GhafGraph – Telegram
یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی
یادت بخیر یار فراموش کار من

| #شهریار |
ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﮑﻦ

| #نجمه_زارع |
در دلم این روزها چیزی به جز آشوب نیست

| #محمد_شیخی |
و شب اندوهِ بزرگیست
زمانی که تو را کم دارم !

| #یگانه_میرزایی |
پاییز با عطر محرم ...
.
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی

| #فروغی_بسطامی |
نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه
بماند بین ما این رازها بینی و بین الله!

| #حمیدرضا_برقعی|
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی
چراغ خلوت این عاشق کهن باشی

| #هوشنگ_ابتهاج |
جدا مشو دمی از پیش دیده ام ای اشک!

| #ابوتراب_جلی |
آیه ات بخش شده آینه ات پخش شده
علی اکبرمن شد علی اکبرها
گیرم ازیک طرفی نیز بلندت کردم
برزمین باز بماند طرف دیگرها

| #لاادری |
به انتظار نبودی
ز انتظار چه دانی؟

| #معینی_کرمانشاهی |
دیگر نرود به هیچ مطلوب
خاطر، که گرفت با تو پیوند

| #سعدی |
آشکارا نهان کنم تا چند؟
دوست می‌دارمت به بانگ بلند

| #عراقی |
لطفا گوسفند نباشید !

| #پیام_اخلاقی |
شرم بادت زین عمل ها
یار با یار این کند ؟!

| #صائب_تبریزی |
از دست زمانه در عذابم
زان جان و دلم همی فکار است

| #سعدی |
GhafGraph
از دست زمانه در عذابم زان جان و دلم همی فکار است | #سعدی |
فریاد من از فراق یار است
وافغان من از غم نگار است

بی روی چو ماه آن نگارین
رخسارهٔ من به خون نگار است

خون جگرم ز فرقت تو
از دیده روانه در کنار است

درد دل من ز حد گذشته‌ست
جانم ز فراق بی‌قرار است

کس را ز غم من آگهی نیست
آوخ که جهان نه پایدار است

از دست زمانه در عذابم
زان جان و دلم همی فکار است

سعدی چه کنی شکایت از دوست
چون شادی و غم نه برقرار است

| #سعدی |
ارزشش را نداشت این دنیا ...!
همه چیز بیهوده بود ؛
زود گذر ...
هیچ و بی سرنجام ...!
دوست داشتنت ؛
اما، حسابش همیشه جداست ...!!!


| #حمید_جدیدی |
برگ از درخت خسته می شود .
وگرنه پاییز بهانه است

| #حسن_آذری |