Financial Engineering – Telegram
Financial Engineering
1.9K subscribers
3.66K photos
443 videos
412 files
1.41K links
کانال مهندسی مالی

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور

ارتباط با ادمین

@Araz_Sourani
Download Telegram
سالنامه_آماری_بازارهای_مالی2020_2021.pdf
2.7 MB
سالنامه آماری بازارهای مالی جهانی
(سال 2020- 2021 )

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بازار مالی ایران سال 1399.pdf
2.6 MB
سالنامه آماری بازارهای مالی
(سال ۱۳۹۹)

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
نحوه صحیح محاسبه پایه حقوق سال ۱۴۰۰ سایر سطوح مزدی چیست؟

✍🏻 آراز سورانی

✳️به طور مثال اگر فردی در سال۹۵با پایه حقوق ۱/۰۰۰/۰۰۰تومان مشمول پایه سنواتی ماهیانه ۳۰۰۰۰تومان شده باشدپایه حقوق ۱/۰۳۰/۰۰۰تومان خواهد بود

✳️با افزایش سال ۹۶ در سایر سطوح ۱۲در صد به اضافه روزانه۶۷۶۸ریال وبا پایه سنواتی ماهیانه ۵۱۰۰۰تومان به شرح زیر خواهد بود
،۱/۰۳۰/۰۰۰+ ۱۲درصد+۲۰۳۰۴+۵۱۰۰۰که میشود معادل۱/۲۲۴/۹۰۴

حال با افزایش مزد سال ۹۷محاسبه به روش زیر خواهد بود ۱/۲۲۴/۹۰۴+۱۰/۴درصد+۸۴۶۰۰+ ۵۱۰۰۰تومان یعنی معادل۱/۴۸۷/۸۹۴تومان

❇️ با افزایش ۱۳٪ مزد سال ۹۸ به علاوه ۸۷۰۴.۹ تومان ثابت مزدی و ۷۰۰۰۰ تومان پایه سنوات

۱/۴۸۷/۸۹۴+۱۳٪+۲۶۱۱۴۷+۷۰۰۰۰
که معادل مبلغ ۲/۰۱۲/۴۶۷ تومان به عنوان پایه حقوق ۹۸ این فرد خواهد بود

❇️ با افزایش ۱۵٪ مزد سال ۹۹ (بخشنامه مزدی از ابتدای تیرماه) برای سایر سطوح به علاوه ۵۵۳۳.۸ تومان ثابت مزدی و ۱۰۰,۰۰۰ تومان پایه سنوات برای این فرد پایه حقوق سال ۹۹ برابر با

۲۰,۱۲۴,۶۷۰+۱۵٪+۱,۶۶۰,۱۴۰+۱,۰۰۰,۰۰۰
معادل ۲۵,۸۰۳,۵۱۱ ریال خواهد بود


🔴 با افزایش ۲۶٪ مزد سال ۱۴۰۰ برای سایر سطوح به علاوه ۸۲۷۸۵ ریال ثابت مزدی و ۱,۴۰۰,۰۰۰ ریال پایه سنوات برای این فرد پایه حقوق سال ۱۴۰۰ برابر با

۲۵,۸۰۳,۵۱۱+۲۶٪+۲,۴۸۳,۵۵۰+۱,۴۰۰,۰۰۰
معادل ۳۶,۳۹۵,۹۷۴ ریال خواهد بود

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴مجله اکونومیست 27 مارس 2021

دانلود در پست بعدی👇🏻

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴 مجله اکونومیست 3 آپریل 2021

دانلود در پست بعدی👇🏻

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
♦️برابری، رویای پوچ سوسیالیسم

بارها گفته شده که همه‌ی تلاش‌های حکومت‌های سوسیالیستی از شوروی گرفته تا کره‌شمالی، برای برپایی جامعه‌ای برابر، به طبقاتی‌ترین جوامع انجامیده است. طبقاتی که نه بر اساس توانایی و خدمت به دیگران که بر اساس نزدیکی به طبقه حاکم، چاپلوسی و آقازادگی است. گزارشی بخوانید از وضعیت برابری کارگران در شوروی به نقل از «کتاب سیاه کمونیسم»؛

در اوایل سال ۱۹۲۰ حقوق یک کارگر در پتروگراد بین ۷ تا ۱۲ هزار روبل بود. گذشته از این پایه‌حقوق اندک، در بازار‌های آزاد بهای نیم‌کیلو کره ۵ هزار روبل، گوشت ۳ هزار روبل، هر لیتر شیر ۷۵۰ روبل بود.
هر کارگر بر اساس نوع کاری که انجام می‌داد حق دریافت میزان معینی از فرآورده‌ها را داشت. در پتروگراد در پایان ۱۹۱۹ به کارگران مشاغل سخت روزانه ۲۲۵ گرم نان و در ماه ۴۵۰ گرم شکر، یک کیلو و ۸۰۰ گرم ماهی دودی تعلق می‌گرفت.
از دیدگاه نظری، پنج نوع مختلف از «معده‌ها» تقسیم شده بودند: از کارگرانی که به کارهای سخت اشتغال داشتند و سربازان سرخ گرفته تا «بیکاره‌ها» که روشنفکران هم از زمره آنان بودند. در واقعیت این نظام ناعادلانه‌تر و پیچیده‌تر بود.
«کارگران» در حقیقت به طبقات متعددی تقسیم شده بودند، که در این تقسیم‌بندی بخش‌هایی که برای ادامه حیات رژیم اهمیت داشتند از تقدم برخوردار بودند. در پتروگراد در زمستان سال ۱۹۲۰-۱۹۱۹ سی‌و‌نه نوع مختلف سهمیه وجود داشت، که اعتبار هیچ یک از آنها از یک ماه فراتر نمی‌رفت. در نظام تدارکاتی برقرار شده توسط بلشویکها، سلاح تغذیه در تشویق و یا مجازات این یا آن طبقه از شهروندان نقش مهمی را بازی می‌کرد.
لنین در اول فوریه ۱۹۲۰ به تروتسکی نوشت: «سهمیه نان کسانی که در بخش حمل‌ونقل که امروز اهمیت تعیین کننده‌ای دارد، کار نمی‌کنند باید کمتر شده و سهمیه آنانی که در این بخش کار می‌کنند افزوده شود. باید حکومت را نجات داد؛ حتی اگر لازم باشد که هزاران نفر جان خود از دست بدهند»./کتاب سیاه کمونیسم

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📃 ایجاد مانع در تجارت (۱)


✍🏻 فردریک باستیا



آقای حمایت‌گر (این نام را من به وی نداده‌ام؛ آقای شارل دو پَن این نام را جعل کرده است) عمر و سرمایه‌ی خود را در این راه صرف کرد که سنگ‌های معدن واقع در زمین خود را استخراج و به آهن تبدیل کند. این در حالی است که طبیعت با بلژیکی‌ها مهربان‌تر بوده است و شرایط مناسب‌تری را برای آنان فراهم کرده است؛ از این‌رو، در مقایسه با آقای حمایت‌گر، بلژیکی‌ها می‌توانستند آهن خود را با قیمت بهتری به فرانسوی‌ها بفروشند. این امر به این مفهوم است که فرانسوی‌ها قادر بودند از طریق خرید از مردم خوب سواحل شمالی فرانسه و بلژیک، با کار کمتر، آهن بیشتری را به دست آورند. بنابراین با توجه به منافع شخصی ناشی از این امر، آنان بهره‌برداری کامل را از این وضعیت کرده و آقای حمایت‌گر هر روز شاهد گروه کثیری از میخ‌سازان، کارگران معادن آهن، ارابه‌سازان، مکانیک‌ها، آهنگران و شخم‌زنان بود که شخصاً، یا از طریق واسطه‌های خود، به دنبال تأمین آهن مورد نیاز خود از بلژیک بودند. و البته آقای حمایت‌گر از این وضعیت خرسند نبود.

در ابتدا، وی در پی آن بود تا با این وضعیت مقابله کرده و از طریق فیزیکی (با توسل به زور) این تجاوز به خود را متوقف سازد و، در واقع، با توجه به صدماتی که تنها متوجه وی بود، این کمترین اقدامی بود که می‌توانست انجام دهد. لذا با خود گفت که خود را مجهز خواهم کرد، هفت‌تیر و فشنگ‌هایم را برخواهم داشت و در صورت مواجهه با اولین کارگر آهنگری، میخ‌ساز، ارابه‌ساز، مکانیک... او را خواهم کشت چراکه آنان بیش از هر چیز به فکر سود و منافع خود هستند و این کار من، درسی خوب به آنان خواهد داد.

هنگامی‌که در حال آماده‌سازی خود بود، ناگهان فکری به ذهنش خطور کرد، و لحظاتی تأمل کرد که این امکان نیز وجود دارد که هموطنان وی و همچنین دشمنان او نیز در مقام دفاع از خود برآمده و نه تنها اجازه ندهند تا من آنان را بکشم بلکه ممکن است قضیه معکوس شده و آنان مرا بکشند. علاوه بر آن، اگر من همه‌ی مستخدمان خود را هم به‌کار گیرم، ما نمی‌توانیم از تمامی مرزها دفاع کنیم، و بالاخره این‌که تمامی مراحل مذکور، هزینه‌های زیادی را بر من تحمیل خواهد کرد که بهای آن بیش از ارزشی است که این کار برای من خواهد داشت.

آقای حمایت‌گر می‌رفت که خود را مستعفی کرده، و همانند دیگران آزاد شود که ناگهان ایده‌ای درخشان در ذهنش خطور کرد.

او به خاطر آورد که یک کارخانه‌ی بزرگ قانون‌سازی در پاریس وجود دارد. او از خود پرسید که قانون چیست؟ معیاری است که هرگاه به اطلاع عموم برسد، اعم از خوب یا بد، همه‌ی افراد ملزم به اطاعت و تبعیت از آن هستند. برای اجرای این قانون، یک نیروی پلیس، سازمان یافته است که برای ایجاد آن نیرو، از مردم پول و نیروی انسانی دریافت شده است.

وی در این اندیشه بود که از این کارخانه‌ی قانون‌سازی در پاریس مصوبه‌ای دریافت کند مبنی بر این‌که ورود و خروج آهن بلژیک ممنوع اعلام شود. این اقدام وی می‌توانست نتایج ذیل را برای او در پی داشته باشد:

دولت جایگزین تعداد اندک مستخدمانی خواهد شد که من قصد داشتم به سرحدات بفرستم. با سپاهی متشکل از هزاران تن از فرزندان آهنگران، میخ‌سازان، مکانیک‌ها و... که از من نافرمانی می‌کردند. سپس جهت حفظ شرایط روحی و بهداشت این ۲۰ هزار افسر گمرک، ۲۵ میلیون فرانک از همین آهنگران، شخم‌زنان و... دریافت خواهد شد. بر این اساس، حمایت بهتری نیز صورت خواهد گرفت و هیچ‌گونه هزینه‌ای نیز برای من نخواهد داشت.

من در معرض خطر ناشی از وحشی‌گری کارگران معدن قرار نخواهم گرفت. من آهن خود را به قیمت موردنظر خود خواهم فروخت. من از این‌که شمار زیادی از مردم این‌گونه فریب خورده اند، لذت خواهم برد. این به آنان خواهد آموخت که همواره خود را منادیان، پیشروان و مشوقان توسعه در اروپا قلمداد کنند. گرچه این حرکت دشواری است لیکن به زحمت امتحان آن می‌ارزد. ادامه دارد...

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📃 ایجاد مانع در تجارت (۲)

✍🏻 فردریک باستیا



لذا آقای حمایت‌گر به کارخانه‌ی قانون‌سازی رفت. (شاید من یک بار دیگر هم این داستان تاریک و معاملات مخفیانه را بازگو کرده باشم لیکن این بار می‌خواهم گام‌هایی را که او برداشت به‌طور آشکار برای همگان بیان کنم) وی بحث زیر را با عالیجنابان، نمایندگان مجلس قانون‌گذاری، مطرح کرد:

«آهن بلژیک در فرانسه به قیمت ۱۰ فرانک فروخته می‌شود و همین امر سبب می‌شود تا من نیز مجبور به فروش آهن خود به همین قیمت شوم. ترجيح من این است که آهن خود را به قیمت ۱۵ فرانک بفروشم، لیکن به دلیل وجود آهن لعنتی بلژیکی نمی‌توانم. لذا خواستار ایجاد قانونی هستم که از این پس اجازه‌ی ورود آهن بلژیکی را به فرانسه ندهد. در این صورت بلافاصله من قیمت کالای خود را به میزان ۵ فرانک افزایش خواهم داد و این امر نتایج ذیل را در بر خواهد داشت:

در ازای هر یکصد کیلوگرم آهنی که برای فروش به عموم عرضه کنم، به‌جای ۱۰ فرانک مبلغ ۱۵ فرانک دریافت خواهم کرد. من به‌زودی ثروت بیشتری کسب خواهم کرد. میزان استخراج از معادن خود را افزایش خواهم داد. من و کارکنان‌ام میزان بیشتری هزینه خواهیم کرد. (خرج کردن پول بیشتر) که این امر امتیاز ویژه‌ای برای عرضه‌کنندگان کالاها و خدمات تا شعاع چندین مایل از محل اقامت ما محسوب خواهد شد. به تبع آن، این عرضه‌کنندگان بازار بزرگ‌تری خواهند داشت و سفارش‌های بیشتری را به صنایع خواهند داد و به‌تدریج این فعالیت در سراسر کشور گسترده خواهد شد. این مسکوکاتی که شما به داخل صندوق من خواهید انداخت، به‌مثابه‌ی سنگی است که به درون یک دریاچه انداخته می‌شود و دوایر بی‌شمار متمرکزی را ایجاد خواهد کرد که فواصل زیادی را از جهات مختلف متأثر و روشن خواهد کرد.»

سازندگان قانون، مسحور از این سخنرانی مهیج و مشعوف از این‌که می‌توان ثروت یک ملّت را به‌سادگی با وضع یک قانون افزایش داد، به نفع این محدودیت رأی دادند. آنان اعلام کردند این همه بحث پیرامون کار و پس‌انداز برای چیست؟ چه مزیتی این‌گونه شیوه‌های دردآور برای ثروت ملّی دارد در حالی‌که یک فرمان یا مصوبه می‌تواند همان کار را انجام دهد؟

و در واقع قانون تمامی عواقبی را که آقای حمایت‌گر پیش‌بینی کرده بود، عملی کرد و در عین حال پیامدهای دیگری نیز داشت. اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم گرچه وی دلایل نادرستی ارائه نکرده ولی دلایل وی کامل هم نیست. او برای درخواست یک امتیاز، به آثاری که قابل شهود است، اشاره کرده و به سایه‌های پنهانی که قابل رویت نیستند، توجهی نکرده است. او تنها به دو فرد اشاره دارد، در حالی‌که در واقع سه فرد در موضوع قرار دارند. بر ماست که خواه به‌طور غیرارادی و خواه به صورت از پیش طراحی‌شده نسبت به تصحیح آن اقدام کنیم.

بله، ۵ فرانکی که به‌موجب قانون به صندوق آقای حمایت‌گر انداخته شده، مزیتی را برای او و افرادی که برایشان ایجاد اشتغال کرده، ایجاد کرده است. اگر فرمان یا قانون موجب می‌شد که ۵ فرانک ثروت جدید از ماه فرود آید، آثار خوب آن با هرگونه آثار بد خنثی نمی‌شد. بدبختانه این صدها مسکوک اسرارآمیز از ماه پایین نیامده‌اند بلکه از جیب یک کارگر آهن، میخ‌ساز، آهنگر، ارابه‌ساز و... یک سازنده و در یک کلام از جیب جیمز نیک‌سیرت در آمده که امروزه آن را بدون آن که حتی یک میلی‌گرم از آهن بیش‌تر نصیبش شود، این پول‌ها را از دست می‌دهد. با آشکار شدن این جنبه‌ی موضوع مسأله دچار تغییرات اساسی می‌شود؛ اگر سود آقای حمایت‌گر با میزان ضرر جیمز نیک‌سیرت برابری می‌کند آنگاه هر آن کاری که آقای حمایت‌گر می‌تواند با آن ۵ فرانک در جهت ترغیب صنایع داخلی انجام دهد، جیمز نیک‌سیرت نیز می‌توانست چنان اثری بگذارد. در واقع سنگی در یک نقطه از دریاچه انداخته شده و آثاری هم در گوشه‌ای از دریاچه گذاشته است، ولی این امر تنها از آن جهت صورت گرفته که انداختن سنگ در آن سوی دیگر دریاچه به موجب قانون ممنوع بوده است. از این‌رو زیانی که قابل رویت نیست، با سودی که قابل رویت است، برابری می‌کند. بنابراین نتیجه‌ی کل این روند غیرعادلانه است، اما رقت‌آورتر آن‌که این اقدامات از طریق قانون ارتکاب یافته و مبنای قانونی دارد.

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📃 ایجاد مانع در تجارت (۳)

✍🏻 فردریک باستیا


اما این همه‌ی موضوع نیست. من گفته‌ام که سومین فرد همواره در سایه پنهان بوده است که باید آن را در این‌جا ظاهر کنم؛ به طوری‌که فرد سوم می‌تواند دومین ضرر ۵ فرانکی را برای ما آشکار سازد. سپس ما نتایج حاصله از کلیت موضوع را به صورت یک مجموعه خواهیم دید.

جیمز نیک‌سیرت ۱۵ فرانک به‌عنوان محصول کار خود به‌دست آورده است. ما باز می‌گردیم به زمانی‌که هنوز آزاد بود. او با این ۱۵ فرانک خود چه می‌کند؟ او یک کلاه زنانه را به قیمت ۱۰ فرانک خریداری می‌کند؛ این پول بخشی از پول‌هایی است که مستقیماً یا به‌واسطه‌ی دلالان نهایتاً صرف واردات صدها کیلوگرم آهن بلژیکی می‌شود. او هنوز هم ۵ فرانک در اختیار دارد. او ۵ فرانک باقی‌مانده را در درون رودخانه نخواهد انداخت لیکن (و این آن چیزی است که مشهود نیست) او این مبلغ را به برخی تولیدکنندگان یا سایرین در ازای برآورده شدن نیاز خود اعطاء خواهد کرد. به‌عنوان مثال به یک انتشاراتی برای یک نسخه از «گفتاری بر تاریخ جهان» اثر بوسو. بنابراین او صنایع داخلی را به میزان ۱۵ فرانک ترغیب کرده است. یعنی: ۱۰ فرانک به کلاه‌فروش پاریسی، ۵ فرانک به موسسه‌ی انتشاراتی جیمز نیک‌سیرت.

در ازای این ۱۵ فرانک دو چیز به دست آورده است که مایه‌ی رضایت‌مندی او است. یعنی:
- یکصد کیلوگرم آهن
- یک کتاب
حالا فرمان صادر می‌شود. چه اتفاقی برای جیمز نیک‌سیرت روی می‌دهد؟ برای صنایع داخلی چه اتفاقی میفتد؟ جیمز نیک‌سیرت، در ازای دادن ۱۵ فرانک به آقای حمایت‌گر برای خرید یکصد کیلوگرم آهن، در واقع به‌جز بهره‌ای که از این آهن مدنظر است، در حال حاضر هیچ چیز اضافه‌ای به دست نمی‌آورد. او بهره‌ی استفاده از یک کتاب یا هر هدف مشابهی را از دست می‌دهد. او ۵ فرانک را از دست می‌دهد. شما با این ایده موافق هستید؛ نمی‌توانید با آن موافقت نکنید. شما مجبور هستید موافقت خود را ابراز دارید که هنگامی‌که ممانعت از تجارت سبب افزایش قیمت‌ها می شود، در واقع مصرف‌کننده، میزان تفاوت را پرداخت خواهد کرد، در حالی‌که گفته می‌شود میزان تفاوت نصیب صنایع داخلی می‌شود.

نه، صنایع داخلی این تفاوت را به‌دست نخواهند آورد زیرا از زمان صدور حکم قانونی تنها به میزانی ترغیب خواهند شد که پیش از آن نیز صورت می‌گرفته یعنی به میزان ۱۵ فرانک.

تنها از زمان صدور حکم قانونی، ۱۵ فرانک جیمز نیک‌سیرت به استخراج و ذوب فلزات تخصیص خواهد یافت در حالی‌که قبل از آن میان کلاه‌فروش زنانه و انتشاراتی تقسیم می‌شد.

ممکن است تصور شود که اقدام آقای حمایت‌گر در اعمال زور در مرز در ممانعت از واردات آهن بلژیکی و اقدامی که به موجب قانون به چنین ممانعتی منتهی می‌شود، از نقطه نظر اخلاقی می‌باید متفاوت مورد قضاوت قرار گیرند. برخی مردم بر این باورند که دزدی و غارت به محض این‌که صورت قانونی به خود می‌گیرد، جنبه‌ی غیراخلاقی خود را از دست می‌دهد. من شخصاً وضعیت هشداردهنده‌تری از این وضعیت را نمی‌توانم تصور کنم. در عین حال یک چیز قطعی است و آن این‌که نتایج اقتصادی آن یکسان خواهد بود.

شما ممکن است به این مسأله از هر دیدگاهی که علاقه داشته باشید، نگاه کنید ولی اگر بخواهید آن دیدگاه را بی‌طرفانه مورد ارزیابی قرار دهید، در خواهید یافت هیچ مزیتی بر دزدی و غارت چه به صورت قانونی و چه غیرقانونی وجود ندارد. ما منکر این نیستیم که به هرحال سود ۵ فرانکی نصیب آقای حمایت‌گر و صنایع او، یا به بیان شما، صنایع داخلی شده است. اما مجدداً تصدیق می‌کنیم که این امر سبب دو ضرر نیز خواهد شد: یکی برای جیمز نیک‌سیرت که ۱۵ فرانک را برای چیزی می‌پردازند که پیش از این ۱۰ فرانک برای آن می‌پرداخته است و دیگری برای صنایع داخلی است که از این پس این تفاوت‌ها را دریافت نمی‌کنند. شما انتخاب خود را انجام دهید که کدام یک از این ضررهای مذکور جبران‌کننده خسارت ناشی از سودی است که ما می‌پذیریم.

نتیجه‌ی اخلاقی: به‌کارگیری زور، مولّد نخواهد بود لیکن مخرّب خواهد بود. اگر قرار بود، زور مولّد باشد، فرانسه می‌بایست بسیار ثروتمندتر از آنچه که هست، می‌بود.

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
«صف‌های طولانی مرغ، فرجام دستکاری بازار»

✍🏻 مهدی تدینی

مدل‌های ادارۀ اقتصاد انگشت‌شمار است. از قرن نوزدهم مدافعان سوسیالیسم مارکسیستی روزبه‌روز نیرومندتر می‌شدند و می‌خواستند نظام کاپیتالیستی را کنار بزنند. اما کسانی هم دنبال راه سومی میان کاپیتالیسم و سوسیالیسم بودند؛ به این معنا که بازار کاپیتالیستی بماند اما باید آن را «هدایت کرد». این نوع اقتصاد «مداخله‌گری» (interventionism) است. اما بازار یک نهاد پیچیده و ارگانیک است که دستکاری آن پیامدهای ناگواری دارد و نتیجه‌ای که برجا می‌گذارد معکوس هدفی است که مداخله‌گران در سر داشته‌اند.

ما هم که در ایران الگوی اقتصادی ثابت و پایداری نداشته‌ایم، گاه تمام اقتصادمان متأثر از مداخله‌گری می‌شود (گذشته از این معضل بزرگ‌تر که اقتصاد طفیلی توسری‌خورِ سیاست است). در این نوشته می‌خواهم بگویم لودویگ فون میزِس، اقتصاددان اتریشی، صد سال پیش دقیق توضیح داده بود مداخله در بازار چه سرنوشتی دارد. او گفته بود مداخله در بازار برای بهبود عرضۀ یک کالا در نهایت منجر به حذف آن کالا از بازار می‌شود! مسئلۀ مرغ در امروز ایران می‌تواند مثالی بارز برای درک این اصل باشد!

▪️فون میزس می‌گوید:

«اگر قیمت پایین‌تری [از سطح طبیعی بازار] از سوی حاکمیت امر شود، عواید حاصل‌شده [از تولید] کم‌تر از هزینه‌ها خواهد بود. از این رو تاجران و تولیدکنندگان... از فروش صرف‌نظر می‌کنند تا آن کالا را برای زمان‌های مساعدتری حفظ کنند؛ برای مثال با این انتظار که آن دستور دولتی لغو شود. از این رو، مقام مداخله‌گر اگر می‌خواهد پیامد دستورش این نباشد که آن کالا کلاً از بازار محو شود، نمی‌تواند فقط به تعیین قیمت بسنده کند، بلکه باید دستور دهد همۀ انبارهای موجود به قیمت مصوب فروخته شود.

اما این نیز کفایت نمی‌کند. عرضه و تقاضا باید همدیگر را طبق قیمت ایدئال بازار [یعنی طبق قیمت تعیین‌شده در بازای محدودنشده] پوشش داده باشد. اکنون وقتی با دستور دولت قیمتی پایین‌تر تعیین می‌شود، تقاضا افزایش پیدا می‌کند، در حالی که در عرضه تغییری ایجاد نشده است. ذخیره‌های موجود برای تأمین همۀ کسانی که آماده‌اند قیمت مصوب را پرداخت کنند، کفایت نمی‌کند. بخشی از تقاضا تأمین‌نشده خواهد ماند. سازوکار بازار که در حالت عادی با تغییر سطح قیمت عرضه و تقاضا را پوشش می‌دهد، در این‌جا دیگر کار نمی‌کند. اکنون کسانی که حاضر بودند قیمت مصوب دولتی را پرداخت کنند، باید دست خالی از بازار برگردند. کسانی که زودتر در محل حاضر بودند یا می‌دانستند چگونه از روابطی شخصی با فروشندگان استفاده کنند، کل ذخیرۀ موجود را به دست آورده‌اند. سر دیگران هم بی‌کلاه مانده است. پس مقام مداخله‌گر اگر می‌خواهد از چنین پیامدی... جلوگیری کند، علاوه بر تعیین قیمت دستوری و اجبار به فروش، جیره‌بندی آن کالا را نیز باید در دستور کار قرار دهد. طبق دستوری دولتی باید تعیین شود چه مقدار کالا مجاز است به هر یک از متقاضیان به قیمت مصوب فروخته شود.

اما اگر در لحظۀ مداخلۀ دولت ذخایر موجود تمام شود، مشکل بسیار دشوارتری پیش می‌آید. از آن‌جا که تولید با فروش به قیمت مصوب دولت دیگر سودده نیست، تولید یا محدود یا کلاً متوقف می‌شود. دولت اگر می‌خواهد ترتیبی دهد که تولید ادامه یابد، باید تولیدکنندگان را ملزم به تولید کند و برای این مقصود باید قیمت‌های مواد خام، قیمت محصولات نیمه‌آماده و دستمزدهای کار(گران) را هم تعیین کند. این دستورات هم نباید صرفاً به یک یا چند شاخۀ تولید محدود بماند... بلکه باید همۀ شاخه‌های تولید را دربرگیرد، باید قیمت همۀ کالاها و همۀ دستمزدهای کار، رفتار همۀ شرکتداران، سرمایه‌داران، زمینداران و کارگران را تنظیم کند. اگر دولت برخی شاخه‌های تولید را آزاد بگذارد، سرمایه و کار به سوی آن‌ها سرازیر می‌شود و هدفی که دولت با نخستین مداخلۀ خود می‌خواست به دست آورد، محقق نخواهد شد. مقامات مداخله‌گر اتفاقاً می‌خواهند آن شاخۀ تولید که به دلیل اهمیت محصولاتش قواعد ویژه‌ای برایش تنظیم کرده‌اند، پرجنب‌وجوش باشد. این کاملاً در تضاد با نیت آن‌هاست که اتفاقاً همان شاخه دچار اهمال شود.

بنابراین آشکارا می‌بینیم که مداخلۀ انجام‌شده از سوی دولت در چرخ‌ودندۀ نظام اقتصادیِ مبتنی بر مالکیت خصوصی به هدفی که مداخله‌گران می‌خواهند دست نمی‌یابد. این مداخله... نه تنها بیهوده است، اثر معکوس هم در پی دارد، زیرا به «آفتی» که از این رهگذر قرار بود مهار شود، دامن می‌زند. پیش از آن‌که قیمت دستوری صادر شود، این کالا ــ به باور مقامات ــ بیش از حد گران بود، اما اکنون کلاً از بازار محو می‌شود!»▪️

بنابراین مداخله در بازار دور باطل بی‌پایانی است که هم تولیدکننده و هم مصرف‌کننده را از نفس می‌اندازد.

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آقازادگان کمونیست ونزوئلا

✍🏻بیژن اشتری

قدمت آقازادگان کمونیست به دوران استالین باز می گردد. طبقه جدید یا نومن کلاتورا، به قول میلوان جیلاس، در همه کشورهای کمونیستی از امتیازات ویژه برخوردار بودند. اما در دوران معاصر این آقازادگان مرزهای تجمل و فساد را جابجا کرده اند. یک نمونه بارزش در ونزوئلای امروز، کشوری که مردمش در فقر مطلق غوطه می‌خورند و تورم و تحریم‌ها امانشان را بریده. اما نیکولاس ارنستو مادورو، پسر سی ساله نیکولاس مادورو رئیس جمهور کمونیست ونزوئلا، بی توجه به مصائب مردم کشورش حسابی خوش می گذراند.

مردم اسم این آقا را گذاشته اند نیکولاسیتو که معنایش می شود "نیکولاس کوچولو". ایشان که خودش را کمونیستی مومن و متعهد می نامد، رئیس بخش فلزات گرانبهای ونزوئلا ست و کارش خرید طلا به قیمت ارزان از معدنکاران مستقل و فروش آن به قیمت های تورمی به بانک مرکزی ونزوئلا است. نیکولاس کوچولو مشاغل دیگری هم دارد از جمله مسئول امور سینمایی کشور و معاون پارلمانِ خود ساختهء مادورو است و تازگی‌ها هم شده رئیس امور بازرسی دفتر ریاست جمهوری. اما نیکولاسیتو شهرت اصلی اش را به خاطر عیاشی های عنان گسیخته اش کسب کرده است. شش سال پیش فیلمی از او منتشر شد که در یک مهمانی در هتلی مجلل در کاراکاس دخترهای زیبا به پایش اسکناس های دلار می ریختند. البته نیکولاسیتو از آن زمان حواسش را کاملا جمع کرد که دیگر هیچ عکس و فیلمی از عیاشی هایش گرفته و پخش نشود. دو سه سال پیش یکی از دوست دخترهایش به اسم ریتا مورالس چند تا عکس از خوشگذرانی های نیکولاسیتو گرفت اما بادیگاردهای نیکولاسیتو بلافاصله به خانه ریتا ریختند، گوشی و لپ تاپش را مصادره کردند و خودش را هم به زندان مخوف ال هلیوکوئیدا بردند.

مادورو دو پسرخوانده هم دارد به اسامی اوسوال و گاویدیا که با خرج کردن پول های نجومی در سواحل زیبای اروپا و آمریکا به شهرت رسیده اند. تعداد بچه پولدارهای کمونیست ونزوئلایی البته پرشمار است. در راس آنها دختر چهل ساله هوگو چاوز قرار دارد که با دزدیدن ۴ میلیارد دلار پول در زمان پدرش تبدیل به ثروتمندترین زن ونزوئلا شده است. خواهر کوچکش، روسینس، هم دست کمی از او ندارد. اینها بچه های همان پدری هستند که زمانی گفته بود: "ثروتمند شدن کار بدی است؛یک کمونیست خوب هرگز ثروتمند نمی شود."

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
IFR Asia – March 27, 2021

International Financing Review Asia

In global capital markets, impeccable market intelligence lies at the heart of success. It informs and encourages excellent decision-making, which, in turn, breeds great performance. With a pedigree stretching back over four decades, IFR (International Financing Review) is the world’s leading provider of global capital markets intelligence.

دانلود در پست بعدی👇🏻

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
IFR Asia 20210320.pdf
1.1 MB
IFR Asia – March 27, 2021

International Financing Review Asia

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴 مجله اکونومیست 25 سپتامبر 2021

دانلود در پست بعدی👇🏻

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Economist 25 Sep 2021@FinancialEngineering.pdf
32.4 MB
مجله اکونومیست 25 سپتامبر 2021

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💢کارخانجات به دلیل نیروی کار ضعیف بسته نمی شوند

بلکه به دلیل مدیریت ضعیف بسته می شوند...

👤 ادوارد دمینگ

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوآورترین جای دنیا کجاست؟

مجمع جهانی اقتصاد در این کلیپ موضوع را بررسی کرده است

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴دانلود فایل PDF مجله اکونومیست 16 اکتبر 2021

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Economist 16 Oct 2021@FinancialEngineering.pdf
25.3 MB
🔴دانلود فایل PDF مجله اکونومیست 16 اکتبر 2021

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg