Financial Engineering
✅ #شرکت_های_تجاری 🔴جلسه ششم 💢مجمع عمومی،اجتماع اشخاصی(اعم از حقیقی یا حقوقی)است که صاحبان شرکت می باشند و شخصیت حقوقی شرکت وابسته به وجود آنهاست. در واقع جمع صاحبان سهام شرکت را مجمع عمومی می نامند. ♉️مجمع عمومی بالاترین مرکز قدرت شرکت و صاحب اختیار آن…
✅ #شرکت_های_تجاری
🔴جلسه هفتم
✍انواع سهام
سهام را می توان از جهات مختلف تقسیم بندی کرد:
از لحاظ شکلی ⬅️ سهام بانام و بی نام
از لحاظ ماهیت ⬅️ سهام نقدی و غیرنقدی
از لحاظ حقوقی ⬅️ سهام سرمایه ای و انتفاعی و نیز سهام عادی و ممتاز
1-سهام با نام و سهم بي نام:
1⃣سهم با نام سهمي است كه به شخص معين تعلق دارد و نام او روي ورقه سهام يا در دفتر سهام شركت ثبت شده است
2⃣سهام با نام ممكن است با اسم شخص باشد و يا صرفاً ذكر سهام با نام بر روي برگه سهم باشد. ولي اگر اين چنين باشد نام صاحب سهم در دفتر سهام شركت ثبت مي گردد.
3⃣دفتر سهام شركت دليل مالكيت در مورد اين نوع سهام است. نقل و انتقال سهام با نام بايد در دفتر ثبت سهام شركت قيد گردد در غير اينصورت اعتبار ندارد.
4⃣كوپن هاي سهام با نام نيز ممكن است با نام باشد و يا بي نام. اين نوع سهام از نظر مالياتي براي كشورها مفيد است چرا كه اين نوع سهامداران نمي توانند از ماليات فرار كنند
5⃣سهم بي نام سهمي است كه نام صاحب آن بر روي آن ذكر نمي شود. سهام بي نام سند در وجه حامل محسوب مي گردد.
6⃣نقل و انتقال اين گونه سهام با قبض و اقباض به عمل مي آيد و زماني سهام بي نام صادر مي گردد كه تمامي مبلغ اسمي سهام پرداخت شده باشد در غير اينصورت گواهينامه موقت سهام بصورت سند در وجه حامل تنظيم و به مالك آن تسليم مي گردد.
7⃣سهام بي نام به سهولت قابليت نقل و انتقال دارد و استقبال عمومي به اين علت از اين نوع سهام بيشتر است.
8⃣سهام با نام به بي نام و بالعكس قابليت تبديل دارند در دو حالت:
1-اين موضوع در اساسنامه پيش بيني شده باشد
2-تصميم مجمع عمومي فوق العاده
پایان جلسه هفتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴جلسه هفتم
✍انواع سهام
سهام را می توان از جهات مختلف تقسیم بندی کرد:
از لحاظ شکلی ⬅️ سهام بانام و بی نام
از لحاظ ماهیت ⬅️ سهام نقدی و غیرنقدی
از لحاظ حقوقی ⬅️ سهام سرمایه ای و انتفاعی و نیز سهام عادی و ممتاز
1-سهام با نام و سهم بي نام:
1⃣سهم با نام سهمي است كه به شخص معين تعلق دارد و نام او روي ورقه سهام يا در دفتر سهام شركت ثبت شده است
2⃣سهام با نام ممكن است با اسم شخص باشد و يا صرفاً ذكر سهام با نام بر روي برگه سهم باشد. ولي اگر اين چنين باشد نام صاحب سهم در دفتر سهام شركت ثبت مي گردد.
3⃣دفتر سهام شركت دليل مالكيت در مورد اين نوع سهام است. نقل و انتقال سهام با نام بايد در دفتر ثبت سهام شركت قيد گردد در غير اينصورت اعتبار ندارد.
4⃣كوپن هاي سهام با نام نيز ممكن است با نام باشد و يا بي نام. اين نوع سهام از نظر مالياتي براي كشورها مفيد است چرا كه اين نوع سهامداران نمي توانند از ماليات فرار كنند
5⃣سهم بي نام سهمي است كه نام صاحب آن بر روي آن ذكر نمي شود. سهام بي نام سند در وجه حامل محسوب مي گردد.
6⃣نقل و انتقال اين گونه سهام با قبض و اقباض به عمل مي آيد و زماني سهام بي نام صادر مي گردد كه تمامي مبلغ اسمي سهام پرداخت شده باشد در غير اينصورت گواهينامه موقت سهام بصورت سند در وجه حامل تنظيم و به مالك آن تسليم مي گردد.
7⃣سهام بي نام به سهولت قابليت نقل و انتقال دارد و استقبال عمومي به اين علت از اين نوع سهام بيشتر است.
8⃣سهام با نام به بي نام و بالعكس قابليت تبديل دارند در دو حالت:
1-اين موضوع در اساسنامه پيش بيني شده باشد
2-تصميم مجمع عمومي فوق العاده
پایان جلسه هفتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔸شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری (شاخص تورم) از ۱۳۱۵ تا ۱۳۹۶
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔸شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری (شاخص تورم) از ۱۳۱۵ تا ۱۳۹۶
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔸شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری (شاخص تورم) از ۱۳۱۵ تا ۱۳۹۶
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: معاونت حقوقی ریاست جمهوری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره هفته نامه #خبری #اکونومیست
The Economist
نسخه آمریکا|14 اپریل 2018 |96 صفحه
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Economist
نسخه آمریکا|14 اپریل 2018 |96 صفحه
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
جدیدترین شماره هفته نامه #خبری #اکونومیست The Economist نسخه آمریکا|14 اپریل 2018 |96 صفحه بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🖌اخبار اقتصادی مجله اکونومیست
📎تحریم های آمریکا بر علیه روسیه
آخرین دور از تحریم های آمریکا بر علیه روسیه بسیار شدید تر بوده است و باعث شده است که بازار سهام روسیه و همچنین واحد پول این کشور با کاهش شدید ارزش مواجه شود. در میان اهداف تعیین شده برای این تحریم ها نام هفت الیگارشی و 12 شرکت متلعق به آنها یا تحت مالکیت آنها دیده میشود، که در نتیجه آن سرمایه گذاران نا ارام به نظر آمده و احساس خطر شدیدی کرده اند به طوری که دامن این نگرانی به اسبربانک که در واقع بزرگترین بانک روسیه نیز است رسید. لیست تحریم ها شامل اولگ دریپاشکا و شرکتهای او از جمله روسال(بزرگترین تولید کنند آلومینیوم روسیه) نیز است. در مورد قدرت و توان این تحریم ها میتوان گفت که باعث شده است که ایوان گلاسنبرگ که مدیر اجرایی گلنکور است، از هیئت مدیره روسال که از سال 2007 به آن پیوسته بود، استعفا داده است.
📎نوسانات در بازار سهام
بازار سهام به طور کلی، یک هفته نوسانی دیگر را پشت سر گذاشت که بخشی از آن به دلیل احساسات موجود در مورد چشم انداز جنگ تجاری بین آمریکا و چین است و بخشی دیگر آن نیز به دلیل فشارهای سیاسی بر سوریه است که باعث شده است که قیمت نفت با افزایش همراه شود که حداقل در این میان به نفع روسیه بوده است. نفت خام برنت به قیمت های بالاتر از 72 دلار برای هر بشکه رسیده است که از سال 2014 تا کنون بی سابقه بوده است.
📎افت ارزش لیر ترکیه
لیر ترکیه در طی هفته گذشته در مقابل دلار بار دیگر با کاهش ارزش همراه شد که بخشی از آن به دلیل نگرانی در مورد رشد ارزش لیر به هر قیمتی بوده است که مسولان به دنبال آن هستند. رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه، اقدام به ارائه یک بسته سرمایه گذاری کرد و دوباره گفته است که نرخ بهره باید کاهش پیدا کند. این باعث شده است که سرمایه گذاران تصور کنند این بیانیه در واقع میتواند نشان دهنده عدم استقلال بانک مرکزی این کشور در مورد سیاست های پولی باشد. تورم همچنان بالای 10 درصد باقی ماننده و کسری حساب نیز در حال افزایش است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📎تحریم های آمریکا بر علیه روسیه
آخرین دور از تحریم های آمریکا بر علیه روسیه بسیار شدید تر بوده است و باعث شده است که بازار سهام روسیه و همچنین واحد پول این کشور با کاهش شدید ارزش مواجه شود. در میان اهداف تعیین شده برای این تحریم ها نام هفت الیگارشی و 12 شرکت متلعق به آنها یا تحت مالکیت آنها دیده میشود، که در نتیجه آن سرمایه گذاران نا ارام به نظر آمده و احساس خطر شدیدی کرده اند به طوری که دامن این نگرانی به اسبربانک که در واقع بزرگترین بانک روسیه نیز است رسید. لیست تحریم ها شامل اولگ دریپاشکا و شرکتهای او از جمله روسال(بزرگترین تولید کنند آلومینیوم روسیه) نیز است. در مورد قدرت و توان این تحریم ها میتوان گفت که باعث شده است که ایوان گلاسنبرگ که مدیر اجرایی گلنکور است، از هیئت مدیره روسال که از سال 2007 به آن پیوسته بود، استعفا داده است.
📎نوسانات در بازار سهام
بازار سهام به طور کلی، یک هفته نوسانی دیگر را پشت سر گذاشت که بخشی از آن به دلیل احساسات موجود در مورد چشم انداز جنگ تجاری بین آمریکا و چین است و بخشی دیگر آن نیز به دلیل فشارهای سیاسی بر سوریه است که باعث شده است که قیمت نفت با افزایش همراه شود که حداقل در این میان به نفع روسیه بوده است. نفت خام برنت به قیمت های بالاتر از 72 دلار برای هر بشکه رسیده است که از سال 2014 تا کنون بی سابقه بوده است.
📎افت ارزش لیر ترکیه
لیر ترکیه در طی هفته گذشته در مقابل دلار بار دیگر با کاهش ارزش همراه شد که بخشی از آن به دلیل نگرانی در مورد رشد ارزش لیر به هر قیمتی بوده است که مسولان به دنبال آن هستند. رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه، اقدام به ارائه یک بسته سرمایه گذاری کرد و دوباره گفته است که نرخ بهره باید کاهش پیدا کند. این باعث شده است که سرمایه گذاران تصور کنند این بیانیه در واقع میتواند نشان دهنده عدم استقلال بانک مرکزی این کشور در مورد سیاست های پولی باشد. تورم همچنان بالای 10 درصد باقی ماننده و کسری حساب نیز در حال افزایش است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔷 بازخوانی استقلال بانک مرکزی: پیش نیازها و الزامات🔷 [بخش ۱از۲]
✍🏻 مسعود نیلی
🔹 متن پیادهشده سخنرانی مسعود نیلی در هفتمین همایش سالانه دنیای اقتصاد🔹۷ اسفند ۱۳۹۶🔸
از نظر من اگر کسی سوال کند که بزرگترین دستاورد علم اقتصاد در حوزه اقتصاد کلان چه بوده، بدون درنگ پاسخ خواهم داد «ریشه کن کردن تورم» و آن هم به عنوان اتفاقی که ظرف کمتر از بیست سال اخیر رخ داده است. وقتی راجع به این اتفاق بزرگ صحبت میکنیم، خود به خود به دنبال ریشهکنشدن تورم، نزدیکترین واژهای که به ذهن میرسد استقلال بانک مرکزی است.
وقتی این پدیده را کمی دقیقتر مورد بررسی قرار میدهیم دو اتفاق مهم جلب نظر میکند که یکی از آنها مربوط به ۲۵ سال اخیر است و دومی مربوط به کمی کمتر از ده سال اخیر.
اتفاق اول، نهادینهشدن قیودی سخت بر رفتار مالی دولتها به ویژه در حوزه تامین مالی دولتها است. از یک زمانی به بعد این قید به دولتمردان تحمیل شد که برای تامین منابع، بهطور مستقیم سراغ کسانی بروند که از آنها رای گرفتهاند و بقیه راهها بهروی آنها بسته شد. آنها مجبور بودند که در بلندمدت مخارج خود را با مالیات تامین مالی کنند و در کوتاهمدت هم کسری بودجه خود را در چارچوب قیودی سخت، از طریق استقراض عمومی یعنی فروش اوراق تامین کنند. به دنبال این رویکرد استراتژیک، واژههایی مانند «قاعده مالی»، «پایداری مالی» و «تعدیل مالی» بهوجود آمد که همه نسبتاً جدید و مرتبط با همین موضوع هستند. نتیجه این رویکرد آن بود که رابطه بین پول و سیاست قطع شد. سیاست محدود به حوزه مالی شد. این رویکرد میگوید دولت حق ندارد از بانکها تامین مالی شود، حق ندارد از شرکتها و بنگاههای اقتصادی تامین مالی شود و حق ندارد از بانک مرکزی تامین مالی شود. فقط مالیات و استقراض از مردم. بر این اساس، خودبهخود ارتباط مالی بین دولت و بانک مرکزی برقرار نیست و بهطور طبیعی استقلال بانک مرکزی حاصل شده و تحقق پیدا میکند.
اتفاق دوم نهادینه شدن قیودی بسیار سخت بر رفتار بانکها و موسسات مالی بود. بدون تردید یک موسسه مالی امروز در سال ۲۰۱۸ با محدودیتهای به مراتب بیشتر و سختتر نسبت به ده سال پیش مواجه است. نظر به اهمیت بسیار زیاد این موضوع، این محدودیتها تبدیل به قواعد لازمالاجرا در سطح بینالمللی شدند و ماموریتها و اختیارات جدیدی به بانکهای مرکزی داده شد.
دو اتفاقی را که ذکر کردم، هر دو به قدرتمندتر شدن بانک مرکزی منتهی شده است. اولی اعمال محدودیت در تامین مالی دولتها و دومی برقراری محدودیت در رفتار بانکها و منضبطتر شدن آنها. حاصل این شکل تقسیم کار این میشود که بانک مرکزی در درجه اول و قبل از هر چیز، مسئول حفظ ارزش پول و تورم میشود.
حالا اگر ما همین چارچوب نهادی را بخواهیم برای یک کشور نفتی منضبط مثلاً نروژ برقرار کنیم به یک قید سوم هم میرسیم و آن نحوه مدیریت و مصرف درآمدهای نفتی است و مباحث مربوط به چگونگی عملکرد صندوقهای ثروت ملی.
پس به یک مثلث میرسیم که اضلاع تشکیلدهنده آن عبارتند از: قید مالی دولت، قید رفتاری بانکها و نحوه مدیریت درآمدهای نفتی. در مرکز این مثلث بانک مرکزی قرار میگیرد.
اگر به عنوان مثال شما کشوری داشته باشید که دولت در تامین مالی پایبند به هیچ قیدی نباشد، بانکها در رفتار مالی خودشان بدون محدودیت عمل کنند و مصرف درآمدهای نفتی هم از هیچ قاعدهای تبعیت نکند، خودبهخود یک بانک مرکزی منفعل نتیجه میشود و مساله تورم همچنان باقی میماند.
[ادامه دارد👇🏼]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مسعود نیلی
🔹 متن پیادهشده سخنرانی مسعود نیلی در هفتمین همایش سالانه دنیای اقتصاد🔹۷ اسفند ۱۳۹۶🔸
از نظر من اگر کسی سوال کند که بزرگترین دستاورد علم اقتصاد در حوزه اقتصاد کلان چه بوده، بدون درنگ پاسخ خواهم داد «ریشه کن کردن تورم» و آن هم به عنوان اتفاقی که ظرف کمتر از بیست سال اخیر رخ داده است. وقتی راجع به این اتفاق بزرگ صحبت میکنیم، خود به خود به دنبال ریشهکنشدن تورم، نزدیکترین واژهای که به ذهن میرسد استقلال بانک مرکزی است.
وقتی این پدیده را کمی دقیقتر مورد بررسی قرار میدهیم دو اتفاق مهم جلب نظر میکند که یکی از آنها مربوط به ۲۵ سال اخیر است و دومی مربوط به کمی کمتر از ده سال اخیر.
اتفاق اول، نهادینهشدن قیودی سخت بر رفتار مالی دولتها به ویژه در حوزه تامین مالی دولتها است. از یک زمانی به بعد این قید به دولتمردان تحمیل شد که برای تامین منابع، بهطور مستقیم سراغ کسانی بروند که از آنها رای گرفتهاند و بقیه راهها بهروی آنها بسته شد. آنها مجبور بودند که در بلندمدت مخارج خود را با مالیات تامین مالی کنند و در کوتاهمدت هم کسری بودجه خود را در چارچوب قیودی سخت، از طریق استقراض عمومی یعنی فروش اوراق تامین کنند. به دنبال این رویکرد استراتژیک، واژههایی مانند «قاعده مالی»، «پایداری مالی» و «تعدیل مالی» بهوجود آمد که همه نسبتاً جدید و مرتبط با همین موضوع هستند. نتیجه این رویکرد آن بود که رابطه بین پول و سیاست قطع شد. سیاست محدود به حوزه مالی شد. این رویکرد میگوید دولت حق ندارد از بانکها تامین مالی شود، حق ندارد از شرکتها و بنگاههای اقتصادی تامین مالی شود و حق ندارد از بانک مرکزی تامین مالی شود. فقط مالیات و استقراض از مردم. بر این اساس، خودبهخود ارتباط مالی بین دولت و بانک مرکزی برقرار نیست و بهطور طبیعی استقلال بانک مرکزی حاصل شده و تحقق پیدا میکند.
اتفاق دوم نهادینه شدن قیودی بسیار سخت بر رفتار بانکها و موسسات مالی بود. بدون تردید یک موسسه مالی امروز در سال ۲۰۱۸ با محدودیتهای به مراتب بیشتر و سختتر نسبت به ده سال پیش مواجه است. نظر به اهمیت بسیار زیاد این موضوع، این محدودیتها تبدیل به قواعد لازمالاجرا در سطح بینالمللی شدند و ماموریتها و اختیارات جدیدی به بانکهای مرکزی داده شد.
دو اتفاقی را که ذکر کردم، هر دو به قدرتمندتر شدن بانک مرکزی منتهی شده است. اولی اعمال محدودیت در تامین مالی دولتها و دومی برقراری محدودیت در رفتار بانکها و منضبطتر شدن آنها. حاصل این شکل تقسیم کار این میشود که بانک مرکزی در درجه اول و قبل از هر چیز، مسئول حفظ ارزش پول و تورم میشود.
حالا اگر ما همین چارچوب نهادی را بخواهیم برای یک کشور نفتی منضبط مثلاً نروژ برقرار کنیم به یک قید سوم هم میرسیم و آن نحوه مدیریت و مصرف درآمدهای نفتی است و مباحث مربوط به چگونگی عملکرد صندوقهای ثروت ملی.
پس به یک مثلث میرسیم که اضلاع تشکیلدهنده آن عبارتند از: قید مالی دولت، قید رفتاری بانکها و نحوه مدیریت درآمدهای نفتی. در مرکز این مثلث بانک مرکزی قرار میگیرد.
اگر به عنوان مثال شما کشوری داشته باشید که دولت در تامین مالی پایبند به هیچ قیدی نباشد، بانکها در رفتار مالی خودشان بدون محدودیت عمل کنند و مصرف درآمدهای نفتی هم از هیچ قاعدهای تبعیت نکند، خودبهخود یک بانک مرکزی منفعل نتیجه میشود و مساله تورم همچنان باقی میماند.
[ادامه دارد👇🏼]
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارزش زمانی پول چیست؟
✅ با ترجمه و زیرنویس تخصصی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ با ترجمه و زیرنویس تخصصی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه سوم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻 🔹 با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
🎥 ویدیوی جلسه سوم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف
http://www.aparat.com/v/ruIY1
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
http://www.aparat.com/v/ruIY1
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
۳- ریاضیات مالی
جلسه سومزمان کلاس: شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳ الی ۱۵محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق ۳۰۳کتب مرجع:توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوستهبینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثیبرنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی
Financial Engineering
🔷 بازخوانی استقلال بانک مرکزی: پیش نیازها و الزامات🔷 [بخش ۱از۲] ✍🏻 مسعود نیلی 🔹 متن پیادهشده سخنرانی مسعود نیلی در هفتمین همایش سالانه دنیای اقتصاد🔹۷ اسفند ۱۳۹۶🔸 از نظر من اگر کسی سوال کند که بزرگترین دستاورد علم اقتصاد در حوزه اقتصاد کلان چه بوده، بدون…
🔷 بازخوانی استقلال بانک مرکزی: پیش نیازها و الزامات🔷 [بخش ۲از۲]
✍🏻 مسعود نیلی
🔹 متن پیادهشده سخنرانی مسعود نیلی در هفتمین همایش سالانه دنیای اقتصاد🔸۷ اسفند ۱۳۹۶🔸
در کشور ما به دلیل قاعدهمند نبودن رفتار مالی دولت طی سالیان متمادی و مشکلات مزمن نظام بانکی، بانک مرکزی همواره در نقش تامینکننده آخر عمل کرده و به همین دلیل است که رشد پایه پولی نتوانسته تحت کنترل و نظم درآید. نظمپذیرشدن رشد پایه پولی و همراه با آن، اصلاح ترکیب پایه پولی، تمرین مقدماتی مهمی برای قدرت بخشیدن بیشتر به بانک مرکزی محسوب میشود. البته باید توجه داشت که رابطه مالی دولت و بانک مرکزی در چارچوب خرید ارز حاصل از صادرات نفت خام به میزانی که دولت تعیین میکند و به نرخی که دولت تعیین میکند و در زمانی که دولت تعیین میکند نیز مزید بر علت شده است.
در حالیکه همه ما میدانیم وجود کلمه بانک در عنوان بانک مرکزی بههیچوجه به این معنی نیست که بانک مرکزی مسئولیت بانکی به معنی متعارف آن را دارد، اما همواره حضور بانک مرکزی در مجامع تصمیمگیری در کشور ما، یا به عنوان نمایندهای موثر از نظام بانکی برای تامین مالی از طریق منابع آنها بوده است یا در ارتباط با نرخ ارز. به عبارت دیگر، هیچوقت از بانک مرکزی، ماموریت مستقیم و مشخصی در زمینه تورم خواسته نشده است. این بیانگر آن است که ساختار بانک مرکزی و ارکان آن، بر اساس ماموریت و رسالت اصلی آن تنظیم میشود. لذا چنانچه مسئولیتی در زمینه تورم به بانک مرکزی محول نشده و در مقابل از آن تسهیل اعتباری و پولی خواسته میشود، ساختار بانک هم منطبق با همین خواستهها شکل میگیرد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مسعود نیلی
🔹 متن پیادهشده سخنرانی مسعود نیلی در هفتمین همایش سالانه دنیای اقتصاد🔸۷ اسفند ۱۳۹۶🔸
در کشور ما به دلیل قاعدهمند نبودن رفتار مالی دولت طی سالیان متمادی و مشکلات مزمن نظام بانکی، بانک مرکزی همواره در نقش تامینکننده آخر عمل کرده و به همین دلیل است که رشد پایه پولی نتوانسته تحت کنترل و نظم درآید. نظمپذیرشدن رشد پایه پولی و همراه با آن، اصلاح ترکیب پایه پولی، تمرین مقدماتی مهمی برای قدرت بخشیدن بیشتر به بانک مرکزی محسوب میشود. البته باید توجه داشت که رابطه مالی دولت و بانک مرکزی در چارچوب خرید ارز حاصل از صادرات نفت خام به میزانی که دولت تعیین میکند و به نرخی که دولت تعیین میکند و در زمانی که دولت تعیین میکند نیز مزید بر علت شده است.
در حالیکه همه ما میدانیم وجود کلمه بانک در عنوان بانک مرکزی بههیچوجه به این معنی نیست که بانک مرکزی مسئولیت بانکی به معنی متعارف آن را دارد، اما همواره حضور بانک مرکزی در مجامع تصمیمگیری در کشور ما، یا به عنوان نمایندهای موثر از نظام بانکی برای تامین مالی از طریق منابع آنها بوده است یا در ارتباط با نرخ ارز. به عبارت دیگر، هیچوقت از بانک مرکزی، ماموریت مستقیم و مشخصی در زمینه تورم خواسته نشده است. این بیانگر آن است که ساختار بانک مرکزی و ارکان آن، بر اساس ماموریت و رسالت اصلی آن تنظیم میشود. لذا چنانچه مسئولیتی در زمینه تورم به بانک مرکزی محول نشده و در مقابل از آن تسهیل اعتباری و پولی خواسته میشود، ساختار بانک هم منطبق با همین خواستهها شکل میگیرد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Wall Street Journal
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Times
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💥معجزه دولت در حل بحران بهداشت ودرمان!
📍آیا منوط کردن «آزادی» اشتغال به هر حرفهای (طبابت، وکالت، آهنفروشی، آرایشگری و …) به عضویت در یک «اتحادیه صنفی انحصاری» که به موجب قانونِ اجباری دولت، «امتیاز ویژه»ی «انحصار» صدور «مجوز کسبوکار» در آن حرفه را دارا است، تحدید موجّه آزادی است؟
📍امروزه مدام میشنویم که هزینههای پزشکی بسیار بالا هستند و بیمهی درمانی از دسترس فقرا خارج است صد سال پیش از این در آمریکا شکایت از این بود که هزینههای پزشکی زیادی پاییناند و بیمهی درمانی بیش از حد در دسترس همگان است. در آن دوران هم دولت پا پیش گذاشت تا مشکل را حل بکند. چه حل کردنی!
💥در سالهای پایانی قرن 19 و سالهای آغازین قرن 20 یکی از منابع اصلی تهیهی خدمات درمانی برای طبقهی زحمتکشان فقیر در بریتانیا و استرالیا و ایالات متحده، انجمنهای اخوت بود استوار بر مشارکت داوطلبانه. گروهی از زحمتکشان طبقهی کارگر گرد هم آمده و انجمنی تشکیل میدادند و ماهانه مبلغی را به خزانهی انجمن واریز میکردند؛ در نتیجه لژهای اخوت به مثابه شرکتهای بیمهی خودیاری عمل میکردند و خدمات متنوعی ارائه میدادند نظیر بیمه عمر و بیمه از کار افتادگی و «طبابت لژ»
👨🏻🔬«طبابت لژ» از این قرار بود که یک لژ با یک پزشک قرارداد میبست تا به اعضایش خدمات درمانی ارائه کند. پزشک مربوطه به عوض اینکه هر بار برای هر فقره خدمت درمانیاش مبلغی را دریافت کند یک رقم ثابت سالانه را از لژ دریافت میکرد، و اعضا لژ نیز در مقابل یک مبلغ ثابت سالانه را به لژ پرداخت میکردند و در مقابل هر وقت که نیاز داشتند میتوانستند پزشک را برای خدماترسانی خبر کنند. آن سازوکاری هم که در این میان مانع سوءاستفادهی هر یک اعضا از خدمات پزشکِ طرف قرارداد میشد، نظارت اعضای لژ بر رفتار یکدیگر بود. اعضای لژ که نمیخواستند با افزایش مبلغ پرداختی سالانه مواجه شوند، مراقب بودند که دیگر اعضا از آن نظام خدمات مشترک سوءاستفاده نکنند.
📍چشمگیرتر از همهچیز هزینهی پایین دریافت خدمات پزشکی از این طریق بود. در آغاز قرن 20 سهم هزینهی «طبابت لژ» برای هر یک از اعضا چیزی بود بین یک تا دو دلار در هر سال! یعنی دستمزد یک روز یک کارگر! در حالی که همان موقع هزینهی خدمات پزشکی در بازار چیزی بود بین یک تا دو دلار برای هر ویزیت. با اینحال اطبای پروانهدار، به خصوص آنها که فارغالتحصیلان دانشگاههای بزرگ [نظیر هاروارد] نبودند، شدیداً در رقابت بودند تا قرارداد لژها را از یکدیگر بربایند، شاید به آن خاطر که چنین قراردادهایی امنیت اقتصادیشان را تأمین میکرد. و همین رقابت بود که باعث میشد قیمتها پایین بمانند.
📍پاسخ صنف پزشکان، هم در آمریکا و هم بریتانیا، پاسخی بسیار غضبآلود بود. ایشان نهادِ «طبابت لژ» را با زبانی خشن تقبیح میکردند. ادعای صنف پزشکی این بود که قیمتهایی پایینی که بسیاری از پزشکان برای خدمات درمانی طلب میکردند، داشت حرفهِی طبابت را ورشکسته میکرد. بر این اساس، صنف پزشکی از دولت خواست که مداخله کند.
📍در بریتانیا 🇬🇧دولت خدمات درمانی را به زیر چتر قدرت سیاسی در آورد حالا دستمزد پزشکان را به عوض بیماران بیسواد! هیأتهایی از خود پزشکان تعیین میکردند. اینگونه بود که ارائهی خدمات درمانی از محل بودجهی دولتی جا را برای «طبابت لژ» تنگ کرد و نهایتاً آن را از صحنه بیرون انداخت؛ اعضای انجمنهای اخوت که مجبور بودند، چه بخواهند و چه نخواهند، برای تأمین مالی خدمات درمانیِ «مجانی» توسط #دولت_رفاه مالیات بپردازند دیگر انگیزهای نداشتند که پول اضافهای بپردازند تا از خدمات درمانی انجمنهای اخوت برخوردار شوند
📍در آمریکا هم اتحادیه صنفی پزشکان آمریکا، به لطف امتیاز ویژه ای که از دولت گرفته اند یعنی حق انحصاری صدور مجوز طبابت، به سلب مجوز طبابت پزشکانی که جسارت میکردند با لژها قراداد ببندند اقدام کرد ادعای اتحادیه صنفی این بود که هدف از سختگیری در ارائهی مجوز، بالا بردن سطح کیفی خدمات درمانی است!
منبع: بوژوا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📍آیا منوط کردن «آزادی» اشتغال به هر حرفهای (طبابت، وکالت، آهنفروشی، آرایشگری و …) به عضویت در یک «اتحادیه صنفی انحصاری» که به موجب قانونِ اجباری دولت، «امتیاز ویژه»ی «انحصار» صدور «مجوز کسبوکار» در آن حرفه را دارا است، تحدید موجّه آزادی است؟
📍امروزه مدام میشنویم که هزینههای پزشکی بسیار بالا هستند و بیمهی درمانی از دسترس فقرا خارج است صد سال پیش از این در آمریکا شکایت از این بود که هزینههای پزشکی زیادی پاییناند و بیمهی درمانی بیش از حد در دسترس همگان است. در آن دوران هم دولت پا پیش گذاشت تا مشکل را حل بکند. چه حل کردنی!
💥در سالهای پایانی قرن 19 و سالهای آغازین قرن 20 یکی از منابع اصلی تهیهی خدمات درمانی برای طبقهی زحمتکشان فقیر در بریتانیا و استرالیا و ایالات متحده، انجمنهای اخوت بود استوار بر مشارکت داوطلبانه. گروهی از زحمتکشان طبقهی کارگر گرد هم آمده و انجمنی تشکیل میدادند و ماهانه مبلغی را به خزانهی انجمن واریز میکردند؛ در نتیجه لژهای اخوت به مثابه شرکتهای بیمهی خودیاری عمل میکردند و خدمات متنوعی ارائه میدادند نظیر بیمه عمر و بیمه از کار افتادگی و «طبابت لژ»
👨🏻🔬«طبابت لژ» از این قرار بود که یک لژ با یک پزشک قرارداد میبست تا به اعضایش خدمات درمانی ارائه کند. پزشک مربوطه به عوض اینکه هر بار برای هر فقره خدمت درمانیاش مبلغی را دریافت کند یک رقم ثابت سالانه را از لژ دریافت میکرد، و اعضا لژ نیز در مقابل یک مبلغ ثابت سالانه را به لژ پرداخت میکردند و در مقابل هر وقت که نیاز داشتند میتوانستند پزشک را برای خدماترسانی خبر کنند. آن سازوکاری هم که در این میان مانع سوءاستفادهی هر یک اعضا از خدمات پزشکِ طرف قرارداد میشد، نظارت اعضای لژ بر رفتار یکدیگر بود. اعضای لژ که نمیخواستند با افزایش مبلغ پرداختی سالانه مواجه شوند، مراقب بودند که دیگر اعضا از آن نظام خدمات مشترک سوءاستفاده نکنند.
📍چشمگیرتر از همهچیز هزینهی پایین دریافت خدمات پزشکی از این طریق بود. در آغاز قرن 20 سهم هزینهی «طبابت لژ» برای هر یک از اعضا چیزی بود بین یک تا دو دلار در هر سال! یعنی دستمزد یک روز یک کارگر! در حالی که همان موقع هزینهی خدمات پزشکی در بازار چیزی بود بین یک تا دو دلار برای هر ویزیت. با اینحال اطبای پروانهدار، به خصوص آنها که فارغالتحصیلان دانشگاههای بزرگ [نظیر هاروارد] نبودند، شدیداً در رقابت بودند تا قرارداد لژها را از یکدیگر بربایند، شاید به آن خاطر که چنین قراردادهایی امنیت اقتصادیشان را تأمین میکرد. و همین رقابت بود که باعث میشد قیمتها پایین بمانند.
📍پاسخ صنف پزشکان، هم در آمریکا و هم بریتانیا، پاسخی بسیار غضبآلود بود. ایشان نهادِ «طبابت لژ» را با زبانی خشن تقبیح میکردند. ادعای صنف پزشکی این بود که قیمتهایی پایینی که بسیاری از پزشکان برای خدمات درمانی طلب میکردند، داشت حرفهِی طبابت را ورشکسته میکرد. بر این اساس، صنف پزشکی از دولت خواست که مداخله کند.
📍در بریتانیا 🇬🇧دولت خدمات درمانی را به زیر چتر قدرت سیاسی در آورد حالا دستمزد پزشکان را به عوض بیماران بیسواد! هیأتهایی از خود پزشکان تعیین میکردند. اینگونه بود که ارائهی خدمات درمانی از محل بودجهی دولتی جا را برای «طبابت لژ» تنگ کرد و نهایتاً آن را از صحنه بیرون انداخت؛ اعضای انجمنهای اخوت که مجبور بودند، چه بخواهند و چه نخواهند، برای تأمین مالی خدمات درمانیِ «مجانی» توسط #دولت_رفاه مالیات بپردازند دیگر انگیزهای نداشتند که پول اضافهای بپردازند تا از خدمات درمانی انجمنهای اخوت برخوردار شوند
📍در آمریکا هم اتحادیه صنفی پزشکان آمریکا، به لطف امتیاز ویژه ای که از دولت گرفته اند یعنی حق انحصاری صدور مجوز طبابت، به سلب مجوز طبابت پزشکانی که جسارت میکردند با لژها قراداد ببندند اقدام کرد ادعای اتحادیه صنفی این بود که هدف از سختگیری در ارائهی مجوز، بالا بردن سطح کیفی خدمات درمانی است!
منبع: بوژوا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅صادركننده طرفدار چه قيمتی براي ارز است؟
✍🏻 محسن جلال پور
در چرخه فعالیتهای اقتصادي، افرادی كه دست آخر كالا يا خدماتي را صادر ميكنند گیرنده و ذینفع اصلی ارز قلمداد ميشوند. با این تصور، برداشت عمومی این است كه هرچه قيمت ارز بالاتر باشد منفعت بیشتری به جيب صادركننده ميرود. این یک تصور غلط است که بیشتر از سوی ذینفعان واردات در جامعه مطرح میشود اما چرا این تصور درست نیست؟
اصولا صادرات كالا مبتنی بر سه بخش است.
بخش اول توليد است. تا زمانی که کالا یا خدماتی وجود ندارد، صادرات بی معنی است.
بخش دوم شامل عمليات اجرايي صادرات میشود؛ از قبيل فرآوري، آماده سازي، بسته بندي،بازاریابی و در نهایت حمل ونقل.
بخش سوم که سختترين و پرمخاطرهترين بخش صادرات است، شامل فروش و وصول پول میشود.
در كالاهاي صادراتي ایران به طور متوسط بيش از٩٠ درصد از وجوه فروش، صرف دو بخش اول يعني توليد و عمليات اجرايي میشود و کمتر از 10 درصد آن میتواند سودی باشد که به جیب صادرکننده میرود. با این وجود صادركننده از محل همين 10 درصد ضمن محاسبه سود و بهره سرمايه (كه معمولا شامل تسهيلات بانكي میشود) كليه ريسكهای ارسال کالا را پذيرفته و مبادرت به صادرات میکند. برخي از اين ريسكها تجاري بوده که شامل مخاطراتی نظیر خسارت در زمان حمل ونقل، افت قيمت در بازارهاي جهاني، سوخت و سوز همه يا بخشي از وجه كالاي صادرشده و... میشود.
برخي ديگر از ريسكهاي صادركننده، تجاري نبوده بلكه بيشتر جنبه سياسي واجتماعي دارد. ريسكهايي همچون ارتباطات و تعاملات كشور با عرصه بين الملل، تحريمها، هزينههاي سنگين انتقال ارز، بلوكه شدن وجه در بعضي از نقاط دنيا و.... در این دسته بندی جا میگیرد.
حال چنانچه به دور از پیش داوری و منصفانه به اين فرآیند نگاه کنیم متوجه میشویم که قيمت ارز چندان تاثيري درسود صادر كننده ندارد چرا كه معمولا فعال صادراتی، قيمت فروش خود را بر مبناي قيمت تمام شده به اضافه سودي كه حداقل و حداكثر بين يك تا 10 درصد است، تنظيم ميكند.
به عنوان مثال در شش ماهه اول محصولي سال گذشته، قیمت يك كيلو پسته فندقي صادراتي به طور ميانگين چيزي درحدود 30 هزار تومان بوده است. در همین بازه زمانی، دلار به طور متوسط 4 هزار تومان قیمت داشته و ارزش محصول صادراتی در بازارهای جهانی نیز حدود 8 دلار بوده است.
قيمتهاي یاد شده به صورت ميانگين بوده اما روند آن از ابتداي فصل تغییرات زیادی داشته است.
یعنی زمانی كه ارزش دلار سه هزار و 700 تا سه هزار و 800 تومان بود، هر کیلو پسته فندقی 27 تا 28 هزار تومان قیمت داشت اما زمانی که دلار به حدود چهار هزار و 600 تومان افزایش یافت، قیمت هرکیلو پسته نیز به حدود 36 هزار تومان افزایش پیدا کرد.
همينطور در روزهاي اول سال 97 که افزایش سریع قیمت ارز باعث شد قیمت هرکیلو پسته به بالای 40 هزار تومان افزایش پیدا کند.
این نوسانها در نهایت باعث میشود که حاشیه سود صادر کننده به حتي كمتر از 5 درصد کاهش پیدا کند.
چنين فرآیندی درمورد بيشتر كالاهايي كه بخش خصوصي واقعي توليد و صادر ميكند وجود دارد. بنابراين كاملا مشخص است كه افزايش قيمت ارز نميتواند مطلوب صادركننده باشد بلكه تنها امكان رقابت و حضور دربازارهاي خارجي را براي توليدكننده فراهم ميآورد كه درنتيجه آن، صادركننده نيز ميتواند به كالاي قابل صادرات دسترسي داشته باشد.چه بسا كه قيمت پايين ارز براي صادركنندگان مناسبتر باشد چرا كه هم بهره پول كمتري بايد پرداخت کند و هم ريسك كمتري را متحمل ميشود.
اما از آنجا كه صادركننده تنها در صورت دسترسي به كالاي توليدي رقابتپذير میتواند در بازارهای جهانی حضور داشته باشد، همواره پشتيبان قيمت واقعي ارز است.
هرچند مدت زمانی طولانی است که صادرات خدمات از جمله در بخش مهندسی به شدت افول کرده اما آن چه اشاره شد درباره صادرات خدمات نیز مصداق دارد با اين تفاوت كه بخشي از وجه خريد كالا بايد به خريد خدمات اختصاص پیدا کند.
نتیجه اینکه نباید صادر کننده را تاراج کننده زحمات تولید کننده معرفی کرد. این روزها برخی تحلیلها کام هر فعال اقتصادی را تلخ میکند به خصوص این که مبتنی بر واقعیت نیست و اهداف مخربی را دنبال میکند. شک نکنید که صادركنندگان تنها به رقابت پذير بودن محصول صادراتي نگاه میکنند و نفعشان در رقابتی بودن تولید است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محسن جلال پور
در چرخه فعالیتهای اقتصادي، افرادی كه دست آخر كالا يا خدماتي را صادر ميكنند گیرنده و ذینفع اصلی ارز قلمداد ميشوند. با این تصور، برداشت عمومی این است كه هرچه قيمت ارز بالاتر باشد منفعت بیشتری به جيب صادركننده ميرود. این یک تصور غلط است که بیشتر از سوی ذینفعان واردات در جامعه مطرح میشود اما چرا این تصور درست نیست؟
اصولا صادرات كالا مبتنی بر سه بخش است.
بخش اول توليد است. تا زمانی که کالا یا خدماتی وجود ندارد، صادرات بی معنی است.
بخش دوم شامل عمليات اجرايي صادرات میشود؛ از قبيل فرآوري، آماده سازي، بسته بندي،بازاریابی و در نهایت حمل ونقل.
بخش سوم که سختترين و پرمخاطرهترين بخش صادرات است، شامل فروش و وصول پول میشود.
در كالاهاي صادراتي ایران به طور متوسط بيش از٩٠ درصد از وجوه فروش، صرف دو بخش اول يعني توليد و عمليات اجرايي میشود و کمتر از 10 درصد آن میتواند سودی باشد که به جیب صادرکننده میرود. با این وجود صادركننده از محل همين 10 درصد ضمن محاسبه سود و بهره سرمايه (كه معمولا شامل تسهيلات بانكي میشود) كليه ريسكهای ارسال کالا را پذيرفته و مبادرت به صادرات میکند. برخي از اين ريسكها تجاري بوده که شامل مخاطراتی نظیر خسارت در زمان حمل ونقل، افت قيمت در بازارهاي جهاني، سوخت و سوز همه يا بخشي از وجه كالاي صادرشده و... میشود.
برخي ديگر از ريسكهاي صادركننده، تجاري نبوده بلكه بيشتر جنبه سياسي واجتماعي دارد. ريسكهايي همچون ارتباطات و تعاملات كشور با عرصه بين الملل، تحريمها، هزينههاي سنگين انتقال ارز، بلوكه شدن وجه در بعضي از نقاط دنيا و.... در این دسته بندی جا میگیرد.
حال چنانچه به دور از پیش داوری و منصفانه به اين فرآیند نگاه کنیم متوجه میشویم که قيمت ارز چندان تاثيري درسود صادر كننده ندارد چرا كه معمولا فعال صادراتی، قيمت فروش خود را بر مبناي قيمت تمام شده به اضافه سودي كه حداقل و حداكثر بين يك تا 10 درصد است، تنظيم ميكند.
به عنوان مثال در شش ماهه اول محصولي سال گذشته، قیمت يك كيلو پسته فندقي صادراتي به طور ميانگين چيزي درحدود 30 هزار تومان بوده است. در همین بازه زمانی، دلار به طور متوسط 4 هزار تومان قیمت داشته و ارزش محصول صادراتی در بازارهای جهانی نیز حدود 8 دلار بوده است.
قيمتهاي یاد شده به صورت ميانگين بوده اما روند آن از ابتداي فصل تغییرات زیادی داشته است.
یعنی زمانی كه ارزش دلار سه هزار و 700 تا سه هزار و 800 تومان بود، هر کیلو پسته فندقی 27 تا 28 هزار تومان قیمت داشت اما زمانی که دلار به حدود چهار هزار و 600 تومان افزایش یافت، قیمت هرکیلو پسته نیز به حدود 36 هزار تومان افزایش پیدا کرد.
همينطور در روزهاي اول سال 97 که افزایش سریع قیمت ارز باعث شد قیمت هرکیلو پسته به بالای 40 هزار تومان افزایش پیدا کند.
این نوسانها در نهایت باعث میشود که حاشیه سود صادر کننده به حتي كمتر از 5 درصد کاهش پیدا کند.
چنين فرآیندی درمورد بيشتر كالاهايي كه بخش خصوصي واقعي توليد و صادر ميكند وجود دارد. بنابراين كاملا مشخص است كه افزايش قيمت ارز نميتواند مطلوب صادركننده باشد بلكه تنها امكان رقابت و حضور دربازارهاي خارجي را براي توليدكننده فراهم ميآورد كه درنتيجه آن، صادركننده نيز ميتواند به كالاي قابل صادرات دسترسي داشته باشد.چه بسا كه قيمت پايين ارز براي صادركنندگان مناسبتر باشد چرا كه هم بهره پول كمتري بايد پرداخت کند و هم ريسك كمتري را متحمل ميشود.
اما از آنجا كه صادركننده تنها در صورت دسترسي به كالاي توليدي رقابتپذير میتواند در بازارهای جهانی حضور داشته باشد، همواره پشتيبان قيمت واقعي ارز است.
هرچند مدت زمانی طولانی است که صادرات خدمات از جمله در بخش مهندسی به شدت افول کرده اما آن چه اشاره شد درباره صادرات خدمات نیز مصداق دارد با اين تفاوت كه بخشي از وجه خريد كالا بايد به خريد خدمات اختصاص پیدا کند.
نتیجه اینکه نباید صادر کننده را تاراج کننده زحمات تولید کننده معرفی کرد. این روزها برخی تحلیلها کام هر فعال اقتصادی را تلخ میکند به خصوص این که مبتنی بر واقعیت نیست و اهداف مخربی را دنبال میکند. شک نکنید که صادركنندگان تنها به رقابت پذير بودن محصول صادراتي نگاه میکنند و نفعشان در رقابتی بودن تولید است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه چهارم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻 🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
🎥 ویدیوی جلسه چهارم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف
http://www.aparat.com/v/2PlQT
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
http://www.aparat.com/v/2PlQT
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
۴- ریاضیات مالی
جلسه چهارمزمان کلاس: دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳ الی ۱۵محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق ۳۰۳کتب مرجع:توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوستهبینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثیبرنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی