جدیدترین شماره از مجله مشهور
Bloomberg Businessweek
نسخه اروپا|21 می 2018|72 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Bloomberg Businessweek
نسخه اروپا|21 می 2018|72 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Bloomberg Businessweek Europe - May 21, 2018@world_kiosk.pdf
10.7 MB
Bloomberg Businessweek
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅معاملات و عملیات مشکوک پولشویی تعریف شد
نمایندگان مجلس در اصلاحیه خود در قانون مبارزه با پولشویی، «معاملات و عملیات مشکوک» در جرم پولشویی را تعریف کردند.
در جلسه علنی مجلس اصلاح بند پ ماده ۷ قانون مبارزه با پولشویی به این شرح به تصویب نمایندگان رسید:
تبصره: معاملات و عملیات مشکوک شامل هر نوع معامله، دریافت یا پرداخت مال اعم از فیزیکی یا الکترونیکی یا شروع به آنهاست که براساس قرائن و اوضاع و احوالی مانند موارد زیر ظن وقوع جرم را ایجاد کند.
✏️١- معاملات و عملیات مالی مربوط به ارباب رجوع که بیش از سطح فعالیت مورد انتظار وی باشد.
✏️٢- کشف جعل، اظهار کذب یا گزارش خلاف واقع از سوی مراجعان قبل یا بعد از آنکه معامله یا عملیات مالی صورت گیرد و نیز در زمان اخذ خدمات پایه
✏️٣- معاملات یا عملیات مالی که به هر ترتیب مشخص شود صوری یا ظاهری بوده و مالک شخص دیگری است.
✏️٤- معاملات یا عملیات مالی بیش از سقف مقرر در آییننامه اجرایی این قانون هر چند مراجعان قبل یا حین معامله یا عملیات مزبور از انجام آن انصراف داده یا بعد از انجام آن بدون دلیل منطقی نسبت به فسخ قرارداد اقدام نمایند.
منبع:اقتصادآنلاین
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
نمایندگان مجلس در اصلاحیه خود در قانون مبارزه با پولشویی، «معاملات و عملیات مشکوک» در جرم پولشویی را تعریف کردند.
در جلسه علنی مجلس اصلاح بند پ ماده ۷ قانون مبارزه با پولشویی به این شرح به تصویب نمایندگان رسید:
تبصره: معاملات و عملیات مشکوک شامل هر نوع معامله، دریافت یا پرداخت مال اعم از فیزیکی یا الکترونیکی یا شروع به آنهاست که براساس قرائن و اوضاع و احوالی مانند موارد زیر ظن وقوع جرم را ایجاد کند.
✏️١- معاملات و عملیات مالی مربوط به ارباب رجوع که بیش از سطح فعالیت مورد انتظار وی باشد.
✏️٢- کشف جعل، اظهار کذب یا گزارش خلاف واقع از سوی مراجعان قبل یا بعد از آنکه معامله یا عملیات مالی صورت گیرد و نیز در زمان اخذ خدمات پایه
✏️٣- معاملات یا عملیات مالی که به هر ترتیب مشخص شود صوری یا ظاهری بوده و مالک شخص دیگری است.
✏️٤- معاملات یا عملیات مالی بیش از سقف مقرر در آییننامه اجرایی این قانون هر چند مراجعان قبل یا حین معامله یا عملیات مزبور از انجام آن انصراف داده یا بعد از انجام آن بدون دلیل منطقی نسبت به فسخ قرارداد اقدام نمایند.
منبع:اقتصادآنلاین
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ مالی رفتاری : فرا اعتمادی
فرا اعتمادی یک نوع سوگیری شناختی است. زمانی که شخص اعتماد بیش اندازه ای به تصمیمات خود دارد، دچار سوگیری فرا اعتمادی شده است. مطالعات در این خصوص نشان داده است که افراد هم در "توانایی های خود در پیش بینی " و هم در مورد " دقت در اطلاعات" برآوردی بیش از اندازه دارند به مورد اول "فرا اعتمادی در پیش بینی" و به دیگری "فرا اعتمادی به اطمینان" می گویند. در ادامه به نمونه ها، کشف این سوگیری ها و پیشنهاداتی برای رفع این سوگیری خواهیم پرداخت.
1)فرا اعتمادی در پیش بینی
در این نوع، "سرمایه گذاران به توانایی های خود در سرمایه گذاری بیش از اندازه اعتماد دارند، خصوصا فاصله اطمینان های بسیار باریکی در پیش بینی های خود دارند"
به عنوان یک نمونه مدیران قبلی یا سهامداران موروثی خانوادگی مشهور از آنجایی که نسبت به شرکت خود احساسی ناگسستنی دارند و گمان می کنند اطلاعات نامحرمانه ای در اختیار دارند، از متنوع کردن مایملک خود، خود داری می کنند و مخاطره امیزی این نوع سرمایه گذاری را نمی پذیرند. با این حال می توان از ده ها شرکت نام برد که روزگاری نماد بازار سهام ایالات متحده آمریکا بوده اند، امروز افت قابل ملاحظه ای کرده یا اساسا از میان رفته اند.
برای کشف این سوگیری باید اعتماد فرد به پیش بینی هایش را سنجید.(برای نمونه به کتاب* مراجعه کنید)
2)فرا اعتمادی به اطمینان
سرمایه گذارانی که در مورد "قضاوت های خود خیلی مطمئن" هستند و "انتظار زیان" را نادیده می گیرند، دچار این نوع سوگیری هستند.
این افراد معاملات پرحجمی انجام می دهند و صاحب پرتفو هایی می شوند که به اندازه ی کافی متنوع نیست و زمانی که اطلاعات بیشتری نسبت به یک موقعیت بدست می آورند، حس اطمینان به تصمیمشان هم به طور نادرستی افزایش می یابد.(زیرا با افزایش اطلاعات احتمالا صحت قضاوت افزایش پیدا نمی کند)
برای کشف این سوگیری باید اطمینان فرد به اطلاعات روزمره اش را سنجید.(برای نمونه به کتاب* مراجعه کنید)
پیشنهادات:
در ادامه به چهار مخاطره ی اصلی در مبحث فرااعتمادی اشاره می کنیم و پیشنهاداتی برای رفع آن ارائه می دهیم:
۱) اعتماد بی اساس نسبت به توانایی خود در شناسایی سهام شرکت ها برای سرمایه گذادی بالقوه:
مشاوران برای رفع این اعتماد بی اساس باید از مشتریان بخواهند که سوابق سرمایه گذاری خود را در طی دو سال مرور کنند، اگر نه همیشه ولی در اغلب موارد عملکرد ضعیفی مشاهده خواهد شد.(در مواردی که این گونه نباشد طول بازه را زیاد کنید)
۲)معاملات مکرر( حجم بالا)
مانند مورد قبلی می توانیم از او بخواهیم که سوابق سرمایه گذاری خود را مرور و بازده اش را حساب کند تا متوجه اشتباهات گذشته خود بر اثر این سوگیری شود.
اطلاعات به روز شده می تواند به رفع این سوگیری کمک کند.
۳)درک ریسک از دست دادن اصل سرمایه
برای این مورد می توان از یک توصیه ی دو بخشی استفاده کرد.
نخست، ویژگی های سرمایه گذاری را برای جست و جوی عملکرد بالقوه ضعیف مرور کرده و از این شواهد برای نشان دادن خطرات اعتماد بیش از حد استفاده کنید.
آن ها را به مطالعات انجام شده در این زمینه ارجاع دهید.
۴)عدم تنوع بخشی پرتفوی
مشاور می تواند استراتژی های مصون سازی مختلفی مثل اختیار فروش و قرضه های با نرخ شناور را توصیه کند.
پ.ن:این متن برگرفته از کتاب "مالی رفتاری" میشل ام.پمپین ترجمه ی دکتر احمد بدری است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
فرا اعتمادی یک نوع سوگیری شناختی است. زمانی که شخص اعتماد بیش اندازه ای به تصمیمات خود دارد، دچار سوگیری فرا اعتمادی شده است. مطالعات در این خصوص نشان داده است که افراد هم در "توانایی های خود در پیش بینی " و هم در مورد " دقت در اطلاعات" برآوردی بیش از اندازه دارند به مورد اول "فرا اعتمادی در پیش بینی" و به دیگری "فرا اعتمادی به اطمینان" می گویند. در ادامه به نمونه ها، کشف این سوگیری ها و پیشنهاداتی برای رفع این سوگیری خواهیم پرداخت.
1)فرا اعتمادی در پیش بینی
در این نوع، "سرمایه گذاران به توانایی های خود در سرمایه گذاری بیش از اندازه اعتماد دارند، خصوصا فاصله اطمینان های بسیار باریکی در پیش بینی های خود دارند"
به عنوان یک نمونه مدیران قبلی یا سهامداران موروثی خانوادگی مشهور از آنجایی که نسبت به شرکت خود احساسی ناگسستنی دارند و گمان می کنند اطلاعات نامحرمانه ای در اختیار دارند، از متنوع کردن مایملک خود، خود داری می کنند و مخاطره امیزی این نوع سرمایه گذاری را نمی پذیرند. با این حال می توان از ده ها شرکت نام برد که روزگاری نماد بازار سهام ایالات متحده آمریکا بوده اند، امروز افت قابل ملاحظه ای کرده یا اساسا از میان رفته اند.
برای کشف این سوگیری باید اعتماد فرد به پیش بینی هایش را سنجید.(برای نمونه به کتاب* مراجعه کنید)
2)فرا اعتمادی به اطمینان
سرمایه گذارانی که در مورد "قضاوت های خود خیلی مطمئن" هستند و "انتظار زیان" را نادیده می گیرند، دچار این نوع سوگیری هستند.
این افراد معاملات پرحجمی انجام می دهند و صاحب پرتفو هایی می شوند که به اندازه ی کافی متنوع نیست و زمانی که اطلاعات بیشتری نسبت به یک موقعیت بدست می آورند، حس اطمینان به تصمیمشان هم به طور نادرستی افزایش می یابد.(زیرا با افزایش اطلاعات احتمالا صحت قضاوت افزایش پیدا نمی کند)
برای کشف این سوگیری باید اطمینان فرد به اطلاعات روزمره اش را سنجید.(برای نمونه به کتاب* مراجعه کنید)
پیشنهادات:
در ادامه به چهار مخاطره ی اصلی در مبحث فرااعتمادی اشاره می کنیم و پیشنهاداتی برای رفع آن ارائه می دهیم:
۱) اعتماد بی اساس نسبت به توانایی خود در شناسایی سهام شرکت ها برای سرمایه گذادی بالقوه:
مشاوران برای رفع این اعتماد بی اساس باید از مشتریان بخواهند که سوابق سرمایه گذاری خود را در طی دو سال مرور کنند، اگر نه همیشه ولی در اغلب موارد عملکرد ضعیفی مشاهده خواهد شد.(در مواردی که این گونه نباشد طول بازه را زیاد کنید)
۲)معاملات مکرر( حجم بالا)
مانند مورد قبلی می توانیم از او بخواهیم که سوابق سرمایه گذاری خود را مرور و بازده اش را حساب کند تا متوجه اشتباهات گذشته خود بر اثر این سوگیری شود.
اطلاعات به روز شده می تواند به رفع این سوگیری کمک کند.
۳)درک ریسک از دست دادن اصل سرمایه
برای این مورد می توان از یک توصیه ی دو بخشی استفاده کرد.
نخست، ویژگی های سرمایه گذاری را برای جست و جوی عملکرد بالقوه ضعیف مرور کرده و از این شواهد برای نشان دادن خطرات اعتماد بیش از حد استفاده کنید.
آن ها را به مطالعات انجام شده در این زمینه ارجاع دهید.
۴)عدم تنوع بخشی پرتفوی
مشاور می تواند استراتژی های مصون سازی مختلفی مثل اختیار فروش و قرضه های با نرخ شناور را توصیه کند.
پ.ن:این متن برگرفته از کتاب "مالی رفتاری" میشل ام.پمپین ترجمه ی دکتر احمد بدری است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین نسخه از مجله مشهور
Harvard Business Review
نسخه فرانسه|اپریل-می 2018|148 صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Harvard Business Review
نسخه فرانسه|اپریل-می 2018|148 صفحه
دانلود درپست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Harvard Business Review France - Avril Mai 2018@world_kiosk.pdf
46.6 MB
Harvard Business Review
France Edition
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
France Edition
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Wall Street Journal
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت اول
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت اول
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو: رشد اقتصادی را بخش خصوصی ایجاد می کند، نه دولتی.
منبع: بورژوا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: بورژوا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
✅ ریشه مشکلات و راه حل های موقت ✍🏻آراز سورانی در بخش قبلی در مورد آنچه میخواهم بگویم، نوشتم و با هم یکسری مبانی نظری را مرور کردیم. سعی میکنم نکته وار مطالب را بنویسم و برداشت و انطباق و پیوند مطالب با نوشته قبلی را به شما واگذار کنم که به قول معروف در…
✅ ریشه مشکلات و راه حل های موقت
مطلب زیر که به نقل از کانال استاد ارجمند جناب دکتر سعدوندی عزیز در ادامه خواهد آمد به نظرم بسیار برای بخش سوم جالب آمد.
🔹ماجرای قتل عام موشهای هانویی از نظر من خیلی آموزندهست. داستان مربوط به اواخر قرن نوزدهمه. شهر هانویی که الان پایتخت ویتنام هست، اون موقع مستعمرهی فرانسه بوده، و فرانسویها قصد داشتن زیرساختهای شهر رو ارتقا بدن، طوری که برازندهی یک مستعمرهی فرانسه باشه.
🔸یکی از کارهای مهمی که انجام میشه، احداث شبکهی فاضلاب بوده که به تعدادی از مردم دسترسی به سرویسهای بهداشتی و توالت خصوصی میداده.
🔹اینطور بوده که هم اشرافیون در کاخهاشون صاحب توالت شخصی میشن، هم مردم در محلههای پرجمعیت توالت عمومی داشتن.
🔸مشکل از اینجا شروع میشه که این شبکهی فاضلاب خیلی سریع محل رشد و تکثیر موشهای موزی میشه که عامل بیماری هم بودن. بحران انقدر بزرگ میشه که بعد از مدتی، از توالتهای کاخهای اشرافی، موشهای بزرگ صحرایی بیرون میومدن و ... خوب، دردسر درست میکردن. خطر بزرگتر هم بیماری طاعون بود که بسیاری از این موشها حامل اون بودن و جان کل مردم شهر رو به خطر مینداختن. خلاصه باید به حال این موشها یه فکری میشد. راه حل اول استعمارگرا استخدام گروهی از مردم محلی بود که کارشون پیدا کردن و کشتن این موشها بود. این گروهها بابت دستمزدی که میگرفتن، وارد شبکهی فاضلاب میشدن و تک تک موشها رو میکشتن. در هفته اول، روزی ۱۰۰۰ موش اینطوری کشته میشن.
🔹بعد از مدتی، ۴۰۰۰ موش در روز. تا جایی که به ۲۰ هزار موش در روز هم میرسه. اما اینها در برابر تعداد بیشمار موشها رقم بزرگی نبودن و تاثیر محسوسی رو جمعیت موشها دیده نشد. خلاصه استعمارگرها به فکر راه حل جایگزین میافتن و نهایتا تصمیمی میگیرن که به فاجعه منجر میشه.
تصمیم جدید این بود که به جای اینکه به گروههای حرفهای پول بدن تا موشها رو بکشن، بیان برای هم موش مرده، به هر کسی که کشته باشدش، جایزه بدن.
جایزه برای هر موش مرده، یک سنت اعلام میشه. کافی بوده که دم موش مرده رو ازش جدا کنی تا بابت اون دم، یک سنت پول رو بگیری. ۱۰ دم = ۱۰ سنت
🔸این تصمیم از هر لحاظ منطقی به نظر میرسیده:
مشارکت عمومی رو برای حل یک بحران عمومی جلب میکرده. هر کس میتونسته در ساعت فراغت کمی پول به جیب بزنه و اینکه روحیهی کارآفرینی رو به جامعه معرفی میکرده.
🔹این برنامه ابتدا کارساز هم میشه. موشها در مقیاس بیشمار کشته میشدن و سیلی از دم موش به سمت دفاتر شهری سرازیر میشه.
خلاصه همه فکر میکنن که مسئله دیگه حل شدهست و به زودی جمعیت موشها ریشه کن میشه.
ولی خب، اینطور نمیشه.
مدتی که از شروع کشتار میگذره، موشهایی تو سطح شهر رصد میشن که دم نداشتن.
🔸معلوم میشه که مردمی که موشها رو میکشتن و دمشون رو تحویل میدادن، الان دیگه اون دم ها محل درآمد و امرار معاششون شده و قصد ندارن منبع درآمدشون رو از دست بدن.
پس به جای اینکه موشها رو بکشن، فقط دمشون رو جدا میکردن، تا موش زنده بمونه و بتونه باز هم تولید مثل کنه.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مطلب زیر که به نقل از کانال استاد ارجمند جناب دکتر سعدوندی عزیز در ادامه خواهد آمد به نظرم بسیار برای بخش سوم جالب آمد.
🔹ماجرای قتل عام موشهای هانویی از نظر من خیلی آموزندهست. داستان مربوط به اواخر قرن نوزدهمه. شهر هانویی که الان پایتخت ویتنام هست، اون موقع مستعمرهی فرانسه بوده، و فرانسویها قصد داشتن زیرساختهای شهر رو ارتقا بدن، طوری که برازندهی یک مستعمرهی فرانسه باشه.
🔸یکی از کارهای مهمی که انجام میشه، احداث شبکهی فاضلاب بوده که به تعدادی از مردم دسترسی به سرویسهای بهداشتی و توالت خصوصی میداده.
🔹اینطور بوده که هم اشرافیون در کاخهاشون صاحب توالت شخصی میشن، هم مردم در محلههای پرجمعیت توالت عمومی داشتن.
🔸مشکل از اینجا شروع میشه که این شبکهی فاضلاب خیلی سریع محل رشد و تکثیر موشهای موزی میشه که عامل بیماری هم بودن. بحران انقدر بزرگ میشه که بعد از مدتی، از توالتهای کاخهای اشرافی، موشهای بزرگ صحرایی بیرون میومدن و ... خوب، دردسر درست میکردن. خطر بزرگتر هم بیماری طاعون بود که بسیاری از این موشها حامل اون بودن و جان کل مردم شهر رو به خطر مینداختن. خلاصه باید به حال این موشها یه فکری میشد. راه حل اول استعمارگرا استخدام گروهی از مردم محلی بود که کارشون پیدا کردن و کشتن این موشها بود. این گروهها بابت دستمزدی که میگرفتن، وارد شبکهی فاضلاب میشدن و تک تک موشها رو میکشتن. در هفته اول، روزی ۱۰۰۰ موش اینطوری کشته میشن.
🔹بعد از مدتی، ۴۰۰۰ موش در روز. تا جایی که به ۲۰ هزار موش در روز هم میرسه. اما اینها در برابر تعداد بیشمار موشها رقم بزرگی نبودن و تاثیر محسوسی رو جمعیت موشها دیده نشد. خلاصه استعمارگرها به فکر راه حل جایگزین میافتن و نهایتا تصمیمی میگیرن که به فاجعه منجر میشه.
تصمیم جدید این بود که به جای اینکه به گروههای حرفهای پول بدن تا موشها رو بکشن، بیان برای هم موش مرده، به هر کسی که کشته باشدش، جایزه بدن.
جایزه برای هر موش مرده، یک سنت اعلام میشه. کافی بوده که دم موش مرده رو ازش جدا کنی تا بابت اون دم، یک سنت پول رو بگیری. ۱۰ دم = ۱۰ سنت
🔸این تصمیم از هر لحاظ منطقی به نظر میرسیده:
مشارکت عمومی رو برای حل یک بحران عمومی جلب میکرده. هر کس میتونسته در ساعت فراغت کمی پول به جیب بزنه و اینکه روحیهی کارآفرینی رو به جامعه معرفی میکرده.
🔹این برنامه ابتدا کارساز هم میشه. موشها در مقیاس بیشمار کشته میشدن و سیلی از دم موش به سمت دفاتر شهری سرازیر میشه.
خلاصه همه فکر میکنن که مسئله دیگه حل شدهست و به زودی جمعیت موشها ریشه کن میشه.
ولی خب، اینطور نمیشه.
مدتی که از شروع کشتار میگذره، موشهایی تو سطح شهر رصد میشن که دم نداشتن.
🔸معلوم میشه که مردمی که موشها رو میکشتن و دمشون رو تحویل میدادن، الان دیگه اون دم ها محل درآمد و امرار معاششون شده و قصد ندارن منبع درآمدشون رو از دست بدن.
پس به جای اینکه موشها رو بکشن، فقط دمشون رو جدا میکردن، تا موش زنده بمونه و بتونه باز هم تولید مثل کنه.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
✅ ریشه مشکلات و راه حل های موقت مطلب زیر که به نقل از کانال استاد ارجمند جناب دکتر سعدوندی عزیز در ادامه خواهد آمد به نظرم بسیار برای بخش سوم جالب آمد. 🔹ماجرای قتل عام موشهای هانویی از نظر من خیلی آموزندهست. داستان مربوط به اواخر قرن نوزدهمه. شهر هانویی…
✅ ریشه مشکلات و راه حل های موقت
مطلب زیر ادامه پست قبلی که به نقل از کانال استاد ارجمند جناب دکتر سعدوندی عزیز در ادامه خواهد آمد به نظرم بسیار برای بخش سوم جالب آمد.
🔹کار به کارآفرینی هم کشیده میشه و مزرعههای موشداری در اطراف شهر احداث میشن که کارشون، تکثیر موش و فروختن دمشون به استعمارگرها بوده :))
این باعث میشه که جمعیت موشها انقدر زیاد بشه که طاعون هم تو شهر فراگیر بشه و حداقل ۲۵۰ نفر از مردم هم جانشون رو از دست بدن.
🔸این از معروف ترین مثالهای پدیده ایه به نام «انگیزهی منحرف»: قانونی گذاشته میشه که هدف خوبی داره، و در نهایت منجر به نتیجهی عکس میشه.
🔹مثال دیگهش، دیرینه شناسی بود که در قرن نوزده در سفر به چین، به هر کسی که یک تکه فسیل دایناسور براش پیدا کنه، جایزه میداد. مردم هم برای اینکه درآمدشون زیاد بشه، فسیلهایی که پیدا میکردن رو تکه تکه میکردن و بعد تحویل میدادن.
🔸یا مثلا قرارداد ساخت راه آهنی که شرق و غرب آمریکا رو به هم متصل میکرد، بر اساس طول خط آهن بود. پیمانکار هم برای اینکه سودش رو بیشتر کنه، به خط آهن پیچ و خم میداد تا طولش بیشتر بشه.
🔹مثال امروزی هم زیاد داره. مثلا بیمهی همگانی بزرگسالان آمریکا، بر اساس قیمت داروی تجویز شده به پزشک پول میده. پزشکا هم برای سود بیشتر، داروی گرون تر تجویز میکنن، حتی که ضرورتی نداشته باشه.
🔸این قانون به «اثر کبرا» هم معروفه. که مربوط به زمانیه که انگلیسها برای کنترل جمعیت کبراهای دهلی برای هر کبرای مرده جایزه تعیین میکنن، و مردم دهلی هم به پرورش کبرا رو میارن
🔹وقتی که از اثر کبرا آگاه هستی، مثال زیاد براش پیدا میکنی. از رفتار آدما گرفته تا مشوقهای اقتصادی. چه تو ایران، چه خارج. شاید مهم ترین اثرش اینه که این توهم که مشکلات رو صرفا با قانون و تهدید و تشویق میشه حل کرد، رو کنار میزاری و به فکر راههای اساسی و ریشهای میافتی.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مطلب زیر ادامه پست قبلی که به نقل از کانال استاد ارجمند جناب دکتر سعدوندی عزیز در ادامه خواهد آمد به نظرم بسیار برای بخش سوم جالب آمد.
🔹کار به کارآفرینی هم کشیده میشه و مزرعههای موشداری در اطراف شهر احداث میشن که کارشون، تکثیر موش و فروختن دمشون به استعمارگرها بوده :))
این باعث میشه که جمعیت موشها انقدر زیاد بشه که طاعون هم تو شهر فراگیر بشه و حداقل ۲۵۰ نفر از مردم هم جانشون رو از دست بدن.
🔸این از معروف ترین مثالهای پدیده ایه به نام «انگیزهی منحرف»: قانونی گذاشته میشه که هدف خوبی داره، و در نهایت منجر به نتیجهی عکس میشه.
🔹مثال دیگهش، دیرینه شناسی بود که در قرن نوزده در سفر به چین، به هر کسی که یک تکه فسیل دایناسور براش پیدا کنه، جایزه میداد. مردم هم برای اینکه درآمدشون زیاد بشه، فسیلهایی که پیدا میکردن رو تکه تکه میکردن و بعد تحویل میدادن.
🔸یا مثلا قرارداد ساخت راه آهنی که شرق و غرب آمریکا رو به هم متصل میکرد، بر اساس طول خط آهن بود. پیمانکار هم برای اینکه سودش رو بیشتر کنه، به خط آهن پیچ و خم میداد تا طولش بیشتر بشه.
🔹مثال امروزی هم زیاد داره. مثلا بیمهی همگانی بزرگسالان آمریکا، بر اساس قیمت داروی تجویز شده به پزشک پول میده. پزشکا هم برای سود بیشتر، داروی گرون تر تجویز میکنن، حتی که ضرورتی نداشته باشه.
🔸این قانون به «اثر کبرا» هم معروفه. که مربوط به زمانیه که انگلیسها برای کنترل جمعیت کبراهای دهلی برای هر کبرای مرده جایزه تعیین میکنن، و مردم دهلی هم به پرورش کبرا رو میارن
🔹وقتی که از اثر کبرا آگاه هستی، مثال زیاد براش پیدا میکنی. از رفتار آدما گرفته تا مشوقهای اقتصادی. چه تو ایران، چه خارج. شاید مهم ترین اثرش اینه که این توهم که مشکلات رو صرفا با قانون و تهدید و تشویق میشه حل کرد، رو کنار میزاری و به فکر راههای اساسی و ریشهای میافتی.
ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg