انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران – Telegram
انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران
1.73K subscribers
736 photos
13 videos
34 files
112 links
انجمن علمی دانشجویان تاریخ دانشگاه تهران

اینستاگرام:
https://instagram.com/history.ut?igshid=1jrn4xojtrwkj
Download Telegram
📷گزارش تصویری از همایش
عکاس: نفیسه علاء، ثنا کاشیان، نارین فرخنده‌مهر

🎓 @HistoryUT
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
13👏6👍3
رفت آنکه فیلسوف جهان بود و بر جهان
درهای آسمان معانی گشوده بود
او را فلک برای طبیبی خویش برد
کز دیرباز داروی او آزموده بود

-خاقانی

انجمن علمی-دانشجویی تاریخ دانشگاه تهران درگذشت هنرمند بزرگ و ایران‌دوست، استاد بهرام بیضایی را تسلیت می‌گوید.
استاد بیضایی با نگارش نمایشنامه‌ها و تولید فیلم‌هایی مهم و تاثیرگذار به بالندگی فرهنگ ایران و پرورش هنر آن یاری بسیار رساند. این کنش او از باورش به ایران و اینکه «فقط ایرانی بودن کافی نیست»، «ایرانی بودن بار بزرگی‌ست بر دوش ما»، و «ما با آنچه می‌سازیم ایرانی هستیم» سرچشمه می‌گرفت.
روانش شاد و یادش گرامی باد.

@HistoryUT
💔2512👍1
مقدمه‌ای بر مفهوم تاریخ در شاهنامه فردوسی
انجمن علمی دانشجویی تاریخ دانشگاه تهران
🎤فایل صوتی نشست مقدمه‌ای بر مفهوم تاریخ در شاهنامهٔ فردوسی
دکتر ندا غیاثی

✈️ @HistoryUT
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
10👏4👍3
✏️ گزارش کتبی نشست مقدمه‌ای بر مفهوم تاریخ در شاهنامهٔ فردوسی
به گزارش سروناز سوداگریان، عضو شورای مرکزی انجمن علمی-دانشجویی تاریخ دانشگاه تهران، نشست «مقدمه‌ای بر مفهوم تاریخ در شاهنامهٔ فردوسی» در روز ۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ با سخنرانی دکتر ندا غیاثی برگزار شد. در ادامه، گزارشی از مباحث مطرح‌شده در این نشست ارائه می‌شود:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👍3👏2
«هم‌نشینی تاریخ و شاهنامه چالش‌برانگیز است.»
دکتر غیاثی در آغاز سخنان خود به اهمیت طرح مسئلهٔ «مفهوم تاریخ در شاهنامه» پرداخت و توضیح داد که هم‌نشینی دو واژهٔ «تاریخ» و «شاهنامه» از دیرباز چالش‌برانگیز بوده است. به گفتهٔ او، این چالش‌ها به قدمت سنت شاهنامه‌پژوهی بازمی‌گردد. پرسش محوری آن است که آیا شاهنامه را می‌توان تاریخ دانست یا خیر.
وی در ادامه به دو رویکرد اصلی در پاسخ مثبت به این پرسش اشاره کرد: گروهی که تاریخ‌نویسی را ادامهٔ سنت خداینامه‌نویسی ایران باستان می‌دانند و شاهنامه را نوعی تاریخ‌نگاری تلقی می‌کنند، و گروهی دیگر که آن را حماسه یا افسانه‌ای می‌دانند که مردمان گذشته آن را به مثابهٔ تاریخ فهم می‌کرده‌اند. به گفتهٔ دکتر غیاثی، وجه مشترک هر دو دیدگاه این فرض است که در گذشته تمایزی میان تاریخ و افسانه وجود نداشته است.
او سپس به رویکرد منفی پرداخت و توضیح داد که بر اساس تعریف مدرن تاریخ، که از قرن نوزدهم شکل گرفته، تاریخ روایت رخدادهایی است که واقعاً اتفاق افتاده‌اند و مبتنی بر حقیقت‌ها هستند. از این منظر، شاهنامه به دلیل آکنده بودن از عناصر اسطوره‌ای و ناواقعی، تاریخ به شمار نمی‌آید. در این چارچوب، پژوهشگران معمولاً بخش‌های پایانی شاهنامه، به‌ویژه دورهٔ ساسانیان، را با منابع دیگر تطبیق می‌دهند یا در بخش‌های آغازین در پی زدودن لایه‌های اسطوره‌ای برای رسیدن به امور واقع هستند.
دکتر غیاثی تأکید کرد که پاسخ به این پرسش را نمی‌توان به‌سادگی در دوگانهٔ «آری یا خیر» خلاصه کرد و راه برون‌رفت از این چالش، رجوع به متن شاهنامه و بررسی نگاه آن به مفهوم تاریخ است.
6👍2👏2
«کاربرد تاریخ در شاهنامه محدود است.»
دکتر غیاثی با اشاره به کاربرد محدود واژهٔ تاریخ در شاهنامه توضیح داد که این واژه تنها سه بار در متن آمده است:
۱. در آغاز جنگ بزرگ کیخسرو و در مقدمه‌ای که شاعر محمود غزنوی را ستایش می‌کند: «فروزان شد آثار تاریخ او». در اینجا تاریخ بیشتر به معنای دوران تاریخی است تا روایت تاریخی.
۲. در داستان به دنیا آمدن شاپور، هنگامی که مؤبد می‌خواهد چیزی را در حقه بگذارد: «نوشته بر آن حقه تاریخ او». این کاربرد به معنای تقویم است.
۳. مهم‌ترین و تنها جایی که فردوسی از تاریخ به معنای امروز استفاده می‌کند، ابیات پایانی شاهنامه است که او کتاب خود را به محمود غزنوی تقویم می‌کند: «به تاریخ شاهان نیاز آمدم». فردوسی عمدتاً کتابش را با واژگانی چون سخن، نامه و کلمات فارسی خطاب می‌کند و تنها یک‌بار از ترکیب «تاریخ شاهان» استفاده کرده است.
این نکته، دو پرسش اساسی را پیش می‌آورد:
۱. اگر تئوری تاریخ بودن شاهنامه را کنار بگذاریم و بگوییم تاریخ نیست، نمی‌توانیم جایگاه هزارسالهٔ آن در شکل‌گیری هویت تاریخی ایرانیان و نقش آن در ترسیم جغرافیای سیاسی ایران را نادیده بگیریم.
۲. اگر بگوییم شاهنامه تاریخ است، گفتهٔ معروف پژوهشگران را پذیرفته‌ایم که پیشینیان تمایزی میان تاریخ و قصه قائل نبوده‌اند.
نمی‌توانیم با قطعیت بگوییم همهٔ ایرانیان گذشته بین افسانه و تاریخ تمایزی قائل نبوده‌اند؛ زیرا فهم انسان‌ها از جهان بشری، حتی در یک قرن و یک منطقهٔ جغرافیایی، متفاوت بوده است.
دکتر غیاثی در ادامه خاطرنشان کرد که بهترین راه، بازگشت به عصری است که شاهنامه در آن نوشته شده، یعنی قرن چهارم هجری، عصری که نوشتار تاریخی فارسی شکل می‌گیرد و متونی که نگاشته می‌شوند، الگویی برای تاریخ‌نویسی دوره‌های بعد می‌شوند. پژوهشگران معمولاً این دوره را به دو الگو تقسیم کرده‌اند:
الگوی ایرانی: برگرفته از ایران باستان و تنها نمونهٔ باقی‌مانده‌اش شاهنامه است.
الگوی اسلامی: با تاریخ بلعمی آغاز شده و سپس با آثار بیهقی ادامه می‌یابد؛ تفاوت اصلی این است که نوشتار ایرانی براساس نام شاهان و نوشتار اسلامی براساس سالنامه است.
ها‌مین آنتیلا در کتاب خداینامگ توضیح می‌دهد که الگوی اسلامی ترکیبی از الگوی ایرانی و سنت مسیحی است. در سنت مسیحی، تاریخ گاه‌نگارانه و الهیاتی است، اما در الگوی ایرانی شاهان عنصر مرکزی هستند. این ترکیب در نوشتار تاریخ‌نگاری عربی و فارسی قرن‌های سوم تا پنجم به اوج می‌رسد.
وی تأکید کرد که در قرن چهارم هجری، جدالی میان متفکران برای تعریف تاریخ شکل گرفته بود و مهم‌ترین نمونهٔ آن نهیب معروف بیهقی است که به تفکیک اخبار واقعی از خرافات می‌پردازد و نشان می‌دهد که حتی در میان متفکران و مورخان آن زمان، دوگانهٔ حقیقت و خرافه ثابت نبوده و پرسش‌های جدی دربارهٔ صدق و کذب تاریخی مطرح بوده است. برخی معجزات پیامبران را حذف می‌کردند و برخی دیگر خواب‌ها و رؤیاهای آدمیان را نیز بخشی از حقایق تاریخی می‌دانستند. از این رو، جهان‌بینی و نگرش مورخ در تعریف تاریخ اهمیت بسیاری داشته است.
6👍3👏2
«خرد و رمز یک تاروپود مفهومی‌اند.»
دکتر غیاثی با اشاره به دیباچهٔ شاهنامه توضیح داد که فردوسی در معرفی کتابش دوگانه‌ای مهم را طرح می‌کند: خرد و رمز. در بیت‌های دیباچه آمده است:
«تو این را دروغ و فَسانه مَدان
به رنگِ فُسون و بهانه مَدان
از او هر چه اندر خورَد با خِرَد
دگر بَر رَهِ رمز و معنی بَرَد»
پژوهشگران بسیاری این دوگانه را به مثابهٔ تمایز میان «فکت و فیکشن» یا واقعیت و افسانه تفسیر کرده‌اند، به این معنا که خرد به امور واقعه و تاریخی و رمز به افسانه‌ها و اسطوره‌ها تعلق دارد. با این حال، فردوسی از این دو واژه، تعریفی ارائه نمی‌دهد. خرد در شاهنامه مفهومی چندوجهی و برگرفته از الهیات زردشتی است، اما معنای آن از مفهوم دینی فراتر رفته و در دل داستان‌ها مشخص می‌شود.
به گفتهٔ دکتر غیاثی، خرد در شاهنامه هم‌زمان می‌تواند معناهایی چون بردباری، فرزانگی، رازداری، شادی و جنگیدن داشته باشد. خرد مفهومی پرمایه است و با عقل صرف مبتنی بر مشاهدهٔ عینی تفاوت دارد.
از سوی دیگر، رمز عمدتاً به امور شگفت و غیرعینی تعلق دارد. فردوسی در داستان اکوان دیو به رمزی بودن داستان‌هایش اشاره می‌کند:
«تو مر دیو را مردم بد شناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
کسی کو بگشت از ره مردمی
تو دیوان شمر مشمرش آدمی»
همچنین فردوسی به فیلسوفانی خرده می‌گیرد که تنها آنچه را می‌بینند، خردپذیر می‌دانند:
«تو را هر چه بر چشم بر نگذرد
نگنجد همی در دلت با خرد»
در مقابل، فردوسی تأکید می‌کند که خردمند کسی است که بتواند معنا و آموزه‌های امور رمزی و شگفت را دریابد:
«خردمند کاین داستان بشنوَد
بدانش گراید بدین نگرود»
به این ترتیب، در شاهنامه، دوگانهٔ خرد و رمز به یک تاروپود مفهومی تبدیل می‌شود؛ یعنی امور عینی و امور شگفت و رمزآلود هر دو درک انسانی پیدا می‌کنند. فردوسی در پایان مناظرهٔ خود می‌گوید:
«خرد جوید آگنده راز جهان
که چشم سر ما نبیند نهان»
این ابیات نشان می‌دهند که آنچه با چشم نمی‌توان دید، با خرد و فهم انسانی قابل دریافت است و افسانه‌ها و اسطوره‌ها حامل معانی انسانی و فلسفی هستند.
6👍2👏2
«قصه‌گویی، قلب نوشتار تاریخ فارسی است.»
در ادامه، دکتر غیاثی توضیح داد که نمی‌توان دوگانهٔ مطلق خرد-رمز را به معنای ساده و قابل تفکیک فکت و فیکشن در نظر گرفت. شعاع معنایی که فردوسی برای این دو مفهوم در نظر گرفته بسیار گسترده است و معانی خرد و رمز از طریق شنیدن داستان‌ها و توجه به امور رمزی، به دانش انسانی می‌رسند.
فردوسی واژهٔ دقیقی برای توضیح این دانش ارائه نمی‌دهد، اما از طریق توصیف‌ها و استعاره‌ها، روح بلند این دانش را می‌توان دید؛ مثلاً آرزوی او این است که کتابش در سایهٔ «درخت دانش» قرار گیرد. این دانش، خرد و امور رمزی را دربر می‌گیرد و ردپایش در مقدمهٔ منثور شاهنامه نیز دیده می‌شود. فردوسی نشان می‌دهد که دانایان می‌توانند شگفتی‌های جهان را از طریق رمز فهم کنند و به دانش انسانی دست یابند.
دکتر غیاثی تأکید کرد که این دانش بسیار نزدیک به درکی است که امروزه از تاریخ داریم، با این تفاوت که تخیل نقش جدی و فعال در فهم بشری دارد. برخلاف بسیاری از متفکران هم‌عصرش، فردوسی این تمایز را آگاهانه در متن وارد کرده و «تاریخ شاهان» را تصادفی به کار نبرده است. او دانشی را بازنمایی می‌کند که فراتر از مفهوم محدود تاریخ عصر خودش است و با کارکردهای اخلاقی و سیاسی مشخص، ریشه در سنت ایران باستان دارد. مفاهیمی که نمی‌توان به زبان مستقیم تاریخی بیان کرد، از طریق زبان شاعرانه و قصه‌گویی منتقل می‌شوند.
استاد میثمی نیز در بررسی تاریخ بلعمی و طبری تأکید می‌کند که بلعمی، ترجمهٔ سادهٔ تاریخ طبری نیست، بلکه قصه می‌گوید و قصه‌گویی قلب نوشتار تاریخ فارسی است. اگرچه برخی پژوهشگران شاعرانگی متن را صرفاً تزئینی می‌دانستند، میثمی در تاریخ‌نگاری فارسی به نقش بلاغت و ادبیت متن در ساخت معنای تاریخی اعتراف می‌کند. شاهنامه نیز تداوم سنت نوشتاری‌ای است که طلوع و افول شاهان را روایت می‌کند و به ویژه برای هدیه به محمود غزنوی طراحی شده است.
در پاسخ به پرسش ابتدایی «آیا شاهنامه تاریخ است؟»، دکتر غیاثی گفت: بله، اما نه به معنای محدود و مدرن آن. شاهنامه روایتی از دانش تاریخی است که ساحت اخلاقی-سیاسی ویژه‌ای را بازنمایی می‌کند و تخیل در آن نقش اصلی دارد. سازوکار این روایت، زمان، مکان و شخصیت‌هاست که فردوسی با آن‌ها دانش تاریخی و انسانی خود را منتقل می‌کند.
وی یادآور شد که حتی پاسخ به پرسش‌های ساده‌ای مانند «شاهنامه تاریخ است یا ادبیات؟» نمی‌تواند ساده باشد؛ این متون با پیچیدگی‌های ذاتی خود، پژوهش و دقتی جدی می‌طلبند، همان‌طور که در ۱۳۰ سال گذشته نیز بحث‌های گسترده‌ای دربارهٔ این دوگانه وجود داشته است.

✈️@HistoryUT
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6👏5👍2