Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
Flamme: Frieren, I have one request.
Frieren: What is it?
Flamme: Plant flowers around my grave.
Frieren: That doesn't seem like you.
Flamme: I know ... Frieren! My favorite spell creates a beautiful field of flowers. My parents taught it to me when I was little. It made me love magic.
Frieren: ...hmm...teach me that spell.
🎥📚 Frieren
Frieren: What is it?
Flamme: Plant flowers around my grave.
Frieren: That doesn't seem like you.
Flamme: I know ... Frieren! My favorite spell creates a beautiful field of flowers. My parents taught it to me when I was little. It made me love magic.
Frieren: ...hmm...teach me that spell.
🎥📚 Frieren
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
You start a question, and it’s like starting a stone. You sit quietly on the top of a hill; and away the stone goes, starting others; and presently some bland old bird (the last you would have thought of) is knocked on the head in his own back garden and the family have to change their name. No sir, I make it a rule of mine: the more it looks like Queer Street, the less I ask.”
Mr.Enfield
📚 The strange case of Dr.Jekyll & Mr.Hyde
✍ Robert Louis Stevenson
Mr.Enfield
📚 The strange case of Dr.Jekyll & Mr.Hyde
✍ Robert Louis Stevenson
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
«... من شمشیر درخشان را بهر برّان بودنش دوست ندارم، و نه تیر را از آن رو که تیزپر است، یا سلحشور را از برای پرآوازگی!
تنها آنچه را دوست میدارم که پاسدارش هستند...»
📚 دو برج
✍ جی.آر.آر تالکین
تنها آنچه را دوست میدارم که پاسدارش هستند...»
📚 دو برج
✍ جی.آر.آر تالکین
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتاب Cicada یا زنجره از شان تن
این زنجره تک تک ماها هستیم. فکرشو بکن اونقدر خودت رو نادیده میگیری و در سیستمی که تو رو از انسانیت خارج میکنه غرق میشی که دیگران هم دیگه تو رو انسان نمیبینن. تو براشون انسان نیستی. نه پاداشی، نه حمایتی، تنها له شدن زیر پای کسانی که تو رو انسان نمیبینن. یه روز هم به دست یکی از این انسانها میمیری. گرگور سامسا هم چنان خودش رو وقف کارش و خونواده ش کرد که یه روز بیدار شد و دید تبدیل به سوسک شده.
ویدیو رو از پیج faezeartistry برداشتم
این زنجره تک تک ماها هستیم. فکرشو بکن اونقدر خودت رو نادیده میگیری و در سیستمی که تو رو از انسانیت خارج میکنه غرق میشی که دیگران هم دیگه تو رو انسان نمیبینن. تو براشون انسان نیستی. نه پاداشی، نه حمایتی، تنها له شدن زیر پای کسانی که تو رو انسان نمیبینن. یه روز هم به دست یکی از این انسانها میمیری. گرگور سامسا هم چنان خودش رو وقف کارش و خونواده ش کرد که یه روز بیدار شد و دید تبدیل به سوسک شده.
ویدیو رو از پیج faezeartistry برداشتم
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
میدانی وطن برای چیست صفیه؟
وطن برای این است که هیچ کدام از اینها اتفاق نیوفتد
غسان كنفانی
وطن برای این است که هیچ کدام از اینها اتفاق نیوفتد
غسان كنفانی
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
kopfkino.l:
In the myth, Cronus swallows his heirs whole—
no wounds, no echo, only darkness.
Goya wouldn’t leave it there.
He splits the silence wide open:
tendons snapping, eyes lit with lunar terror,
a father gnawing on his own bloodline.
He never wrote Saturn Devouring His Son.
Titles came later, when we needed a god to blame.
Maybe it isn’t Olympus on the canvas—
maybe it’s any nation chewing through tomorrow
because it can’t stomach today.
This isn’t mythology.
It’s a mirror.
—
🖼️Saturn Devouring His Son (c. 1819–1823)
🎨Francisco Goya — Museo del Prado, Madrid
🎥made with @higgsfield.ai
In the myth, Cronus swallows his heirs whole—
no wounds, no echo, only darkness.
Goya wouldn’t leave it there.
He splits the silence wide open:
tendons snapping, eyes lit with lunar terror,
a father gnawing on his own bloodline.
He never wrote Saturn Devouring His Son.
Titles came later, when we needed a god to blame.
Maybe it isn’t Olympus on the canvas—
maybe it’s any nation chewing through tomorrow
because it can’t stomach today.
This isn’t mythology.
It’s a mirror.
—
🖼️Saturn Devouring His Son (c. 1819–1823)
🎨Francisco Goya — Museo del Prado, Madrid
🎥made with @higgsfield.ai
Forwarded from SayehTalks
سند رسمی رژیم #پهلوی: چگونه شاه با ساخت ۵۴,۲۸۹ مسجد، زمینهساز قدرتگیری اسلامگرایان و خمینی شد؟
منبع: این آمار از گزارش رسمی سال ۱۳۵۴، تهیهشده برای عبدالرضا قطبی، مدیرعامل وقت رادیو و تلویزیون ملی ایران و پسردائی #فرح_پهلوی است. یعنی خود رژیم پهلوی این دادهها را ثبت کرده است!
اعداد چه میگویند؟
۴۸ درصد افزایش در محدوده شهرها در ۱۱ سال:
- ۳۶۵۳ مسجد در سال ۱۳۴۱
- ۵۳۸۹ مسجد در سال ۱۳۵۲
۴ برابر شدن در تهران در طی ۱۴ سال:
- ۲۹۳ مسجد در سال ۱۳۴۰
- ۱۱۴۰ مسجد در سال ۱۳۵۴
در روستاها:
۴۸۹۰۰ مسجد فقط در روستاهای ایران تا سال ۱۳۴۵
جمع کل:
۵۴,۲۸۹ مسجد
https://x.com/IrRevolution_/status/1889073035166228692?t=1YXT7-26E9mqmxC3XBzY9Q&s=19
منبع: این آمار از گزارش رسمی سال ۱۳۵۴، تهیهشده برای عبدالرضا قطبی، مدیرعامل وقت رادیو و تلویزیون ملی ایران و پسردائی #فرح_پهلوی است. یعنی خود رژیم پهلوی این دادهها را ثبت کرده است!
اعداد چه میگویند؟
۴۸ درصد افزایش در محدوده شهرها در ۱۱ سال:
- ۳۶۵۳ مسجد در سال ۱۳۴۱
- ۵۳۸۹ مسجد در سال ۱۳۵۲
۴ برابر شدن در تهران در طی ۱۴ سال:
- ۲۹۳ مسجد در سال ۱۳۴۰
- ۱۱۴۰ مسجد در سال ۱۳۵۴
در روستاها:
۴۸۹۰۰ مسجد فقط در روستاهای ایران تا سال ۱۳۴۵
جمع کل:
۵۴,۲۸۹ مسجد
https://x.com/IrRevolution_/status/1889073035166228692?t=1YXT7-26E9mqmxC3XBzY9Q&s=19
Forwarded from ارجاعات
«[در ایران] قانون دموکراسی به حد اعلی حکمفرماست و از سانسور و زبانبندان و وقاحت و جاسوسی و مادرقحبگی بهشدت هرچه تمامتر بهرهبرداری میشود. آسوده باشید ازین گُهترها هم خواهد شد. هر کس نمیخواهد برود بمیرد. آب و هوای این مُلک اینجور اقتضا کرده و میکند.
...از اوضاع و سیاست و اینجور چیزها تقریباً بیاطلاعم و فقط عُقم مینشیند. اگر روزنامهها رسید خودتان پِی میبرید که دنیا دست کیست.»
نامهٔ ۱۶، ۲۳ دی ۱۳۳۵، صفحهٔ ۸۲ـ۸۰.
- همان (هدایت، ۱۳۷۹).
@erjahat
...از اوضاع و سیاست و اینجور چیزها تقریباً بیاطلاعم و فقط عُقم مینشیند. اگر روزنامهها رسید خودتان پِی میبرید که دنیا دست کیست.»
نامهٔ ۱۶، ۲۳ دی ۱۳۳۵، صفحهٔ ۸۲ـ۸۰.
- همان (هدایت، ۱۳۷۹).
@erjahat
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
ای آفریدگان پروردگار توانا! ای صخره های عظیم و تو ای آبی که بی پایان از میان تخته سنگها میجوشی تا چلچله ها و عقابها سیراب شوند. و تو ای آتش که در زیر پوست چوب، منتظر خفتهای تا انسانها از خواب بیدارت کنند و بخدمتت بگیرند! ما به همه ی شما درود می فرستیم. ما از میان انسانها رانده شده ایم. ای چلچله ها، عقابها، جانوران وحشی مهربان، ما را پذیرا شوید. ما استخوانهای نیاکان خود را همراه با ابزارهای کار و نطفهی بشرییت آورده ایم. پروردگارا، امیدوارم که نطفهی آدمیان از میان سنگهای این برهوت سربرآورد و قوم ما در اینجا ریشه بگیرد!
📚 مسیح بازمصلوب
✍ نیکوس کازانتزاکیس
📚 مسیح بازمصلوب
✍ نیکوس کازانتزاکیس
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
ای کشیش لعنتی! ناسلامتی نماینده ی خداست... پس وای به حال فقیر فقرا! حتماً همه مان را زنده زنده میخورد...
📚 مسیح بازمصلوب
✍ نیکوس کازانتزاکیس
📚 مسیح بازمصلوب
✍ نیکوس کازانتزاکیس
Forwarded from آپارتمان خانم اوستینیا (Ara)
سووشون، برخلاف برداشت رایجی که اون رو قصهی یک زن قهرمان میدونه، برای من داستان زنیه که از او میخوان قهرمان باشه. زنی که در سایهی شخصیتهای اطرافش محو شده، و نه از سر قدرت، بلکه از سر اجبار، وارد مسیری میشه که دیگران ازش عقبنشینی کردن.
زری نه میل به قهرمان بودن داره، نه علاقهای به تغییر دادن دنیا. او نه میخواد دردی رو بفهمه، نه میخواد کسی رو نجات بده. ترجیحش یک زندگی ساده، امن، و قابل پیشبینیه؛ شبیه همون نقشهایی که جامعه قرنها برای زنان نوشته: همسر، مادر، مراقبِ خانه. زری بهنوعی نمایندهی زنانیه که میان تقابل سکوت و فریاد، راه بقا رو در انکار و آرام نگهداشتن سطح انتخاب میکنن.
اما نکتهی مهم و کمتر دیدهشده اینه: زری به خاطر قهرمانبودن اطرافیانشه که عقبنشینی میکنه. یوسف، روشنفکری که بیشتر به ایدهآلهاش وفاداره تا واقعیت، با تصمیمهاش مدام زری رو در معرض ناامنی قرار میده. دیگران هم، هرکدوم به شکلی، در حال "قهرمانبازی"ان. در چنین فضایی، مقاومت زری نه از جنس ترس، بلکه واکنشی منفعلانه به هرجومرجیه که قهرمانها بهراه انداختن.
برای من، زری نماد نسلی از زنانه که بار مسئولیت قهرمانها رو به دوش میکشن، بدون اینکه خودشون بخوان بخشی از اون بازی باشن. و درست بههمین دلیل، انتخابش برای حفظ آرامش، خودش یک موضعه؛ موضعی شاید محافظهکارانه، اما عمیقاً انسانی.
زری نه میل به قهرمان بودن داره، نه علاقهای به تغییر دادن دنیا. او نه میخواد دردی رو بفهمه، نه میخواد کسی رو نجات بده. ترجیحش یک زندگی ساده، امن، و قابل پیشبینیه؛ شبیه همون نقشهایی که جامعه قرنها برای زنان نوشته: همسر، مادر، مراقبِ خانه. زری بهنوعی نمایندهی زنانیه که میان تقابل سکوت و فریاد، راه بقا رو در انکار و آرام نگهداشتن سطح انتخاب میکنن.
اما نکتهی مهم و کمتر دیدهشده اینه: زری به خاطر قهرمانبودن اطرافیانشه که عقبنشینی میکنه. یوسف، روشنفکری که بیشتر به ایدهآلهاش وفاداره تا واقعیت، با تصمیمهاش مدام زری رو در معرض ناامنی قرار میده. دیگران هم، هرکدوم به شکلی، در حال "قهرمانبازی"ان. در چنین فضایی، مقاومت زری نه از جنس ترس، بلکه واکنشی منفعلانه به هرجومرجیه که قهرمانها بهراه انداختن.
برای من، زری نماد نسلی از زنانه که بار مسئولیت قهرمانها رو به دوش میکشن، بدون اینکه خودشون بخوان بخشی از اون بازی باشن. و درست بههمین دلیل، انتخابش برای حفظ آرامش، خودش یک موضعه؛ موضعی شاید محافظهکارانه، اما عمیقاً انسانی.
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
ما میمیریم تا عکاس تایمز جایزه بگیرد
✍ الیاس علوی
✍ الیاس علوی
Forwarded from دموس demos
افغانستانیستیزی و دریوریهایش
برایم جالب شده است بفهمم آنهایی که برای اخراج فلهای افغانستانیها هورا میکشند یا به هر طریقی با این روند همراهاند چگونه فکر میکنند یا ذهنشان چطور کار میکند. در واقع «منطق گزارهها»هاشان (یعنی اظهارات، ادعاها، توجیهات، استدلالها و جملهسازیهاشان) توجهام را جلب کرده است. برخی از این گزارهها را میشود با ارجاع به فکتها و واقعیتها ابطال یا دستکم تعدیل کرد. مثلاً اینکه افغانستانیها عامل اصلی بیکاریاند یا اکثر جرموجنایتها زیر سر آنهاست و ادعاهایی از این دست. برخی دیگر از این گزارهها اما نیازی به ارائهی واقعیتها و فکتها ندارند. مشکل این گزارهها درون خودشان است. به اصطلاحِ منطقیون «خود-متناقض»اند، یعنی خودشان با خودشان به مشکل میخورند یا، به تعبیر سادهتر، یک بخش جمله با بخش دیگر آن همخوانی ندارد یا مقدمهچینیها با نتیجهگیریها همساز نیست یا همزمان ادعاهای متضادی مطرح میشود، تا جایی که آدم نمیداند باید دُم خروس را باور کند یا قسم حضرت عباس را...
@demos1402
برایم جالب شده است بفهمم آنهایی که برای اخراج فلهای افغانستانیها هورا میکشند یا به هر طریقی با این روند همراهاند چگونه فکر میکنند یا ذهنشان چطور کار میکند. در واقع «منطق گزارهها»هاشان (یعنی اظهارات، ادعاها، توجیهات، استدلالها و جملهسازیهاشان) توجهام را جلب کرده است. برخی از این گزارهها را میشود با ارجاع به فکتها و واقعیتها ابطال یا دستکم تعدیل کرد. مثلاً اینکه افغانستانیها عامل اصلی بیکاریاند یا اکثر جرموجنایتها زیر سر آنهاست و ادعاهایی از این دست. برخی دیگر از این گزارهها اما نیازی به ارائهی واقعیتها و فکتها ندارند. مشکل این گزارهها درون خودشان است. به اصطلاحِ منطقیون «خود-متناقض»اند، یعنی خودشان با خودشان به مشکل میخورند یا، به تعبیر سادهتر، یک بخش جمله با بخش دیگر آن همخوانی ندارد یا مقدمهچینیها با نتیجهگیریها همساز نیست یا همزمان ادعاهای متضادی مطرح میشود، تا جایی که آدم نمیداند باید دُم خروس را باور کند یا قسم حضرت عباس را...
@demos1402
Telegraph
افغانستانیستیزی و دریوریهایش
برایم جالب شده است بفهمم آنهایی که برای اخراج فلهای افغانستانیها هورا میکشند یا به هر طریقی با این روند همراهاند چگونه فکر میکنند یا ذهنشان چطور کار میکند. در واقع «منطق گزارهها»هاشان (یعنی اظهارات، ادعاها، توجیهات، استدلالها و جملهسازیهاشان)…
آیشمن در اورشلیم.pdf
50.1 MB
کتاب : آیشمن در اورشلیم ،گزارشی درباب ابتذال شر (متن کامل)
نویسنده : هانا آرنت
مترجم :زهرا شمس
نشر : برج
تهران ۱۳۹۸
۴۱۰ صفحه
نویسنده : هانا آرنت
مترجم :زهرا شمس
نشر : برج
تهران ۱۳۹۸
۴۱۰ صفحه
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
The man or the nation who is possessed by the unbridled lust for self-assertion is driven head-long into reckless self-confidence and so to destruction. Blind passion breeds self-confidence, and overweening self-confidence ends in ruin.
📚 A history of philosophy, vol 1: Greece and Rome
✍ Frederick Copleston
📚 A history of philosophy, vol 1: Greece and Rome
✍ Frederick Copleston
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
History of Philosophy, Volume 1 (Fred... (Z-Library).pdf
9.8 MB
Copleston's A history of philosophy, vol 1: Greece and Rome