Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه هفتم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻 🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
🎥 ویدیوی جلسه هفتم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف
http://www.aparat.com/v/u852V
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
http://www.aparat.com/v/u852V
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
۷- ریاضیات مالی
جلسه هفتمزمان کلاس: شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳ الی ۱۵محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق ۳۰۳کتب مرجع:توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوستهبینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثیبرنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی
Financial Engineering
✅ #شرکت_های_تجاری 🔴جلسه هشتم 🔶2-سهام نقدي و سهام غير نقدي: 1⃣«اگر سهام بر وجه رايج و به طور نقدي پرداخت گردد سهام نقدي و در غير اينصورت غير نقدي خواهد بود 2⃣سهام غير نقدي شامل،كار،خدمات و اموال مي شود در بعضي از كشورها سهام غير نقدي تا 2 سال حق رأي در…
✅ #شرکت_های_تجاری
🔴جلسه نهم
3-سهام ممتاز و سهام عادي :
1⃣«يكي از اصول اساسي شركت هاي سهامي تساوي حقوق سهامداران است مگر در دو مورد:
🔷اول)آنكه شركت با مشكلات مالي مواجه باشد و نتواند به آساني به منابع مالي دسترسي يابد در اين صورت ناچار خواهد بود امتيازات بيشتري به سهامداران جديد قائل شود
🔶دوم)اينكه در هنگام افزايش سرمايه شركت، شركت از ذخاير مالي خود براي اين منظور استفاده نمايد كه در اين صورت بايد حقوق بيشتري براي سهامداران سابق شركت در نظر گرفت،در اين 2 مورد سهم ممتاز صادر مي شود.
2⃣امتيازاتي كه توسط سهم ممتاز به وجود مي آيد مي تواند به صورت برداشت نفع ثابت از سود قابل تقسيم شركت باشد
3⃣يا اينكه دارنده سهم ممتاز مي تواند نسبت به صاحبان سهام عادي در برداشت ارزش سهام ممتاز به هنگام انحلال و تصفيه و تقسيم دارايي شركت اولويت داشته باشد
4⃣به هنگام انحلال و تصفيه شركت مطالبات معوقه صاحبان سهام ممتاز از دارايي شركت پرداخت مي گردد
5⃣به هنگام استهلاك سهام شركت صاحبان سهام ممتاز داراي اولويت مي باشد و هم چنين ممكن است حق رأي بيشتري براي چنين سهامي در نظر گرفته شود.
پایان جلسه نهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴جلسه نهم
3-سهام ممتاز و سهام عادي :
1⃣«يكي از اصول اساسي شركت هاي سهامي تساوي حقوق سهامداران است مگر در دو مورد:
🔷اول)آنكه شركت با مشكلات مالي مواجه باشد و نتواند به آساني به منابع مالي دسترسي يابد در اين صورت ناچار خواهد بود امتيازات بيشتري به سهامداران جديد قائل شود
🔶دوم)اينكه در هنگام افزايش سرمايه شركت، شركت از ذخاير مالي خود براي اين منظور استفاده نمايد كه در اين صورت بايد حقوق بيشتري براي سهامداران سابق شركت در نظر گرفت،در اين 2 مورد سهم ممتاز صادر مي شود.
2⃣امتيازاتي كه توسط سهم ممتاز به وجود مي آيد مي تواند به صورت برداشت نفع ثابت از سود قابل تقسيم شركت باشد
3⃣يا اينكه دارنده سهم ممتاز مي تواند نسبت به صاحبان سهام عادي در برداشت ارزش سهام ممتاز به هنگام انحلال و تصفيه و تقسيم دارايي شركت اولويت داشته باشد
4⃣به هنگام انحلال و تصفيه شركت مطالبات معوقه صاحبان سهام ممتاز از دارايي شركت پرداخت مي گردد
5⃣به هنگام استهلاك سهام شركت صاحبان سهام ممتاز داراي اولويت مي باشد و هم چنين ممكن است حق رأي بيشتري براي چنين سهامي در نظر گرفته شود.
پایان جلسه نهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ میمونها چه چیزی میتوانند درباره پول به ما یاد دهند؟
✍🏻دیوید ادموندز
✍🏻بن کوپر
🔹تصمیمهای میمونهایی که در رابطه با امور مالی مورد آزمایش قرار میگیرند شبیه تصمیمهایی است که انسانها اتخاذ میکنند. در جزیرهای در نزدیکی سواحل پورتوریکو آزمایش شگفت انگیزی روی میمونها انجام گرفته است. نتایج این آزمایش میتواند دانش ما از اقتصاد رفتاری و روانشناسی ریسک را افزایش دهد و برای بحرانهای مالی دورهای اقتصاد بشری توضیحی ارائه دهد. در این آزمایش شش میمون کاپوچین شرکت داشتند که هر کدام به نام یکی از شخصیتهای فیلمهای جیمز باند نامگذاری شده بودند.
🔸محققان به این میمونها یاد داده بودند که ژتونهای فلزی کوچکی را با غذا مبادله کنند. برای آنها بازار کوچکی ایجاد شده بود که مجریان این آزمایش در آن غذاهای مختلف را به قیمتها مختلف عرضه میکردند. لوری سانتوز، استاد علوم شناختی و روانشناسی در دانشگاه ییل، یکی از افرادی بود که با این میمونها معامله میکرد. او میگوید "ما با این روش میتوانستیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا میمونها به چیزهایی مثل قیمت توجه میکنند؟ آیا هدف آنها افزایش قدرت خرید ژتونهایشان است؟"
🔹"ما متوجه شدیم که این میمونها بدون آموزش خاصی از کسانی خرید میکردند که غذای ارزانتر میفروختند. اگر در ازای یک ژتون دو برابر غذا میگرفتند، بیشتر از آن شخص خرید میکردند." این میمونها در عین حال ویژگیهای انسانی دیگری هم نظیر فرصتطلبی از خود بروز میدادند. مثلا سعی میکردند وقتی حواس مجریان آزمایش پرت بود ژتونهای روی زمین را کش بروند. شکی نیست که این نوعی مسخرهبازی بوده است. با این اوصاف نشانه چیز دیگری هم بود؛ اینکه میمونها برای ژتونها ارزش قائل بودند.
🔹با این حال رفتاری که میتواند آموزههای جالبی برای انسانها داشته باشد برخورد میمونها با مساله ریسک بود. محققان تصمیم گرفتند تا عنصر انتخاب را هم وارد آزمایش کنند. میمونها میتوانستند از بین دو نفر با یکی وارد مبادله شوند. یکی از آن دو نفر در ازای یک ژتون دو تکه غذا به آنها میداد که در این مورد خاص انگور بود. این گزینه هیچ خطری نداشت و میمونها با انتخابش چیزی از دست نمیدادند. اما نفر دیگر در ازای یک ژتون یا یک حبه انگور به آنها میداد یا سه حبه انگور. ریسک این مبادله بیشتر بود چون که در نیمی از مواقع یک انگور عاید میمونها میشد و در نیمی دیگر سه انگور.
🔸بگذارید این مساله را با معیارهای انسانی بررسی کنیم: شما حق انتخاب دارید. میتوانید ۲۰۰۰ دلار تضمینی کسب کنید، یا ۵۰ درصد شانس داشته باشید که ۱۰۰۰ دلار کسب کنید و ۵۰ درصد هم ۳۰۰۰ دلار. آیا دست به قمار خواهید زد؟ کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ بیشتر مردم گزینه بیخطر را انتخاب میکنند و ۲۰۰۰ دلار را میگیرند. میمونها هم همین کار را میکنند.
🔹تا اینجا همه چیز عادی است. هر چه باشد میمونها نزدیکترین اقوام انسان هستند. ما تاریخچه تکاملی مشترکی با آنها داریم. با این حال وقتی آزمایش به گونهای تغییر داده شد تا میمونها همان انتخابها را از نقطه آغازین متفاوتی داشته باشند، اتفاق شگفتانگیزی افتاد.
🔸خانم لوری سانتوز میگوید "میمونها وارد بازار میشوند و به نظر میرسد که هر دو فروشنده سه حبه انگور در دست دارند. در اینجا مغز میمون احتمالا دارد فکر میکند که شاید بتواند سه حبه انگور بگیرد. تکلیف یکی از فروشندهها مشخص است و همیشه یک کار میکند. او سه حبه انگور در دست دارد، ولی اگر میمونی با او وارد معامله شود یک ژتون میگیرد و تنها دو حبه انگور به او میدهد. یعنی ضرر این معامله تضمین شده است. ضررش کم است ولی قطعی است. فروشنده دیگر اما ریسکی است. او همیشه دو ژتون از میمونها میگیرد. اما بعضی وقتها هر سه حبه انگور را به آنها میدهد و بعضی وقتها هم تنها یک حبه انگور."
🔹بگذارید دوباره با معیارهای انسانی با این مساله روبهرو شویم: شما ۳۰۰۰ دلار دارید و باید انتخاب کنید. یا قطعا ۱۰۰۰ دلار از دست میدهید و ۲۰۰۰ دلار برایتان میماند، یا قمار میکنید. اگر قمار کنید نیمی از مواقع ۲۰۰۰ دلار میبازید و تنها ۱۰۰۰ دلار برایتان میماند. اما نیمی از مواقع هم هیچی نمیبازید. کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ بیشتر مردم خطر میکنند و دست به قمار میزنند.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻دیوید ادموندز
✍🏻بن کوپر
🔹تصمیمهای میمونهایی که در رابطه با امور مالی مورد آزمایش قرار میگیرند شبیه تصمیمهایی است که انسانها اتخاذ میکنند. در جزیرهای در نزدیکی سواحل پورتوریکو آزمایش شگفت انگیزی روی میمونها انجام گرفته است. نتایج این آزمایش میتواند دانش ما از اقتصاد رفتاری و روانشناسی ریسک را افزایش دهد و برای بحرانهای مالی دورهای اقتصاد بشری توضیحی ارائه دهد. در این آزمایش شش میمون کاپوچین شرکت داشتند که هر کدام به نام یکی از شخصیتهای فیلمهای جیمز باند نامگذاری شده بودند.
🔸محققان به این میمونها یاد داده بودند که ژتونهای فلزی کوچکی را با غذا مبادله کنند. برای آنها بازار کوچکی ایجاد شده بود که مجریان این آزمایش در آن غذاهای مختلف را به قیمتها مختلف عرضه میکردند. لوری سانتوز، استاد علوم شناختی و روانشناسی در دانشگاه ییل، یکی از افرادی بود که با این میمونها معامله میکرد. او میگوید "ما با این روش میتوانستیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا میمونها به چیزهایی مثل قیمت توجه میکنند؟ آیا هدف آنها افزایش قدرت خرید ژتونهایشان است؟"
🔹"ما متوجه شدیم که این میمونها بدون آموزش خاصی از کسانی خرید میکردند که غذای ارزانتر میفروختند. اگر در ازای یک ژتون دو برابر غذا میگرفتند، بیشتر از آن شخص خرید میکردند." این میمونها در عین حال ویژگیهای انسانی دیگری هم نظیر فرصتطلبی از خود بروز میدادند. مثلا سعی میکردند وقتی حواس مجریان آزمایش پرت بود ژتونهای روی زمین را کش بروند. شکی نیست که این نوعی مسخرهبازی بوده است. با این اوصاف نشانه چیز دیگری هم بود؛ اینکه میمونها برای ژتونها ارزش قائل بودند.
🔹با این حال رفتاری که میتواند آموزههای جالبی برای انسانها داشته باشد برخورد میمونها با مساله ریسک بود. محققان تصمیم گرفتند تا عنصر انتخاب را هم وارد آزمایش کنند. میمونها میتوانستند از بین دو نفر با یکی وارد مبادله شوند. یکی از آن دو نفر در ازای یک ژتون دو تکه غذا به آنها میداد که در این مورد خاص انگور بود. این گزینه هیچ خطری نداشت و میمونها با انتخابش چیزی از دست نمیدادند. اما نفر دیگر در ازای یک ژتون یا یک حبه انگور به آنها میداد یا سه حبه انگور. ریسک این مبادله بیشتر بود چون که در نیمی از مواقع یک انگور عاید میمونها میشد و در نیمی دیگر سه انگور.
🔸بگذارید این مساله را با معیارهای انسانی بررسی کنیم: شما حق انتخاب دارید. میتوانید ۲۰۰۰ دلار تضمینی کسب کنید، یا ۵۰ درصد شانس داشته باشید که ۱۰۰۰ دلار کسب کنید و ۵۰ درصد هم ۳۰۰۰ دلار. آیا دست به قمار خواهید زد؟ کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ بیشتر مردم گزینه بیخطر را انتخاب میکنند و ۲۰۰۰ دلار را میگیرند. میمونها هم همین کار را میکنند.
🔹تا اینجا همه چیز عادی است. هر چه باشد میمونها نزدیکترین اقوام انسان هستند. ما تاریخچه تکاملی مشترکی با آنها داریم. با این حال وقتی آزمایش به گونهای تغییر داده شد تا میمونها همان انتخابها را از نقطه آغازین متفاوتی داشته باشند، اتفاق شگفتانگیزی افتاد.
🔸خانم لوری سانتوز میگوید "میمونها وارد بازار میشوند و به نظر میرسد که هر دو فروشنده سه حبه انگور در دست دارند. در اینجا مغز میمون احتمالا دارد فکر میکند که شاید بتواند سه حبه انگور بگیرد. تکلیف یکی از فروشندهها مشخص است و همیشه یک کار میکند. او سه حبه انگور در دست دارد، ولی اگر میمونی با او وارد معامله شود یک ژتون میگیرد و تنها دو حبه انگور به او میدهد. یعنی ضرر این معامله تضمین شده است. ضررش کم است ولی قطعی است. فروشنده دیگر اما ریسکی است. او همیشه دو ژتون از میمونها میگیرد. اما بعضی وقتها هر سه حبه انگور را به آنها میدهد و بعضی وقتها هم تنها یک حبه انگور."
🔹بگذارید دوباره با معیارهای انسانی با این مساله روبهرو شویم: شما ۳۰۰۰ دلار دارید و باید انتخاب کنید. یا قطعا ۱۰۰۰ دلار از دست میدهید و ۲۰۰۰ دلار برایتان میماند، یا قمار میکنید. اگر قمار کنید نیمی از مواقع ۲۰۰۰ دلار میبازید و تنها ۱۰۰۰ دلار برایتان میماند. اما نیمی از مواقع هم هیچی نمیبازید. کدام گزینه را انتخاب میکنید؟ بیشتر مردم خطر میکنند و دست به قمار میزنند.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارزش ذاتی چیست؟
با ترجمه و زیرنویس تخصصی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
با ترجمه و زیرنویس تخصصی مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Wall Street Journal
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین نسخه از مجله مشهور
Harvard Business Review
نسخه آمریکا|می-ژوئن 2018|164صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Harvard Business Review
نسخه آمریکا|می-ژوئن 2018|164صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Harvard Business Review USA - May June 2018@world_kiosk.pdf
16.7 MB
Harvard Business Review
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دانلود مجله مشهور علمی
New scientist
نسخه بین الملل|21 اپریل 2018|60 صفحه
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
New scientist
نسخه بین الملل|21 اپریل 2018|60 صفحه
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
✅بحرانهای همزاد-۱ ✍🏻حسین عبدهتبریزی ✍🏻میثم رادپور 🔹طی سالهای پس از انقلاباسلامی، کشورمان شوکهای ارزی متعددی را پشت سرگذاشته است. اگر از دوران جنگ تحمیلی صرفنظر کنیم، سه شوک ارزی طی سالهای ۷۴-۷۳، ۷۸-۷۷ و ۹۱-۹۰ قابلشناسایی است. عوامل متعددی را میتوان…
✅بحرانهای همزاد-۲
✍🏻حسین عبدهتبریزی
✍🏻میثم رادپور
🔴اعتماد به نظام بانکی
🔸تمام انواع ابزاری که در بازارهای مالی معامله میشوند، چیزی از جنس تعهد است: سهام، تعهد شرکت به سهامداران است؛ قرضه دولتی، تعهد دولت به خریداران قرضه است؛ اختیارمعامله ، تعهد فروشنده به خریدار و قرارداد آتی، تعهد خریدار و فروشنده به یکدیگر است. گواهی سپرده هم طبعا تعهد بانک به سپردهگذاران است. از همه اینها مهمتر پول است که تعهد بانکمرکزی (و بهطور عام دولت یا بالاتر از آن حاکمیت) به آحاد مردم است.
🔹بدیهی است چیزی که باعث میشود بازارهای مالی همچنان به حیات خود ادامه دهند، پایایی اعتماد میان بازیگران بازار است؛ اعتمادی که بر پایه آن سرمایهگذاران حاضر میشوند در قبال پول خود تعهد شرکت (گواهی سهام) را بپذیرند؛ سپردهگذاران در قبال وجوه خود، تعهد بانک (گواهی سپرده) را میپذیرند و کارکنان در قبال کار خود، پول (تعهد بانک مرکزی) را پذیرا میشوند. نظام بانکی پایه اصلی نظام مالی کشورهاست. چنانچه اعتماد سپردهگذاران به نظام بانکی خدشهدار شود، اعتبار بزرگترین و معتبرترین متعهدان نظام مالی کشور، یعنی بانکمرکزی و بانکها، آسیب میبیند؛ اگر بازیگران بازارهای مالی نتوانند به این دو اعتماد کنند، آنگاه به تعهد هیچ متعهدی نمیتوانند دل خوش کنند.
🔸اینچنین است که بحرانهای بانکی پایه اعتماد در نظام اقتصادی کشور را سست میکند؛ اعتمادی که در غیاب آن بازیگران بازار پول تمایل مییابند، وجوه خود را به چیزی مستقل از مقام ناظر بازار پول (بانک مرکزی) بدل کنند؛ چیزی مانند داراییهای فیزیکی و ارز. هراس ناشی از خدشهدار شدن اعتبار ابرمتعهدان بازار پول حتی ممکن است سپردهگذاران را متقاعد کند که پول خود را به چیزی مستقل از نظام قانونی کشور تبدیل کنند: حواله ارزی معمولترین مسیر ممکن برای تحقق این هدف است. اینچنین است که بحرانهای بانکی به شکلگیری و تعمیق بحرانهای ارزی دامن میزنند. بحرانهای توام یا همزاد بانک و ارز به وابستگیهای متقابل بحران بانکی با بحران تراز پرداختها اشاره دارد.
🔴بحرانهای همزاد
🔹تجربههای بسیاری از وقوع بحران تراز پرداختها در کشاکش بحران بانکی کشورها به یاد داریم (مثلا بحرانهای همزاد شیلی ۱۹۸۲ یا مکزیک در ۱۹۹۴). توجه به بحرانهای همزاد اهمیت فراوانی دارد، چون آثار آنها بسیار مخربتر از بحران بانکی یا بحران تراز پرداختهای جداگانه است. بحرانهای همزاد بانکی و تراز پرداختها حاصل رکود اقتصادی عمیق است و هزینههای نجات نظام بانکی را بالا میبرد. بیشتر مطالعات خارجی بیانگر آن است که شروع بحران بانکی به شروع بحران ارزی انجامیده است و جهت برعکس نبوده است. مطالعه سال ۲۰۰۱ گلیک و هاچسون (Glick and Hutchison) پیرامون بحرانهای همزاد در کشورهای مختلف نشان میدهد که شروع بحران بانکی باعث بروز بحران ارزی در چند سال بعد در آن کشورها شده است و جهت برعکس آن اتفاق نیفتاده است؛ یعنی آسیب از بحران بانکی به بحران ارزی تسری یافته است. مطالعات متقدمتر دیگر کمینسکی (Kaminsky) بیانگر آن است که بروز بحرانهای بانکی به پیشبینی بروز بحرانهای ارزی کمک کرده است. مطالعات دیگری نیز نشان داده که مشکل بانکها باعث ناتوانی بانک مرکزی در دفاع از ارزهای ملی شده، چرا که نتوانستهاند نرخهای بهره را بهدرستی تعیین کنند. هر چند تاثیر متغیرهای بنیادین و رفتاری (انتظارات) بهدرستی در آزمونها تفکیک نشده، اما به نظر میرسد که قبل از بروز بحرانها، متغیرهای بنیادین اقتصاد در بیشتر کشورها در وضعیت نامناسبی بوده است.
🔸بیشتر مطالعات نشان میدهند که در بحرانهای دوگانه (همزاد) هزینههای از دسترفتن ذخایر و هزینههای نجات بانکها از بحرانهای مستقل بانکی یا ارزی به مراتب بالاتر است. این مطالعات نشان دادهاند که متغیرهایی چون نرخهای بهره واقعی، نسبت M۲ به ذخایر خارجی، صادرات و تفاوتهای نرخهای بهره واقعی شاخصهای خوبی برای نشان دادن بروز وضعیت بحرانهای همزاد بودهاند. هاگن و هو (Hagen & Ho) در ۲۰۰۳ گزارش کردند که بیش از یکسوم بحرانهای بانکی به بحرانهای همزاد بانک و ارز انجامیده است. هر چند تعریف و شناخت بحرانهای همزاد در حوزه بانک و بازارهای ارزی دشوار است، اما وضعیت درایران به گونهای است که چالش عمدهای برای تایید وجود چنین شرایطی نداریم. نشانههای بروز بحران همزاد در کشورمان را میتوان از طریق بررسی شرایط نظام بانکی کشور و نیز حسابهای ملی کشور در بخش خارجی پیگیری کرد. در حالی که در میان اقتصاددانان کشور در باب بحران بانکی اجماع وجود دارد، برای صحبت از بحران ارزی نیازمند بررسی تراز پرداختها هستیم.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻حسین عبدهتبریزی
✍🏻میثم رادپور
🔴اعتماد به نظام بانکی
🔸تمام انواع ابزاری که در بازارهای مالی معامله میشوند، چیزی از جنس تعهد است: سهام، تعهد شرکت به سهامداران است؛ قرضه دولتی، تعهد دولت به خریداران قرضه است؛ اختیارمعامله ، تعهد فروشنده به خریدار و قرارداد آتی، تعهد خریدار و فروشنده به یکدیگر است. گواهی سپرده هم طبعا تعهد بانک به سپردهگذاران است. از همه اینها مهمتر پول است که تعهد بانکمرکزی (و بهطور عام دولت یا بالاتر از آن حاکمیت) به آحاد مردم است.
🔹بدیهی است چیزی که باعث میشود بازارهای مالی همچنان به حیات خود ادامه دهند، پایایی اعتماد میان بازیگران بازار است؛ اعتمادی که بر پایه آن سرمایهگذاران حاضر میشوند در قبال پول خود تعهد شرکت (گواهی سهام) را بپذیرند؛ سپردهگذاران در قبال وجوه خود، تعهد بانک (گواهی سپرده) را میپذیرند و کارکنان در قبال کار خود، پول (تعهد بانک مرکزی) را پذیرا میشوند. نظام بانکی پایه اصلی نظام مالی کشورهاست. چنانچه اعتماد سپردهگذاران به نظام بانکی خدشهدار شود، اعتبار بزرگترین و معتبرترین متعهدان نظام مالی کشور، یعنی بانکمرکزی و بانکها، آسیب میبیند؛ اگر بازیگران بازارهای مالی نتوانند به این دو اعتماد کنند، آنگاه به تعهد هیچ متعهدی نمیتوانند دل خوش کنند.
🔸اینچنین است که بحرانهای بانکی پایه اعتماد در نظام اقتصادی کشور را سست میکند؛ اعتمادی که در غیاب آن بازیگران بازار پول تمایل مییابند، وجوه خود را به چیزی مستقل از مقام ناظر بازار پول (بانک مرکزی) بدل کنند؛ چیزی مانند داراییهای فیزیکی و ارز. هراس ناشی از خدشهدار شدن اعتبار ابرمتعهدان بازار پول حتی ممکن است سپردهگذاران را متقاعد کند که پول خود را به چیزی مستقل از نظام قانونی کشور تبدیل کنند: حواله ارزی معمولترین مسیر ممکن برای تحقق این هدف است. اینچنین است که بحرانهای بانکی به شکلگیری و تعمیق بحرانهای ارزی دامن میزنند. بحرانهای توام یا همزاد بانک و ارز به وابستگیهای متقابل بحران بانکی با بحران تراز پرداختها اشاره دارد.
🔴بحرانهای همزاد
🔹تجربههای بسیاری از وقوع بحران تراز پرداختها در کشاکش بحران بانکی کشورها به یاد داریم (مثلا بحرانهای همزاد شیلی ۱۹۸۲ یا مکزیک در ۱۹۹۴). توجه به بحرانهای همزاد اهمیت فراوانی دارد، چون آثار آنها بسیار مخربتر از بحران بانکی یا بحران تراز پرداختهای جداگانه است. بحرانهای همزاد بانکی و تراز پرداختها حاصل رکود اقتصادی عمیق است و هزینههای نجات نظام بانکی را بالا میبرد. بیشتر مطالعات خارجی بیانگر آن است که شروع بحران بانکی به شروع بحران ارزی انجامیده است و جهت برعکس نبوده است. مطالعه سال ۲۰۰۱ گلیک و هاچسون (Glick and Hutchison) پیرامون بحرانهای همزاد در کشورهای مختلف نشان میدهد که شروع بحران بانکی باعث بروز بحران ارزی در چند سال بعد در آن کشورها شده است و جهت برعکس آن اتفاق نیفتاده است؛ یعنی آسیب از بحران بانکی به بحران ارزی تسری یافته است. مطالعات متقدمتر دیگر کمینسکی (Kaminsky) بیانگر آن است که بروز بحرانهای بانکی به پیشبینی بروز بحرانهای ارزی کمک کرده است. مطالعات دیگری نیز نشان داده که مشکل بانکها باعث ناتوانی بانک مرکزی در دفاع از ارزهای ملی شده، چرا که نتوانستهاند نرخهای بهره را بهدرستی تعیین کنند. هر چند تاثیر متغیرهای بنیادین و رفتاری (انتظارات) بهدرستی در آزمونها تفکیک نشده، اما به نظر میرسد که قبل از بروز بحرانها، متغیرهای بنیادین اقتصاد در بیشتر کشورها در وضعیت نامناسبی بوده است.
🔸بیشتر مطالعات نشان میدهند که در بحرانهای دوگانه (همزاد) هزینههای از دسترفتن ذخایر و هزینههای نجات بانکها از بحرانهای مستقل بانکی یا ارزی به مراتب بالاتر است. این مطالعات نشان دادهاند که متغیرهایی چون نرخهای بهره واقعی، نسبت M۲ به ذخایر خارجی، صادرات و تفاوتهای نرخهای بهره واقعی شاخصهای خوبی برای نشان دادن بروز وضعیت بحرانهای همزاد بودهاند. هاگن و هو (Hagen & Ho) در ۲۰۰۳ گزارش کردند که بیش از یکسوم بحرانهای بانکی به بحرانهای همزاد بانک و ارز انجامیده است. هر چند تعریف و شناخت بحرانهای همزاد در حوزه بانک و بازارهای ارزی دشوار است، اما وضعیت درایران به گونهای است که چالش عمدهای برای تایید وجود چنین شرایطی نداریم. نشانههای بروز بحران همزاد در کشورمان را میتوان از طریق بررسی شرایط نظام بانکی کشور و نیز حسابهای ملی کشور در بخش خارجی پیگیری کرد. در حالی که در میان اقتصاددانان کشور در باب بحران بانکی اجماع وجود دارد، برای صحبت از بحران ارزی نیازمند بررسی تراز پرداختها هستیم.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه هفتم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف http://www.aparat.com/v/u852V بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🎥 ویدیوی جلسه هشتم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻
🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
https://www.aparat.com/v/jd1V4
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
https://www.aparat.com/v/jd1V4
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
۸- ریاضیات مالی
جلسه هشتمزمان کلاس: دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳ الی ۱۵محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق ۳۰۳کتب مرجع:توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوستهبینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثیبرنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی
Financial Engineering
✅ #شرکت_های_تجاری 🔴جلسه نهم 3-سهام ممتاز و سهام عادي : 1⃣«يكي از اصول اساسي شركت هاي سهامي تساوي حقوق سهامداران است مگر در دو مورد: 🔷اول)آنكه شركت با مشكلات مالي مواجه باشد و نتواند به آساني به منابع مالي دسترسي يابد در اين صورت ناچار خواهد بود امتيازات…
✅ #شرکت_های_تجاری
🔴جلسه دهم
4-سهام غير قابل انتقال:
✍در تجارت امروز اكثراً تمامي انواع سهام قابل انتقال است؛چرا كه در شركت هاي سهامي سرمايه در اولويت قرار دارند شخصيت شركاء و سهامداران و براي شركت تفاوتي نمي كند كه چه كسي سهام دار باشد بلكه تنها به ميزان سرماية خود توجه دارد چند نوع سهام غير قابل انتقال وجود دارد.
1⃣سهام مديران:اين نوع سهام كه براي ضمانت از امور اجرايي آنان در مقابل اشخاص ثالث و احتمالاً كساني كه از عمليات آنان زيان مي بينند پيش بيني شده كه معمولاً جنبه تشريفاتي دارد.
2⃣سهام شركت هاي اشخاص(تضامني،نسبي) با رضايت تمامي شركاء قابليت انتقال دارد در غير اينصورت منتقل نمي شود.
3⃣ممكن است در اساسنامة شركت سهامي اين چنين پيش بيني شده باشد كه سهامداران حق انتقال آن را نداشته باشند. نظر محقق «اكثريت علماء حقوق اين بند يا شرط از اساسنامه را باطل و فاقد ارزش حقوقي مي دانند چرا كه يكي از حقوق دارندگان سهام انتقال آن است به عبارت ديگر ارزش اقتصادي اين برگه در مالكيت اين افراد قرارداد كه ممكن است هر لحظه بنابه دلايل شخصي يا مشكلات اقتصادي آن را منتقل نمايند اين شرط خلاف قواعد مالكيت افراد است.
پایان جلسه دهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴جلسه دهم
4-سهام غير قابل انتقال:
✍در تجارت امروز اكثراً تمامي انواع سهام قابل انتقال است؛چرا كه در شركت هاي سهامي سرمايه در اولويت قرار دارند شخصيت شركاء و سهامداران و براي شركت تفاوتي نمي كند كه چه كسي سهام دار باشد بلكه تنها به ميزان سرماية خود توجه دارد چند نوع سهام غير قابل انتقال وجود دارد.
1⃣سهام مديران:اين نوع سهام كه براي ضمانت از امور اجرايي آنان در مقابل اشخاص ثالث و احتمالاً كساني كه از عمليات آنان زيان مي بينند پيش بيني شده كه معمولاً جنبه تشريفاتي دارد.
2⃣سهام شركت هاي اشخاص(تضامني،نسبي) با رضايت تمامي شركاء قابليت انتقال دارد در غير اينصورت منتقل نمي شود.
3⃣ممكن است در اساسنامة شركت سهامي اين چنين پيش بيني شده باشد كه سهامداران حق انتقال آن را نداشته باشند. نظر محقق «اكثريت علماء حقوق اين بند يا شرط از اساسنامه را باطل و فاقد ارزش حقوقي مي دانند چرا كه يكي از حقوق دارندگان سهام انتقال آن است به عبارت ديگر ارزش اقتصادي اين برگه در مالكيت اين افراد قرارداد كه ممكن است هر لحظه بنابه دلايل شخصي يا مشكلات اقتصادي آن را منتقل نمايند اين شرط خلاف قواعد مالكيت افراد است.
پایان جلسه دهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
✅ میمونها چه چیزی میتوانند درباره پول به ما یاد دهند؟ ✍🏻دیوید ادموندز ✍🏻بن کوپر 🔹تصمیمهای میمونهایی که در رابطه با امور مالی مورد آزمایش قرار میگیرند شبیه تصمیمهایی است که انسانها اتخاذ میکنند. در جزیرهای در نزدیکی سواحل پورتوریکو آزمایش شگفت انگیزی…
✅ میمونها چه چیزی میتوانند درباره پول به ما یاد دهند؟
✍🏻دیوید ادموندز
✍🏻بن کوپر
ادامه...
🔸جالب این که میمونها هم همین کار را میکنند. ترس از باخت چنان زیاد است که آنها خطر باخت بزرگتری را به جان میخرند تا بلکه چیزی نبازند. شما شاید انتظار داشته باشید که مردم وقتی بازار بورس سقوط میکند یا قیمت مسکن پایین میآید محتاط تر عمل کنند. اما در واقعیت ریسک بیشتری میکنند. مردم سهامی را که ارزشش دارد سقوط میکنند نگه میدارند تا بلکه قیمتش دوباره بالا برود. دلیلش هم این است که ما نمیتوانیم کمتر شدن داراییهایمان را تحمل کنیم. این یعنی زیانگریزی.
🔹با این اوصاف، اگر زیانگریزی یک ویژگی لاینفک انسانها است، چگونه میتوانیم با آن روبهرو شویم. دکتر سانتوز میگوید بعضی وقتها بهتر است که با استفاده از روشهای هوشمندانه مردم را به سمت رفتاری هل دهیم که خلاف غرایز ویرانگرشان است.
🔸پسانداز مثال خوبی است.
او میگوید "خیلیها علاقهدارند پسانداز کنند، اما بیرون کشیدن پول از حساب جاری و گذاشتنش در حساب پسانداز میتواند حسی مانند ضرر ایجاد کند. محققان برای خنثی کردن این حس برنامهای طراحی کردهاند که این حس را در نظر میگیرد و پساندازهای شما را از افزایش درآمدهایی برمیدارد که در آینده قرار است نصیب شما شود. برای همین هیچ وقت فکر نمیکنید که ضرر کردهاید."
🔹اقتصاددانانی مثل ریچارد تالر و شلومو بنارتزی برنامهایی برای این کار ترتیب دادهاند تا کارمندها را به سمت پسانداز بیشتر برای دوران بازنشستگی هل دهند. این برنامه چهار مرحله دارد. ابتدا کارمندها را تشویق میکنند تا از مدتها پیش از شروع برنامه عضو آن شوند تا با پیامدهای مالی فوری روبهرو نشوند. بعد اینکه تا زمانی که حقوقشان افزایش پیدا نکرده هیچ مبلغی بابت حقوق بازنشستگی آنها کم نمیشود. برای همین کارمند حس نمیکند که چیزی از حقوق فعلیاش کم شده است. مبالغی که برای بازنشستگی پسانداز میشود به مرور و با هر افزایش حقوق بیشتر میشود تا اینکه حساب پسانداز کارمند به سطحی برسد که از پیش تعیین شده است. و آخر اینکه کارمندها میتوانند هر موقع که بخواهند از این برنامه خارج شوند. این مرحله آخر بر این اساس طراحی شده است که انسانها معمولا علاقه زیادی به تغییر ندارند. به زبان دیگر هیچ کاری نکردن آسانتر از کاری کردن است.
🔸تصمیماتی که انسانها در رابطه با پول میگیرند در اغلب موارد غیرمنطقی به نظر میرسد و ممکن است باعث ایجاد حبابهای قیمتی و سقوط بازار شود. بعضی وقتها تصمیمات بدی میگیریم که به هیچ عنوان عقلانی به نظر نمیرسند.
📌پس شاید چیزی که آزمایشهای دکتر سانتوز و اقتصاد میمونی نشان میدهند این است که حذف بعضی از خرده عادتهای تکاملی سختتر از آن است که فکر میکنیم.
منبع: بی بی سی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻دیوید ادموندز
✍🏻بن کوپر
ادامه...
🔸جالب این که میمونها هم همین کار را میکنند. ترس از باخت چنان زیاد است که آنها خطر باخت بزرگتری را به جان میخرند تا بلکه چیزی نبازند. شما شاید انتظار داشته باشید که مردم وقتی بازار بورس سقوط میکند یا قیمت مسکن پایین میآید محتاط تر عمل کنند. اما در واقعیت ریسک بیشتری میکنند. مردم سهامی را که ارزشش دارد سقوط میکنند نگه میدارند تا بلکه قیمتش دوباره بالا برود. دلیلش هم این است که ما نمیتوانیم کمتر شدن داراییهایمان را تحمل کنیم. این یعنی زیانگریزی.
🔹با این اوصاف، اگر زیانگریزی یک ویژگی لاینفک انسانها است، چگونه میتوانیم با آن روبهرو شویم. دکتر سانتوز میگوید بعضی وقتها بهتر است که با استفاده از روشهای هوشمندانه مردم را به سمت رفتاری هل دهیم که خلاف غرایز ویرانگرشان است.
🔸پسانداز مثال خوبی است.
او میگوید "خیلیها علاقهدارند پسانداز کنند، اما بیرون کشیدن پول از حساب جاری و گذاشتنش در حساب پسانداز میتواند حسی مانند ضرر ایجاد کند. محققان برای خنثی کردن این حس برنامهای طراحی کردهاند که این حس را در نظر میگیرد و پساندازهای شما را از افزایش درآمدهایی برمیدارد که در آینده قرار است نصیب شما شود. برای همین هیچ وقت فکر نمیکنید که ضرر کردهاید."
🔹اقتصاددانانی مثل ریچارد تالر و شلومو بنارتزی برنامهایی برای این کار ترتیب دادهاند تا کارمندها را به سمت پسانداز بیشتر برای دوران بازنشستگی هل دهند. این برنامه چهار مرحله دارد. ابتدا کارمندها را تشویق میکنند تا از مدتها پیش از شروع برنامه عضو آن شوند تا با پیامدهای مالی فوری روبهرو نشوند. بعد اینکه تا زمانی که حقوقشان افزایش پیدا نکرده هیچ مبلغی بابت حقوق بازنشستگی آنها کم نمیشود. برای همین کارمند حس نمیکند که چیزی از حقوق فعلیاش کم شده است. مبالغی که برای بازنشستگی پسانداز میشود به مرور و با هر افزایش حقوق بیشتر میشود تا اینکه حساب پسانداز کارمند به سطحی برسد که از پیش تعیین شده است. و آخر اینکه کارمندها میتوانند هر موقع که بخواهند از این برنامه خارج شوند. این مرحله آخر بر این اساس طراحی شده است که انسانها معمولا علاقه زیادی به تغییر ندارند. به زبان دیگر هیچ کاری نکردن آسانتر از کاری کردن است.
🔸تصمیماتی که انسانها در رابطه با پول میگیرند در اغلب موارد غیرمنطقی به نظر میرسد و ممکن است باعث ایجاد حبابهای قیمتی و سقوط بازار شود. بعضی وقتها تصمیمات بدی میگیریم که به هیچ عنوان عقلانی به نظر نمیرسند.
📌پس شاید چیزی که آزمایشهای دکتر سانتوز و اقتصاد میمونی نشان میدهند این است که حذف بعضی از خرده عادتهای تکاملی سختتر از آن است که فکر میکنیم.
منبع: بی بی سی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
☑گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
🔺 عنوان: تعارض منافع / راهکارهای پیشگیری و مدیریت
🔹مسئله تعارض منافع مهمترين ريشه های وقوع فساد در حاكميت معرفي شده است به همين دليل،تدوين قواعد كنترل و مديريت تعارض منافع به منظور پيشگيری از فساد مورد توجه حكومتها بوده است. راهكارها و روشهای مختلفي را مي توان برای كنترل و مديريت تعارض منافع در تدوين و تصويب قواعد، آموزش عمومي و روشهای كشف و برخورد با نقض كنندگان قواعد تعارض منافع مورد بررسي قرار داد. در اين گزارش به معرفي قواعد كنترل تعارض منافع در سطح اشخاص حقيقي و حقوقي (سازمانها) مرتبط با فعاليتهای حاكميتي پرداخته شده است. برخی راهكارهای معرفي شده در اين گزارش را مي توان به شرح زير طبقه بندی كرد.
برخي از عناوين قواعد عمومي كه به كنترل و مديريت تعارض منافع منجر خواهد شد عبارتند از:
⚫ اعلام منافع مالي مسئولان
- اعلام درآمدهای شخصي يا خانوادگي و دريافت هدايا در زمان تصدی مسئوليت،
- اعلام داراييهای شخصي و خانوادگي در زمان تصدی مسئوليت.
🔴 اقرار به وجود تعارض منافع در زمان تصدی مسئولیت
- اعلام منافع شخصي مرتبط با مديريت قراردادها،
- اعلام منافع شخصي مرتبط با تصميم گيری و رأی گيری،
- اعلام منافع شخصي مرتبط با مشاركت در تهيه يا ارائه مشاوره سياستي.
🔵 اعمال برخي محدوديتها برای شاغلین در مناصب حاكمیتي
- محدوديت برای شغل دوم و بيشتر،
- محدوديت فعاليت در بخش خصوصي و سمن (NGO)ها پس از ترك مشاغل حاكميتي در بازه زماني معين،
- اعمال محدوديت و كنترل برای دريافت هدايا و ساير منافع،
- عدم امكان مشاركت در تصميم گيری در شرايط تعارض منافع،
- اعمال برخي محدوديتهای شخصي و خانوادگي در مالكيت شركتهای خصوصي
🔸در اين گزارش تلاش شده است ضمن معرفي هر يک از اين موارد، تجارب ساير كشورها در استفاده از اين راهكارها نيز مرور شود، به علاوه با استفاده از گزارشهای بانک جهاني، ميزان فراگيری راهكارهای مذكور در بين 90 كشور نشان داده شده است.
◀گزارش کامل را در فایل پیوست شده بخوانید.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔺 عنوان: تعارض منافع / راهکارهای پیشگیری و مدیریت
🔹مسئله تعارض منافع مهمترين ريشه های وقوع فساد در حاكميت معرفي شده است به همين دليل،تدوين قواعد كنترل و مديريت تعارض منافع به منظور پيشگيری از فساد مورد توجه حكومتها بوده است. راهكارها و روشهای مختلفي را مي توان برای كنترل و مديريت تعارض منافع در تدوين و تصويب قواعد، آموزش عمومي و روشهای كشف و برخورد با نقض كنندگان قواعد تعارض منافع مورد بررسي قرار داد. در اين گزارش به معرفي قواعد كنترل تعارض منافع در سطح اشخاص حقيقي و حقوقي (سازمانها) مرتبط با فعاليتهای حاكميتي پرداخته شده است. برخی راهكارهای معرفي شده در اين گزارش را مي توان به شرح زير طبقه بندی كرد.
برخي از عناوين قواعد عمومي كه به كنترل و مديريت تعارض منافع منجر خواهد شد عبارتند از:
⚫ اعلام منافع مالي مسئولان
- اعلام درآمدهای شخصي يا خانوادگي و دريافت هدايا در زمان تصدی مسئوليت،
- اعلام داراييهای شخصي و خانوادگي در زمان تصدی مسئوليت.
🔴 اقرار به وجود تعارض منافع در زمان تصدی مسئولیت
- اعلام منافع شخصي مرتبط با مديريت قراردادها،
- اعلام منافع شخصي مرتبط با تصميم گيری و رأی گيری،
- اعلام منافع شخصي مرتبط با مشاركت در تهيه يا ارائه مشاوره سياستي.
🔵 اعمال برخي محدوديتها برای شاغلین در مناصب حاكمیتي
- محدوديت برای شغل دوم و بيشتر،
- محدوديت فعاليت در بخش خصوصي و سمن (NGO)ها پس از ترك مشاغل حاكميتي در بازه زماني معين،
- اعمال محدوديت و كنترل برای دريافت هدايا و ساير منافع،
- عدم امكان مشاركت در تصميم گيری در شرايط تعارض منافع،
- اعمال برخي محدوديتهای شخصي و خانوادگي در مالكيت شركتهای خصوصي
🔸در اين گزارش تلاش شده است ضمن معرفي هر يک از اين موارد، تجارب ساير كشورها در استفاده از اين راهكارها نيز مرور شود، به علاوه با استفاده از گزارشهای بانک جهاني، ميزان فراگيری راهكارهای مذكور در بين 90 كشور نشان داده شده است.
◀گزارش کامل را در فایل پیوست شده بخوانید.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅باز هم بحث شیرین هندوانه
✍🏻حامد قدوسی
در چندین گروه اینترنتی دیدم که نمودار صادرات هندوانه به اشتراک گذاشته است. ظاهرا صادرات هندوانه به چیزی حدود ۷۰۰ هزار تن در سال رسیده است. به تبع این نمودارها کامنتهایی مثل «با احتساب ٥٠٠ ليتر آب براى هر كيلو هندوانه ، يعنى صادرات ٣٥٠ ميليارد ليتر آب اين كشور بى آب» یا موارد مشابه آن هم زیاد دیده میشد. عجیب نیست که ببینیم در اثر تحریک احساسات ناگهان دستورالعمل یا قانونی برای ممنوعیت صادرات هندوانه تصویب شود.
این ماجرا را میتوانیم به عنوان مثالی آموزشی از خلط موضوعات درجه اول و ثانویه از طریق بزرگنمایی اعداد استفاده کنیم. بلی درست است: صادرات ۷۰۰ هزار تن هندوانه چیزی رقم وحشتناک ۳۵۰ میلیارد لیتر یا رقم بزرگ ۳۵۰ میلیون مترمکعب یا رقم کوچک ۰.۳۵ کیلومترمکعب آب از کشور خارج میکند. اولین درس این است که با تغییر مقیاس بیان مساله از لیتر به مترمکعب یا کیلومتر مکعب چه طور میتوان اندازه اهمیت آن در ذهن مخاطب را تغییر داد.
قدم بعدی این است که ببینیم این میزان آب صادراتی از چه اهمیت «نسبی» برخوردار است. به همان منطق اندازه مقیاس که در نوشتههای قبلی استفاده کردهایم برگردیم و بگوییم که میزان آب شیرین قابل استحصال کشور در سال چیزی در «حدود» ۱۰۰ میلیارد مترمکعب (یا حدود ۱۰۰ کیلومتر مکعب)* است. آب مصرفی کشاورزی هم چیزی از مقیاس ۵۰ کیلومتر مکعب است. با این حساب کل آب مجازی صادراتی از طریق هندوانهها چیزی در مقیاس ۰.۳ درصد از کل آب شیرین سالیانه کشور یا حدود ۰.۶ درصد (۰.۰۰۶) آب مصرفی کشاورزی کشور است. میبینید که با این نرمالسازی ناگهان ابعاد بیان مساله از ۳۵۰ هزار میلیارد لیتر (که عدد شوکآوری است) به ۰.۰۰۶ (که به نظر یک عامل درجه اول نمیرسد) تغییر کرد، با اینکه هر دو یک واقعیت را بیان میکنند.
پس از زاویه دیگری میتوان گفت که در مقایسه با هدررفت و تبخیر آب کشاورزی کشور و نیز مصرف آب محصولات بسیار آببر دیگر، مساله صادرات هندوانه و آب مجازی آن واقعا اهمیت درجه دوم و سوم دارد. البته هندوانه یک جای نگرانی ویژه دارد: بخش مهمی از آب مجازی هندوانه از «آب آبی» سطحی و زیرسطحی در مناطق مرکزی و کویری آمده است که ارزش ویژهای دارد و باید مراقبت شود.
* چون این مطالب گاه دست به دست میشود باید همیشه این توضیح را بنویسیم که منطق ما در این نقدها تمرکز روی مقیاس (Order of Magnitude) مسائل است و نه عدد دقیق. یک بار مطلبی نوشته بودم و به سرانه آب ۱۶۰۰ مترمکعب اشاره کرده بودم. منتقدی همین را پیراهن عثمان کرده بود که سرانه آب ۱۵۰۰ مترمکعب است و نه ۱۶۰۰! وقتی صحبت از بهرهمندی و سرانه آب میکنیم دقت کنیم که خطای تعاریف و اندازهگیریها در این حوزه آنقدر بزرگ است که هر دو عدد ۱۵۰۰ و ۱۶۰۰ تقریبی هستند و تفاوت معنیداری بین آنها وجود ندارد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻حامد قدوسی
در چندین گروه اینترنتی دیدم که نمودار صادرات هندوانه به اشتراک گذاشته است. ظاهرا صادرات هندوانه به چیزی حدود ۷۰۰ هزار تن در سال رسیده است. به تبع این نمودارها کامنتهایی مثل «با احتساب ٥٠٠ ليتر آب براى هر كيلو هندوانه ، يعنى صادرات ٣٥٠ ميليارد ليتر آب اين كشور بى آب» یا موارد مشابه آن هم زیاد دیده میشد. عجیب نیست که ببینیم در اثر تحریک احساسات ناگهان دستورالعمل یا قانونی برای ممنوعیت صادرات هندوانه تصویب شود.
این ماجرا را میتوانیم به عنوان مثالی آموزشی از خلط موضوعات درجه اول و ثانویه از طریق بزرگنمایی اعداد استفاده کنیم. بلی درست است: صادرات ۷۰۰ هزار تن هندوانه چیزی رقم وحشتناک ۳۵۰ میلیارد لیتر یا رقم بزرگ ۳۵۰ میلیون مترمکعب یا رقم کوچک ۰.۳۵ کیلومترمکعب آب از کشور خارج میکند. اولین درس این است که با تغییر مقیاس بیان مساله از لیتر به مترمکعب یا کیلومتر مکعب چه طور میتوان اندازه اهمیت آن در ذهن مخاطب را تغییر داد.
قدم بعدی این است که ببینیم این میزان آب صادراتی از چه اهمیت «نسبی» برخوردار است. به همان منطق اندازه مقیاس که در نوشتههای قبلی استفاده کردهایم برگردیم و بگوییم که میزان آب شیرین قابل استحصال کشور در سال چیزی در «حدود» ۱۰۰ میلیارد مترمکعب (یا حدود ۱۰۰ کیلومتر مکعب)* است. آب مصرفی کشاورزی هم چیزی از مقیاس ۵۰ کیلومتر مکعب است. با این حساب کل آب مجازی صادراتی از طریق هندوانهها چیزی در مقیاس ۰.۳ درصد از کل آب شیرین سالیانه کشور یا حدود ۰.۶ درصد (۰.۰۰۶) آب مصرفی کشاورزی کشور است. میبینید که با این نرمالسازی ناگهان ابعاد بیان مساله از ۳۵۰ هزار میلیارد لیتر (که عدد شوکآوری است) به ۰.۰۰۶ (که به نظر یک عامل درجه اول نمیرسد) تغییر کرد، با اینکه هر دو یک واقعیت را بیان میکنند.
پس از زاویه دیگری میتوان گفت که در مقایسه با هدررفت و تبخیر آب کشاورزی کشور و نیز مصرف آب محصولات بسیار آببر دیگر، مساله صادرات هندوانه و آب مجازی آن واقعا اهمیت درجه دوم و سوم دارد. البته هندوانه یک جای نگرانی ویژه دارد: بخش مهمی از آب مجازی هندوانه از «آب آبی» سطحی و زیرسطحی در مناطق مرکزی و کویری آمده است که ارزش ویژهای دارد و باید مراقبت شود.
* چون این مطالب گاه دست به دست میشود باید همیشه این توضیح را بنویسیم که منطق ما در این نقدها تمرکز روی مقیاس (Order of Magnitude) مسائل است و نه عدد دقیق. یک بار مطلبی نوشته بودم و به سرانه آب ۱۶۰۰ مترمکعب اشاره کرده بودم. منتقدی همین را پیراهن عثمان کرده بود که سرانه آب ۱۵۰۰ مترمکعب است و نه ۱۶۰۰! وقتی صحبت از بهرهمندی و سرانه آب میکنیم دقت کنیم که خطای تعاریف و اندازهگیریها در این حوزه آنقدر بزرگ است که هر دو عدد ۱۵۰۰ و ۱۶۰۰ تقریبی هستند و تفاوت معنیداری بین آنها وجود ندارد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ "نرخ ارز، از آرمان تا ایران"
✍🏻پدرام سلطانی
📈 هنوز یک ماه از سال نو نگذشته است، اما به اندازه ی یک سال دغدغه و نگرانی در این ماه نیمه تعطیل سر باز کرد. شروع روزهای کاری سال با ادامه یافتن افزایش نرخ ارز، هشداری بود مبنی بر اینکه پیچیدگی مشکلات ارزی ما بیش از یک تقاضای ساده ی کف بازار است. سلسله اتفاقاتی که در فضای داخلی و بین المللی از یک سال پیش شکل گرفت و نحوه ی برخورد ما با آنها، به اضافه ی برخی تصمیمات حساب نشده در بازار پول و ارز و، مهمتر از همه، جدال بازنده بازنده ی قدرت در درون کشور، همگی برای اهل اندیشه نشانه هایی از روزهای سخت تر بودند. افزایش نرخ ارز در اقتصاد ما از یک سنجه ی اقتصادی رفته رفته به یک سنجه ی اجتماعی و سیاسی تغییر شکل یافته است، به نوعی که امروز می شود گفت آثار رویکردهای شهروندان نسبت به سیاستهای عمومی دولت و بازتاب روابط منطقه ای و بین المللی ما در افزایش قیمت ارز، سهم بزرگ و روزافزونی یافته اند. به همین واسطه هم دولت از مواجهه ی اقتصادی با موضوع ارز فراتر رفت و پا را در برخورد پلیسی و قانونی با این پدیده گذاشت.
‼️ آنچه که جای نگرانی را بیشتر می کند دو چیز است: نخست اینکه هیچیک از عوامل بنیادین افزایش نرخ ارز (اعم از اقتصادی، سیاسی و بین المللی) چشم انداز بهبود و رفع در پیش رو ندارند، مگر اینکه اتفاق غیر مترقبه ای بیافتد. دوم اینکه به مدد اخبار منتشره در شبکه های مجازی، شهروندان از این مسئله در حد بالایی مطلعند و لذا تصمیمات متخذه آرامش و اعتماد را به ایشان برنگردانیده بلکه پیام نگرانی و دفع الوقت می دهد و موجب می شود که رفتارهای آنان در مسیر نامساعد با این تصمیمات شکل بگیرد.
❌ در این مقطع، کشور در تقابل بی سابقه ای از آرمانها و مطالبات قرار گرفته است. عده ای مصرانه پای بر آرمانها می فشرند و جمعی ناهمگن اما پرتعداد از اقشار و طبقات و اقوام انواع مطالبات خود را پیگیرند. شوربختانه وضع در تعاملات بین المللی هم مشابه است و این دو بر هم اثر تشدید کننده یافته اند و تصمیمات را از دو سو لای منگنه گذاشته اند. بدیهی است تصمیم گیری در چنین شرایطی کاری بس دشوار است، به ویژه اگر تصمیمات سعی بر تأمین هر دو بردار، آرمانها و مطالبات، داشته باشند. اما راه ساده ای نیز هست و آن گرفتن تصمیمات با پرداختن به معلول و برای گذار از این ستون به آن ستون است. لیکن ایراد این روش به غیر از موقتی بودن آن، تکراری بودنش است، بدین معنی که رفتارها، گفتارها و تصمیمات مشابه در گذشته هنوز در خاطر شهروندان باقیست و آنها به سادگی، با قرینه سازی به پیش بینی اثر تصمیمات می پردازند و بر همان مبنا رفتار می کنند، نه الزاماٌ بر مبنایی که دولت انتظار دارد.
🔀 نرخ ارز امروز بیش از هر زمانی مسئله ای فرا دولتی و فرا ملی است. اگرچه عملکرد دولت در این باره جای نقد بسیار دارد اما سهم تصمیمات دولت و بانک مرکزی در این موضوع در بهترین حالت ٢٠ درصد است. باقی سهم بر می گردد به مجلس، قوه ی قضائیه، نیروهای نظامی و انتظامی، بخش عمومی غیر دولتی و تمام ارکان کشور و در انتهای زنجیره، بخش خصوصی، نهادهای مدنی و مردم. بماند که سهم فرا ملی مسئله خود بخش بزرگی است اما تا حدی تابعی است از جهت بردار نیروهای تصمیم گیر و تصمیم ساز داخل کشور.
🔴 در یک شبیه سازی می توان گفت نرخ ارز مانند قطعه ای از پوست بدن انسانی است که عفونتها و ضربات فیزیکی مکرر، آنرا چنان ملتهب ساخته است که حتی تاب تحمل لمس موضع و گذاشتن مرهم را ندارد و گذشته از آن، مرهم موضعی تسکین موقت است. چاره ی این بیمار، درمان سیستمی با بستری در بخش مراقبتهای ویژه و خشکاندن چرک منتشره در سراسر بدن اوست. و در این شرایط اگر دستگاههای مختلف بدنش یعنی قلب و عروق، سیستم ایمنی و کلیه و دستگاه تنفسی به درستی کار نکنند، درمان بازهم پیچیده تر و شانس علاج کمتر خواهد بود. وضع ما به مانند این بیمار است که شوربختانه مشکل بیماری خود ایمنی هم دارد، یعنی بخشی از سلولهای بدن بر علیه بخشی دیگر در حال تحرک و تخریبند و اگر هیچ مشکل دیگری هم نمی بود این بدن خودش، خودش را از بین می برد.
📚 در تاریخ می شود نمونه های گوناگون و قابل مقایسه ای از این تضاد میان آرمانها و مطالبات را یافت. اگرچه مقایسه کار مشکلی است اما یک درس بین آنها مشترک است: "نباید از تصمیمات اساسی به تصمیمات مقطعی فروکاست."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻پدرام سلطانی
📈 هنوز یک ماه از سال نو نگذشته است، اما به اندازه ی یک سال دغدغه و نگرانی در این ماه نیمه تعطیل سر باز کرد. شروع روزهای کاری سال با ادامه یافتن افزایش نرخ ارز، هشداری بود مبنی بر اینکه پیچیدگی مشکلات ارزی ما بیش از یک تقاضای ساده ی کف بازار است. سلسله اتفاقاتی که در فضای داخلی و بین المللی از یک سال پیش شکل گرفت و نحوه ی برخورد ما با آنها، به اضافه ی برخی تصمیمات حساب نشده در بازار پول و ارز و، مهمتر از همه، جدال بازنده بازنده ی قدرت در درون کشور، همگی برای اهل اندیشه نشانه هایی از روزهای سخت تر بودند. افزایش نرخ ارز در اقتصاد ما از یک سنجه ی اقتصادی رفته رفته به یک سنجه ی اجتماعی و سیاسی تغییر شکل یافته است، به نوعی که امروز می شود گفت آثار رویکردهای شهروندان نسبت به سیاستهای عمومی دولت و بازتاب روابط منطقه ای و بین المللی ما در افزایش قیمت ارز، سهم بزرگ و روزافزونی یافته اند. به همین واسطه هم دولت از مواجهه ی اقتصادی با موضوع ارز فراتر رفت و پا را در برخورد پلیسی و قانونی با این پدیده گذاشت.
‼️ آنچه که جای نگرانی را بیشتر می کند دو چیز است: نخست اینکه هیچیک از عوامل بنیادین افزایش نرخ ارز (اعم از اقتصادی، سیاسی و بین المللی) چشم انداز بهبود و رفع در پیش رو ندارند، مگر اینکه اتفاق غیر مترقبه ای بیافتد. دوم اینکه به مدد اخبار منتشره در شبکه های مجازی، شهروندان از این مسئله در حد بالایی مطلعند و لذا تصمیمات متخذه آرامش و اعتماد را به ایشان برنگردانیده بلکه پیام نگرانی و دفع الوقت می دهد و موجب می شود که رفتارهای آنان در مسیر نامساعد با این تصمیمات شکل بگیرد.
❌ در این مقطع، کشور در تقابل بی سابقه ای از آرمانها و مطالبات قرار گرفته است. عده ای مصرانه پای بر آرمانها می فشرند و جمعی ناهمگن اما پرتعداد از اقشار و طبقات و اقوام انواع مطالبات خود را پیگیرند. شوربختانه وضع در تعاملات بین المللی هم مشابه است و این دو بر هم اثر تشدید کننده یافته اند و تصمیمات را از دو سو لای منگنه گذاشته اند. بدیهی است تصمیم گیری در چنین شرایطی کاری بس دشوار است، به ویژه اگر تصمیمات سعی بر تأمین هر دو بردار، آرمانها و مطالبات، داشته باشند. اما راه ساده ای نیز هست و آن گرفتن تصمیمات با پرداختن به معلول و برای گذار از این ستون به آن ستون است. لیکن ایراد این روش به غیر از موقتی بودن آن، تکراری بودنش است، بدین معنی که رفتارها، گفتارها و تصمیمات مشابه در گذشته هنوز در خاطر شهروندان باقیست و آنها به سادگی، با قرینه سازی به پیش بینی اثر تصمیمات می پردازند و بر همان مبنا رفتار می کنند، نه الزاماٌ بر مبنایی که دولت انتظار دارد.
🔀 نرخ ارز امروز بیش از هر زمانی مسئله ای فرا دولتی و فرا ملی است. اگرچه عملکرد دولت در این باره جای نقد بسیار دارد اما سهم تصمیمات دولت و بانک مرکزی در این موضوع در بهترین حالت ٢٠ درصد است. باقی سهم بر می گردد به مجلس، قوه ی قضائیه، نیروهای نظامی و انتظامی، بخش عمومی غیر دولتی و تمام ارکان کشور و در انتهای زنجیره، بخش خصوصی، نهادهای مدنی و مردم. بماند که سهم فرا ملی مسئله خود بخش بزرگی است اما تا حدی تابعی است از جهت بردار نیروهای تصمیم گیر و تصمیم ساز داخل کشور.
🔴 در یک شبیه سازی می توان گفت نرخ ارز مانند قطعه ای از پوست بدن انسانی است که عفونتها و ضربات فیزیکی مکرر، آنرا چنان ملتهب ساخته است که حتی تاب تحمل لمس موضع و گذاشتن مرهم را ندارد و گذشته از آن، مرهم موضعی تسکین موقت است. چاره ی این بیمار، درمان سیستمی با بستری در بخش مراقبتهای ویژه و خشکاندن چرک منتشره در سراسر بدن اوست. و در این شرایط اگر دستگاههای مختلف بدنش یعنی قلب و عروق، سیستم ایمنی و کلیه و دستگاه تنفسی به درستی کار نکنند، درمان بازهم پیچیده تر و شانس علاج کمتر خواهد بود. وضع ما به مانند این بیمار است که شوربختانه مشکل بیماری خود ایمنی هم دارد، یعنی بخشی از سلولهای بدن بر علیه بخشی دیگر در حال تحرک و تخریبند و اگر هیچ مشکل دیگری هم نمی بود این بدن خودش، خودش را از بین می برد.
📚 در تاریخ می شود نمونه های گوناگون و قابل مقایسه ای از این تضاد میان آرمانها و مطالبات را یافت. اگرچه مقایسه کار مشکلی است اما یک درس بین آنها مشترک است: "نباید از تصمیمات اساسی به تصمیمات مقطعی فروکاست."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg