HackerOne – Telegram
HackerOne
11.1K subscribers
644 photos
31 videos
79 files
2.74K links
Community : @Sec0x01
@Bug0x
Download Telegram
Forwarded from just for fun :)
پشتکار به خرج بده
اگر می‌خوای نویسنده بشی، کارآفرین بشی، برنامه‌نویس بشی، باید خیلی بنویسی، کسب‌وکارهای مختلف راه بندازی، و برنامه‌های زیادی بنویسی. بالاخره اشتباه پیش میاد. به همین خاطر هست که در شروع کار، زیاد انجام دادن مهم‌تر از خوب انجام دادنه.

منحنی یادگیری ما با دستاورد و موفقیت به پیش نمی‌ره، بلکه با پشتکار و کار زیاد پیشرفت می‌کنه. به قول قدیمی‌ها، کار نیکو کردن از پر کردن است. اگر هزار بار چیزی رو ببینی، دید خیلی بهتری پیدا می‌کنی تا کسی که همون چیز رو فقط ده بار دیده. این قاعدهٔ مهم رو فراموش نکن: راز خوشبختی در «عالی بودن» نیست – در «رشد کردنه.»

اگر صرفا «تلاش کنی» به سطح خوب می‌رسی که برای تو طبیعیه. اما اگر ادامه ندی و رشدت متوقف بشه، احساس رضایت نخواهی کرد.

معلم پیدا کن (به اضافهٔ قانون ۱۰ برابر)
اگه من سعی می‌کردم به تنهایی زبان اسپانیایی یاد بگیرم، به جایی نمی‌رسیدم. اما وقتی با یک نفر که اهل آرژانتین بود دوست شدم (و بعدها ازدواج کردم) خیلی بیشتر اسپانیایی یاد گرفتم. در مورد شطرنج، نویسندگی، برنامه‌نویسی، کسب‌وکار هم همین‌طوره، همیشه کسانی رو پیدا می‌کنم که بهتر از من هستن، و هر هفته وقت می‌گذارم و اون آدم‌ها رو سوال‌پیچ می‌کنم، ازشون می‌خوام به من مشق شب بدن، و ایرادم رو بگیرن و بگن که کجا اشتباه کردم.

برای هر چیزی که عاشقش هستی، معلمی پیدا کن که باعث بشه ۱۰ برابر سریع‌تر یاد بگیری. در واقع، هر کدوم از نکته‌هایی که توی این لیست گذاشتم باعث می‌شه تو ۱۰ برابر سریع‌تر یاد بگیری. یعنی اگر هر کاری که در این لیست گفتم رو انجام بدی، ۱۰ ضرب در۱۰ برابر سریع‌تر از دیگران یاد می‌گیری.

و اینطوریه که آدم در کاری بی‌رقیب می‌شه.

گذشته رو یاد بگیر. حال رو بررسی کن.
اگر می‌خوای یاد بگیری که چطور یه برنامه‌نویس محشر باشی (نه فقط به اندازه‌ای که بتونی برنامه بنویسی، بلکه فوق‌العاده باشی)، برو زبان ماشین یاد بگیر. صفر و یک یاد بگیر. تاریخچه کامپیوتر رو بخون، یاد بگیر که سیستم‌عامل چطور درست می‌شه، با فورترن و کوبول و پاسکال آشنا شو، لیسپ و سی و سی پلاس پلاس یاد بگیر، تا برسی به زبان‌های مدرن مثل جاواسکریپت و پایتون.

اگر می‌خوای نویسنده بهتری باشی، کتاب‌های کلاسیک قرن نوزدهم رو بخون. همینگوی و ویرجینیا وولف بخون، و آثاری که امتحان خودشون رو در گذر زمان پس داده‌ان. کتاب‌هایی به هر دلیل از بین میلیون‌ها اثر دیگه تونستن از آزمون زمان سربلند بیرون بیان، و امروز از بهترین‌های دنیان. بعد نقدهای امروزی اون کتاب‌ها رو بخون تا ببینی چه نکاتی از دستت در رفته بوده. این کار به همون اندازهٔ مطالعه اولیه مهمه.

اگر می‌خوای کسب‌وکار یاد بگیری، زندگی‌نامهٔ راکفلر و بیل گیتس و استیو جابز رو بخون، اولین بورس در آمستردام، دات‌کام بوم، دهه نود، بیماری هلندی. همهٔ رکودهای اقتصادی. همهٔ کسب‌وکارهایی که تونستن در دوران رکود هم شکوفا بشن. «صفر تا یک» نوشته Peter Thiel رو بخون. دربارهٔ سقوط کداک در The End of Pwer بخون.

کتاب‌های گام‌به‌گام کسب‌وکار نخون. ارزشی ندارن. تو داری وارد زمین بزرگی می‌شی، دنیای نوآوری‌هایی که جامعهٔ مدرن رو شکل داده. کتاب متوسطی که سال قبل چاپ شده به دردت نمی‌خوره.

سطح خودت رو بالا ببر و دربارهٔ نوآوری‌ها و آدم‌هایی که دنیا رو تغییر داده‌ان و دنیای امروز رو ساخته‌ان بخون. دربارهٔ هنری فورد بخون که سه شرکت خودروسازی راه انداخت تا بالاخره قلق کار دستش اومد، و اینکه چرا «سه» برای اون عدد جادویی بود.

بخون که Ray Kroc چطور با تکنیک فرانچایز کردن، بزرگترین رستوران زنجیره‌ای دنیا رو ایجاد کرد. بخون که چطور کوکاکولا هیچ‌چیز درست نمی‌کنه اما بزرگترین شرکت نوشابه‌سازی دنیا است.

و چیزهایی که از هر مطالعه یاد می‌گیری رو یادداشت کن.

اول از پروژه‌های آسون شروع کن
تونی رابینز برای من تعریف کرد که در اولین شغل تدریس مهمش چقدر ترسیده بوده. باید به یک گروه تفنگدار نیروی دریایی یاد می‌داد که چطور هدفگیری دقیق خودشون رو بهبود بدن. می‌گفت «در عمرم با تفنگ شلیک نکرده بودم.» اول خودش کمی پیش حرفه‌ای‌ها یاد گرفت، اما بعد به تکنیکی رسید که نتیجه‌اش بهترین امتیازات در کلاس‌های هدفگیری تا اون زمان بود. اون سیبل رو آورد جلوتر.

سیبل رو گذاشت در پنج متری اونها. همه به وسط خال زدن. بعد کم‌کم عقب‌تر برد تا بالاخره به فاصلهٔ استاندارد رسید. باز هم به وسط خال می‌زدن.

ریچارد برانسون قبل از اینکه شرکت هواپیمایی تاسیس کنه، یه مجله تاسیس کرد. بیل گیتس قبل از اینکه تیمش ویندوز رو بنویسن، BASIC می‌نوشت. ارنست همینگوی هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد که بتونه رمان بنویسه، برای همین چند ده داستان‌کوتاه نوشت.
👍1
Forwarded from just for fun :)
برنامه‌نویس‌ها قبل از اینکه موتور جستجو بنویسن اول «سلام دنیا» می‌نویسن. خیلی از استادبزرگ‌های شطرنج توصیه می‌کنن که اول پایان بازی رو تمرین کنین (که مهره‌های کمتری روی صفحه هست) بعد قسمت‌های دیگهٔ بازی رو یاد بگیرین.

این روش اعتماد به نفس تو رو بالا می‌بره، ظرافت‌ها رو بهت یاد می‌ده، و بهت حس رشد و بهبود مثبت‌تری می‌ده – چیزهایی که هرکدوم گامی در مسیر موفقیته.

منتقد خودت باش
چند روز پیش من همه چیز رو ریختم دور. همه چیز. تمام کتاب‌ها (اهدا کردم). همه لباس‌هام. کامپیوترهای قدیمی. بشقاب‌هایی که هیچ‌وقت استفاده نمی‌کردم. ملحفه مهمان برای مهمون‌هایی که هیچ‌وقت نمی‌اومدن. قفسه کتاب و تلویزیون و کاغذهای کهنه و همه چیز.

می‌خواستم به زندگیم سروسامان بدم. و دادم. رمانی پیدا کردم که در ۱۹۹۱ نوشته بودم. ۲۴ سال پیش. وحشتناک بود. برای اولین بار در ۲۴ سال گذشته دوباره خوندمش. نگاه کردم که اشتباهم چی بوده (شخصیت بی‌ربط. طرح داستان واضح. و امداد غیبی از چپ و راست.)

یک بار کسی درباره ایمی شومر کمدین محبوبم چیزی به من گفت. اون تمام اجراهای خودش رو ضبط می‌کنه. بعد می‌ره توی اتاقش و ثانیه به ثانیهٔ اجرای خودش رو بررسی می‌کنه. ممکنه بگه «اینجا باید یک-چهارم ثانیه بیشتر مکث می‌کردم.» همهٔ اجراهای خودش رو وارسی می‌کنه، چون می‌خواد در طنز بهترین باشه.

من وقتی شطرنج بازی می‌کنم، اگر ببازم، بازی رو دوباره روی کامپیوتر تکرار می‌کنم. به هر حرکت دقت می‌کنم، و اینکه کامپیوتر چه حرکتی رو بهتر می‌دونه. به این فکر می‌کنم که وقتی اون حرکت بد رو انجام دادم چه چیزی توی ذهنم بوده. و ادامه می‌دم.

کسب‌وکاری که اخیرا در اون مشغول بودم از هم پاشید. حتی فکر کردن بهش هم برای من دردناک بود، ولی باید نگاه می‌کردم و می‌دیدم که چه مشکلی پیش اومد. کجا اشتباه رفتم. در هر نقطه‌ای برمی‌گشتم و می‌نوشتم که چه اتفاقی افتاده و کجا می‌تونستم مفیدتر عمل کنم و چه چیزی از چشمم دور مونده.

اگر اشتباهاتت تمام فکر و ذهنت رو درگیر نمی‌کنن، پس یه اندازه کافی به اون موضوع علاقه نداری که در اون بهتر بشی. سوالات به‌دردنخور می‌پرسی: «چرا کارم خوب نیست؟» به جای اینکه سوال مفید بپرسی: «چه اشتباهی کردم و چطور می‌تونم بهتر بشم؟» وقتی به طور مداوم در مورد کارت سوال مفید از خودت بپرسی، از آدم‌هایی که خودشون رو با سوالات به‌دردنخور مشغول کرده‌ان جلو می‌افتی. مثلا: من بدم میاد اجراهای خودم رو تماشا کنم. هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کنم. پس هیچ‌وقت اجراهای من بهتر نمی‌شه.

تو میانگینِ پنج نفر آدم دور و برت هستی
به هر صحنهٔ ادبی، هنری، کاری نگاه کن. مردم به ندرت به صورت فردی بهتر می‌شن. معمولا به شکل گروهیه که بهتر می‌شن.

توی برنامه‌نویس‌ها: استیو جابز، بیل گیتس، تد لئونسیس، پل آلن، استیو وزنیاک، و ده‌ها اسم دیگه از باشگاه Homebrew در اومدن. صحنهٔ هنری دهه پنجاه: جاسپر جانز، دی کونینگ، جکسون پالاک، و خیلی‌های دیگه همه در یک خیابان در مرکز نیویورک زندگی می‌کردن.

یوتیوب، لینکدین، تسلا، پالانتیر، و حتی تا حدی فیسبوک و چندین شرکت بزرگ دیگه از حلقهٔ موسوم به «مافیای PayPal» در اومدن. همهٔ این آدم‌ها ممکن بود سر خودشون رو با کارهای دم‌دستی گرم کنن. اما انسان حیوانی اجتماعی است. ما باید در گروه کار کنیم تا بهتر بشیم.

بهترین گروهی که می‌تونی رو پیدا کن، و تا جایی که می‌تونی با اونها وقت بگذرون، و در کنار هم شما می‌تونین «صحنه» رو اشغال کنین. می‌تونین همدیگه رو به چالش بکشین، با همدیگه رقابت کنین، کار همدیگه رو دوست داشته باشین، به همدیگه حسادت کنین، و در نهایت به نوبت از همدیگه جلو بزنین.

این کار رو زیاد بکن
کاری که هر روز انجام می‌دی خیلی مهم‌تر از کاریه که هر از چند وقت انجام می‌دی. دوستی داشتم که می‌خواست نقاشی‌اش بهتر بشه. اما فکر می‌کرد باید به پاریس بره تا شرایطش جور بشه. و هیچ‌وقت به پاریس نرسید. حالا در یک اتاقک زیر نور لامپ مهتابی می‌نشینه، و تمام روز کار دفتری انجام می‌ده.

هر روز بنویس، هر روز ارتباط بساز، هر روز بازی کن، هر روز سالم زندگی کن.

گذر عمرت رو برحسب تعداد بارهایی که کاری رو انجام می‌دی اندازه بگیر. روزی که بمیری واقعا چقدر زندگی کردی؟ به اندازهٔ دو بار تلاش برای نوشتن، یا ۲۰ هزار بار؟

نقشه پلید خودت رو پیدا کن
شاگرد بالاخره از استادش جلو می‌زنه. اولین مدیری که براش کار می‌کردم حالا از من بدش میاد. من کسب‌وکاری برای خودم راه انداختم ولی کسب‌وکار اون شکست خورد. نقشهٔ پلید من این بود که از اون بهتر باشم. اما چطور؟
👍1
Forwarded from just for fun :)
بعد از همهٔ این کارها، صدای خودت رو پیدا می‌کنی. وقتی با اون صدا حرف بزنی، دنیا چیزی رو می‌شنوه که قبلا نشنیده. دوستان و معلم‌های قدیمی‌ت ممکنه نخوان این صدا رو بشنون. اما اگر همچنان کنار آدم‌هایی باشی که دوستت دارن و بهت احترام می‌گذارن، اونها این صدای جدید رو تشویق می‌کنن.

جملهٔ مشهوری هست که «هیچ ایده‌ای جدید نیست.» اما چرا، هست. ترکیب همهٔ ایده‌های گذشته با آدم زیبای جدیدی که هستی. تو یه پروانه‌ای.

حالا نوبت توئه که درس بدی، مربی باشی، خلق کنی، نوآور باشی، و دنیا رو تغییر بدی. که چیزی بسازی که کسی قبلا ندیده، و شاید بعدها هم کسی مثلش نبینه.
👍2
<!DOCTYPE html>
<html>
<head><noscript>Xss For Fun</noscript></head>
<body>
<?php
echo $_POST['examplexss'];
?>
<form action="" method="POST">
<textarea name="examplexss" cols="40"; rows="10";></textarea>

<p><input type="submit" value="Go!!"></p>

</form>


</body>
</html>
در هر WebApp که ما بتونیم یک ورودی (به همراه کد JavaScriip - Html) ارسال کنیم و به خروجی کد بده تحت عنوان باگ Xss شناخته می شود
Xss در لغت به معنای Cross Site Scripting به معنای دورزدن کد های اسکریپتی سایت هست
CodeCademy.com
یک سایت خوب برای یادگیری زبان برنامه نویسی به صورت عملی و انلاین که با زبان Ruby و فریمورک Rails نوشته شده است.
رایج ترین کد های وضعیت و مفهوم آنها :

200 – نشان دهنده یک در خواست موفق است و در پاسخ آن یک فایل برگردانده می شود.

201 – این کد در پاسخ موفقیت آمیز ساخت یک منبع جدید در سرور اشاره دارد مثل ساخت یک فایل

301 – این کد به یک ریدایرکت دائم در آدرس اشاره دارد. پس از این سایر درخواست ها بجای آدرس اولیه به آدرس ریدایرکت شده هدایت می شوند. به عبارتی دیگر محتوای در خواستی بطور دائم از آدرس فعلی به آدرس جدید منتقل شده است.

302 – این نوع از ریدایرکشن به این مفهوم است که محتوا در آدرس در خواستی وجود دارد ولی موقتا به آدرسی دیگر هدایت خواهید شد.

304 – این ریدایرکشن برای مکانیزم کش مرور گر ها کاربرد دارد. در هر درخواست به یک صفحه وب برای صرفه جویی در مصرف اینترنت و بار گزاری سریعتر صفحات بخشی از اطلاعات مانند عکس ها و برخی اسکریپت ها در حافظه مرور گر ذخیره می شود. در درخواست های بعدی تاریخ ذخیره شدن فایل با نسخه موجود آن در وب سرور مقایسه می شود و در صورت عدم انقضاء فایل در خواستی ، کد 304 از سمت سرور برگشت می خورد و فایل ذخیره شده در مرور گر نمایش داده می شود.

400 – آدرس در خواستی به سرور معتبر نمی باشد.

401 – آدرس در خواست شده نیاز به ارائه نام کاربری و کلمه عبور میباشد .

403 – اجازه دسترسی به محتوای در خواست وجود ندارد.

404 – فایل در خواست داده شده در مسیر اعلام شده وجود ندارد

500 – به معنی وقوع یک خطای داخلی در سرور است که معمولا در مواقع بروز رسانی نرم افزاری و یا اعمال تنظیمات رخ می دهد.

502 – این خطا معمولا زمانی رخ می دهد که Gateway بین سرور و مرور گر قادر به تکمیل فرآیند درخواست و پاسخ نبوده و معمولا به چند با تلاش از سمت کاربر مشکل حل می شود.

505 – در مواقعی که پروتکل http مورد استفاده از سمت مرور گر در سرور پشتیبانی نمی شود.
👍1
احمقانه‌ترین خواسته بشر این است که با تکرار کارهای همیشگی، به نتایج متفاوت با گذشته برسد.

آلبرت انیشتین
سال نو مبارک :)