر و... استفاده میکنیم و برای زندگی خصوصی نیز کالای مورد نیاز خود را میخریم. مثلاً در حالی که دولت امنیت و روشنایی خیابان را تامین کرده، ما برای خرید کت و شلوار به «بابهمایون» میرویم. اینجا امنیت و روشنایی مصداق کالای عمومی را دارند و کت و شلوار و کفش، مصداق کالای خصوصی است.
از آنجا که نهاد دولت در ایران مداخلهگر است، خود را متولی تهیه و توزیع همه نوع کالا میداند و بنابراین از مسوولیت تامین روشنایی شب و احداث دستشویی بینراهی تا تهیه و توزیع گوجه و خیار را بر عهده میگیرد. طرفه آنکه در هیچکدام توفیقی به دست نمیآورد. چون اصولاً تامین این همه کالا برای میلیونها آدم نه ممکن و نه عاقلانه است. در حال حاضر خیلی از کشورها برای ایجاد رفاه سراغ تامین کالای عمومی میروند، چراکه فراهم آوردن کالای خصوصی مثل غذا و پوشاک که آحاد جامعه از آن راضی باشند اصولاً کاری غیرممکن است اما دولت میتواند کاری کند که امنیت، آموزش، بهداشت، آب آشامیدنی و... برای همه فراهم باشد.
دولت باید همه توان خود را نهایتاً روی تامین کالای عمومی متمرکز کند که اگر بتواند در این حوزه موفق عمل کند، بازار کالاهای خصوصی نیز به درستی عمل خواهد کرد و نیاز به دخالت دولت نیست. مثلاً دیپلماسی یکی از کالاهای عمومی است که دولت باید عرضه کند. تصور کنید اگر دولت ما بتواند تولید و عرضه این کالا را بهبود بخشد، چه تحولی در عرضه اقتصاد کشور رخ خواهد داد. یا امنیت و احترام به حقوق مالکیت که اگر کیفیت آن در کشور ما ارتقا پیدا کند، قطعاً اثر آن بر رشد اقتصادی مشهود خواهد بود.
در حال حاضر دولت در کشور ما عمدتاً به سه کار مشغول است.
1- عرضه کالای عمومی
2- بنگاهداری
3- انواع مداخله در اقتصاد
بدون شک مصداقهای زیادی از شکست و ناکامی دولت در عرضه کالای عمومی در ذهن همه ما وجود دارد که از موضوع بحث خارج است. اما دولت با سیاستگذاری نادرست، زمینه شکست در عرضه کالای خصوصی را نیز فراهم کرده است. یکی از طریق بنگاهداری و دیگری از طریق مداخله.
اصولاً اقتصادی درست کار میکند که مناسباتش مبتنی بر بازار آزاد تنظیم شود و بخش خصوصی و کارآفرینان هم در آن انگیزه لازم برای تولید و عرضه کالای خصوصی را داشته باشند. اما در کشور ما هم دولت و هم نهادهای حاکمیتی بنگاهداری میکنند و در عین حال دولت به شدت در اقتصاد مداخله میکند و این نارساییها باعث میشود انگیزه فعالیت از بخش خصوصی گرفته شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ قوانین اقتصاد برای همه
✍🏻 پویا ناظران
میگن:
- «علم اقتصاد تو ایران جواب نمیده، مال آمریکا و سوییسه.»
- «نمیشه به پارامترهای علم اقتصاد تکیه کرد.»
- «سیستم اینجا تابع هیچ منطقی نیست.»
- «تحلیل عرضه و تقاضا مال تو کتابهاست.»
این حرفها تا چه حد درسته؟
🔸آذر ۹۴ نوشتم: «نرخ دلار بالاخره واقعی میشود»
🔹بهمن ۹۴ گفتم نرخ واقعی دلار حدود ۵۰۰۰ تومنه. تا شکاف بیشتر نشده، بهتره افزایش تدریجی رو شروع کنیم.
🔸آذر ۹۶ نوشتم: «دولت یازدهم وقوع تورم را چند سال عقب انداخت ولی وقتی بیاد سیل میاد.»
🔹ده روز بعدش نوشتم «اواسط سال ۹۷ که سد نقدینگی بشکنه، سیلش اقتصاد رو غرق میکنه.»
این حرفها رو بر مبنای منطق علم اقتصاد نوشته بودم. اما اگه علم اقتصاد تو ایران جواب نمیده پس چرا نرخ ارز جهید و در نیمه سال ۹۷ سیل نقدینگی داره ما رو میبره؟
قوانین اقتصاد مثل قوانین فیزیک، همه جای دنیا برقرارند.
منتها فرق اقتصاد ایران و آمریکا، در مهندسیساز بودن بنای اقتصادشونه.
یه ساختمون مهندسیساز، در برابر طوفان و زلزله مقاومه. یه ساختمونی که غیراصولی ساخته شده، با یه ضربه می ریزه.
نیروی جاذبه، به هر دو ساختمون یکسان اعمال میشه، اما ساختمون اول با عنایت به قوانین فیزیک طراحی شده و ساختمون دوم بیاعتنا به قوانین فیزیک طراحی شده. اولی بخاطر قوانین فیزیک ثابت و پایداره، و دومی بخاطر قوانین فیزیک فرو میپاشه.
اگه اقتصادی مثل اقتصاد سوییس از ثبات و پایداری بیشتری برخورداره، بخاطر قوانین علم اقتصاده، و اگه اقتصاد ایران هر چند سال یکبار دچار بحران میشه، باز بخاطر قوانین علم اقتصاده. فرقش اینه که حکمرانی اقتصادی ایران بر مبنای اصول علم اقتصاد بنا نشده، اما حکمرانی اقتصادی سوییس، مثل اون ساختمون مهندسی سازه.
دقت کنیم که این آمریکا و سوییس امروزی نبودند که علم اقتصاد رو کشف کردند. بلکه این علم اقتصاد بود که آمریکا و سوییس امروز رو ساخت. در واقع اونها اول به علم اقتصاد رسیدند، بعد به مدد علم، بنای اقتصادشون رو جوری ساختند که پایدار و محکم بمونه.
پایداری بنای اقتصاد قابل ارزیابیه. یعنی همونطور که یه مهندس عمران میتونه پایداری یه ساختمون رو ارزیابی کنه، یه اقتصاددان هم میتونه پایداری یه اقتصاد رو ارزیابی کنه. آیا هیچ اقتصاددانی بحران ارزی-تورمی سال ۹۷ رو پیش بینی نکرده بود؟
... در پست بعد با جواب دادن به این سوال، بحث رو ادامه میدیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پویا ناظران
میگن:
- «علم اقتصاد تو ایران جواب نمیده، مال آمریکا و سوییسه.»
- «نمیشه به پارامترهای علم اقتصاد تکیه کرد.»
- «سیستم اینجا تابع هیچ منطقی نیست.»
- «تحلیل عرضه و تقاضا مال تو کتابهاست.»
این حرفها تا چه حد درسته؟
🔸آذر ۹۴ نوشتم: «نرخ دلار بالاخره واقعی میشود»
🔹بهمن ۹۴ گفتم نرخ واقعی دلار حدود ۵۰۰۰ تومنه. تا شکاف بیشتر نشده، بهتره افزایش تدریجی رو شروع کنیم.
🔸آذر ۹۶ نوشتم: «دولت یازدهم وقوع تورم را چند سال عقب انداخت ولی وقتی بیاد سیل میاد.»
🔹ده روز بعدش نوشتم «اواسط سال ۹۷ که سد نقدینگی بشکنه، سیلش اقتصاد رو غرق میکنه.»
این حرفها رو بر مبنای منطق علم اقتصاد نوشته بودم. اما اگه علم اقتصاد تو ایران جواب نمیده پس چرا نرخ ارز جهید و در نیمه سال ۹۷ سیل نقدینگی داره ما رو میبره؟
قوانین اقتصاد مثل قوانین فیزیک، همه جای دنیا برقرارند.
منتها فرق اقتصاد ایران و آمریکا، در مهندسیساز بودن بنای اقتصادشونه.
یه ساختمون مهندسیساز، در برابر طوفان و زلزله مقاومه. یه ساختمونی که غیراصولی ساخته شده، با یه ضربه می ریزه.
نیروی جاذبه، به هر دو ساختمون یکسان اعمال میشه، اما ساختمون اول با عنایت به قوانین فیزیک طراحی شده و ساختمون دوم بیاعتنا به قوانین فیزیک طراحی شده. اولی بخاطر قوانین فیزیک ثابت و پایداره، و دومی بخاطر قوانین فیزیک فرو میپاشه.
اگه اقتصادی مثل اقتصاد سوییس از ثبات و پایداری بیشتری برخورداره، بخاطر قوانین علم اقتصاده، و اگه اقتصاد ایران هر چند سال یکبار دچار بحران میشه، باز بخاطر قوانین علم اقتصاده. فرقش اینه که حکمرانی اقتصادی ایران بر مبنای اصول علم اقتصاد بنا نشده، اما حکمرانی اقتصادی سوییس، مثل اون ساختمون مهندسی سازه.
دقت کنیم که این آمریکا و سوییس امروزی نبودند که علم اقتصاد رو کشف کردند. بلکه این علم اقتصاد بود که آمریکا و سوییس امروز رو ساخت. در واقع اونها اول به علم اقتصاد رسیدند، بعد به مدد علم، بنای اقتصادشون رو جوری ساختند که پایدار و محکم بمونه.
پایداری بنای اقتصاد قابل ارزیابیه. یعنی همونطور که یه مهندس عمران میتونه پایداری یه ساختمون رو ارزیابی کنه، یه اقتصاددان هم میتونه پایداری یه اقتصاد رو ارزیابی کنه. آیا هیچ اقتصاددانی بحران ارزی-تورمی سال ۹۷ رو پیش بینی نکرده بود؟
... در پست بعد با جواب دادن به این سوال، بحث رو ادامه میدیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت هشتاد و چهارم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت هشتاد و چهارم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔺️تورم سفره واقعی مردم چقدر است؟
🔹️برخی از اقلام مصرفی خانوار در یک سال اخیر بین ۶۶ الی ۸۳ درصد افزایش داشته است./ اقتصاد سبز
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹️برخی از اقلام مصرفی خانوار در یک سال اخیر بین ۶۶ الی ۸۳ درصد افزایش داشته است./ اقتصاد سبز
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔻اطلاعات معامله گران محرمانه میماند
سیدعلی حسینی، مدیرعامل بورس انرژی در مورد صادرات 280 هزار بشکه نفت خام سبک ایران با قیمت هر بشکه 74 دلار و 85 سنت از کانال بورس در روز گذشته توضیح داد:
🔹خریداران تا 50 روز بعد از تحویل محمولهها فرصت دارند که وجه محموله صادراتی را تسویه کنند.
🔹تحویل محموله یک ماه طول میکشد. خریدار باید در این مدت 10 درصد ریالی باقیمانده را تسویه و کشتی برای حمل محوله را تأمین و به شرکت ملی نفت ایران معرفی کند تا محموله را در اختیارش قرار دهند.
🔹شرایط عرضه کاملاً رقابتی بود و رانتی وجود نداشت. هر خریدار بخش خصوصی که توان کافی برای صادرات نفت خام داشته باشد، میتواند در این رقابت شرکت کند و از این رو وقوع رانت معنی ندارد.
🔹تمام داد و ستدها و نقل و انتقالات مالی از کانال شبکه بانکی انجام میشود. همچنین پیش از معاملات، هویت خریداران شناسایی و از نظر مباحث پولشویی بررسیهای لازم انجام میگیرد تا رانتی در عرضه بورسی نفت رخ ندهد.
🔹اطلاعات معامله گران محرمانه میماند. عدهای در میان بخش خصوصی عقیده دارند که در ایران اطلاعات خریداران نفت خام برملا و تحریمها شامل حال آنها نیز خواهد شد. اما این موضوع صحت ندارد و افشای اطلاعات مشتریان مجاز نیست.
🔹3 خریدار محمولههای نفتی روز گذشته بخش خصوصی و شرکتهای حقوقی داخلی بودهاند و گمانه زنیها در رابطه با حقیقی بودن خریداران صحت ندارد. چراکه اصلاً مجاز به حضور در رقابت نبودهاند.
🔹شروع معاملات امروز نفت خام صادراتی در بورس انرژی با نرخ 74 دلار و 85 سنت خواهد بود. اما در صورت تغییر در قیمتهای بینالمللی شرکت ملی نفت ایران اطلاعیه جدیدی برای قیمت پایه صادر خواهد کرد. حجم عرضه امروز احتمالاً یک میلیون بشکه و 720 هزار بشکه است./ ایران
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سیدعلی حسینی، مدیرعامل بورس انرژی در مورد صادرات 280 هزار بشکه نفت خام سبک ایران با قیمت هر بشکه 74 دلار و 85 سنت از کانال بورس در روز گذشته توضیح داد:
🔹خریداران تا 50 روز بعد از تحویل محمولهها فرصت دارند که وجه محموله صادراتی را تسویه کنند.
🔹تحویل محموله یک ماه طول میکشد. خریدار باید در این مدت 10 درصد ریالی باقیمانده را تسویه و کشتی برای حمل محوله را تأمین و به شرکت ملی نفت ایران معرفی کند تا محموله را در اختیارش قرار دهند.
🔹شرایط عرضه کاملاً رقابتی بود و رانتی وجود نداشت. هر خریدار بخش خصوصی که توان کافی برای صادرات نفت خام داشته باشد، میتواند در این رقابت شرکت کند و از این رو وقوع رانت معنی ندارد.
🔹تمام داد و ستدها و نقل و انتقالات مالی از کانال شبکه بانکی انجام میشود. همچنین پیش از معاملات، هویت خریداران شناسایی و از نظر مباحث پولشویی بررسیهای لازم انجام میگیرد تا رانتی در عرضه بورسی نفت رخ ندهد.
🔹اطلاعات معامله گران محرمانه میماند. عدهای در میان بخش خصوصی عقیده دارند که در ایران اطلاعات خریداران نفت خام برملا و تحریمها شامل حال آنها نیز خواهد شد. اما این موضوع صحت ندارد و افشای اطلاعات مشتریان مجاز نیست.
🔹3 خریدار محمولههای نفتی روز گذشته بخش خصوصی و شرکتهای حقوقی داخلی بودهاند و گمانه زنیها در رابطه با حقیقی بودن خریداران صحت ندارد. چراکه اصلاً مجاز به حضور در رقابت نبودهاند.
🔹شروع معاملات امروز نفت خام صادراتی در بورس انرژی با نرخ 74 دلار و 85 سنت خواهد بود. اما در صورت تغییر در قیمتهای بینالمللی شرکت ملی نفت ایران اطلاعیه جدیدی برای قیمت پایه صادر خواهد کرد. حجم عرضه امروز احتمالاً یک میلیون بشکه و 720 هزار بشکه است./ ایران
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
خبر خوب : بیش از ۱۰۰ شرکت خارجی از بورس انرژی برای خرید نفت کد معاملاتی دریافت کردهاند
خبر بد : آژانس بینالمللی انرژی می گوید صادرات ایران از ۵/ ۲ میلیون بشکه در روز به ۶/ ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است
دقت کنید : تا چند ماه آینده هیچ عاملی به اندازه میزان فروش نفت و ضریب دسترسی ایران به ذخایر ارزی تعیین کننده "نرخ ارز" نخواهد بود.../مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
خبر بد : آژانس بینالمللی انرژی می گوید صادرات ایران از ۵/ ۲ میلیون بشکه در روز به ۶/ ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است
دقت کنید : تا چند ماه آینده هیچ عاملی به اندازه میزان فروش نفت و ضریب دسترسی ایران به ذخایر ارزی تعیین کننده "نرخ ارز" نخواهد بود.../مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
از بازار مسکن در مهر ماه چه خبر؟
شش درصد گرانتر از ماه قبل !
ده درصد راکدتر از ماه قبل !!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
شش درصد گرانتر از ماه قبل !
ده درصد راکدتر از ماه قبل !!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
۵/ ۵ هزار میلیارد تومان !
این مبلغ ، ضرری است که دو خودرو ساز بزرگ کشور طی نیمسال اول مالی خود اعلام فرموده اند
با همین دست فرمان تا پایان سال با توجه به اینکه زیان ایران خودرو و سایپا بیش از ۵۰ % سرمایهشان خواهد شد ،ادامه کار یا انحلالشان اول با خداست و بعد با مجمعشان!
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
این مبلغ ، ضرری است که دو خودرو ساز بزرگ کشور طی نیمسال اول مالی خود اعلام فرموده اند
با همین دست فرمان تا پایان سال با توجه به اینکه زیان ایران خودرو و سایپا بیش از ۵۰ % سرمایهشان خواهد شد ،ادامه کار یا انحلالشان اول با خداست و بعد با مجمعشان!
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
شنیده ها تایید می کند قیمت دلار در بودجه سال آینده به عنوان مبنای تبدیل درآمدهای ارزی به ریال حدود ۵۵۰۰ تومان تعیین خواهد شد...
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
توجه کنید !
در مرحله اول ۵۰ % ، در مرحله دوم ۱۰۰% افزایش تعرفه برق
برای مشترکان پرمصرف .
بزودی !
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
در مرحله اول ۵۰ % ، در مرحله دوم ۱۰۰% افزایش تعرفه برق
برای مشترکان پرمصرف .
بزودی !
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🎥 ویدیوی جلسه اول کلاس یادگیری ماشین و معاملات الگوریتمیک دکتر آرین در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻
🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
https://www.aparat.com/v/y8Z5a
منبع: @RiskLab
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
https://www.aparat.com/v/y8Z5a
منبع: @RiskLab
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
یادگیری ماشینی و معاملات الگوریتمی - جلسه اول
01 Introduction.pdf
4.6 MB
📑 اسلایدهای جلسه اول کلاس یادگیری ماشین و معاملات الگوریتمیک دکتر آرین 👇🏻👇🏻👇🏻
🔹پاورپوینتهای این بخش برگرفته از کلاس یادگیری ماشینی دکتر اندرو اِنگ در دانشگاه استنفورد است
منبع: @RiskLab
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹پاورپوینتهای این بخش برگرفته از کلاس یادگیری ماشینی دکتر اندرو اِنگ در دانشگاه استنفورد است
منبع: @RiskLab
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت هشتاد و پنج
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت هشتاد و پنج
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ مگس را نشانه بگیر و ادرار کن!
🔹کاربرد سقلمه در مدیریت تغییر
دستشوییهای خارج از ایران عموماً بخشی برای ایستاده ادرار کردن مردان دارند. استفادهکنندگان از آنها معمولاً توجه نمیکنند که به کدام سمت ادرار میکنند. مسئولان فرودگاه اسخیپول آمستردام در هلند تصویر مگس سیاهی را بر کف هر دستشویی سرپایی نقاشی کردهاند و آد کیبوم اقتصاددانی که طرح توسعه فرودگاه را دنبال میکند میگوید «ما به هدف خود رسیدهایم.» کارکنان وی آزمایش نقاشی مگس بر آبریزگاه را انجام داده و پی بردهاند که این کار پاشیدن ادرار به اطراف را 80 درصد کاهش میدهد. گویی مردان به هنگام ادرار کردن، مگس را نشانه میروند ولی مسئولان فرودگاه به هدف دیگری میرسند: آلودگی کمتری ایجاد میشود.
عبارت فوق بخشی از صفحات 49 و 50 کتاب «سُقُلمِه» نوشته ریچارد تیلر برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2017 است. تیلر معتقد است هر کسی که ساختمان، منوی غذا یا اطلاعات ارائهشده به مشترکین آب و برق را طراحی میکند، «معمار انتخاب» است. «معماران انتخاب» تلاش میکنند تا با اثرگذاری بر رفتار انسانها کمک کنند تا به زندگی شادتر، طولانیتر و پسندیدهتری برسند. آنها اثرگذاری بر رفتار انسانها را معماری میکنند.
تیلر بعد از تعریف «معماری انتخاب» مفهوم «سقلمه» را تعریف میکند: «سقلمه هر جنبهای از معماری انتخاب است که رفتار مردم را بدون تغییر در محرکهای اقتصادی یا منع سایر گزینهها، در جهتی قابل پیشبینی تغییر میدهد.» (درست مثل مگسهای نقاشیشده روی آبریزگاه که مردان را به ادرار کردن در سمتی خاص جهت میدهد.) «شرط سقلمه نامیدهشدن، کمهزینهبودن، اجتناب از مداخله معمار انتخاب، آسان بودن جلوگیری و خروج از آن است. سقلمه زوری نیست!»
چیدن میوهها در فروشگاه زنجیرهای در قفسههایی نزدیک دید مردم و بردن تنقلات مضر برای کودکان به طبقات پایینتر، سقلمه است زیرا انتخاب مشتریان را از آنها نمیگیرد اما میوههای مفید را بیش از تنقلات مضر پیش چشم آنها قرار میدهد؛ زوری هم نیست، و نادیده گرفتن این ابتکار و رسیدن به تنقلات هم کار سختی نیست.
ریچارد تیلر و کاس آر سانستین در کتاب سقلمه – که دو ترجمه با همین عنوان و یک ترجمه با عنوان «تلنگر» از آن به فارسی منتشر شده است – طیفی از سقلمههای مختلف برای بهبود تصمیمها درباره سلامتی، ثروت و شادی را ارائه میکنند. من به راهکارهای تشویق مردم به صرفهجویی در مصرف انرژی و آب علاقمندم. تیلر نتیجه پژوهشی را گزارش میکند که 300 خانوار بررسیشده در کالیفرنیا بعد از آنکه به ایشان اطلاع داده شد برق مصرفیشان از میانگین برق مصرفی مردم محله بالاتر است، کاهش معناداری در مصرف برق خود ایجاد کردند؛ و آنها که از میانگین پایینتر بودند، مصرف برق خود را افزایش دادند. گروه دوم وقتی یک شکلک خندان (استیکر 😀) را روی قبضهای مصرف انرژی خود دریافت کردند، دیگر مصرف خود را بالا نبردند. (صفحات 152 و 153) این اطلاعات و شکلک خندان، سقلمه هستند، کمهزینه، بدون اجبار اما جهتدهنده فرد در مسیرهای درستتر.
تیلر و سانستین طیفی از سقلمهها را در کتاب خود معرفی کردهاند که بهکار همه کسانی که در پی معماری انتخاب هستند میآید. مدیران رستورانها، مربیان مهدکودکها، معلمان مدارس، رؤسای دانشکدهها، مدیران دولتی، صاحبان کسبوکارها، مدیران مصرف آب و انرژی، وزرای دولت و هر کسی که در کار طراحی انتخابهای مردم است، از خواندن این کتاب بسیار خواهد آموخت. این کتاب برخلاف عمده کتاب اقتصادی، برای عموم قابل فهم است هر چند ظرائف بسیار دارد.
مفهوم «سقلمه» با کاربردی که تیلر برای آن طرح میکند بهکار شرایط امروز ایران ما میآید. هدایت کردن جامعه به مسیرهای درست، اصلاح برخی کژیها، مقابله با برخی کردارهای نابهجا و نهادینهکردن رفتارهای پایدار و صحیح که از نیازمندیهای اساسی جامعه امروز ماست، با سقلمهها امکانپذیر است. من کتاب را تا به انتها نخواندهام، اما تا به اینجای متن تصورم این است که ایده سقلمه برای تحقق و پیشبرد موفقیت های کوچک راهگشاست.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹کاربرد سقلمه در مدیریت تغییر
دستشوییهای خارج از ایران عموماً بخشی برای ایستاده ادرار کردن مردان دارند. استفادهکنندگان از آنها معمولاً توجه نمیکنند که به کدام سمت ادرار میکنند. مسئولان فرودگاه اسخیپول آمستردام در هلند تصویر مگس سیاهی را بر کف هر دستشویی سرپایی نقاشی کردهاند و آد کیبوم اقتصاددانی که طرح توسعه فرودگاه را دنبال میکند میگوید «ما به هدف خود رسیدهایم.» کارکنان وی آزمایش نقاشی مگس بر آبریزگاه را انجام داده و پی بردهاند که این کار پاشیدن ادرار به اطراف را 80 درصد کاهش میدهد. گویی مردان به هنگام ادرار کردن، مگس را نشانه میروند ولی مسئولان فرودگاه به هدف دیگری میرسند: آلودگی کمتری ایجاد میشود.
عبارت فوق بخشی از صفحات 49 و 50 کتاب «سُقُلمِه» نوشته ریچارد تیلر برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2017 است. تیلر معتقد است هر کسی که ساختمان، منوی غذا یا اطلاعات ارائهشده به مشترکین آب و برق را طراحی میکند، «معمار انتخاب» است. «معماران انتخاب» تلاش میکنند تا با اثرگذاری بر رفتار انسانها کمک کنند تا به زندگی شادتر، طولانیتر و پسندیدهتری برسند. آنها اثرگذاری بر رفتار انسانها را معماری میکنند.
تیلر بعد از تعریف «معماری انتخاب» مفهوم «سقلمه» را تعریف میکند: «سقلمه هر جنبهای از معماری انتخاب است که رفتار مردم را بدون تغییر در محرکهای اقتصادی یا منع سایر گزینهها، در جهتی قابل پیشبینی تغییر میدهد.» (درست مثل مگسهای نقاشیشده روی آبریزگاه که مردان را به ادرار کردن در سمتی خاص جهت میدهد.) «شرط سقلمه نامیدهشدن، کمهزینهبودن، اجتناب از مداخله معمار انتخاب، آسان بودن جلوگیری و خروج از آن است. سقلمه زوری نیست!»
چیدن میوهها در فروشگاه زنجیرهای در قفسههایی نزدیک دید مردم و بردن تنقلات مضر برای کودکان به طبقات پایینتر، سقلمه است زیرا انتخاب مشتریان را از آنها نمیگیرد اما میوههای مفید را بیش از تنقلات مضر پیش چشم آنها قرار میدهد؛ زوری هم نیست، و نادیده گرفتن این ابتکار و رسیدن به تنقلات هم کار سختی نیست.
ریچارد تیلر و کاس آر سانستین در کتاب سقلمه – که دو ترجمه با همین عنوان و یک ترجمه با عنوان «تلنگر» از آن به فارسی منتشر شده است – طیفی از سقلمههای مختلف برای بهبود تصمیمها درباره سلامتی، ثروت و شادی را ارائه میکنند. من به راهکارهای تشویق مردم به صرفهجویی در مصرف انرژی و آب علاقمندم. تیلر نتیجه پژوهشی را گزارش میکند که 300 خانوار بررسیشده در کالیفرنیا بعد از آنکه به ایشان اطلاع داده شد برق مصرفیشان از میانگین برق مصرفی مردم محله بالاتر است، کاهش معناداری در مصرف برق خود ایجاد کردند؛ و آنها که از میانگین پایینتر بودند، مصرف برق خود را افزایش دادند. گروه دوم وقتی یک شکلک خندان (استیکر 😀) را روی قبضهای مصرف انرژی خود دریافت کردند، دیگر مصرف خود را بالا نبردند. (صفحات 152 و 153) این اطلاعات و شکلک خندان، سقلمه هستند، کمهزینه، بدون اجبار اما جهتدهنده فرد در مسیرهای درستتر.
تیلر و سانستین طیفی از سقلمهها را در کتاب خود معرفی کردهاند که بهکار همه کسانی که در پی معماری انتخاب هستند میآید. مدیران رستورانها، مربیان مهدکودکها، معلمان مدارس، رؤسای دانشکدهها، مدیران دولتی، صاحبان کسبوکارها، مدیران مصرف آب و انرژی، وزرای دولت و هر کسی که در کار طراحی انتخابهای مردم است، از خواندن این کتاب بسیار خواهد آموخت. این کتاب برخلاف عمده کتاب اقتصادی، برای عموم قابل فهم است هر چند ظرائف بسیار دارد.
مفهوم «سقلمه» با کاربردی که تیلر برای آن طرح میکند بهکار شرایط امروز ایران ما میآید. هدایت کردن جامعه به مسیرهای درست، اصلاح برخی کژیها، مقابله با برخی کردارهای نابهجا و نهادینهکردن رفتارهای پایدار و صحیح که از نیازمندیهای اساسی جامعه امروز ماست، با سقلمهها امکانپذیر است. من کتاب را تا به انتها نخواندهام، اما تا به اینجای متن تصورم این است که ایده سقلمه برای تحقق و پیشبرد موفقیت های کوچک راهگشاست.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ مداخله گرایی
✍🏻 لودویگ فون میزس1959
📖سیاست اقتصادی، ترجمه محمودصدری
🖋مداخله گرایی یعنی اینکه دولت از محدودهٔ تنها فعالیت مشروعش یعنی تولید امنیت، فراتر رود و بخواهد پدیده های بازار را با کارهایی مانند قیمت گذاری و تعیین نرخ دستمزد و نرخ بهره دستکاری کند.
🖋دولت بدان جهت مداخله میکند که اهالی کسب و کار را وادار کند راهی غیر از آنچه خودشان و در تبعیت از خواست مصرف کنندگان انتخاب میکنند، پیش بگیرند. بنابراین همه مداخلات دولت در جهت محدود کردن برتری مصرف کنندگان است. دولت در پی قبضهٔ قدرتی است که در بازار آزاد در اختیار مصرف کنندگان است
🖋کنترل قیمتها یکی از مداخلات دولت است که دولتها پس از آنکه با چاپ پول موجب تورم میشوند و داد مردم در می آید معمولا به آن متوسل میشوند. نخستین نمونهٔ مشهور مهار قیمتها در امپراتوری روم بود روم فقط یک روش اقتصادی داشت: "ارزش زدایی از پول". هنوز پول کاغذی ابداع نشده بود و امپراتور دیوکلتیانوس آنقدر به سکه های نقره، مس اضافه میکرد که رنگشان بر میگشت و وزنشان شدیدا کاهش می یافت این ارزش زدایی و افزایش مقدار پول با آن، منجر به افزایش قیمتها شد و چارهٔ امپراتور، صدور فرمان کنترل قیمت و مجازات اعدام برای باصطلاح گرانفروشان بود اما نتیجه نهایی از دست دادن بازار و از هم پاشیدگی امپراتوری و از بین رفتن نظام تقسیم کار شد
🖋همین ارزش زدایی از پول در خلال انقلاب فرانسه هم با روشی دیگر رخ داد. اینبار صنعت چاپ شکل گرفته بود و پولها چاپ شدند و افزایش بی سابقهٔ قیمتها ایجاد شد باز هم اعمال سقف قیمت در دستور کار قرار گرفت و این بار گیوتین در انتظار خاطیان بود اما اینجا هم کنترل قیمت مطلقا شکست خورد
❓دلیل شکست کنترل قیمت چیست؟ مردم از افزایش قیمت شیر ناراضیند و دولت برای شیر سقف قیمتی تعیین میکند که از قیمت بازاری کمتر است اما از یکطرف با کاهش قیمت شیر، تقاضای آن بالا میرود از طرف دیگر ضعیفترین تولیدکنندگان (که شیر را با بالاترین قیمت تولید میکنند)، کنار میروند چون قیمت دولتی، هزینه هایشان را پوشش نمیدهد در نتیجه عرضهٔ شیر کاهش می یابد. این تولیدکننده شاید گاوهایش را به کشتارگاه بفرستد یا شیر را بجای فروش به خامه و پنیر و کره تبدیل کند.
🌐با افزایش تقاضا و کاهش عرضه، مردم برای اول شدن در صفهای طولانی خرید هجوم می آورند. قبل از مداخله دولت شیر گران بود اما مردم میتوانستند آن را بخرند اما حالا کمبود شیر ایجاد شده و مردم باید کمتر شیر بنوشند و دولت سهمیه بندی را آغاز میکند سهمیه بندی هم یعنی برخی از امتیاز دسترسی به شیر برخوردار و برخی دیگر دست خالی میمانند و اینکه به چه کسی شیر داده شود غالبا بصورت دلبخواهی انجام میشود مثلا فرمان میدهند که فقط به کودکان زیر 4سال شیر داده شود و یا سهمیه کودکان 4تا6سال نصف کودکان زیر 4 سال باشد
🌐حالا دولت سراغ تولیدکنندگان میرود که چرا تولید کم شده؟ و درمیابد هزینه تولید بیش از سقف قیمتی است لذا سراغ عوامل تولید شیر میرود و میگوید:«اوه! باید همان کنترلی که بر شیر اعمال کردیم بر علوفه هم اعمال کنیم تا هزینه تولید شیر کم شود» نتیجه اینست که همان داستان شیر در مورد علوفه تکرار میشود و دولت که نمیخواهد از اصل کنترل قیمت دست بردارد سراغ عوامل تولید علوفه میرود و این داستان ادامه دارد بدین ترتیب دولت چنان پیش میرود که برای همه کالاهای مورد نیاز تولیدکننده از جمله برای دستمزدها سقف قیمت میگذارد زیرا بدون کنترل دستمزدها برنامه«کنترل هزینه» دولت، عبث میشود [البته دستمزد اسمی بدلایل سیاسی کم نمیشود بلکه قدرت خرید آن با کاهش ارزش پول کم میشود]
🌐به علاوه دولت نمیتواند مداخله را محدود به کالاهای ضروری کند و باید کالاهای تجملی هم مشمول قیمتگذاری شوند زیرا اگر قیمت این کالاها محدود نشود، سرمایه و نیروی کار از تولید کالاهای ضروری دست میکشند و بسوی تولید کالاهای تجملی میروند که از نظر دولت غیرضروری اند
✅بدین ترتیب مداخله در قیمت تنها چند کالا وضعی ایجاد میکند که از نظر خود ِدولت هم نامطلوبتر از وضع قبلی است و بدینسان دولت جلو و جلوتر میرود و سرانجام بجایی میرسد که همه قیمتها، همه نرخهای دستمزد، همه نرخهای بهره و در یک کلام همه چیز نظام اقتصادی توسط دولت تعیین میشود و این همان سوسیالیسم است. آنگاه که دولت در بازار مداخله میکند، گام به گام بیشتر و بیشتر به سوی سوسیالیسم کشانده میشود
🔚مداخله دیگر حمایتگرایی است: دولت میکوشد بازار داخلی را از بازار جهانی جدا کند تعرفه هایی وضع میکند که قیمت کالاهای خارجی [مثلا خودرو] در کشور از قیمت جهانی این کالاها بیشتر شود تا تولیدکنندگان داخلی بتوانند کارتل تشکیل دهند آنگاه به همین کارتلها حمله میشود و میگویند"کارتلها و انحصارات را ببینید! مداخله دولت در اقتصاد ضروری است!" این دیگر مسخره است./ اقتصاد بازار آزاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
✍🏻 لودویگ فون میزس1959
📖سیاست اقتصادی، ترجمه محمودصدری
🖋مداخله گرایی یعنی اینکه دولت از محدودهٔ تنها فعالیت مشروعش یعنی تولید امنیت، فراتر رود و بخواهد پدیده های بازار را با کارهایی مانند قیمت گذاری و تعیین نرخ دستمزد و نرخ بهره دستکاری کند.
🖋دولت بدان جهت مداخله میکند که اهالی کسب و کار را وادار کند راهی غیر از آنچه خودشان و در تبعیت از خواست مصرف کنندگان انتخاب میکنند، پیش بگیرند. بنابراین همه مداخلات دولت در جهت محدود کردن برتری مصرف کنندگان است. دولت در پی قبضهٔ قدرتی است که در بازار آزاد در اختیار مصرف کنندگان است
🖋کنترل قیمتها یکی از مداخلات دولت است که دولتها پس از آنکه با چاپ پول موجب تورم میشوند و داد مردم در می آید معمولا به آن متوسل میشوند. نخستین نمونهٔ مشهور مهار قیمتها در امپراتوری روم بود روم فقط یک روش اقتصادی داشت: "ارزش زدایی از پول". هنوز پول کاغذی ابداع نشده بود و امپراتور دیوکلتیانوس آنقدر به سکه های نقره، مس اضافه میکرد که رنگشان بر میگشت و وزنشان شدیدا کاهش می یافت این ارزش زدایی و افزایش مقدار پول با آن، منجر به افزایش قیمتها شد و چارهٔ امپراتور، صدور فرمان کنترل قیمت و مجازات اعدام برای باصطلاح گرانفروشان بود اما نتیجه نهایی از دست دادن بازار و از هم پاشیدگی امپراتوری و از بین رفتن نظام تقسیم کار شد
🖋همین ارزش زدایی از پول در خلال انقلاب فرانسه هم با روشی دیگر رخ داد. اینبار صنعت چاپ شکل گرفته بود و پولها چاپ شدند و افزایش بی سابقهٔ قیمتها ایجاد شد باز هم اعمال سقف قیمت در دستور کار قرار گرفت و این بار گیوتین در انتظار خاطیان بود اما اینجا هم کنترل قیمت مطلقا شکست خورد
❓دلیل شکست کنترل قیمت چیست؟ مردم از افزایش قیمت شیر ناراضیند و دولت برای شیر سقف قیمتی تعیین میکند که از قیمت بازاری کمتر است اما از یکطرف با کاهش قیمت شیر، تقاضای آن بالا میرود از طرف دیگر ضعیفترین تولیدکنندگان (که شیر را با بالاترین قیمت تولید میکنند)، کنار میروند چون قیمت دولتی، هزینه هایشان را پوشش نمیدهد در نتیجه عرضهٔ شیر کاهش می یابد. این تولیدکننده شاید گاوهایش را به کشتارگاه بفرستد یا شیر را بجای فروش به خامه و پنیر و کره تبدیل کند.
🌐با افزایش تقاضا و کاهش عرضه، مردم برای اول شدن در صفهای طولانی خرید هجوم می آورند. قبل از مداخله دولت شیر گران بود اما مردم میتوانستند آن را بخرند اما حالا کمبود شیر ایجاد شده و مردم باید کمتر شیر بنوشند و دولت سهمیه بندی را آغاز میکند سهمیه بندی هم یعنی برخی از امتیاز دسترسی به شیر برخوردار و برخی دیگر دست خالی میمانند و اینکه به چه کسی شیر داده شود غالبا بصورت دلبخواهی انجام میشود مثلا فرمان میدهند که فقط به کودکان زیر 4سال شیر داده شود و یا سهمیه کودکان 4تا6سال نصف کودکان زیر 4 سال باشد
🌐حالا دولت سراغ تولیدکنندگان میرود که چرا تولید کم شده؟ و درمیابد هزینه تولید بیش از سقف قیمتی است لذا سراغ عوامل تولید شیر میرود و میگوید:«اوه! باید همان کنترلی که بر شیر اعمال کردیم بر علوفه هم اعمال کنیم تا هزینه تولید شیر کم شود» نتیجه اینست که همان داستان شیر در مورد علوفه تکرار میشود و دولت که نمیخواهد از اصل کنترل قیمت دست بردارد سراغ عوامل تولید علوفه میرود و این داستان ادامه دارد بدین ترتیب دولت چنان پیش میرود که برای همه کالاهای مورد نیاز تولیدکننده از جمله برای دستمزدها سقف قیمت میگذارد زیرا بدون کنترل دستمزدها برنامه«کنترل هزینه» دولت، عبث میشود [البته دستمزد اسمی بدلایل سیاسی کم نمیشود بلکه قدرت خرید آن با کاهش ارزش پول کم میشود]
🌐به علاوه دولت نمیتواند مداخله را محدود به کالاهای ضروری کند و باید کالاهای تجملی هم مشمول قیمتگذاری شوند زیرا اگر قیمت این کالاها محدود نشود، سرمایه و نیروی کار از تولید کالاهای ضروری دست میکشند و بسوی تولید کالاهای تجملی میروند که از نظر دولت غیرضروری اند
✅بدین ترتیب مداخله در قیمت تنها چند کالا وضعی ایجاد میکند که از نظر خود ِدولت هم نامطلوبتر از وضع قبلی است و بدینسان دولت جلو و جلوتر میرود و سرانجام بجایی میرسد که همه قیمتها، همه نرخهای دستمزد، همه نرخهای بهره و در یک کلام همه چیز نظام اقتصادی توسط دولت تعیین میشود و این همان سوسیالیسم است. آنگاه که دولت در بازار مداخله میکند، گام به گام بیشتر و بیشتر به سوی سوسیالیسم کشانده میشود
🔚مداخله دیگر حمایتگرایی است: دولت میکوشد بازار داخلی را از بازار جهانی جدا کند تعرفه هایی وضع میکند که قیمت کالاهای خارجی [مثلا خودرو] در کشور از قیمت جهانی این کالاها بیشتر شود تا تولیدکنندگان داخلی بتوانند کارتل تشکیل دهند آنگاه به همین کارتلها حمله میشود و میگویند"کارتلها و انحصارات را ببینید! مداخله دولت در اقتصاد ضروری است!" این دیگر مسخره است./ اقتصاد بازار آزاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
Forwarded from Financial Engineering
✅ پیش بینی بعنوان هدف علم
✍🏻 مجتبی رستمی
تعمیم کلی نتایج بدست آمده با استفاده از نمونه های متناهی مشاهداتی همانطور که گفته شد حتی با رعایت ریزه کاری های علمی نیز با ایرادات عدیده مواجهه است. یکی از رویکردها تخصیص احتمال به نتایج برشمرده شد (بجای بیان گزاره های دقیق غیراحتمالی درباب روابط میان متغیرها) از چالش های این موضوع نحوه تخصیص احتمالات است زیرا به هرحال مجموعه مشاهدات ما از واقعیت در حال تغییر و تحول بسیار محدود است بنابراین، به نظر می رسد این احتمال که مخرجش واقعیت لایتناهی و صورتش مشاهدات محدود ماست با صفر برابر است. یکی از روش های غلبه بر این مشکل توجه به مورد آتی است نه کل موارد در تمام زمان ها و مکان ها!! تا بدین وسیله مخرج کسر تخصیص احتمال را کوچک کنیم. بعبارتی هدف علم بجای اینکه همه جایی و همه زمانی باشد تنها پیش بینی است. بنابراین، هدف ما تعیین اینکه خورشید همواره طلوع می کند نیست بلکه برمبنای مشاهدات ما آیا فردا نیز طلوع می کند و یا احتمال طلوع فردا چقدر است می باشد. بنابراین، به کسانی که دشمن پیش بینی هستند می گویم که وقتی شما نتوانید درباره طلوع خورشید فردا حرفی بزنید چگونه می توانید درباره اینکه خورشیدهمیشه طلوع می کند حرف بزنید. مغالطه این افراد این است که پیش بینی از نظریه سازی سخت تر است درحالی که آموزش های ما عکس این مطلب را می گویند./ اقتصاد سنجی کاربردی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مجتبی رستمی
تعمیم کلی نتایج بدست آمده با استفاده از نمونه های متناهی مشاهداتی همانطور که گفته شد حتی با رعایت ریزه کاری های علمی نیز با ایرادات عدیده مواجهه است. یکی از رویکردها تخصیص احتمال به نتایج برشمرده شد (بجای بیان گزاره های دقیق غیراحتمالی درباب روابط میان متغیرها) از چالش های این موضوع نحوه تخصیص احتمالات است زیرا به هرحال مجموعه مشاهدات ما از واقعیت در حال تغییر و تحول بسیار محدود است بنابراین، به نظر می رسد این احتمال که مخرجش واقعیت لایتناهی و صورتش مشاهدات محدود ماست با صفر برابر است. یکی از روش های غلبه بر این مشکل توجه به مورد آتی است نه کل موارد در تمام زمان ها و مکان ها!! تا بدین وسیله مخرج کسر تخصیص احتمال را کوچک کنیم. بعبارتی هدف علم بجای اینکه همه جایی و همه زمانی باشد تنها پیش بینی است. بنابراین، هدف ما تعیین اینکه خورشید همواره طلوع می کند نیست بلکه برمبنای مشاهدات ما آیا فردا نیز طلوع می کند و یا احتمال طلوع فردا چقدر است می باشد. بنابراین، به کسانی که دشمن پیش بینی هستند می گویم که وقتی شما نتوانید درباره طلوع خورشید فردا حرفی بزنید چگونه می توانید درباره اینکه خورشیدهمیشه طلوع می کند حرف بزنید. مغالطه این افراد این است که پیش بینی از نظریه سازی سخت تر است درحالی که آموزش های ما عکس این مطلب را می گویند./ اقتصاد سنجی کاربردی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره ازهفته نامه معتبر خبری تایم
Time
نسخه آمریکا|5 نوامبر 2018|102 صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Time
نسخه آمریکا|5 نوامبر 2018|102 صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg