Forwarded from Hidden Chat
خوابم میاد ۶ صبح از هیجان بیدار شدم
😭6
خوابی که دیشب دیدم اینطوری بود که رفته بودم خونه ی یکی از دوستام و اونجارو تعمیر میکردن پس طبقه ی بالا خوابیدیم
😭7
و من در حالی که خواب بودم از پله ها افتادم پایین و هنوز خواب بودم وقتی افتادم پایین
😭8
بعد یه درد عجیبی داشت ازش لذت میبردم و نمیتونست از خواب بیدارم کنع
😭8
Forwarded from Hidden Chat
I have a crush on a guy, any cures? I’LL TAKE ANYTHING JUST GET ME OUT OF THIS SITUATION
😱7
randomly pam (free iran)
I have a crush on a guy, any cures? I’LL TAKE ANYTHING JUST GET ME OUT OF THIS SITUATION
I get paid up front for all of my spells
😭11
Forwarded from Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/GettingLostInTranslation/65923
تو میری هالووینپارتی و به نظرت «حصلهسربر» و «مخرزف» هست، من با دوستم پلن میچینم بریم ایونت هالووینی ولی کنسل میشه چون والدین جفتمون مخالفت میکنن *گیف اون ایموجی زرده که داره پودر میشه توی هوا*
تو میری هالووینپارتی و به نظرت «حصلهسربر» و «مخرزف» هست، من با دوستم پلن میچینم بریم ایونت هالووینی ولی کنسل میشه چون والدین جفتمون مخالفت میکنن *گیف اون ایموجی زرده که داره پودر میشه توی هوا*
😭18
Forwarded from Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/GettingLostInTranslation/65930
من امروز ساعت پنج بعدازظهر یکم خوابیدم
و خوابی که دیدم خیلی عجیب بود
توی یک گیم بودم و نقش یکی از قهرمانها رو داشتم و یک موجودی با قدرت تلپورت شدن با ظاهر آلبرت وسکر هی دنبالم میکرد
و منم هی قصد داشتم ازش فرار کنم با وجودی که میتونستم باهاش مبارزه کنم (در ادامه میگم چرا نمیکردم) توی یک پنتهوس با چندتا در
و بارون خیلی شدید هم داشت میومد
چیز جالبی که وجود داشت، این بود که من شلوارم کامل پام نبود😭😭😭😭 و همینطور کفشهام
یعنی هی سعی میکردم توی اون پنتهوسه یه جا متوقف بشم، دور از چشم اون یارو که شبیه آلبرت وسکر بود شلوارم رو بکشم بالا😭 تازه کفشهام هم پام نبود هی دستم گرفته بودم با شلوار دور مچ و کفش توی دست هی از اینور پرواز میکردم به اونور😭😭😭😭😭 بعد ولی اون یارو نمیفهمید من شلوارم نصفه پامه چون یک بارونی خاکستری خیلی بلند با دکمههای بسته تنم بود
خیلی خواب احمقانهای بود
من امروز ساعت پنج بعدازظهر یکم خوابیدم
و خوابی که دیدم خیلی عجیب بود
توی یک گیم بودم و نقش یکی از قهرمانها رو داشتم و یک موجودی با قدرت تلپورت شدن با ظاهر آلبرت وسکر هی دنبالم میکرد
و منم هی قصد داشتم ازش فرار کنم با وجودی که میتونستم باهاش مبارزه کنم (در ادامه میگم چرا نمیکردم) توی یک پنتهوس با چندتا در
و بارون خیلی شدید هم داشت میومد
چیز جالبی که وجود داشت، این بود که من شلوارم کامل پام نبود😭😭😭😭 و همینطور کفشهام
یعنی هی سعی میکردم توی اون پنتهوسه یه جا متوقف بشم، دور از چشم اون یارو که شبیه آلبرت وسکر بود شلوارم رو بکشم بالا😭 تازه کفشهام هم پام نبود هی دستم گرفته بودم با شلوار دور مچ و کفش توی دست هی از اینور پرواز میکردم به اونور😭😭😭😭😭 بعد ولی اون یارو نمیفهمید من شلوارم نصفه پامه چون یک بارونی خاکستری خیلی بلند با دکمههای بسته تنم بود
خیلی خواب احمقانهای بود
Telegram
randomly pam
خوابی که دیشب دیدم اینطوری بود که رفته بودم خونه ی یکی از دوستام و اونجارو تعمیر میکردن پس طبقه ی بالا خوابیدیم