Financial Times
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
✅تداوم نگرانى ارزى! چه مى توان كرد؟ ✍🏻محمد طبیبیان در مقدمه بگويم كه اينجانب به رياست محترم جمهور راى داده ام، در تهيه بيانيه و اعلاميه حمايت از كانديتاتورى ايشان در زمان انتخابات هم باساير همكاران همكارى كردم، در حد مقدور. بنابر اين علاقمند بوده ام كه…
✅ تداوم نگرانى ارزى! چه مى توان كرد؟
✍🏻 محمد طبیبیان
(ادامه...)
اين تصور بى سر و سامانى در اجرا كمى دور از واقع به نظر مى رسد. اما در سازمان معاملات ارزى مسلما مشكل داريم و آن مشكل هم نبود بازار متشكل ارز است(از جمله پرسش بر انگيز بودن واگذارى برخى امتياز صرافى ها). امروزه اتاق هاى پاياپاى ارز داد و ستد ارز هاى كشور ها را رسد مى كنند چنانكه حتى معامله يك دلار در بازار هاى ارزى و بانك هاى خارجى هم در اين اطاق ها رسد مى شود. اطاق پاياپاى ارز در نيويورك روزانه هزاران ميليارد دلار را تسويه مى كند بدون اين كه طرفين معامله هاى قانونى متوجه شوند و يا براى آنان دردسر يا معطلى درست شود. همين اتاق ها بودند كه تحريم ايران را رسد مى كردند و معاملاتى كه يك طرف آن ايران بود را به مقامات مربوط گزارش مى دادند. در كشور ما بازار ارز وجود ندارد امكان رسد و تسويه معاملات ريالى كه در داد و ستد ارز انجام مى شود موجود نيست. دليل اين امر؟ منافع خاص كه مى خواهند از قيمت هاى چندگانه ارز بهرمند شوند و ده ها سال است مانع سازمان يافتن بازار ارز در كشور بوده اند.
در كشور ما اين شبهه وجود داشته كه اگر نظام هاى الكترونيك هم نصفه نيمه ايجاد مى شود براى تصحيح و تسريع و كار آمدى و بهبود كار مردم نبوده بلكه يحتمل براى كنترل و تجسس است به همين دليل هم مردم به فعاليت زير زمينى بهتر تمايل دارند تا شفافيت. رياست محترم جمهور از شرايط ارز در گذشته ناراضى بوده اند. آيا شرايط و تمهيدات جديد رضايت ايجاد كرده؟ چنانكه معلوم مى شود چنين نيست. هم اكنون هم در منابع اينترنتى مى توان يافت كه بر اساس شواهد بيّين قيمت دلار٥٣٠٠ تومان و يا در اين حدود ارزيابى مى شود، ارز يك نرخى نشده در حالى كه بلا تكليفى عجيبى هم حادث شده است.
راه حل هم اين است كه قبول بفرماييد اقتصاد دانان (نه شبه اقتصاد دانان متعدد) هوايى صحبت نمى كنند. افزايش نقدينگى هيمه پر قدرتى است در زير آتش تورم، بى ثباتى اقتصادى اجتماعى و سياسى و نوسانت نرخ ارز. تمام دولت ها از دهه ١٣٥٠ تا كنون از اين بى مبالاتى خود ضربه خورده اند از جمله دولت موجود. اين شيوه را متوقف كنيد. اين نيز قدرت طراحى با جزييات، كارشناسان خبره و مديران قوى مى خواهد. لا اقل مى توان گفت كه كارشناسى لازم در داخل هم موجود نيست. بسيارى نيرو ها باز نشسته و كنار زده شده اند يا كناره گرفته اند، نيرو هاى موجود در گير كار خود هستند، مراكز آموزش عالى كه براى تربيت اين نوع نيرو ها ايجاد شد معطل و تضعيف شدند اكثر آموزش ديده ها راهى خارج شدند(و در محيط هاى جديد بسيار هم موفق بوده اند). اگر آنان كه در داخل باقى مانده اند را قبول نداريد يا از نظر تعداد و خستگى كفايت نمى كننداز يك موسسه مشاور سوئيس، لندن يا سنگا پور ... مشاورينى را براى سازمان دادن بازار ارز و تجديد ساختار بخش مالى كشور دعوت نماييد، به خاطر منافع كشور يا نظام يا هر نامى كه معتبر بدانيد يك بار در مقابل اين منافع مدافع شرايط موجود ايستادگى كنيد. دليل اين كه تحريم هاى آمريكا بر عليه ما موثر واقع شد، و هنوز دولت موجود آمريكا تلاش مى كند به باز گرداندن آن، ضعف بخش مالى و بانكى كشور ما و كم عمق بودن بخش مالى و پولى بوده است. اين ضعف بايد باكمك اطباى مربوط به خودش چاره شود. از كارشناسان دولت بخواهيد يك بر رسى آمارى دقيق در مورد رشد نقدينگى و پايه پولى وضعيت سرعت گردش پول تهييه و به رييس دولت و ساير مقامات ارائه كنند. نتيجه رشد حيرت آور نقدينگى مهمترين عامل همين بى ثباتى كنونى بازار ارز و ساير گرفتارى هاى اقتصادى است اگر رشد نقدينگى ادامه يابد يا سرعت گردش پول بدون تمهيد لازم افزايش يابد (كه از جمله نگرانى هاى داخلى و بين المللى مى تواند در اين مورد موثر باشد) غافلگيرى هاى ديگرى هم در راه خواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محمد طبیبیان
(ادامه...)
اين تصور بى سر و سامانى در اجرا كمى دور از واقع به نظر مى رسد. اما در سازمان معاملات ارزى مسلما مشكل داريم و آن مشكل هم نبود بازار متشكل ارز است(از جمله پرسش بر انگيز بودن واگذارى برخى امتياز صرافى ها). امروزه اتاق هاى پاياپاى ارز داد و ستد ارز هاى كشور ها را رسد مى كنند چنانكه حتى معامله يك دلار در بازار هاى ارزى و بانك هاى خارجى هم در اين اطاق ها رسد مى شود. اطاق پاياپاى ارز در نيويورك روزانه هزاران ميليارد دلار را تسويه مى كند بدون اين كه طرفين معامله هاى قانونى متوجه شوند و يا براى آنان دردسر يا معطلى درست شود. همين اتاق ها بودند كه تحريم ايران را رسد مى كردند و معاملاتى كه يك طرف آن ايران بود را به مقامات مربوط گزارش مى دادند. در كشور ما بازار ارز وجود ندارد امكان رسد و تسويه معاملات ريالى كه در داد و ستد ارز انجام مى شود موجود نيست. دليل اين امر؟ منافع خاص كه مى خواهند از قيمت هاى چندگانه ارز بهرمند شوند و ده ها سال است مانع سازمان يافتن بازار ارز در كشور بوده اند.
در كشور ما اين شبهه وجود داشته كه اگر نظام هاى الكترونيك هم نصفه نيمه ايجاد مى شود براى تصحيح و تسريع و كار آمدى و بهبود كار مردم نبوده بلكه يحتمل براى كنترل و تجسس است به همين دليل هم مردم به فعاليت زير زمينى بهتر تمايل دارند تا شفافيت. رياست محترم جمهور از شرايط ارز در گذشته ناراضى بوده اند. آيا شرايط و تمهيدات جديد رضايت ايجاد كرده؟ چنانكه معلوم مى شود چنين نيست. هم اكنون هم در منابع اينترنتى مى توان يافت كه بر اساس شواهد بيّين قيمت دلار٥٣٠٠ تومان و يا در اين حدود ارزيابى مى شود، ارز يك نرخى نشده در حالى كه بلا تكليفى عجيبى هم حادث شده است.
راه حل هم اين است كه قبول بفرماييد اقتصاد دانان (نه شبه اقتصاد دانان متعدد) هوايى صحبت نمى كنند. افزايش نقدينگى هيمه پر قدرتى است در زير آتش تورم، بى ثباتى اقتصادى اجتماعى و سياسى و نوسانت نرخ ارز. تمام دولت ها از دهه ١٣٥٠ تا كنون از اين بى مبالاتى خود ضربه خورده اند از جمله دولت موجود. اين شيوه را متوقف كنيد. اين نيز قدرت طراحى با جزييات، كارشناسان خبره و مديران قوى مى خواهد. لا اقل مى توان گفت كه كارشناسى لازم در داخل هم موجود نيست. بسيارى نيرو ها باز نشسته و كنار زده شده اند يا كناره گرفته اند، نيرو هاى موجود در گير كار خود هستند، مراكز آموزش عالى كه براى تربيت اين نوع نيرو ها ايجاد شد معطل و تضعيف شدند اكثر آموزش ديده ها راهى خارج شدند(و در محيط هاى جديد بسيار هم موفق بوده اند). اگر آنان كه در داخل باقى مانده اند را قبول نداريد يا از نظر تعداد و خستگى كفايت نمى كننداز يك موسسه مشاور سوئيس، لندن يا سنگا پور ... مشاورينى را براى سازمان دادن بازار ارز و تجديد ساختار بخش مالى كشور دعوت نماييد، به خاطر منافع كشور يا نظام يا هر نامى كه معتبر بدانيد يك بار در مقابل اين منافع مدافع شرايط موجود ايستادگى كنيد. دليل اين كه تحريم هاى آمريكا بر عليه ما موثر واقع شد، و هنوز دولت موجود آمريكا تلاش مى كند به باز گرداندن آن، ضعف بخش مالى و بانكى كشور ما و كم عمق بودن بخش مالى و پولى بوده است. اين ضعف بايد باكمك اطباى مربوط به خودش چاره شود. از كارشناسان دولت بخواهيد يك بر رسى آمارى دقيق در مورد رشد نقدينگى و پايه پولى وضعيت سرعت گردش پول تهييه و به رييس دولت و ساير مقامات ارائه كنند. نتيجه رشد حيرت آور نقدينگى مهمترين عامل همين بى ثباتى كنونى بازار ارز و ساير گرفتارى هاى اقتصادى است اگر رشد نقدينگى ادامه يابد يا سرعت گردش پول بدون تمهيد لازم افزايش يابد (كه از جمله نگرانى هاى داخلى و بين المللى مى تواند در اين مورد موثر باشد) غافلگيرى هاى ديگرى هم در راه خواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Times
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Times
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ کجای دنیا قرار داریم؟
✍🏻علی غفوری
تولید ناخالص ملی، درآمد سرانه و صادرات هر کشور سه شاخص مهمی است که میتواند به درک بهتر رویدادها کمک کند. ممکن است این سه شاخص کامل نباشد اما تقریباً بهترین شاخصها برای شناخت توان کشورهاست.
آمارها نشان میدهد که ایران در دهههای اخیر از بسیاری از رقبای خود عقب افتاده است. اگرچه ایران به دلیل جمعیت بالا و گستردگی امکانات، قدرت 27 اقتصادی جهان و قدرت 37 صادراتی جهان است اما در مبحث درآمد سرانه، دارای رتبه 94 از بین 184 کشور است و این اصلاً اتفاق خوبی نیست.
ایران در 38 سال اخیر از نظر درآمد سرانه رشدی بیش از دو برابر داشته اما آنچه امروز سبب شده تا این رشد دیده نشود سرعت خیرهکننده سایر کشورهای رقیب و همچنین رشد سرسامآور هزینههای زندگی و تغییر شکل زندگی است. کالبدشکافی این دو موضوع میتواند به ما نشان دهد که چرا درآمد سرانه 2150 دلار در سال 58 (79 میلادی) رقم خوبی برای حفظ سطح زندگی ایرانیان بوده اما رقم 4877 دلار در سال 94 (2016) برای یک زندگی مناسب کافی نیست. امروز ایرانیان از دولت انتظار ارائه خدماتی در سطح کره جنوبی یا کمتوقعترها دستکم انتظار زندگی مشابه ترکیه و مالزی را دارند حال آنکه سرانه برخورداری این کشورها از ثروت ملی بین دو تا شش برابر ایران است!
ایران در سال 1979، اقتصادی بزرگتر از کره جنوبی و ترکیه داشته و بیش از پنج برابر بزرگتر از مالزی بوده اما اکنون اقتصادی یکچهارم کره جنوبی، کمی بیش از نصف ترکیه و اندکی بزرگتر از مالزی دارد. امروزه قدرتهایی که ما خواهان زندگی مشابه با مردم آنها هستیم بعضاً مانند ژاپن 10 برابر بزرگتر از ما هستند و عمدتاً درآمد سرانه بالای 20 هزار دلار دارند. ما باید این نکته را قبول کنیم که اقتصاد ایران، امروز کوچکتر از رقبای خود شده است.
چهار دهه قبل تعداد کشورهای ثروتمند دنیا بسیار اندک و محدود به چند کشور اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن میشد. سایر کشورها، متوسط یا عقبمانده بودند. آن زمان درآمد سرانه ایران بین نصف تا یکسوم این کشورها بود. البته باید اذعان کرد، بخش بزرگی از تولید ناخالص ملی ایران تحت تاثیر تولید 5 /5 میلیون بشکه نفت و صادرات تقریباً 90 درصد این میزان بود. ارتباط خوب ایران با جهان غرب از یکسو و برنامهریزیهای مناسب سالهای 1340 تا 1352 سبب شد تا تولید ناخالص ملی ایران رشدی پنجبرابری را تجربه کند و مبدل به قدرت بزرگ غرب آسیا شود. البته این روند بعدها به دلیل اشتباهات شاه منجر به رکود و تورم وحشتناک سالهای 54 تا 56 و سرانجام انقلاب شد. اما به هر تقدیر دردهه 50، فاصله درآمدی ایران با «چشم آبیها» کم بود و به همین دلیل خودروهای در حال تردد در شهرهای ایران مدلهای خوب اروپایی و آمریکایی بودند.
این روند بعدها به آنجا رسید که ایرانیان مالک خودروهای کرهای و بعد از آن چینی و داخلیهای با فناوری 30 سال قبل شدند.
مقایسه تولید سرانه ایران با کشورهای مختلف نشان میدهد که سریعترین شکاف را ایران با همسایگان جنوبی و ترکیه داشته است. البته توسعه معجزهآسای شرق آسیا را نیز نباید فراموش کرد. مردم دوچرخهسوار چین در 1980، اکنون بزرگترین خریداران و تولیدکنندگان خودرو جهان هستند. سنگاپور، مالزی، تایوان، اندونزی، ویتنام و تایلند نیز سرعت رشدی کمتر از کره جنوبی و چین نداشتهاند. آمریکای جنوبی که زمانی محل تجمع فقیرترین و فاسدترین دولتهای جهان بود اکنون با اقتصادهای شکوفایی نظیر آرژانتین، برزیل، شیلی و مکزیک روبهرو هستند. اقتصاد مکزیک امروز بیش از دو برابر ایران و برزیل چهار برابر ایران است. درآمد سرانه ایران در سال 1979 از هر دو این کشورها بالاتر بود اما اکنون تقریباً 50 درصد هر کدام از این کشورهاست.
فاصله درآمد سرانه ایران با کشورهای اروپای غربی نیز در این چهار دهه تغییر قابل ملاحظهای داشته است. درحالیکه در سال 1358 درآمد سرانه ایرانیان تقریباً نصف مردم ایتالیا و انگلیس و یکچهارم فرانسه و آلمان بود اکنون معادل یکدهم انگلیس، یکهفتم ایتالیا و یکهشتم فرانسه است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻علی غفوری
تولید ناخالص ملی، درآمد سرانه و صادرات هر کشور سه شاخص مهمی است که میتواند به درک بهتر رویدادها کمک کند. ممکن است این سه شاخص کامل نباشد اما تقریباً بهترین شاخصها برای شناخت توان کشورهاست.
آمارها نشان میدهد که ایران در دهههای اخیر از بسیاری از رقبای خود عقب افتاده است. اگرچه ایران به دلیل جمعیت بالا و گستردگی امکانات، قدرت 27 اقتصادی جهان و قدرت 37 صادراتی جهان است اما در مبحث درآمد سرانه، دارای رتبه 94 از بین 184 کشور است و این اصلاً اتفاق خوبی نیست.
ایران در 38 سال اخیر از نظر درآمد سرانه رشدی بیش از دو برابر داشته اما آنچه امروز سبب شده تا این رشد دیده نشود سرعت خیرهکننده سایر کشورهای رقیب و همچنین رشد سرسامآور هزینههای زندگی و تغییر شکل زندگی است. کالبدشکافی این دو موضوع میتواند به ما نشان دهد که چرا درآمد سرانه 2150 دلار در سال 58 (79 میلادی) رقم خوبی برای حفظ سطح زندگی ایرانیان بوده اما رقم 4877 دلار در سال 94 (2016) برای یک زندگی مناسب کافی نیست. امروز ایرانیان از دولت انتظار ارائه خدماتی در سطح کره جنوبی یا کمتوقعترها دستکم انتظار زندگی مشابه ترکیه و مالزی را دارند حال آنکه سرانه برخورداری این کشورها از ثروت ملی بین دو تا شش برابر ایران است!
ایران در سال 1979، اقتصادی بزرگتر از کره جنوبی و ترکیه داشته و بیش از پنج برابر بزرگتر از مالزی بوده اما اکنون اقتصادی یکچهارم کره جنوبی، کمی بیش از نصف ترکیه و اندکی بزرگتر از مالزی دارد. امروزه قدرتهایی که ما خواهان زندگی مشابه با مردم آنها هستیم بعضاً مانند ژاپن 10 برابر بزرگتر از ما هستند و عمدتاً درآمد سرانه بالای 20 هزار دلار دارند. ما باید این نکته را قبول کنیم که اقتصاد ایران، امروز کوچکتر از رقبای خود شده است.
چهار دهه قبل تعداد کشورهای ثروتمند دنیا بسیار اندک و محدود به چند کشور اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن میشد. سایر کشورها، متوسط یا عقبمانده بودند. آن زمان درآمد سرانه ایران بین نصف تا یکسوم این کشورها بود. البته باید اذعان کرد، بخش بزرگی از تولید ناخالص ملی ایران تحت تاثیر تولید 5 /5 میلیون بشکه نفت و صادرات تقریباً 90 درصد این میزان بود. ارتباط خوب ایران با جهان غرب از یکسو و برنامهریزیهای مناسب سالهای 1340 تا 1352 سبب شد تا تولید ناخالص ملی ایران رشدی پنجبرابری را تجربه کند و مبدل به قدرت بزرگ غرب آسیا شود. البته این روند بعدها به دلیل اشتباهات شاه منجر به رکود و تورم وحشتناک سالهای 54 تا 56 و سرانجام انقلاب شد. اما به هر تقدیر دردهه 50، فاصله درآمدی ایران با «چشم آبیها» کم بود و به همین دلیل خودروهای در حال تردد در شهرهای ایران مدلهای خوب اروپایی و آمریکایی بودند.
این روند بعدها به آنجا رسید که ایرانیان مالک خودروهای کرهای و بعد از آن چینی و داخلیهای با فناوری 30 سال قبل شدند.
مقایسه تولید سرانه ایران با کشورهای مختلف نشان میدهد که سریعترین شکاف را ایران با همسایگان جنوبی و ترکیه داشته است. البته توسعه معجزهآسای شرق آسیا را نیز نباید فراموش کرد. مردم دوچرخهسوار چین در 1980، اکنون بزرگترین خریداران و تولیدکنندگان خودرو جهان هستند. سنگاپور، مالزی، تایوان، اندونزی، ویتنام و تایلند نیز سرعت رشدی کمتر از کره جنوبی و چین نداشتهاند. آمریکای جنوبی که زمانی محل تجمع فقیرترین و فاسدترین دولتهای جهان بود اکنون با اقتصادهای شکوفایی نظیر آرژانتین، برزیل، شیلی و مکزیک روبهرو هستند. اقتصاد مکزیک امروز بیش از دو برابر ایران و برزیل چهار برابر ایران است. درآمد سرانه ایران در سال 1979 از هر دو این کشورها بالاتر بود اما اکنون تقریباً 50 درصد هر کدام از این کشورهاست.
فاصله درآمد سرانه ایران با کشورهای اروپای غربی نیز در این چهار دهه تغییر قابل ملاحظهای داشته است. درحالیکه در سال 1358 درآمد سرانه ایرانیان تقریباً نصف مردم ایتالیا و انگلیس و یکچهارم فرانسه و آلمان بود اکنون معادل یکدهم انگلیس، یکهفتم ایتالیا و یکهشتم فرانسه است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ روزهای سرگردانی
✍🏻محسن رنانی
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
این روزها، «روزهای سرگردانی ملی» است. این روزها همه ما با یک علامت سوال سنگین بر دوشمان به خواب میرویم و با یک علامت سوال سنگین بیدار میشویم. کارآفرین اقتصادی،فعال سیاسی، دانشجو، معلم، پزشک، همه در این سرگردانی مشترکیم
سالها پیش، در دوره کارشناسی اقتصاد دانشگاه، دانشجوی من بود و سالهاست او را ندیدهام.امروز ایمیلی از او دریافت کردم با عنوان «درخواست کمک» که نه میفهمم چه میگوید، نه می فهمم چه می خواهد، نه میدانم چه کاری میتوانم برایش بکنم. فقط به ذهنم رسید نوشته او را اینجا منتشر کنم. همین. سهند را میگویم و این نامه اوست
جناب آقای دکتر رنانی
استاد گرانقدر و محترم
می دانم که این روزها برای شما روزهای پرمشغله ای هستند. همانطور که در درگاهتان اعلام کردید، این روزها به دنبال تعریف مفهوم توسعه هستید پس برای این نامه که طولانی بودن زمان شما می گیرد با همه وجود عذر می خواهم
ایرانی بودن واژه سنگینی است. واژه ای به سنگینی ۲۵۰۰ سال تاریخ.به سنگینی میلیون ها خون که تحت لوای آرمان های گوناگون ریخته شدند. روزی واژه ای را به ما معرفی کردید. واژه ای که هنوز نتوانسته ام معنای کامل آن را درک کنم. آن واژه «سرمایه نمادین» است. با وجود درک ناقصی که از این مفهوم دارم حتم دارم که ایرانی بودن یکی از این سرمایه های نمادین است. یا که لااقل باید یکی از این سرمایه ها باشد
انکار نمی کنم که بیکاری بیش از ۵ میلیون نفر ایرانی یک معضل بزرگ است. انکار نمی کنم که دستیابی به انرژی پاک هسته ای یک آرمان بزرگ است. انکار نمی کنم که توسعه و رشد و رونق تولیدات داخلی از اهمیت بالایی برخوردار است.انکار نمی کنم که تثبیت نرخ تورم که تثبیت بازار ارز که افزایش ذخایر ارزی که دستیابی به ثبات منطقه ای که کاهش هزینه معاملاتی مراودات تجاری بین المللی همه اهمیتی بسیار زیاد دارند.
اما آیا بزرگی این معضلات نافی بزرگی درد دختر بچه ۵ ساله ای است که در سرمای زمستان و با تنی لرزان و دستهای برهنه چند برگ فال حافظ را به رهگذران بی تفاوت پیاده روها می فروشد؟آیا ماشینی که با سرعت ۷۰ کیلومتر در ساعت از یک جاده اصلی بدون کاهش سرعت به درون یک خیابان ۵ متری می پیچد و زنی ۶۰ ساله را روانه بیمارستان می کند کمتر از بیکاری ۵ میلیون ایرانی اهمیت دارد؟
من دانش آموخته اقتصادم. یک ماه یا کمی بیشتر از پایان دوران دکترای من می گذرد. بیشتر از یک ماه نیست که مردم مرا دکتر خطاب می کنند و گاه به گاه از من سوالاتی درباره اقتصاد و نرخ ارز و قیمت مسکن می پرسند. اما چرا کسی از من نمی پرسد که چرا در کشور ۲۵۰۰ ساله مان پسربچه ای در آرزوی یک پرس قرمه سبزی جان می بازد؟ چرا کسی از من نمی پرسد که چرا وسعت خانه یک مادر و فرزند به اندازه یک جعبه تلوزیون است؟ چرا کس از من نمی پرسد که چرا ...
در طی ده سالی که به تحصیل علم اقتصاد مشغول بودم، تمام شنیده ها و خوانده هایم در دو چیز خلاصه شدند. همه یا مشتی نمودار و عدد و رقم و نرخ و آمار بودند؛ یا که تحلیلی هزارلایه از عملکرد سیاستمداران کشورمان بودند.
آمار و ارقام خیلی مهمند. نرخ بیکاری مهم است. نرخ تورم مهم است. خط فقر مهم است. نرخ ارز مهم است. نرخ طلاق مهم است. نرخ مرگ و میر در اثر سوانح رانندگی مهم است. اما تمامی این ارقام بدل شده اند به سپری دفاعی برای ما تا خودمان را از روبرو شدن با واقعیت محفوظ بداریم
آیا توسعه ماحصل سیاستگذاری های هیئت دولت و مجلس و قوه قضاییه است یا که میوه و ثمره همدلی و همبستگی مردمی است؟ تردد موتورسواران در پیاده رو های تهران چه ربطی به انرژی هسته ای دارد؟ چه ربطی به تحریم ها دارد؟ چه ربطی به رئیس جمهور دارد؟
این که مدام به گوش سیاستمداران بخوانیم که سیاست هایی را به پیش بگیرند که سرمایه اجتماعی را افزایش دهد، تورم را کم کند، بیکاری را کم کند، سوانح رانندگی را کم کنند، یا که در مترو از جایمان بلند شویم تا یک سالمند بنشیند.یا که یک بار هم که شده بر سر پیچ یک خیابان ۵ متری دوبله و سوبله پارک نکنیم؟ یا یک بار هم که شده دو متری سطل زباله در پارکی که صدها سطل زباله دارد پوست بستنی مان را نیندازیم؟
سالها تلاش کردم تا بفهمم. تا یاد بگیرم. اما امروز که دیدم وقتی از یک موتورسوار در جواب اعتراض من به عبورش در پیاده رو می گوید «من از کجا بدانم نباید در پیاده رو بیایم» ماندم
چندی پیش کتابی از ویل دورانت خواندم. نام کتاب در باب معنای زندگی بود. در مقدمه کتاب توضیح داده شده که دلیل نگارش کتاب سوالی بوده که از ویل دورانت می پرسد «چرا من نباید همین الان خودکشی کنم». حالا من از شما می پرسم «چرا من نباید خودکشی علمی کنم و هرآنچه آموخته ام را کنار بگذارم؟»
سهند
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻محسن رنانی
📌تلخیص:مجمع فعالان اقتصادی
این روزها، «روزهای سرگردانی ملی» است. این روزها همه ما با یک علامت سوال سنگین بر دوشمان به خواب میرویم و با یک علامت سوال سنگین بیدار میشویم. کارآفرین اقتصادی،فعال سیاسی، دانشجو، معلم، پزشک، همه در این سرگردانی مشترکیم
سالها پیش، در دوره کارشناسی اقتصاد دانشگاه، دانشجوی من بود و سالهاست او را ندیدهام.امروز ایمیلی از او دریافت کردم با عنوان «درخواست کمک» که نه میفهمم چه میگوید، نه می فهمم چه می خواهد، نه میدانم چه کاری میتوانم برایش بکنم. فقط به ذهنم رسید نوشته او را اینجا منتشر کنم. همین. سهند را میگویم و این نامه اوست
جناب آقای دکتر رنانی
استاد گرانقدر و محترم
می دانم که این روزها برای شما روزهای پرمشغله ای هستند. همانطور که در درگاهتان اعلام کردید، این روزها به دنبال تعریف مفهوم توسعه هستید پس برای این نامه که طولانی بودن زمان شما می گیرد با همه وجود عذر می خواهم
ایرانی بودن واژه سنگینی است. واژه ای به سنگینی ۲۵۰۰ سال تاریخ.به سنگینی میلیون ها خون که تحت لوای آرمان های گوناگون ریخته شدند. روزی واژه ای را به ما معرفی کردید. واژه ای که هنوز نتوانسته ام معنای کامل آن را درک کنم. آن واژه «سرمایه نمادین» است. با وجود درک ناقصی که از این مفهوم دارم حتم دارم که ایرانی بودن یکی از این سرمایه های نمادین است. یا که لااقل باید یکی از این سرمایه ها باشد
انکار نمی کنم که بیکاری بیش از ۵ میلیون نفر ایرانی یک معضل بزرگ است. انکار نمی کنم که دستیابی به انرژی پاک هسته ای یک آرمان بزرگ است. انکار نمی کنم که توسعه و رشد و رونق تولیدات داخلی از اهمیت بالایی برخوردار است.انکار نمی کنم که تثبیت نرخ تورم که تثبیت بازار ارز که افزایش ذخایر ارزی که دستیابی به ثبات منطقه ای که کاهش هزینه معاملاتی مراودات تجاری بین المللی همه اهمیتی بسیار زیاد دارند.
اما آیا بزرگی این معضلات نافی بزرگی درد دختر بچه ۵ ساله ای است که در سرمای زمستان و با تنی لرزان و دستهای برهنه چند برگ فال حافظ را به رهگذران بی تفاوت پیاده روها می فروشد؟آیا ماشینی که با سرعت ۷۰ کیلومتر در ساعت از یک جاده اصلی بدون کاهش سرعت به درون یک خیابان ۵ متری می پیچد و زنی ۶۰ ساله را روانه بیمارستان می کند کمتر از بیکاری ۵ میلیون ایرانی اهمیت دارد؟
من دانش آموخته اقتصادم. یک ماه یا کمی بیشتر از پایان دوران دکترای من می گذرد. بیشتر از یک ماه نیست که مردم مرا دکتر خطاب می کنند و گاه به گاه از من سوالاتی درباره اقتصاد و نرخ ارز و قیمت مسکن می پرسند. اما چرا کسی از من نمی پرسد که چرا در کشور ۲۵۰۰ ساله مان پسربچه ای در آرزوی یک پرس قرمه سبزی جان می بازد؟ چرا کسی از من نمی پرسد که چرا وسعت خانه یک مادر و فرزند به اندازه یک جعبه تلوزیون است؟ چرا کس از من نمی پرسد که چرا ...
در طی ده سالی که به تحصیل علم اقتصاد مشغول بودم، تمام شنیده ها و خوانده هایم در دو چیز خلاصه شدند. همه یا مشتی نمودار و عدد و رقم و نرخ و آمار بودند؛ یا که تحلیلی هزارلایه از عملکرد سیاستمداران کشورمان بودند.
آمار و ارقام خیلی مهمند. نرخ بیکاری مهم است. نرخ تورم مهم است. خط فقر مهم است. نرخ ارز مهم است. نرخ طلاق مهم است. نرخ مرگ و میر در اثر سوانح رانندگی مهم است. اما تمامی این ارقام بدل شده اند به سپری دفاعی برای ما تا خودمان را از روبرو شدن با واقعیت محفوظ بداریم
آیا توسعه ماحصل سیاستگذاری های هیئت دولت و مجلس و قوه قضاییه است یا که میوه و ثمره همدلی و همبستگی مردمی است؟ تردد موتورسواران در پیاده رو های تهران چه ربطی به انرژی هسته ای دارد؟ چه ربطی به تحریم ها دارد؟ چه ربطی به رئیس جمهور دارد؟
این که مدام به گوش سیاستمداران بخوانیم که سیاست هایی را به پیش بگیرند که سرمایه اجتماعی را افزایش دهد، تورم را کم کند، بیکاری را کم کند، سوانح رانندگی را کم کنند، یا که در مترو از جایمان بلند شویم تا یک سالمند بنشیند.یا که یک بار هم که شده بر سر پیچ یک خیابان ۵ متری دوبله و سوبله پارک نکنیم؟ یا یک بار هم که شده دو متری سطل زباله در پارکی که صدها سطل زباله دارد پوست بستنی مان را نیندازیم؟
سالها تلاش کردم تا بفهمم. تا یاد بگیرم. اما امروز که دیدم وقتی از یک موتورسوار در جواب اعتراض من به عبورش در پیاده رو می گوید «من از کجا بدانم نباید در پیاده رو بیایم» ماندم
چندی پیش کتابی از ویل دورانت خواندم. نام کتاب در باب معنای زندگی بود. در مقدمه کتاب توضیح داده شده که دلیل نگارش کتاب سوالی بوده که از ویل دورانت می پرسد «چرا من نباید همین الان خودکشی کنم». حالا من از شما می پرسم «چرا من نباید خودکشی علمی کنم و هرآنچه آموخته ام را کنار بگذارم؟»
سهند
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آخرین شب در تهران!
زمانی که این متن چاپ میشود، شاید من بعد از پایان دوره سفارتم در ایران، در هواپیمایی باشم که به سوی کرهپرواز میکند، یا به احتمال قویتر به شهر پر هیاهوی سئول رسیده باشم. آخرین روزم درتهران با دیدار تاریخی رهبران دو کرهمصادف شد. تنها یک سال قبل، دو کره برای نمایش توانمندی خود و اثبات عزمشان در نابودی یکدیگر، مشغول پرتاب موشک بودند.
بعد از هر شلیک، اظهارات تهدیدآمیز دو طرف زخمی عمیق بر جای میگذاشت و دشمنی شان نسبت به هم را بیشتر مینمود. عکسی که از دیدار رهبران دو کره دیدم، مرا یاد عکسی انداخت که فورا بعد از انتصابم به عنوان سفیر کرهجنوبی در ایران دیدم؛ عکسی مربوط به مراسم امضای برجام که در آن وزرای خارجه قدرتمندترین کشورها در کنار هم بودند در حالی که دکتر ظریف در وسط این صف ایستاده بود. آن عکس مرا تکان داد. به عنوان یک دیپلمات، به خوبی میدانم که چقدر برای یک کشور سخت است که حتی یک به یک با ابرقدرتها مذاکرهکند. به خودم گفتم این ایرانیانی که با موفقیت کشورهای قدرتمند را متقاعد کردند، همتایان من خواهند بود. احساس ضعف کردم. همچنین با حسادت نه تنها آنچه بهدست آورده بودند را، بلکه چگونگی رسیدن به آن را تحسین کردم. ایران از طریق تعامل به این موفقیت دست پیدا کرد.
در آخرین روزم در تهران، بهخاطر اجلاس مشترک دو کره، بالاخره دوباره احساس غرور میکنم. در عین حال حس میکنم که این احساس را مدیون ایرانیها نیز هستم چرا که به نظرم تعامل ایران با قدرتهای جهانی برای حل مساله هستهای به نوعی در تعامل بین دو کره نیز نقش داشته است.
تعامل مهمترین هدفی بود که من بهعنوان سفیر کره در ایران بر خود واجب دیدم. من خواهان این نبودم که رابطه بین دو کشور عمدتا با اولویت قرار دادن اهداف اقتصادی و تجاری در جریان باشد. تعامل لزوما محدود به گفتار صرف نیست بلکه نوعی ارتباط معنوی برای بهدست آوردن قلب و روح دوستانت است. رابطه ایران و کره اغلب در قالب اعداد بزرگ مربوط به حجم تجارت بین دو کشور خلاصه میشود که این در بهترین حالت برداشتی است که با نوعی سطحینگری و خودخواهی همراه است و چشم به جیبتان دارد نه به قلبتان. رابطهای باثبات و متعادل چراغی بود که من در طول اقامتم در ایران به سمتش رهسپار شدم. مطمئن نیستم که آیا تلاشهایم به قدر کافی برای پر کردن فاصله جغرافیایی و فرهنگی بین دو کشور موثر بود یا خیر. با این وجود در حال ترک ایران میتوانم به چندین مورد از نشانههای نتیجه بخش بودن تعاملاتمان اشاره کنم.
محل اقامتم بارها میزبان هنرمندان ایرانی بوده تا آثارشان را به نمایش درآورند. سفارت کره هر پنجشنبه به روی عموم برای نمایش فیلمهای کرهای باز است. حتی در زمینههای اقتصادی، مکانیزمی تعریف شده تا شرکتهای کوچک و متوسط بتوانند با هم تعاملات فناورانه داشته باشند. با چارچوب قراردادی موافقت شد که به سبب آن هشت میلیارد دلار به پروژههای بزرگ ایرانی که شرکتهای کرهای اجازه شرکت در آنها را دارند داده شود. هیچکدام از این موارد بدون حمایت متعهدانه نهادهای مرتبط ایرانی میسر نمیشد. در طول ماموریتم در اینجا، با ایرانیان دلسوزی همراه بودهام که مشتاقانه در هر امری که به کره مربوط بوده مشارکت داشته و از هیچ کمکی دریغ نکردند. از آنها قدردانی میکنم.
سه سال پیش وقتی وارد این کشور شدم، این ایرانیها را پر از اعتماد به نفس و غرور و انتظار برای آیندهای دیدم که به دست خودشان از طریق توافق هستهای رقم میخورد. حال که در حال ترک این کشورم، حس میکنم دوستان ایرانیام برای آیندهای که ممکن است از بیرون بر آنان تحمیل شود، مضطرب و نگرانند. اما من خوشبینم. مذاکرات بین دو کره شاید موجب اشتیاق بیشتر برای مذاکرات در امور بینالمللی شود. من به ظرفیت دیپلماسی ایرانی که سه سال پیش دنیا را متحیر کرد ایمان دارم. محافظت از قرارداد با دوستان همدل میتوانست راحتتر از قراردادی باشد که در فضایی متشنج و پر فشار بهدست بیاید. ایران از بیرون، با دیپلماتی که تجربه 30 سال را با خود به دوش میکشد بهعنوان کشوری با نفوذتر دیده میشود در مقایسه با آنچه خود ایرانیها تصور میکنند.
وسایلم قبلا به کشورم فرستاده شده و آنچه با خود به همراه دارم لمس کردنی نیست. قلبم آکنده از دین عمیق به ایرانیان، تحسین بلوغ و تفکرشان و مهماننوازی بیمثال و مهربانیشان است. اگر قلوب مردمان کشورهایمان مانند قلب من اینگونه شیفته شود، تعامل صمیمانه در بینمان گسترش مییابد و یک رابطه تمام عیار بین ایران و کره به وجود خواهد آمد.
کیم سئونگ هو
سفیر کره جنوبی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
زمانی که این متن چاپ میشود، شاید من بعد از پایان دوره سفارتم در ایران، در هواپیمایی باشم که به سوی کرهپرواز میکند، یا به احتمال قویتر به شهر پر هیاهوی سئول رسیده باشم. آخرین روزم درتهران با دیدار تاریخی رهبران دو کرهمصادف شد. تنها یک سال قبل، دو کره برای نمایش توانمندی خود و اثبات عزمشان در نابودی یکدیگر، مشغول پرتاب موشک بودند.
بعد از هر شلیک، اظهارات تهدیدآمیز دو طرف زخمی عمیق بر جای میگذاشت و دشمنی شان نسبت به هم را بیشتر مینمود. عکسی که از دیدار رهبران دو کره دیدم، مرا یاد عکسی انداخت که فورا بعد از انتصابم به عنوان سفیر کرهجنوبی در ایران دیدم؛ عکسی مربوط به مراسم امضای برجام که در آن وزرای خارجه قدرتمندترین کشورها در کنار هم بودند در حالی که دکتر ظریف در وسط این صف ایستاده بود. آن عکس مرا تکان داد. به عنوان یک دیپلمات، به خوبی میدانم که چقدر برای یک کشور سخت است که حتی یک به یک با ابرقدرتها مذاکرهکند. به خودم گفتم این ایرانیانی که با موفقیت کشورهای قدرتمند را متقاعد کردند، همتایان من خواهند بود. احساس ضعف کردم. همچنین با حسادت نه تنها آنچه بهدست آورده بودند را، بلکه چگونگی رسیدن به آن را تحسین کردم. ایران از طریق تعامل به این موفقیت دست پیدا کرد.
در آخرین روزم در تهران، بهخاطر اجلاس مشترک دو کره، بالاخره دوباره احساس غرور میکنم. در عین حال حس میکنم که این احساس را مدیون ایرانیها نیز هستم چرا که به نظرم تعامل ایران با قدرتهای جهانی برای حل مساله هستهای به نوعی در تعامل بین دو کره نیز نقش داشته است.
تعامل مهمترین هدفی بود که من بهعنوان سفیر کره در ایران بر خود واجب دیدم. من خواهان این نبودم که رابطه بین دو کشور عمدتا با اولویت قرار دادن اهداف اقتصادی و تجاری در جریان باشد. تعامل لزوما محدود به گفتار صرف نیست بلکه نوعی ارتباط معنوی برای بهدست آوردن قلب و روح دوستانت است. رابطه ایران و کره اغلب در قالب اعداد بزرگ مربوط به حجم تجارت بین دو کشور خلاصه میشود که این در بهترین حالت برداشتی است که با نوعی سطحینگری و خودخواهی همراه است و چشم به جیبتان دارد نه به قلبتان. رابطهای باثبات و متعادل چراغی بود که من در طول اقامتم در ایران به سمتش رهسپار شدم. مطمئن نیستم که آیا تلاشهایم به قدر کافی برای پر کردن فاصله جغرافیایی و فرهنگی بین دو کشور موثر بود یا خیر. با این وجود در حال ترک ایران میتوانم به چندین مورد از نشانههای نتیجه بخش بودن تعاملاتمان اشاره کنم.
محل اقامتم بارها میزبان هنرمندان ایرانی بوده تا آثارشان را به نمایش درآورند. سفارت کره هر پنجشنبه به روی عموم برای نمایش فیلمهای کرهای باز است. حتی در زمینههای اقتصادی، مکانیزمی تعریف شده تا شرکتهای کوچک و متوسط بتوانند با هم تعاملات فناورانه داشته باشند. با چارچوب قراردادی موافقت شد که به سبب آن هشت میلیارد دلار به پروژههای بزرگ ایرانی که شرکتهای کرهای اجازه شرکت در آنها را دارند داده شود. هیچکدام از این موارد بدون حمایت متعهدانه نهادهای مرتبط ایرانی میسر نمیشد. در طول ماموریتم در اینجا، با ایرانیان دلسوزی همراه بودهام که مشتاقانه در هر امری که به کره مربوط بوده مشارکت داشته و از هیچ کمکی دریغ نکردند. از آنها قدردانی میکنم.
سه سال پیش وقتی وارد این کشور شدم، این ایرانیها را پر از اعتماد به نفس و غرور و انتظار برای آیندهای دیدم که به دست خودشان از طریق توافق هستهای رقم میخورد. حال که در حال ترک این کشورم، حس میکنم دوستان ایرانیام برای آیندهای که ممکن است از بیرون بر آنان تحمیل شود، مضطرب و نگرانند. اما من خوشبینم. مذاکرات بین دو کره شاید موجب اشتیاق بیشتر برای مذاکرات در امور بینالمللی شود. من به ظرفیت دیپلماسی ایرانی که سه سال پیش دنیا را متحیر کرد ایمان دارم. محافظت از قرارداد با دوستان همدل میتوانست راحتتر از قراردادی باشد که در فضایی متشنج و پر فشار بهدست بیاید. ایران از بیرون، با دیپلماتی که تجربه 30 سال را با خود به دوش میکشد بهعنوان کشوری با نفوذتر دیده میشود در مقایسه با آنچه خود ایرانیها تصور میکنند.
وسایلم قبلا به کشورم فرستاده شده و آنچه با خود به همراه دارم لمس کردنی نیست. قلبم آکنده از دین عمیق به ایرانیان، تحسین بلوغ و تفکرشان و مهماننوازی بیمثال و مهربانیشان است. اگر قلوب مردمان کشورهایمان مانند قلب من اینگونه شیفته شود، تعامل صمیمانه در بینمان گسترش مییابد و یک رابطه تمام عیار بین ایران و کره به وجود خواهد آمد.
کیم سئونگ هو
سفیر کره جنوبی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥نحوه عملکرد بیت کوین
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹برندگان جایزه نوبل اقتصاد و نظریات آنها
🔹بخش اول (از سال ۱۹۶۹ تا سال ۱۹۹۳)
تهیه کننده: حسین عقیلی فر دانشجوی دکترای اقتصاد
۱۹۶۹- رگنار فریش(Ragnar Frisch) و جان تینبرگن(Jan Tinbergen)
برای توسعه و کاربرد مدلهای پویا برای تجزیه و تحلیل فرایندهای اقتصادی.
۱۹۷۰- پل ساموئلسن(Paul Samuelson)
برای کار علمی او در جهت توسعه نظریه اقتصاد ایستا و پویا و کمک موثر او در افزایش سطح تجزیه و تحلیل در علم اقتصاد.
۱۹۷۱- سایمون کوزنتس(Simon Kuznets)
برای تفسیر تجربی او از رشد اقتصادی که به بینش جدید و عمیق تر نسبت به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و روند توسعه منجر شده است.
۱۹۷۲- جان هیکس(John Hicks) و کنث ارو(Kenneth Arrow)
برای کمک های پیشگامانه به نظریه تعادل عمومی اقتصاد و نظریه رفاه.
۱۹۷۳- واسیلی لئونتیف(Wassily Leontief)
برای توسعه روشهای داده-ستانده و کاربرد آنها در حل مشکلات مهم اقتصادی.
۱۹۷۴- گانر مایدل(Gunnar Myrdal) و فردریک آگست وان هایک(Friedrich August von Hayek)
برای کار پیشگامانه آنها در نظریه پول و نوسانات اقتصادی و برای تجزیه و تحلیل موثر آنها در مورد وابستگی متقابل پدیده های اقتصادی، اجتماعی و نهادی.
۱۹۷۵- لئونید وایتالیویچ کانتورویچ(Leonid Vitaliyevich Kantorovich) و تیالینگ کوپمنز(Tjalling Koopmans)
برای کمک آنها به نظریه تخصیص بهینه منابع.
۱۹۷۶- میلتون فریدمن(Milton Friedman)
برای دستاوردهای او در تجزیه و تحلیل مصرف، تاریخچه و نظریه پولی و برای نشان دادن پیچیدگی سیاستهای ثبات.
۱۹۷۷- برتیل اولین(Bertil Ohlin) و جیمز مید(James Meade)
برای کمک پیشگامانه آنها به نظریه تجارت بین المللی و حرکت بین المللی سرمایه.
۱۹۷۸- هربرت سایمون(Herbert Simon)
برای تحقیقات پیشگامانه او در مورد فرآیند تصمیم سازی در سازمان های اقتصادی.
۱۹۷۹- تئودور شولتز(Theodore Schultz) و سیر آرتور لویس(Sir Arthur Lewis)
برای تحقیقات پیشگامانه آنها در مورد توسعه اقتصادی با توجه ویژه به مشکلات کشورهای در حال توسعه.
۱۹۸۰- لارنس کلاین(Lawrence Klein)
برای ایجاد مدلهای اقتصادسنجی و کاربرد آن در تحلیل نوسانات اقتصادی و سیاست های اقتصادی.
۱۹۸۱- جیمز توبین(James Tobin)
برای تجزیه و تحلیل بازارهای مالی و روابط آنها با تصمیمات هزینه، اشتغال، تولید و قیمت ها.
۱۹۸۲- جرج استیگلر(George Stigler)
برای مطالعات او در مورد ساختارهای صنعتی، عملکرد بازارها و علل و اثرات مقررات عمومی.
۱۹۸۳- جرارد دبرو(Gerard Debreu)
برای ترکیب روشهای تجزیه و تحلیل جدید با نظریات اقتصادی و همچنین برای اصلاحات دقیق او در مورد نظریه تعادل عمومی.
۱۹۸۴- ریچارد استون(Richard Stone)
برای کمک بنیادین به توسعه سیستم های حسابهای ملی و بنابراین بهبود فراوان پایه های تجزیه و تحلیل اقتصاد تجربی.
۱۹۸۵- فرانکو مودیگلیانی(Franco Modigliani)
برای تجزیه و تحلیل پیشگامانه او از پس انداز و بازارهای مالی.
۱۹۸۶- جیمز بوکانان(James Buchanan)
برای توسعه پایه های قراردادی و قانونی نظریه تصمیم سازی اقتصادی و سیاسی.
۱۹۸۷- رابرت سولو(Robert Solow)
برای کمک به نظریه رشد اقتصادی.
۱۹۸۸- موریس الایس(Maurice Allais)
برای کمک پیشگامانه به نظریه بازارها و استفاده کارآمد از منابع.
۱۹۸۹- تریگو هاولمو(Trygve Haavelmo)
برای تصریح او در مورد پایه های نظری اقتصادسنجی و تجزیه و تحلیل او از ساختارهای اقتصادی همزمان.
۱۹۹۰- هری مارکویتز(Harry Markowitz) و مرتون میلر(Merton Miller) و ویلیام شارپ(William Sharpe)
برای نوع آوری در اقتصاد مالی.
۱۹۹۱- رونالد کوژ(Ronald Coase)
برای کشف و توضیح اهمیت هزینه مبادله و حقوق مالکیت برای ساختار نهادی و عملکرد اقتصاد.
۱۹۹۲- گری بکر(Gary Becker)
برای گسترش دامنه تحلیلهای اقتصاد خرد به طیف وسیعی از رفتار و تعامل انسانی، از جمله رفتار غیر بازاری.
۱۹۹۳- رابرت فوگل(Robert Fogel) و داگلاس نورث(Douglass North)
برای تحقیقات جدید در تاریخ اقتصاد با استفاده از نظریه های اقتصادی و روشهای کمی، برای توضیح تغییرات اقتصادی و نهادی.
منبع : www.nobelprize.org
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹بخش اول (از سال ۱۹۶۹ تا سال ۱۹۹۳)
تهیه کننده: حسین عقیلی فر دانشجوی دکترای اقتصاد
۱۹۶۹- رگنار فریش(Ragnar Frisch) و جان تینبرگن(Jan Tinbergen)
برای توسعه و کاربرد مدلهای پویا برای تجزیه و تحلیل فرایندهای اقتصادی.
۱۹۷۰- پل ساموئلسن(Paul Samuelson)
برای کار علمی او در جهت توسعه نظریه اقتصاد ایستا و پویا و کمک موثر او در افزایش سطح تجزیه و تحلیل در علم اقتصاد.
۱۹۷۱- سایمون کوزنتس(Simon Kuznets)
برای تفسیر تجربی او از رشد اقتصادی که به بینش جدید و عمیق تر نسبت به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و روند توسعه منجر شده است.
۱۹۷۲- جان هیکس(John Hicks) و کنث ارو(Kenneth Arrow)
برای کمک های پیشگامانه به نظریه تعادل عمومی اقتصاد و نظریه رفاه.
۱۹۷۳- واسیلی لئونتیف(Wassily Leontief)
برای توسعه روشهای داده-ستانده و کاربرد آنها در حل مشکلات مهم اقتصادی.
۱۹۷۴- گانر مایدل(Gunnar Myrdal) و فردریک آگست وان هایک(Friedrich August von Hayek)
برای کار پیشگامانه آنها در نظریه پول و نوسانات اقتصادی و برای تجزیه و تحلیل موثر آنها در مورد وابستگی متقابل پدیده های اقتصادی، اجتماعی و نهادی.
۱۹۷۵- لئونید وایتالیویچ کانتورویچ(Leonid Vitaliyevich Kantorovich) و تیالینگ کوپمنز(Tjalling Koopmans)
برای کمک آنها به نظریه تخصیص بهینه منابع.
۱۹۷۶- میلتون فریدمن(Milton Friedman)
برای دستاوردهای او در تجزیه و تحلیل مصرف، تاریخچه و نظریه پولی و برای نشان دادن پیچیدگی سیاستهای ثبات.
۱۹۷۷- برتیل اولین(Bertil Ohlin) و جیمز مید(James Meade)
برای کمک پیشگامانه آنها به نظریه تجارت بین المللی و حرکت بین المللی سرمایه.
۱۹۷۸- هربرت سایمون(Herbert Simon)
برای تحقیقات پیشگامانه او در مورد فرآیند تصمیم سازی در سازمان های اقتصادی.
۱۹۷۹- تئودور شولتز(Theodore Schultz) و سیر آرتور لویس(Sir Arthur Lewis)
برای تحقیقات پیشگامانه آنها در مورد توسعه اقتصادی با توجه ویژه به مشکلات کشورهای در حال توسعه.
۱۹۸۰- لارنس کلاین(Lawrence Klein)
برای ایجاد مدلهای اقتصادسنجی و کاربرد آن در تحلیل نوسانات اقتصادی و سیاست های اقتصادی.
۱۹۸۱- جیمز توبین(James Tobin)
برای تجزیه و تحلیل بازارهای مالی و روابط آنها با تصمیمات هزینه، اشتغال، تولید و قیمت ها.
۱۹۸۲- جرج استیگلر(George Stigler)
برای مطالعات او در مورد ساختارهای صنعتی، عملکرد بازارها و علل و اثرات مقررات عمومی.
۱۹۸۳- جرارد دبرو(Gerard Debreu)
برای ترکیب روشهای تجزیه و تحلیل جدید با نظریات اقتصادی و همچنین برای اصلاحات دقیق او در مورد نظریه تعادل عمومی.
۱۹۸۴- ریچارد استون(Richard Stone)
برای کمک بنیادین به توسعه سیستم های حسابهای ملی و بنابراین بهبود فراوان پایه های تجزیه و تحلیل اقتصاد تجربی.
۱۹۸۵- فرانکو مودیگلیانی(Franco Modigliani)
برای تجزیه و تحلیل پیشگامانه او از پس انداز و بازارهای مالی.
۱۹۸۶- جیمز بوکانان(James Buchanan)
برای توسعه پایه های قراردادی و قانونی نظریه تصمیم سازی اقتصادی و سیاسی.
۱۹۸۷- رابرت سولو(Robert Solow)
برای کمک به نظریه رشد اقتصادی.
۱۹۸۸- موریس الایس(Maurice Allais)
برای کمک پیشگامانه به نظریه بازارها و استفاده کارآمد از منابع.
۱۹۸۹- تریگو هاولمو(Trygve Haavelmo)
برای تصریح او در مورد پایه های نظری اقتصادسنجی و تجزیه و تحلیل او از ساختارهای اقتصادی همزمان.
۱۹۹۰- هری مارکویتز(Harry Markowitz) و مرتون میلر(Merton Miller) و ویلیام شارپ(William Sharpe)
برای نوع آوری در اقتصاد مالی.
۱۹۹۱- رونالد کوژ(Ronald Coase)
برای کشف و توضیح اهمیت هزینه مبادله و حقوق مالکیت برای ساختار نهادی و عملکرد اقتصاد.
۱۹۹۲- گری بکر(Gary Becker)
برای گسترش دامنه تحلیلهای اقتصاد خرد به طیف وسیعی از رفتار و تعامل انسانی، از جمله رفتار غیر بازاری.
۱۹۹۳- رابرت فوگل(Robert Fogel) و داگلاس نورث(Douglass North)
برای تحقیقات جدید در تاریخ اقتصاد با استفاده از نظریه های اقتصادی و روشهای کمی، برای توضیح تغییرات اقتصادی و نهادی.
منبع : www.nobelprize.org
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🔹برندگان جایزه نوبل اقتصاد و نظریات آنها 🔹بخش اول (از سال ۱۹۶۹ تا سال ۱۹۹۳) تهیه کننده: حسین عقیلی فر دانشجوی دکترای اقتصاد ۱۹۶۹- رگنار فریش(Ragnar Frisch) و جان تینبرگن(Jan Tinbergen) برای توسعه و کاربرد مدلهای پویا برای تجزیه و تحلیل فرایندهای اقتصادی.…
🔹برندگان جایزه نوبل اقتصاد و نظریات آنها
🔹بخش دوم (از سال ۱۹۹۴ تا سال ۲۰۱۷)
تهیه کننده: حسین عقیلی فر دانشجوی دکترای اقتصاد
۱۹۹۴- جان هارسانی(John Harsanyi) و جان نش(John Nash) و رینهارد سلتن(Reinhard Selten)
برای تجزیه و تحلیل تعادل در نظریه بازیهای تعاون ناپذیر.
۱۹۹۵- رابرت لوکاس(Robert Lucas)
برای توسعه و کاربرد فرضیه انتظارات عقلایی به طوری که تحلیلهای اقتصاد کلان را تغییر دادند و درک ما را از سیاستهای اقتصادی عمیق تر نمودند.
۱۹۹۶- جیمز مرلیز(James Mirrlees) و ویلیام ویکری(William Vickrey)
برای کمک بنیادین به نظریه اقتصادی انگیزه ها تحت اطلاعات نامتقارن.
۱۹۹۷- رابرت مرتون(Robert Merton) و میرون اسکولز(Myron Scholes)
برای روش جدید برای تعیین ارزش مشتقات.
۱۹۹۸- آمارتیا سن(Amartya Sen)
برای کمک به اقتصاد رفاه.
۱۹۹۹- رابرت ماندل(Robert Mundell)
برای تجزیه و تحلیل سیاستهای پولی و مالی تحت رژیم های مختلف ارزی و تجزیه و تحلیل نقاط بهینگی واحد پول.
۲۰۰۰- جیمز هکمن(James Heckman) و دانیل مکفادن(Daniel McFadden)
جیمز هکمن برای توسعه تئوری و روشهای تجزیه و تحلیل نمونه های انتخابی.
و دانیل مکفادن برای توسعه تئوری و روشهای تجزیه و تحلیل انتخاب گسسته.
۲۰۰۱- جرج آکرلوف(George Akerlof) و مایکل اسپنس(Michael Spence) و جوزف استیگلیتز(Joseph Stiglitz)
برای تجزیه و تحلیل بازارها با اطلاعات نامتقارن.
۲۰۰۲- دانیل کاهنمان(Daniel Kahneman) و ورنون اسمیث(Vernon Smith)
دانیل کاهنمان برای وارد کردن بینشهای تحقیقات روانشناسی به علم اقتصاد و به ویژه در مورد قضاوت و تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان.
ورنون اسمیث برای بکارگیری آزمون های آزمایشگاهی به عنوان ابزار در تجزیه و تحلیل اقتصاد تجربی، به ویژه در مطالعه مکانیسم های بازار جایگزین.
۲۰۰۳- رابرت انگل (Robert Engle)
برای روشهای تجزیه و تحلیل سری های زمانی اقتصادی با نوسانات متغیر زمانی (ARCH).
۲۰۰۴- فین کیدلند(Finn Kydland) و ادوارد پریسکات(Edward Prescott)
برای کمک آنها به اقتصاد کلان پویا: هماهنگی زمانی سیاستهای اقتصادی و نیروهای محرک چرخه های تجاری.
۲۰۰۵- رابرت آمان(Robert Aumann) و توماس شلینگ(Thomas Schelling)
برای بالا بردن درک ما از مناقشه و همکاری با استفاده از تجزیه و تحلیل نظریه بازی.
۲۰۰۶- ادموند فلپس(Edmund Phelps)
برای تجزیه و تحلیل مبادلات بین دوره ای در سیاستهای اقتصاد کلان.
۲۰۰۷- لئونید هورویچ(Leonid Hurwicz) و اریک ماسکین(Eric Maskin) و راجر میرسون(Roger Myerson)
برای اینکه پایه های های تئوری طراحی مکانیزم را بنا نهادند.
۲۰۰۸- پل کروگمن(Paul Krugman)
برای تجزیه و تحلیل او در مورد الگوهای تجاری و محل فعالیت اقتصادی.
۲۰۰۹- الینور اوستروم(Elinor Ostrom)
برای تجزیه و تحلیل حکمرانی اقتصادی خصوصا بر عوام.
۲۰۱۰- پیتر دایاموند(Peter Diamond) و دیل مورتنسن(Dale Mortensen) و کریستوفر پیساریدز(Christopher Pissarides)
برای تجزیه وتحلیل آنها از بازار با اصطکاکات جستجو.
۲۰۱۱- توماس سارجنت(Thomas Sargent) و کیستوفر سیمز(Christopher Sims)
برای تحقیقات تجربی خود در مورد علت و اثر در اقتصاد کلان.
۲۰۱۲- آلوین راث(Alvin Roth) و لویید شاپلی(Lloyd Shapley)
برای نظریه تخصیص پایدار و طراحی بازار.
۲۰۱۳- یوجین فاما(Eugene Fama) و لارس پیتر هانسن(Lars Peter Hansen) و رابرت شیلر(Robert Shiller)
برای تجزیه و تحلیل قیمتهای دارایی.
۲۰۱۴- جین تیرول(Jean Tirole)
برای تجزیه و تحلیل قدرت بازاری و مقررات.
۲۰۱۵- انگس دیتن(Angus Deaton)
برای تجزیه و تحلیل مصرف، فقر و رفاه.
۲۰۱۶- الیور هارت(Oliver Hart) و بنت هولمستروم(Bengt Holmstrom)
برای کمک آنها به تئوری قرارداد.
۲۰۱۷- ریچارد تِیلر(Richard Thaler)
برای کمک او به اقتصاد رفتاری.
منبع: www.nobelprize.org
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹بخش دوم (از سال ۱۹۹۴ تا سال ۲۰۱۷)
تهیه کننده: حسین عقیلی فر دانشجوی دکترای اقتصاد
۱۹۹۴- جان هارسانی(John Harsanyi) و جان نش(John Nash) و رینهارد سلتن(Reinhard Selten)
برای تجزیه و تحلیل تعادل در نظریه بازیهای تعاون ناپذیر.
۱۹۹۵- رابرت لوکاس(Robert Lucas)
برای توسعه و کاربرد فرضیه انتظارات عقلایی به طوری که تحلیلهای اقتصاد کلان را تغییر دادند و درک ما را از سیاستهای اقتصادی عمیق تر نمودند.
۱۹۹۶- جیمز مرلیز(James Mirrlees) و ویلیام ویکری(William Vickrey)
برای کمک بنیادین به نظریه اقتصادی انگیزه ها تحت اطلاعات نامتقارن.
۱۹۹۷- رابرت مرتون(Robert Merton) و میرون اسکولز(Myron Scholes)
برای روش جدید برای تعیین ارزش مشتقات.
۱۹۹۸- آمارتیا سن(Amartya Sen)
برای کمک به اقتصاد رفاه.
۱۹۹۹- رابرت ماندل(Robert Mundell)
برای تجزیه و تحلیل سیاستهای پولی و مالی تحت رژیم های مختلف ارزی و تجزیه و تحلیل نقاط بهینگی واحد پول.
۲۰۰۰- جیمز هکمن(James Heckman) و دانیل مکفادن(Daniel McFadden)
جیمز هکمن برای توسعه تئوری و روشهای تجزیه و تحلیل نمونه های انتخابی.
و دانیل مکفادن برای توسعه تئوری و روشهای تجزیه و تحلیل انتخاب گسسته.
۲۰۰۱- جرج آکرلوف(George Akerlof) و مایکل اسپنس(Michael Spence) و جوزف استیگلیتز(Joseph Stiglitz)
برای تجزیه و تحلیل بازارها با اطلاعات نامتقارن.
۲۰۰۲- دانیل کاهنمان(Daniel Kahneman) و ورنون اسمیث(Vernon Smith)
دانیل کاهنمان برای وارد کردن بینشهای تحقیقات روانشناسی به علم اقتصاد و به ویژه در مورد قضاوت و تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان.
ورنون اسمیث برای بکارگیری آزمون های آزمایشگاهی به عنوان ابزار در تجزیه و تحلیل اقتصاد تجربی، به ویژه در مطالعه مکانیسم های بازار جایگزین.
۲۰۰۳- رابرت انگل (Robert Engle)
برای روشهای تجزیه و تحلیل سری های زمانی اقتصادی با نوسانات متغیر زمانی (ARCH).
۲۰۰۴- فین کیدلند(Finn Kydland) و ادوارد پریسکات(Edward Prescott)
برای کمک آنها به اقتصاد کلان پویا: هماهنگی زمانی سیاستهای اقتصادی و نیروهای محرک چرخه های تجاری.
۲۰۰۵- رابرت آمان(Robert Aumann) و توماس شلینگ(Thomas Schelling)
برای بالا بردن درک ما از مناقشه و همکاری با استفاده از تجزیه و تحلیل نظریه بازی.
۲۰۰۶- ادموند فلپس(Edmund Phelps)
برای تجزیه و تحلیل مبادلات بین دوره ای در سیاستهای اقتصاد کلان.
۲۰۰۷- لئونید هورویچ(Leonid Hurwicz) و اریک ماسکین(Eric Maskin) و راجر میرسون(Roger Myerson)
برای اینکه پایه های های تئوری طراحی مکانیزم را بنا نهادند.
۲۰۰۸- پل کروگمن(Paul Krugman)
برای تجزیه و تحلیل او در مورد الگوهای تجاری و محل فعالیت اقتصادی.
۲۰۰۹- الینور اوستروم(Elinor Ostrom)
برای تجزیه و تحلیل حکمرانی اقتصادی خصوصا بر عوام.
۲۰۱۰- پیتر دایاموند(Peter Diamond) و دیل مورتنسن(Dale Mortensen) و کریستوفر پیساریدز(Christopher Pissarides)
برای تجزیه وتحلیل آنها از بازار با اصطکاکات جستجو.
۲۰۱۱- توماس سارجنت(Thomas Sargent) و کیستوفر سیمز(Christopher Sims)
برای تحقیقات تجربی خود در مورد علت و اثر در اقتصاد کلان.
۲۰۱۲- آلوین راث(Alvin Roth) و لویید شاپلی(Lloyd Shapley)
برای نظریه تخصیص پایدار و طراحی بازار.
۲۰۱۳- یوجین فاما(Eugene Fama) و لارس پیتر هانسن(Lars Peter Hansen) و رابرت شیلر(Robert Shiller)
برای تجزیه و تحلیل قیمتهای دارایی.
۲۰۱۴- جین تیرول(Jean Tirole)
برای تجزیه و تحلیل قدرت بازاری و مقررات.
۲۰۱۵- انگس دیتن(Angus Deaton)
برای تجزیه و تحلیل مصرف، فقر و رفاه.
۲۰۱۶- الیور هارت(Oliver Hart) و بنت هولمستروم(Bengt Holmstrom)
برای کمک آنها به تئوری قرارداد.
۲۰۱۷- ریچارد تِیلر(Richard Thaler)
برای کمک او به اقتصاد رفتاری.
منبع: www.nobelprize.org
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
@hesmaeeli-ECO97-1.pdf
750 KB
پاسخ سوالات اقتصاد مهندسی
کنکور ارشد مهندسی صنایع ۱۳۹۷
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
کنکور ارشد مهندسی صنایع ۱۳۹۷
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📝نحوه محاسبه رهن و اجاره مسکن به چه شکل است؟
سعی کنید ابتدا قیمت خانهی مدنظرتان را بر اساس متراژ، عمر، امکانات و ناحیهای که در آن واقع شده تخمین بزنید. حال اگر فرض کنیم یک خانهی ۱۰۰متری متری یک میلیون تومان قیمت داشته باشد (یعنی سر جمع ارزشش ۱۰۰میلیون تومان باشد)، رهن آن عرفاً چقدر خواهد بود؟
✏️رهن کامل یک خانه در بازار معمولاً مبلغی بین یک پنجم یا یک ششم کل قیمت آن خانه است. اگر خانه نوساز باشد بعضاً ممکن است مبلغ رهن برابر با یک چهارم قیمت خانه نیز در نظر گرفته شود، ولی اگر خانه سن و سالی داشته باشد میزان یک ششم قیمت خانه برای رهن قابل پیشبینی است.
پس رهن کامل خانهی ۱۰۰میلیون تومانیِ ما، میتواند چیزی بین هفده میلیون تومان تا بیست و پنج میلیون تومان باشد.
✏️اما سوال دیگر اینجاست:
اگر صاحب خانه نخواهد خانهاش را رهن کامل بدهد و علاقه داشته باشد که به صورت ترکیبی (رهن+اجاره) خانهاش را به کسی واگذار کند، چه باید بکنیم و چگونه بفهمیم که اجارهی پیشنهادیاش منصفانه است؟
به همان مثال خانهی صد میلیون تومانی خودمان برگردیم و فرض کنیم که نوساز است و مبلغ رهن کامل آن بیست و پنج میلیون تومان است. حال اگر صاحب این خانه، دهمیلیون تومان رهن + ششصدهزار تومان اجاره را پیشنهاد داده باشد، آیا این قیمت برای رهن و اجاره عادلانه است؟
✏️فرمول محاسبه اجاره: ابتدا مبلغ رهن کامل را حساب میکنیم، بعد به ازای هر یک میلیون تومان رهن، چیزی حدود ۳۰هزار تومان اجاره را در نظر میگیریم. لذا اگر خانهای ۲۵میلیون تومان رهن کاملش باشد، اجارهی آن بدون هر گونه پول پیش میشود:
750=30×25
✏️پس حالا که از ۲۵میلیون تومان رهن کامل، ده میلیون تومان آن برای رهن تعیین شده و پانزدهمیلیون تومان مابقی باید به صورت اجاره پرداخت شود، حساب میکنیم که اجارهی برابر با ۱۵میلیون تومان رهن چقدر است:
450=30×15
✏️اما میبینیم که صاحبخانه به جای ۴۵۰هزار تومان، مبلغ ۶۰۰هزار تومان را پیشنهاد داده است که با این حساب میتوان سر آن چانه زد. البته یادتان باشد این فرمول نسبیاست و ممکن است صاحب خانهی شما به زیر ۵۰۰هزار تومان راضی نشود. پس شما هم در این موارد از حس ششم خود و تحلیل سود و فایده بهره ببرید. گاهی نمیارزد که معامله را سر اختلاف قیمتهای جزئی به هم بزنید!
✏️در پایان فراموش نکنید که نحوه تعیین اجاره بها و رهن رابطهی مستقیم با نرخ سود بانکی دارد و گاهی اوقات با نوسان شدید نرخ سود، میزان سی هزار تومان برای هر یک میلیون نیز دچار تغییر میشود. عرف قیمتگذاری در یک منطقه میتواند تمامی این معادلات ذکر شده را بر هم بزند، همانطور که بسیاری از مشاورین املاک از سال ۹۴ مبلغ ۲۰ هزار تومان را برای هر یک میلیون تومان در زمینهی رهن پیشنهاد میدهند. خلاصه آنکه قبل از هر چیزی نگاهی به شرایط مسکن در منطقهای که به آن علاقه دارید بیندازید و سپس نسبت به رهن و اجاره اقدام کنید.
منبع: كانال كارشناسان ساختمان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سعی کنید ابتدا قیمت خانهی مدنظرتان را بر اساس متراژ، عمر، امکانات و ناحیهای که در آن واقع شده تخمین بزنید. حال اگر فرض کنیم یک خانهی ۱۰۰متری متری یک میلیون تومان قیمت داشته باشد (یعنی سر جمع ارزشش ۱۰۰میلیون تومان باشد)، رهن آن عرفاً چقدر خواهد بود؟
✏️رهن کامل یک خانه در بازار معمولاً مبلغی بین یک پنجم یا یک ششم کل قیمت آن خانه است. اگر خانه نوساز باشد بعضاً ممکن است مبلغ رهن برابر با یک چهارم قیمت خانه نیز در نظر گرفته شود، ولی اگر خانه سن و سالی داشته باشد میزان یک ششم قیمت خانه برای رهن قابل پیشبینی است.
پس رهن کامل خانهی ۱۰۰میلیون تومانیِ ما، میتواند چیزی بین هفده میلیون تومان تا بیست و پنج میلیون تومان باشد.
✏️اما سوال دیگر اینجاست:
اگر صاحب خانه نخواهد خانهاش را رهن کامل بدهد و علاقه داشته باشد که به صورت ترکیبی (رهن+اجاره) خانهاش را به کسی واگذار کند، چه باید بکنیم و چگونه بفهمیم که اجارهی پیشنهادیاش منصفانه است؟
به همان مثال خانهی صد میلیون تومانی خودمان برگردیم و فرض کنیم که نوساز است و مبلغ رهن کامل آن بیست و پنج میلیون تومان است. حال اگر صاحب این خانه، دهمیلیون تومان رهن + ششصدهزار تومان اجاره را پیشنهاد داده باشد، آیا این قیمت برای رهن و اجاره عادلانه است؟
✏️فرمول محاسبه اجاره: ابتدا مبلغ رهن کامل را حساب میکنیم، بعد به ازای هر یک میلیون تومان رهن، چیزی حدود ۳۰هزار تومان اجاره را در نظر میگیریم. لذا اگر خانهای ۲۵میلیون تومان رهن کاملش باشد، اجارهی آن بدون هر گونه پول پیش میشود:
750=30×25
✏️پس حالا که از ۲۵میلیون تومان رهن کامل، ده میلیون تومان آن برای رهن تعیین شده و پانزدهمیلیون تومان مابقی باید به صورت اجاره پرداخت شود، حساب میکنیم که اجارهی برابر با ۱۵میلیون تومان رهن چقدر است:
450=30×15
✏️اما میبینیم که صاحبخانه به جای ۴۵۰هزار تومان، مبلغ ۶۰۰هزار تومان را پیشنهاد داده است که با این حساب میتوان سر آن چانه زد. البته یادتان باشد این فرمول نسبیاست و ممکن است صاحب خانهی شما به زیر ۵۰۰هزار تومان راضی نشود. پس شما هم در این موارد از حس ششم خود و تحلیل سود و فایده بهره ببرید. گاهی نمیارزد که معامله را سر اختلاف قیمتهای جزئی به هم بزنید!
✏️در پایان فراموش نکنید که نحوه تعیین اجاره بها و رهن رابطهی مستقیم با نرخ سود بانکی دارد و گاهی اوقات با نوسان شدید نرخ سود، میزان سی هزار تومان برای هر یک میلیون نیز دچار تغییر میشود. عرف قیمتگذاری در یک منطقه میتواند تمامی این معادلات ذکر شده را بر هم بزند، همانطور که بسیاری از مشاورین املاک از سال ۹۴ مبلغ ۲۰ هزار تومان را برای هر یک میلیون تومان در زمینهی رهن پیشنهاد میدهند. خلاصه آنکه قبل از هر چیزی نگاهی به شرایط مسکن در منطقهای که به آن علاقه دارید بیندازید و سپس نسبت به رهن و اجاره اقدام کنید.
منبع: كانال كارشناسان ساختمان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥فیلم آموزشی مرور تكنيك ارزش حاصله (CV،SV،BACو...)
قسمت اول
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت اول
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش جذرگیری تقریبی، انجمن یار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ معجزه اقتصادی آلمان
📌بعد از جنگ جهانی دوم اقتصاد آلمان مخروبهای کامل بود بخش عمدهای از مردان آلمانی که در سنین مناسب کار کردن بودند در جنگ تلف شده بودند و....
📌تنها کمتر از ده سال پس از جنگ مردم را میشد دید که از معجزهی اقتصاد آلمان حرف میزنند معجزه سه عامل اصلی داشت: اصلاح پول رایج، آزادسازی قیمتهاو کاهش نرخ نهایی مالیات
📌سال ۱۹۴۸ دوازده سال میشد که مردم آلمان تحت کنترل قیمتها زندگی میکردند و نُه سال بود که جیرهبندی جریان داشت کنترل قیمتها بر مواد غذایی، کمبودها را چنان دشوار کرد که بعضی مردم شروع کردند به کاشتن مواد غذایی خودشان و دیگرانی آخر هفتهها به مناطق روستایی سفر میکردند تا برای مواد غذایی معاملهی پایاپای بکنند بسیاری از بنگاهها «مأمور تهاتر» استخدام کردند معاملات پایاپای در قیاس با خرید مستقیم خدمات و کالا در ازای پول، شیوهای بود بسیار ناکارآمد و نظام اقتصادی به وضعیت بدوی فروکاسته شده بود.
📌لودویگ ارهارد به اصلاح واحد پول جاری، و متناسب کردن حجم نقدینگی با حجم کالای موجود کمر بست و از ژوئن تا اوت ۱۹۴۸ «بخشنامه از پی بخشنامه بود که صادر می کرد و قوانین قیمت و مقرری و جیرهبندی را ملغی میکرد». در اندیشهی او این هر دو به یک میزان برای پایان دادن به تورم سرکوبشده اهمیت داشتند. اصلاح واحد پول تورم را پایان میداد و آزادسازی قیمتها کسادی را خاتمه میبخشید
📌سرهنگ آمریکایی: چطور جرأت کردید وقتی کمبود غذایی اینقدر وخیم است، گره از نظام جیرهبندی ما شل کنید؟
ارهارد: حالا اینطوری است که تنها کوپن جیرهای که مردم لازم دارند مارک آلمان است. و برای به دست آوردن این مارکهای آلمانی خیلی سخت کار خواهند کرد. صبر کنید و ببینید.
در کنار اصلاح واحد پول و آزادسازی قیمتها، دولت از نرخ مالیاتها هم کاست.
تاثیری که این اصلاحات بر اقتصاد آلمان غربی گذاشت برقآسا بود. والیچ مینویسد: «روحیهی کشور یکشبه تغییر کرد». آن کالبدهای خاکستری و گرسنه و مردهآسا که خیابانها را در جستجوی ابدی برای غذا گز میکردند، ناگهان زنده شدند فروشگاهها در روز دوشنبه ۲۱ ژوئن از کالاها مملو بودند. اصلاحات «به سرعت، بار دیگر پول را به وسیلهی مرجح معاملات تبدیل کرد، و انگیزههای مالی اصلیترین محرک فعالیت اقتصادی شد».
ظرف شش ماه تولیدات صنعتی بیش از ۵۰ درصد فزونی گرفته بودند.در این میان، اقتصاد کمونیستی آلمان شرقی در مقابل همچنان در رکود بود.
📌در واقع اعجازی در کار نبود. همهچیز طبق انتظار لودویگ ارهارد اتفاق افتاد او زیانی را که از درهمآمیزی تورم، کنترل قیمتها و نرخ بالای مالیات پدیدار میشد درک میکرد و افزایش در بهرهوری تولید را که از پی خاتمه دادن به تورم، آزادسازی قیمتها و پایین آوردن نرخ مالیاتها حاصل میشد، میفهمید.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📌بعد از جنگ جهانی دوم اقتصاد آلمان مخروبهای کامل بود بخش عمدهای از مردان آلمانی که در سنین مناسب کار کردن بودند در جنگ تلف شده بودند و....
📌تنها کمتر از ده سال پس از جنگ مردم را میشد دید که از معجزهی اقتصاد آلمان حرف میزنند معجزه سه عامل اصلی داشت: اصلاح پول رایج، آزادسازی قیمتهاو کاهش نرخ نهایی مالیات
📌سال ۱۹۴۸ دوازده سال میشد که مردم آلمان تحت کنترل قیمتها زندگی میکردند و نُه سال بود که جیرهبندی جریان داشت کنترل قیمتها بر مواد غذایی، کمبودها را چنان دشوار کرد که بعضی مردم شروع کردند به کاشتن مواد غذایی خودشان و دیگرانی آخر هفتهها به مناطق روستایی سفر میکردند تا برای مواد غذایی معاملهی پایاپای بکنند بسیاری از بنگاهها «مأمور تهاتر» استخدام کردند معاملات پایاپای در قیاس با خرید مستقیم خدمات و کالا در ازای پول، شیوهای بود بسیار ناکارآمد و نظام اقتصادی به وضعیت بدوی فروکاسته شده بود.
📌لودویگ ارهارد به اصلاح واحد پول جاری، و متناسب کردن حجم نقدینگی با حجم کالای موجود کمر بست و از ژوئن تا اوت ۱۹۴۸ «بخشنامه از پی بخشنامه بود که صادر می کرد و قوانین قیمت و مقرری و جیرهبندی را ملغی میکرد». در اندیشهی او این هر دو به یک میزان برای پایان دادن به تورم سرکوبشده اهمیت داشتند. اصلاح واحد پول تورم را پایان میداد و آزادسازی قیمتها کسادی را خاتمه میبخشید
📌سرهنگ آمریکایی: چطور جرأت کردید وقتی کمبود غذایی اینقدر وخیم است، گره از نظام جیرهبندی ما شل کنید؟
ارهارد: حالا اینطوری است که تنها کوپن جیرهای که مردم لازم دارند مارک آلمان است. و برای به دست آوردن این مارکهای آلمانی خیلی سخت کار خواهند کرد. صبر کنید و ببینید.
در کنار اصلاح واحد پول و آزادسازی قیمتها، دولت از نرخ مالیاتها هم کاست.
تاثیری که این اصلاحات بر اقتصاد آلمان غربی گذاشت برقآسا بود. والیچ مینویسد: «روحیهی کشور یکشبه تغییر کرد». آن کالبدهای خاکستری و گرسنه و مردهآسا که خیابانها را در جستجوی ابدی برای غذا گز میکردند، ناگهان زنده شدند فروشگاهها در روز دوشنبه ۲۱ ژوئن از کالاها مملو بودند. اصلاحات «به سرعت، بار دیگر پول را به وسیلهی مرجح معاملات تبدیل کرد، و انگیزههای مالی اصلیترین محرک فعالیت اقتصادی شد».
ظرف شش ماه تولیدات صنعتی بیش از ۵۰ درصد فزونی گرفته بودند.در این میان، اقتصاد کمونیستی آلمان شرقی در مقابل همچنان در رکود بود.
📌در واقع اعجازی در کار نبود. همهچیز طبق انتظار لودویگ ارهارد اتفاق افتاد او زیانی را که از درهمآمیزی تورم، کنترل قیمتها و نرخ بالای مالیات پدیدار میشد درک میکرد و افزایش در بهرهوری تولید را که از پی خاتمه دادن به تورم، آزادسازی قیمتها و پایین آوردن نرخ مالیاتها حاصل میشد، میفهمید.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from اتچ بات
✅آنچه دانشگاه به شما نمیآموزد
🔷سخنران آقای دکتر سرزعیم در دانشگاه شریف (۱۳۹۷/۰۲/۰۲)
🔹۱) در نیمه اول سخنرانی، به سه نوع شغلی که دانشجوهای رشتههای اقتصادی، مالی، مدیریتی میتونند بعد از فارغالتحصیلی داشته باشند اشاره کردند: بازار و بورس، سیاستگذاری، دانشگاه. بعد به خصوصیتهای شخصیتی لازم برای هر کدوم از این سه نوع شغل پرداختند. اگر میخواهید بدونید شخصیتتون به چه تیپ شغلی میخوره، این سخنرانی رو گوش کنید.
🔹۲) در نیمه دوم سخنرانی، به پنج نکته مهم برای محقق کردن یک ایده علمی پرداختند. یعنی چه بخواهید برید به بازار و بورس، چه بخواهید سیاستگذار بشید، و چه بخواهید استاد دانشگاه بشید، این پنج نکته میتونند در عملی کردن ایدههای علمی-پژوهشیتون خیلی راهگشا باشند: ۱) داشتن همراه فکری، ۲) مطالعه عمیق و دستهبندی مطالعات گذشته، ۳) تجمیع داده، ۴) یافتن راه خود، ۵) بازاریابی و عرضه خود.
کل سخنرانی ۶۰ دقیقه است و با سوال و جواب بیش از ۸۰ دقیقه میشه. دکتر سرزعیم خیلی قشنگ صحبت میکنند و گوش دادن به کل ۸۰ دقیقه اصلا خسته کننده نیست.
اما اگه فرصت کافی ندارید:
🕐 اگه فقط به ویژگیهای شخصیتی سه نوع شغل علاقمندید، از دقیقه ۷ تا دقیقه ۳۲ رو گوش بدید.
🕑 اگه میخواهید پنج نکته برای عملیاتی کردن ایده رو بشنوید، از دقیقه ۳۳ تا دقیقه ۶۲ رو گوش بدید.
◽️صوت کامل سخنرانی رو میتونید اینجا پیدا کنید:
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔷سخنران آقای دکتر سرزعیم در دانشگاه شریف (۱۳۹۷/۰۲/۰۲)
🔹۱) در نیمه اول سخنرانی، به سه نوع شغلی که دانشجوهای رشتههای اقتصادی، مالی، مدیریتی میتونند بعد از فارغالتحصیلی داشته باشند اشاره کردند: بازار و بورس، سیاستگذاری، دانشگاه. بعد به خصوصیتهای شخصیتی لازم برای هر کدوم از این سه نوع شغل پرداختند. اگر میخواهید بدونید شخصیتتون به چه تیپ شغلی میخوره، این سخنرانی رو گوش کنید.
🔹۲) در نیمه دوم سخنرانی، به پنج نکته مهم برای محقق کردن یک ایده علمی پرداختند. یعنی چه بخواهید برید به بازار و بورس، چه بخواهید سیاستگذار بشید، و چه بخواهید استاد دانشگاه بشید، این پنج نکته میتونند در عملی کردن ایدههای علمی-پژوهشیتون خیلی راهگشا باشند: ۱) داشتن همراه فکری، ۲) مطالعه عمیق و دستهبندی مطالعات گذشته، ۳) تجمیع داده، ۴) یافتن راه خود، ۵) بازاریابی و عرضه خود.
کل سخنرانی ۶۰ دقیقه است و با سوال و جواب بیش از ۸۰ دقیقه میشه. دکتر سرزعیم خیلی قشنگ صحبت میکنند و گوش دادن به کل ۸۰ دقیقه اصلا خسته کننده نیست.
اما اگه فرصت کافی ندارید:
🕐 اگه فقط به ویژگیهای شخصیتی سه نوع شغل علاقمندید، از دقیقه ۷ تا دقیقه ۳۲ رو گوش بدید.
🕑 اگه میخواهید پنج نکته برای عملیاتی کردن ایده رو بشنوید، از دقیقه ۳۳ تا دقیقه ۶۲ رو گوش بدید.
◽️صوت کامل سخنرانی رو میتونید اینجا پیدا کنید:
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥فیلم آموزشی مرور تكنیک ارزش حاصله (CVP،CPI،SVP،SPI)، درصد عقب افتادگی يا جلو افتادگی پروژه و شاخص TCPI)
قسمت دوم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت دوم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💸 ارز احتیاطی چیست و چه ویژگی هایی دارد؟
💵 ارزهای احتیاطی (Hard Currency) به دلیل ویژگیهایی منحصر به فردی که دارند، به راحتی و در حجم بالا، قابل معامله در بازارهای جهانی است. این ارزها مخصوص کشورهایی با شرایط و اوضاع اقتصادی و سیاسی قوی است. ارز احتیاطی به طور کلی در سراسر جهان به عنوان وسیلهای برای پرداخت کالاها و خدمات استفاده میشود.
💴 ارزهای احتیاطی:
هشت ارز احتیاطی رایج در جهان عبارتند از : دلار آمریکا (USD)، یورو اروپا (EUR)، ین ژاپن (JPY)، پوند انگلیس (GBP)، فرانک سوئیس (CHF)، دلار کانادا (CAD)، دلار استرالیا/ دلار نیوزیلند (AUD/NZD)، و راند آفریقای جنوبی (ZAR). به دلیل این که در ۷۰ درصد از معاملات از دلار استفاده میشود، این واحد پولی به عنوان ارز ذخیره خارجی شناخته شده است.
💶 ارزهای احتیاطی توانستهاند اعتماد سرمایهگذاران بینالمللی را جلب کنند؛ چون ارزش آنها کمتر از بقیه ارزها دستخوش نوسان قرار میگیرد و با افزایش و کاهش چشمگیر مواجه نخواهند شد. ارزش برخی از ارزها ممکن است به دلیل افزایش عرضه آن در کشور یا مشکلات سیاسی و اقتصادی و مالی کشورها کاهش پیدا کند.
📉 یک نمونه از ارز ناپایدار، پزوی آرزانتین است که در سال ۲۰۱۵ حدود ۳۴/۶ درصد در برابر دلار کاهش ارزش داشت و جذابیت خود را برای سرمایهگذاران خارجی و داخلی از دست داد. ارزش یک ارز بر اساس میزان تولید ناخالص داخلی و اشتغال مشخص میشود.
💰 قدرت بینالمللی دلار ناشی از رشد تولید ناخالص داخلی آن است. تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۰۱۶ ، ۱۸/۵۷ تریلیون دلار بود. با این میزان در صدر کشورهای جهان از نظر تولید ناخالص داخلی قرار دارد. چین با ۱۱/۱۹۹ تریلیون دلار در مقام دوم و هند با ۲/۲۶۴۱ تریلیون دلار در مقام هفتم قرار گرفته است. اما یوان چین و روپیه هند به عنوان ارزهای احتیاطی در نظر گرفته نمیشوند. این نشان میدهد که سیاستهای بانک مرکزی و ثبات پول رایج روی نرخ ارزها تاثیر زیادی دارد. یکی از معیارهای ارزهای احتیاطی قابلیت نقدشوندگی آن در بازارهای فارکس (FX) است.
💷 ارزهای احتیاطی ارزش بسیار زیادی نسبت به سایر ارزها دارند. در تاریخ ۱۳ فوریه ۲۰۱۸ دلار آمریکا در بازار FX به ارزش ۶/۳۴ یوان در هر دلار و ۶۴/۲۷ روپیه در هر دلار معامله شد. این میزان نرخ ارز برای واردکنندگان کالا در چین و هند زیانآور است؛ اما نرخ ضعیف ارز به صادرکنندگان کالا میکند.
💶 زیرا باعث رقابتی شدن صادرات در بازارهای بینالمللی میشود. در سال اخیر چین متهم شده که با دستکاری کردن نرخ ارز خود و کاهش قیمتها، سهم بیشتری در بازارهای بینالمللی به دست آورده است.
منبع: چوب خط
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💵 ارزهای احتیاطی (Hard Currency) به دلیل ویژگیهایی منحصر به فردی که دارند، به راحتی و در حجم بالا، قابل معامله در بازارهای جهانی است. این ارزها مخصوص کشورهایی با شرایط و اوضاع اقتصادی و سیاسی قوی است. ارز احتیاطی به طور کلی در سراسر جهان به عنوان وسیلهای برای پرداخت کالاها و خدمات استفاده میشود.
💴 ارزهای احتیاطی:
هشت ارز احتیاطی رایج در جهان عبارتند از : دلار آمریکا (USD)، یورو اروپا (EUR)، ین ژاپن (JPY)، پوند انگلیس (GBP)، فرانک سوئیس (CHF)، دلار کانادا (CAD)، دلار استرالیا/ دلار نیوزیلند (AUD/NZD)، و راند آفریقای جنوبی (ZAR). به دلیل این که در ۷۰ درصد از معاملات از دلار استفاده میشود، این واحد پولی به عنوان ارز ذخیره خارجی شناخته شده است.
💶 ارزهای احتیاطی توانستهاند اعتماد سرمایهگذاران بینالمللی را جلب کنند؛ چون ارزش آنها کمتر از بقیه ارزها دستخوش نوسان قرار میگیرد و با افزایش و کاهش چشمگیر مواجه نخواهند شد. ارزش برخی از ارزها ممکن است به دلیل افزایش عرضه آن در کشور یا مشکلات سیاسی و اقتصادی و مالی کشورها کاهش پیدا کند.
📉 یک نمونه از ارز ناپایدار، پزوی آرزانتین است که در سال ۲۰۱۵ حدود ۳۴/۶ درصد در برابر دلار کاهش ارزش داشت و جذابیت خود را برای سرمایهگذاران خارجی و داخلی از دست داد. ارزش یک ارز بر اساس میزان تولید ناخالص داخلی و اشتغال مشخص میشود.
💰 قدرت بینالمللی دلار ناشی از رشد تولید ناخالص داخلی آن است. تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۰۱۶ ، ۱۸/۵۷ تریلیون دلار بود. با این میزان در صدر کشورهای جهان از نظر تولید ناخالص داخلی قرار دارد. چین با ۱۱/۱۹۹ تریلیون دلار در مقام دوم و هند با ۲/۲۶۴۱ تریلیون دلار در مقام هفتم قرار گرفته است. اما یوان چین و روپیه هند به عنوان ارزهای احتیاطی در نظر گرفته نمیشوند. این نشان میدهد که سیاستهای بانک مرکزی و ثبات پول رایج روی نرخ ارزها تاثیر زیادی دارد. یکی از معیارهای ارزهای احتیاطی قابلیت نقدشوندگی آن در بازارهای فارکس (FX) است.
💷 ارزهای احتیاطی ارزش بسیار زیادی نسبت به سایر ارزها دارند. در تاریخ ۱۳ فوریه ۲۰۱۸ دلار آمریکا در بازار FX به ارزش ۶/۳۴ یوان در هر دلار و ۶۴/۲۷ روپیه در هر دلار معامله شد. این میزان نرخ ارز برای واردکنندگان کالا در چین و هند زیانآور است؛ اما نرخ ضعیف ارز به صادرکنندگان کالا میکند.
💶 زیرا باعث رقابتی شدن صادرات در بازارهای بینالمللی میشود. در سال اخیر چین متهم شده که با دستکاری کردن نرخ ارز خود و کاهش قیمتها، سهم بیشتری در بازارهای بینالمللی به دست آورده است.
منبع: چوب خط
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg