@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😁2🗿2🥴1
نماینده شورای نوابغ اعلام کرد که ایران به فناوری تولید تسلیحات پلاسما دست یافته است! در روز های آینده، اولین و بزرگترین سلاح پلاسمایی جهان رونمایی خواهد شد و ایران پیشگام این فناوری در جهان شناخته میشود.
@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥57🤣11🍌3👍1👏1🤔1
رئیس سازمان مدارس غیردولتی:
@Funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🥴2
👍18👎3🙏1
یک خانم ۲۹ ساله به دلیل افسردگی پس از زایمان تحت نظر روانپزشک است. ۳ ماه پیش زایمان کرده و به فرزندش شیر میدهد.
- حالتون چطوره؟
- یک هفته است بدتر شدم. یعنی افسردگیم بهترهها، ولی نفس تنگی دارم. هوا کم میارم. قفسه سینهم درد میگیره و نفسم میگیره.
- درد سینه و نفس تنگیتون با فعالیت ارتباط داره؟
- نه ربطی به فعالیت نداره. مثلا دیروز روی مبل نشسته بودم و داشتم فکر میکردم این چه کاری بود که بچهدار شدم که یه هویی گرفت.
- علامت دیگهای ندارید؟
- نه، فقط همین اذیتم میکنه. چند بار به صورت نامنظم خونریزی داشتم. معمولا وقتی استرسی میشم قاعدگیم به هم میریزه.
- به نظر من دچار پنیک شدید، ولی بهتره متخصص داخلی که مطب رو به رویی هست شما رو ببینه که من خیالم راحت بشه علت ارگانیک مطرح نیست و با خیال راحت حملات پنیک شما رو درمان کنم.
برای همکار متخصص داخلی نامهی ارجاع مینویسد. لطفا همین الان برید پیشش و نتیجه را به من بگید.
به همکارش زنگ میزند و از او میخواهد خارج از نوبت به مراجعش وقت بدهد.
(مطب متخصص داخلی)
- بفرمایید، چه کمکی میتونم به شما بکنم؟
- نفسم گاهی میگیره و سینهم درد میگیره.
- با فعالیت ارتباط داره؟
- نه
علامت دیگهای دارید؟
- نه، فقط مثل همیشه وقتی استرسی میشم قاعدگیم به هم میریزه.
متخصص داخلی از او برای معاینه اجازه میگیرد. با تب سنج دمای بدنش را چک میکند. ۳۷/۲ است. فشار خونش ۱۲۰ روی ۶۰ است. ریههای دوطرف را با گوشی سمع میکند. هیچ صدای غیر طبیعی ندارد. سمع قلب هم نرمال است. در معاینه هیچ نکتهی مشکوکی نمیبیند.
- خانم تشخیص روانپزشکتون درست بوده. شما پنیک دارید. قلب و ریهتون طبیعیه. باید تحت نظر دکترتون دارو بخورید.
- به مطب روانپزشک برمیگردد و نظر متخصص داخلی را منتقل میکند.
- دیگه صد در صد خیالم راحت شد که مشکل ارگانیک مطرح نیست. برای درمان پنیک براتون دارو مینویسم. یک ماه بعد دوباره بیایید ببینمتون.
-شوهر مراجع: دکتر چی گفت؟
- گفت مال اعصابته. دکتر داخلی هم گفت مشکلی نداری.
- آخه تو که داشتی بهتر میشدی. افسردگی بعد از زایمانت خیلی بهتر شده بود. چرا تنگی نفست باید از اعصابت باشه؟!
- نمیدونم دیگه. دکتر گفت مشکل جسمی نیست. دکتر داخلی هم که تاییدش گرد دیگه جایی برای نگرانی نیست.
- ولی من نگرانتم عزیزم.
- مرسی که نگرانمی. ولی آدم نباید بدبین باشه. من به نظر دکترها اعتماد دارم.
- دیدی که همین دکترها پدر منو به کشتن دادن.
- اون فرق میکرد.
- به هر حال تا از یه دکتر دیگه second opinion نگیریم خیالم راحت نمیشه.
- ای بابا، این قدر منو دوست داری؟!
- مگه شک داری عزیز دلم؟!....حالا باید فکر کنیم چطوری یه دکتر خوب پیدا کنیم.
- خوبه برم پیش دکتر کتی جون.
- چرا دکتر کتی جون؟
- یادته تو مهمونی تعریف میکرد بیماری دخترخالهش رو دکترهای آمریکا تشخیص نداده بودن و دکترش تشخیص داده؟
- آره یادم اومد. راحتی بهش زنگ بزنی؟
- آره، دوست داره با ما بیشتر رفت و آمد کنه. اگه بتونه کاری بکنه، میکنه.
-کتی جون: ببین عزیزم من متخصص داخلی خوب میشناسم. ولی تجربهی من میگه بهتره
برای second opinion تخصصهای مختلف رو امتحان کنی. این طوری از یه زاویهی دیگه مشکلت رو بررسی میکنن.
- خب پیش چه تخصصی برم؟
- من یه دکتر زنان خیلی خوب میشناسم. تشخیصهاش حرف نداره. با منشیش دوستم. میتونم ازش برات وقت بگیرم.
- ممنون. لطف میکنی.
هفتهی بعد در مطب دکتر زنان:
- گفتید تنگی نفس دارید و سینهتون هم گاهی درد میگیره؟
- بله. قاعدگیم هم یکمی نامنظم شده. همیشه وقتی استرسی میشم نامنظم میشه.
قلب و ریهی او را معاینه میکند. نرمال هستند.
بخواب روی تخت که معاینهت کنم.
دکتر متوجه میشه یکمی رحم بزرگتر از نرماله. دهانهی رحم کاملا بسته است و مختصری خون تیره در واژن دیده میشه....ناگهان چیزی در ذهن متخصص زنان جرقه میزنه. پیش خودش میگه این خانم ۳ ماه پیش زایمان داشته. تنگی نفس و درد سینه داره. خونریزی نامنظم هم داره. رحمش هم یکمی بزرگه. به مراجعش میگه خانم یه تست برات مینویسم حتما همین الان انجام بده و برای من بیار.
- اِ خانم دکتر شما که beta HCG نوشتید!!!! خدا مرگم بده! یعنی تو این ۳ ماه دوباره حامله شدم؟!
متخصص زنان میخندد و میگوید نه حاملگی مطرح نیست. آزمایش رو بگیر و برای من بیار.
۲ ساعت بعد:
- بفرمایید خانم دکتر، این هم جواب آزمایش.
دکتر جواب آزمایش را میبیند و متوجه
میشود beta HCG او خیلی بالا است.
ادامه در پست بعدی:
@funical
- حالتون چطوره؟
- یک هفته است بدتر شدم. یعنی افسردگیم بهترهها، ولی نفس تنگی دارم. هوا کم میارم. قفسه سینهم درد میگیره و نفسم میگیره.
- درد سینه و نفس تنگیتون با فعالیت ارتباط داره؟
- نه ربطی به فعالیت نداره. مثلا دیروز روی مبل نشسته بودم و داشتم فکر میکردم این چه کاری بود که بچهدار شدم که یه هویی گرفت.
- علامت دیگهای ندارید؟
- نه، فقط همین اذیتم میکنه. چند بار به صورت نامنظم خونریزی داشتم. معمولا وقتی استرسی میشم قاعدگیم به هم میریزه.
- به نظر من دچار پنیک شدید، ولی بهتره متخصص داخلی که مطب رو به رویی هست شما رو ببینه که من خیالم راحت بشه علت ارگانیک مطرح نیست و با خیال راحت حملات پنیک شما رو درمان کنم.
برای همکار متخصص داخلی نامهی ارجاع مینویسد. لطفا همین الان برید پیشش و نتیجه را به من بگید.
به همکارش زنگ میزند و از او میخواهد خارج از نوبت به مراجعش وقت بدهد.
(مطب متخصص داخلی)
- بفرمایید، چه کمکی میتونم به شما بکنم؟
- نفسم گاهی میگیره و سینهم درد میگیره.
- با فعالیت ارتباط داره؟
- نه
علامت دیگهای دارید؟
- نه، فقط مثل همیشه وقتی استرسی میشم قاعدگیم به هم میریزه.
متخصص داخلی از او برای معاینه اجازه میگیرد. با تب سنج دمای بدنش را چک میکند. ۳۷/۲ است. فشار خونش ۱۲۰ روی ۶۰ است. ریههای دوطرف را با گوشی سمع میکند. هیچ صدای غیر طبیعی ندارد. سمع قلب هم نرمال است. در معاینه هیچ نکتهی مشکوکی نمیبیند.
- خانم تشخیص روانپزشکتون درست بوده. شما پنیک دارید. قلب و ریهتون طبیعیه. باید تحت نظر دکترتون دارو بخورید.
- به مطب روانپزشک برمیگردد و نظر متخصص داخلی را منتقل میکند.
- دیگه صد در صد خیالم راحت شد که مشکل ارگانیک مطرح نیست. برای درمان پنیک براتون دارو مینویسم. یک ماه بعد دوباره بیایید ببینمتون.
-شوهر مراجع: دکتر چی گفت؟
- گفت مال اعصابته. دکتر داخلی هم گفت مشکلی نداری.
- آخه تو که داشتی بهتر میشدی. افسردگی بعد از زایمانت خیلی بهتر شده بود. چرا تنگی نفست باید از اعصابت باشه؟!
- نمیدونم دیگه. دکتر گفت مشکل جسمی نیست. دکتر داخلی هم که تاییدش گرد دیگه جایی برای نگرانی نیست.
- ولی من نگرانتم عزیزم.
- مرسی که نگرانمی. ولی آدم نباید بدبین باشه. من به نظر دکترها اعتماد دارم.
- دیدی که همین دکترها پدر منو به کشتن دادن.
- اون فرق میکرد.
- به هر حال تا از یه دکتر دیگه second opinion نگیریم خیالم راحت نمیشه.
- ای بابا، این قدر منو دوست داری؟!
- مگه شک داری عزیز دلم؟!....حالا باید فکر کنیم چطوری یه دکتر خوب پیدا کنیم.
- خوبه برم پیش دکتر کتی جون.
- چرا دکتر کتی جون؟
- یادته تو مهمونی تعریف میکرد بیماری دخترخالهش رو دکترهای آمریکا تشخیص نداده بودن و دکترش تشخیص داده؟
- آره یادم اومد. راحتی بهش زنگ بزنی؟
- آره، دوست داره با ما بیشتر رفت و آمد کنه. اگه بتونه کاری بکنه، میکنه.
-کتی جون: ببین عزیزم من متخصص داخلی خوب میشناسم. ولی تجربهی من میگه بهتره
برای second opinion تخصصهای مختلف رو امتحان کنی. این طوری از یه زاویهی دیگه مشکلت رو بررسی میکنن.
- خب پیش چه تخصصی برم؟
- من یه دکتر زنان خیلی خوب میشناسم. تشخیصهاش حرف نداره. با منشیش دوستم. میتونم ازش برات وقت بگیرم.
- ممنون. لطف میکنی.
هفتهی بعد در مطب دکتر زنان:
- گفتید تنگی نفس دارید و سینهتون هم گاهی درد میگیره؟
- بله. قاعدگیم هم یکمی نامنظم شده. همیشه وقتی استرسی میشم نامنظم میشه.
قلب و ریهی او را معاینه میکند. نرمال هستند.
بخواب روی تخت که معاینهت کنم.
دکتر متوجه میشه یکمی رحم بزرگتر از نرماله. دهانهی رحم کاملا بسته است و مختصری خون تیره در واژن دیده میشه....ناگهان چیزی در ذهن متخصص زنان جرقه میزنه. پیش خودش میگه این خانم ۳ ماه پیش زایمان داشته. تنگی نفس و درد سینه داره. خونریزی نامنظم هم داره. رحمش هم یکمی بزرگه. به مراجعش میگه خانم یه تست برات مینویسم حتما همین الان انجام بده و برای من بیار.
- اِ خانم دکتر شما که beta HCG نوشتید!!!! خدا مرگم بده! یعنی تو این ۳ ماه دوباره حامله شدم؟!
متخصص زنان میخندد و میگوید نه حاملگی مطرح نیست. آزمایش رو بگیر و برای من بیار.
۲ ساعت بعد:
- بفرمایید خانم دکتر، این هم جواب آزمایش.
دکتر جواب آزمایش را میبیند و متوجه
میشود beta HCG او خیلی بالا است.
ادامه در پست بعدی:
@funical
👍8👏1
ادامهی پست قبلی:
درخواست عکس قفسهی سینه میکند.
در عکس قفسهی سینه ضایعات منتشر در دوطرف سینه مشاهده میشود.
- خانم، من درست حدس زدهبودم. شما دچار کوریوکارسینوما شدید و به ریهتون متاستاز داده. باید شیمی درمانی بشید.
-ا....چرا؟! ما سابقهی سرطان تو خانوادهمون نداریم!
- خانمها بعد از زایمان ممکنه دچار این سرطان بشن. سلولهای جفت بعد از زایمان ممکنه دچار افزایش تقسیم سلولی بشن و این بیماری رو ایجاد کنن. من در مراجعانم تا ۶ ماه بعد از زایمان حواسم هست که به این سرطان فکر کنم.
- عجیبه متخصص روانپزشک که تحت نظرش هستم، نظر دکتر داخلی رو که شنید گفت صد در صد مشکل جسمی نداری.
- عزیزم اول به متخصص داخلی و بعد هم به روانپزشکت سلام خاص من رو برسون.
- چشم خانم دکتر، سلام خاص شما رو به هردوشون میرسونم.
- شوهر او به مطب روانپزشک میرود. به منشی میگوید در مورد یک مطلب مهم میخوام با دکتر صحبت کنم.
- اگه کوتاهه بین مراجعان میفرستمتون داخل.
- بله خیلی کوتاهه.
- دکتر، من بعد از شما، پیش متخصص داخلی بیسوادتر از خودت هم میرم. فقط خواستم پیشنهاد کنم روی تابلوت بنویسی "عروسک خیمه شب بازی متخصص داخلی همسایه!" به مراجعانت بگو من اعتماد صد در صد به همسایهم دارم. اگه ایشون گفتن مشکل جسمی نداری، من با پافشاری روی تشخیص پنیک، اختلال سایکوسوماتیک یا هر اسم دیکه که براش به کار میبری شما رو درمان میکنم. مناسفم برات که حتی یک درصد حاضر نبودی به تشخیص همکار داخلی شک کنی و قشنگ پذیرفتی که یک عروسک خیمهشب بازی بیش نیستی. همسر من سرطان داره و باید شیمی درمانی بشه. اگه من اصرار نکرده بودم یه دکتر دیگه ببینتش، معلوم نبود چه بلایی میخواستی سرش بیاری.
روانپزشک هاج و واج به شوهر مراجعش نگاه میکند و همان طور که به او خیره شده، شوهر مراجع چند بار دستانش را جلوی صورت او تکان میدهد و از اتاق خارج میشود.
پ.ن: این اتفاق برای من نیفتاده، اما اگر من هم به جای آن روانپزشک بودم به تشخیص متخصص داخلی مبنی بر رد علل ارگانیک اعتماد میکردم و حتی یک لحظه به کوریوکارسینوما شک نمیکردم و با میسکردن تشخیص شرمندهی مراجعم و خانوادهاش میشدم.
🌵یادداشت های یک روانپزشک.دکتر باجغلی
@funical
درخواست عکس قفسهی سینه میکند.
در عکس قفسهی سینه ضایعات منتشر در دوطرف سینه مشاهده میشود.
- خانم، من درست حدس زدهبودم. شما دچار کوریوکارسینوما شدید و به ریهتون متاستاز داده. باید شیمی درمانی بشید.
-ا....چرا؟! ما سابقهی سرطان تو خانوادهمون نداریم!
- خانمها بعد از زایمان ممکنه دچار این سرطان بشن. سلولهای جفت بعد از زایمان ممکنه دچار افزایش تقسیم سلولی بشن و این بیماری رو ایجاد کنن. من در مراجعانم تا ۶ ماه بعد از زایمان حواسم هست که به این سرطان فکر کنم.
- عجیبه متخصص روانپزشک که تحت نظرش هستم، نظر دکتر داخلی رو که شنید گفت صد در صد مشکل جسمی نداری.
- عزیزم اول به متخصص داخلی و بعد هم به روانپزشکت سلام خاص من رو برسون.
- چشم خانم دکتر، سلام خاص شما رو به هردوشون میرسونم.
- شوهر او به مطب روانپزشک میرود. به منشی میگوید در مورد یک مطلب مهم میخوام با دکتر صحبت کنم.
- اگه کوتاهه بین مراجعان میفرستمتون داخل.
- بله خیلی کوتاهه.
- دکتر، من بعد از شما، پیش متخصص داخلی بیسوادتر از خودت هم میرم. فقط خواستم پیشنهاد کنم روی تابلوت بنویسی "عروسک خیمه شب بازی متخصص داخلی همسایه!" به مراجعانت بگو من اعتماد صد در صد به همسایهم دارم. اگه ایشون گفتن مشکل جسمی نداری، من با پافشاری روی تشخیص پنیک، اختلال سایکوسوماتیک یا هر اسم دیکه که براش به کار میبری شما رو درمان میکنم. مناسفم برات که حتی یک درصد حاضر نبودی به تشخیص همکار داخلی شک کنی و قشنگ پذیرفتی که یک عروسک خیمهشب بازی بیش نیستی. همسر من سرطان داره و باید شیمی درمانی بشه. اگه من اصرار نکرده بودم یه دکتر دیگه ببینتش، معلوم نبود چه بلایی میخواستی سرش بیاری.
روانپزشک هاج و واج به شوهر مراجعش نگاه میکند و همان طور که به او خیره شده، شوهر مراجع چند بار دستانش را جلوی صورت او تکان میدهد و از اتاق خارج میشود.
پ.ن: این اتفاق برای من نیفتاده، اما اگر من هم به جای آن روانپزشک بودم به تشخیص متخصص داخلی مبنی بر رد علل ارگانیک اعتماد میکردم و حتی یک لحظه به کوریوکارسینوما شک نمیکردم و با میسکردن تشخیص شرمندهی مراجعم و خانوادهاش میشدم.
🌵یادداشت های یک روانپزشک.دکتر باجغلی
@funical
👍31👎3👏3👌2