✅ جدایی و اتحادی که اقتصاد ایران را زمین گیر کرده
✍🏻 امیرعباس زینت بخش
"سود سپرده های بانکی با درآمد نفت و مالیات برابرست! امسال200 هزارمیلیارد تومان سودبانکی پرداخت شده در حالیکه 116هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی و 114هزار میلیاردتومان درآمد نفتی داشتیم!"
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس
"میزان بدهی به تولید ناخالص جهانی به 325 درصد رسید!"
گزارش رویترز
به نظر شما وجه اشتراک این دو گزاره در چیست؟
بله درست حدس زدید! جدایی و Decoupling بازارهای مالی از اقتصاد واقعی و تولید! 👌
همه این اتفاقات وقتی رخ می دهد که پول از وظیفه اصلی خود یعنی واسطه بیع، معامله و تجارت بودن فاصله گرفته و خود به موضوع اصلی بیع، معامله و تجارت تغییر نقش بدهد.
بطور کلی وقتی خود پول (و ابزارهای تامین مالی مهندسی شده و مشتقه که در بازار ایران هنوز توسعه نیافته)، بدون پشتوانه دارایی های پایه و یا با ارزشی چند برابر دارایی های پایه و با شرط قطعی سود و بهره موضوع اصلی معامله می شوند، آنگاه طبیعی است که به بهانه تقویت تجارت و تولید، ماشین های چاپ و تولید اسکناس با سرعت هر چه بیشتر به رونق بخشی به این بازار پرداخته و آنرا چند برابر توان تولید کرده و حتی به صورت دستوری میزان بازدهی، سود، بهره و...آنرا هم تعیین می کنند!
بر کسی پوشیده نیست که اقتصاد واقعی و تولید در ایران عمدتا زیر سایه زیانبارترین وصلت؛ یعنی اتحاد تحریم با فساد در حالت کما بسر برده و بازدهی مناسبی ندارد. در چنین شرایط دهشتناکی، یک بار برای تقویت تولید، نرخ بهره به صورت دستوری (و متناسب با تورم کنونی نه تورم انتظاری) پایین می آید، اما بازار بجای روی آوردن به آن، به سوی بازار ارز و طلا و سفته بازی حرکت می کند. برای خالی کردن حباب ارز و طلا و کنترل تورم، نرخ بهره دوباره با دستور بالا می رود، اما مجددا بازار استقبالی نکرده و این بار به افزایش سرسام آورهزینه های بانکی و سر زدن آن از درآمد نفت و مالیات می انجامد که البته نهایتا در صورت نکول، با Bailout از جیب خود مردم پرداخت می شود!
به نظر می رسد راهکار ریشه ای؛ جدایی انداختن میان تحریم و فساد و از سوی دیگر، ایجاد اتحاد و توازن میان بازار پولی- مالی با اقتصاد واقعی و تولید باشد!
بیاد داشته باشیم لزوما همیشه دستاورد باهوش ترین ها و
The Smartest Guys In The Room
ها که در مراکز تصمیم گیری اقتصادی و مالی دنیا نشسته اند، عاقلانه و خردمندانه نبوده و نیست و تکرار تجربه آنها نتیجه ای جز آنچه در گزاره های آغازین این نوشتار آمد، در پی نخواهد داشت!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 امیرعباس زینت بخش
"سود سپرده های بانکی با درآمد نفت و مالیات برابرست! امسال200 هزارمیلیارد تومان سودبانکی پرداخت شده در حالیکه 116هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی و 114هزار میلیاردتومان درآمد نفتی داشتیم!"
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس
"میزان بدهی به تولید ناخالص جهانی به 325 درصد رسید!"
گزارش رویترز
به نظر شما وجه اشتراک این دو گزاره در چیست؟
بله درست حدس زدید! جدایی و Decoupling بازارهای مالی از اقتصاد واقعی و تولید! 👌
همه این اتفاقات وقتی رخ می دهد که پول از وظیفه اصلی خود یعنی واسطه بیع، معامله و تجارت بودن فاصله گرفته و خود به موضوع اصلی بیع، معامله و تجارت تغییر نقش بدهد.
بطور کلی وقتی خود پول (و ابزارهای تامین مالی مهندسی شده و مشتقه که در بازار ایران هنوز توسعه نیافته)، بدون پشتوانه دارایی های پایه و یا با ارزشی چند برابر دارایی های پایه و با شرط قطعی سود و بهره موضوع اصلی معامله می شوند، آنگاه طبیعی است که به بهانه تقویت تجارت و تولید، ماشین های چاپ و تولید اسکناس با سرعت هر چه بیشتر به رونق بخشی به این بازار پرداخته و آنرا چند برابر توان تولید کرده و حتی به صورت دستوری میزان بازدهی، سود، بهره و...آنرا هم تعیین می کنند!
بر کسی پوشیده نیست که اقتصاد واقعی و تولید در ایران عمدتا زیر سایه زیانبارترین وصلت؛ یعنی اتحاد تحریم با فساد در حالت کما بسر برده و بازدهی مناسبی ندارد. در چنین شرایط دهشتناکی، یک بار برای تقویت تولید، نرخ بهره به صورت دستوری (و متناسب با تورم کنونی نه تورم انتظاری) پایین می آید، اما بازار بجای روی آوردن به آن، به سوی بازار ارز و طلا و سفته بازی حرکت می کند. برای خالی کردن حباب ارز و طلا و کنترل تورم، نرخ بهره دوباره با دستور بالا می رود، اما مجددا بازار استقبالی نکرده و این بار به افزایش سرسام آورهزینه های بانکی و سر زدن آن از درآمد نفت و مالیات می انجامد که البته نهایتا در صورت نکول، با Bailout از جیب خود مردم پرداخت می شود!
به نظر می رسد راهکار ریشه ای؛ جدایی انداختن میان تحریم و فساد و از سوی دیگر، ایجاد اتحاد و توازن میان بازار پولی- مالی با اقتصاد واقعی و تولید باشد!
بیاد داشته باشیم لزوما همیشه دستاورد باهوش ترین ها و
The Smartest Guys In The Room
ها که در مراکز تصمیم گیری اقتصادی و مالی دنیا نشسته اند، عاقلانه و خردمندانه نبوده و نیست و تکرار تجربه آنها نتیجه ای جز آنچه در گزاره های آغازین این نوشتار آمد، در پی نخواهد داشت!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم چگونگی خروج 41 میلیارد دلار ارز از کشور از زبان عبده تبریزی، مشاور وزیر راه و شهرسازی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ پاسخ به شبهات؛ سرمایه داری یعنی چه؟
بسیاری دوستان در مورد این واژه قبیحه "سرمایه داری" ابهام زیاد دارند و البته حق هم با آنهاست; تعریفش و شرح آن ساده نیست؛ یک کتاب خوب در این باره "بنیادهای اقتصادی و فلسفی سرمایه داری" است که مجموعه مقالاتی است که اسوتزار پژویچ (امیدوارم اسم این بزرگوار را درست نوشته باشم) آنرا ویرایش کرده است و هنوز هم به فارسی ترجمه نشده است؛ دو فصلی را به دشواری های تعریف "سرمایه داری" پرداخته است؛ اما یک تعریف خوب در آن کتاب از "سرمایه داری" آمده است که کار اهل دل را راه می اندازد:
"سرمایه داری به نظم [یا همان مناسبات اقتصادی ای] گفته می شود که 3 ویژگی ساختاری اساسی را از خود نشان می دهد:
1- در اختیار داشتن [مالکیت] خصوصی ابزار تولید.
2- [پذیرفتن] بازار و سازوکار قیمت برای هماهنگی [فعالیت های اقتصادی].
3- [در نظر گرفتن] سود و بیشینه سازی مطلوبیت به عنوان انگیزه اصلی فعالیت اقتصادی."
والله اعلم.
منبع: راهبرد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بسیاری دوستان در مورد این واژه قبیحه "سرمایه داری" ابهام زیاد دارند و البته حق هم با آنهاست; تعریفش و شرح آن ساده نیست؛ یک کتاب خوب در این باره "بنیادهای اقتصادی و فلسفی سرمایه داری" است که مجموعه مقالاتی است که اسوتزار پژویچ (امیدوارم اسم این بزرگوار را درست نوشته باشم) آنرا ویرایش کرده است و هنوز هم به فارسی ترجمه نشده است؛ دو فصلی را به دشواری های تعریف "سرمایه داری" پرداخته است؛ اما یک تعریف خوب در آن کتاب از "سرمایه داری" آمده است که کار اهل دل را راه می اندازد:
"سرمایه داری به نظم [یا همان مناسبات اقتصادی ای] گفته می شود که 3 ویژگی ساختاری اساسی را از خود نشان می دهد:
1- در اختیار داشتن [مالکیت] خصوصی ابزار تولید.
2- [پذیرفتن] بازار و سازوکار قیمت برای هماهنگی [فعالیت های اقتصادی].
3- [در نظر گرفتن] سود و بیشینه سازی مطلوبیت به عنوان انگیزه اصلی فعالیت اقتصادی."
والله اعلم.
منبع: راهبرد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ معرفی کتاب
📘راه بردگی
🖌فردریش فون هایک
با مقدمهی جدیدی از میلتون فریدمن
«فردریش فون هایک مهمترین اقتصاددان لیبرال قرن بیستم با نوشتن کتاب راه بردگی به شهرت جهانی رسید.
راه بندگی کتابی است که بین سالهای ۱۹۴۰-۱۹۴۳ نوشته شده و در آن «نسبت به خطر استبداد ناشی از کنترل تصمیمگیری دولتی از طریق برنامهریزی مرکزی» هشدار داده، و استدلال کرده که منع فردگرایی، لیبرالیسم کلاسیک و آزادی به طور غیر قابل اجتنابی منجر به ستم سوسیالیستی و فاشیستی و استبداد و بردگی افراد منجر میشود. او بر خلاف نظر اقتصاددانان بریتانیایی که فاشیسم را واکنشی سرمایهدارانه ضد سوسیالیسم میدانستند، آن دو را دارای ریشه مشترکی در برنامهریزی اقتصادی مرکزی و قدرت دولت بر فرد میدانست.
این کتاب به شکل خلاصه این است که تلاش برای اداره و برنامهریزی کل اقتصاد یک کشور به سبک سوسیالیستها ناگزیر به توتالیتاریسم منتهی میشود و افراد جامعه را به سمتی میکشاند که در نهایت فرد باید به شکل برده دولت به زندگی ادامه دهد.
فردریش فون هایک از جمله اندیشمندان نامدار قرن ۲۰ است که در دوران جنگ جهانی دوم با نظرات خود فضای متفاوتی را به وجود آورد. اهمیت آزادیخواهی او آنجا بیشتر مشخص میشود که به یاد داشته باشیم، نظریات او زمانی مطرح شد که سوسیالیسم مشغول تاخت و تاز در اروپا بود و دولتهای نازیسم هیتلری و فاشیسم موسولینی در ایتالیا محبوبیت زیادی داشتند.
او در این کتاب معیارهای آزادی و اهمیت آن را در حوزه زندگی فردی و زندگی جمعی بشر بررسی میکند که میتواند راهنمای مفیدی برای هر انسان آزادیخواه به حساب آید.
اندکی پس از آنکه کتاب «راه بردگی» نوشته «فردريش اگوست فون هايک» برای پنجاهمين بار منتشر شد، «برايان لمب» مجری مشهور تلويزيون از «ميلتون فريدمن» اقتصاددان برنده جايزه نوبل، دعوت کرد تا به بينندگان برنامهاش توضيح دهد که چرا بر اين کتاب مقدمه نوشته است. ميلتون فريدمن زمانی در اين برنامه شرکت کرد که مدت زمان زيادی از سقوط ديوار برلين و فروپاشی نظام سوسياليستی نمیگذشت و پيروان اقتصاد آزاد به واسطه پيشبينی درستی که از سقوط سوسياليسم داشتند، در اوج توجه افکار عمومی بودند. بدون شک آگوست فون هايک به واسطه نگارش راه بردگی و پيشبينی سقوط سوسياليسم در اوج اين توجه قرار داشت و ميلتون فريدمن آمده بود تا در مورد انديشه دوست و همفکر قديمیاش سخن بگويد.
🗣گفتوگوی برايان لمب و ميلتون فريدمن درمورد کتاب هایک
برايان لمب: آقای فريدمن چرا کتاب «راه بردگی» فون هايک را براي نوشتن مقدمه در پنجاهمين سال انتشار آن انتخاب کرديد و چرا ناشر از شما خواست که براي اين کتاب مقدمه بنويسيد؟
▫️ فريدمن: دليلی که از من خواستند تا اين کار را انجام دهم بسيار روشن است. به اين دليل که من و هايک براي مدت زمان طولانی در انجمنی به نام «مونت پلرين» که او پايهگذارش بود همکار بوديم. اولين جلسه اين انجمن در سوئيس در سال ۱۹۴۷ تشکيل شد. هانس مورگنتائو که در دانشگاه شيکاگو استاد علوم سياسی بود در هنگام بازگشت از اولين جلسه انجمن مونت پلرين از من پرسيد که کجا رفته بودی و من در پاسخ به او گفتم من در نشست انجمن مونت پلرين براي همفکری و همکاری نزديک با معتقدان جامعه آزاد و باز شرکت کردم تا بتوانيم با کمک يکديگر تغييرات بنيادی ايجاد کنيم. مورگن تائو در پاسخ به من گفت: «انجمن کهنه سربازهای جنگهای قرن ۱۹.» به نظر من تعريف مورگن تائو تمثيل زيبايی از انجمن مونت پلرين بود.
من و هايک در انجمن مونت پلرين با يکديگر همکار بوديم و ما مجموعهای از انديشههای شبيه به هم را دنبال میکرديم. انتشار کتاب «راه بردگی» اتفاق خوبی بود. در سال ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ به سختی میتوان گرايشات دنيا را به ياد آورد. در دنيای غرب، جريان برنامهريزی و تمرکزگرايی و افزايش حيطه اختيارات دولتها بيداد میکرد. اين جريان قبل از جنگ جهانی دوم شروع شده بود. در واقع بهتر اين است که بگويم سوسياليستها از زمان تشکيل «انجمن فابين» در قرن نوزدهم با افرادی همچون جورج برنارد شاو توانسته بودند اثرگذاری قابل توجهی داشته باشند. تشکيل مونت پلرين شايد ايدهای شبيه انجمن فابين بود با اين تفاوت که برخي از دوستان تمايل نداشتند که اين انجمن را جامعه ليبرالها يا جامعه آزاد آن هم از نوع ليبراليسم قرن نوزدهمی، بناميم. تعدادي از اعضای مونت پلرين در آمريکا و انگلستان زندگی میکردند اما بقيه در گوشهای از دنيا تقريباً ايزوله شده بودند. ايده هايک اين بود که آنها را در کنار يکديگر جمع کند تا به راحتی و آسودگی و بدون آنکه کسی بتواند از پشت خنجري بر آنها وارد کند عقايدشان را ترويج کنند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📘راه بردگی
🖌فردریش فون هایک
با مقدمهی جدیدی از میلتون فریدمن
«فردریش فون هایک مهمترین اقتصاددان لیبرال قرن بیستم با نوشتن کتاب راه بردگی به شهرت جهانی رسید.
راه بندگی کتابی است که بین سالهای ۱۹۴۰-۱۹۴۳ نوشته شده و در آن «نسبت به خطر استبداد ناشی از کنترل تصمیمگیری دولتی از طریق برنامهریزی مرکزی» هشدار داده، و استدلال کرده که منع فردگرایی، لیبرالیسم کلاسیک و آزادی به طور غیر قابل اجتنابی منجر به ستم سوسیالیستی و فاشیستی و استبداد و بردگی افراد منجر میشود. او بر خلاف نظر اقتصاددانان بریتانیایی که فاشیسم را واکنشی سرمایهدارانه ضد سوسیالیسم میدانستند، آن دو را دارای ریشه مشترکی در برنامهریزی اقتصادی مرکزی و قدرت دولت بر فرد میدانست.
این کتاب به شکل خلاصه این است که تلاش برای اداره و برنامهریزی کل اقتصاد یک کشور به سبک سوسیالیستها ناگزیر به توتالیتاریسم منتهی میشود و افراد جامعه را به سمتی میکشاند که در نهایت فرد باید به شکل برده دولت به زندگی ادامه دهد.
فردریش فون هایک از جمله اندیشمندان نامدار قرن ۲۰ است که در دوران جنگ جهانی دوم با نظرات خود فضای متفاوتی را به وجود آورد. اهمیت آزادیخواهی او آنجا بیشتر مشخص میشود که به یاد داشته باشیم، نظریات او زمانی مطرح شد که سوسیالیسم مشغول تاخت و تاز در اروپا بود و دولتهای نازیسم هیتلری و فاشیسم موسولینی در ایتالیا محبوبیت زیادی داشتند.
او در این کتاب معیارهای آزادی و اهمیت آن را در حوزه زندگی فردی و زندگی جمعی بشر بررسی میکند که میتواند راهنمای مفیدی برای هر انسان آزادیخواه به حساب آید.
اندکی پس از آنکه کتاب «راه بردگی» نوشته «فردريش اگوست فون هايک» برای پنجاهمين بار منتشر شد، «برايان لمب» مجری مشهور تلويزيون از «ميلتون فريدمن» اقتصاددان برنده جايزه نوبل، دعوت کرد تا به بينندگان برنامهاش توضيح دهد که چرا بر اين کتاب مقدمه نوشته است. ميلتون فريدمن زمانی در اين برنامه شرکت کرد که مدت زمان زيادی از سقوط ديوار برلين و فروپاشی نظام سوسياليستی نمیگذشت و پيروان اقتصاد آزاد به واسطه پيشبينی درستی که از سقوط سوسياليسم داشتند، در اوج توجه افکار عمومی بودند. بدون شک آگوست فون هايک به واسطه نگارش راه بردگی و پيشبينی سقوط سوسياليسم در اوج اين توجه قرار داشت و ميلتون فريدمن آمده بود تا در مورد انديشه دوست و همفکر قديمیاش سخن بگويد.
🗣گفتوگوی برايان لمب و ميلتون فريدمن درمورد کتاب هایک
برايان لمب: آقای فريدمن چرا کتاب «راه بردگی» فون هايک را براي نوشتن مقدمه در پنجاهمين سال انتشار آن انتخاب کرديد و چرا ناشر از شما خواست که براي اين کتاب مقدمه بنويسيد؟
▫️ فريدمن: دليلی که از من خواستند تا اين کار را انجام دهم بسيار روشن است. به اين دليل که من و هايک براي مدت زمان طولانی در انجمنی به نام «مونت پلرين» که او پايهگذارش بود همکار بوديم. اولين جلسه اين انجمن در سوئيس در سال ۱۹۴۷ تشکيل شد. هانس مورگنتائو که در دانشگاه شيکاگو استاد علوم سياسی بود در هنگام بازگشت از اولين جلسه انجمن مونت پلرين از من پرسيد که کجا رفته بودی و من در پاسخ به او گفتم من در نشست انجمن مونت پلرين براي همفکری و همکاری نزديک با معتقدان جامعه آزاد و باز شرکت کردم تا بتوانيم با کمک يکديگر تغييرات بنيادی ايجاد کنيم. مورگن تائو در پاسخ به من گفت: «انجمن کهنه سربازهای جنگهای قرن ۱۹.» به نظر من تعريف مورگن تائو تمثيل زيبايی از انجمن مونت پلرين بود.
من و هايک در انجمن مونت پلرين با يکديگر همکار بوديم و ما مجموعهای از انديشههای شبيه به هم را دنبال میکرديم. انتشار کتاب «راه بردگی» اتفاق خوبی بود. در سال ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶ به سختی میتوان گرايشات دنيا را به ياد آورد. در دنيای غرب، جريان برنامهريزی و تمرکزگرايی و افزايش حيطه اختيارات دولتها بيداد میکرد. اين جريان قبل از جنگ جهانی دوم شروع شده بود. در واقع بهتر اين است که بگويم سوسياليستها از زمان تشکيل «انجمن فابين» در قرن نوزدهم با افرادی همچون جورج برنارد شاو توانسته بودند اثرگذاری قابل توجهی داشته باشند. تشکيل مونت پلرين شايد ايدهای شبيه انجمن فابين بود با اين تفاوت که برخي از دوستان تمايل نداشتند که اين انجمن را جامعه ليبرالها يا جامعه آزاد آن هم از نوع ليبراليسم قرن نوزدهمی، بناميم. تعدادي از اعضای مونت پلرين در آمريکا و انگلستان زندگی میکردند اما بقيه در گوشهای از دنيا تقريباً ايزوله شده بودند. ايده هايک اين بود که آنها را در کنار يکديگر جمع کند تا به راحتی و آسودگی و بدون آنکه کسی بتواند از پشت خنجري بر آنها وارد کند عقايدشان را ترويج کنند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Road to Serfdom.pdf
5.2 MB
📘 راه بردگی
🖌فردیش فون هایک
🏷مقدمهی جدیدی از میلتون فریدمن
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🖌فردیش فون هایک
🏷مقدمهی جدیدی از میلتون فریدمن
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ سهم بانکها از سپردهپذیری در سال ۹۶
منبع: اقتصاد سبز
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
منبع: اقتصاد سبز
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ جامعه ایران؛ کم صبر یا بی اعتماد؟
✍🏻 محسن جلال پور
چندی پیش نتایج یک تحقیق بدیع اقتصادی در هفتهنامه تجارت فردا شماره 272 منتشر شد که دست روی یک عارضه جامعه ایران گذاشته بود. نتایج آن تحقیق نشان میدهد شکیبایی، رابطه نزدیکی با رشد اقتصادی و توسعهیافتگی دارد. کشورهایی که مردمانی صبورتر دارند، معمولا توسعهیافتهتر هستند. رشد اقتصادی بلند مدت معمولا در کشورهایی اتفاق افتاده که مردمان صبوری داشتهاند.
https://bit.ly/2KKWjhO
بدیهی است که سرمایهگذاری بدون صبر و شکیبایی معنی و مفهومی ندارد. مفهوم پس انداز به طور دقیق اشاره به این اهمیت دارد. پسانداز یعنی به تعویق انداختن مصرف. یعنی «برای اینکه در آینده تولید بیشتری داشته باشیم، باید امروز از مصرف خود کم کنیم و آن را سرمایهگذاری کنیم.» افراد معمولا برای این که در آینده کالای مطلوب خود را به دست بیاورند، باید در حال حاضر از لذتی دست بکشند. در کشورهای توسعهیافته و کشورهایی که رشد اقتصادی بالایی را تجربه کردهاند، میزان صبر مردم بیشتر از متوسط جهانی است. از طرف دیگر در کشورهای کمترتوسعهیافته، میزان صبر کمتر از میانگین جهانی است. به طور خاص در مورد ایران، عدد شاخص صبر به شدت کمتر از میانگین جهانی گزارش شده است. به احتمال خیلی زیاد، همین پایین بودن سطح شکیبایی در مردم ایران میتواند یکی از دلایلی باشد که ما رشد اقتصادی بلندمدت را تجربه نکردهایم. اما صبر و شکیبایی میتواند همبستگی زیادی با موضوع اعتماد در جامعه داشته باشد.
در تحقیق مورد اشاره نیز، به اعتماد افراد جامعه به یکدیگر و اثر آن بر رشد اقتصادی و توسعه اشاره شده اما به آثار اعتماد مردم به ساختار سیاسی یا برعکس، بیاعتمادی مردم به سیاستگذار و آثار اقتصادی آن اشارهای صورت نگرفته است. این موضوعی است که جامعه شناسان باید دربارهاش تحقیق کنند.
در حال حاضر اعتماد مردم به مردم و مردم به دولت و مردم به حاکمیت خدشهدار شدهاست. آهنگ تخریب اعتماد عمومی هر روز دارد سرعت بیشتری میگیرد. اکنون این سؤال مطرح میشود که در چنین شرایطی چگونه میشود مردم را به صبوری دعوت کرد؟
من اگر قدرتی داشتم، همه تلاشم را معطوف به بازگرداندن اعتماد میکردم. راههای بازگرداندن اعتماد به جامعه و تقویت سرمایه اجتماعی تقریبا مشخص است. از نوسازی ساختار و تغییر مأموریت صدا و سیما و بازگرداندن مرجعیت به رسانههای داخل آغاز میشود و تا اصلاح و تغییر اساسی در قوه قضائیه و مبارزه غیر سیاسی با فساد تداوم پیدا میکند.
گام نخست،نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی و از همه مهمتر، نابود کننده اعتماد مردمان عصرحاضر است. فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است که هیچ کدام از آنها بدون همراهی مردم به سرانجام نمیرسد. اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاست گذاری را ارتقا ندهیم و در نتیجه این اصلاحات اساسی، اعتماد را به مردم بازنگردانیم، آینده خوبی در انتظارمان نخواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محسن جلال پور
چندی پیش نتایج یک تحقیق بدیع اقتصادی در هفتهنامه تجارت فردا شماره 272 منتشر شد که دست روی یک عارضه جامعه ایران گذاشته بود. نتایج آن تحقیق نشان میدهد شکیبایی، رابطه نزدیکی با رشد اقتصادی و توسعهیافتگی دارد. کشورهایی که مردمانی صبورتر دارند، معمولا توسعهیافتهتر هستند. رشد اقتصادی بلند مدت معمولا در کشورهایی اتفاق افتاده که مردمان صبوری داشتهاند.
https://bit.ly/2KKWjhO
بدیهی است که سرمایهگذاری بدون صبر و شکیبایی معنی و مفهومی ندارد. مفهوم پس انداز به طور دقیق اشاره به این اهمیت دارد. پسانداز یعنی به تعویق انداختن مصرف. یعنی «برای اینکه در آینده تولید بیشتری داشته باشیم، باید امروز از مصرف خود کم کنیم و آن را سرمایهگذاری کنیم.» افراد معمولا برای این که در آینده کالای مطلوب خود را به دست بیاورند، باید در حال حاضر از لذتی دست بکشند. در کشورهای توسعهیافته و کشورهایی که رشد اقتصادی بالایی را تجربه کردهاند، میزان صبر مردم بیشتر از متوسط جهانی است. از طرف دیگر در کشورهای کمترتوسعهیافته، میزان صبر کمتر از میانگین جهانی است. به طور خاص در مورد ایران، عدد شاخص صبر به شدت کمتر از میانگین جهانی گزارش شده است. به احتمال خیلی زیاد، همین پایین بودن سطح شکیبایی در مردم ایران میتواند یکی از دلایلی باشد که ما رشد اقتصادی بلندمدت را تجربه نکردهایم. اما صبر و شکیبایی میتواند همبستگی زیادی با موضوع اعتماد در جامعه داشته باشد.
در تحقیق مورد اشاره نیز، به اعتماد افراد جامعه به یکدیگر و اثر آن بر رشد اقتصادی و توسعه اشاره شده اما به آثار اعتماد مردم به ساختار سیاسی یا برعکس، بیاعتمادی مردم به سیاستگذار و آثار اقتصادی آن اشارهای صورت نگرفته است. این موضوعی است که جامعه شناسان باید دربارهاش تحقیق کنند.
در حال حاضر اعتماد مردم به مردم و مردم به دولت و مردم به حاکمیت خدشهدار شدهاست. آهنگ تخریب اعتماد عمومی هر روز دارد سرعت بیشتری میگیرد. اکنون این سؤال مطرح میشود که در چنین شرایطی چگونه میشود مردم را به صبوری دعوت کرد؟
من اگر قدرتی داشتم، همه تلاشم را معطوف به بازگرداندن اعتماد میکردم. راههای بازگرداندن اعتماد به جامعه و تقویت سرمایه اجتماعی تقریبا مشخص است. از نوسازی ساختار و تغییر مأموریت صدا و سیما و بازگرداندن مرجعیت به رسانههای داخل آغاز میشود و تا اصلاح و تغییر اساسی در قوه قضائیه و مبارزه غیر سیاسی با فساد تداوم پیدا میکند.
گام نخست،نوسازی فکر و تغییر انگارههای ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاستگذاری در کشور ما کهنه و قدیمی و از همه مهمتر، نابود کننده اعتماد مردمان عصرحاضر است. فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است که هیچ کدام از آنها بدون همراهی مردم به سرانجام نمیرسد. اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاست گذاری را ارتقا ندهیم و در نتیجه این اصلاحات اساسی، اعتماد را به مردم بازنگردانیم، آینده خوبی در انتظارمان نخواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
هفته نامه تجارت فردا
ایران ناشکیبا
حسین جوشقانی میگوید: وقتی به شاخص صبر نگاه میکنیم، میبینیم که در کشورهای توسعهیافته، کشورهایی که رشد اقتصادی بالایی را تجربه کردهاند، عدد این شاخص بیشتر از متوسط جهانی است. از طرف دیگر در کشورهای کمترتوسعهیافته، عدد این شاخص کمتر از میانگین جهانی است.…
✅ تفاوت نرخ دلار در بازار آزاد با نرخ دلار کالا
✍🏻 محمد حسین ادیب
👕 تولیدکنندگان پوشاک، اگر با دلار ٨٠٠٠ تومان پارچه خریداری کنند و آن را به پوشاک تبدیل کنند قادر به فروش نیستند دلار پارچه خریداری را باید ۶٠٠٠ تومان محاسبه کنند تا پارچه پس از تبدیل به پوشاک قابل فروش باشد.
💢 بازار پوشاک کشش دلار بیش از ۶٠٠٠ تومان را ندارد
⚙️ قطعات خودرو نیز تنها با دلار ۶٠٠٠ تومان کشش فروش وجود دارد، واردکننده ای که قطعات خودرو را با دلار ٨ هزار تومان وارد کند با این نرخ قادر به فروش نیست؛
☝️فعالین اقتصادی که اکنون با دلار ۶ هزار تومان جنس خود را میفروشند در مرحله بعد وقتی خواستند آن را جایگزین کنند قادر به جایگزینی نیستند.
🔢 در عمل آنچه که دارد اتفاق می افتد در خصوص حدود ٧٠ درصد کالاهایی که منشأ ارزی دارد ، اختلاف بین ارزش فروش کالا و ارزش جایگزینی آن است در خصوص ٧٠ درصد کالاها با منشاء ارزی ، ارزش جایگزینی ٢۵ درصد بیش از ارزش فروش است؛
❓چرا فعالین اقتصادی بر اساس ارزش جایگزینی با زیان ٢۵ درصدی عمل می کنند؟
سه دلیل دارد :
1️⃣ تعدادی حسابداری هزینه تمام شده ندارند و دارند با زیان می فروشند اما متوجه نیستند؛
2️⃣ گروهی بدهی دارند و برای پرداخت بدهی و پاس شدن چک اقدام به زیر فروشی میکنند؛
💤 تقریبا تعداد فعالین اقتصادی در هر بخش سه برابر ده سال قبل شده و رقابت برای فروش، حداکثری است؛
🚨رقابت سنگین برای فروش و فشار هزینه جاری (پرداخت دستمزد، اجاره و ...) تعدادی را مجبور به فروش کرده تا هزینه جاری خود را پرداخت کنند و بازار فقط کشش دلار ۶ هزار تومان را دارد.
3️⃣ عده ای ارزان خرید دارند و با دلار ارزان تر خریدهاند.
⬅️ نتیجه گیری :
1️⃣ به نسبتی که دلار گران میشود قیمت کالاها گران نمیشود و اختلاف باید با ارتقاء سطح بهرهوری جبران شود؛
2️⃣ برخی از واحدها می خواهند با بهرهوری در سطحی که دلار، ٣٨٠٠ تومان بود به فعالیت ادامه دهند که ممکن نیست، دلار فعلی اجازه ادامه فعالیت در سطح بهرهوری گذشته را نمیدهد؛
⚠️ این دسته باید بازار را ترک کنند.
3️⃣ با دلار فعلی، بسیاری از تولید کنندگان پوشاک در ایران نمیتوانند با چین رقابت کنند و باید تولید را متوقف کنند؛
❎ تولید کارگاهی پوشاک با صد نفر پرسنل با نرخ جدید دلار، فاقد توجیه اقتصادی است.
4️⃣ خرید از دبی گران تر از خرید از مبادی اصلی مثل چین است؛ واردکننده ای که با دلار آزاد اقدام به واردات از دبی میکند قادر به فروش کالا نیست؛ بازار اجازه نمی دهد هزینه گران خریدن از دبی در نرخ کالا منعکس شود.
5️⃣ با دلار بازار آزاد، کسانی که به هر دلیل گران اداره میشوند نمیتوانند هزینه گران اداره شدن را به قیمت کالا اضافه کنند و از مصرف کننده دریافت کنند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محمد حسین ادیب
👕 تولیدکنندگان پوشاک، اگر با دلار ٨٠٠٠ تومان پارچه خریداری کنند و آن را به پوشاک تبدیل کنند قادر به فروش نیستند دلار پارچه خریداری را باید ۶٠٠٠ تومان محاسبه کنند تا پارچه پس از تبدیل به پوشاک قابل فروش باشد.
💢 بازار پوشاک کشش دلار بیش از ۶٠٠٠ تومان را ندارد
⚙️ قطعات خودرو نیز تنها با دلار ۶٠٠٠ تومان کشش فروش وجود دارد، واردکننده ای که قطعات خودرو را با دلار ٨ هزار تومان وارد کند با این نرخ قادر به فروش نیست؛
☝️فعالین اقتصادی که اکنون با دلار ۶ هزار تومان جنس خود را میفروشند در مرحله بعد وقتی خواستند آن را جایگزین کنند قادر به جایگزینی نیستند.
🔢 در عمل آنچه که دارد اتفاق می افتد در خصوص حدود ٧٠ درصد کالاهایی که منشأ ارزی دارد ، اختلاف بین ارزش فروش کالا و ارزش جایگزینی آن است در خصوص ٧٠ درصد کالاها با منشاء ارزی ، ارزش جایگزینی ٢۵ درصد بیش از ارزش فروش است؛
❓چرا فعالین اقتصادی بر اساس ارزش جایگزینی با زیان ٢۵ درصدی عمل می کنند؟
سه دلیل دارد :
1️⃣ تعدادی حسابداری هزینه تمام شده ندارند و دارند با زیان می فروشند اما متوجه نیستند؛
2️⃣ گروهی بدهی دارند و برای پرداخت بدهی و پاس شدن چک اقدام به زیر فروشی میکنند؛
💤 تقریبا تعداد فعالین اقتصادی در هر بخش سه برابر ده سال قبل شده و رقابت برای فروش، حداکثری است؛
🚨رقابت سنگین برای فروش و فشار هزینه جاری (پرداخت دستمزد، اجاره و ...) تعدادی را مجبور به فروش کرده تا هزینه جاری خود را پرداخت کنند و بازار فقط کشش دلار ۶ هزار تومان را دارد.
3️⃣ عده ای ارزان خرید دارند و با دلار ارزان تر خریدهاند.
⬅️ نتیجه گیری :
1️⃣ به نسبتی که دلار گران میشود قیمت کالاها گران نمیشود و اختلاف باید با ارتقاء سطح بهرهوری جبران شود؛
2️⃣ برخی از واحدها می خواهند با بهرهوری در سطحی که دلار، ٣٨٠٠ تومان بود به فعالیت ادامه دهند که ممکن نیست، دلار فعلی اجازه ادامه فعالیت در سطح بهرهوری گذشته را نمیدهد؛
⚠️ این دسته باید بازار را ترک کنند.
3️⃣ با دلار فعلی، بسیاری از تولید کنندگان پوشاک در ایران نمیتوانند با چین رقابت کنند و باید تولید را متوقف کنند؛
❎ تولید کارگاهی پوشاک با صد نفر پرسنل با نرخ جدید دلار، فاقد توجیه اقتصادی است.
4️⃣ خرید از دبی گران تر از خرید از مبادی اصلی مثل چین است؛ واردکننده ای که با دلار آزاد اقدام به واردات از دبی میکند قادر به فروش کالا نیست؛ بازار اجازه نمی دهد هزینه گران خریدن از دبی در نرخ کالا منعکس شود.
5️⃣ با دلار بازار آزاد، کسانی که به هر دلیل گران اداره میشوند نمیتوانند هزینه گران اداره شدن را به قیمت کالا اضافه کنند و از مصرف کننده دریافت کنند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ آیا هیجان دلار فروکش کرده؟
🔻هیجان دلار مدتی است که فروکش کرده و حول قیمت ۸۰۰۰ تومان (با نوسانی حدود ۲ درصد) به ثبات رسیده است.
☝️علت اصلی ثبات ارزی پس از چند ماه آشفتگی و التهاب، پذیرش ایده بازار دوم ارز از سوی دولت و اعلام عمومی آن است که انتظارات مثبتی را بین فعالان اقتصادی ایجاد کرده است.
▶️ بازار دوم ارز طبق گفته مقامات مسئول قرار است فردا (سهشنبه ۱۹ تیر) راهاندازی شود.
⚠️ البته هنوز معلوم نیست آیا دولت همه الزامات موفقیت این بازار را رعایت خواهد کرد یا اینکه این نسخه مهم باثباتسازی دلار را نیز همانند نسخههای قبلی با اجرای ناقص از بین خواهد برد؛ اگرچه میزان امیدواری برای اجرای صحیح نسخه بیشتر است.
🚨صاحبنظران اقتصادی به دولت هشدار دادهاند که شاید این آخرین فرصت برای حذف بیثباتی از بازار ارز باشد و به همین دلیل لازم است که تمام جزئیات طرح با دقت کارشناسی پیاده شود.
🗣 دستورالعمل منتشر شده برای بازار دوم، نشانگر آن است که همه الزامات رعایت خواهد شد اما نکته نگران کننده اظهارنظرهای بعضا غیرمسئولانه برخی نمایندگان مجلس است که طرح را به گونهای دیگر روایت کردهاند.
👈 قرار است در بازار دوم ارز، صادرکنندگان این امکان را پیدا کنند که ارز صادراتی خود را با نرخ توافقی به واردکنندگان بفروشند تا هم عرضه ارز غیردولتی افزایش یابد و هم رانت بیسابقه ارزی (مابهالتفاوت نرخ ۴۲۰۰ و نرخ آزاد) از بین برود.
💢 با مقررات فعلی، صادرکنندگان مجبورند ارز صادراتی خود را با نرخ دلار ۴۲۰۰تومانی به واردکنندگان تحویل دهند تا آنها کالای وارداتی خود را بر مبنای دلار ۸۰۰۰ تومانی به مردم بفروشند! (یعنی تنبیه مردم و تولید صادراتمحور و تشویق واردات)
💬 به اعتقاد صاحبنظران اقتصادی، نرخی که دولت بتواند با سیاستگذاری صحیح تا پایان سال جاری از آن دفاع کند همین نرخهای فعلی بازار (با نوسانی حداکثر معادل نرخ تورم تا آخر سال) است و اصرار غیرموجه به کاهش نرخ، ممکن است نوسان و آشفتگی شدید در آینده را به دنبال داشته باشد.
✅ سیاستگذاری صحیحی که بتواند این اهداف را محقق کند شامل:
1⃣ عدم دخالت دولت در کشف نرخ بازار دوم
2⃣ مجاز دانستن همه صادرکنندگان به عرضه ارز صادراتی در بازار دوم برای تقویت عرضه در این بازار
3⃣ محدودسازی دلار ۴۲۰۰ تومانی به حوزه کالاهای اساسی؛ و
4⃣ عرضه مابقی دلارهای نفتی به نرخ کشف شده در بازار دوم است.
⬅️ تداوم ثبات بازار ارز در گرو رعایت این چهار شرط است که باید به سرعت عملیاتی شود تا آثار بیثباتکننده تحریمها هم مهار شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔻هیجان دلار مدتی است که فروکش کرده و حول قیمت ۸۰۰۰ تومان (با نوسانی حدود ۲ درصد) به ثبات رسیده است.
☝️علت اصلی ثبات ارزی پس از چند ماه آشفتگی و التهاب، پذیرش ایده بازار دوم ارز از سوی دولت و اعلام عمومی آن است که انتظارات مثبتی را بین فعالان اقتصادی ایجاد کرده است.
▶️ بازار دوم ارز طبق گفته مقامات مسئول قرار است فردا (سهشنبه ۱۹ تیر) راهاندازی شود.
⚠️ البته هنوز معلوم نیست آیا دولت همه الزامات موفقیت این بازار را رعایت خواهد کرد یا اینکه این نسخه مهم باثباتسازی دلار را نیز همانند نسخههای قبلی با اجرای ناقص از بین خواهد برد؛ اگرچه میزان امیدواری برای اجرای صحیح نسخه بیشتر است.
🚨صاحبنظران اقتصادی به دولت هشدار دادهاند که شاید این آخرین فرصت برای حذف بیثباتی از بازار ارز باشد و به همین دلیل لازم است که تمام جزئیات طرح با دقت کارشناسی پیاده شود.
🗣 دستورالعمل منتشر شده برای بازار دوم، نشانگر آن است که همه الزامات رعایت خواهد شد اما نکته نگران کننده اظهارنظرهای بعضا غیرمسئولانه برخی نمایندگان مجلس است که طرح را به گونهای دیگر روایت کردهاند.
👈 قرار است در بازار دوم ارز، صادرکنندگان این امکان را پیدا کنند که ارز صادراتی خود را با نرخ توافقی به واردکنندگان بفروشند تا هم عرضه ارز غیردولتی افزایش یابد و هم رانت بیسابقه ارزی (مابهالتفاوت نرخ ۴۲۰۰ و نرخ آزاد) از بین برود.
💢 با مقررات فعلی، صادرکنندگان مجبورند ارز صادراتی خود را با نرخ دلار ۴۲۰۰تومانی به واردکنندگان تحویل دهند تا آنها کالای وارداتی خود را بر مبنای دلار ۸۰۰۰ تومانی به مردم بفروشند! (یعنی تنبیه مردم و تولید صادراتمحور و تشویق واردات)
💬 به اعتقاد صاحبنظران اقتصادی، نرخی که دولت بتواند با سیاستگذاری صحیح تا پایان سال جاری از آن دفاع کند همین نرخهای فعلی بازار (با نوسانی حداکثر معادل نرخ تورم تا آخر سال) است و اصرار غیرموجه به کاهش نرخ، ممکن است نوسان و آشفتگی شدید در آینده را به دنبال داشته باشد.
✅ سیاستگذاری صحیحی که بتواند این اهداف را محقق کند شامل:
1⃣ عدم دخالت دولت در کشف نرخ بازار دوم
2⃣ مجاز دانستن همه صادرکنندگان به عرضه ارز صادراتی در بازار دوم برای تقویت عرضه در این بازار
3⃣ محدودسازی دلار ۴۲۰۰ تومانی به حوزه کالاهای اساسی؛ و
4⃣ عرضه مابقی دلارهای نفتی به نرخ کشف شده در بازار دوم است.
⬅️ تداوم ثبات بازار ارز در گرو رعایت این چهار شرط است که باید به سرعت عملیاتی شود تا آثار بیثباتکننده تحریمها هم مهار شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📢📢📢
استخدام
مجموعه هنر و معماری (A&A)
کارشناس حسابداری
ترجیحا خانم
مسلط به حسابداری سیستم تولیدی و بازرگانی
آشنا به نرم افزار سپیدار
فارغ التحصیل حسابداری
محل کار: جاجرود
ارسال رزومه به
fatemehfathollahi1367@yahoo.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
استخدام
مجموعه هنر و معماری (A&A)
کارشناس حسابداری
ترجیحا خانم
مسلط به حسابداری سیستم تولیدی و بازرگانی
آشنا به نرم افزار سپیدار
فارغ التحصیل حسابداری
محل کار: جاجرود
ارسال رزومه به
fatemehfathollahi1367@yahoo.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅هنر تحریم
✍🏻 امین مالکی
«خوآن زاراته» و «ریچارد نفیو» را معماران تحریم ایران نامیدهاند که در زمان اوباما ساختار تحریمهای ایران را تنظیم کردند. «زاراته» صاحب کتاب «جنگ خزانهداری» مبانی نظری تحریمهای جدید را تدوین و «نفیو»، نویسنده کتاب «هنر تحریمها، مطالعه میدانی» در سال 2017، نحوه اجرای این مبانی را طی سالهای 1388 تا 1394 برای ایران طراحی کرد. کتاب «هنر تحریمها» از نظر نحوه سیاستگذاریهای تجاری کشورهای تحریمکننده و تحریمشونده پیامهای مفیدی برای شرایط امروز کشور دارد. به عنوان مثال به برخی خطوط فکری این کتاب در حوزه تجارت خارجی دقت کنید:
♦️ در گذشته عمده تحریمهای اقتصادی را تحریمهای تجاری شکل میدادند که امروز تحریمهای مالی جای آنها را گرفتهاند.چراکه زیرساخت فعل تجارت، فرآیندهای مالی است. «تحریمهای هوشمند» جدید، فرآیندهای درآمدزایی و استفاده و دسترسی به منابع اقتصادی و نه لزوماً صنایع و افراد خاص را هدف میگیرند.
♦️ تحریمگذار باید اجازه دهد درد ناشی از تحریمها بر کشور هدف به خوبی اعمال شود، احساس شود و متناسب با تشدید فشار، دستاوردهای تحریم به دست آید.
♦️ سیاستهای تجاری در شرایط تحریم، از این بابت بیشتر اهمیت مییابند که هر چه بیشتر کشور هدف از ابزارهای غیرتجاری و غیررسمی برای تامین تراز کالایی خود استفاده کند، بخشهای بزرگتری از اقتصاد آن کشور به دام فعالیتهای غیرقانونی افتاده، باعث میشود آن بخشها نیز در معرض تحریمهای گستردهتری قرار گیرند.
♦️ معمار تحریمهای ایران معتقد است که در دور پیشین تحریمها، آمریکا برای اثرگذاری تحریمها بر بدنه اقتصاد ایران، از ابزارهایی استفاده کرد که هر سه تجاری هستند. تسهیل واردات اقلام لوکس و غیرضروری، تشدید فشار بر تامین تراز کالایی اقلام حساس مصرفی و تشدید فشار بر صادرات.آمریکا تا حد ممکن از طریق باز کردن مسیر واردات اقلامی مانند خودروهای لوکس، زمینهساز اتلاف منابع راهبردی ارز ایران شد.آمریکا «مرغ» را از نفت مهمتر میدانست چراکه با عدم دسترسی به اقلامی مانند مرغ در سال 2012 بود که حس معمولی بودن شرایط نزد جامعه از بین رفت. و در مورد سوم اظهار میدارد که ما تحریمها را به جای ممانعت از واردات به سمت جلوگیری از صادرات و ایجاد اشتغال بردیم تا اتکای ایران به صادرات نفت کاهش نیابد.
تا همینجا کافی است که بدانیم جایگاه سیاستهای تجاری در شرایط تحریم برای مقابله و مدیریت خسارتهای وارده از آنها تا چه اندازه مهم است. اما نکته مهم اینجاست که سیاستهای تجاری در ایران فاقد متولی رسمی و اسناد بالادستی مصوب است و لاجرم شرایط لازم برای مدیریت فضای تجارت خارجی کشور به ویژه در شرایط تحریم را ندارند.
تخلفات صورت گرفته در حوزه ثبت سفارش و واردات خودرو به لحاظ سادهانگاری در انجام تخلفات، انجام تخلف در روزهای متوالی، عدم کشف یا سکوت دستگاههای متولی امر نظارت تا زمان کشف جرم (تقریباً یک سال بعد)، عدم پیگیری متخلفان و گاه موافقت با استعفای بیمکافات افراد متخلف، در نوع خود بینظیر است و بیش از همه انعکاسی از این واقعیت مهم است که اگر کشور با این نظام اجرایی ضعیف، وارد فاز وضع مقررات لازم جهت مدیریت تحریمها شود، تا چه اندازه میتواند شرایط مطلوب کشور تحریمگذار را در کشور ایجاد کند.
در 25 دیماه 1395 یک بخشنامه طبق ابلاغیه معاون اول صادر و بر اساس آن واردات خودرو برای کلیه واردکنندگانی که فاقد نمایندگی هستند، از 13 دیماه آن سال ممنوع میشود. همچنین در 8 آذرماه 1396 بخشنامه دیگری صادر شده که کلیه واردات خودرو را تا قبل از تاریخ 28 تیرماه 1396 قانونی اعلام میکند! تضادهای موجود در این دو بخشنامه، زمینهسازی شکلگیری فساد گستردهای میشود. متخلفان در گام اول شروع به ثبت واردات خودرو، به تاریخ قبل از 13 دیماه 1395 برای «غیرنمایندگیها» میکنند و پس از بخشنامه 8 آذرماه 1396 نیز موج دوم شروع میشود که طی آن متخلفان اقدام به ثبت با تعداد بالای خودرو به تاریخ قبل از 28 تیرماه 1396 کردهاند. فقدان نظارت و آلودگی فرآیندها، منجر به آن شده تا تخلفات متعددی از بهکارگیری مجوزهای قبلی (حتی غیرخودرویی) واردات، احیای ثبت سفارشهای قبلی خودرویی به بهانه اصلاح و تمدید، ثبت غیرقانونی مستقیم خارج از ساعات اداری با دخل و تصرف در سیستم ثبتارش انجام گرفته و هزاران خودرو به ثبت رسیده است.
پیام اصلی کتاب «هنر تحریمها» این است: در شرایط تحریم، لحظه یا لحظاتی وجود دارد که در آنها پایداری و تحریمشکنی کشور هدف و فشار کشور تحریمکننده به یک توازن میرسد و در این لحظه به نفع هر دو طرف است که به توافق برسند.
عملکرد راهبردهای تجاری هر یک از طرفین در شرایط تحریم است که محتوای بندهای توافق را تعیین میکند
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 امین مالکی
«خوآن زاراته» و «ریچارد نفیو» را معماران تحریم ایران نامیدهاند که در زمان اوباما ساختار تحریمهای ایران را تنظیم کردند. «زاراته» صاحب کتاب «جنگ خزانهداری» مبانی نظری تحریمهای جدید را تدوین و «نفیو»، نویسنده کتاب «هنر تحریمها، مطالعه میدانی» در سال 2017، نحوه اجرای این مبانی را طی سالهای 1388 تا 1394 برای ایران طراحی کرد. کتاب «هنر تحریمها» از نظر نحوه سیاستگذاریهای تجاری کشورهای تحریمکننده و تحریمشونده پیامهای مفیدی برای شرایط امروز کشور دارد. به عنوان مثال به برخی خطوط فکری این کتاب در حوزه تجارت خارجی دقت کنید:
♦️ در گذشته عمده تحریمهای اقتصادی را تحریمهای تجاری شکل میدادند که امروز تحریمهای مالی جای آنها را گرفتهاند.چراکه زیرساخت فعل تجارت، فرآیندهای مالی است. «تحریمهای هوشمند» جدید، فرآیندهای درآمدزایی و استفاده و دسترسی به منابع اقتصادی و نه لزوماً صنایع و افراد خاص را هدف میگیرند.
♦️ تحریمگذار باید اجازه دهد درد ناشی از تحریمها بر کشور هدف به خوبی اعمال شود، احساس شود و متناسب با تشدید فشار، دستاوردهای تحریم به دست آید.
♦️ سیاستهای تجاری در شرایط تحریم، از این بابت بیشتر اهمیت مییابند که هر چه بیشتر کشور هدف از ابزارهای غیرتجاری و غیررسمی برای تامین تراز کالایی خود استفاده کند، بخشهای بزرگتری از اقتصاد آن کشور به دام فعالیتهای غیرقانونی افتاده، باعث میشود آن بخشها نیز در معرض تحریمهای گستردهتری قرار گیرند.
♦️ معمار تحریمهای ایران معتقد است که در دور پیشین تحریمها، آمریکا برای اثرگذاری تحریمها بر بدنه اقتصاد ایران، از ابزارهایی استفاده کرد که هر سه تجاری هستند. تسهیل واردات اقلام لوکس و غیرضروری، تشدید فشار بر تامین تراز کالایی اقلام حساس مصرفی و تشدید فشار بر صادرات.آمریکا تا حد ممکن از طریق باز کردن مسیر واردات اقلامی مانند خودروهای لوکس، زمینهساز اتلاف منابع راهبردی ارز ایران شد.آمریکا «مرغ» را از نفت مهمتر میدانست چراکه با عدم دسترسی به اقلامی مانند مرغ در سال 2012 بود که حس معمولی بودن شرایط نزد جامعه از بین رفت. و در مورد سوم اظهار میدارد که ما تحریمها را به جای ممانعت از واردات به سمت جلوگیری از صادرات و ایجاد اشتغال بردیم تا اتکای ایران به صادرات نفت کاهش نیابد.
تا همینجا کافی است که بدانیم جایگاه سیاستهای تجاری در شرایط تحریم برای مقابله و مدیریت خسارتهای وارده از آنها تا چه اندازه مهم است. اما نکته مهم اینجاست که سیاستهای تجاری در ایران فاقد متولی رسمی و اسناد بالادستی مصوب است و لاجرم شرایط لازم برای مدیریت فضای تجارت خارجی کشور به ویژه در شرایط تحریم را ندارند.
تخلفات صورت گرفته در حوزه ثبت سفارش و واردات خودرو به لحاظ سادهانگاری در انجام تخلفات، انجام تخلف در روزهای متوالی، عدم کشف یا سکوت دستگاههای متولی امر نظارت تا زمان کشف جرم (تقریباً یک سال بعد)، عدم پیگیری متخلفان و گاه موافقت با استعفای بیمکافات افراد متخلف، در نوع خود بینظیر است و بیش از همه انعکاسی از این واقعیت مهم است که اگر کشور با این نظام اجرایی ضعیف، وارد فاز وضع مقررات لازم جهت مدیریت تحریمها شود، تا چه اندازه میتواند شرایط مطلوب کشور تحریمگذار را در کشور ایجاد کند.
در 25 دیماه 1395 یک بخشنامه طبق ابلاغیه معاون اول صادر و بر اساس آن واردات خودرو برای کلیه واردکنندگانی که فاقد نمایندگی هستند، از 13 دیماه آن سال ممنوع میشود. همچنین در 8 آذرماه 1396 بخشنامه دیگری صادر شده که کلیه واردات خودرو را تا قبل از تاریخ 28 تیرماه 1396 قانونی اعلام میکند! تضادهای موجود در این دو بخشنامه، زمینهسازی شکلگیری فساد گستردهای میشود. متخلفان در گام اول شروع به ثبت واردات خودرو، به تاریخ قبل از 13 دیماه 1395 برای «غیرنمایندگیها» میکنند و پس از بخشنامه 8 آذرماه 1396 نیز موج دوم شروع میشود که طی آن متخلفان اقدام به ثبت با تعداد بالای خودرو به تاریخ قبل از 28 تیرماه 1396 کردهاند. فقدان نظارت و آلودگی فرآیندها، منجر به آن شده تا تخلفات متعددی از بهکارگیری مجوزهای قبلی (حتی غیرخودرویی) واردات، احیای ثبت سفارشهای قبلی خودرویی به بهانه اصلاح و تمدید، ثبت غیرقانونی مستقیم خارج از ساعات اداری با دخل و تصرف در سیستم ثبتارش انجام گرفته و هزاران خودرو به ثبت رسیده است.
پیام اصلی کتاب «هنر تحریمها» این است: در شرایط تحریم، لحظه یا لحظاتی وجود دارد که در آنها پایداری و تحریمشکنی کشور هدف و فشار کشور تحریمکننده به یک توازن میرسد و در این لحظه به نفع هر دو طرف است که به توافق برسند.
عملکرد راهبردهای تجاری هر یک از طرفین در شرایط تحریم است که محتوای بندهای توافق را تعیین میکند
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چرا خودکفایی «استقلال» را کم میکند؟!
✍🏻امیر ناظمی
ما نسل عادت کرده به جشنهای خودکفایی بودیم؛ از خودکفایی گندم تا پیکان! برای ما بدیهی بود که برای حفظ استقلال باید از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را تولید کنیم. ما تازه سالهای انتهای دههی ۷۰ بود که فهمیدیم خودکفایی در همهی امور امکانپذیر نیست. با خودکفایی خداحافظی کردیم، هم ما مردم، هم آن سیاستمدارها؛ چون فکر میکردیم نمیشود! نه اینکه راه حل خوبی نیست!
بعد شروع شد به تهیه فهرستی از کالاهای استراتژیک که فکر میکردند باید در آنها خودکفا شویم. گندم در این فهرست بود به اسم امنیت غذایی؛ یا بنزین و خودرو بخاطر سهم اشتغال بالا. ما از ترس تحریم، از ترس کابوس جنگ با عراق، ما به هزار دلیل دنبال استقلال از طریق خودکفایی بودیم.
برای من گذشت و گذشت تا در مدلسازیها رسیدم به مفهوم «استقلال»! از دید منی که بزرگشده در این دورهها بودم، استقلال یعنی «کمترین میزان تاثیرپذیری از دیگران» یعنی هرچقدر کسی نتواند بر تصمیمات من اثر بگذارد من مستقلتر هستم؛ یعنی اگر آمریکا و اروپا روی فعالیتهای من اثر نگذارند من استقلال بیشتری دارم.
اما از دید کتابها و مدلسازیهایی که داشتم در دانشگاه تدریس میکردم، «استقلال» از «نسبت وابستگی دیگران به من به وابستگی من به آنها» به دست میآمد؛ یا برابر بود با «نسبت تاثیراتی که من بر دیگران میگذارم به مجموع تاثیراتی که میگذارم و میپذیرم».
در این تعریف اگر من کشوری باشم که دیگران به من وابسته نیستند؛ من مستقل نیستم! و البته قدرت هم ندارم!
البته در مدلسازیهای پیچیدهتر، هم تعریف «استقلال» و هم تعریف «قدرت» پیچیدهتر میشدند، اما در همهی آنها مدام نقش تاثیرگذاریها در تعریف «استقلال» بیشتر میشد!
از دید مدلسازیهای جدید، بازیگری که در یک سیستم «استقلال» داشت، بازیگری بود که باید تاثیرگذار میبود، وگرنه هر چقدر هم تاثیرپذیریاش را از سایرین کم میکرد، مستقل نمیشد.
⭕️استقلال و تحریمها
بسیار نوشته شده که چرا اینقدر ما راحت تحریم میشویم؟ پاسخ اما دقیقا برمیگردد به دلیل همین درک نادرستی است که از مفهوم استقلال داریم.
بازیگر مستقل یا دارای قدرت، قابل حذف شدن از سیستم نیست. یعنی کشوری که ۱۰۰ میلیارد دلار وارد میکند و ۱۰۰ میلیارد صادر میکند؛ خیلی قویتر از کشوری است که نه وارداتی دارد و نه صادراتی! کشور اول را نمیشود از جهان حذف کرد و دومی را میشود!
بگذارید چند واقعیت ببینیم:
1️⃣ما ایرانیها فکر میکنیم چون سالیانه حدود ۳ میلیارد یورو از آلمان واردات داشتهایم؛ خیلی شریک جذابی برای آلمانیها هستیم؛ اما یادمان میرود که صادرات آلمانیها حدود ۱۳۵۰ میلیارد است و این یعنی سهم ما حدود ۰.۰۰۲ است! یعنی قابل صرف نظر!
2️⃣سهم ایران در چند سال گذشته کمتر از ۰.۰۰۱ از کل صادرات چین بوده است و سهم ایران در واردات این کشور نیز کمتر از ۰.۰۰۹! یعنی سهم ما تقریبا در اقتصاد چین آنقدر ناچیز است، که میشود درنظر نگرفت!
اینها واقعیتهایی هستند که معنایش متاسفانه در همان تفاوت فهممان از مفهوم استقلال نشات گرفته است. ما موفق شدهایم تاثیریپذیری خود را از دیگران کم کنیم؛ اما ما به سادگی در معادلات جهانی نادیده گرفته میشویم؛ چون تاثیرگذاریمان هم به اندازهی تاثیرپذیریمان ناچیز است!
⭕️تغییر دیدگاه
وقتی به شاخصهای جهانی دقت میکنیم، در بسیاری از این شاخصها «واردات» یک معیار مطلوب است! بله واردات اگر در صنایع پیشرفته و کالاهای سرمایهای باشد، و اگر همراه با صادرات بالا باشد، یک معیار خیلی خوب است. ما هنوز افتخار میکنیم به کاهش واردات بدون آنکه توجه کنیم به سایر جنبهها!
ما بیش از هر چیز نیاز داریم تا به بازتعریف مفاهیمی اقدام کنیم، که میراث دنیای ماقبل جهانیشدن است! ما نیاز داریم تا دوباره در خصوص بسیاری از چیزهایی که بدیهی میدانیم، فکر کنیم!
ما اگر واردات بالا و صادرات بالا داشتیم، هرچند تفاضلش همین مقدار اکنون بود، حتما بیش از وضعیت فعلیمان تاثیرگذار بودیم و این یعنی به راحتی قابل صرف نظر کردن نبودیم! یعنی به راحتی نمیشد با یک امضا تحریممان کرد!
در دنیای امروز، هیچ رابطهای یکطرفه نیست. نمیشود تنها تاثیرگذار بود و هیچ وابستگی نداشت. مهم آن است که بیش از آن که وابسته به دیگران باشیم، آنها به ما وابسته باشند.
دستیابی به استقلال تنها از طریق این توازن ایجاد میشود؛ وگرنه اگر به هیچکس وابسته نباشیم و دیگران هم به ما وابسته نباشند؛ همگی برای حذف شدنمان توافق دارند!
یعنی حتی اگر خودکفایی امکانپذیر هم باشد، قدرت و استقلال ما را افزایش که نمیدهد، بلکه کاهش میدهد!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻امیر ناظمی
ما نسل عادت کرده به جشنهای خودکفایی بودیم؛ از خودکفایی گندم تا پیکان! برای ما بدیهی بود که برای حفظ استقلال باید از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را تولید کنیم. ما تازه سالهای انتهای دههی ۷۰ بود که فهمیدیم خودکفایی در همهی امور امکانپذیر نیست. با خودکفایی خداحافظی کردیم، هم ما مردم، هم آن سیاستمدارها؛ چون فکر میکردیم نمیشود! نه اینکه راه حل خوبی نیست!
بعد شروع شد به تهیه فهرستی از کالاهای استراتژیک که فکر میکردند باید در آنها خودکفا شویم. گندم در این فهرست بود به اسم امنیت غذایی؛ یا بنزین و خودرو بخاطر سهم اشتغال بالا. ما از ترس تحریم، از ترس کابوس جنگ با عراق، ما به هزار دلیل دنبال استقلال از طریق خودکفایی بودیم.
برای من گذشت و گذشت تا در مدلسازیها رسیدم به مفهوم «استقلال»! از دید منی که بزرگشده در این دورهها بودم، استقلال یعنی «کمترین میزان تاثیرپذیری از دیگران» یعنی هرچقدر کسی نتواند بر تصمیمات من اثر بگذارد من مستقلتر هستم؛ یعنی اگر آمریکا و اروپا روی فعالیتهای من اثر نگذارند من استقلال بیشتری دارم.
اما از دید کتابها و مدلسازیهایی که داشتم در دانشگاه تدریس میکردم، «استقلال» از «نسبت وابستگی دیگران به من به وابستگی من به آنها» به دست میآمد؛ یا برابر بود با «نسبت تاثیراتی که من بر دیگران میگذارم به مجموع تاثیراتی که میگذارم و میپذیرم».
در این تعریف اگر من کشوری باشم که دیگران به من وابسته نیستند؛ من مستقل نیستم! و البته قدرت هم ندارم!
البته در مدلسازیهای پیچیدهتر، هم تعریف «استقلال» و هم تعریف «قدرت» پیچیدهتر میشدند، اما در همهی آنها مدام نقش تاثیرگذاریها در تعریف «استقلال» بیشتر میشد!
از دید مدلسازیهای جدید، بازیگری که در یک سیستم «استقلال» داشت، بازیگری بود که باید تاثیرگذار میبود، وگرنه هر چقدر هم تاثیرپذیریاش را از سایرین کم میکرد، مستقل نمیشد.
⭕️استقلال و تحریمها
بسیار نوشته شده که چرا اینقدر ما راحت تحریم میشویم؟ پاسخ اما دقیقا برمیگردد به دلیل همین درک نادرستی است که از مفهوم استقلال داریم.
بازیگر مستقل یا دارای قدرت، قابل حذف شدن از سیستم نیست. یعنی کشوری که ۱۰۰ میلیارد دلار وارد میکند و ۱۰۰ میلیارد صادر میکند؛ خیلی قویتر از کشوری است که نه وارداتی دارد و نه صادراتی! کشور اول را نمیشود از جهان حذف کرد و دومی را میشود!
بگذارید چند واقعیت ببینیم:
1️⃣ما ایرانیها فکر میکنیم چون سالیانه حدود ۳ میلیارد یورو از آلمان واردات داشتهایم؛ خیلی شریک جذابی برای آلمانیها هستیم؛ اما یادمان میرود که صادرات آلمانیها حدود ۱۳۵۰ میلیارد است و این یعنی سهم ما حدود ۰.۰۰۲ است! یعنی قابل صرف نظر!
2️⃣سهم ایران در چند سال گذشته کمتر از ۰.۰۰۱ از کل صادرات چین بوده است و سهم ایران در واردات این کشور نیز کمتر از ۰.۰۰۹! یعنی سهم ما تقریبا در اقتصاد چین آنقدر ناچیز است، که میشود درنظر نگرفت!
اینها واقعیتهایی هستند که معنایش متاسفانه در همان تفاوت فهممان از مفهوم استقلال نشات گرفته است. ما موفق شدهایم تاثیریپذیری خود را از دیگران کم کنیم؛ اما ما به سادگی در معادلات جهانی نادیده گرفته میشویم؛ چون تاثیرگذاریمان هم به اندازهی تاثیرپذیریمان ناچیز است!
⭕️تغییر دیدگاه
وقتی به شاخصهای جهانی دقت میکنیم، در بسیاری از این شاخصها «واردات» یک معیار مطلوب است! بله واردات اگر در صنایع پیشرفته و کالاهای سرمایهای باشد، و اگر همراه با صادرات بالا باشد، یک معیار خیلی خوب است. ما هنوز افتخار میکنیم به کاهش واردات بدون آنکه توجه کنیم به سایر جنبهها!
ما بیش از هر چیز نیاز داریم تا به بازتعریف مفاهیمی اقدام کنیم، که میراث دنیای ماقبل جهانیشدن است! ما نیاز داریم تا دوباره در خصوص بسیاری از چیزهایی که بدیهی میدانیم، فکر کنیم!
ما اگر واردات بالا و صادرات بالا داشتیم، هرچند تفاضلش همین مقدار اکنون بود، حتما بیش از وضعیت فعلیمان تاثیرگذار بودیم و این یعنی به راحتی قابل صرف نظر کردن نبودیم! یعنی به راحتی نمیشد با یک امضا تحریممان کرد!
در دنیای امروز، هیچ رابطهای یکطرفه نیست. نمیشود تنها تاثیرگذار بود و هیچ وابستگی نداشت. مهم آن است که بیش از آن که وابسته به دیگران باشیم، آنها به ما وابسته باشند.
دستیابی به استقلال تنها از طریق این توازن ایجاد میشود؛ وگرنه اگر به هیچکس وابسته نباشیم و دیگران هم به ما وابسته نباشند؛ همگی برای حذف شدنمان توافق دارند!
یعنی حتی اگر خودکفایی امکانپذیر هم باشد، قدرت و استقلال ما را افزایش که نمیدهد، بلکه کاهش میدهد!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مواد غذایی در ایران نسبت به پارسال چقدر گران شده است؟!/ مجمع فعالان اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چشم اسفندیار
✍🏻ندا گنجی
در متون ادبی چنین نقل شده که زرتشت، اسفندیار یکی از شخصیتهای اسطورهای راتوصیه کرد که در رودخانه مقدس خود را بشوید. اسفندیار نیز هنگامیکه زیر آب میرود، چشمان خود را میبندد تا آب به داخل چشمانش نفوذ نکند، اما چشمان او ضربهپذیر میشود و مرگ او را در نبرد با رستم رقم میزند.
حالا فسادهای برملاشده از تحریمهای پیشین، تداعیکننده این داستان است. آنگاه که دولتمردان چشمانشان را به روی منافذ توزیع رانت به بهانهای چون «دور زدن تحریمها» بستند و اقتصاد ایران از ناحیه همین زخمهایی که خون از دست میداد، زیانهایی بس بزرگ دید.حالا که قرار است دوباره ابرهای تیره تحریم، بر فراز اقتصاد ایران بایستد، بیم زایش دوباره امثال مفسدان در فضای غیرشفاف و غبارآلود به جانمان افتاده است.
خاصه اینکه اکنون پیش از آغاز تحریمهای جدید علیه ایران، برخی سیاستها که سیاستگذاران با نیت مقابله با آثار تحریم در پیش گرفتهاند، عملیات اقتصادی در کشور را دچار اختلال کرده است ،چه قصوری بالاتر از اینکه دولت بهرغم توصیه مکرر صاحبنظران، بازنگری در تخصیص ارز دولتی به همه تقاضاهای ارزی را به تعویق انداخت و مصلحت را در این دید که مساله «تقاضاهای فزاینده ارزی» را با ایجاد مسالهای دیگر به نام «ممنوعیت واردات 1400 قلم کالا» حل و فصل کند. این ممنوعیت احتمالاً کسبوکار قاچاقچیان کالاهای موجود در این لیست ممنوعه را سکه نمیکند؟
سال 1391 که مثل همین روزها دولت در گرداب تحریم دست و پا میزد و البته قیمت دلار هم افسار پاره کرده بود، محمدرضا رحیمی معاون اول رئیسجمهوری وقت، در مراسم روز ملی صادرات کاسه کوزه افزایش قیمت دلار را بر سر مردی به نام «جمشید بسمالله» شکست.سخنان او چنین مینمود که «شعبان بیمخ» دیگری در دهه 1390 ظهور کرده و آرامش بازار ارز را بههمریخته است؛اما دیری نپایید که خبر دستگیری «جمشید بسمالله» هم آمد. بعدها، روزنامه تعادل به سراغ جمشید میرابی، ملقب به جمشید بسمالله رفت و با او درباره روزهای پرالتهاب بازار ارز و دستگیریاش به گفتوگو نشست.گفت: بازار ارز ایران پر از سروصدا بود. به نظر من مردمی بودند که کارشان این نبود، حتی خانمهای خانهدار میآمدند دلار خرید و فروش میکردند. قبل از دستگیری فکر نمیکردم بازار امنیتی شود و ماموران نیروی انتظامی وارد بازار شوند. خود ما به مردم میگفتیم دلار نخرید، فردا امثال ما را دستگیر میکنند.او همچنین گفته است که معروف شدنش را مدیون محمدرضا رحیمی است.
اما نام «یدالله روزچنگ» را ایرانیان کمتر شنیدهاند. شاید او را نخستین بار، حجتالاسلام محسنیاژهای به رسانهها معرفی کرد؛روزچنگ و یکی از برادرانش، هر یک به 20 سال حبس و رد مال محکوم شدهاند. او را «مرد شش میلیارد دلاری» نیز معرفی کردهاند. مردم ایران اما شاید نوشیدنی را که او به بازار عرضه کرده است بهتر بشناسند. او مالک برند «ایستک» است و پیش از آنکه به عنوان اخلالگر بازار ارز متهم شود، چندین بار به عنوان کارآفرین برتر از سوی دولت وقت مورد تجلیل قرار گرفت.
وکیل او میگوید«در سال 1389 و بعد از اینکه زمزمه تشدید تحریمها مطرح میشود، بانک مرکزی کمیتهای ارزی تشکیل میدهد و این کمیته تصمیم میگیرد، از طریق دفاتر صرافیهای ایرانی در دوبی، ارز را به بازار تزریق کند. بانک مرکزی، میزان ارزی را که باید در بازار دوبی از طریق صرافیها توزیع میشد اعلام میکرده و بانک ملی، شعبه دوبی به عنوان بانک عامل، ارز را در اختیار صرافها قرار میداده و صرافهای منتخب میبایست ارزی را که دریافت میکردند، میان متقاضیان ایرانی که عموماً واردکننده بودند، توزیع کنند.
یکی از معدود صرافیهایی که پس از تاسیس در ایران، در دوبی هم شعبه ایجاد کرد، صرافی روزچنگ بوده است.او ارزهای سهمیهای ارزان را به حسابی و از آنجا به بانک ملی در دوبی منتقل میکرد؛ ارزهایی که ظاهراً به بازار نمیرفت و همین موضوع به علاوه اقدامات مشابه اخلالگران دیگر، موجب شد تا در اواسط زمستان سال 1391، قیمت دلار رکوردزنی کند.».«صرافیهای مستقر در دوبی کارشان فروش ارزهای سهمیهای به واردکنندگان به قیمتی بالاتر بود به گونهای که برخی شرکتهای مستقر در دوبی دست از تجارت کشیدند و صرفاً آن ارزها را میفروختند
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در مورد سود هفت هزار میلیاردتومانی سه صراف بزرگ گفته: این صرافان در سال 1390توانستند با همکاری بانک مرکزی به سود هفت هزار میلیارد تومانی برسند.و در مورد دیگری که برای واردات قطعات هواپیما ۴۰۰ میلیون دلار اعتبار گرفته شده اما این قطعات هواپیما هیچگاه به کشور وارد نشد
آیا جلوگیری از شکلگیری سوءاستفادههای مالی در دوره جدید تحریمها ممکن خواهد بود یا تحریم، ذاتاً پدیدهای چرکزاد است؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻ندا گنجی
در متون ادبی چنین نقل شده که زرتشت، اسفندیار یکی از شخصیتهای اسطورهای راتوصیه کرد که در رودخانه مقدس خود را بشوید. اسفندیار نیز هنگامیکه زیر آب میرود، چشمان خود را میبندد تا آب به داخل چشمانش نفوذ نکند، اما چشمان او ضربهپذیر میشود و مرگ او را در نبرد با رستم رقم میزند.
حالا فسادهای برملاشده از تحریمهای پیشین، تداعیکننده این داستان است. آنگاه که دولتمردان چشمانشان را به روی منافذ توزیع رانت به بهانهای چون «دور زدن تحریمها» بستند و اقتصاد ایران از ناحیه همین زخمهایی که خون از دست میداد، زیانهایی بس بزرگ دید.حالا که قرار است دوباره ابرهای تیره تحریم، بر فراز اقتصاد ایران بایستد، بیم زایش دوباره امثال مفسدان در فضای غیرشفاف و غبارآلود به جانمان افتاده است.
خاصه اینکه اکنون پیش از آغاز تحریمهای جدید علیه ایران، برخی سیاستها که سیاستگذاران با نیت مقابله با آثار تحریم در پیش گرفتهاند، عملیات اقتصادی در کشور را دچار اختلال کرده است ،چه قصوری بالاتر از اینکه دولت بهرغم توصیه مکرر صاحبنظران، بازنگری در تخصیص ارز دولتی به همه تقاضاهای ارزی را به تعویق انداخت و مصلحت را در این دید که مساله «تقاضاهای فزاینده ارزی» را با ایجاد مسالهای دیگر به نام «ممنوعیت واردات 1400 قلم کالا» حل و فصل کند. این ممنوعیت احتمالاً کسبوکار قاچاقچیان کالاهای موجود در این لیست ممنوعه را سکه نمیکند؟
سال 1391 که مثل همین روزها دولت در گرداب تحریم دست و پا میزد و البته قیمت دلار هم افسار پاره کرده بود، محمدرضا رحیمی معاون اول رئیسجمهوری وقت، در مراسم روز ملی صادرات کاسه کوزه افزایش قیمت دلار را بر سر مردی به نام «جمشید بسمالله» شکست.سخنان او چنین مینمود که «شعبان بیمخ» دیگری در دهه 1390 ظهور کرده و آرامش بازار ارز را بههمریخته است؛اما دیری نپایید که خبر دستگیری «جمشید بسمالله» هم آمد. بعدها، روزنامه تعادل به سراغ جمشید میرابی، ملقب به جمشید بسمالله رفت و با او درباره روزهای پرالتهاب بازار ارز و دستگیریاش به گفتوگو نشست.گفت: بازار ارز ایران پر از سروصدا بود. به نظر من مردمی بودند که کارشان این نبود، حتی خانمهای خانهدار میآمدند دلار خرید و فروش میکردند. قبل از دستگیری فکر نمیکردم بازار امنیتی شود و ماموران نیروی انتظامی وارد بازار شوند. خود ما به مردم میگفتیم دلار نخرید، فردا امثال ما را دستگیر میکنند.او همچنین گفته است که معروف شدنش را مدیون محمدرضا رحیمی است.
اما نام «یدالله روزچنگ» را ایرانیان کمتر شنیدهاند. شاید او را نخستین بار، حجتالاسلام محسنیاژهای به رسانهها معرفی کرد؛روزچنگ و یکی از برادرانش، هر یک به 20 سال حبس و رد مال محکوم شدهاند. او را «مرد شش میلیارد دلاری» نیز معرفی کردهاند. مردم ایران اما شاید نوشیدنی را که او به بازار عرضه کرده است بهتر بشناسند. او مالک برند «ایستک» است و پیش از آنکه به عنوان اخلالگر بازار ارز متهم شود، چندین بار به عنوان کارآفرین برتر از سوی دولت وقت مورد تجلیل قرار گرفت.
وکیل او میگوید«در سال 1389 و بعد از اینکه زمزمه تشدید تحریمها مطرح میشود، بانک مرکزی کمیتهای ارزی تشکیل میدهد و این کمیته تصمیم میگیرد، از طریق دفاتر صرافیهای ایرانی در دوبی، ارز را به بازار تزریق کند. بانک مرکزی، میزان ارزی را که باید در بازار دوبی از طریق صرافیها توزیع میشد اعلام میکرده و بانک ملی، شعبه دوبی به عنوان بانک عامل، ارز را در اختیار صرافها قرار میداده و صرافهای منتخب میبایست ارزی را که دریافت میکردند، میان متقاضیان ایرانی که عموماً واردکننده بودند، توزیع کنند.
یکی از معدود صرافیهایی که پس از تاسیس در ایران، در دوبی هم شعبه ایجاد کرد، صرافی روزچنگ بوده است.او ارزهای سهمیهای ارزان را به حسابی و از آنجا به بانک ملی در دوبی منتقل میکرد؛ ارزهایی که ظاهراً به بازار نمیرفت و همین موضوع به علاوه اقدامات مشابه اخلالگران دیگر، موجب شد تا در اواسط زمستان سال 1391، قیمت دلار رکوردزنی کند.».«صرافیهای مستقر در دوبی کارشان فروش ارزهای سهمیهای به واردکنندگان به قیمتی بالاتر بود به گونهای که برخی شرکتهای مستقر در دوبی دست از تجارت کشیدند و صرفاً آن ارزها را میفروختند
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در مورد سود هفت هزار میلیاردتومانی سه صراف بزرگ گفته: این صرافان در سال 1390توانستند با همکاری بانک مرکزی به سود هفت هزار میلیارد تومانی برسند.و در مورد دیگری که برای واردات قطعات هواپیما ۴۰۰ میلیون دلار اعتبار گرفته شده اما این قطعات هواپیما هیچگاه به کشور وارد نشد
آیا جلوگیری از شکلگیری سوءاستفادههای مالی در دوره جدید تحریمها ممکن خواهد بود یا تحریم، ذاتاً پدیدهای چرکزاد است؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ نروژ و ونزوئلا؛ دو مسیر نفتی متفاوت
✍🏻 امیرحسین خالقی
در سال های دهه 1960 ونزوئلا و نروژ از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی وضعیت مشابهی داشتند؛ با این حال در دهه های بعد هردو کشور که از منابع سرشار نفت هم برخوردار بودند، مسیر کاملا متفاوتی را طی کردند. اکنون که به آنها می نگریم نروژ یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است و موجودی صندوق ذخیره ملی اش به بیش از 960 میلیارد دلار می رسد، ونزوئلا هم نگران این است که در کشور قحطی روی ندهد!
تفاوت این دو کشور در ایده هایی بود که دنبال کردند و در دو راه متفاوت قدم برداشتند، دهه 1970 نروژ با توجه به قدرت گرفتن احزاب چپ یک اقتصاد غیرآزاد به حساب می آمد که بر عایدات نفت تکیه داشت؛ شاخص آزاد اقتصادی (3.6 از 10) هم چیزی جز این نمی گفت؛ وضعیت در ونزوئلا متفاوت بود و اقتصادی آزاد (6.9 از 10) به حساب می آمد.
نروژی ها از سال های 1980 با بهره گیری از ایده های هایک و فریدمن و با سامان دادن به سیاست های پولی خود توانستند تورم دو رقمی خود را مهار کنند و آن را به حدود 2 درصد برسانند؛ در ونزوئلا ولی عدم انضباط پولی باعث کاهش مستمر قدرت خرید پول ملی شد تا سال های اخیر که ابرتورم چندصد درصدی را شاهد ایم.
نروژ عضو اتحادیه اروپا نیست، ولی با امضای پیمان تجارت آزاد اروپایی توانسته است از مزایای بازار گسترده قاره سبز برخوردار شود و برقراری رابطه تجاری و اقتصادی گسترده با دیگر کشورها را دنبال می کند، محیط کسب و کار مناسبی دارد و مقررات دست و پا گیری برای بازار نیروی کار وضع نکرده است؛ از همه مهمتر نهادهای قدرتمندی دارد که در حفظ حقوق مالکیت و حکومت قانون بسیار خوب عمل می کنند. قوه قضاییه و دادگاه های مستقل، فساد پایین و عدم دخالت نظامیان در سیاست را هم به مزایای بالا بیفزایید.
از آن سو، ونزوئلایی ها با سیاست های حمایتگرایانه و "حمایت از تولید ملی" در عمل تیشه به ریشه اقتصاد خود زده اند، با افتخار به دنبال وضع مقررات ضد سرمایه داری بودند و حضور دولت در همه جا پررنگ بوده و است، فساد بیداد می کند و البته رژیم سرکوب گر و اقتدارگرایی که از دوره چاوز شروع شد و تاکنون ادامه دارد با دموکراسی نروژی خیلی متفاوت است.
کسانی گفته اند وضعیت در نروژ هم ایده ال نیست و نرخ بالای مالیات و هزینه های رفاهی دولت را شاهد می آورند؛ اما نباید از یاد برد سیستم مالیات نروژ خوب طراحی شده است و بازارها را به میزان زیاد مخدوش نمی کند و همچنین درآمد نفت هم باعث شده است که نرخ مالیات آن 4 درصد بیشتر از دیگر کشورهای سازمان های همکاری های اقتصادی و توسعه "متورم" شود. با این حال بازنگری در حال انجام است، مالیات شرکت ها و نرخ مالیات پایه قرار است کاهش یابد، مالیات بر املاک و مستغلات حذف می شود و مالیات بر ارث نیز که پیشتر حذف شده بود.
بگذارید آنچه آمد را در یک شاخص خلاصه کنیم، اکنون که به شاخص آزادی اقتصادی نگاه می کنیم، امتیاز نروژ 7.51 است و در رده 32 در میان 159 کشور جهان جا دارد، ونزوئلا امتیاز 3.29 را کسب کرده است و در رتبه 159ام! قرار گرفته است.
راستی ایران هم در رتبه 150 قرار دارد!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 امیرحسین خالقی
در سال های دهه 1960 ونزوئلا و نروژ از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی وضعیت مشابهی داشتند؛ با این حال در دهه های بعد هردو کشور که از منابع سرشار نفت هم برخوردار بودند، مسیر کاملا متفاوتی را طی کردند. اکنون که به آنها می نگریم نروژ یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است و موجودی صندوق ذخیره ملی اش به بیش از 960 میلیارد دلار می رسد، ونزوئلا هم نگران این است که در کشور قحطی روی ندهد!
تفاوت این دو کشور در ایده هایی بود که دنبال کردند و در دو راه متفاوت قدم برداشتند، دهه 1970 نروژ با توجه به قدرت گرفتن احزاب چپ یک اقتصاد غیرآزاد به حساب می آمد که بر عایدات نفت تکیه داشت؛ شاخص آزاد اقتصادی (3.6 از 10) هم چیزی جز این نمی گفت؛ وضعیت در ونزوئلا متفاوت بود و اقتصادی آزاد (6.9 از 10) به حساب می آمد.
نروژی ها از سال های 1980 با بهره گیری از ایده های هایک و فریدمن و با سامان دادن به سیاست های پولی خود توانستند تورم دو رقمی خود را مهار کنند و آن را به حدود 2 درصد برسانند؛ در ونزوئلا ولی عدم انضباط پولی باعث کاهش مستمر قدرت خرید پول ملی شد تا سال های اخیر که ابرتورم چندصد درصدی را شاهد ایم.
نروژ عضو اتحادیه اروپا نیست، ولی با امضای پیمان تجارت آزاد اروپایی توانسته است از مزایای بازار گسترده قاره سبز برخوردار شود و برقراری رابطه تجاری و اقتصادی گسترده با دیگر کشورها را دنبال می کند، محیط کسب و کار مناسبی دارد و مقررات دست و پا گیری برای بازار نیروی کار وضع نکرده است؛ از همه مهمتر نهادهای قدرتمندی دارد که در حفظ حقوق مالکیت و حکومت قانون بسیار خوب عمل می کنند. قوه قضاییه و دادگاه های مستقل، فساد پایین و عدم دخالت نظامیان در سیاست را هم به مزایای بالا بیفزایید.
از آن سو، ونزوئلایی ها با سیاست های حمایتگرایانه و "حمایت از تولید ملی" در عمل تیشه به ریشه اقتصاد خود زده اند، با افتخار به دنبال وضع مقررات ضد سرمایه داری بودند و حضور دولت در همه جا پررنگ بوده و است، فساد بیداد می کند و البته رژیم سرکوب گر و اقتدارگرایی که از دوره چاوز شروع شد و تاکنون ادامه دارد با دموکراسی نروژی خیلی متفاوت است.
کسانی گفته اند وضعیت در نروژ هم ایده ال نیست و نرخ بالای مالیات و هزینه های رفاهی دولت را شاهد می آورند؛ اما نباید از یاد برد سیستم مالیات نروژ خوب طراحی شده است و بازارها را به میزان زیاد مخدوش نمی کند و همچنین درآمد نفت هم باعث شده است که نرخ مالیات آن 4 درصد بیشتر از دیگر کشورهای سازمان های همکاری های اقتصادی و توسعه "متورم" شود. با این حال بازنگری در حال انجام است، مالیات شرکت ها و نرخ مالیات پایه قرار است کاهش یابد، مالیات بر املاک و مستغلات حذف می شود و مالیات بر ارث نیز که پیشتر حذف شده بود.
بگذارید آنچه آمد را در یک شاخص خلاصه کنیم، اکنون که به شاخص آزادی اقتصادی نگاه می کنیم، امتیاز نروژ 7.51 است و در رده 32 در میان 159 کشور جهان جا دارد، ونزوئلا امتیاز 3.29 را کسب کرده است و در رتبه 159ام! قرار گرفته است.
راستی ایران هم در رتبه 150 قرار دارد!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزشی رگرسیون آستانه در استاتا نسخه 15
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
جدیدترین شماره از هفته نامه معتبر خبری
The week
نسخه بریتانیا|7 جولای 2018|52 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The week
نسخه بریتانیا|7 جولای 2018|52 صفحه
دانلود در پست بعدی 👇🏻
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg