GhafGraph – Telegram
چه نسبت عجیبی دارند
دستان تو با درد !

| #لاادری |
با خود به سفر بُردم
یادِ تو و تنهایی ...

|#مولوی |
بیا سر در گریبان هم از دنیا بیاساییم

| #فاضل_نظری |
اهل دردی كه زبان دلِ من داند، نيست!


| #شهريار |
من پریشان تر از آنم که تـو می‌پنداری...
شده آیا ته یک شعر ترک برداری ؟

| #‌فاضل_نظری |
در چنین شب های بی فریاد رس
روز خوش در خواب باید دید و بس

| #هوشنگ_ابتهاج |
به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه

#حافظ
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

| #عراقی |
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم

| #قیصر_امین_پور |
مشکل دیوانه تنها یک بغل آرامش است
از همین رو پیرهن بر عکس بر تن می کند

| #محمدحسین_ملکیان |
او ز سرماها و برف افسرده بود
زنده بود و شکل مرده می‌نمود

| #مولوی |
دل ویرانه عمارت کردن
خوشتر از کاخ برافراختن است

| #پروین_اعتصامی |
ماییم و نوای بی نوایی

| #نظامی |
نیست در مذهب من هیچ به از تنهایی

| #عطار |
هر شهیدی
در سینه اش زنی را به میدان جنگ میبرد.
آمار شهدای جنگ
همیشه غلط بوده است؛
هر گلوله دو نفر را از پا در می آورد،
شهید و عشقی که در سینه اش می تپتد
.
از رفتن جان چه خوف باشد

| #مولوی |
دلم گرفته است
به ایوان می‌روم
و انگشتانم را بر پوست کشیده‌ی
شب می‌کشم...

| #فروغ_فرخزاد |