اگر دیگران مجبور به پرداخت هزینه شوند آسان است که به طور آشکار دلسوز شویم.
موری روتبارد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
موری روتبارد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ کوبا ، این بهشت مارکسیستی جهان
وقتی باتیستا، دیکتاتور کوبا، در ژانویۀ ۱۹۵۹ فرار کرد و فیدل کاسترو و یارانش تفنگشان را به نشانۀ پیروزی بلند میکردند، هیچ هنرمند سوررئالیستی با همۀ تواناییاش در خیالپردازی فکر نمیکرد نیمقرن بعد کوباییها به بهترین تعمیرکاران ماشینهای کلاسیک آمریکایی تبدیل شوند؛هیچ نویسندۀ داستانهای علمیـتخیلی تصور نمیکرد نیمقرن بعد ماشینهای آمریکایی دهۀ ۱۹۴۰ همچنان در خیابانهای کوبا جولان خواهند داد و شهر به موزۀ بزرگی از خودروهای کلاسیک بدل میشد این عتیقههای تمیز و براق جاذبۀ توریستی کوبا میشود.
مارکسیستها از روز اول در یک چیز تردیدی نداشتند: اینکه مارکسیسم «مترقیترین» جنبش است و همۀ مخالفانشان را از لیبرال تا محافظهکار، از کاپیتالیست تا دهقان، از دموکرات تا سلطنتطلب، «مرتجع» و «واپسگرا» مینامیدند. البته در قرن بیستم همۀ جریانهای سیاسی همدیگر را «مرتجع» مینامیدند. اما واقعیت این است که ناسزای «مرتجع» را چپها به همه یاد دادند و دیگران هم برای اینکه انبان ناسزاهای سیاسیشان خالی نماند، این ناسزا را هم علیه حریفان به کار میبردند. ولی سند منگولهدار این تعبیر به نام مارکسیستها بود.
مارکسیسم (با همۀ شاخههایش) اصلاً با این هدف آزادیهای فردی را محدود کرد و بخش بزرگی از فردیت انسان را گرفت که او را به سطح بالاتری از پیشرفت و آزادی برساند. این هم نوعی قرارداد اجتماعی بود: فرد بخش بزرگی از حقوق فردی و آزادیهایش را میداد و در قبالش امنیت اجتماعی میگرفت. معقول و منصفانه به نظر میرسید.
اما وقتی میبینیم تعمیرکار آفتابسوختۀ کوبایی سر در کاپوت یک کادیلاک ساخت ۱۹۵۰ فرو کرده تا مشکل سیمکشی آن را حل کند. همهچیز دوباره نامعقول به نظر میرسد؛ «زمانپریشی» آزاردهندهای در اینجا رخ داده... مرد تعمیرکار سر از کاپوت درمیآورد، چشمانش را تنگ میکند و شمع ماشین را در آفتاب با دقت نگاه میکند. چرا بهشت مارکسیستی به جای آنکه آینده را نشان دهد به موزۀ زندۀ گذشتههای دور بدل شد؟ چرا جنبشی که شعارش «ترقی» بود از آخرین واگن تاریخ بیرون افتاد؟ کلیترین و سادهترین جواب این است که مارکسیسم از لحظۀ تولد «واکنشی به پیشرفت» بود.
مارکسیسم واکنش به انقلاب صنعتی بود، میخواست انسانها را از بلایای پدیدآمده در پی انقلاب صنعتی نجات دهد و متوجه نبود نفس این واکنش «محافظهکارانه» است. هیچ مارکسیستی برنمیتافت کسی او را «محافظهکار» بنامد، اما واقعیت این است که مارکسیسم (یعنی اندیشههای مارکس و انگلس) واکنشی بود. سرنوشتی که انقلاب صنعتی برای مردم انگلستان رقم زده بود؛ یعنی درک آنها از اقتصاد کاپیتالیستی بر مبنای آن چیزی بود که دو سه نسل پیش از آنها از انقلاب صنعتی درک کرده بودند. بنابراین مارکسیسم از ابتدا شورشی علیه انقلابی صنعتی بود که موتور محرکش سرمایۀ خصوصی بود.
پس مارکسیسم نوعی انقلاب ضدانقلابی ــ ضدانقلاب صنعتی ــ بود و جنبشی که از اول شورش علیه صنعتیسازی است سرنوشتی غیر از این نمیتواند داشته باشد. درست است که خود سوسیالیسم در خیلی جاها نوع خاصی از صنعتیسازی دولتی را با ضربوزور قدرت سیاسی پیاده کرد. اما آن صنعتیسازی دولتی کوچهای بنبست بود که امروز در انتهای آن، تعمیرکار کوبایی ما کاپوت کادیلاک را میبندد و سراغ یک پونتیاک دهۀ پنجاهی میرود.
از انقلاب کوبا (۱۹۵۹) خریدوفروش و واردات خودرو ممنوع شد. از ۲۰۱۴ مردم اجازه یافتند خودرو بخرند، اما ابتدا قیمتها سرسامآور بود، برای مثال پژوی ۵۰۴ مدل ۲۰۱۳ که در اروپا ۲۰ هزار یورو بود، در کوبا ۲۰۰ هزار یورو قیمت داشت!
با این اجازۀ جدید در چند سال اخیر چهرۀ خیابانهای کوبا قدری عوض شده، اما باید پرسید اگر قانون منع خریدوفروش خودرو درست بود چرا آن را لغو کردند و اگر نادرست بود چه کسی جوابگوی اجرای ۵۵ سال قانون غلط است؟ اگر هم قرار است مردم به پیشرفت در بخشهای خاص مانند بهداشت و درمان (البته اگر واقعی باشد) دلخوش کنند، باید بگویم کاریکاتور اگر زیبا بود، همه به جای عکس خود، کاریکاتورشان را به دیوار میزدند. کاریکاتور برای سخره و خنده است....
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
وقتی باتیستا، دیکتاتور کوبا، در ژانویۀ ۱۹۵۹ فرار کرد و فیدل کاسترو و یارانش تفنگشان را به نشانۀ پیروزی بلند میکردند، هیچ هنرمند سوررئالیستی با همۀ تواناییاش در خیالپردازی فکر نمیکرد نیمقرن بعد کوباییها به بهترین تعمیرکاران ماشینهای کلاسیک آمریکایی تبدیل شوند؛هیچ نویسندۀ داستانهای علمیـتخیلی تصور نمیکرد نیمقرن بعد ماشینهای آمریکایی دهۀ ۱۹۴۰ همچنان در خیابانهای کوبا جولان خواهند داد و شهر به موزۀ بزرگی از خودروهای کلاسیک بدل میشد این عتیقههای تمیز و براق جاذبۀ توریستی کوبا میشود.
مارکسیستها از روز اول در یک چیز تردیدی نداشتند: اینکه مارکسیسم «مترقیترین» جنبش است و همۀ مخالفانشان را از لیبرال تا محافظهکار، از کاپیتالیست تا دهقان، از دموکرات تا سلطنتطلب، «مرتجع» و «واپسگرا» مینامیدند. البته در قرن بیستم همۀ جریانهای سیاسی همدیگر را «مرتجع» مینامیدند. اما واقعیت این است که ناسزای «مرتجع» را چپها به همه یاد دادند و دیگران هم برای اینکه انبان ناسزاهای سیاسیشان خالی نماند، این ناسزا را هم علیه حریفان به کار میبردند. ولی سند منگولهدار این تعبیر به نام مارکسیستها بود.
مارکسیسم (با همۀ شاخههایش) اصلاً با این هدف آزادیهای فردی را محدود کرد و بخش بزرگی از فردیت انسان را گرفت که او را به سطح بالاتری از پیشرفت و آزادی برساند. این هم نوعی قرارداد اجتماعی بود: فرد بخش بزرگی از حقوق فردی و آزادیهایش را میداد و در قبالش امنیت اجتماعی میگرفت. معقول و منصفانه به نظر میرسید.
اما وقتی میبینیم تعمیرکار آفتابسوختۀ کوبایی سر در کاپوت یک کادیلاک ساخت ۱۹۵۰ فرو کرده تا مشکل سیمکشی آن را حل کند. همهچیز دوباره نامعقول به نظر میرسد؛ «زمانپریشی» آزاردهندهای در اینجا رخ داده... مرد تعمیرکار سر از کاپوت درمیآورد، چشمانش را تنگ میکند و شمع ماشین را در آفتاب با دقت نگاه میکند. چرا بهشت مارکسیستی به جای آنکه آینده را نشان دهد به موزۀ زندۀ گذشتههای دور بدل شد؟ چرا جنبشی که شعارش «ترقی» بود از آخرین واگن تاریخ بیرون افتاد؟ کلیترین و سادهترین جواب این است که مارکسیسم از لحظۀ تولد «واکنشی به پیشرفت» بود.
مارکسیسم واکنش به انقلاب صنعتی بود، میخواست انسانها را از بلایای پدیدآمده در پی انقلاب صنعتی نجات دهد و متوجه نبود نفس این واکنش «محافظهکارانه» است. هیچ مارکسیستی برنمیتافت کسی او را «محافظهکار» بنامد، اما واقعیت این است که مارکسیسم (یعنی اندیشههای مارکس و انگلس) واکنشی بود. سرنوشتی که انقلاب صنعتی برای مردم انگلستان رقم زده بود؛ یعنی درک آنها از اقتصاد کاپیتالیستی بر مبنای آن چیزی بود که دو سه نسل پیش از آنها از انقلاب صنعتی درک کرده بودند. بنابراین مارکسیسم از ابتدا شورشی علیه انقلابی صنعتی بود که موتور محرکش سرمایۀ خصوصی بود.
پس مارکسیسم نوعی انقلاب ضدانقلابی ــ ضدانقلاب صنعتی ــ بود و جنبشی که از اول شورش علیه صنعتیسازی است سرنوشتی غیر از این نمیتواند داشته باشد. درست است که خود سوسیالیسم در خیلی جاها نوع خاصی از صنعتیسازی دولتی را با ضربوزور قدرت سیاسی پیاده کرد. اما آن صنعتیسازی دولتی کوچهای بنبست بود که امروز در انتهای آن، تعمیرکار کوبایی ما کاپوت کادیلاک را میبندد و سراغ یک پونتیاک دهۀ پنجاهی میرود.
از انقلاب کوبا (۱۹۵۹) خریدوفروش و واردات خودرو ممنوع شد. از ۲۰۱۴ مردم اجازه یافتند خودرو بخرند، اما ابتدا قیمتها سرسامآور بود، برای مثال پژوی ۵۰۴ مدل ۲۰۱۳ که در اروپا ۲۰ هزار یورو بود، در کوبا ۲۰۰ هزار یورو قیمت داشت!
با این اجازۀ جدید در چند سال اخیر چهرۀ خیابانهای کوبا قدری عوض شده، اما باید پرسید اگر قانون منع خریدوفروش خودرو درست بود چرا آن را لغو کردند و اگر نادرست بود چه کسی جوابگوی اجرای ۵۵ سال قانون غلط است؟ اگر هم قرار است مردم به پیشرفت در بخشهای خاص مانند بهداشت و درمان (البته اگر واقعی باشد) دلخوش کنند، باید بگویم کاریکاتور اگر زیبا بود، همه به جای عکس خود، کاریکاتورشان را به دیوار میزدند. کاریکاتور برای سخره و خنده است....
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
یک سوسیالیست کسی است که لنین و مارکس را خوانده است. ضد سوسیالیست کسی است که لنین و مارکس را فهمیده است!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
زنان ایران رکورددار بیکاری در جهان ؟!
زنان ایران، با اینکه تعدادشان در آموزش عالی بیشتر از مردان است، طبق اطلاعات بانک جهانی، بعنوان بیکارترین نیرو کار درمسئله اشتغال شناخته میشوند: تنها 17.3% زنان در ایران دارای شغل میباشند. به همین دلیل رتبه ایران درحوزه اشتغال زنان رتبه 177 از میان 182 کشور جهان است!!!
پیش فرضی که درباره زنان کشورهای عربی، و بهتر بودن وضعیت کشور خودمان داشتید را عوض کنید. فقط عراق و سه چهار کشور ماندهاند که میشود آنها را سرزنش کنیم!
قبل از دعوت از دختر حاکم دوبی به کشورمان بد نیست به دیگر آمارهای مرتبط با زنان نگاهی بیاندازیم .../مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
زنان ایران، با اینکه تعدادشان در آموزش عالی بیشتر از مردان است، طبق اطلاعات بانک جهانی، بعنوان بیکارترین نیرو کار درمسئله اشتغال شناخته میشوند: تنها 17.3% زنان در ایران دارای شغل میباشند. به همین دلیل رتبه ایران درحوزه اشتغال زنان رتبه 177 از میان 182 کشور جهان است!!!
پیش فرضی که درباره زنان کشورهای عربی، و بهتر بودن وضعیت کشور خودمان داشتید را عوض کنید. فقط عراق و سه چهار کشور ماندهاند که میشود آنها را سرزنش کنیم!
قبل از دعوت از دختر حاکم دوبی به کشورمان بد نیست به دیگر آمارهای مرتبط با زنان نگاهی بیاندازیم .../مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
«حسادت یک ضعف اخلاقی است. واضح است که بسیاری از روشنفکران به درآمد بیشتر تاجران موفق حسادت میورزند و این احساسات، آنان را به سوی سوسیالیسم سوق میدهد. آنها معتقدند که حاکمان یک جامعهی سوسیالیستی، حقوق بالاتری، نسبت به حقوق دریافتیشان در جامعهی سرمایهداری، به آنان میدهند.»
❈ لودویگ فون میزس. کنش انسانی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
❈ لودویگ فون میزس. کنش انسانی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
به تعبیر فون میزس ، میتوان مهمترین فرآورده دنیای مدرن را سرمایهداری بازار آزاد دانست. او در همین راستا در کتاب پرمغزش تحت عنوان [ سیاست اقتصادی؛ شش گفتار دربارهی سوسیالیسم، کاپیتالسیم، اقتصاد و سیاست ] این نکته را چنین توضیح میدهد؛
"اگر کسی بگوید که با سرمایهداری مخالف است، پاسخ خوبی میتوان به او داد: "میدانی که جمعیت امروزی جهان، ۱۰ برابر دوران قبل از سرمایهداری است؛ میدانی که سطح زندگی همه انسانهای امروزی از سطح زندگی آباء و اجدادشان در روزگار پیش از سرمایهداری بالاتر است. با این اوصاف چرا فکرمیکنی تو میتوانستی یکی از آن ۱۰ نفری باشی که در غیاب سرمایهداری میتوانست زنده باشد؟ همینکه تو امروز هستی و زندگی میکنی دلیلی است بر موفقیت سرمایهداری، خواه خودت زندگیات را ارزشمند بدانی یا ندانی."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
"اگر کسی بگوید که با سرمایهداری مخالف است، پاسخ خوبی میتوان به او داد: "میدانی که جمعیت امروزی جهان، ۱۰ برابر دوران قبل از سرمایهداری است؛ میدانی که سطح زندگی همه انسانهای امروزی از سطح زندگی آباء و اجدادشان در روزگار پیش از سرمایهداری بالاتر است. با این اوصاف چرا فکرمیکنی تو میتوانستی یکی از آن ۱۰ نفری باشی که در غیاب سرمایهداری میتوانست زنده باشد؟ همینکه تو امروز هستی و زندگی میکنی دلیلی است بر موفقیت سرمایهداری، خواه خودت زندگیات را ارزشمند بدانی یا ندانی."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ مجله اکونومیست 13 مارس 2021
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
TheEconomist 13Mar 2021@Financial Engineering.pdf
67.3 MB
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بخشنامه مزد ۱۴۰۰@Financial engineering.pdf
217.3 KB
بخشنامه مزد ۱۴۰۰
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴دانلود فایل PDF مجله اکونومیست 20 مارس 2021
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Economist_20March_Financial Engineering.pdf
53.2 MB
✅مجله اکونومیست 20 مارس 2021
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
اگر چاپ و توزیع پول فیات توسط دولتها باعث کاهش فقر میشد ، مدتها پیش فقر برطرف شده بود و هماینک زیمبابوه و ونزوئلا و آرژانتین به ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شده بودند!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سالنامه_آماری_بازارهای_مالی2020_2021.pdf
2.7 MB
✅ سالنامه آماری بازارهای مالی جهانی
(سال 2020- 2021 )
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
(سال 2020- 2021 )
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بازار مالی ایران سال 1399.pdf
2.6 MB
✅ سالنامه آماری بازارهای مالی
(سال ۱۳۹۹)
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
(سال ۱۳۹۹)
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
❓نحوه صحیح محاسبه پایه حقوق سال ۱۴۰۰ سایر سطوح مزدی چیست؟
✍🏻 آراز سورانی
✳️به طور مثال اگر فردی در سال۹۵با پایه حقوق ۱/۰۰۰/۰۰۰تومان مشمول پایه سنواتی ماهیانه ۳۰۰۰۰تومان شده باشدپایه حقوق ۱/۰۳۰/۰۰۰تومان خواهد بود
✳️با افزایش سال ۹۶ در سایر سطوح ۱۲در صد به اضافه روزانه۶۷۶۸ریال وبا پایه سنواتی ماهیانه ۵۱۰۰۰تومان به شرح زیر خواهد بود
،۱/۰۳۰/۰۰۰+ ۱۲درصد+۲۰۳۰۴+۵۱۰۰۰که میشود معادل۱/۲۲۴/۹۰۴
❎حال با افزایش مزد سال ۹۷محاسبه به روش زیر خواهد بود ۱/۲۲۴/۹۰۴+۱۰/۴درصد+۸۴۶۰۰+ ۵۱۰۰۰تومان یعنی معادل۱/۴۸۷/۸۹۴تومان
❇️ با افزایش ۱۳٪ مزد سال ۹۸ به علاوه ۸۷۰۴.۹ تومان ثابت مزدی و ۷۰۰۰۰ تومان پایه سنوات
۱/۴۸۷/۸۹۴+۱۳٪+۲۶۱۱۴۷+۷۰۰۰۰
که معادل مبلغ ۲/۰۱۲/۴۶۷ تومان به عنوان پایه حقوق ۹۸ این فرد خواهد بود
❇️ با افزایش ۱۵٪ مزد سال ۹۹ (بخشنامه مزدی از ابتدای تیرماه) برای سایر سطوح به علاوه ۵۵۳۳.۸ تومان ثابت مزدی و ۱۰۰,۰۰۰ تومان پایه سنوات برای این فرد پایه حقوق سال ۹۹ برابر با
۲۰,۱۲۴,۶۷۰+۱۵٪+۱,۶۶۰,۱۴۰+۱,۰۰۰,۰۰۰
معادل ۲۵,۸۰۳,۵۱۱ ریال خواهد بود
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔴 با افزایش ۲۶٪ مزد سال ۱۴۰۰ برای سایر سطوح به علاوه ۸۲۷۸۵ ریال ثابت مزدی و ۱,۴۰۰,۰۰۰ ریال پایه سنوات برای این فرد پایه حقوق سال ۱۴۰۰ برابر با
۲۵,۸۰۳,۵۱۱+۲۶٪+۲,۴۸۳,۵۵۰+۱,۴۰۰,۰۰۰
معادل ۳۶,۳۹۵,۹۷۴ ریال خواهد بود
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 آراز سورانی
✳️به طور مثال اگر فردی در سال۹۵با پایه حقوق ۱/۰۰۰/۰۰۰تومان مشمول پایه سنواتی ماهیانه ۳۰۰۰۰تومان شده باشدپایه حقوق ۱/۰۳۰/۰۰۰تومان خواهد بود
✳️با افزایش سال ۹۶ در سایر سطوح ۱۲در صد به اضافه روزانه۶۷۶۸ریال وبا پایه سنواتی ماهیانه ۵۱۰۰۰تومان به شرح زیر خواهد بود
،۱/۰۳۰/۰۰۰+ ۱۲درصد+۲۰۳۰۴+۵۱۰۰۰که میشود معادل۱/۲۲۴/۹۰۴
❎حال با افزایش مزد سال ۹۷محاسبه به روش زیر خواهد بود ۱/۲۲۴/۹۰۴+۱۰/۴درصد+۸۴۶۰۰+ ۵۱۰۰۰تومان یعنی معادل۱/۴۸۷/۸۹۴تومان
❇️ با افزایش ۱۳٪ مزد سال ۹۸ به علاوه ۸۷۰۴.۹ تومان ثابت مزدی و ۷۰۰۰۰ تومان پایه سنوات
۱/۴۸۷/۸۹۴+۱۳٪+۲۶۱۱۴۷+۷۰۰۰۰
که معادل مبلغ ۲/۰۱۲/۴۶۷ تومان به عنوان پایه حقوق ۹۸ این فرد خواهد بود
❇️ با افزایش ۱۵٪ مزد سال ۹۹ (بخشنامه مزدی از ابتدای تیرماه) برای سایر سطوح به علاوه ۵۵۳۳.۸ تومان ثابت مزدی و ۱۰۰,۰۰۰ تومان پایه سنوات برای این فرد پایه حقوق سال ۹۹ برابر با
۲۰,۱۲۴,۶۷۰+۱۵٪+۱,۶۶۰,۱۴۰+۱,۰۰۰,۰۰۰
معادل ۲۵,۸۰۳,۵۱۱ ریال خواهد بود
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔴 با افزایش ۲۶٪ مزد سال ۱۴۰۰ برای سایر سطوح به علاوه ۸۲۷۸۵ ریال ثابت مزدی و ۱,۴۰۰,۰۰۰ ریال پایه سنوات برای این فرد پایه حقوق سال ۱۴۰۰ برابر با
۲۵,۸۰۳,۵۱۱+۲۶٪+۲,۴۸۳,۵۵۰+۱,۴۰۰,۰۰۰
معادل ۳۶,۳۹۵,۹۷۴ ریال خواهد بود
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴مجله اکونومیست 27 مارس 2021
دانلود در پست بعدی👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دانلود در پست بعدی👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
TheEconomist 27 Mar2021@Financial Engineering.pdf
57.2 MB
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴 مجله اکونومیست 3 آپریل 2021
دانلود در پست بعدی👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دانلود در پست بعدی👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
TheEconomist 03 Apr 2021@Financial Engineering.pdf
54.7 MB
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
♦️برابری، رویای پوچ سوسیالیسم
بارها گفته شده که همهی تلاشهای حکومتهای سوسیالیستی از شوروی گرفته تا کرهشمالی، برای برپایی جامعهای برابر، به طبقاتیترین جوامع انجامیده است. طبقاتی که نه بر اساس توانایی و خدمت به دیگران که بر اساس نزدیکی به طبقه حاکم، چاپلوسی و آقازادگی است. گزارشی بخوانید از وضعیت برابری کارگران در شوروی به نقل از «کتاب سیاه کمونیسم»؛
در اوایل سال ۱۹۲۰ حقوق یک کارگر در پتروگراد بین ۷ تا ۱۲ هزار روبل بود. گذشته از این پایهحقوق اندک، در بازارهای آزاد بهای نیمکیلو کره ۵ هزار روبل، گوشت ۳ هزار روبل، هر لیتر شیر ۷۵۰ روبل بود.
هر کارگر بر اساس نوع کاری که انجام میداد حق دریافت میزان معینی از فرآوردهها را داشت. در پتروگراد در پایان ۱۹۱۹ به کارگران مشاغل سخت روزانه ۲۲۵ گرم نان و در ماه ۴۵۰ گرم شکر، یک کیلو و ۸۰۰ گرم ماهی دودی تعلق میگرفت.
از دیدگاه نظری، پنج نوع مختلف از «معدهها» تقسیم شده بودند: از کارگرانی که به کارهای سخت اشتغال داشتند و سربازان سرخ گرفته تا «بیکارهها» که روشنفکران هم از زمره آنان بودند. در واقعیت این نظام ناعادلانهتر و پیچیدهتر بود.
«کارگران» در حقیقت به طبقات متعددی تقسیم شده بودند، که در این تقسیمبندی بخشهایی که برای ادامه حیات رژیم اهمیت داشتند از تقدم برخوردار بودند. در پتروگراد در زمستان سال ۱۹۲۰-۱۹۱۹ سیونه نوع مختلف سهمیه وجود داشت، که اعتبار هیچ یک از آنها از یک ماه فراتر نمیرفت. در نظام تدارکاتی برقرار شده توسط بلشویکها، سلاح تغذیه در تشویق و یا مجازات این یا آن طبقه از شهروندان نقش مهمی را بازی میکرد.
لنین در اول فوریه ۱۹۲۰ به تروتسکی نوشت: «سهمیه نان کسانی که در بخش حملونقل که امروز اهمیت تعیین کنندهای دارد، کار نمیکنند باید کمتر شده و سهمیه آنانی که در این بخش کار میکنند افزوده شود. باید حکومت را نجات داد؛ حتی اگر لازم باشد که هزاران نفر جان خود از دست بدهند»./کتاب سیاه کمونیسم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بارها گفته شده که همهی تلاشهای حکومتهای سوسیالیستی از شوروی گرفته تا کرهشمالی، برای برپایی جامعهای برابر، به طبقاتیترین جوامع انجامیده است. طبقاتی که نه بر اساس توانایی و خدمت به دیگران که بر اساس نزدیکی به طبقه حاکم، چاپلوسی و آقازادگی است. گزارشی بخوانید از وضعیت برابری کارگران در شوروی به نقل از «کتاب سیاه کمونیسم»؛
در اوایل سال ۱۹۲۰ حقوق یک کارگر در پتروگراد بین ۷ تا ۱۲ هزار روبل بود. گذشته از این پایهحقوق اندک، در بازارهای آزاد بهای نیمکیلو کره ۵ هزار روبل، گوشت ۳ هزار روبل، هر لیتر شیر ۷۵۰ روبل بود.
هر کارگر بر اساس نوع کاری که انجام میداد حق دریافت میزان معینی از فرآوردهها را داشت. در پتروگراد در پایان ۱۹۱۹ به کارگران مشاغل سخت روزانه ۲۲۵ گرم نان و در ماه ۴۵۰ گرم شکر، یک کیلو و ۸۰۰ گرم ماهی دودی تعلق میگرفت.
از دیدگاه نظری، پنج نوع مختلف از «معدهها» تقسیم شده بودند: از کارگرانی که به کارهای سخت اشتغال داشتند و سربازان سرخ گرفته تا «بیکارهها» که روشنفکران هم از زمره آنان بودند. در واقعیت این نظام ناعادلانهتر و پیچیدهتر بود.
«کارگران» در حقیقت به طبقات متعددی تقسیم شده بودند، که در این تقسیمبندی بخشهایی که برای ادامه حیات رژیم اهمیت داشتند از تقدم برخوردار بودند. در پتروگراد در زمستان سال ۱۹۲۰-۱۹۱۹ سیونه نوع مختلف سهمیه وجود داشت، که اعتبار هیچ یک از آنها از یک ماه فراتر نمیرفت. در نظام تدارکاتی برقرار شده توسط بلشویکها، سلاح تغذیه در تشویق و یا مجازات این یا آن طبقه از شهروندان نقش مهمی را بازی میکرد.
لنین در اول فوریه ۱۹۲۰ به تروتسکی نوشت: «سهمیه نان کسانی که در بخش حملونقل که امروز اهمیت تعیین کنندهای دارد، کار نمیکنند باید کمتر شده و سهمیه آنانی که در این بخش کار میکنند افزوده شود. باید حکومت را نجات داد؛ حتی اگر لازم باشد که هزاران نفر جان خود از دست بدهند»./کتاب سیاه کمونیسم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📃 ایجاد مانع در تجارت (۱)
✍🏻 فردریک باستیا
آقای حمایتگر (این نام را من به وی ندادهام؛ آقای شارل دو پَن این نام را جعل کرده است) عمر و سرمایهی خود را در این راه صرف کرد که سنگهای معدن واقع در زمین خود را استخراج و به آهن تبدیل کند. این در حالی است که طبیعت با بلژیکیها مهربانتر بوده است و شرایط مناسبتری را برای آنان فراهم کرده است؛ از اینرو، در مقایسه با آقای حمایتگر، بلژیکیها میتوانستند آهن خود را با قیمت بهتری به فرانسویها بفروشند. این امر به این مفهوم است که فرانسویها قادر بودند از طریق خرید از مردم خوب سواحل شمالی فرانسه و بلژیک، با کار کمتر، آهن بیشتری را به دست آورند. بنابراین با توجه به منافع شخصی ناشی از این امر، آنان بهرهبرداری کامل را از این وضعیت کرده و آقای حمایتگر هر روز شاهد گروه کثیری از میخسازان، کارگران معادن آهن، ارابهسازان، مکانیکها، آهنگران و شخمزنان بود که شخصاً، یا از طریق واسطههای خود، به دنبال تأمین آهن مورد نیاز خود از بلژیک بودند. و البته آقای حمایتگر از این وضعیت خرسند نبود.
در ابتدا، وی در پی آن بود تا با این وضعیت مقابله کرده و از طریق فیزیکی (با توسل به زور) این تجاوز به خود را متوقف سازد و، در واقع، با توجه به صدماتی که تنها متوجه وی بود، این کمترین اقدامی بود که میتوانست انجام دهد. لذا با خود گفت که خود را مجهز خواهم کرد، هفتتیر و فشنگهایم را برخواهم داشت و در صورت مواجهه با اولین کارگر آهنگری، میخساز، ارابهساز، مکانیک... او را خواهم کشت چراکه آنان بیش از هر چیز به فکر سود و منافع خود هستند و این کار من، درسی خوب به آنان خواهد داد.
هنگامیکه در حال آمادهسازی خود بود، ناگهان فکری به ذهنش خطور کرد، و لحظاتی تأمل کرد که این امکان نیز وجود دارد که هموطنان وی و همچنین دشمنان او نیز در مقام دفاع از خود برآمده و نه تنها اجازه ندهند تا من آنان را بکشم بلکه ممکن است قضیه معکوس شده و آنان مرا بکشند. علاوه بر آن، اگر من همهی مستخدمان خود را هم بهکار گیرم، ما نمیتوانیم از تمامی مرزها دفاع کنیم، و بالاخره اینکه تمامی مراحل مذکور، هزینههای زیادی را بر من تحمیل خواهد کرد که بهای آن بیش از ارزشی است که این کار برای من خواهد داشت.
آقای حمایتگر میرفت که خود را مستعفی کرده، و همانند دیگران آزاد شود که ناگهان ایدهای درخشان در ذهنش خطور کرد.
او به خاطر آورد که یک کارخانهی بزرگ قانونسازی در پاریس وجود دارد. او از خود پرسید که قانون چیست؟ معیاری است که هرگاه به اطلاع عموم برسد، اعم از خوب یا بد، همهی افراد ملزم به اطاعت و تبعیت از آن هستند. برای اجرای این قانون، یک نیروی پلیس، سازمان یافته است که برای ایجاد آن نیرو، از مردم پول و نیروی انسانی دریافت شده است.
وی در این اندیشه بود که از این کارخانهی قانونسازی در پاریس مصوبهای دریافت کند مبنی بر اینکه ورود و خروج آهن بلژیک ممنوع اعلام شود. این اقدام وی میتوانست نتایج ذیل را برای او در پی داشته باشد:
دولت جایگزین تعداد اندک مستخدمانی خواهد شد که من قصد داشتم به سرحدات بفرستم. با سپاهی متشکل از هزاران تن از فرزندان آهنگران، میخسازان، مکانیکها و... که از من نافرمانی میکردند. سپس جهت حفظ شرایط روحی و بهداشت این ۲۰ هزار افسر گمرک، ۲۵ میلیون فرانک از همین آهنگران، شخمزنان و... دریافت خواهد شد. بر این اساس، حمایت بهتری نیز صورت خواهد گرفت و هیچگونه هزینهای نیز برای من نخواهد داشت.
من در معرض خطر ناشی از وحشیگری کارگران معدن قرار نخواهم گرفت. من آهن خود را به قیمت موردنظر خود خواهم فروخت. من از اینکه شمار زیادی از مردم اینگونه فریب خورده اند، لذت خواهم برد. این به آنان خواهد آموخت که همواره خود را منادیان، پیشروان و مشوقان توسعه در اروپا قلمداد کنند. گرچه این حرکت دشواری است لیکن به زحمت امتحان آن میارزد. ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 فردریک باستیا
آقای حمایتگر (این نام را من به وی ندادهام؛ آقای شارل دو پَن این نام را جعل کرده است) عمر و سرمایهی خود را در این راه صرف کرد که سنگهای معدن واقع در زمین خود را استخراج و به آهن تبدیل کند. این در حالی است که طبیعت با بلژیکیها مهربانتر بوده است و شرایط مناسبتری را برای آنان فراهم کرده است؛ از اینرو، در مقایسه با آقای حمایتگر، بلژیکیها میتوانستند آهن خود را با قیمت بهتری به فرانسویها بفروشند. این امر به این مفهوم است که فرانسویها قادر بودند از طریق خرید از مردم خوب سواحل شمالی فرانسه و بلژیک، با کار کمتر، آهن بیشتری را به دست آورند. بنابراین با توجه به منافع شخصی ناشی از این امر، آنان بهرهبرداری کامل را از این وضعیت کرده و آقای حمایتگر هر روز شاهد گروه کثیری از میخسازان، کارگران معادن آهن، ارابهسازان، مکانیکها، آهنگران و شخمزنان بود که شخصاً، یا از طریق واسطههای خود، به دنبال تأمین آهن مورد نیاز خود از بلژیک بودند. و البته آقای حمایتگر از این وضعیت خرسند نبود.
در ابتدا، وی در پی آن بود تا با این وضعیت مقابله کرده و از طریق فیزیکی (با توسل به زور) این تجاوز به خود را متوقف سازد و، در واقع، با توجه به صدماتی که تنها متوجه وی بود، این کمترین اقدامی بود که میتوانست انجام دهد. لذا با خود گفت که خود را مجهز خواهم کرد، هفتتیر و فشنگهایم را برخواهم داشت و در صورت مواجهه با اولین کارگر آهنگری، میخساز، ارابهساز، مکانیک... او را خواهم کشت چراکه آنان بیش از هر چیز به فکر سود و منافع خود هستند و این کار من، درسی خوب به آنان خواهد داد.
هنگامیکه در حال آمادهسازی خود بود، ناگهان فکری به ذهنش خطور کرد، و لحظاتی تأمل کرد که این امکان نیز وجود دارد که هموطنان وی و همچنین دشمنان او نیز در مقام دفاع از خود برآمده و نه تنها اجازه ندهند تا من آنان را بکشم بلکه ممکن است قضیه معکوس شده و آنان مرا بکشند. علاوه بر آن، اگر من همهی مستخدمان خود را هم بهکار گیرم، ما نمیتوانیم از تمامی مرزها دفاع کنیم، و بالاخره اینکه تمامی مراحل مذکور، هزینههای زیادی را بر من تحمیل خواهد کرد که بهای آن بیش از ارزشی است که این کار برای من خواهد داشت.
آقای حمایتگر میرفت که خود را مستعفی کرده، و همانند دیگران آزاد شود که ناگهان ایدهای درخشان در ذهنش خطور کرد.
او به خاطر آورد که یک کارخانهی بزرگ قانونسازی در پاریس وجود دارد. او از خود پرسید که قانون چیست؟ معیاری است که هرگاه به اطلاع عموم برسد، اعم از خوب یا بد، همهی افراد ملزم به اطاعت و تبعیت از آن هستند. برای اجرای این قانون، یک نیروی پلیس، سازمان یافته است که برای ایجاد آن نیرو، از مردم پول و نیروی انسانی دریافت شده است.
وی در این اندیشه بود که از این کارخانهی قانونسازی در پاریس مصوبهای دریافت کند مبنی بر اینکه ورود و خروج آهن بلژیک ممنوع اعلام شود. این اقدام وی میتوانست نتایج ذیل را برای او در پی داشته باشد:
دولت جایگزین تعداد اندک مستخدمانی خواهد شد که من قصد داشتم به سرحدات بفرستم. با سپاهی متشکل از هزاران تن از فرزندان آهنگران، میخسازان، مکانیکها و... که از من نافرمانی میکردند. سپس جهت حفظ شرایط روحی و بهداشت این ۲۰ هزار افسر گمرک، ۲۵ میلیون فرانک از همین آهنگران، شخمزنان و... دریافت خواهد شد. بر این اساس، حمایت بهتری نیز صورت خواهد گرفت و هیچگونه هزینهای نیز برای من نخواهد داشت.
من در معرض خطر ناشی از وحشیگری کارگران معدن قرار نخواهم گرفت. من آهن خود را به قیمت موردنظر خود خواهم فروخت. من از اینکه شمار زیادی از مردم اینگونه فریب خورده اند، لذت خواهم برد. این به آنان خواهد آموخت که همواره خود را منادیان، پیشروان و مشوقان توسعه در اروپا قلمداد کنند. گرچه این حرکت دشواری است لیکن به زحمت امتحان آن میارزد. ادامه دارد...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg