𝖦𝗎𝗋𝖾𝗂 𝗄𝖺𝖿𝖾. – Telegram
𝖦𝗎𝗋𝖾𝗂 𝗄𝖺𝖿𝖾.
79 subscribers
1.94K photos
148 videos
18 links
کافه‌ خاکستری و باریستای مرده.
@Gureikafebria
Download Telegram
همچنان بیزارم از جای مهری که روی پیشونی این حکومتیاس.
بیزارم از سپاه‌و بسیج و هرچیزی که دهن من رو میبنده.
من ازادی رو میخوام، نه برای خودم. برای اونی که الان ازادی نداره.
❤‍🔥2👍1
خیلی گشتم دنبال یک چیز بد، یک چیزی که عقلم بگه دوستشون نداشته باش.
توی تاریخ
توی کتابا
تو همه چی.
اما ندیدم چیزی..
ندیدم و نفهمیدم چرا انقدر نفرت اینجاست.
از مسیح و یهود هم هست؟
یا نفرت حسین و حسن توی دل میمونه فقط؟
❤‍🔥2
امشب معنی نجات دهنده رو فهمیدم.
Forwarded from RegaPlus
اون شمعا بود برا امتحانام گذاشتم؟ جواااب داددددددد
یکی بهم بگه تو زدم زیر‌گریه.
نمیدونمم برا چی ولی خب.
وای باشگاه. وای دراگ مورد علاقه ام، وای دوچرخه ثابت، وای تردمیل، وای مربی خوشگل.
چرا اسمای این کانال نام ها را به خاطر بسپار تموم نمیشه؟ :)
خدا عقل کل من رو بهم داد که بتونم زندگیمو ادامه بدم.
بسه دیگه.
من یکی کم اوردم.
اوس کریم میشنوی؟
من کم اوردم.
جلسه ی مشاوره ی امروز، جهنم بود.
انقدر جهنم بود که دلم می‌خواد داد بزنم که جهنم بود.
انقدر جهنم بود که منِ اشک ندار، برای مظلومیت خودم، جلوی چشم‌های ایزدی زار بزنم و بگم کاش اینطوری نمی‌شد.
با سلام، چطوری؟ خوبی؟ شروع شد و با "نه" ی قاطع من شدت پیدا کرد.
پرسید: چرا نه؟
گفتم: امتحانم که گفتم بهتون، خوب نبود.
گفت: چه حسی داری؟
گفتم: لایق این دانشگاه نیستم.
گفت: دیگه لایق چی نیستی؟ دیگه چی رو حق خودت نمی‌دونی؟
گفتم: خونه‌امون.
گفتم می‌دونستید من‌ وقتی اصفهان بودم فکر می‌کردم شهرمون خونه‌اس و وقتی برگشتم و همه‌ازم‌پرسیدن کی میری اصفهان؟ فهمیدم اونجا هم خونه نیست.
گفت: بعد خونه ی اصفهان خونه شد؟
گفتم: جهنم شد.
گفت: چرا؟
گفتم: از بی تعلقی جهنم شد.
گفت خونه‌ات برات چه‌معنی‌ای میده؟
گفتم مکان خواب و غذا.
حرف زدیم، من گریه کردم؛ اون‌حرف زد‌، من گریه کردم، من حرف زدم، من باز هم گریه کردم.
گفتم از‌نگفتنا، از نشنیدنا، از عادت کردنا.
گفت‌: خودتو گم و گور کردی تو اتاق تاریک و حالا پیداش نمی‌کنی، هی میخوری به در و دیوار و دردت میگیره و بعد ترجیح میدی اتاق رو ترک کنی، بدون اینکه بگردی دنبال کلید.
قلدر شدم. من خودمو گم نکرده بودم.
گفتم: نه ببینید، من خودمو گم نکردم، فکر کنم دارید اشتباه می‌کنید.
گفت: خودتو تعریف کن. تو کی ای..
گفتم: من یه دختریم که مهربونه، استمرار داره، خوش برخورده، دلش زود...
وسط حرفم پرید و انقدر سنگین پرید که من ترجیح دادم لال باشم.
_میبینی؟ همش سوم شخصه. تو تنها تعریفت از چشمای بقیه اس که چجوری بهت نگاه میکنن. روزی صد بار احتمالا از بقیه درمورد خودت سوال می پرسی. نه؟! هی فلانی شالم درسته؟ هی فلانی بد حرف زدم؟ هی فلانی اخراج میشم؟ هی فلانی اوکیه این شرایط؟ چرا خودت نمیتونی به این سوالا جواب بدی؟ چرا تعریف های بقیه از شرایط تو داره تورو میبره جلو؟ کجا خودت رو گم کردی؟
فکر کردم دیگه تموم شد. مشت خورد توی فکم، گیج زدم، زل زدم، موندم.
دلم شکست، مغزم خفه شد، مردم. بخدا که مردم.

شخصیتی که نداشتمش نداشته تر شد.
فکر کردم. به خودم‌گفتم تو کی ای...به خودم گفتم چی دوست داری؟ به خودم گفتم کجا‌گمت کردم؟
یادم اومد.
وقتی بهم‌میگفتن بی عقل خودمو گم‌کردم، وقتی بهم میگفتن هیچی نمی‌شی خودمو گم کردم، وقتی بی نظم‌و شلخته خطاب شدم‌خودمو گم‌کردم، وقتی مرگ رو ترجیح دادم اما ازم برنیومد خودم رو گم‌کردم، وقتی لقب شوهر چشم‌رنگی من رو از دست دادم خودمو گم کردم، وقتی هر روز سحر نبود تا بریم هانیسو، وقتی خیانت رو دیدم خودمو گم کردم، وقتی دیگه کسی نبود که بهش بگم کلاغ دیدم یادت افتادم خودم رو گم کردم، وقتی بهم گفتن "خفه شو، آلا" خودم رو گم کردم، وقتی‌گفتن بچه ی من از بچه تو مهم تره خودم رو گم کردم، وقتی همکارم به عقایدم خندید خودم رو گم کردم، وقتی میون دردام امام حسین رو گم کردم خودم رو گم کردم، توی گلستان شهدا، چهار صبح، خم شده روی قبر تورجی زاده، بعد از اونجوری زار زدن خودم رو گم‌کردم، بعد از داد زدن و گفتن "مامان من حالم خوب نیست، ببین دستام میلرزه" خودمو گم کردم، وقتی مادرم من رو برد دکتر عمومی برای اعصابم خودم رو گم کردم، وقتی بابام زد توی گوشم خودمو گم کردم، وقتی دوچرخه‌ام پنچر شد خودمو گم‌کردم، وقتی تصادف کردم و نمیتونستم زنگ بزنم بگم "مامان تصادف کردم" خودم رو گم کردم، وقتی گریه می‌کردم که "من رو سوار امبولانس نکنید، من بلد نیستم باید چیکار‌کنم" خودم رو گم کردم.
خیلی جاها خودم‌ رو گم کردم، خیلی جاها در اون اتاق لعنتی ای که خانوم ایزدی میگفت رو باز کردم، خودم رو پرت کردم توش، چراغ رو خاموش کردم و بهش گفتم "خفه شو، آلا."
حالا..
حالا...
من یه ادمم، که صورت نداره، توی ایینه به خودش نگاه نمی‌کنه، دلش می‌خواد بمیره و دلش میخواد با خودش زندگی کنه، دلش می‌خواد زنده بمونه، دلش میخواد بتونه، من یه ادمم که خودم رو سوم شخص خطاب‌میکنم. ببینید، من‌ گم شدم.
💘2
من این روزا، حتی به خوب هم‌نزدیک نیستم، حتی به نرمال هم‌نزدیک نیستم، به بد هم همینطور.‌ به‌ به‌مرده ی بیجون چرا، خیلی نزدیکم.
Forwarded from آقای‌ میم!
لیست کانال‌هایی که سعی می‌کنن صدای بازداشتی‌ها باشن. لطفا ازشون غافل نشید.
نامشان را صدا بزن دایانودو
First Buzz Humint
عید شعبانه و من حتی دلم نیومد یذره بلند تر بخندم...
تو رقصیدی بیناموس.
رقصیدی!
امیدوارم واقعا پیش بابا علی رو سفید باشی هادی چوپان؛ امیدوارم بتونی سرت رو بلند کنی!
امیدوارم دلت نلرزه وقتی وزنه میزنی و میگی یا علی...
امیدوارم رو سفید باشی حداقل پیش خودت.
❤‍🔥1
خدا لعنت کنه اون عطری که مال توعه و انقدر دلمو میسوزونه.
مشروط نشدم، شریعتی عاشقتم.
مگه قرار نبود چت جی بی تی همه چیو بدونه؟
چرا نمیدونه داستان سیب تو کدوم قسمت عشق اجاره ایه؟