Geniuses Group – Telegram
Geniuses Group
906 subscribers
19 photos
6 videos
8 files
104 links
گروهی هدفمند و انتفاعی برای توسعه فناوری محور، انواع پروژه ها و محصولات با داشتن بالاترین سطح پایداری سازمان و جامعه هدف

https://geniuses.group
https://github.com/GeniusesGroup/
https://castbox.fm/ch/5612871
https://discord.gg/BZg2Xkmwku
Download Telegram
عزیزان فعال در حوزه توسعه نرم افزار بنظرتون چرا این دیاگرام مشکل داره؟ این یک تمرین #تفکر_انتقادی هست، قبل از نگاه کردن به کامنت ها که ممکنه یکی از دوستان جواب درست را داده باشه، خودتون سعی کنید پاسخ بدید. و اگر بتونید بگید چرا این موضوع می تونه در تصمیم سازی های ما تاثیر خوب یا بد بذاره؟
اگر در حوزه تخصصی توسعه نرم افزار نیستید این سوال را به نوعی دیگر و کمی سخت تر پاسخ دهید. اول با استفاده از #تفکر_انطباقی این دیاگرام را به حوزه تخصصی خود ببرید و بعد پاسخ دهید. مثلا اگر فعلا حوزه علوم اجتماعی هستید، با معادل سازی سیستم عامل به حکومت، نرم افزار به سازمان و کاربر به مقیمان حکومت، سخت افزار به منابع، پاسخ دهید ارتباط های نشان داده شده چرا اشتباه هست و باید اصلاح شود؟

#چالش_عضویت
1🔥7👍21
فهم عمیق نسبت به کلمات، برای ما انسان ها، کاری زمان بر است و بدست آوردن بینش موثر برای ارتباط کلمات زمان برتر
شاید در نگاه اول فکر می کنیم برای درک کلمات، خوانش چند دقیقه ای مترادف ها و چند تعریف کافی است ولی واقعیت این هست که بینش بدست آماده در اولین برخوردها معمولا به شدت ناقض و حتی گمراه کننده است. بدترین اتفاق این هست که یادگیری آن کلمات مبنای تصمیم سازی ها یا گفت و گوهای ما با دیگران نیز به ناچار در اولین برخوردهای ما باشد. و باز اوضاع وقتی بدتر می شود که در ذهن خود اینگونه تجسم کنیم که فهم کافی نسبت به کلمات داریم، بدون دقت در شنونده فعال بودن، پیش فرض های ذهنی خودمون را نسبت به مفاهیم طرف های گفت و گو مبنای عمل قرار دهیم. البته که یک تکنیک ایجاد #مغلطه در گفتمان هم هست این موضوع که به مغلطه پهلوان‌پنبه یا مرد پوشالی نیز معروف هست. هر چند این نوشته دکتر صمدی عزیز را در باب تکامل است ولی با تفسیر کافی، به ما نشان می دهد، که عدم فهم کافی از جزییات نهفته در یک سیستم (کلمه برای نام گذاری سیستم) می تواند منجر به تصمیمات برخلاف میل باطنی ما شود.
مثل همیشه قصد #تلنگر_ذهنی بود و یادآوری کنیم برای دقیق بودن در استفاده از کلمات در گفت و گو ها و بخصوص گفتمان های علمی، فهم نسبتا عمیق باعث ایجاد #همدلی و ارتباط موثر می شود.

پست را با این رشته توییت به پایان می رسونیم، که برخی از اندیشه‌ها و جملات طلایی #هانا_آرنت را بازنویسی کرده. بدون خواندن آثار این نویسنده قطعا درک عمیق نسبت به کلمه #توتالیتاریسم امکان‌ناپذیر است.
«تفنگ لاشه را تحویل می‌دهد نه پرنده را» می‌گوید یکی از شیوه‌های اساسی حکومت‌های استبدادی این است که هرگاه مجبور شوند دست از سیاست ستیزه‌جویانه خارجی بردارند، این روش در ظاهر صلح‌طلبانه را با سرکوب بیشتر علیه ملت خود تلافی می‌کنند. زیرا: «استمرار پرخاشگری نباید هرگز متوقف شود»

هانا آرنت در همان کتاب “انقلاب مجارستان؛ مقاومت مردمی علیه توتالیتاریسم” می‌نویسد:
«ما حق نداریم فراموش کنیم که در این دیکتاتوری‌ها تمامی تغییرات حاصله، موقتی و گذرا هستند»
زیرا اساس چنین حکومت‌هایی بر “اطاعت محض” است و حفظ اقتدار رهبر ولو به قیمت خطاهای پی‌درپی و رواج خشونت

او که پیش‌تر در “ریشه‌های توتالیتاریسم” به مقایسه استالین و هیتلر پرداخته بود، می‌نویسد:
«خصوصیت اصلی یک رهبر توتالیتر برای هوادارانش، عصمت بی پایان اوست. وی هرگز نمی‌تواند خطایش را بپذیرد»
آرنت در این مرحله معتقد بود ویژگی‌های شخصی رهبر توفیر چندانی در کارکرد “نظام” ندارد.

استالین که در میانه حکومتش با بحران بیکاری روبرو شده بود در یک نطق رادیویی اعلام می‌کند که یک “وفادار واقعی” به حکومت تحت هیچ شرایطی بیکار باقی نمی‌ماند.
و این‌گونه بحران بیکاری یک شبه به زیر یک درصد رسید؛ زیرا بیکاران می‌ترسیدند حالا به جرم خیانت به حزب به سیبری هم تبعید شوند
🔥8👍2👏1
Omid Hekayati
🔗 با همفکری و همراهی چند تن از دوستان سومین دوره جلسات کتاب خوانی و نقد و بررسی آن را ترتیب دادیم. جلسات بدلیل فیلتر شدن نرم افزار دیسکورد در ایران، در گوگل میت برگزار میشه. در کامنت های همین پست، جزییات شرکت در جلسات و صوت ضبط شده جلسات را قرار میدیم. 🤝
🔗 با همفکری و همراهی چند تن از دوستان جلسات نقد و بررسی روش های پیاده سازی (سینتکس زبان) الگوهای پایه ای در زبان های برنامه نویسی (مثل encapsulation و abstraction و ...) را ترتیب دادیم.
جلسات بدلیل فیلتر شدن نرم افزار دیسکورد در ایران، در گوگل میت برگزار میشه. در کامنت های همین پست، جزییات شرکت در جلسات و صوت ضبط شده جلسات را قرار میدیم.

🤝 دلیل این جلسات این سوال بود که من در گروه طراحی زبان پرسیدم و دوستان خوبی مثل محسن جان و احسان جان در گفت و گو شرکت کردند و نکات خوبی را مطرح کردند، ولی بدلیل عدم امکان ادامه بحث در متن قرار بر برگزاری جلسات صوتی برای این موضوع شد.

🧠 یکم در این جلسات می خوایم با #تفکر_انتقادی به نحوه پیاده سازی این موضوعات بپردازیم. سعی می کنیم قبل از ورود به نقد قطعا هر اصل را به شکل خوبی تبیین کنیم که با دیدگاه مشترک از اصل مورد نظر، سینتکس زبان ها را نقد کنیم.

🎯 اگر نتیجه گری قابل قبولی هم در جلسات داشتیم بنده در زبان خیام (#زبان_خیام) که در حال توسعه آن هستیم قرار میدهم. پس قطعا مشارکت شما چه در جلسات چه در تعریف این زبان قطعا با استقبال فراوان از طرف ما خواهد بود. در زبان خیام قصد ایجاد یک زبان عادی مثل دیگر زبان ها نیستیم، موضوعات شاید در نگاه اول عجیب ولی در عین حال جذاب خواهیم داشت. مثلا یکی از تصمیمات بنیادی ما این هست که به شکل کلی primitive data type برای این زبان در سطح سینتکس نداشته باشیم! در جلسات درباره این تصمیمات بیشتر صحبت خواهیم کرد.
🔥72👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بارها اهمیت و قدرت استفاده صحیح از کلمات را گوشزد کردیم (مثلا اینجا و اینجا). نکته جالب این ویدئو این هست که اهمیت این موضوع را اونقدر پررنگ می کنه که می تونه روی #سبک_زندگی افراد و حس رضایت درونی از مسیر زندگی تاثیر باورکردنی بذاره. متاسفانه بدلیل عدم امکان کنترل #تضاد_منافع در ابعاد مختلف جوامع بشری، هر شخص (حقیقی، حقوقی، ماشین(AI)) در جهت افزایش ارزش های خودش قدم میذاره و متاسفانه در اکثر اوقات بدست آوردن ارزش ها توسط یک شخص، باعث از دست رفتن ارزش توسط یک شخص دیگر می شود. این موضوع به شکل علمی در #نظریه_بازی (ویکی پدیا) با عنوان #بازی_مجموع_صفر (ویکی پدیا) شناخته میشه که می تونید بیشتر مطالعه کنید. البته که خیلی از موارد مطرح شده در این بخش ها، به حوزه #فلسفه_اخلاق میره و صحبت کردن در موردش خیلی سخته چون خیلی بسته به #مدل_ذهنی و نظام ارزش‌های اخلاقی داره و بدون تبیین بیشتر موضوعات مرتبط خیلی سخت هست در مورد این موضوعات صحبت کنیم. پیشنهاد می کنم این پادکست را گوش بدید.

در انتها یادتون باشه زندگی (از نگاه نظریه بازی) واقعا یک بازی هست، پس هوشمندانه بازی کنیم!
👍15
Omid Hekayati
فهم عمیق نسبت به کلمات، برای ما انسان ها، کاری زمان بر است و بدست آوردن بینش موثر برای ارتباط کلمات زمان برتر شاید در نگاه اول فکر می کنیم برای درک کلمات، خوانش چند دقیقه ای مترادف ها و چند تعریف کافی است ولی واقعیت این هست که بینش بدست آماده در اولین برخوردها…
شناخت احساسات و توانایی در نام دهی صحیح آنها برای هر انسانی، دانش موثر زندگی با کیفیت هست.
شاید به نظر خیلی ساده و بدیهی باشه که یک فرد بتونه براحتی احساسی را که در یک لحظه داره با استفاده از کلمات مشخص کنه تا دیگران حس اون فرد را درک کنند، ولی واقعیت ماجرا این هست که این موضوع یکی از سخت ترین کارهای ممکن برای هر انسانی است. البته این سختی در دیگر بخش ها هم وجود داره مثلا در روان شناسی موضوع معناسازی (تعریف کلی، تعریف در روان شناسی) که خیلی هم بی ربط به متن مشخص شده در عنوان پست نیست، باز از کارهای سخت تفکری برای انسان هست.
احساساتی که هر انسان می تونه در طول زمان کسب کنه خیلی متنوع هست مثلا شادی، لذت (در این پست در خصوص تفاوت این دو کمی صحبت کردیم)، خشم، غم و ...
یک نکته جذاب در خصوص امکان نام دهی احساسات این هست که ما مجبور میشیم با کلمات موثر دیگر آن احساس آشنا بشیم. مثلا وقتی به خشم میرسیم، قطعا با کلمه خشونت هم که نوعی رفتار فردی و اجتماعی هست آشنا میشیم.

#خشونت محصول عدم شناخته، عدم شناخت هم یعنی نبود داده موثر و موثق در ذهن ما در زمان مناسب!
بخشی از جمله بالا منتسب به کتابی هم نام با موضوع یعنی خشونت از نویسنده ای به نام ژیژک هست. هرجایی که گفتگو شکل بگیره که قطعا با مناظره و جدل متفاوت است، قطعا روز پیروزی جامعه و کمرنگ شدن خشونت هست. یعنی اجازه بدیم هر داده ای در جامعه روان بشه و با ابزارهای نوین با برچسب گذاری های معتبر، موثق، ... به شکل صحیحی گفت و گو ها اعتبار بگیرند.
از زاویه ای دیگر با فرصت به یکدیگر برای شناخت حتی سطحی، خشونت را از زندگی خودمون حذف کنیم. و مهم تر از آن از شروع چرخه های شوم خشونت که عموما منجر به نیستی میشه، جلوگیری کنیم. یادمون باشه که شکی نیست که خشونت باعث زایش خشونت میشه، و چرخه ای نابودگر را بوجود میاره که در بعضی شرایط این چرخه تا زمان مرگ #سیستم که خشونت درش شکل گرفته، ادامه پیدا می کنه.
جمله های معروف دیگر هم در موضوع کنترل خشونت وجود داره. مثلا هنگام عصبانيت، مراقب كلام خود باشيم!، یکی از ریشه های عصبانیت ، نپذیرفتن افراد (رویداد) به همان صورتی که می توانند باشند است.
در پی نوشت 2 این پست به زایش خشونت بدلیل #فیلترینگ اشاره کردیم، اینجا هم یادآوری کنیم که خشونت علت و معلول خیلی از خصیصه های اجتماعی ما انسان ها هست. پس یادمون باشه تا جای امکان هیچ گاه، علت ایجاد خشونت نباشیم.

در نهایت مثل همیشه قصد #تلنگر_ذهنی و معرفی مفهوم های مرتبط در علوم مرتبط بخصوص #علم_روان_شناسی و #علوم_اجتماعی و ارائه چند کلمه کلیدی موثر جهت مطالعه بیشتر در این پست با دلایل ارتباطی آنها، بود، امیدوارم فرصتی در جهت مطالعه و تفکر بهشون پیدا کنید. پادکست های خوبی مثل پادکست در راه جآن هستند که از اهمیت این موضوعات بیشتر به ما میگن و بیشتر این مدل موضوعات را باز می کنند. شما هم اگر منبعی مثل پادکست می شناسید، بدون محدود مکان و زمان، اشاعه کننده این موضوعات مهم به دیگران باشید.
1👌5👍1👏1🕊1
#عوام_گرایی (#پوپولیسم، ویکی پدیا) شاید در نگاه اول نهایت #عدالت باشد ولی در عمل منشا شر!
عوام‌گرایی خواست مردم را عین حق و اخلاق می‌داند و بر آن است که می‌باید میان مردم و سازمان (حکومت، شرکت، ...) رابطهٔ مستقیم وجود داشته باشد. خوب تا اینجای کار که مشکلی دیده نمیشه، پس چرا اینقدر این کلمه و صفت منفی شده اینروزا! مشکل از جایی هست که تحریف در #واقعیت ها و خواسته ها خیلی راحت تر از چیزی که فکرشو کنیم می تونه ایجاد بشه (یکی از دلایلش را اینجا گفتیم). و متاسفانه وقتی با #فیلترینگ گسترده اطلاعاتی در یک سازمان روبرو باشیم عموما اولا #نقد به واقعیت متصور شده شکل نمیگیره و بدتر از آن امکان گفت و گو برای اشاعه آن نقد و حتی ایجاد تصویر های واقعی تری از نقد هم نخواهیم داشت. یادمون باشه #توسعه یعنی حل مسائل جمعی، مسئله تا درست شناسایی نشه، حل نخواهد شد.

برای درک بهتر موضوع به دو مثال زیر دقت کنید:

- یکی توییت زده بود اگر ایلان ماسک فقط 6 میلیارد (حدود 2% اون موقع اگر اشتباه نکنم) از ثروت خودش را به آفریقایی ها بده، این قاره دیگه گرسنه ای نخواهد داشت و ایلان هم به این فرد جواب داد که اگر تو برنامه ای ارائه ای بدی که واقعا این موضوع امکان پذیر باشه قطعا انجامش میدم. ولی خوب مثل همیشه صرفا یکی بدون هیچ درک عمیقی از واقعیت و نگارش یک برنامه عملیاتی برای آرمان خود یعنی ریشه کن کردن گرسنگی، حرفی را زد که به دلیل جریان داشتن گفت و گو در آن جامعه (توییتر) عملا خیلی زود نقد جدی بهش وارد شد و نتوانست از نقد ها عبور کند و در نطفه خفه شد.
- با توجه به عدم ارائه داده کافی در این مقاله، تحلیل های مقاله می تونه به شدت گمراه کننده باشه. مثلا شاید بودجه تعادلی شهر تهران (یا هر شهر مبنایی) نسبت به دیگر شهرها خیلی خیلی مازاد باشه و این مازاد داره از طریق تصویب و اخذ عوارض (مالیات که هر جور حساب کنی میشه دزدی سیستماتیک!) کسب میشه، و عملا حیف و میل میشه مثلا با استخدام های بیش از اندازه.
اگر نقدهای جدی به این مقاله و نوع نگاه وارد نشه و این مقاله را یک تصمیم ساز ارشد بخونه، تنها راهی که به ذهنش میرسه افزایش عوارض نوسازی، برای کاهش سهم دیگر عوارض و مالیات ها خواهد بود، در صورتی که شاید واقعا مشکل از جای دیگری باشه و براحتی میشه عوارض های (غیر قانونی) ساخت و ساز را حذف کنیم که سهم دیگر عوارض به میانگین جهانی برسه. البته که اینکار سخت هست چون نیاز به افزایش کیفیت حکمرانی شهری داره که نتیجه حتی بهتری رسید.


خوب اگر در مورد اول با #فیلترینگ اطلاعات جلوی نقد و گفت و گو، گرفته شده بود، حتی می توانست آن حرف با رسیدن به سطوح تصمیم سازی های کلان آن جامعه یا دیگر جوامع (حکومت ایالات متحده آمریکا) با ایجاد قوانین اشتباه سعی در اجرای ایده ای را داشته باشند که عملا نه به اهداف خودش خواهد رسید و قطعا باعث از بین بردن انگیزه تولید ارزش و ثروت در افراد مختلف (اینجا ایلان ماسک) میشد. ولی متاسفانه با #فیلترینگ گسترده اطلاعاتی در سازمان حاکمیتی ایران در مثال دوم میبینیم که اصولا نقدی شکل نمیگیره یا اگر هم نقدی باشه در جهت معکوس یعنی کاهش #کیفیت_زندگی (#به_زیستی) جامعه اتفاق میافته. البته که شرط لازم جریان اطلاعاتی هست ولی قطعا شرط کافی نیست. شروط دیگه مثل آشنایی هر چه بیشتر جامعه با #دانش های موثر مثل #تفکر_انتقادی قطعا نیاز هست برای این موضوع. این پست از کانال دکتر صمدی عزیز بنظرم ادامه راه جذابی در خصوص شرط دیگر مطرح شده است.

یادمون باشه فهم عوام گرایی در هر جامعه ای قابلیت طرح داره، پس در سازمان خصوصی که درش مشغول هم هستید، مطرح می باشد. اگر مثالی از تحریف واقعیت ها و ایجاد خواسته های اشتباه در جمع، در سازمان خود یا دیگران میشناسید با ما در میان بگذارید.
👍52🤔1
امروز روز جهانی DDD هست. عزیزان انجمن DDD_IRAN هم به رسم جهانی، این روز را مانند دیگر کشورها، یک رویداد آنلاین ترتیب دادند که در لینک زیر قابل مشاهده هست.
https://www.youtube.com/live/SKHVDxSVMgE
https://www.youtube.com/live/6YG9CIY4exg

یادمون باشه عبارت Domain Driven Design مثل خیلی از عبارات دیگه حوزه #توسعه نرم افزار بیشتر جمع آوری یکسری اصول و مفاهیم کنار هم برای شکل دهی یک #مدل_ذهنی برای #توسعه_دهنده بهتر بودن، هست، ولی قطعا اصول دیگر هم قطعا مورد نیاز هست. در نرم افزار انجمن جهانی DDD جمله زیر اومده که بنظرم وصف خوبی از هدف DDD هست.
A community driven platform for people who want to get more in depth knowledge of Domain-Driven Design and solving complex business problems.

پ.ن: قطعا بنده هم مثل شما نمی دونم ارائه های این رویداد خوب و مفید خواهد بود یا نه، ولی امیدوارم با انتقال اطلاعات دقیق و عملی، ارائه ها مفید باشه و حداقل کمی افسانه زدایی کنه موضوعات حول این کلمه DDD را
👍8🔥8
بیایید یکدیگر را به تفکر عمیق‌تر و پرسشگری دعوت کنیم!
با دو روز تاخیر روز جهانی #فلسفه را به دوستان #فیلسوف تبریک میگم. تاخیر پیش آمده در تبریک بخاطر همزمانی با روز جهانی DDD بود. این همزمانی البته جای تفکر و اندیشن زیادی هم قطعا داره!
متاسفانه دو کلمه فلسفه و فیلسوف به شکل عجیبی دارای تعریف مبهم و حتی کج فهمی در ذهن جامعه داره و وقتی در هر دو جهت مثبت و منفی کسی که زیاد پرسش ایجاد می کنه را فیلسوف و حوزه فعالیت ذهنی او را فلسفه نام گذاری می کنند. ولی واقعیت این هست که
- فیلسوف در معنای لغوی یعنی دوستدار دانایی با این ترکیب philo (دوستدارِ) sophos (دانایی). پس هر نوع #پرسش_گری به معنای فیلسوف بودن نیست و هر #پرسش ی هم در حوزه فلسفه نمی تواند قرار گیرد. نمی خواهیم هیچ محدودیتی ایجاد کنیم و مثلا بگوییم پرسش صحیح و غلط داریم، خیر. از دید نگارنده، اعمال هر نوع #فیلتریگ در این حوزه اشتباه هست و صرفا می توانیم پرسش ها را به پرسش فعلا خوب و فعلا نامناسب در زمان فعلی" برچسب زد.
- فلسفه در معنای لغوی یعنی خِرَد دوستی. لذا هر چیزی که مرتبط با حوزه خرد مرتبط می باشد می تواند در این حوزه ورود کند ولی یادمون باشه ورود صرفا جهت طی مسیرهای مشخص جهت کمک به افزایش خرد و تفکر است. پس این طی مسیر به معنای پاسخ گویی به پرسش برای افزایش خرد هست نه ماندگاری عمیق و طولانی در حوزه فلسفه. هر چند موضوعاتی مانند #فلسفه_اخلاق سالیان درازی هست که در حوزه فلسفه باقی مانده است ولی هر روز به عمق این حوزه فکری افزوده می شود.
اگر کل اطلاعات بشر را در یک دایره قرار بدیم بخشی از آن (قابل محاسبه و کمی سازی نیست بنظرم فعلا) حوزه #دانش بشری می باشد و زیر مجموعه ای از دانش بشر مرتبط با حوزه فلسفه می باشد و در ادامه زیرمجموعه ای از حوزه فلسفه، حوزه #علم قرار میگرد.
در نهایت همانطور که در جلسات #فلسفه_علم هم اشاره کردیم هیچ #اندیشمند ی بدون داشتن جعبه ابزارهای مرتبط نمی تواند در حوزه فلسفه و زیر مجموعه آن یعنی علم فعالیت داشته باشد. در همین جهت پیشنهاد می کنم به دنبال یادگیری مهارت‌های اندیشیدن باشید حتما.

در انتها اشاره کنیم که به همین مناسبت هم موسسه خوب تیزفکری تخفیف استثنایی بر روی بسته‌های آموزشی خودش گذاشته، اگر فردی هستید که نیاز به اجبار از سمت دیگران برای #یادگیری دارید و البته که نیاز به محصولاتشان داشتید، فرصت خوبی برای خرید هست.
▫️استدلال‌ورزی نقادانه، تا توانایی نقد اصولی و منطقی را پیدا کنیم.
▫️پرسشگری نقادانه، تا در هر موقعیتی بهترین پرسش‌ها را بپرسیم
▫️فلسفه‌علم، تا به مهمترین چالش‌ها و مرزبندی‌ها در فلسفه علم قرن بیستم آشنا شویم.
▫️و بلاخره، «رایج‌ترین مغالطه‌ها» تا اینگونه استدلال‌ها را در گفتگوهای روزمره تشخیص دهیم.
👏6🔥21👍1👌1
با افتخار به دعوت دوستان جامعه کد & کافی #جلسه بسیار جذابی در حوزه تعریف و تبیین عبارت software architecture برگزار کردیم. در کامنت های این پست تاپیک ها و صوت جلسه در دسترس هست. امیدوارم مشابه فیدبک های بسیار خوب افراد حاضر در جلسه دیگر دوستان هم بتوانید از محتوای این جلسه استفاده کنند و اگر سوال یا ابهامی بود حتما مطرح کنند. در این پست هم سعی خواهم کرد به شکل خیلی خلاصه تر، این عبارت را تعریف و تبیین ساختار یافته تری ارائه دهم.
👏12👍4🐳1
#معماری و #معمار
بنظر میرسه تعریف خیلی خوب و کوتاه از معماری میشه "فرآیندهای طراحی و ساخت سیستم ها می باشد." و معمار هم قاعدتا میشه "فرد متخصص در حوزه #تصمیم_گیری های مرتبط با معماری یک سیستم"
بنظر تعریف ها جامع و کامل هستند، ولی چرا در عمل، تصمیم گیری های این حوزه همیشه چالش برانگیز هست و با اینکه حتی سازمان ها برای توسعه انواع محصولات در بخش های مختلف اقتصادی (از ساختمان تا کارخانه، نرم افزار و ...) از متخصصان مرتبط هم استفاده می کنند، توسعه محصولات با این همه چالش و گرفتاری روبرو هست. مگر به جز اینه که معماری قراره نقشه راه توسعه ما باشه؟؟ پس چرا این همه بی راهه رفتن با وجود نقشه راه؟؟ آیا مشکل از نقشه راه هایی هست که متخصص نماها برای سازمان ها ایجاد می کنند؟؟ چجوری به عنوان یک عضو در سازمان (چه مدیر بالادستی چه زیردستی) بفهمیم نقشه ترسیمی توسط معماران ما را به کدام سمت میبرند؟؟
بیایید برای پاسخ دادن به سوالات قبل، و شفاف کردن و زدودن فهم اشتباه از کلمه معماری و معمار، یکم با توضیحات بیشتر، آنها را تبیین کنیم.

- نباید فراموش کنیم موضوعات مطرح شده در انتزاع های خیلی پایین (شالوده های) اندیشه قرار داره و قطعا چون خیلی روی انتزاع های بالادستی خودش تاثیر میذاره، نیاز به کلی تفکر داره. حتی عملا چون انتزاع های بالادستی در ذهن خواننده شکل گرفته، شاید حتی به نوعی تغییر پارادایم باشه موضوع و کلی پیچیدگی دیگر! مهارت #تفکر_انتقادی اینجا خیلی به شما کمک می کنه.
- باز نباید یادمون بره فهم معماری و معمار یک مدل ذهنی توصیفی ما انسان ها برای سیستم های انسان_ساخت هست. مثلا توسعه بر اساس مدل #تکامل در دنیای موجودات زنده، نیاز به فهم معماری نداره و بر اساس آزمون و خطا و نظریه ای تحت عنوان انتخاب طبیعی شکل میگیرد.
- یادمون باشه ذهن (در مدل تبیین شده در #علوم_شناختی) انسان ها، اینروزا بخش زیادیش انسان_ساخت شده، پس فهم معماری و معمار برای توسعه ذهن هم قابل استفاده است. کلمات مرتبط مثل مربی و منتور به نوعی معمار ذهن ما هستند. فهم این دو کلمه را سعی کنید فارغ از اکوسیستمی که درش فعالیت بیشتری دارید بدست بیاورید.
- کلمات معماری و معمار، در علوم مختلف کاربرد دارد و حتی میشه گفت اینقدر که در علوم مرتبط با ساختمان در اینترنت برای این کلمه مطلب هست برای دیگر علوم موجود نیست. در حوزه مرتبط با هر علم، کلمه سیستم در تعریف را هم به کلمه پر کاربرد آن علم تغییر می دهند. مثلا وقتی از کلمه معماری در علوم مرتبط با ساختمان استفاده می کنیم، منظور معماری ساختمان هست. هرچند در همان علوم برای مشخص کردن معماری دیگر سازه ها، از مثلا معماری ساختمان پل استفاده می کنند. کلمه دیگری که باز در علوم مختلف متفاوت هست، کلمه ساخت هست که باز در علوم مرتبط با ساختمان از فعل بنا کردن استفاده می شود. در حوزه ساختمان باید بین کلمات building و construction تمایز قایل بشیم. اولی در حوزه معماری ولی دومی در حوزه عملیات ساخت استفاده می شود.
- در تعریف از کلمه ساخت (build) استفاده کردیم. باید رفع ابهام کنیم و بگوییم ساخت با پدید آوردن کمی متفاوت است. پدید آوردن بیشتر در ایجاد چیزهایی استفاده می شود که بدون طرح و برنامه مشخص و مکتوب استفاده می شود ولی ساخت یعنی درست کردن براساس نقشه و طرح قبلی. ولی چیزی که در عمل مشاهده میشه به شوخی میگن حتی یک کارگر ساده هم اجازه نظر دادن در معماری ساختمان را دارد! بحث این نیست کسی نباید نظر بدهد، بحث سر تمایز قایل شدن در #تصمیم_سازی و #تصمیم_گیری می باشد.

از اینجا به بعد برای کمی بسته شدن زاویه نگاه، معماری نرم افزار را انتخاب می کنیم. با توجه به تعریف و تبیین ارایه شده، بنظرتون آیا معمار نرم افزار، صرفا می تواند بر حسب تجربه پاسخ پرسشی را در مسیر توسعه بدهد؟ آیا معمار نرم افزار می تواند بدون #بینش عمیق از کل سیستم مورد توسعه و علوم مرتبط با آن (#تفکر_سیستمی)، ادعای پاسخ گویی صحیح به مسائل داشته باشد؟
بذارید کلمات را در تعریف با تبیین های ارایه شده جاگذاری کنیم تا جوابگویی به سوال مطرح شده کمی راحت تر شود.
معماری نرم افزار: فرآیندهای طراحی و درست کردن نرم افزار بر اساس طرح و نقشه قبلی!
معمار: متخصصی که فرآیندهای طراحی و درست کردن نرم افزار را مشخص می کند!
فکر کنم وضوح بیشتری الان نسبت به کلمات مورد نظر داریم و نقدهای وارد به این حوزه شفاف تر هستند. انتخاب فرآیندها یعنی طرح و نقشه، که می تونیم بهش #ساختار و #چارچوب_توسعه نسبت بدیم.

در نهایت از دید نگارنده این متن، #معماری بدون #چارچوب تهی از معنا هست! و در بهترین شرایط ما با یکسری نظر شخصی برای پرسش های مسیر توسعه طرف هستیم. در پست های آینده بیشتر کلمات مرتبط بخصوص، چارچوب را موشکافی خواهیم کرد. اگر وقت و حوصله ای هم بود صوت این جلسه را گوش کنید، قطعا موضوعات این پست در 1.5 ساعت بیشتر باز شدند.
👍52🔥2
تو مو بینی و مجنون پیچش مو ( شعری از وحشی بافقی » فرهاد و شیرین)
در ادامه پست تبیین کلمه معماری و معمار، قبل از اینکه به کلمات بعدی مهم در این مسیر یعنی ساختار و چارجوب بپردازیم، چند مثال عینی تر را با هم بررسی کنیم که کمی بهتر بفهمیم اون فرآیندهای طراحی و ساخت سیستم که گفتیم چی هستند. و چقدر این ضرب المثل ابتدای پست، برای درک چرایی فهم عمیق موضوعات دلچسب هست.

با دو مثال کامپیوتری شروع کنیم.
- شاید در نگاه اول CDN ها مثل microservice خیلی جذاب و خوب باشند ولی در واقعیت به پیچیدگی هایی که به سیستم های نرم افزاری اضافه می کنند واقعا نمی ارزند! اگر با نگاه کامل بررسی کنی مصداق بارز ضرب المثل "تو مو میبینی، من پیچش مو" هست واقعا. مثلا این مقاله را بخونید. شاید در نگاه اول بگیم خوبه که داده در نزدیک ترین سرور به کاربر serve بشه ولی در عمل میبینیم که ما با برون سپاری یکسری از کارها عملا مجبوریم کلی نیازمندی دیگه را هم برون سپاری کنیم مثلا نیاز داریم بدونیم چه کاربری از کجا درخواست داده، چی درخواست داده، جواب اون سرور بهش چی بوده و ... خوب اینجا مشکلات شروع میشه. اول که هرگونه مشکلی در سیستم سازمان برون سپاری شده بوجود بیاد روی سیستم ما تاثیر میذاره! از این گذشته برون سپاری انجام شده شاید در نگاه اول با هزینه کمتر، کارکرد بهتری را برای ما به ارمغان بیاره ولی واقعیت قطعا چیز دیگری هست. سیستم برون سپاری شده برای دیگر نیازمندی های ما مصداق بارز دیگر ضرب المثل فارسی یعنی "خر را میارند پای بار" (ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه ی فردوسی - که گر خر نیاید به نزدیک بار/ تو بار گران را به نزد خر آر) می باشد، که بجای بودن منطق پردازشی، مورد نیاز داده تولید شده در سرور مرتبط، سازمان برون سپاری مجبور میشه داده را با هزینه گزاف به سرور ما برسونه! یادمون باشه این هزینه شامل زمان هم میشه، یعنی ما با قطعا با تاخیر داده را بدست میاریم فارغ از اینکه ممکنه اصلا بدست نیاریم!
یادمون باشه مفهوم بالا که بهتره منطق بره جایی که داده تولید میشه موضوعی مهم در stream processing هست و می تونید با این عبارت کلیدی بیشتر بخونید.
اگر هم دنبال راه حل هستید که چجوری به اون نیازمندی اصلی که CDN بهمون ارائه میده را حل کنیم درک فهم edge computing و حل مشکلات مرتبط با این موضوع با unikernel ها می تونه گزینه به شدت خوبی باشه.
- اگر ما با عبارت "مرجع تسویه" در سیستم های مالی آشنا نباشیم اصولا دنیای متفاوتی از درک سیستم های مالی خواهیم داشت و نوع نگاه و مدل کردن ما به شدت متفاوت خواهد بود. یعنی سیستمی را طوری معماری می کنیم که شاید در نگاه اول سیستم مالی (مو) باشد ولی در عمل ظرافت های مورد نیاز یک سیستم مالی (پیچش مو) را نخواهد داشت.

یک مثال هم از دنیای ساختمان (عمارت های انسانی) بزنیم.
اگر ما قصد طراحی سیستم تاسیساتی یک ساختمان را داشته باشیم عدم آشنایی ما با عبارت "پمپ حرارتی" و استفاده از مفاهیم تجاری مثل "کولر گازی" دنیای ذهنی کاملا متفاوتی را برای ما میسازه و نمی تونیم درک درستی از عملکرد سیستم های پمپ حرارتی داشته باشیم. برای درک درست هم در عبارت "پمپ حرارتی" باید بدونیم حالتی از "انرژی" هست و کلی قوانین مرتبط هست که ما باید در خصوص انرژی برای معماری یک سیستم بر پایه این کلمه بدونیم.


پ.ن:
- بنظرم cloudflare به اشتباه به نیازمندی های سطح auditing میگه log! اگر بخوایم این مدل به هر data model یا data field که در سیستم برای توسعه دهنده ها ایجاد میشه از صفت log استفاده کنیم عملا داده هایی مثل metric هم میرن در زیر دسته log ها که بنظرم صحیح نیست. بنظرم log ها را فقط برای ثبت خطاهای سیستمی استفاده کنیم، هر چند بهتره کلا این کلمه دارای برداشت چندگانه را کنار بذاریم.
- دلیل اشاره به پست کلادفلر، این نوشته یکی از دوستان در لینکدین بود. و دلیل بعضی از دیگر مثال ها گفت و گو در زیر این پست کامیونیتی DDD
👌5👍2
ذهن زیبا

🧠 اگر تا حالا وقت نکردید عمیق تر در شاخه میان رشته ای #علوم_شناختی (Cognitive Science) در خصوص کلماتی مثل مغز، نورون، ذهن، هوش، یادگیری و ... پژوهش (جست و جو و مطالعه به قصد یادگیری دانش های مرتبط) کنید یا حتی دلیلی برای اینکار نداشتید، پیشنهاد می کنم این #پادکست را دنبال کنید و با گوش دادن بهش کلی #تلنگر_ذهنی براتون ایجاد بشه که برید حتی عمیق تر راجب به این موضوعات کنجکاوی کنید. قطعا بدلیل ذات میان رشته ای بودن این حوزه هیچ پشیمانی از پژوهش نخواهید داشت.

🎙 در فصل اول، آسیه علیخواه، زیست‌شناس و پژوهشگر ژنتیک، کتاب «تاریخچهٔ مختصر هوش» اثر مکس بنت رو براتون تعریف می‌کنه. 👩‍🔬📚

لینک‌ها:
CastBox | Spotify | Apple Podcast

دلیل معرفی و نگارش این پست:
دیدم کانال خوب فلسفه علم این پادکست را معرفی کرده و چند روز پیش هم دیدم سازمان خوب تلسی یک نشست گذاشته که بانو علیخواه را اونجا هم دعوت کردند، قطعا نشانه های خوبی برای دنبال کردن ایشان خواهد بود.
😍7👍3
تشویق برای یک نفر، تنبیه برای همه! نگاهی به سیستم پاداش و تنبیه

متاسفانه بر خلاف نظر رایج در مدیریت که میگن برعکس رسم و شعار بالا (که در ساختارهای نظامی رایج هست) عمل کنیم، جامعه اشتباهات یک اکوسیستم (سازمان، کشور، جامعه، ...) را پای همه عضوهای آن اکوسیستم می نویسد! خوب یا بد بودن این موضوع جای بحث داره که در این پست امکان باز کردنش نیست. ولی جالبه روش سومی هم داریم که اینروزا زیاد به عنوان نظم خوب ازش یاد میشه و این هست که کلا تنبیه را از مدل فکری و عملی حذف کنیم! شاید شنیدید که میگن در یک حادثه ما دنبال مقصر نیستیم و صرفا می خوایم ریشه ایجاد مشکل را پیدا کنیم و جلوگیری کنیم از ایجاد دوباره آن! بحث مسئولیت پذیری و مقصر یک #تصمیم_گیری اشتباه را کاملا نادیده میگیرند و میگویند مقصر در یک حادثه اصولا وجود ندارد و نمی توان یا نباید تنبیه برای کسی در نظر گرفت! ولی این موضوع برخلاف #فرگشت (#تکامل معادل بسیار گمراه کننده ای برای کلمه Evolution هست، بیایید استفاده اشتباه را اصلاح کنیم) #هوش در موجودات زنده نیز هست، که می دانیم، تنبیه جز جدایی ناپذیر از فرآیند یادگیری، هوش و هوشمندی هست. اگر با این موضوعات آشنایی کافی ندارید، این پست در جهت معرفی پادکست ذهن زیبا را ببینید و بشنوید.

از دید نگارنده این پست، اصولا هرگونه تلاش برای پاک کردن کامل فهم مسئولیت پذیری و تنبیه، اشتباهی مهلک هست و بنظر میرسد می توان مدل های بهتری برای دغدغه های مطرح شده، مثل پیش گیری از ایجاد حس ناامنی برای متخصصان در سازمان ها که باعث فرار از تصمیم گیری میشه، در نظر گرفت. ایجاد تعادل بین تنبیه و پاداش بسیار مهم است زیرا پاداش در غیاب جریمه، موثر نخواهد بود و بالعکس. اگر دنبال جواب کمی سرراست تری هستید، نوع رویکرد و فهم #بیمه می تواند ایده جذابی برای پیاده سازی ایجاد مسئولیت پذیری و کنترل تصمیم گیری های بی پروا در هر اکوسیستمی باشد. یادمون باشه ابزارهای بر پایه کلمه بیمه (مثل بیمه ماشین یا درمان) که یک موضوع #علمی می باشد، نباید #تفکر ما را محدود کنند. اینجا نمی خوام با آوردن مثال عینی، #خلاقیت شما در مدل سازی مفهوم بیمه در تصمیم گیری های اعضای سازمان خودتون را محدود کنم، به عنوان تمرین تفکر و مدل سازی، اگر دوست داشتید در کامنت های این پست به ما بگید مدل سازی جذاب دو حوزه تصمیم و بیمه چی می تونه باشه از دید خودتون. یک راهنمایی کنم که در ابتدای برای ساده سازی فرآیند مدل کردن، به جای #پول به #اعتبار فکر کنید!

حالا چی شد این موضوع را مطرح کردم! در طول چند هفته گذشته خیلی با دوستان مختلف و نوشته های مختلف برخورد کردم که ارتباط خیلی مستقیمی به این موضوع داشت (مثلا اینجا یکی از دوستان (مهدی طهرانی عزیز) این مقاله را در گروه چت ما البته بدون نگارش نظر خودش فرستاد)، خواستم ربط بدم به کل دغدغه های اون موضوع قبلی و نوشته ای در این باب داشته باشیم.
در خصوص آن مقاله ارسالی بنظرم خیلی با فهم اشتباه از #علم مقاله نگارش شده. البته این موضوع مختص به این نویسنده نیست و عدم درک علم در بین انسان ها موضوعی رایج هست. اگر حوصله خواندن مقاله را داشتید خیلی به نحوه مقایسه ها (قیاس ها) توجه داشته باشید! رعایت عدم ایجاد یا افتادن در #سوگیری ها و عدم استفاده از #مغالطه ها از پایه های تعریف علم (در #فلسفه_علم به عنوان حوزه شناخت خود علم) هست که متاسفانه رعایت کردنشون خیلی سخت هست، مخصوصا اگر یادگیری موثر و کافی نداشته باشیم، متاسفانه مقاله سرتاسر پر بود از این دام ها!
- Computers are 100 percent human creations, no less than spoons and baseballs. There is no science of spoons
- it’s OK to create an academic department of Tablecloth Science
- math isn’t a “science” in the normal sense of the word
- computers are just fancy machines, How would you feel about “Refrigerator Science?”

البته نویسنده نقدهایی که در انتها آورد را درست میگه (به بحث این پست مربوط میشه)، ولی ربطی به نقد در مسیر عنوان مقاله نداره و اصولا نقد به اکوسیستم حول #علوم_کامپیوتر و #توسعه_نرم_افزار هست. مثلا میگه نصب نرم افزار کابوس هست! عزیزانی که هر چی بهشون نقد می کنیم که رویکردهای فعلی توسعه نرم افزار فرسنگ ها به دور از واقعیت های مورد نیاز جامعه هست، تحویل بگیرند! اشتباهات فاجعه بار این عزیزان پای همه اکوسیستم نوشته میشه متاسفانه (تیتر این پست)! نگارنده مقاله به این عزیزان تیکه هم انداخته و بهشون صفت “Computer Sadly-Deficient Engineering” میده!
- Software project management methods don’t work.
- Installing standard software is a nightmare.
- Software QA is broken.
- Software is full of horrible bugs.
- Software is full of horrible security holes.
- Software is driven by fashion instead of sound practice.
👍7
ایجاد روابط #دوستی پایدار، یکی از پایه های اصلی #به_زیستی در زندگی هست.
در ابتدا آغاز سال ۲۰۲۵ رو خدمت تمام عزیزان تبریک عرض میکنیم و برای همه شما بهترین سال‌ها رو آرزو میکنیم! اگر مطالب قبلی را نخونید اینجا و اینجا توضیح دادیم که چرا یادآوری مناسب های تاریخی و جشن گرفتن آنها، برای همه مفید هست.

قبلا در این پست اشاره شد که #ارتباط_برقرار_کردن و داشتن تنوع انواع دوست در #دایره_دوستی ما مهم هست و باید بدونیم برچسب های مختلفی برای انواع دوست وجود داره، مثلا در پی نوشت این پست گفتیم که در زبان عربی ۱۲ لایه دوستی یا برچسب برای دوستان وجود داره! پس بعد از درک اهمیت این موضوع، باید پاسخ بدیم چجوری بین دوستان مختلف خودمون تمایز قائل بشیم یا حتی چجوری از ابتدا به یک فرد اجازه بدیم وارد دایره شناختی فردی (برچسب دوست) ما بشه. یکی از راه های موثر امکان شروع یک گفت و گو در هر فرصتی هست.
شاید برای شما هم پیش اومده باشه در جمعی از افراد باشید و ندونید چجوری سر صحبت را باز کنید تا باهاشون عمیق تر آشنا بشید و حتی یک روز تفریحی خوب را بگذرونید. عبارت کلیدی questions to ask in friends group شما را به لیست جذابی از سوالات میرسونه که می تونه در جمع دوستان فارغ از تخصص افراد باعث ایجاد مشارکت و گفت و گو بشه. یکی از لیست های معروف 36 questions that might lead to love هست که توسط یک روان شناس معروف تهیه شده و سوالات به شدت جذابی داره، پیشنهاد می کنم حتما یکبار در یک جمع همخوانی کنید و پاسخ بدید به سوالاتش. یادمون باشه در اکثر لیست سوال ها با این عبارت کلیدی، اشاره میشه که همون اول شفاف بگید که هر فردی دوست نداره می تونه براحتی سوال را رد کنه و جواب نده و مخاطب خاصی برای سوال ها نگذارید و اصرار اضافه هم نکنید کسی جواب بده، مثل بازی های جرات یا حقیقت!

در انتها یادآوری کنم در ابتدای پست به کلمه #پایدار هم اشاره شد، به این موضوع هم کمی بیشتر فکر کنیم که چجوری میشه روابط را پایدارتر کنیم. مثلا در این پست در لینکدین من اشاره کردم که تمایلی به قبول کردن یا ارسال درخواست ایجاد رابطه وقتی طرف مقابل را نمی شناسم ندارم، به جز اینکه دلیل قوی برای ایجاد رابطه نیاز ببینم. یادمون باشه، از نظر #علوم_شناختی ذهن ما خوشبختانه یا متاسفانه محدودیت های فراوانی داره، یکی از این محدودیت های دایره شناختی ما از انسان ها هست. البته همانطور که در پست لینکدین هم اشاره شد، قصد ایجاد نسخه یکسان برای همه نیست، قصد صرفا #تلنگر_ذهنی هست که یادمون باشه جزییات پیدا و پنهان تاثیرگذار در #تصمیم_گیری ها را فراموش نکنیم.
10👍2🎉1🎄1
#تجربه فقط یک نوع نیست! چرا نباید تجربه‌ی زیسته و علمی را یکی بدانیم؟

یکی از موضوعاتی که معمولاً نادیده گرفته می‌شود و نیاز به دقت زیادی دارد، تفاوت بین انواع تجربه است. بسیاری فکر می‌کنند تجربه فقط یک نوع دارد و مثلاً می‌گویند: "تا تجربه نکنی، چیزی را یاد نمی‌گیری!" اما این جمله یک اشتباه بزرگ دارد: تجربه‌های مختلفی وجود دارند، مثل #تجربه_زیسته (که بیشتر شخصی و احساسی است، ویکی) و #تجربه_علمی (که سیستماتیک و مبتنی بر روش‌های دقیق است، روش‌شناسی یا متدولوژی ). این دو نوع تجربه زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند!

متأسفانه، خیلی‌ها این دو را یکی می‌دانند و فکر می‌کنند هر تجربه‌ای به یک اندازه معتبر است. اما واقعیت این است که #دانش و #بینش حاصل از تجربه‌ی زیسته احتمال خطای بالاتری دارد. چرا؟ چون تجربه‌ی زیسته بیشتر بر احساسات و برداشت‌های شخصی استوار است و ممکن است منجر به "توهم یادگیری" شود. یعنی فکر می‌کنیم چیزی یاد گرفته‌ایم، در حالی که فقط بینش‌هایی (اغلب نادرست) از ارتباط‌دادن دانش‌های قبلی‌مان به دست آورده‌ایم.

پس یادمان باشد: تجربه‌ها را دسته‌بندی کنیم و هر کدام را در جای خودش به کار بگیریم. تجربه‌ی #علم‌ی برای یادگیری دقیق و معتبر، و تجربه‌ی زیسته برای درک شخصی و احساسی
👍114🔥1
مهارت‌های نرم یا نحوه اندیشیدن؟ چرایی نیاز به تغییر نگرشمان (خوانش متفاوت از #مهارت_نرم)

قبلا بارها در جاهای مختلف (مثل این پست و این پست) به اهمیت عبارت مهارت‌نرم پرداختیم، ولی طبق #تجربه_زیسته متوجه شدم این عبارت ذاتا دارای ابهام غیر قابل حل می باشد و به نوعی یک عبارت انگیزشی، فاقد معیار و روش یادگیری مشخص و معتبر می باشد و بنظر میرسه باید استفاده از این کلمه را محدود کنیم. بیایید عمیق تر، از چند زاویه مختلف به این موضوع بپردازیم.

- تعریف: بیایید با تعریف دو کلمه در این عبارت، شروع کنیم. بنظر تعریف جامع و مانع برای #مهارت میشه "توانایی انجام یک کار" و با توجه به مکان قرار گیری کلمه "نرم" یعنی به عنوان پسوند کلمه مهارت و تعریف ارائه شده، میشه "ذهنی". پس تعریف کلی عبارت میشه "توانایی انجام یک کار ذهنی" و وقتی میگیم کسی دارای مهارت نرم هست یعنی توانایی ذهنی کافی برای انجام کارهای مرتبط را داره.

- تاریخچه: مثل خیلی از تکنولوژی های دیگر اولین بار این عبارت در سال 1972 در کتابچه راهنمای آموزش ارتش ایالات متحده دیده شده است. در قدیم، کارها بدنی بوده ولی به مرور زمان عموما کارها تلفیقی از بدنی و ذهنی شده که اونجا تقسیم بندی مهارت نرم و سخت بوجود اومد مثل سربازی حرفه ای.

- دلایل ابهام: اگر کمی به جملات گفته شده این بخش دقت کنیم قطعا با کمی کنکاش و #تفکر_انتقادی می تونیم متوجه بشیم که چرا استفاده از عبارت مهارت نرم این‌روزها به نوعی گمراه کننده هست تا کمک کننده. مثلا اگر مهارت سخت را بجای کارهای بدنی، به اون بخش از تخصص های ذهنی یک #مهندس (هر رشته ای) که مثل توسعه نرم افزار که کار کاملا ذهنی می باشد، منتقل کنیم، اصولا جداسازی سخت/نرم صحیح می شود؟ مثلا برای یک سرباز توانایی حل مسئله مهارت نرم بود ولی برای یک مهندس این توانایی در اصل مهارت سخت هست! پس دیگر چه چیزی مهارت نرم می باشد؟ اگر قرار است به یک حوزه بگوییم مهارت نرم برای تو مهارتی جانبی ولی مهم هست ولی در جای دیگه بگوییم مهارت نرم برای تو مرزی با مهارت سخت ندارد، حرف عجیبی نزده ایم؟؟

#تلنگر_ذهنی:
- یادمون باشه به جای پژوهش (مطالعه و یادگیری) روی معلول ها یعنی خروجی سیستم (فکری)، روی علت یا نحوه اندیشیدن خودمون کار کنیم. یعنی بجای خوندن کلی مطلب در خصوص موضوع ذهنیت قربانی (Victim mentality) قطعا مطالعه و تفکر به #نظریه_انتخاب (ویکی پدیا) خیلی خیلی تاثیر گذار تر هست. چون مدل ذهنی ساده تری به ما برای رفتار و تفکر میده، بدون نیاز به حفظ کردن کلی الگوی (حتی بد) دیگر.
- نقل قول معروف میگه "تخصص گرایی یکی از اصول مهم #توسعه و دلیل این همه توسعه پذیری جوامع مدرن است" ولی در این جمله یک کج فهمی می تونه نهفته باشه که تخصص صرفا در حوزه #تصمیم_گیر‌ی، ملاک هست نه در حوزه پژوهش و یادگیری! یعنی ما اجازه نداریم به دلیل اینکه در حوزه های مختلف باید مطالعه کنیم خودمون را صاحب نظر و اجرای نظرات خودمون را یک اصل برای دیگران بدونیم.


جمع‌بندی:
در نهایت بنظر بجای گفتن "یادگیری مهارت های نرم خیلی مهمه" از این به بعد بگیم "یادگیری نحوه اندیشیدن پایه های اساسی #به_زیستی فردی و اجتماعی است" اینجوری بجای ایجاد ابهام و هدایت به سمت و سوی نامشخص، فرد به راحتی به کلی منبع موثر میرسه.
با بخش هایی از شعری از مولانا این پست را خاتمه میدم.
**هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
**هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من


پی‌نوشت:
- در تعریف مهارت، گفتمان های قشنگی نهفته است، که می تونیم بهش بپردازیم. مثلا توانایی در موجودات هوشمند منشا مغزی داره، و می دونیم #ذهن قابلیت #یادگیری داره ولی برای یادگیری نیاز به #دانش (موثر) داره. در همین زمینه می تونیم این موضوع را به #الگو ها و #تجربه_زیسته ربط بدیم و کلی از این موضوعات برامون شفاف تر بشه.
- نظریه انتخاب، در زمان معرفی #نظریه_کنترل بوده ولی بعد تصمیم میگیرند اسم را به دلایلی تغییر بدهند. دیدن این ویدئو یا خواندن متن سخنرانی دکتر علی صاحبی خالی از لطف نیست. ایشان مترجم کتابی مرتبط در این زمینه هستند. این پادکست روخوانی کتاب ایشان می باشد.
- آوردن شعر به دلیل ارتباط مفهومی قوی با موضوع نیست، هر چند سعی می کنم ارتباط داشته باشه. هدف اینه نشون بدم #تجربه_زیسته را من زیر سوال نبردم و در جای مناسب قطعا ازش استفاده می کنم.
15👍1👎1
🧠 توهم سرعت زیاد در #پیشرفت #علم و #تکنولوژی

🌱
همیشه تا جای امکان در گفت و گوهای مختلف یادآوری می کنم، سرعت توسعه علم به شدت کند می باشد، توهم سرعت زیاد حتی در توسعه تکنولوژی نیز گمراه کننده است، آنچه خیره کننده است، #تغییرات بزرگ است نه سرعت توسعه علم و تکنولوژی. این حس سرعت زیاد، حتی القا کننده حس های بد در ما انسان ها می باشد و عموما باعث سرخوردگی می شود. پس همیشه در ذهن خود این موضوع را بخاطر داشته باشید که یادگیری موثر، مطالعه و یادگیری علوم هست.
🌱 ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که انتظار داریم هر روز شاهد پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای باشیم، اما واقعیت این است که سرعت توسعه علم به شدت کند است. آنچه ما به عنوان "سرعت زیاد" می‌بینیم، اغلب نتیجه‌ی تلاش‌های طولانی و پیوسته‌ی دانشمندان و محققان است. تغییرات بزرگ و بنیادین زمان‌بر هستند و نیاز به صبر و تلاش فراوان دارند.
🌱 پس به جای تمرکز بر سرعت، بهتر است به #تغییرات_بزرگ و تأثیرات ماندگار آنها توجه کنیم. علم و تکنولوژی مانند یک درخت هستند که به آرامی رشد می‌کنند، اما ریشه‌های عمیق و ثمرات ارزشمندی دارند.

🔬 هدف اصلی این پست
اگر می‌بینید مطالب کمی در کانال منتشر می‌شود، به این معناست که انتشار موضوعات مهم و با کیفیت هدف ماست. خوانش دوباره پست‌های قبلی نیز از اهمیت زیادی برخوردار هستند. اگر تازه به جمع ما پیوسته‌اید یا حتی در گذشته مطالب را مطالعه کرده‌اید، پیشنهاد می‌کنم با استفاده از کلمات کلیدی جذاب، مطالب قبلی را دوباره مطالعه کنید. مطالعه دوباره ۱۳۰ پست که با دقت و غنای کلامی بالا نگارش شده‌اند، قطعاً برای #اندیشیدن #اندیشمندان عزیز همراه مفید خواهد بود.

📚 مثالی از مطالب قبلی
در این پست و سلسه جلسات مرتبط (فصل دوم در کست باکس)، مدل جداسازی برگرفته از #فلسفه_علم را به عنوان پایه ای ترین موضوعی که هر فعال حوزه #علم باید آگاهی و بینش کافی ازش داشته باشه را مورد کنکاش قرار دادیم. یادمون باشه در اکثر تعاریف اینجوری تبیین می کنند این علم را:
در واقع فلسفهٔ علم، دانش «مطالعه علوم» است.

یعنی وقتی کمی به موضوعات این حوزه مطالعاتی آشنا بشیم اول کمتر دچار #خطا_شناختی (سوگیری های ذهنی) میشیم و در کنارش درک بهتری از نحوه #اندیشیدن خواهیم داشت.

💬 چند مثال و #تلنگر_ذهنی جدید
وقتی با #فلسفه_علم آشنا بشیم با برخورد با علوم مختلف مثل #علم_سیاست براحتی متوجه تعاریف اشتباه در ذهن خود میشیم و با کمی #پژوهش موثر (بدلیل یادگیری موثر از پایه های علم) درک خواهیم کرد که ممکنه چقدر درک ناقضی از علوم مختلف و کلمات مرتبط باهاش در ذهن ما اتفاق افتاده باشه و براحتی مفاهیم علوم مختلف که در اینجا علم سیاست را با علم حکمرانی را با دانش و بینش اشتباه در ذهن نهادینه کرده باشیم. با یادگیری #فلسفه_علم خواهیم فهمید ذهن محدود ما در ابتدای برخورد با موضوعات بهتره از طریق یادگیری نظریه های ساختار یافته در حوزه های مختلف توسعه پیدا کنه.
یکی از نظریه‌های جالبی در علم سیاست، #نظریه‌ی_بازی ها هست. این ویدئو را ببینید تا متوجه شوید چرا همه به دانش کافی در علم سیاست نیاز دارند. تشکر ویژه هم از کیانوش داشته باشم که این ویدئو را در کانالش قرار داد و برای من یادآور مطالعات قبلی در موضوع جذاب و مهم نظریه بازی بود.
نیاز به تاکید می باشد که نظریه های تولید شده در یک علم، اغلب مبنای تفکری قوی در علوم دیگر نیز هستند. مثلا مفهوم #بازی_مجموع_صفر (ویکی پدیا) در #علم_اقتصاد نیز بسیار مهم است.
👍7🔥4🙏1
🧠 #تمرین عملی با #تجربه_زیسته دو موضوع متفاوت می باشد

وقتی در جمع های مختلف موضوع تفاوت انواع تجربه (اینجا بخوانید) را مطرح می کنم، اولین سوالی که مطرح میشه اینه که "مگه میشه بدون تجربه زیسته چیزی را عمیق یاد گرفت!؟" با کمی بحث و بررسی، متوجه شدم بسیاری از افراد "تمرین عملی" و "تجربه" (منظورشون تجربه زیسته) را یکی در نظر میگیرند!
سوالی که من همیشه می‌پرسم این است: "آیا هر کسی که در یک حوزه تخصصی یا مهارتی صرفا در اثر گذر زمان و کسب تجربه (زیسته)، ادعای تخصص کند، واقعا متخصص آن حوزه است؟" جواب معمولا "خیر" می باشد. این افراد بدون مطالعه معتبر و موثر دانش انباشت شده و تمرین کافی، به راحتی دچار انواع خطاهای شناختی و اشتباهات مهلک می شوند.

سوال معروف در حوزه #پزشکی_مبتنی_بر_شواهد (ویکی پدیا، پست هایی به قلم دکتر صمدی) این می باشد که شما حاضرید سلامتی خود را در اختیار پزشکی قرار دهید که مدعی این می باشد که مثلا بالای 30 سال تجربه در برخورد با بیماران یک بیماری خاص (مثلا صرع) را داشته و هیچ گونه داده دیگر مبنی بر مثلا درصد بهبود یا مرگ ناشی از روش های مبنی بر تجربه خودش را به شما ارائه ندهد؟ تفاوت تجربه زیسته و علم و دانش با روش شناسی های حاصل از تجربه علمی دقیقا در اینجا می باشد که هر چیزی امکان تبدیل به دانش مکتوب و مستند را نخواهد داشت به جز اینکه روش های مشخصی را طی کند.
🔬 یادمون باشه تمرین کردن برای ایجاد #بینش، پس از یادگیری #دانش مورد نیاز کاربرد دارد و بدون یادگیری موثر اولیه دانش مورد نظر، تمرین یا تجربه (زیسته) کردن صرفا میشه یکسری آزمون و خطای بی حاصل و گمراه کننده!

💬 در نهایت در جهت تمرین انواع #تفکر مانند #تفکر_انتقادی ، #تفکر_سیستمی و #تفکر_انتزاعی در زیر این پست سعی می کنم چت هایی که با چت بات ها با مدل های #ذهن_مصنوعی (قبلا اشاره کردیم چرایی اشتباه کلمه #هوش_مصنوعی) در جهت بررسی موضوعات خاص و چالش بر انگیز داشتم را منتشر کنم تا ببینید به چه راحتی می‌توانند این چت بات ها بدلیل وجود دانش غیر موثر و غلط حاصل از تجربه های زیسته اشتباه در اختیار آنها در زمان یادگیری (train شدن)، دچار انواع خطای شناختی و انواع مغالطه می شوند. هر چند اگر ما استدلال های قوی مطرح کنیم، عموما چت بات ها سریع از این خطاها و مغالطه ها مثل مغالطهٔ حفظ پیش‌فرض دوری می کنند.
اگر شما هم دوست دارید در جهت تایید یا رد موضوع استدلال های خود را مطرح کنید. و اگر هم دوست داشتید متن چت های خود را با چت بات ها که منجر به تغییر نظر چت بات ها و تذکر اشتباهات اونا بوده را منتشر کنید که بقیه هم بتونن با نحوه گفت و گوی شما بیشتر آشنا بشوند.
👌6👍1
روز #مهندس را به تمام #اندیشمندان مجهز به #تفکر_مهندسی تبریک میگم.
همیشه به خودم گوشزد می کنم که هیچ گاه فراموش نکنم بدست آوردن هر لقب علاوه بر حس خوب مالکیت، دارای بار مسئولیت زیادی برای ما خواهد داشت و امیدوارم همگی لایق این لقب ها باشیم و در مسیر #توسعه به شایسته ترین حالت از این القاب استفاده کنیم.
🎉196❤‍🔥2
تبیین عمیق تر #معماری و #معمار

در ادامه پست تبیین کلمه معماری و معمار، و چند مثال در این پست، بیایید مثالی در حدود فرآیندهای پایین تر را بررسی کنیم، که مشخص شود چرا معماری نرم افزار بر خلاف باور رایح صرفا تصمیمات کلان نمی باشد و شامل تمام فرآیندهای یک سیستم می شود.
قبل از اینکه وارد مثال بشیم، موضوعی در دیگر پست ها مثل این نوشته بهش همیشه اشاره می کنیم که به اشتباه جداسازی تیم ها یا تخصص هایی با نام فرانت و بک اشاره می شود، پیشنهاد می کنم کمی آن موضوعات را مطالعه، تامل و تفکر نمایید. با مثال این نگارش بیشتر موضوع واضح می شود که توسعه فرآیندها باید با نگاهی به کل سیستم انجام بشه، نه مدل های خطی و محدود و به نوعی ساده انگارانه و جداسازی شده مثل تیم محصول، بک و فرانت!

احتمالا با الگوی Retry آشنا هستید، الگویی که در ذات بدلیل فهم ناقض و فقدان #تفکر_سیستمی می تواند #تجربه_کاربر را دچار خدشه کند. به طور مثال حتی اگر قرار به پیاده سازی این الگو باشد، عموما این الگو توسط فرآیندهای سیلو شده در تیم های بک اند انجام میپذیرد! بدلیل عدم نگاه سیستمی و وجود مرزهای بوجود آمده (فرانت/بک) فرآیند به شکل صحیح قابلیت ترسیم حتی برای خود توسعه دهندگان نیز ندارد. به دلیل همین فقدان ها یعنی نبود دانش موثر در تصمیم گیری ها، حتی شاید از پیاده سازی این الگو بدلیل پیچیدگی ها زیاد آن صرفنظر می شود و براحتی فراخوانی مجدد فرآیند را به شکل ناشیانه ای به کاربر منتقل می کنند. کاربر کلافه از فرآیندهای ناقض و خسته کننده، اگر با بازار رقابتی روبرو باشد قطعا به عنوان یک کاربر ناراضی سازمان را رها می کند و در اکثر اوقات حتی بدون داده مناسب برای سازمان و حتی خود فرد در خصوص چرایی این اتفاق، سازمان صرفا تماشاگر از دست دادن سهم بازار خواهد بود. هر چند متاسفانه در سازمان های وابسته به حکومت کشورها، این موضوع مهم بدلیل ذات انحصارگرایانه ارائه خدمت عملا منجر به ترک سازمان نمی شود ولی منجر به مشکلات اجتماعی مثل بالا رفتن سطح خشونت در جامعه خواهد شد. اتفاقی که متاسفانه در خیلی از اوقات صرفا با سرکوب معلول (خشم، ...)، بدون حل علت، به دنبال پنهان کردن آنها هستند. وقتی حرف از حل ریشه ای مشکلات می کنیم، نگاه خطی به هیچ عنوان موثر نمی باشد و قطعا نیاز به #تفکر_سیستمی خواهیم داشت.

بگذارید یک مثال واقعی هم که قبلا بهش برخورد کردم را اینجا مطرح کنیم. در نرم افزار ازکی (azki.com) وقتی قصد ثبت یک پلاک جدید دارید و سرویس مورد نظر به هر دلیلی در دسترس نباشد، به شکل عجیبی اول درخواست با استفاده از پروتکل HTTP با کد وضعیت 200 پاسخ داده می شود ولی در عملا در بدنه خطایی ارسال می شود با مضمون به زبان فارسی "در حال حاضر امکان ثبت پلاک وجود ندارد."! متاسفانه بدلیل error handleing ضعیف این نرم افزار، اولا کاربر اصلا متوجه نمی شود که خطایی رخ داده، چون خطایی نمایش داده نمی شود! مشخصا سرویس در سمت سرور قصد برقراری ارتباطی با سرورهای بیمه مرکزی یا پلیس راهور را دارد و بدلیل عدم پاسخگویی آنها، امکان ثبت مهیا نمی باشد. هر چند مشخص نیست. بدلیل ذات طولانی بودن مدت درخواست (16 ثانیه) می شود حدس زد که در سمت سرور حداقل چندبار تلاش (الگوی نام برده شده) اتفاق افتاده است! ولی آیا کاربر عادی 16 ثانیه صبر میدهد بدون اینکه بداند فرآیند در بدون چه وضعیتی می باشد؟ قطعا اگر داده مناسب جمع آوری شود براحتی می توان ادعا کرد بالای 50% از کاربرها به عنوان وجود مشکل به مرورگر دستور بارگزاری مجدد صفحه را می دهند!
قصد نیست در چند خط کوتاه پاسخ قطعی به موضوع بدهیم، ولی از دید شما بهتر نیست فرآیند به شکل عمومی تر دیده بشه و در سمت نرم افزار کاربر، در هر حال فرآیند اخذ اطلاعات و نمایش به عنوان پلاک جدید با یک وضعیت مثلا در حال بررسی نمایش داده شود و در فرآیندهای مستقل تر موضوع تایید پلاک انجام پذیرد؟ و موضوع الگوی تکرار بدون نیاز به دخالت کاربر در زمان مناسب تر انجام پذیرد؟ عموما وقتی در حال ایجاد یک خطا هستید به این فکر کنید که مخاطب خطا کیست؟ آیا اصولا نیاز به وجود این خطا می باشد یا نیاز به اصلاح یا ایجاد فرآیند درست دیگر در جهت حل مشکل در فرآیند. در کامنت های همین پست عکس های مرتبط با ازکی را قرار میدهم که ملموس تر باشد موضوع.

حال اگر تمایل داشتید به الگوی مطرح شده و ارتباط موضوع با معماری نرم افزار و نقش (role) معمار (یا معماران همراه با معمار ارشد) در سازمان خود کمی تامل و تفکر کنید. به عنوان تمرین ذهنی پرسش های مناسب در این مسیر ایجاد کنید و سعی کنید پاسخ های محتمل را ایجاد کنید. با دیگر دوستان یا همکاران خود در خصوص پاسخ های مطرح شده گفت گو کنید تا پاسخ احتمالی مناسب را بیابید. اگر هم تمایل داشتید زیر همین پست سوال و جواب های خود را برای همفکری بیشتر با دیگر اعضا ثبت نمایید.
👍42
🌏🥳 سال نو مبارک 💐🌳

🧠 قبلا هم بارها اشاره کردیم جشن گرفتن مناسبت ها بر اساس الگوهای توافق شده جمعی، برای انسان ها کلی مزایا داره، یکی از این مزایا خروج ما از روتین های فکری و علمی گرفتار شده در آنها هست. پس به راحتی از کنار این مناسبت ها گذر نکنیم!

💬پیشنهاد می کنم سال جدید را با دقت به اینکه #تفکر یک حالت درونی ما انسان ها هست، بیشتر برای ارتقا این خصیصه درونی وقت بذاریم تا بتونیم درک بهتری از جهان پیرامون خودمون داشته باشیم. وقتی تاکید فراوان به یادگیری انواع تفکر مثل #تفکر_سیستمی یا #تفکر_انتقادی داریم، منظور ارتقا حالت درونی خودمون هست، نیاز نیست به سرعت انتظار داشته باشیم در خروجی های ذهن خودمون تغییری را مشاهده کنیم، یادمون باشه #توسعه امری زمان بر هست. به خودمون فرصت بدیم و از زندگی نهایت #شادی و #لذت را ببریم.
🎉25👍3🥰1