اندیشکدهٔ هاتف – Telegram
اندیشکدهٔ هاتف
867 subscribers
92 photos
21 videos
263 links
کانال رسمی اندیشکدهٔ هاتف

🌐 سایت:
HatefCenter.org

اندیشکده.com

📷 اینستاگرام:
Instagram.com/hatefcenter_org

📌 ارتباط با ما:
@Ali_soltanzadeh
Download Telegram
مرثیه‌ای بی‌اشک بر مرگ عموزنجیرباف (بخش دوم: سرمایۀ اجتماعی چگونه تشکیل می‌شود؟)

✍🏼 نرگس نراقی
زمان مطالعه: 20 دقیقه

📌منابع:

[۱] رهبری، لادن، و شراع پور، محمد، و فاضلی، محمد، و فتاحی، سجاد. (۱۳۹۳). ” دام‌هاي اجتماعي و مسئله اعتماد”. نشر آگه، تهران. ص ۳۲۵-۳۲۶

[۲] Lee, Robert. (2009). “Social capital and business and management: Setting a research agenda”. Intrernational Journal of Management Reviews

[۳] نانوایی، علی. و واعظی، هدی. (۱۳۹۷). “سرمایه اجتماعی : مفاهیم و نظریه های اصلی”. کنفرانس بین‌المللی دستاوردهای نوین پژوهشی در علوم انسانی و مطالعات اجتماعی و فرهنگی. خرداد، تهران

[۴] ضرغام افشار، محمد تقی. (بدون تاریخ). “بازتولید سرمایۀ اجتماعی در ایران بر مبنای نظریه‌های نونهادگرایی و بازی”

[۵] Douglass North

[۶] قاسم زاده، داوود و شیخی، موریس. (۱۳۹۷). “مطالعه نقش سرمایه اجتماعی در گذار از نهادگرایی قدیم به نهادگرایی جدید”. دوازدهمین کنفرانس بین‌المللی علوم اجتماعی. ۲۱ آبان، تهران

[۷] Amartya Sen

[۸] Sen, Amartya (2009). “Euqlity of Capacity”. From https://pdfs.semanticscholar.org/ac53/b488c05e934ba01e76737caf02d6acdabd74.pdf Accessed 2019 July 8th

[۹] پاتنام، روبرت. (۱۳۹۲). “دموکراسی و سنت‌های مدنی”. ترجمه محمد تقی دلفروز. انتشارات جامعه‌شناسان. تهران

[۱۰] Fukuyama, Francis. (1999). “Social Capital and Civil Society”. The Institute of Public Policy ,George Mason University.

[۱۱] Jeffry Timmons and Stephen Spinelli

[۱۲] Timmons, Jeffry, and Spinelli, Stephen. (2003), “New venture creation”, Boston Homewood Publish.

[۱۳] در این نظریه، موضوع اصلی همکاری یا عدم همکاری‌ دو بازیگر با یکدیگر مطرح است که در آن، اگر هر دو بازیگر مثلاً در خصوص رعایت قوانین یا پرداخت مالیات با یکدیگر همکاری کنند، بدین معناست که هر دو قوانین را رعایت می‌کنند یا مالیات خود را پرداخت می‌کنند. اما در حالتی که یکی از بازیگران قوانین را رعایت کرده و دیگری رعایت نکند، اصلاحاً گفته می‌شود که بازیگر‌ غیرهمکار «سواری‌ رایگان» یا free riding گرفته است؛ یعنی از فضای قانونمند یا مالیات‌ وصول‌شده بهره‌مند می‌شود بدون آنکه خود قانونمند بوده باشد یا مالیات پرداخته باشد. در این نظریه، که موفق به دریافت نوبل اقتصاد گردید، دو نوع تعادل در بازی‌ها تعریف شده است: یکی تعادل سازنده و دیگری تعادل مخرب. تعادل سازنده، یعنی شرایطی که در آن هر دو بازیگر به‌طور نسبی و با کمی اغماض، برنده هستند؛ به این بازی‌ها بازی‌های «مجموع غیر صفر» نیز گفته می‌شود که در آن هر دو بازیگر برنده هستند. در مقابل، «تعادل مخرب» قرار دارد که در آن یکی از دو بازیگر ناکام خواهد بود؛ به این بازی‌ها بازی‌های «مجموع صفر» گفته می‌شود.

[۱۴] Reinhard Selton

[۱۵] Co-opetition

[۱۶] Selton, Reinhard. (1974). “Reexamination of the perfectness concept for equilibrium points in extensive games”. International journal of Game Theory

[۱۷] بوردیو، پیر. (۱۳۹۵). “کتاب تمایز: نقد اجتماعی قضاوت های ذوقی”. ترجمۀ حسن چاووشی. نشر ثالث، تهران

[۱۸] کلمن، جیمز. (۱۳۷۷). “بنیادهای نظریه اجتماعی”. ترجمۀ منوچهر صبوری. نشر نی، تهران

[۱۹] Transformations

@HatefCenter_org
👍4
📝زیر سایۀ پهلوی اول (قسمت چهارم)
✍🏼 علی سلطان‌زاده
زمان مطالعه: 12 دقیقه


مقدمه در بسیاری از تحلیل‌ها درمورد تاریخ معاصر ایران، عاملیت زنانه کنار زده می‌شود. حتی وقتی درمورد واقعه کشف حجاب که تأثیر زیادی بر زندگی...

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:

وبسایت هاتف:
https://hatefcenter.org/fa/زیر-سایه-پهلوی-اول-4/
تلگرام هاتف:
https://news.1rj.ru/str/HatefCenter_org/431

@HatefCenter_org
اینستاگرام هاتف
👍31
زیر سایۀ پهلوی اول (قسمت چهارم)

✍🏼 علی سلطان‌زاده
زمان مطالعه: 12 دقیقه

🔰بخش 1 از 6

🔸مقدمه
در بسیاری از تحلیل‌ها درمورد تاریخ معاصر ایران، عاملیت زنانه کنار زده می‌شود. حتی وقتی درمورد واقعه کشف حجاب که تأثیر زیادی بر زندگی زنان گذاشت صحبت می‌شود، زنان صرفا به‌عنوان کسانی توصیف می‌شوند که تأثیر پذیرفتند و تأثیر مهمی نگذاشته‌اند. چه موافقان و چه مخالفان سیاست کشف حجاب طوری درمورد آن صحبت می‌کنند که گویی زنان فقط آلت دست مردان بوده‌اند و اختیاری از خود نداشته‌اند. ایده کشف حجاب نیز عموما یا به شخص رضاشاه نسبت داده می‌شود، یا به دولت‌مردان و یا به روشن‌فکران. در این یادداشت می‌خواهم به تأثیر زنان در کشف حجاب بپردازم.
بسیاری از تحلیل‌ها سیاست کشف حجاب را اقدامی غیرسیاسی برای تغییر وضعیت زنان و مدرن‌کردن جامعه توصیف می‌کنند. اما از دیدگاهی دیگر، سیاست کشف حجاب را می‌توان اقدامی برای حل مشکل مشروعیت در حکومت پهلوی اول به شمار آورد. کشف حجاب در زمانی رخ داد که حکومت از کمترین محبوبیت برخوردار بود و این اقدام می‌توانست حمایت زنان طبقات بالا و متوسط را در پی داشته باشد. وقتی می‌خواهیم درمورد زنان صحبت کنیم، باید از خود بپرسیم «کدام زنان؟».
برای تحلیل بهتر می‌توان زنان را به دو دسته تقسیم کرد: زنان درباری و زنان عادی.

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍3
کشف حجاب رضاخانی و جنبش زن زندگی آزادی (تصویر را هوش مصنوعی ساخته است)
@HatefCenter_org
👍3
زیر سایۀ پهلوی اول (قسمت چهارم)

✍🏼 علی سلطان‌زاده
زمان مطالعه: 12 دقیقه

🔰بخش 2 از 6

🔹زنان درباری
یکی از مهمترین نمونه‌های زنان درباری فردی بود به اسم ثریا طرزی. او ایرانی نبود، بلکه اصالتا افغان بود. ثریا همسر امان‌الله‌شاه، پادشاه افغانستان، بود که در سال ۱۳۰۷ به ایران آمده بود. او مدتی وزیر فرهنگ افغانستان نیز بود و زن باسوادی بود. پدر او جزو روشنفکران تجددخواه افغانستان بود. ثریا را می‌توان نماینده زن متجدد افغان دانست؛ مثلا او جزو کسانی بود که تلاش زیادی کرد تا تعلیم و تربیت زنان در افغانستان جا بیفتد. وقتی به‌همراه همسرش به تهران آمد در بسیاری از بحث‌های مردانه سیاستمداران شرکت می‌کرد و همین باعث شد که رضاشاه تحت تأثیر قرار بگیرد.
همچنین در نوشته‌های مخبرالسلطنه (نخست‌وزیر وقت) می‌بینیم که همسر رضاشاه از حدود سال ۱۳۰۶ ترویج دکلته می‌کرد و سعی می‌کرد دیگران را از پوشیدن چادر نماز بر حذر بدارد. بنا به برخی گزارش‌ها در نخستین روز سال ۱۳۰۷ زنان خانواده پهلوی با چادرهای نازک در حرم قم ظاهر شدند که باعث خشم روحانیون شد و رضاشاه نیز در پاسخ به اعتراضات روحانیون، دستور داد برخی از آنان را بازداشت کنند. نمونه دیگر ایران تیمورتاش (دختر وزیر دربار وقت) است که از همان سال‌های ۱۳۰۷ بی‌پروا گیسوان خود و لباس‌های خوش‌دوختی را که می‌پوشید در معرض دید دیگران می‌گذاشت و حتی در مراسم رسمی شرکت می‌کرد. اشرف پهلوی جزو کسانی بود که به کنار گذاشتن پوشش سنتی علاقه‌مند بود.

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍3
کشف حجاب رضاخانی و جنبش زن زندگی آزادی (تصویر را هوش مصنوعی ساخته است)
@HatefCenter_org
👍3
زیر سایۀ پهلوی اول (قسمت چهارم)

✍🏼 علی سلطان‌زاده
زمان مطالعه: 12 دقیقه

🔰بخش 3 از 6

🔸زنان عادی
در مورد زنان عادی جامعه نیز چنین سخنی می‌توان گفت. بررسی نوشته‌های زنان از انقلاب مشروطه به بعد نشان می‌دهد که یکی از مهمترین خواسته‌های آنان بیرون آمدن از پرده و نقش‌داشتن در امور سیاسی و اجتماعی بود. همچنین در برخی نشریات زنان که در فاصله بین سقوط سلسله قاجار و روی کار آمدن پهلوی منتشر می‌شد، موضوع رفع حجاب مطرح شده بود و اتفاقا دولت رضاشاه در ابتدای کار با نشریاتی که درمورد رفع حجاب مطلب می‌نوشتند برخورد می‌کرد.
از اواخر دوره قاجار می‌شد تغییر پوشش زنان را به‌تدریج مشاهده کرد. بسیاری از زنان شهری چادر سنتی و روبنده سفید را کنار گذاشته بودند و به‌تدریج به‌سمت پوشیدن چادر چرخی رفتند که تقریبا نزدیک به همان چادری است که امروز زنان چادری به سر می‌گذارند. عکس‌های به جا مانده از آن دوران نشان می‌دهد که بسیاری از دانش‌آموزان دختر روبنده را پیش از سیاست کشف حجاب کنار گذاشته بودند. نکته جالب این است که تا چند سال قبل از اجرای سیاست کشف حجاب، دولت با زنان طرفدار رفع حجاب برخورد می‌کرد.
مثلا در سال ۱۳۱۱ در کنگره نسوان شرق که در تهران برگزار شده بود، موضوع حجاب توسط زنان مطرح شده بود و دولت به برگزارکننده‌های این کنگره تذکر رسمی داد که نباید از خطوط قرمز عبور کنند. یکی از روزنامه‌نگاران آن دوران در سال ۱۳۰۴ می‌نویسد «حجاب زنان امروزی فقط چادر مشکی است؛ دست‌ها، صورت و سینه زنان باز است. به ندرت زنی یافت می‌شود که آن‌ها را به نمایش نگذارد». بعضی از زنان در این دوران چادر را کنار گذاشته بودند و از مانتوهای بلند استفاده می‌کردند.

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍3
کشف حجاب رضاخانی و جنبش زن زندگی آزادی (تصویر را هوش مصنوعی ساخته است)
@HatefCenter_org
👍3
زیر سایۀ پهلوی اول (قسمت چهارم)

✍🏼 علی سلطان‌زاده
زمان مطالعه: 12 دقیقه

🔰بخش 4 از 6

🔹صدیقه دولت‌آبادی وقتی در ۱۹۲۷ میلادی از اروپا برگشت و در آموزش و پرورش مشغول به کار شد، از پوشیدن چادر امتناع می‌کرد و این باعث سروصدای زیادی شد. در سال ۱۳۰۲ و زمانی که رضاخان نخست‌وزیر بود، فردی به اسم ابراهیم خواجه‌نوری مقاله‌ای منتشر کرد و در آن پیشنهاد داده بود که زنان ایرانی مثل زنان ترکیه چادر را ترک کنند و به جایش از روسری استفاده کنند. مقاله که منتشر شد، اعتراضات در تهران آغاز شد: «وا اسلاما»!
وزیر آموزش شخصا از ابراهیم خواجه‌نوری شکایت کرد و خواجه‌نوری به سه ماه زندان و پرداخت جریمه محکوم شد. عده‌ای از زنان در حمایت از خواجه‌نوری در میدان توپخانه (میدان امام خمینی امروزی) تجمع کردند و رضاخان دستور داد که این تجمع سرکوب شود. در همین زمان برخی از زنان شروع به پوشیدن لباس‌هایی کردند که ترکیبی از لباس‌های ایرانی و فرنگی بود و چادر را کنار گذاشتند. نظمیه با این زنان برخورد می‌کرد. فشارهای دولت در زمان پهلوی اول به رعایت حجاب به این‌ها محدود نمی‌شد. حتی زن و مرد نمی‌توانستند با هم سوار درشکه شوند؛ حتی اگر زن و شوهر یا برادر و خواهر بودند.

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍3
کشف حجاب رضاخانی و جنبش زن زندگی آزادی (تصویر را هوش مصنوعی ساخته است)
@HatefCenter_org
👍3
زیر سایۀ پهلوی اول (قسمت چهارم)

✍🏼 علی سلطان‌زاده
زمان مطالعه: 12 دقیقه

🔰بخش 5 از 6

🔸اما همه این سیاست‌ها در سال ۱۳۱۳ تغییر کرد. رضاخان که بعد از سقوط سلسله قاجار و به‌خاطر شکل‌گیری یک خواسته عمومی مبنی بر ظهور دولت مقتدر مدرن به قدرت رسیده بود، در دهه دوم قدرتش، با افول محبوبیت روبه‌رو شد. دو عامل که باعث افت محبوبیت دولت در میان مردم بود، یکی واقعه گوهرشاد و دیگری مبارزه دولت با عشایر بود که هر دو با سرکوب زیاد همراه بود. به همین دلیل مخالفت‌ها با دولت در دهه دوم افزایش یافته بود و دولت به فکر سوار‌شدن بر موج خواسته‌های اجتماعی زنان افتاد تا بخشی از محبوبیت ازدست‌رفته خود را بازیابد.
مواردی که در این یادداشت درمورد همراهی زنان با کشف حجاب ذکر شد، به این معنی نیست که زنان آن دوران همگی با کشف حجاب موافق بودند. اتفاقا سیاست کشف حجاب ازاین‌رو که یک تغییر اجتماعی ناگهانی و از بالا به پایین بود، با مقاومت‌های زیادی نیز روبه‌رو شد. برای بسیاری از عامه مردم، سیاست کشف حجاب به‌عنوان مخالفت با دین تلقی می‌شد. همه مخالفت‌های زنان با سیاست کشف حجاب به این دلیل نبود که مخالفان به باورهای سنتی و پیشین دل‌بسته هستند، بلکه برخی با تحمیلی‌بودن این سیاست مخالف بودند. بسیاری از زنان از طرفی تحت فشار دولت مجبور بودند که چادر را کنار بگذارند و از طرف دیگر تحت فشار خانواده و جامعه مجبور بودند به «سنت» پایبند باشند. انتخاب هر یک از این دو گزینه هزینه‌زا بود.

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍3
کشف حجاب رضاخانی و جنبش زن زندگی آزادی (تصویر را هوش مصنوعی ساخته است)
@HatefCenter_org
👍3
زیر سایۀ پهلوی اول (قسمت چهارم)

✍🏼 علی سلطان‌زاده
زمان مطالعه: 12 دقیقه

🔰بخش 6 از 6

🔹سخنی دربارۀ امروز
یک تلقی اشتباه امروز دربارۀ سیاست کشف حجاب این است که این سیاست صرفا با زور جلو رفت. سیاست کشف حجاب هم مورد حمایت بخش‌هایی از زنان شهری بود و هم همراه با کلی برنامه فرهنگی؛ اما در نهایت می‌توان گفت که شکست خورد. اما نکته‌ای که از این نگاه تاریخی می‌توان آموخت، سهم زنان در جریان تاریخ ایران است. در بسیاری از روایت‌ها این‌گونه به ما گفته شده که گویی در تاریخ معاصر ایران زنان نقشی نداشتند و همواره مردان بازیگران اصلی بودند.
همین روایت از گذشته باعث می‌شود که روایت مطابق با آن درمورد امروز ما شکل بگیرد. درمورد اعتراضات ۱۴۰۱ گفته می‌شود که «برای اولین بار ما با جنبشی زنانه روبه‌رو بوده‌ایم» یا «برای اولین بار زنان در تاریخ معاصر ایران بیدار شدند» یا «تا به امروز همواره زنان زیر سلطه بودند و امروز زنان می‌خواهند سرنوشت خود را به دست بگیرند» و غیره. تمام این روایت‌ها حاکی از این است که اعتراضات ۱۴۰۱ را در کل تاریخ معاصر ایران یک جنبش اعتراضی بی‌مانند نشان دهد؛ و بی‌مانندی‌اش از این جهت است که زنان در آن نقش بازی کردند.
تمام این روایت‌ها با توجه به روایت‌های مردسالارانه از تاریخ شکل گرفته‌اند. پیش‌فرض این روایت‌ها این است که تا به الان تاریخ ایران را مردان ساخته‌اند، اما امروز زنان وارد میدان شدند. در این یادداشت خواستم نشان دهم که اتفاقا در یکی از کلیدی‌ترین نقاط تاریخ ایران معاصر (کشف حجاب) زنان وسط میدان بودند؛ چه زنان موافق و چه زنان مخالف. اما این روایت‌های ما از آن دوران است که به‌خوبی این حضور زنان را بازنمایی نکرده است. این نشان می‌دهد که ما همچنان زیر سایه پهلوی اول هستیم؛ اما در این مورد، زیر سایه روایت‌هایی که درمورد پهلوی اول می‌شود. امیدوارم توانسته باشم نشان دهم که حتی چگونگی نگاه ما به جایگاه تاریخی اعتراضات ۱۴۰۱، زیر سایه روایت‌هایی است که درمورد فعالیت زنان در تاریخ معاصر ایران شده است.

📌منابع
کشف حجاب: بازخوانی یک مداخله مدرن، نوشته فاطمه صادقی، نشر نگاه معاصر
این سه زن (اشرف پهلوی- مریم فیروز- ایران تیمورتاش)، نوشته مسعود بهنود، نشر علم
من و برادرم، نوشته اشرف پهلوی، نشر علم

لینک متن کامل:
https://hatefcenter.org/fa/زیر-سایه-پهلوی-اول-4/

@HatefCenter_org
👍4
📝پول و ناپول؛ سرمایه‌های غیرنقدی برای کارآفرینی و توسعهٔ کسب‌و‌کار: شکل‌گیری و توازن روابط (۱)

✍🏼 نرگس نراقی
زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه


برقراری ارتباطات اهمیتی کلیدی در نوآوری و کارآفرینی دارد. یک کارآفرین، خصوصاً در مراحل ابتدایی فعالیت خود، بیش از هر چیز نیاز به حمایت‌های اطرافیان...

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:

وبسایت هاتف:
https://hatefcenter.org/fa/سرمایه-اجتماعی-کارآفرینی-و-کسبوکار-1/
تلگرام هاتف:
https://news.1rj.ru/str/HatefCenter_org/443

@HatefCenter_org
اینستاگرام هاتف
👍3
پول و ناپول؛ سرمایه‌های غیرنقدی برای کارآفرینی و توسعهٔ کسب‌و‌کار: شکل‌گیری و توازن روابط (۱)

✍🏼 نرگس نراقی
زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه

[بخش 1 از 12]

🔸 برقراری ارتباطات اهمیتی کلیدی در نوآوری و کارآفرینی دارد. یک کارآفرین، خصوصاً در مراحل ابتدایی فعالیت خود، بیش از هر چیز نیاز به حمایت‌های اطرافیان خود دارد؛ حمایتی که بخشی از آن مالی (قرض‌کردن از خانواده و دوستان) و بخش دیگران آن کاملاً غیرمالی‌ست (مانند تحمل درآمد اندک یکی از اعضای خانواده در سال‌های نخست کارآفرینی).

🔹البته که اهمیت ارتباطات و شبکۀ شغلی و حرفه‌ای در لایه‌های کلان‌تری مانند توسعۀ نوآوری و حتی توسعۀ اقتصادی نیز به‌طور مفصل بحث شده است. و از همین روی نه فقط خود کارآفرین بلکه محیط پیرامونی وی نیز باید واجد نهادهایی باشد که ارتباطات میان بازیگران مختلف را تسهیل کند. مثلاً در اقتصاد پلتفرمی، که کسب‌وکارهای آن در سال‌های نخستین فعالیت زیان‌ده هستند، وضعیت مالیات‌دهی کسب‌وکار وضعیتی خاص و منحصربه‌فرد است. نظام مالیاتی کشورها، که عمدتاً ساختار بوروکراتیک شدیدی داشته و وضعیت ذهنی حاکم بر آن نیز به اقتصاد سنتی نزدیک‌تر است، نخواهد توانست خود را به‌سرعت با ذات و ماهیت اقتصاد پلتفرمی آشنا کند؛ مگر اینکه با وجود سازمان‌های میانجی، مانند واسط‌های تنظیم‌گری، این موضوع برای آن‌ها تفهیم شده و سازوکار مالیات‌گیری از این سنخ کسب‌وکارها بازتعریف شود. این امر مستلزم داشتن پیوندهای ارتباطی و شناختی قوی میان نهادهای سیاست‌گذار، واسط‌های تنظیم‌گری، نظام قضایی، نظام مالیاتی، کسب‌وکارها و بسیاری بازیگران دیگر است.

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍2
سرمایه اجتماعی و حمایت نزدیکان در توسعه کسب‌وکار (عکس را هوش مصنوعی ساخته است)

@HatefCenter_org
👍2
پول و ناپول؛ سرمایه‌های غیرنقدی برای کارآفرینی و توسعهٔ کسب‌و‌کار: شکل‌گیری و توازن روابط (۱)

✍🏼 نرگس نراقی
زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه

[بخش 2 از 12]

🔸علاوه‌بر اینکه بودن یا نبودن این ارتباطات اهمیتی کلیدی دارد، شدت و نوع آن نیز اهمیت دارد. شبکه‌های نامتناسب (یعنی شبکه‌هایی که ارتباطات درون‌سازمانی و برون‌سازمانی آن‌ها به‌صورت متناسب توزیع نشده است) می‌توانند نسبت به وضعیتی که شبکه‌ای در کار نیست و ارتباطات برقرار نیست، آسیب‌زاتر باشند. بالارفتن هزینۀ مبادله، نابینایی جمعی، هنجارهای درون‌نگر شدید، فقدان روامداری، فقدان هویت سازمانی، تبدیل‌شدن روابط به دین، عدم ورود ایده‌های جدید، نزدیک‌بینی فرهنگی و رفتاری، قفل‌شدگی در داخل شبکه، ازدیاد اطلاعات و محدود‌شدن دامنۀ دید، همگی از جملۀ این آسیب‌های بالقوه هستند.

🔹با این مقدمه، در این پرونده با تحلیل نظری مباحث سرمایۀ اجتماعی به مطالعۀ این مسائل پرداخته شده است. این پرونده، مشتمل بر دو مقاله، فصل دوم از پروندۀ دیگری است که در آن درخصوص ماهیت و شیوۀ تشکیل سرمایۀ اجتماعی صحبت شده است. پیشنهاد می‌شود پیش از مرور این مطالب، مرثیه‌ای بی‌اشک بر مرگ عموزنجیرباف ۱ و مرثیه‌ای بی‌اشک بر مرگ عموزنجیرباف ۲ را بخوانید.

🔸کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی، نوآوری، کارآفرینی، شبکه روابط، شکل‌گیری شبکه، توازن شبکه

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍2
پول و ناپول؛ سرمایه‌های غیرنقدی برای کارآفرینی و توسعهٔ کسب‌و‌کار: شکل‌گیری و توازن روابط (۱)

✍🏼 نرگس نراقی
زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه

[بخش 3 از 12]

🔸آری! به اتفاق جهان می‌توان گرفت!
ناک و کیفر[۱] در سال ۲۰۱۵ با مطالعۀ ۲۹ کشور پی بردند که افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد می‌تواند باعث رشد اقتصادی شود [[۲]]. پژوهش دیگری نیز به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با رشد اقتصادی در ۵۴ منطقه اروپا پرداخته و اثر مثبت و معنا‌داری میان این دو مقوله مشاهده کرده است. همچنین نقل شده است که پاتنام[۳] سرمایه اجتماعی را به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم‌های مختلف سیاسی می‌دانست [[۴]]. آدلر نیز معتقد است در غیاب سرمایۀ اجتماعی، سایر سرمایه‌ها اثربخشی خود را از دست داده و پیمودن راه‌های توسعه دشوار می‌شود [[۵]].

🔹اعتماد مقوله‌ای است که خاستگاه آن میان بازیگران اقتصادی (شرکت‌ها و بخش عمومی و غیره) است، بنابراین ارتباط [مبتنی‌بر اعتماد] میان دستگاه‌ها، روح حاکم بر همان چیزی است که آن را نظام نوآوری می‌خوانند [[۶]]. در نظام نوآوری کسب‌وکار، دانشگاه، نهادهای تأمین مالی، نهادهای تسهیل‌گر کسب‌وکار، قوانین تجارت و ثبت اختراع، همه و همه نقش‌آفرینی دارند. بنابراین در فقدان هر یک از آن‌ها، یا در صورت ناتوانی هریک از آن‌ها در فهم ماهیت نوآوری، سیستم دچار سوءکارکرد خواهد شد. بر همین اساس است که در پژوهش‌های نظام نوآوری به اهمیت نهادهایی اشاره شده است که اجازۀ گفتگو و برقراری رابطه را فراهم می‌کنند. این نهادها به‌مرور به افراد این اجازه را می‌دهند که بفهمند سایر کنشگران با مقاصد صادقانه پشت میز مذاکره خواهند نشست و بدین ترتیب است که روحیۀ مشارکت‌پذیری و سرمایۀ اجتماعی رشد می‌کند. در همین راستا کلیدواژه‌ای به‌نام «دموکراسی گفتگویی» به اهمیت نهادهایی اشاره می‌کند که اجازۀ گفتگو و برقراری رابطه را فراهم می‌کنند. این نهادها به‌مرور به افراد این اجازه را می‌دهند که بفهمند سایر کنشگران با مقاصد صادقانه پشت میز مذاکره خواهند نشست و بدین ترتیب است که روحیۀ مشارکت‌پذیری و سرمایۀ اجتماعی رشد می‌کند [[۷]].

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍2
پول و ناپول؛ سرمایه‌های غیرنقدی برای کارآفرینی و توسعهٔ کسب‌و‌کار: شکل‌گیری و توازن روابط (۱)

✍🏼 نرگس نراقی
زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه

[بخش 4 از 12]

🔸در ادبیات نوآوری، یکی از لایه‌های مطالعاتی معرفی شکاف‌هایی است که کارایی و اثربخشی نظام‌های نوآوری را محدود می‌کند؛ مثلاً شکاف‌های مدیریتی، شکاف‌های ساختاری، و شکاف‌های نوآوری. در منابع متعددی عنوان شده است که سرمایۀ اجتماعی توانایی برطرف‌کردن این شکاف‌ها را دارد؛ بنابراین در این دست مطالعات، پرسش کلیدی می‌تواند این باشد که سرمایۀ اجتماعی باید چگونه توسعه یابد تا بتواند در نظام نوآوری اثر مثبت داشته باشد و بنابراین بتواند شکاف‌های ارتباطی بین دستگاه‌ها را کاهش دهد.

🔹یکی از این مطالعات، به مطالعۀ مورد «گروه همکاری مون‌درگن[۸]» که مشتمل بر چندین واحد درهم‌تنیده (همکاری، مراکز پژوهشی، و واحدهای شرکتی) است می‌پردازد؛ گروهی که یک اکوسیستم باثبات اقتصادی و اجتماعی پیرامون خود دارد. این گروه، که فعالیت‌های اقتصادی متنوعی را رهبری می‌کند، در این مقاله سه شکاف اصلی در نظام نوآوری و مکانیزم‌های ممکن برای بستن این شکاف، به قرار زیر گزارش شده است [[۹]]:

🔸کمبود همکاری میان‌-شرکتی برای نوآوری؛ که برای نمونه می‌تواند با همکاری در تولید، وابستگی‌های خوشه‌ای، و توافق‌‌های زنجیرۀ تأمین محلی جبران شود.
کمبود ارتباط میان نمایندگی‌های منطقه (گروه همکاری مون‌درگن) و شرکت‌های کوچک و متوسط؛ که برای نمونه می‌تواند با پروژه‌های نوآوری مشترک، و ماموریت‌دهی به دانشگاه‌ها هم‌راستا با کسب‌وکارهای همان منطقه آن را جبران کرد.
کمبود حمایت سیاست‌های عمومی برای بهره‌برداری این شرکت‌ها از نوآوری‌های فناورانه؛ که برای نمونه می‌تواند با حضور فرشتگان و سرمایه‌های مخاطره‌پذیر، کنسرسیوم‌های اعتباری، و سایر ابزارهای مالی که صبوری را طلب می‌کنند، جبران شود.

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍3
پول و ناپول؛ سرمایه‌های غیرنقدی برای کارآفرینی و توسعهٔ کسب‌و‌کار: شکل‌گیری و توازن روابط (۱)

✍🏼 نرگس نراقی
زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه

[بخش 5 از 12]

🔸تشکیل سرمایۀ اجتماعی: بستری برای برقراری تعامل‌ها
موضوع شایان توجه دیگر درخصوص سرمایۀ اجتماعی در نظام‌های نوآوری این است که سرمایۀ اجتماعی خودبه‌خود تشکیل نمی‌شود؛ بلکه اعتماد و اعتبار در خلال زمان شکل می‌گیرند و برای این منظور به شرایط دیگری نیز نیاز دارند. برای نمونه گفته شده است که نگهداری و حفظ اعتماد در اثر «اجرای دوجانبۀ توافق‌ها» حاصل می‌شود که این موضوع، خود در تقویت ابعاد سرمایۀ اجتماعی ریشه دارد. چنین تلاش‌هایی به حفظ‌کردن سرمایۀ اجتماعی سالم، که ابزاری‌ست برای پروراندن فرآیند نوآوری منطقه‌ای، کمک می‌کنند [۱۰]. همچنین باید به‌خاطر داشت که سرمایۀ اجتماعی قابل انتقال از یک سیستم نوآوری به سیستم دیگر نبوده و در هر مورد، باید تشکیل شود [[۱۰]].

🔹در برنامه‌های سیاستی اعتماد باید ساخته شود و حضورش بدیهی دانسته نشود. به بیان دیگر، سیاست‌ نوآوری نباید بر این فرض بنا شود که «اعتماد وجود دارد»؛ چراکه ممکن است این اعتماد در یک فضای سیاستی وجود داشته باشد و در فضای دیگر خیر. در نهایت اینکه سیاست‌گذاران نباید سرمایۀ اجتماعی را یک نوشدارو یا اکسیر برای افزایش نوآوری بدانند؛ بلکه آنچه اهمیت دارد برقرار‌کردن تناسب میان سیاست‌ها است با آنچه که از نوآوری انتظار می‌رود [۴]. یافته‌ها حاکی از این هستند که بعد شناختی (کدها و روایت‌های مشترک) در غلبه‌کردن بر مشکلات ترجمه ایفای نقش می‌کنند: به شرکا کمک می‌کنند تا بتوانند به درک مشترک در برقراری ارتباط، هم‌سو‌کردن منافع، و هم‌سو‌شدن چشم‌اندازهای همکاری برسند. روایت‌های مشترک در یک گروه، نفوذ بالایی در ساخت، تبادل و حفظ معانی در داخل یک گروه دارد و ترکیب گونه‌های مختلف دانش، حتی آنهایی که شدیداً ضمنی هستند را نیز تسهیل می‌کند [[۱۱]].

🔸بنابراین روایت‌های مشترک، مثلاً ضرب‌المثل‌ها و تجارب مشترک که توسط سخنرانان در جلساتی چون کنفرانس‌ها، کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی روایت می‌شوند، اهمیت بالایی در برطرف‌کردن شکاف‌های ارتباط میان دانشگاه و صنعت دارند. یادآوری می‌شود که این جلسات ذاتاً به بعد ساختاری دلالت دارند و روایت‌های مشترک به بعد شناختی. علاوه بر این ارتباطات، واسط‌ها نیز در موفقیت اثر مثبت دارد. بنابراین سیاست‌هایی که واسط‌های ارتباط بین دانشگاه و صنعت را نهادینه‌سازی می‌کنند (مثلاً تربیت هدفمند مترجم فناوری)، می‌توانند بهبود چشمگیری در تجربه‌های این همکاری‌ها داشته باشند [[۱۲]].

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍2
پول و ناپول؛ سرمایه‌های غیرنقدی برای کارآفرینی و توسعهٔ کسب‌و‌کار: شکل‌گیری و توازن روابط (۱)

✍🏼 نرگس نراقی
زمان مطالعه: ۲۷ دقیقه

[بخش 6 از 12]

🔸سرمایه‌های ناپولی کارآفرین
یکی از هویت‌های کلیدی در یک نظام نوآوری، کارآفرین است. برای یک کارآفرین، شناخته‌شدن توسط دیگران، داشتن شهرت خوب، داشتن روابطی مستمر و معتبر با دیگران، روابطی هستند که امکان دستیابی به طیفی از منابع ملموس و ناملموس را فراهم می‌آورند. از جمله منابع ملموسی که فرد کارآفرین می‌تواند از روابط اجتماعی خود به‌دست آورد می‌توان به منابع مالی و افزایش دسترسی به اطلاعات ارزشمند اشاره کرد. مزایای ناملموس نیز عبارت‌اند از حمایت، مشاوره و ترغیب از جانب دیگران و همچنین افزایش همکاری و اعتماد به آن‌ها. هرچه تعامل بین افراد بیشتر باشد، کانال‌های ارتباطی بیشتری نیز به وجود می‌آید. علاوه بر این، با افزایش میزان تعاملات بین افراد، کارآفرینان نوپا ساده‌تر می‌توانند اعتماد را گسترش دهند و به‌دنبال آن تبادل اطلاعات و منابع بین اعضای شبکه تسهیل می‌شود. شواهد حاکی از این واقعیت است که در صورت به وجود آمدن اعتماد بین اعضای گروه، افراد بیشتر تمایل دارند که در فعالیت‌ها همکاری کنند و این خود به اعتماد بیشتر منجر می‌شود. درواقع ایجاد اعتماد مقدمه کسب منابع و دانش است. بنابراین می‌توان گفت، کسی که بتواند به سطوح بالاتری از اعتماد دست یابد، احتمال بیشتری دارد که بتواند دانش، اطلاعات و دیگر منابع موجود در شبکه اجتماعی خود را تصاحب کند. می‌توان نتیجه گرفت، این سرمایه تمایل فرد را برای مخاطره‌پذیری و انجام فعالیت‌های کارآفرینانه افزایش می‌دهد [[۱۳]].

🔹بنابراین، کارآفرینان به‌دنبال دستیابی به اطلاعات بیشتر در رابطه با ارزش واقعی کسب‌وکار خود هستند. اما این جست‌وجو برای کسب اطلاعات، می‌تواند آن‌ها را به اطلاعات نامتقارنی سوق دهد و برای آن‌ها عدم‌قطعیت‌هایی را به‌همراه داشته باشد. این عدم‌قطعیت، کارآفرینان را بدین سمت هدایت می‌کند که در ابتدای مسیر کارآفرینی خود، برای کسب منابع روی پیوند قوی با خانواده، دوستان و سایر روابط نزدیک خود تکیه کند؛ چراکه در چنین ارتباطاتی، اعتماد متقابلی که وجود دارد این خطر را کاهش می‌دهد که یک منبع اطلاعاتی فرصت‌طلب پیش روی کارآفرین قرار بگیرد [[۱۴]]. مطالعات نشان می‌دهد با به‌اشتراک‌گذاری دانش و نقشه‌های ذهنی، جهت‌گیری و زبان مشترک میان افراد، می‌توان ظرفیت جذب کارآفرین را افزایش داده و مشکلات دستیابی به منابع را کاهش داد. در راستای سرمایۀ اجتماعی میان‌گروهی، استنباط شده است که کارآفرینانی که شبکۀ شخصی ضعیف، اما درعین‌حال بزرگ و متنوع هستند، فرصت‌های بدیع بیشتری را شناسایی می‌کنند اما در به‌دست آوردن و استفاده از منابع دچار مشکل خواهند بود. ازسوی‌دیگر، کارآفرینان با شبکه‌های کوچک و ارتباطات قوی، راحت‌تر منابع را حول پروژه‌های جدید خود بسیج می‌کنند، اما در دسترسی به ایده‌های جدید فقدان را احساس خواهند کرد [۱۷]. البته در سطحی فراتر از فرد نیز، تنوع و گستردگی شبکه‌ها برای شرکت‌های کوچک و کارآفرینان مشروعیت به‌همراه خواهد داشت [۱۷].

@HatefCenter_org
ادامه در پیام بعد👇
👍2