مجلهٔ گفت‌وگوی جهانی- Global Dialogue – Telegram
مجلهٔ گفت‌وگوی جهانی- Global Dialogue
53 subscribers
33 photos
26 links
🌐 مجلهٔ رسمی انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی (ISA) به زبان فارسی

سه شماره در سال
Download Telegram
مجلۀ گفت‌وگوی جهانی- نسخۀ فارسی
شماره 13.3- دسامبر 2023

📕این شماره شامل گفت و گویی با ریتا سگانو دربارۀ استعماریت و گفت وگوی جنوب-جنوب
📔پرونده ای در باب انجمن بین المللی جامعه شناسی با مقالاتی از مایکل بوراووی، جفری پله یرز و ساری حنفی
📙پرونده ای در باب کربن زدایی و استعمار به همراه مقالاتی از برونو برینگل، حمزه حموشن و مانیفست جنوب -جنوب
📗مقاله ای دربارۀ سیاست ترس و تخیل سیاسی اقتدارگرا
📓مقاله ای دربارۀ منازعات آب و مقاومت در برابر سرمایه داری نئولیبرال


و مقالات دیگر است

📥دانلود از کانال تلگرامی گفت‌وگوی جهانی:
@GDinPersian

https://globaldialogue.isa-sociology.org/uploads/imgen/3454-v13i3-farsi.pdf
مجلۀ گفت‌وگوی جهانی- نسخۀ فارسی
شماره 14.1- آوریل 2024

📕این شماره شامل گفت و گوی ساری حنفی با ژائو تینگ یانگ درباره دموکراسی هوشمند
📔پرونده ای در باب هزینه های زندگی
📙پرونده ای در باب همکاری مجله با پلتفرم جنبش های باز
📗مقاله ای دربارۀ بازگشت دولت مداخله گر
📓مقاله ای دربارۀ استبداد شایسته سالاری
📘مقاله ای دربارۀ استبداد قانونی در کانادا

و مقالات دیگر است
📥دانلود از کانال تلگرامی گفت‌وگوی جهانی:
@GDinPersian


https://globaldialogue.isa-sociology.org/uploads/imgen/3527-v14i1-farsi.pdf
مجلۀ گفت‌وگوی جهانی- نسخۀ فارسی
شماره 14.2- آگوست 2024

📕این شماره شامل گفت و گویی با ساری حنفی درباره جنگ در غزه و مسئولیت دانشگاه ها
📔پرونده ای در باب همکاری جنوب-جنوب و نژادی سازی
📙پرونده ای در باب کاهش رشد در شمال جهانی، عدم تقارن شمال و جنوب و بدیل‌های پسااستخراج‌گرایانه جنوب جهانی
📗مقاله ای دربارۀ جنبش های اجتماعی پس از شکست فرایند قانونی در شیلی
📓مقاله ای دربارۀ مقاومت در برابر دولت خاویر میلئی در آرژانتین
📘مقاله ای دربارۀ مازاد و جابجایی جمعیت پناهندگان و مهاجران نوشتۀ نادیا بوعلی و ری براسیر از لبنان
📕مقالاتی دربارۀ جنبۀ اکولوژیک پیکارهای کارگری و دوراهی دیجیتال در خاورمیانه
📔نامۀ سرگشادۀ دانشگاهیان غزه

و مطالب دیگر است

📥دانلود از کانال تلگرامی گفت‌وگوی جهانی:
@GDinPersian

https://globaldialogue.isa-sociology.org/uploads/imgen/3541-v14i2-farsi.pdf
مجلۀ گفت‌وگوی جهانی- نسخۀ فارسی
شماره 14.3- دسامبر 2024

📕این شماره شامل گفت و گویی با جفری پله یرز
📔پرونده ای در باب مانیفست های انترناسیونالیستی جدید از جمله مانیفست بین الملل ترقی خواه
📗مقاله ای دربارۀ اعتراضات علیه دو دولت اقتدارگرای بنگلادش و ونزوئلا
📓مقاله ای دربارۀ رابطۀ میان نسل‌کشی در فلسطین و عدالت اقلیمی جهانی از حمزه حموشان
📘مقاله ای دربارۀ بازسازی نظریۀ وابستگی

و مطالب دیگر است

📥دانلود از کانال تلگرامی گفت‌وگوی جهانی:
@GDinPersian

https://globaldialogue.isa-sociology.org/uploads/imgen/3572-v14i3-farsi.pdf
نسخۀ فارسی شماره اول سال پانزدهم مجلۀ گفت و گوی جهانی منتشر شد.
برای دانلود مجله به کانال فارسی گفت و گوی جهانی مراجعه کنید 👇
@GDinPersian
مجلۀ گفت‌وگوی جهانی- نسخۀ فارسی
شماره 15.1- آوریل 2025

📕این شماره شامل گفت و گویی با خوان مارتینز آلیه دربارۀ پودولینسکی و چرخش بوم‌شناختی در نظریۀ اجتماعی
📔پرونده ای در باب جامعه شناسی در مغرب (مراکش)
📙مقالاتی دربارۀ علم باز، تجارت زدایی از علم، برابری و فراگیری در علم
📗مقاله ای دربارۀ قطبی شدن و منازعات سیاسی در آمریکای لاتین
📓مقاله ای دربارۀ زوال دولت در هائیتی
📘مقاله ای دربارۀ منازعات دربارۀ استخراج سبز در قاره آمریکا
📕مقالاتی دربارۀ جامعه شناسی در آمریکای لاتین و کارائیب

و مطالب دیگر است

📥دانلود از کانال تلگرامی گفت‌وگوی جهانی:
@GDinPersian

https://globaldialogue.isa-sociology.org/uploads/imgen/3633-v15i1-farsi.pdf
نسخۀ فارسی شما دوم از سال پانزدهم مجلۀ گفت و گوی جهانی منتشر شد. برای دانلود مجله به کانال فارسی گفت و گوی جهانی مراجعه کنید 👇

@GDinPersian
🌐مجلۀ گفت‌وگوی جهانی- نسخۀ فارسی
شماره 15.2- اوت 2025

✍️این شماره از مجله شامل:
📕 پرونده ای دربارۀ جامعه شناسی هند، استعمارزدایی از جامعه شناسی و مشارکت های فمنیستی جامعه شناسی هند
📘 پرونده ای دربارۀ چیرگی جریان راست افراطی در جهان، در شبکه های اجتماعی و در دنیای مد
📑 و مقالاتی دربارۀ ضداستعمارگرایی در تاریخ و نظریه و معرفی نظریه ای جهانی از جنوب جهانی
📑مقاله ای درباره استفادۀ ابزاری از سامی ستیزی علیه همبستگی برای فلسطین و
📑 مقاله ای دربارۀ شهرسازی زن ستیز در ایران است


دانلود از کانال تلگرامی گفت‌وگوی جهانی:
@GDinPersian

https://globaldialogue.isa-sociology.org/uploads/imgen/3688-v15i2-farsi.pdf
جریان غالب افراطی‌شده

تقویت مردانگی: شبکه‌های خودسازی مردان و کارزارهای ایدئولوژیک

پاشا داشتگارد


مقدمه

در فضای مجازی، روزبه‌روز تعداد مکان‌هایی که ویژه پسران و مردان هستند و در عین حال از ایدئولوژی برتری مردانه به دور مانده‌اند، کمتر می‌شود. بسیاری از این فضاهای مردمحور که ابتدا با هدف ارائه مشاوره، حمایت و رفاقت شکل گرفتند، اکنون به بستری برای افراط‌گرایی بدل شده‌اند. چه در انجمن‌های مربوط به روابط عاطفی و قرار ملاقات، چه در اجتماعات مرتبط با تناسب اندام و مُد، یا در بحث‌های مربوط به بازی‌های کامپیوتری و ورزش، گفتارهای نفرت‌آمیز و زن‌ستیزانه در حال تبدیل شدن به امری عادی هستند. حک‌شدگی باورهای واپس‌گرایانه در محتوایی که ظاهری بی‌طرف یا مرتبط با خودسازی (self-improvement) دارد، تشخیص حضور دیدگاه‌های افراطی را دشوار می‌سازد و همین امر به گسترش بیشتر آن‌ها کمک می‌کند.

1
ادامه 👇

@GDinPersian
در میان تمامی این فضاهای مجازی مردمحور، یک خط‌مشی مشترک به چشم می‌خورد: تمرکز شدید بر قوی‌سازی فردی (self-optimization). در این زمینه، قوی‌سازی فردی به عنوان راهبردی فردگرایانه و دائمی برای رشد و بهبود شخصی در نظر گرفته می‌شود که اغلب با انتظارات اجتماعی و آرزوهای شخصی هدایت می‌شود. خودسازی به خودی خود پدیده‌ای سالم است، اما این تلاش می‌تواند به وسواس «حداکثرسازی» بدن و سبک زندگی -از طریق پیگیری مداوم عملکرد بدن، تمرینات فشرده ورزشی، جراحی‌های زیبایی، تقویت‌های عصبی، مصرف مکمل‌های غذایی و پیروی از شیوه‌های خشک و قالبی در قرار عاشقانه و روابط عاطفی- تبدیل ‌شود. این روایت از قوی‌سازی فردی به تغذیه چندین صنعت میلیون‌دلاری کمک می‌کند که با القای شرم درونی، نفرت از خود و وسواس فکری برای رسیدن به نوعی مردانگی ایده‌آل، رشد کند. درونی‌سازی این افکار باعث می‌شود افرادی که خود را قوی نکرده‌اند یا در این مسیر موفق نبوده‌اند، انسان‌هایی درجه ‌دو به نظر برسند، به‌ویژه در نگاه خودشان. این مسئله فشار زیادی بر پسران و مردان وارد می‌کند تا به ترکیبی غیرممکن از تناسب اندام، جذابیت جنسی و موفقیت مالی دست یابند و هر چیزی کمتر از این معیارها، به عنوان ناتوانی در تجلی صحیح مردانگی تعبیر شود.

این وسواس برای قوی‌سازی در تمامی زمینه‌های زندگی، آن‌ها را در برابر القائات ایدئولوژیک آسیب‌پذیرتر می‌سازد. هنفلر (2004) به‌طور خاص اشاره می‌کند که دغدغه‌های فردی دربارۀ کنترل نفس و پاکی اخلاقی می‌توانند به سلاحی برای مقاومت خرده‌فرهنگ‌ها و شکل‌گیری هویت‌های جمعی تبدیل شوند. اگرچه تمایل به بهبود خود هدفی شایسته است، تأکید بیش از حد بر پاکی فردی و جمعی -و انضباط از طریق رنج و محرومیت از لذت- این فرصت را برای بازیگران بد و جریان‌های مسموم فراهم می‌کند تا عدم پیروی از ارزش‌های مردانۀ سنتی را نوعی سقوط اخلاقی جلوه دهند و آن را نتیجۀ فساد مردان مدرن توسط فمینیسم و انحطاط مترقی جلوه بدهند.

قرار عاشقانه و روابط عاطفی: قرص قرمز و ظهور «مردستان»
یکی از آشکارترین حوزه‌هایی که ایدئولوژی راست افراطی در آن ریشه دوانده، بحث‌های آنلاین درباره قرار عاشقانه و روابط عاطفی است. جوامع «قرص قرمز» که در سرتاسر «مردستان» (manosphere) پراکنده‌اند -شبکه‌ای از فضاهای آنلاین که به ترویج ایدئولوژي برتری مردان اختصاص دارد- از آسان‌ترین جاهایی هستند که پسران و مردان در آن به دنبال توصیه‌هایی برای دستکاری زنان، داشتن رابطۀ جنسی با بیشترین تعداد ممکن از زنان و ایفای نقش مرد آلفای جذاب و قدرتمند می‌گردند که زنان قادر به مقاومت در برابرش نباشند. در این تالارهای گفتگو، وبسایتها، برنامه‌ها و پلتفرم‌ها، فمینیسم و توانمندسازی زنان به‌عنوان تهدیدی مستقیم برای مردان دیده می‌شود. نقش‌های سنتی جنسیتی در این اجتماعات تقویت می‌شوند و زنان اغلب به‌عنوان موجوداتی فریبکار، برترین‌طلب و غیرقابل‌اعتماد به تصویر کشیده می‌شوند. مردانی که این باورها را می‌پذیرند، تشویق می‌شوند که در روابط خود سلطه‌جو باشند و هرگونه برابری جنسیتی مترقی را رد کنند. اگرچه این ایده‌ها ممکن است در قالب توصیه‌هایی برای قرار عاشقانه آغاز شوند، اما در عمل دریچه‌ای به سوی سیاست‌کاری‌های واپس‌گراترند.

یکی دیگر از خرده‌گروه‌های مسموم حاضر در مردستان، اجتماع «اینسل‌های زن‌ستیز» (افراد ناخواسته مجرد) است. اینسل‌های زن‌ستیز (Misogynistic incels) معتقدند که یک نظام اجتماعی فمینیستی و ستمگر -که در آن زنان تنها مردان جذاب و سلطه‌گر را انتخاب می‌کنند- آن‌ها را از دستیابی به روابط عاشقانه و جنسی ناامید کرده است. بسیاری از آن‌ها مشکلات شخصی‌شان را به گردن فمینیسم، چندفرهنگی‌گرایی و دیگر تغییرات اجتماعی می‌اندازند و همین باعث رشد کینه‌ای می‌شود که در مواردی به خشونت می‌انجامد. اینسل‌ها نگاهی سرنوشت‌گرایانه و جبرگرایانۀ زیستی به جامعه دارند؛ بدین معنا که ژنتیک و ویژگی‌های فیزیکی هر فرد یا موفقیت جنسی و مالی و اجتماعی او را تضمین می‌کند، یا او را محکوم به بدبختی و شکست می‌سازد. افزایش خشونت‌های مرتبط با اینسل‌ها -از جمله تیراندازی‌ها در ملأعام- نشان‌دهندۀ پیامدهای واقعی این ایدئولوژی‌های مسموم است.

مد و تناسب اندام: از «لوکس‌مکسینگ» تا افراط‌گرایی
فضاهای آنلاین که ظاهراً با هدف ارائه راهکارهایی به پسران و مردان برای بهتر لباس پوشیدن، دستیابی به شکم شش‌تکه، و آرایش بهتر خود شکل گرفته‌اند، اکنون به روایت‌هایی آلوده شده‌اند که از ناامنی‌های مردانه و میل به صعود در نردبان ادعای مردانگی سوءاستفاده می‌کنند.
«لوکس‌مکسینگ» (Looksmaxxing) اصطلاحی رایج در برخی از جوامع خودسازی آنلاین است که تمرکز آن‌ها بر مُد، ظاهر و تناسب اندام است. این مفهوم به معنای تحلیل و ارتقای حداکثری جذابیت فیزیکی با استفاده از شبه‌علم، درمان‌های «جایگزین» و روش‌هایی برگرفته از حقه‌بازی‌های ایدئولوژی معاصر برتری مردان است. گرچه در ظاهر ممکن است این تلاش‌ها به عنوان نوعی خودبهبودی بی‌ضرر جلوه کنند، اما بسیاری از این اجتماعات، افکار مخربی را درباره مردانگی، ژنتیک و سلسله‌مراتب اجتماعی تقویت می‌کنند. این بحث‌ها اغلب با باورهای مربوط به اصلاح نژاد پیوند می‌خورند و ایده‌هایی را ترویج می‌دهند که فقط برخی ویژگی‌های ظاهری خاص (مثلاً نژاد سفید آنگلوساکسون) را مطلوب می‌دانند و بر جبرباوری ژنتیکی به عنوان واقعیتی چیرگی‌ناپذیر تأکید دارند.

فرهنگ تناسب اندام نیز به یکی از درگاه‌های ورود به افراط‌گرایی راست‌گرایانه تبدیل شده است. بسیاری از اینفلوئنسرهای حامی ایدئولوژي برتری مردان از تناسب اندام و علاقۀ مردان به بهبود فیزیکی بدن خود استفاده می‌کنند تا ایده‌آل‌های مردانگی هژمونیک را تبلیغ کنند. مفاهیمی مانند قدرت، انضباط و سلطه‌جویی، گاهی در تقابل با فساد اخلاقی فردی و در مقیاس بزرگ‌تر، انحطاط اجتماعی بازنمایی می‌شوند و بدین ترتیب شکاف‌های ایدئولوژیک را عمیق‌تر می‌کنند. در برخی از فضاهای آنلاین مرتبط با تناسب اندام، ناتوانی در حفظ بدنی باریک و قوی، نه تنها به عنوان ناکامی جسمی بلکه به‌عنوان نوعی شکست اخلاقی تلقی می‌شود؛ بدین معنا که فرد نتوانسته است امیال خود را کنترل کند و به‌جای آن، تسلیم عدم کنترل نفس خود شده است.

علاقۀ فزایندۀ راست افراطی به تناسب اندام همچنین منجر به شکل‌گیری گروه‌هایی به نام «باشگاه‌های فعال» شده است؛ گروه‌هایی که تمرینات رزمی را با ایدئولوژی‌های افراطی ترکیب می‌کنند. این باشگاه‌ها مردان را با وعده‌هایی مانند دفاع شخصی، خودسازی و توانمندسازی جذب می‌کنند، اما اغلب به میدان‌هایی برای آموزش خشونت سیاسی بدل می‌شوند. این پیوند بین تناسب اندام و افراط‌گرایی راست افراطی نشان می‌دهد که چگونه جوامع آنلاین ظاهراً بی‌خطر می‌توانند به افراط‌گرایی واقعی در دنیای فیزیکی منجر شوند.

2
ادامه 👇

@GDinPersian
—->
ورزش و بازی‌های ویدئویی: میدان‌های تازه برای عادی‌سازی ایدئولوژي برتری مردان
فراتر از فضاهای سنتی خودسازی، ایدئولوژی برتری مردان به انجمن‌های بازی‌های ویدئویی و ورزشی نیز نفوذ کرده است؛ فضاهایی که از قطب‌های فرهنگی مهم برای پسران و مردان در فضای مجازی به شمار می‌آیند. در نتیجه، روایت‌های مربوط به قوی‌سازی فردی نیز به گفت‌وگوهای مربوط به ورزش و بازی نفوذ کرده‌اند.

فرهنگ بازی‌های ویدئویی به‌طور طبیعی اجتماعات آنلاین کوچکی را حول یک بازی یا شرکت سازنده آن شکل می‌دهد. کمپین #GamerGate در سال ۲۰۱۴ قیل و قال و کمپینی از آزار و اذیت آنلاین بود که ظاهراً با محوریت اخلاق در روزنامه‌نگاری بازی‌های ویدئویی شکل گرفت، اما در واقع ریشه در زن‌ستیزی و احساسات ضدپیشرو در اجتماعات بازی داشت. این کمپین شامل آزار هماهنگ‌شده، افشای اطلاعات شخصی و تهدید علیه زنان فعال در صنعت بازی، به‌ویژه توسعه‌دهندگان، منتقدان و روزنامه‌نگارانی بود که از تنوع و فراگیری در بازی‌ها دفاع می‌کردند. این رویداد نشان داد که چگونه بازی‌های ویدئویی می‌توانند موجب تقویت حس تعلق درون‌گروهی شوند و زمینه‌ای برای افراط‌گرایی فراهم کنند. بسیاری از انجمن‌های بازی، فرهنگ «بی‌نزاکتی سیاسی» را پرورش می‌دهند؛ فرهنگی که در آن جوک‌‌های نژادپرستانه، جنسیت‌زده و همجنس‌گراهراس رایج است و نگرش‌های طردکننده را در پوشش آزادی بیان تقویت می‌کند. اگرچه امروزه #GamerGate دیگر نیروی بسیج‌کنندۀ فعالی نیست، اما میراث آن در واکنش برخی از گیمرها به بازی‌ها، فیلم‌ها و سریال‌هایی که شامل بازیگران متنوعند [از لحاظ نژادی] یا موضوعات «ووک» (woke) یا مترقی را دربرمی‌گیرند، همچنان مشهود است.

از سوی دیگر، برخی از اینفلوئنسرهای ورزشی از پلتفرم‌هایی مانند یوتیوب و پادکست برای پیشبرد روایت‌های واپس‌گرایانه دربارۀ ورزشکارانی که در فعالیت‌های اجتماعی یا سیاسی مشارکت دارند، استفاده می‌کنند. آن‌ها در پوشش تحلیل‌های ورزشی، نظرات محافظه‌کارانه ارائه می‌دهند و اغلب جنبش‌های پیشرو در ورزش مانند اعتراضات عدالت نژادی یا فراگیری جنسیتی را مورد انتقاد قرار می‌دهند. یکی از این نمونه‌ها، Barstool Sports، برند محبوب و رسانه‌ای ورزشی است که در اشاعۀ ایده‌های برتری‌ مردان نقش داشته است. اگرچه این برند خود را به عنوان رسانه‌ای شاد و طرفدار فرهنگ برادری معرفی می‌کند، اما محتوای آن اغلب زن‌ستیزی را ترویج می‌دهد، جنبش‌های مترقی را نادیده می‌گیرد و فرهنگ مردانگی افراطی را تشویق می‌کند. برخی از برنامه‌های دائمی این رسانه شامل «حدس بزن اون کون کیه»، «حدس بزن اون سینه مال کیه» و «چهارشنبه رقص کون» است. حتی در سال ۲۰۱۰، مؤسس این برند، دیو پورتنوی، نوشت: «من هیچ‌وقت تجاوز را تأیید نمی‌کنم، اما اگه سایز ۶ باشی و شلوار جذب بپوشی، یه جورایی حقته که بهت تجاوز بشه». ارائۀ چنین دیدگاه‌هایی در قالب طنز، جسارت و سرکشی، آن‌ها را برای مردان جوانی که صرفاً برای پیگیری اخبار ورزشی به این فضاها وارد شده‌اند، جذاب می‌کند؛ در حالی که نمی‌دانند هم‌زمان در حال درگیر شدن با ایدئولوژی برتری‌ مردان هستند.

نتیجه‌گیری
فضاهای دیجیتال ویژۀ پسران و مردان به‌طور فزاینده‌ای به‌دست ایدئولوژی برتری مردان شکل می‌گیرند؛ به‌گونه‌ای که اجتماعاتی که در ابتدا حمایتی و یاری‌رسان بودند، اکنون به پایگاه‌هایی برای افراط‌گرایی تبدیل شده‌اند. در پوشش خودسازی -چه در قالب مشاورۀ عاطفی، تناسب اندام، مُد و چه ورزش یا بازی- این فضاها به‌تدریج باورهای واپس‌گرایانه را عادی می‌سازند که سلسله‌مراتب سنتی جنسیتی و ایده‌آل‌های طردکننده را بازتولید می‌کنند. نفوذ ایدئولوژی راست افراطی در این فضاها، ضرورت ایجاد جوامع سالم‌تر و فراگیرتر برای مردان و پسران را برجسته می‌کند.

برای مقابله با این روند، باید پرسش ذیل را مطرح کرد: پسران و مردان برای یافتن اجتماع و همدلی، به کجا می‌توانند پناه ببرند بدون آنکه مجبور شوند محتوایی آغشته به ایدئولوژی برتری مردان مصرف کنند؟ پاسخ در خلق فضاهای تازه و مثبت نهفته است. فضاهایی که مردانگی سالم، هوش عاطفی و حمایت واقعی را ترویج دهند. تشویق به گفت‌وگوهای باز دربارۀ هویت، آسیب‌پذیری و احترام می‌تواند مسیر جوانان را از تأثیرات مسموم دور کند. در نهایت، جامعه باید در جهت ساخت محیط‌هایی سرمایه‌گذاری کند که در آن مردان و پسران بتوانند بدون جذب شدن به چارچوب‌های ایدئولوژیک زیان‌بار، ارتباط بگیرند و رشد کنند. آنان به‌دنبال اجتماعاتی هستند که مشاوره، راهنمایی و حس تعلق ارائه دهند؛ دلیلی وجود ندارد که فضاهای آنلاین الزاماً به مراکز زن‌ستیزی و افراط‌گرایی تبدیل شوند.

3

@GDinPersian
جناح راست افراطی و مد به‌مثابة سلاح
آندریا گریپو
، آکادمی هنرهای زیبای وین

کنش جمعی جناح راست افراطی دستخوش تحولی عمیق شده است. در کنار رویارویی سیاسی مستقیم، راهبردهای فرهنگی متمرکز بر محتوای نمادین، زیبایی‌شناختی و اجرایی به‌طور چشمگیری گسترش یافته‌اند. کنشگران راست افراطی اکنون به دنبال بازتعریف تخیلات جمعی، تعلق‌ فرهنگی و تأثیرگذاری بر زندگی روزمره از طریق کردارهای مربوط به سبک زندگی هستند.

تغییر نقش مد در جناح راست افراطی

مد به یکی از مؤثرترین ابزارهای جناح راست افراطی در این نبرد برای هژمونی فرهنگی تبدیل شده است. مد میانجی‌‌ای است که از طریق آن روایت‌های انحصارگرایانه، اسطوره‌های ملی‌گرایانه و آرمان‌های اقتدارگرا منتشر و عادی‌سازی می‌شوند. در قلب چرخش فرهنگی جناح راست افراطی، مد به‌صورت راهبردی تبدیل به سلاح شده است.

1

ادامه 👇
@GDinPersian
در خرده‌فرهنگ پوستی‌های نازی‌، مد به‌عنوان دروازه‌ای برای ورود به گروه و ابزاری حیاتی برای برساخت هویت عمل کرد. از طریق فرآیند «بریکولاژ»، پوستی‌های نازی سبک طبقه کارگر بریتانیایی را با تأثیرات جامائیکایی و ماد (Mod) ترکیب کرد و زیبایی‌شناسی متمایزی از سرهای تراشیده، ژاکت‌های چرمی و چکمه‌های نظامی خلق کرد. اگرچه زیبایی‌شناسی کله‌پوستی‌ها در گذشته قدرتمند بود، اما امروزه تنها جریانی جزئی در فرهنگ بصری گسترده‌تر و پراکنده‌تر جناح راست افراطی محسوب می‌شود.

از اواخر دهه ۱۹۹۰، مد جناح راست افراطی متنوع‌ شده و از نمادهای آشکار فاصله گرفته و به سوی استتار و ابهام حرکت کرده است. انطباق زیبایی‌شناختی دیگر شرط ورود به این جنبش نیست بلکه مد به فضایی برای تمایز و قابلیت توافق تبدیل شده است. همان‌طور که میلر-ایدریس اشاره می‌کند: «جوانان راست افراطی امروزی می‌توانند فردیت خود را بیان کنند و در عین حال راست‌گرا باقی بمانند».

جناح راست افراطی «زبان مد» را پذیرفته است؛ ابزاری که نه‌تنها برای بیان هویت و تعلق بلکه برای به چشم آمدن، جذب پیروان تازه و عادی‌سازی جهان‌بینی خود از طریق نمادها، سبک و کالاهای مصرفی روزمره استفاده می‌شود. راهبردهای زیبایی‌شناختی در نسل‌های مختلف راست افراطی تکامل یافته‌اند و نوآوری‌های قابل توجهی در استفاده از زبان بصری، سبک و نمادگرایی برای انتقال ایدئولوژی و ارزش‌های فرهنگی ایجاد کرده‌اند. این تغییرات زیبایی‌شناختی امکان ورود نرم به فضاهای جریان غالب را فراهم می‌کنند و مرزهای پذیرش اجتماعی را به‌صورت نامحسوس جابه‌جا می‌کنند.

نسل ایکس (۱۹۶۵–۱۹۸۰): طغیان زیبایی‌شناختی و آمیختگی سبکی
در اواخر دهه نود، جناح راست افراطی تغییر زیبایی‌شناختی قابل توجهی را تجربه کرد و از یکنواختی خشک خرده‌فرهنگ‌های سرتراشیده نئونازی فاصله گرفت و به سمت زیبایی‌شناسی متنوع‌تر، ترکیبی و طغیان‌گرایانه حرکت کرد. یکی از نمونه‌های بصری کلیدی که در این دوره ظهور کرد، جنگجوی وایکینگ بود: رون‌ها، ارجاعات به والهالا و چهره‌های اسطوره‌ای مانند ثور به نقوش تکراری روی لباس‌ها تبدیل شدند و هم به‌عنوان نشانه‌های قدرت و هم به‌عنوان بیان رمزگذاری‌شدۀ میراث قومی عمل کردند. این ارجاعات اسطوره‌ای به‌تدریج با نمادهای سنتی راست افراطی و عناصر برگرفته از جهان‌های ضدفرهنگی مانند جلوه‌های موتور‌سوار، طرفدار موسیقی راک و آشوب‌گر ترکیب شدند. پوشش سبک خیابانی به مرجع کلیدی تبدیل شد و هویتی بصری را خلق کرد که بین طغیان مردانه و علامت‌دهی ایدئولوژیک تعادل برقرار می‌کرد. نمادها رمزگذاری و مبهم شدند و به پوشندگان اجازه می‌دادند وابستگی خود را بیان کنند و در عین حال از موشکافی عمومی فوری اجتناب کنند.

نقطۀ عطف با ظهور برند ثور اشتاینر، یک برند آلمانی که اساطیر نوردیک-ژرمنی را با مد فضای شهری و فنی ترکیب می‌کرد، رقم خورد. لوگوها، اعداد (مانند ۴۴) و نمادهای رونی این برند به‌عنوان مناطق خاکستری نشانه‌شناختی عمل می‌کردند که در حلقه‌های راست افراطی قابل‌درک و در فضای عمومی قابل‌انکار بودند. حتی نام این برند، «ثور» (خدای رعد اساطیر اسکاندیناوی) را با «اشتاینر» (اشاره به فلیکس اشتاینر، ژنرال وافن-اس‌اس) جفت کرده بود. راهبرد واضح بود: نمادگرایی افراطی را در طراحی‌های مورد علاقۀ جریان غالب جاسازی کنید.

این راهبرد به یک استاندارد بدل شد. برندهایی مانند اریک اند سانز و آنسگار آریان از آن پیروی کردند و روحیۀ «جنگجو» را تقویت کردند که بر میراث، قدرت و مقاومت تأکید داشت؛ رمزهایی برای برتری سفیدپوستان اما در لفافۀ زیبایی‌شناسی به‌ظاهر خنثی.



2

ادامه 👇
@GDinPersian
—->
نسل هزاره (۱۹۸۱–۱۹۹۶): باستان‌گرایی و استتار فرهنگی
ظهور فرهنگ دیجیتال مد راست افراطی را دوباره تغییر داد. سبک‌های تهاجمی و نظامی جای خود را به زیبایی‌شناسی‌های لطیف‌تر و بازارپسندتر دادند؛ لباس ورزشی معمولی، نُرم‌کور (لباس معمولی) و سبک‌های هیپستر. پیراهن‌های پولو مینیمالیستی و رنگ‌های پاستلی جای چکمه‌های نظامی و کاپشن های خلبانی (bomber jackets) را گرفتند.

از نظر نمادین، تم‌های وایکینگ کمرنگ شدند. به جای آن، برندها به عهد باستان روی آوردند: اسپارتا، روم، فالانژها، لژیون‌ها. جناح راست افراطی خود را وارث تمدن یکپارچۀ یونانی-رومی تحت محاصرۀ چندفرهنگی‌گرایی تصویر کرد. در اینجا، فرهنگ بصری اروپا را به‌عنوان بلوک تمدنی متمایز و فرهنگی‌ خالص قاب‌بندی کرد. این تغییر با قوم‌گرایی چندفرهنگی -تأکید بر جدایی فرهنگی به جای سلسله‌مراتب نژادی- همسو بود. برندهایی مانند فالانکس یوروپا، پیور و پریپتی شعارهای یونانی و لاتین و ارجاعات قهرمانانه را در لباس‌های معمولی ادغام کردند.

بن‌مایه های تاب‌آوری و اصالت فرهنگی از طریق زیبایی‌شناسی منزه و دست‌یافتنی منتقل شده‌اند. این راهبرد به این برندها اجازه داد تا هم در فضاهای افراطی و هم در جریان غالب بچرخند. لباس به اسب تروا تبدیل شد: از نظر ایدئولوژیک بارگذاری شده، اما از نظر بصری خنثی‌تر.

نسل زد (۱۹۹۷–۲۰۱۲): زیبایی‌شناسی عادی‌سازی افراطی و اجرای بصری
با نسل زد، مد راست افراطی کنایه، نرمی و ابهام را می‌پذیرد. این نسل که در فضای آنلاین بزرگ شده، فرهنگ میم، زیبایی‌شناسی پاپ و براندازی را ترکیب می‌کند. پیام‌های ایدئولوژیک در طراحی‌های سَبُک یا طنزآمیز جاسازی می‌شوند -اغلب به نمادهای خصمانه مانند تصاویر ال‌جی‌بی‌تی‌کیو پلاس یا شعارهای چپ‌گرایانه اشاره می‌کنند، فقط برای اینکه به قصد تمسخر یا وارونه‌سازی ایدئولوژیک مورد استفاده قرار گیرند. یک مثال بارز تیم کلنر، یوتیوبر راست افراطی آلمانی است که طراحی‌های رنگین‌کمانی، تک‌شاخ‌ها و شعارهای طنزآمیز او، فراگیری و تنوع جنسیتی را به طنز می‌گیرد. کالاهای او تصاویر روشن و فراگیر را با محتوای نفرت‌انگیز ترکیب می‌کنند. این ناهماهنگی بصری حساب‌شده که در آن محتوای افراطی در بسته‌بندی پاپ عرضه می‌شود، به نشانه بارز مد راست افراطی نسل زد تبدیل شده است.

نتیجه‌گیری
از یکنواختی تا آمیختگی، از اسطوره‌شناسی تا تمدن کلاسیک و در نهایت از نمادهای رمزگذاری‌شده تا طنز فراعادی‌سازی‌شده، مد راست افراطی به نظامی پیچیده از ارتباطات فرهنگی تبدیل شده است. آنچه به‌عنوان هویت خرده‌فرهنگی آغاز شد، اکنون به بازار کاملاً کاربردپذیر سبک زندگی تبدیل شده است که قادر به عادی‌سازی روایت‌های افراطی از طریق پوشش روزمره است.

تلاش برای ادغام زیبایی‌شناسی راست افراطی در مد جریان غالب تنها یک تمرین برندینگ نیست بلکه راهبرد سیاسی تعمدی با هدف عادی‌سازی است. با جاسازی ایدئولوژی‌های خود در فرهنگ مصرفی روزمره، کنشگران راست افراطی مرزهای گفتمان قابل‌قبول را جابه‌جا می‌کنند. استفاده آن‌ها از سبک‌های معمولی و مینیمالیستی به آن‌ها اجازه می‌دهد غیرتهدیدکننده به نظر برسند و دیدگاه‌های خود را جزو بخشی از چشم‌انداز سیاسی گسترده‌تر و عادی‌سازی‌شده قرار دهند. نتیجه، شکل نامحسوس و موذیانه‌ای از جنگ زیبایی‌شناختی است؛ جنگی که افراط‌گرایی را در نرمی، طنز و جذابیت جریان غالب می‌پوشاند و مقاومت را دشوارتر و نفوذ را مؤثرتر می‌سازد. در نتیجه، زیبایی‌شناسی تبدیل به سلاح شده، در حالی که افراط‌گرایی عادی‌سازی می‌شود.


3


@GDinPersian
زنان در جامعه شناسی هند: مشارکت‌های فمنیستی، پداگوژی و عمل
آرویندر انصاری


تطور جامعه‌شناسی هند عمیقاً تحت تأثیر میراث فکری استعمار، ملی‌گرایی و مدرنیته بوده است. این روندهای تاریخی به شیوه‌های خاصی از خلق دانش کمک کردند که اغلب با دیدگاه‌های پدرسالارانه، برهمنی و اروپامحور همسو بودند. به علاوه، این روندهای تاریخی اغلب شیوه‌های بدیل دانش را کنار می‌گذاشتند و دیدگاه‌های فرودستان را به حاشیه می‌راندند. زنان در این ساختارهای مسلط عمدتاً در جایگاه سوژه‌های مطالعۀ جامعه‌شناختی و نه در جایگاه تولیدکنندگان و نظریه‌پردازان مستقل دانش قرار می‌گرفتند. ..

ادامه 👇
@GDinPersian
⬇️⬇️

... نقش آنها اغلب به تحلیل خانواده، خویشاوندی، بازتولید و نقش‌های اجتماعی محدود می‌شد که واقعیت‌های زیسته‌شان را به داده‌های نقطه‌ای در روایت‌های گسترده‌تر جامعه‌شناختی تقلیل می‌داد. با وجود اینکه تجربیات زنان به عنوان موضوعات تحقیق دانشگاهی به چشم آمده بود، مشارکت‌های فکری خود جامعه‌شناسان زن همچنان تا حد زیادی در درون تاریخ‌های متعارف این رشته نادیده ماند: در برنامه‌های درسی دانشگاهی در حاشیه مانده بود و در فضاهای نهادی ارج‌شناسی و اقتدار کمتر به آنها توجه می‌شد. این استدلال وجود دارد که این به حاشیه‌رانی تصادفی نیست بلکه نشان‌دهندۀ محرومیت‌های ساختاری و معرفتی عمیق‌تری است که همچنان مشخصۀ جامعه‌شناسی هند است. ما برای درک این مسائل باید هم تاریخ‌های حوزه‌های دخیل را از نو بررسی کنیم و هم در مقام فمنیست اقداماتی انجام دهیم که از ارج‌شناسی کار فکری زنان که لازمۀ رشد آن حوزه‌هاست اطمینان یابیم.

این مقاله با تأکید بر تأثیر دگرگون‌کنندۀ جامعه‌شناسان زن بر این رشته، مروری بر مشارکت‌های فمنیستی در جامعه‌شناسی هند ارائه می‌دهد. این مقاله بر چالش‌هایی تأکید می‌ورزد که زنان بر سر راه پارادایم‌های غالب و سنت‌های جنسیت‌زده ایجاد کرده‌اند و مداخلات مهم در پداگوژی، روش‌شناسی و رهبری نهادی را بررسی می‌کند.‌ من ایده‌های پیشروی متفکرانی چون نیرا دسای، وینا مازومدار، مایتری کریشناراج، سوجوتا پاتل، مایترایی چادوری و شرمیلا رگه را به بحث می‌گذارم که از معرفت‌شناسی‌های مردسالارانه و سلسله‌مراتب نهادی ساخت‌زدایی کرده‌اند. این محققان با به‌کارگیری بازاندیشی، تکثرگرایی معرفتی و تلاقی‌مندی، از بازآفرینی فمنیستی جامعه‌شناسی به عنوان روش‌هایی ضروری حمایت می‌کنند. بنابراین من استدلال می‌کنم که مشارکت زنان صرفاً مشارکتی مکمل نیست بلکه برای تطور این رشته بنیادی است.

پرده برداشتن از به حاشیه‌رانی نظام‌مند زنان، با نقد پیشگامانة معرفت‌شناسی‌های مردمحور
ظهور مشارکت فمنیستی در جامعه‌شناسی هند مداخله‌ای انتقادی علیه کانون معرفت‌شناختی اولیۀ این رشته بود. جامعه‌شناسی هند در سال‌های شکل‌گیری خود از پیش سرگرم مطالعات روستایی، سلسله‌مراتب‌های کاستی، الگوهای خویشاوندی و ساختارهای اجتماعی بود – حیطه‌هایی که اغلب تجربه‌های زنان را نادیده می‌گرفتند و تحلیل‌های جنسیتی را از چارچوب‌های مفهومی خود کنار می‌گذاشتند. محققان فمنیست با تبدیل جنسیت به بخشی مهم از تحلیل جامعه‌شناختی، با این حذف‌شدگی‌ها مبارزه کردند. این امر هم مضامین اصلی این حوزه و هم شیوۀ انجام پژوهش را تغییر داد.

در میان پیشگامان اولیه، مطالعات ساختارشکنانۀ ایراواتی کاروه دربارۀ خویشاوندی و زندگی خانودگی، حساسیت مردم‌نگارانه را با نظریۀ اجتماعی موشکافانه ادغام کرد و فهمی ظریف‌تر و فراگیرتر از ساختارهای اجتماعی هند ارائه داد. محققان در دهه‌های 1970 و 1980 با تکیه بر این مبانی پیشگام نهادینه‌سازی مطالعات زنان شدند. کوشش‌های آنها عمیقاً تحت تأثیر گزارش «به سوی برابری» بود که در سال 1974 از سوی کمیتۀ وضعیت زنان در هند منتشر شد. جنبش گسترده‌تر زنان به آن کوشش‌ها نیرو بخشید و فضاهای مستقلی را برای پژوهش‌های فمنیستی خلق کرد که معرفت‌شناسی‌های مردمحور را نقد می‌کردند و از به‌حاشیه‌رانی نظام‌مند زنان در پژوهش و آکادمی جامعه‌شناسی پرده برمی‌داشتند.

2

ادامه 👇
@GDinPersian
⬇️⬇️

ادغام دیدگاه‌های فمنیستی در تدریس و پژوهش
محققان فمنیست در هند با دست و پنجه نرم کردن بامعرفت‌شناسی‌های مسلط و پیش‌برد پداگوژی‌های تحول‌آفرین مبتنی بر تجربه‌های زیسته، بازاندیشی و تلاقی‌مندی، تحقیق جامعه‌شناختی را از نو شکل دادند. مدیریت مایتری کریشناراج در مرکز پژوهشی مطالعات زنان در دانشگاه زنان شریماتی ناتیبای دامودار تاکرسی نقشی کلیدی در ادغام دیدگاه‌های فمنیستی در تدریس و پژوهش داشت. رویکرد یادگیری مشارکتی او بر همکاری میان دانشجویان و اجتماعات تأکید داشت و تولید مشترک دانش را تشویق می‌کرد. وینا مازومدار از طریق نقشش به عنوان مدیر بنیانگذار مرکز مطالعات توسعۀ زنان بین کنشگری و دانشگاه پل زد و پیشگام آموزش اجتماع‌محور و ابتکارعمل‌های پژوهشی شد که زنان به‌حاشیه‌رانده‌شده را توانمند کرد و تجربه‌های آنها را در پژوهشگری فمنیستی در معرض توجه قرار داد. نیرا دسای در سال 1974 با تأسیس اولین مرکز مستقل مطالعات زنان هند در دانشگاه زنان شریماتی ناتیبای دامودار تاکرسی پداگوژی فمنیستی را نهادینه کرد و بین پژوهشگری فمنیستی و کنشگری فمنیستی پیوندی ارگانیک برقرار کرد.

شرمیلا رگه پداگوژی انتقادی را پیش‌ برد که تلاقی‌های کاست، طبقه و جنسیت را به مرکز توجه آورد. رگه به عنوان مدیر مرکز مطالعات زنان کرانتی جیوتی ساویتریبای فوله در دانشگاه پونا، با به‌کارگیری روایت‌ها و اظهارات زنان دالیت، مداخله‌ای رادیکال را در نظریه و پداگوژی فمنیستی رقم زد، افق‌های روش‌شناختی را بسط داد و رویه‌های انحصاری جامعه‌شناسی جریان اصلی و گفتمان‌های کاست بالا را دست‌وپنجه نرم کرد.

سوجوتا پاتل و مایترای چادوری به ویژه از طریق تأکیدشان بر بازاندیشی به مثابۀ الزامی روش‌شناختی و اخلاقی، سهمی محوری در پداگوژی فمنیستی ایفا کردند. چادوری در کتاب تأثیرگذار خود عمل جامعه‌شناسی، از فضاهای کلاسی‌ای که بازاندیشی در خود را تقویت می‌کنند و با سلسله‌مراتب‌های معرفتی ریشه‌دار مبارزه می‌کنند، حمایت می‌کند. رویکرد او بر تکثرگرایی روش‌شناختی تأکید دارد و دانشجویان را تشویق می‌کند که از تجربه‌های زیسته‌شان به عنوان منابع انتقادی دانش بهره بگیرند. مداخله‌های پاتل نیز به طور مشابه بر بازاندیشی، میان‌رشته‌ای بودن و یادگیری تحول‌آفرین تأکید دارد. انتقادات او به میراث استعماری و ملی‌گرا در جامعه‌شناسی هند، تسلط چارچوب‌های اروپامحور را عیان می‌سازد و به جامعه‌شناسی‌ای فرامی‌خواند که محوریت آن دیدگاه‌های گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده است. پداگوژی فمنیستی پاتل مروج انحلال سلسله‌مراتب‌های معرفتی به منظور تقویت تولید دانش فراگیرتر و اجتماعی‌تر است.

موقعیت‌‌مند کردن دانش و آشکارسازی تلاقی‌مندی‌ها
مفهوم دانش موقعیت‌مند (situated knowledge) دوناهاراوی، ادعاهای غلط دربارۀ عینیت در علم را به نقد می‌کشد و خواستار معرفت‌شناسی‌هایی است که مبتنی بر تجربه‌های زیسته و موقعیت‌های اجتماعی خاصند. شرمیلا رگه در هند از طریق کار روی اظهارات زنان دالیت این چارچوب را عملیاتی کرد، معرفت‌شناسی دیدگاه فمنیستی دالیت را پیش‌ برد و با اصرار بر اینکه کاست، طبقه و جنسیت باید ساختارهای هم‌سازندۀ ستم در نظر گرفته شوند، جامعه‌شناسی جریان اصلی و گفتمان‌های فمنیستی کاست بالا را به چالش کشید.

تلاقی‌مندی، که نخست کیمبرلی کرنشاو مفهوم‌پردازی‌اش کرد، به یک چارچوب تحلیلی و روش‌شناختی حیاتی جامعه‌شناسی فمنیستی هند تبدیل شده است. سوجاتا پاتل و ماری ای.جان برای پرداختن به تلاقی‌های خاص کاست، طبقه، جنسیت، مذهب و منطقه در بستر هند کاربرد تلاقی‌مندی را بسط دادند. پاتل به انتقاد از بنیان‌های استعماری و برهمایی جامعه‌شناسی هند می‌پردازد و از رویه‌های انحصاری‌ای پرده برمی‌دارد که رویکردهای تلاقی‌محور به دنبال برچیدن آنهایند.

3
ادامه 👇

@GDinPersian
⬇️⬇️
جایگاه نظریۀ فمنیستی در جهان اجتماعی

گایل اوموت و کاملا بهاسین به بسط عمل فمنیستی به ورای دانشگاه پرداخته‌اند و روش‌های فمنیستی را به جنبش‌های توده‌ای مردمی و فضاهای یادگیری اجتماعات بردند. اموت با ادغام نظریۀ فمنیستی با جنبش‌های زنان دالیت و روستایی، تأکید بر یادگیری مشارکتی و توانمندسازی جمعی، مرز‌های میان محقق و کنشگر را محو کرد. کار او روی پژوهش عملی مشارکتی، اجتماعات به‌حاشیه‌رانده‌شده را در جایگاه پژوهشگران همکار جایابی کرد و در سلسله‌مراتب‌های سنتی در تولید دانش اخلال ایجاد کرد. کاملا بهاسین با ابتکارعمل‌های آموزشی فمنیستی‌اش همراه با سانگات و نوشته‌های فهم‌پذیرش مانند پدرسالاری چیست؟ و فهم جنسیت، دانش فمنیستی را دموکراتیزه کرد. بهاسین با داستان‌سرایی و آواز و گفت‌وگو، یادگیری جمعی و ارتقای آگاهی را در میان زنان روستای و طبقۀ کارگر می‌پروراند و نظریۀ فمنیستی را در سطح تودۀ مردم فهم‌پذیر می‌سازد.

در مجموع این روش‌شناسی‌های فمنیستی به رویه‌های پژوهشی مشارکتی، فراگیر و اخلاق‌مدار برتری می‌دهند. آنها با ترویج بازاندیشی، دانش موقعیت‌مند و تلاقی‌مندی با شیوه‌های تحقیقی پوزیتیوستی و بی‌طرف دست و پنجه نرم کردند. همان‌طور که گیتا چادها و مایترایی چادوری تأکید دارند، بازاندیشی پژوهشگران را به بررسی انتقادی موقعیت‌مندی خود و روابط قدرت نهفته در تولید دانش فرامی‌خواند. محققان فمنیست با الهام از مفهوم جامعه‌شناسی بازاندیشانۀ پی‌یر بوردیو، از بازاندیشی در خود، موقعیت‌یابی محقق در جهان اجتماعی‌ای که آن را مطالعه می‌کنند و ردِّ دعوی‌های بی‌طرفی عینی حمایت می‌کنند. این رویکردها بر تعهد به استعمارزدایی از تولید دانش و تقویت عملی تأکید می‌ورزند که پژوهشگری را به تحول اجتماعی پیوند بدهد.

خشونت و تبعیض علیه زنان ادامه دارد
آکادمی هند علی‌رغم این مشارکت‌های بنیادی همچنان با فرهنگ‌های نهادی مردانه‌ای دست به گریبان است که کار تحقیقی زنان را نادیده می‌گیرد یا به حاشیه می‌راند. چادوری بحث می‌کند که سلسله‌مراتب‌های جنسیتی باقی‌اند و از موقعیت‌های مدیریتی فراتر رفته تا تولید و انتشار دانش گسترده‌اند. پژوهش‌هایی که زنان انجام می‌دهند – به ویژه آنهایی که با نظریۀ فمنیستی، کاست و به‌حاشیه‌رانی سروکار دارند- اغلب کم‌ارزش شمرده می‌شوند و در درون «مطالعات زنان» منزوی می‌شوند و در گفتمان جامعه شناختی جریان اصلی ادغام نمی‌شوند. مایترایی چادوری این حذف معرفتی را به نقد می‌کشد و استدلال می‌کند که اغلب با بینش‌های فمنیستی به منزلۀ بینش‌های مکمل برخورد می‌شود نه بینش‌هایی که برای چارچوب‌های تحلیلی این رشته محوری‌اند.

امروزه جامعه‌شناسی فمنیستی در هند با مجموعۀ پیچیده‌ای از معضلات در‌هم‌تنیده‌ای روبروست که جهانی‌سازی نئولیبرال، تغییرات فناوری و افزایش تنش‌های اجتماعی‌سیاسی ایجاد کرده‌اند. گسترش اقتصاد گیگ و کار پلتفرم‌محور زنانه‌‌شدن بی‌ثبات‌کاری را شدت بخشیده است و به‌طرز نامتناسبی بر زنان دالیت، آدیواسی و زنان اقلیتی اثر گذاشته است که با معیشت ناامن، نابرابری‌های مزدی و محرومیت از حمایت اجتماعی مواجهند. این تحولات با شکاف دیجیتال ترکیب شده‌اند، سلسله‌مراتب‌ موجود کاستی، طبقاتی و جنسیتی را تشدید کرده‌اند و دسترسی منصفانه به فرصت‌های اقتصادی را محدود کرده‌اند. همزمان برنامه‌ریزی شهری و توسعۀ زیرساختی اغلب به نفع گروه‌های مسلط است و دسترسی زنان به‌حاشیه‌رانده‌شده به فضاهای عمومی امن و فراگیر را محدود می‌کند.

تخریب محیط‌زیست و آوارگی ناشی از تغییرات اقلیمی – مسائلی که محققانی همچون بینا آگاروال و واندانا شیوا بر آن تأکید دارند – آسیب‌پذیری‌ها را تشدید می‌کنند، به‌ویژه برای زنان روستایی و بومی‌ای که کارشان اساس بقا و پایداری زیست‌محیطی اجتماع است. به علاوه، ظهور بنیادگرایی دینی، درگیری‌های فرقه‌ای و قطب‌بندی سیاسی خشونت و تبعیض را علیه زنان اقلیت‌های مذهبی شدت داده و حقوق و امنیتشان را تضعیف کرده است. این معضلات به‌هم‌پیوسته نیازمند عملی فمنیستی‌ است که بازاندیشانه، تلاقی‌محور و متعهد به عدالت اجتماعی باشد و هم به ساختارهای محلی و هم به ساختارهای جهانی نابرابری در نظم جهانی روبه‌تحول بپردازد.

4

ادامه 👇

@GDinPersian
⬇️⬇️
پذیرش تکثرگرایی و ترویج پژوهشگری متعهد اجتماعی برای حرکت به سوی رشته‌ای واقعاً فراگیر و بازاندیشانه
محققان فمنیست در بازسازی جامعه‌‌شناسی هند ، دست و پنجه نرم کردن با بنیان‌های مردسالارانه و گسترش رویکردهای روش‌شناختی و دغدغه‌های موضوعی آن نقشی کلیدی داشته‌اند. مشارکت‌های پایدار و مداخله‌های تحول‌آفرین آنان، علی‌رغم مواجهه‌شان با اشکال مزمن و متغیر نابرابری، شمول و موقعیت رهبری بیشتری را برای زنان در مؤسسات دانشگاهی، به ویژه انجمن جامعه‌شناسی هند (Indian Sociological Society)، تأمین کرده است.

تحولات اخیر در جامعه‌شناسی هند نشان‌دهندۀ پیشرفت نهادی معنادار و تعهدی دوباره به شمول‌گرایی است. در سال 2016 با انتخاب سوجاتا پاتل به عنوان نخستین رئیس زن در انجمن جامعه‌شناسی هند، لحظه‌ای سرنوشت‌ساز به دست آمد – رویدادی که گامی مهم در جبران نابرابری‌های جنسیتی در رهبری دانشگاهی بود. دوران تصدی او برای رهبران زن بعدی، از جمله پروفسور ایندیرا، پروفسور آبا چوهان و پروفسور مایترای چادوری مسیرهایی را گشود و ریاست آنها این دستاوردها را تثبیت کرده است. رهبری آنها در مجموع دموکراتیزه‌کردن انجمن جامعه‌شناسی هند پیش رانده است، تمرکز این انجمن بر پرداختن به نابرابری‌های ساختاری را تقویت کرده و پژوهشگری فراگیر را ارتقاء داده است.

محققان فمنیست از طریق مداخلات انتقادی در پداگوژی، پژوهش و رویۀ نهادی، بازاندیشی، تلاقی‌مندی و روش‌شناسی‌های مشارکتی را که محور عدالت اجتماعی‌اند، در معرض توجه قرار دادند. مشارکت‌های رهبران زن، به ویژه در انجمن جامعه‌شناسی هند این تلاش‌های تحول‌آفرین را بیش از بیش قوت بخشیده است. هرچند وظیفۀ دموکراتیزه‌کردن جامعه‌شناسی هند همچنان پروژه‌ای در حال انجام باقی می‌ماند. ایجاد رشته‌ای واقعاً فراگیر و بازاندیشانه نیازمند مشارکت فعال محققان از تمامی جنسیت‌هاست.

هدف ایجاد فضاهای فمنیستی‌ای نیست که مردان را حذف کند، بلکه پرورش پلتفرم‌های مشارکتی است که صداهای مختلف برای وسعت بخشیدن به فهم جامع‌تر و منصفانه‌تر از جامعۀ هند با یکدیگر کار کنند. ترغیب محققان مرد برای مشارکت عمیق در دیدگاه‌های فمنیستی می‌تواند به برچیدن سلسله مراتب‌ ریشه‌دار و غنی کردن این رشته کمک کند. جامعه‌شناسی هند می‌تواند با پذیرش تکثرگرایی و ترویج پژوهشگری متعهد اجتماعی به سوی آینده‌ای حرکت کند که در آن تفکر و عمل فمنیستی محور رشد فکری و نهادی باشد.

5
@GDinPersian