MBI_32_EN.xlsx
2.6 MB
داده های حداقل درآمد،حداکثر درآمد، میانگین درآمد
منبع: سازمان بین المللی نیروی کار ILO
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: سازمان بین المللی نیروی کار ILO
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه اول کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻 🔹 با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
🎥 ویدیوی جلسه اول کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف
https://www.aparat.com/v/c5Sal
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
https://www.aparat.com/v/c5Sal
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
۱- آشنایی با علوم مالی
جلسه اولزمان کلاس: شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳ الی ۱۵محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق ۳۰۳کتب مرجع: کتاب های تحلیلگر خبره مالی CFA
Financial Engineering
✅ بازخوانی خودآموز سیاستهای پولی در عمل (1): اقتصاد ترمز بریده ✍🏻 علی سعدوندی شاید رانندگی در شرایطی که ترمز بریده است را عده ای مهیج بدانند ولی برای غالب افراد حتی تصورش هم هولناک خواهد بود. شرط عقل نه آن است که با علم به ترمز بریده بر اریکه نشسته و برانید…
✅ بازخوانی خودآموز سیاستهای پولی در عمل (2):
✍🏻 علی سعدوندی
فرض کنید در یک اقتصاد تنها کالای نهایی قلم است. برای تهیه قلم نی نیاز است ولی قلمساز پولی برای خرید نی ندارد. چاره چیست؟ درست حدس زدید قلمساز 100 دینار نی قرض می کند و قلم می سازد پس از فروش قلم دین خود را تعدیه می کند. فرض کنید قلمساز سود یا زیانی از ساخت قلم نمی برد. پس در حال حاضر 100 دینار قلم و به همراه 100 دینار اعتبار در اقتصاد وجود دارد. درس اول: در هر فرآیند تولید متناسب با کالای تولیدی "اعتبار" ایجاد می شود. این اعتبار که از هیچ به وجود آمده ممکن است قرض الحسنه باشد یا ربوی. با این حال فرایند تولید کالا و خدمات با خلق پول (اعتبار) عجین است. اخلال در خلق پول یعنی اخلال در تولید.
حال فرض کنید قلم می خواهید ولی پولی ندارید. پس کالا هست نیاز هم هست ولی مبادله نیست. به این حالت "رکود" می گویند. از بانک 100 دینار قرض کرده و به حساب قلمساز واریز می کنید. حال چند دینار کالا و چند دینار اعتبار داریم؟ آفرین درست حدس زدید. هنوز 100 دینار نقلم داریم ولی 200 دینار اعتبار داریم که 100 دینار قرض قلمساز به نی فروش است و 100 دینار قرض بانک به مصرف کننده است. قلم را دریافت می کنید. در مقابل مبلغ پرداختی به قلمساز صرف پرداخت وام به نی فروش می شود. پس اعتبار نخست تسویه شد. میزان کل اعتبار (پول) در جامعه مجددا 100 دینار می شود که با میزان کالا برابر است. درس دوم: ویژگی پول حاصل از اعتبار یا وام یا قرض حسن مکانیزم خود تنظیمی آن است که با ایجاد اعتبار حجم پول یا نقدینگی افزایش یافته و با بازپرداخت آن حجم پول کاهش می یابد. بنابراین در اقتصاد اعتباری تک بانکی تورم معنا ندارد.
حال فرض کنید بانک اعلام کند از امروز تمامی حسابها مسدود است و مبادلات کاغذی انجام می شود. امروز هم شما به بانک می روید و 100 دینار وام می گیرید ولی مبلغ آن به حسابتان واریز نمی شود بلکه یک برگه کاغذ با ارزش موهومی 100 دینار به شما داده شده و شما امضا می دهید که در آینده آن 100 دینار را بازگردانید. برگه 100 دیناری را به قلمسازمی دهید و قلمدار می شوید. قلمساز هم برگه را به نی فروش می دهید و بدهی خود را صاف می کند. نکته بسیار مهم: هنوز هم 100 دینار کالا در اقتصاد داریم. ولی چه میزان پول داریم؟ در این حالت پول دو نوع است: (1) 100 دینار قرض مصرف کننده نزد بانک (2) برگه 100 دیناری نزد نی فروش. اما صدور برگه 100 دیناری تنها به دلیل بازپرداخت بدهی ها بود. اکنون 100 دینار کالا داریم و 200 دینار پول. پس تعادلی بین حجم پول و میزان کالا برقرار نیست. ارزش موهومی برگه کاغذ 100 دینار است در حالیکه ارزش واقعی آن صفر است. به تدریج که خلایق متوجه مازاد پول در اقتصاد شوند ارزش ذهنی برگه 100 دیناری کاهش می یابد. به این می گویند "تورم." تبریک می گویم. تا کنون باید متوجه شده باشید که دوست و برادر ونزوئلا چگونه ونزوئلا شد. درس سوم: پول کاغذی یا پول ماندگار به عکس پول اعتباری یا قرض حسن ممکن است تو تورم زا باشد.
آیا ممکن است که معضل رکود را بدون تورم حل کنیم؟ آنچه در کشورهای عقب مانده هنوز معضلی لاینحل است در کشورهای پیشرفته دانش بینان به راحتی حل شده است. در این ارتباط برخی صورت مساله را گم کرده اند و ابراز عقیده کرده اند که پول چاپ نکنیم یا آنکه به جای پول از طلا استفاده کنیم یا آنکه پول را معادل طلا در نظر بگیریم. تمامی این پاسخ ها منجر به محدود سازی وسیله مبادله شده و به نقطه اول سفرمان که همان "رکود" باشد باز می گردیم. چاره کار آن است که در بازار پول ترمز تعبیه کنیم. پس می بایست برگه 100 دیناری پس از تعدیه بدهی ها سوزانده شود تا مجددا حجم کالا با حجم پول در اقتصاد معادل شود. درس چهارم: فرآیند خلق پول پرقدرت (کاغذی) می بایست کاملا سهل و روان باشد تا از رکود برهیم و نباید ماندگار باشد تا از تورم اجتناب شود.
درس آخر: تزریق یک طرفه منابع به بازار بین بانکی به تورم افسار گسیخته منتهی می شود در حالیکه تزریق دو طرفه از طریق عملیات نجات بخش و مترقی "بازار باز" رکود و تورم را همزمان هدف قرار می دهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 علی سعدوندی
فرض کنید در یک اقتصاد تنها کالای نهایی قلم است. برای تهیه قلم نی نیاز است ولی قلمساز پولی برای خرید نی ندارد. چاره چیست؟ درست حدس زدید قلمساز 100 دینار نی قرض می کند و قلم می سازد پس از فروش قلم دین خود را تعدیه می کند. فرض کنید قلمساز سود یا زیانی از ساخت قلم نمی برد. پس در حال حاضر 100 دینار قلم و به همراه 100 دینار اعتبار در اقتصاد وجود دارد. درس اول: در هر فرآیند تولید متناسب با کالای تولیدی "اعتبار" ایجاد می شود. این اعتبار که از هیچ به وجود آمده ممکن است قرض الحسنه باشد یا ربوی. با این حال فرایند تولید کالا و خدمات با خلق پول (اعتبار) عجین است. اخلال در خلق پول یعنی اخلال در تولید.
حال فرض کنید قلم می خواهید ولی پولی ندارید. پس کالا هست نیاز هم هست ولی مبادله نیست. به این حالت "رکود" می گویند. از بانک 100 دینار قرض کرده و به حساب قلمساز واریز می کنید. حال چند دینار کالا و چند دینار اعتبار داریم؟ آفرین درست حدس زدید. هنوز 100 دینار نقلم داریم ولی 200 دینار اعتبار داریم که 100 دینار قرض قلمساز به نی فروش است و 100 دینار قرض بانک به مصرف کننده است. قلم را دریافت می کنید. در مقابل مبلغ پرداختی به قلمساز صرف پرداخت وام به نی فروش می شود. پس اعتبار نخست تسویه شد. میزان کل اعتبار (پول) در جامعه مجددا 100 دینار می شود که با میزان کالا برابر است. درس دوم: ویژگی پول حاصل از اعتبار یا وام یا قرض حسن مکانیزم خود تنظیمی آن است که با ایجاد اعتبار حجم پول یا نقدینگی افزایش یافته و با بازپرداخت آن حجم پول کاهش می یابد. بنابراین در اقتصاد اعتباری تک بانکی تورم معنا ندارد.
حال فرض کنید بانک اعلام کند از امروز تمامی حسابها مسدود است و مبادلات کاغذی انجام می شود. امروز هم شما به بانک می روید و 100 دینار وام می گیرید ولی مبلغ آن به حسابتان واریز نمی شود بلکه یک برگه کاغذ با ارزش موهومی 100 دینار به شما داده شده و شما امضا می دهید که در آینده آن 100 دینار را بازگردانید. برگه 100 دیناری را به قلمسازمی دهید و قلمدار می شوید. قلمساز هم برگه را به نی فروش می دهید و بدهی خود را صاف می کند. نکته بسیار مهم: هنوز هم 100 دینار کالا در اقتصاد داریم. ولی چه میزان پول داریم؟ در این حالت پول دو نوع است: (1) 100 دینار قرض مصرف کننده نزد بانک (2) برگه 100 دیناری نزد نی فروش. اما صدور برگه 100 دیناری تنها به دلیل بازپرداخت بدهی ها بود. اکنون 100 دینار کالا داریم و 200 دینار پول. پس تعادلی بین حجم پول و میزان کالا برقرار نیست. ارزش موهومی برگه کاغذ 100 دینار است در حالیکه ارزش واقعی آن صفر است. به تدریج که خلایق متوجه مازاد پول در اقتصاد شوند ارزش ذهنی برگه 100 دیناری کاهش می یابد. به این می گویند "تورم." تبریک می گویم. تا کنون باید متوجه شده باشید که دوست و برادر ونزوئلا چگونه ونزوئلا شد. درس سوم: پول کاغذی یا پول ماندگار به عکس پول اعتباری یا قرض حسن ممکن است تو تورم زا باشد.
آیا ممکن است که معضل رکود را بدون تورم حل کنیم؟ آنچه در کشورهای عقب مانده هنوز معضلی لاینحل است در کشورهای پیشرفته دانش بینان به راحتی حل شده است. در این ارتباط برخی صورت مساله را گم کرده اند و ابراز عقیده کرده اند که پول چاپ نکنیم یا آنکه به جای پول از طلا استفاده کنیم یا آنکه پول را معادل طلا در نظر بگیریم. تمامی این پاسخ ها منجر به محدود سازی وسیله مبادله شده و به نقطه اول سفرمان که همان "رکود" باشد باز می گردیم. چاره کار آن است که در بازار پول ترمز تعبیه کنیم. پس می بایست برگه 100 دیناری پس از تعدیه بدهی ها سوزانده شود تا مجددا حجم کالا با حجم پول در اقتصاد معادل شود. درس چهارم: فرآیند خلق پول پرقدرت (کاغذی) می بایست کاملا سهل و روان باشد تا از رکود برهیم و نباید ماندگار باشد تا از تورم اجتناب شود.
درس آخر: تزریق یک طرفه منابع به بازار بین بانکی به تورم افسار گسیخته منتهی می شود در حالیکه تزریق دو طرفه از طریق عملیات نجات بخش و مترقی "بازار باز" رکود و تورم را همزمان هدف قرار می دهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بخشنامه مزد 1397.pdf
5.1 MB
✅بخشنامه مزد سال ۹۷
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Times
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Wall Street Journal
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه دوم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻 🔹 با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
🎥 ویدیوی جلسه دوم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف
https://www.aparat.com/v/B8Jc6
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
https://www.aparat.com/v/B8Jc6
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
۲- ریاضیات مالی
جلسه دومزمان کلاس: دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳ الی ۱۵محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق ۳۰۳کتب مرجع:توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوستهبینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثیبرنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی
Financial Engineering
✅ #شرکت_های_تجاری 🔴جلسه ششم 💢مجمع عمومی،اجتماع اشخاصی(اعم از حقیقی یا حقوقی)است که صاحبان شرکت می باشند و شخصیت حقوقی شرکت وابسته به وجود آنهاست. در واقع جمع صاحبان سهام شرکت را مجمع عمومی می نامند. ♉️مجمع عمومی بالاترین مرکز قدرت شرکت و صاحب اختیار آن…
✅ #شرکت_های_تجاری
🔴جلسه هفتم
✍انواع سهام
سهام را می توان از جهات مختلف تقسیم بندی کرد:
از لحاظ شکلی ⬅️ سهام بانام و بی نام
از لحاظ ماهیت ⬅️ سهام نقدی و غیرنقدی
از لحاظ حقوقی ⬅️ سهام سرمایه ای و انتفاعی و نیز سهام عادی و ممتاز
1-سهام با نام و سهم بي نام:
1⃣سهم با نام سهمي است كه به شخص معين تعلق دارد و نام او روي ورقه سهام يا در دفتر سهام شركت ثبت شده است
2⃣سهام با نام ممكن است با اسم شخص باشد و يا صرفاً ذكر سهام با نام بر روي برگه سهم باشد. ولي اگر اين چنين باشد نام صاحب سهم در دفتر سهام شركت ثبت مي گردد.
3⃣دفتر سهام شركت دليل مالكيت در مورد اين نوع سهام است. نقل و انتقال سهام با نام بايد در دفتر ثبت سهام شركت قيد گردد در غير اينصورت اعتبار ندارد.
4⃣كوپن هاي سهام با نام نيز ممكن است با نام باشد و يا بي نام. اين نوع سهام از نظر مالياتي براي كشورها مفيد است چرا كه اين نوع سهامداران نمي توانند از ماليات فرار كنند
5⃣سهم بي نام سهمي است كه نام صاحب آن بر روي آن ذكر نمي شود. سهام بي نام سند در وجه حامل محسوب مي گردد.
6⃣نقل و انتقال اين گونه سهام با قبض و اقباض به عمل مي آيد و زماني سهام بي نام صادر مي گردد كه تمامي مبلغ اسمي سهام پرداخت شده باشد در غير اينصورت گواهينامه موقت سهام بصورت سند در وجه حامل تنظيم و به مالك آن تسليم مي گردد.
7⃣سهام بي نام به سهولت قابليت نقل و انتقال دارد و استقبال عمومي به اين علت از اين نوع سهام بيشتر است.
8⃣سهام با نام به بي نام و بالعكس قابليت تبديل دارند در دو حالت:
1-اين موضوع در اساسنامه پيش بيني شده باشد
2-تصميم مجمع عمومي فوق العاده
پایان جلسه هفتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴جلسه هفتم
✍انواع سهام
سهام را می توان از جهات مختلف تقسیم بندی کرد:
از لحاظ شکلی ⬅️ سهام بانام و بی نام
از لحاظ ماهیت ⬅️ سهام نقدی و غیرنقدی
از لحاظ حقوقی ⬅️ سهام سرمایه ای و انتفاعی و نیز سهام عادی و ممتاز
1-سهام با نام و سهم بي نام:
1⃣سهم با نام سهمي است كه به شخص معين تعلق دارد و نام او روي ورقه سهام يا در دفتر سهام شركت ثبت شده است
2⃣سهام با نام ممكن است با اسم شخص باشد و يا صرفاً ذكر سهام با نام بر روي برگه سهم باشد. ولي اگر اين چنين باشد نام صاحب سهم در دفتر سهام شركت ثبت مي گردد.
3⃣دفتر سهام شركت دليل مالكيت در مورد اين نوع سهام است. نقل و انتقال سهام با نام بايد در دفتر ثبت سهام شركت قيد گردد در غير اينصورت اعتبار ندارد.
4⃣كوپن هاي سهام با نام نيز ممكن است با نام باشد و يا بي نام. اين نوع سهام از نظر مالياتي براي كشورها مفيد است چرا كه اين نوع سهامداران نمي توانند از ماليات فرار كنند
5⃣سهم بي نام سهمي است كه نام صاحب آن بر روي آن ذكر نمي شود. سهام بي نام سند در وجه حامل محسوب مي گردد.
6⃣نقل و انتقال اين گونه سهام با قبض و اقباض به عمل مي آيد و زماني سهام بي نام صادر مي گردد كه تمامي مبلغ اسمي سهام پرداخت شده باشد در غير اينصورت گواهينامه موقت سهام بصورت سند در وجه حامل تنظيم و به مالك آن تسليم مي گردد.
7⃣سهام بي نام به سهولت قابليت نقل و انتقال دارد و استقبال عمومي به اين علت از اين نوع سهام بيشتر است.
8⃣سهام با نام به بي نام و بالعكس قابليت تبديل دارند در دو حالت:
1-اين موضوع در اساسنامه پيش بيني شده باشد
2-تصميم مجمع عمومي فوق العاده
پایان جلسه هفتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔸شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری (شاخص تورم) از ۱۳۱۵ تا ۱۳۹۶
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔸شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری (شاخص تورم) از ۱۳۱۵ تا ۱۳۹۶
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔸شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری (شاخص تورم) از ۱۳۱۵ تا ۱۳۹۶
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره هفته نامه #خبری #اکونومیست
The Economist
نسخه آمریکا|14 اپریل 2018 |96 صفحه
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Economist
نسخه آمریکا|14 اپریل 2018 |96 صفحه
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
جدیدترین شماره هفته نامه #خبری #اکونومیست The Economist نسخه آمریکا|14 اپریل 2018 |96 صفحه بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🖌اخبار اقتصادی مجله اکونومیست
📎تحریم های آمریکا بر علیه روسیه
آخرین دور از تحریم های آمریکا بر علیه روسیه بسیار شدید تر بوده است و باعث شده است که بازار سهام روسیه و همچنین واحد پول این کشور با کاهش شدید ارزش مواجه شود. در میان اهداف تعیین شده برای این تحریم ها نام هفت الیگارشی و 12 شرکت متلعق به آنها یا تحت مالکیت آنها دیده میشود، که در نتیجه آن سرمایه گذاران نا ارام به نظر آمده و احساس خطر شدیدی کرده اند به طوری که دامن این نگرانی به اسبربانک که در واقع بزرگترین بانک روسیه نیز است رسید. لیست تحریم ها شامل اولگ دریپاشکا و شرکتهای او از جمله روسال(بزرگترین تولید کنند آلومینیوم روسیه) نیز است. در مورد قدرت و توان این تحریم ها میتوان گفت که باعث شده است که ایوان گلاسنبرگ که مدیر اجرایی گلنکور است، از هیئت مدیره روسال که از سال 2007 به آن پیوسته بود، استعفا داده است.
📎نوسانات در بازار سهام
بازار سهام به طور کلی، یک هفته نوسانی دیگر را پشت سر گذاشت که بخشی از آن به دلیل احساسات موجود در مورد چشم انداز جنگ تجاری بین آمریکا و چین است و بخشی دیگر آن نیز به دلیل فشارهای سیاسی بر سوریه است که باعث شده است که قیمت نفت با افزایش همراه شود که حداقل در این میان به نفع روسیه بوده است. نفت خام برنت به قیمت های بالاتر از 72 دلار برای هر بشکه رسیده است که از سال 2014 تا کنون بی سابقه بوده است.
📎افت ارزش لیر ترکیه
لیر ترکیه در طی هفته گذشته در مقابل دلار بار دیگر با کاهش ارزش همراه شد که بخشی از آن به دلیل نگرانی در مورد رشد ارزش لیر به هر قیمتی بوده است که مسولان به دنبال آن هستند. رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه، اقدام به ارائه یک بسته سرمایه گذاری کرد و دوباره گفته است که نرخ بهره باید کاهش پیدا کند. این باعث شده است که سرمایه گذاران تصور کنند این بیانیه در واقع میتواند نشان دهنده عدم استقلال بانک مرکزی این کشور در مورد سیاست های پولی باشد. تورم همچنان بالای 10 درصد باقی ماننده و کسری حساب نیز در حال افزایش است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📎تحریم های آمریکا بر علیه روسیه
آخرین دور از تحریم های آمریکا بر علیه روسیه بسیار شدید تر بوده است و باعث شده است که بازار سهام روسیه و همچنین واحد پول این کشور با کاهش شدید ارزش مواجه شود. در میان اهداف تعیین شده برای این تحریم ها نام هفت الیگارشی و 12 شرکت متلعق به آنها یا تحت مالکیت آنها دیده میشود، که در نتیجه آن سرمایه گذاران نا ارام به نظر آمده و احساس خطر شدیدی کرده اند به طوری که دامن این نگرانی به اسبربانک که در واقع بزرگترین بانک روسیه نیز است رسید. لیست تحریم ها شامل اولگ دریپاشکا و شرکتهای او از جمله روسال(بزرگترین تولید کنند آلومینیوم روسیه) نیز است. در مورد قدرت و توان این تحریم ها میتوان گفت که باعث شده است که ایوان گلاسنبرگ که مدیر اجرایی گلنکور است، از هیئت مدیره روسال که از سال 2007 به آن پیوسته بود، استعفا داده است.
📎نوسانات در بازار سهام
بازار سهام به طور کلی، یک هفته نوسانی دیگر را پشت سر گذاشت که بخشی از آن به دلیل احساسات موجود در مورد چشم انداز جنگ تجاری بین آمریکا و چین است و بخشی دیگر آن نیز به دلیل فشارهای سیاسی بر سوریه است که باعث شده است که قیمت نفت با افزایش همراه شود که حداقل در این میان به نفع روسیه بوده است. نفت خام برنت به قیمت های بالاتر از 72 دلار برای هر بشکه رسیده است که از سال 2014 تا کنون بی سابقه بوده است.
📎افت ارزش لیر ترکیه
لیر ترکیه در طی هفته گذشته در مقابل دلار بار دیگر با کاهش ارزش همراه شد که بخشی از آن به دلیل نگرانی در مورد رشد ارزش لیر به هر قیمتی بوده است که مسولان به دنبال آن هستند. رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه، اقدام به ارائه یک بسته سرمایه گذاری کرد و دوباره گفته است که نرخ بهره باید کاهش پیدا کند. این باعث شده است که سرمایه گذاران تصور کنند این بیانیه در واقع میتواند نشان دهنده عدم استقلال بانک مرکزی این کشور در مورد سیاست های پولی باشد. تورم همچنان بالای 10 درصد باقی ماننده و کسری حساب نیز در حال افزایش است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔷 بازخوانی استقلال بانک مرکزی: پیش نیازها و الزامات🔷 [بخش ۱از۲]
✍🏻 مسعود نیلی
🔹 متن پیادهشده سخنرانی مسعود نیلی در هفتمین همایش سالانه دنیای اقتصاد🔹۷ اسفند ۱۳۹۶🔸
از نظر من اگر کسی سوال کند که بزرگترین دستاورد علم اقتصاد در حوزه اقتصاد کلان چه بوده، بدون درنگ پاسخ خواهم داد «ریشه کن کردن تورم» و آن هم به عنوان اتفاقی که ظرف کمتر از بیست سال اخیر رخ داده است. وقتی راجع به این اتفاق بزرگ صحبت میکنیم، خود به خود به دنبال ریشهکنشدن تورم، نزدیکترین واژهای که به ذهن میرسد استقلال بانک مرکزی است.
وقتی این پدیده را کمی دقیقتر مورد بررسی قرار میدهیم دو اتفاق مهم جلب نظر میکند که یکی از آنها مربوط به ۲۵ سال اخیر است و دومی مربوط به کمی کمتر از ده سال اخیر.
اتفاق اول، نهادینهشدن قیودی سخت بر رفتار مالی دولتها به ویژه در حوزه تامین مالی دولتها است. از یک زمانی به بعد این قید به دولتمردان تحمیل شد که برای تامین منابع، بهطور مستقیم سراغ کسانی بروند که از آنها رای گرفتهاند و بقیه راهها بهروی آنها بسته شد. آنها مجبور بودند که در بلندمدت مخارج خود را با مالیات تامین مالی کنند و در کوتاهمدت هم کسری بودجه خود را در چارچوب قیودی سخت، از طریق استقراض عمومی یعنی فروش اوراق تامین کنند. به دنبال این رویکرد استراتژیک، واژههایی مانند «قاعده مالی»، «پایداری مالی» و «تعدیل مالی» بهوجود آمد که همه نسبتاً جدید و مرتبط با همین موضوع هستند. نتیجه این رویکرد آن بود که رابطه بین پول و سیاست قطع شد. سیاست محدود به حوزه مالی شد. این رویکرد میگوید دولت حق ندارد از بانکها تامین مالی شود، حق ندارد از شرکتها و بنگاههای اقتصادی تامین مالی شود و حق ندارد از بانک مرکزی تامین مالی شود. فقط مالیات و استقراض از مردم. بر این اساس، خودبهخود ارتباط مالی بین دولت و بانک مرکزی برقرار نیست و بهطور طبیعی استقلال بانک مرکزی حاصل شده و تحقق پیدا میکند.
اتفاق دوم نهادینه شدن قیودی بسیار سخت بر رفتار بانکها و موسسات مالی بود. بدون تردید یک موسسه مالی امروز در سال ۲۰۱۸ با محدودیتهای به مراتب بیشتر و سختتر نسبت به ده سال پیش مواجه است. نظر به اهمیت بسیار زیاد این موضوع، این محدودیتها تبدیل به قواعد لازمالاجرا در سطح بینالمللی شدند و ماموریتها و اختیارات جدیدی به بانکهای مرکزی داده شد.
دو اتفاقی را که ذکر کردم، هر دو به قدرتمندتر شدن بانک مرکزی منتهی شده است. اولی اعمال محدودیت در تامین مالی دولتها و دومی برقراری محدودیت در رفتار بانکها و منضبطتر شدن آنها. حاصل این شکل تقسیم کار این میشود که بانک مرکزی در درجه اول و قبل از هر چیز، مسئول حفظ ارزش پول و تورم میشود.
حالا اگر ما همین چارچوب نهادی را بخواهیم برای یک کشور نفتی منضبط مثلاً نروژ برقرار کنیم به یک قید سوم هم میرسیم و آن نحوه مدیریت و مصرف درآمدهای نفتی است و مباحث مربوط به چگونگی عملکرد صندوقهای ثروت ملی.
پس به یک مثلث میرسیم که اضلاع تشکیلدهنده آن عبارتند از: قید مالی دولت، قید رفتاری بانکها و نحوه مدیریت درآمدهای نفتی. در مرکز این مثلث بانک مرکزی قرار میگیرد.
اگر به عنوان مثال شما کشوری داشته باشید که دولت در تامین مالی پایبند به هیچ قیدی نباشد، بانکها در رفتار مالی خودشان بدون محدودیت عمل کنند و مصرف درآمدهای نفتی هم از هیچ قاعدهای تبعیت نکند، خودبهخود یک بانک مرکزی منفعل نتیجه میشود و مساله تورم همچنان باقی میماند.
[ادامه دارد👇🏼]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مسعود نیلی
🔹 متن پیادهشده سخنرانی مسعود نیلی در هفتمین همایش سالانه دنیای اقتصاد🔹۷ اسفند ۱۳۹۶🔸
از نظر من اگر کسی سوال کند که بزرگترین دستاورد علم اقتصاد در حوزه اقتصاد کلان چه بوده، بدون درنگ پاسخ خواهم داد «ریشه کن کردن تورم» و آن هم به عنوان اتفاقی که ظرف کمتر از بیست سال اخیر رخ داده است. وقتی راجع به این اتفاق بزرگ صحبت میکنیم، خود به خود به دنبال ریشهکنشدن تورم، نزدیکترین واژهای که به ذهن میرسد استقلال بانک مرکزی است.
وقتی این پدیده را کمی دقیقتر مورد بررسی قرار میدهیم دو اتفاق مهم جلب نظر میکند که یکی از آنها مربوط به ۲۵ سال اخیر است و دومی مربوط به کمی کمتر از ده سال اخیر.
اتفاق اول، نهادینهشدن قیودی سخت بر رفتار مالی دولتها به ویژه در حوزه تامین مالی دولتها است. از یک زمانی به بعد این قید به دولتمردان تحمیل شد که برای تامین منابع، بهطور مستقیم سراغ کسانی بروند که از آنها رای گرفتهاند و بقیه راهها بهروی آنها بسته شد. آنها مجبور بودند که در بلندمدت مخارج خود را با مالیات تامین مالی کنند و در کوتاهمدت هم کسری بودجه خود را در چارچوب قیودی سخت، از طریق استقراض عمومی یعنی فروش اوراق تامین کنند. به دنبال این رویکرد استراتژیک، واژههایی مانند «قاعده مالی»، «پایداری مالی» و «تعدیل مالی» بهوجود آمد که همه نسبتاً جدید و مرتبط با همین موضوع هستند. نتیجه این رویکرد آن بود که رابطه بین پول و سیاست قطع شد. سیاست محدود به حوزه مالی شد. این رویکرد میگوید دولت حق ندارد از بانکها تامین مالی شود، حق ندارد از شرکتها و بنگاههای اقتصادی تامین مالی شود و حق ندارد از بانک مرکزی تامین مالی شود. فقط مالیات و استقراض از مردم. بر این اساس، خودبهخود ارتباط مالی بین دولت و بانک مرکزی برقرار نیست و بهطور طبیعی استقلال بانک مرکزی حاصل شده و تحقق پیدا میکند.
اتفاق دوم نهادینه شدن قیودی بسیار سخت بر رفتار بانکها و موسسات مالی بود. بدون تردید یک موسسه مالی امروز در سال ۲۰۱۸ با محدودیتهای به مراتب بیشتر و سختتر نسبت به ده سال پیش مواجه است. نظر به اهمیت بسیار زیاد این موضوع، این محدودیتها تبدیل به قواعد لازمالاجرا در سطح بینالمللی شدند و ماموریتها و اختیارات جدیدی به بانکهای مرکزی داده شد.
دو اتفاقی را که ذکر کردم، هر دو به قدرتمندتر شدن بانک مرکزی منتهی شده است. اولی اعمال محدودیت در تامین مالی دولتها و دومی برقراری محدودیت در رفتار بانکها و منضبطتر شدن آنها. حاصل این شکل تقسیم کار این میشود که بانک مرکزی در درجه اول و قبل از هر چیز، مسئول حفظ ارزش پول و تورم میشود.
حالا اگر ما همین چارچوب نهادی را بخواهیم برای یک کشور نفتی منضبط مثلاً نروژ برقرار کنیم به یک قید سوم هم میرسیم و آن نحوه مدیریت و مصرف درآمدهای نفتی است و مباحث مربوط به چگونگی عملکرد صندوقهای ثروت ملی.
پس به یک مثلث میرسیم که اضلاع تشکیلدهنده آن عبارتند از: قید مالی دولت، قید رفتاری بانکها و نحوه مدیریت درآمدهای نفتی. در مرکز این مثلث بانک مرکزی قرار میگیرد.
اگر به عنوان مثال شما کشوری داشته باشید که دولت در تامین مالی پایبند به هیچ قیدی نباشد، بانکها در رفتار مالی خودشان بدون محدودیت عمل کنند و مصرف درآمدهای نفتی هم از هیچ قاعدهای تبعیت نکند، خودبهخود یک بانک مرکزی منفعل نتیجه میشود و مساله تورم همچنان باقی میماند.
[ادامه دارد👇🏼]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg