GhafGraph – Telegram
مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست

| #وحشی_بافقی |
یک دوست که با او غم دل بتوان گفت

| #حافظ |
چه کنم با دو لبت؟
دل بکَنم یا نکَنم؟

| #محمد_قلی_نسب |
جوهرت ز اول نبودست این چنین
با تو ناز و کبر کرد این کار کرد

| #سنایی |
قانع به خیالی ز تو بودیم

| #حافظ |
لبخند بزن، خنده می آید به لبانت

| #محمد_قلی_نسب |
در آرزوی دیدن روزی که می‌رسی
دست من است و دامن روزی که می‌رسی

| #فاطمه_معصومه_شریف |
خسته‌ام، خسته از این گونه دوام آوردن

| #علی_اکبر_یاغی_تبار |
با خنده گفتمش: به سلامت... سفر بخیر...
وقتی که رفت از تو چه پنهان، دلم گرفت

| #مجید_ترکابادی |
آن که برگشت جفا کرد و به هيچم بفروخت
به همه عالمش از من نتوانند خرید

| #سعدی |
امید من به وفا کردنت حماقت بود
حکایت دل من با تو عین برجام است

| #احمد_صالحی_نژاد |