| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره | – Telegram
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
«روزه قرضى
شنبه هفتم- ديشب شب يلدا و امروز اول جدى است. سرما خشكه زيادى است، اما برف نمى‌آيد. من باز سرما خورده‌ام و ديشب تب كردم و تا صبح تب باقى بود، به علاوه يک پيچش و اسهال كوچكى. روح من هم كه خسته است. هزار كار دارم اما از اطاق بيرون نمى‌روم. عباس هم متصل از داشى استفسار مى‌كند كجا رفته، با كى رفته، چه و چه. نزهت هم يک ماه است روزه گرفته باز مى‌گويد دارم. چون درميان جماعت نسوان ما معروف است هر دخترى با داشتن روزه قرض خانه شوهر برود آن شوهر مقروض مى‌شود. حالا نزهت به خيال و گمان آنكه بهار عقد و عروسى مى‌شود زور آورده به گرفتن روزه‌هاى قرضى خود. ملكه هم به تبعيت او مشغول است».

روزنامه خاطرات عين السلطنة، ج۷، ص ۴۹۵۴.

@HistoryandMemory
Forwarded from زندگی روزانه (E. M.)
آموزش زبان ترکی استانبولی
بنیاد دایره‌المعارف اسلامی
Forwarded from زندگی روزانه (E. M.)
آموزش زبان فرانسه
بنیاد دایره‌المعارف اسلامی
شب زمستان
شب شد و باد خنک از جانب شمران وزید
ابر، فرش برف‌ریزه بر سر یخ گسترید
لشگر تاریکی و سرما به شهر اندر دوید
در عزاگاه یتیمان‌، پردهٔ ماتم کشید
خاک‌، یخ بست و عزاکردند سر
خاک بر سر طفلکان بی‌پدر
ماه با چهر عبوس از ابر بیرون آمده
بهر تفتیش سیه‌روزی این ماتمکده
در خیابان منعکس گشته به سطح یخ‌زده
زیر دیواری یتیمی گرسنه چنگل زده
هم به پهلویش سگی زار و نزار
خفته در آغوش هم همچون دو یار
سگ‌دویده روز تا شب از شمال و از جنوب
خورده ‌مسکین ‌پاره‌های ‌سنگ ‌و ضربت‌های چوب
استخوان خشک هم یخ بسته زیر خاکروب
آن یتیم بی‌پدر هم پرسه کرده تا غروب
آخر شب این دو بدبخت نژند
زیر دیواری به یکدیگر رسند
هر دو محروم از سعادت‌، هر دو محکوم فنا
پیش طوفان طبیعت‌، پرکاهی بی‌بها
هر دو را نقص قوانین خرد کرده زیر پا
سگ فقیر و بینوا، کودک فقیر و بینوا
هر دو یکسانند با یک امتیاز
اینکه سگ را پوستینی هست باز
گشته خالی کوچه و بازار از آیند و روند
برگدا کرده نگاه استارگان با زهرخند
باد هر دم داده دشنامش به آواز بلند
جای خاکش برف افشانده به فرق مستمند
لیک زنگ نیمشب با صد خروش
بر توانگر گفته هر دم نوش نوش
ای توانگر در غم بیچارگان بودن خوشست
در جهان بر بینوایان مهربان بودن خوشست
در پی جلب قلوب این و آن بودن خوشست
چند بیرحمی‌، به ‌فکر مردمان‌ بودن خوشست
چند روزی ترک عادت بهتر است
این عمل از هر عبادت بهتر است
در زمستان سالخورده سائلی زار و حزین
بر در دولت‌سرایت سوده زانو بر زمین
چند طفل یخ زده با مادری اندوهگین
دست‌های سردشان در خاکروبه ریزه ‌چین
تو به‌عشرت ‌خفته‌ در مشکوی ‌خویش
از تو برگرداند ایزد روی خویش
بر یتیمان لطف و بخشش پشتوان دولت است
بر فقیران رحم و احسان مایهٔ امنیت است
همچنین بهر پسرهاشان کمال و عزت است
دختران اهل احسان را جمال و عفت است
این تجارت نفع دارد از دو سو
لن تنالوا البر حتی تنفقوا
خانه‌ها لیکن ز بی‌نانی خرابست ای دریغ‌!
شهر تهران مرکز عالیجنابست‌، ای دریغ‌!
بذل ‌و بخشش ‌بر تهی‌دستان صوابست ای دریغ‌!
دستگیری بر فقیران دیریابست ای دریغ‌!
کاین زمستان اندرین شهر قدیم
سر بسر مردند اطفال یتیم
ای غنی از جنبش و جوش گدایان الحذر
ای نواداران ز یأس بینوایان‌، الحذر
ای زبردستان ز خشم خرده‌پایان‌، الحذر
ای توانگر زین همه ظلم نمایان‌، الحذر
لطف کن تا خلق ساکت بگذرند
بر تو با خشم و حسادت ننگرند

ملک‌الشعراء بهار

@HistoryandMemory
استاد فاضل و فرزانه دکتر هادی عالم‌زاده امروز (۱۵ دی) ۸۴ ساله شدند.
دیر زیاد آن بزرگوار خداوند / جان گرامی به جانش اندر پیوند

چند خاطره از کودکی استاد:
«طبق آنچه بر صفحه اول قرآن کهنه و وصله پینه شدۀ خانوادگی، به خط پدربزرگم، نوشته شده و شناسنامه‌ام نیز آن را تأيید می‌کند، این بندۀ ناچیز در پانزدهم دی ماه ۱۳۱۶ در محله حصار اراک پا به عرصه این دنیای دون نهادم که این روز مطابق بوده است با سوم ذیقعده ۱۳۵۶ هجری قمری و پنجم ژانویه ۱۹۳۷ میلادی، از دوران کودکی و خردسالی - تا رفتن به دبستان - خاطرات بسیاری دارم که نه مجال طرح آنها در مصاحبه هست و نه مقام آنها؛ خاصه آنکه غالب آنها از احوالات شخصی و خانوادگی است و دیگران را کمتر به کار آید یا هرگز به کار نیاید، اما به چند مورد که ممکن است به کار آید، کوتاه و مختصر اشاره می‌کنم:
تقریبا دو ساله بودم که بی‌اجازه و اطلاع این ناچیز هیتلر در اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله به لهستان جنگ جهانی اول را آغاز کرد. آثار وحشتناک این جنگ دامن ایران بی‌طرف و هیچ‌کاره را هم گرفت. آنچه از سن چهار پنج سالگی، یعنی سالهای ۱۳۲۰ و ۱۳۲۱ شمسی، به یاد دارم، شلوغی نانوایی‌ها و زد و خوردهای مردم گرسنه برای دستیابی به نان در جلوی نانوایی‌ها بود. آنچه این رویدادها و مناظر را پس از سال‌های طولانی در ذهن من همچنان زنده و پایدار کرده وجود یک نانوابی سنگکی بر سر کوچه خانه ما بود. تقریبا هر روز شاهد انبوه مردم قحط زده دوره جنگ بودم که بی‌هیچ نظم و ترتیب و حساب و کتابی از سر و کول هم بالا می‌رفتند. زیرا تا سال های سال پس از آن هم صف کشیدن برای این امور در ایران معمول نبود - همچنانکه هنوز هم می‌بینیم بعضی‌ها این کار را خوش نمی‌دارند و در شأن خود نمی‌دانند- کمابیش نانی را هم که اغلب تکه پاره شده به دست مردم می رسید، به خاطر دارم، ظاهراً نان سنگک بود، ولی بسیار شبیه به نان‌های بربری روزگار ما. از آرد و آت و آشغال‌های مخلوط با آن هم چیزهایی می‌شنیدم.
خاطرۀ دیگر قابل ذکر این ایام، مشاهدۀ کاروان‌های دراز و طويل کامیون‌های جمس (GMC) ارتش آمریکا بود که ظاهراً از بندر ماهشهر در خلیج فارس، بر خاک ایران پیاده می‌شدند و پس از عبور از شهرهای مختلف از جمله ملایر، اراک، قم و ... سرانجام به جلفا، مرز ایران و شوروی آن روزگار می‌رفتند برای تقویت و پشتیبانی ارتش اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به رهبری استالین. علاوه بر کاروان‌های کامیون‌های آمریکایی، کمپ‌های متعلق به ارتش انگلیس نیز در اطراف ایستگاه راه‌آهن اراک جلب نظر می‌کرد. ما باغ انگوری در نزدیکی‌های راه‌آهن داشتیم. هر وقت برای چیدن و آوردن انگور به باغ می‌رفتیم، شاهد تردد سربازان انگلیسی در دور و بر باغ که در فاصله کمی از کمپ‌های آنها قرار داشت، بودیم. نکته قابل ذکر آن که این سربازان غالباً هندی بودند. با عمامه و ریش و سبیل‌های خاص خود. بعدها که بزرگتر شدم و اطلاعاتم بیشتر شد، متوجه شدم که اینها سیک بوده‌اند، از سیک‌هایی که در ارتش انگلیس خدمت می‌کردند. این سربازان در طول اقامت خود با مردم ارتباط دوستی نیز بر قرار کرده بودند و داد و ستدهایی هم صورت می‌گرفت، مبادلۀ کالا هم، مثلاً دادن بیسکویت و سیگار و نوعی خرمای بسته‌بندی شده در برابر دریافت میوه و خشکبار و ...، و شاید برخی تأثیرات فرهنگی».

¤ «عطر یک مقالۀ خوب، عالم را می‌گیرد»، مصاحبه ابراهیم موسی‌پور با دکتر هادی عالم‌زاده، برگ فرهنگ، سال دوم، شمارۀ هشتم، بهار ۱۳۸۰، صص ۳۶-۴۸.
@HistoryandMemory
عباس برومند اعلم، تاریخ مغرب اسلامی، سمت، ۱۴۰۰.


#تازه‌ها
@HistoryandMemory
Forwarded from The Islamic Chronicles
Ottoman Era Jannat al-Baqi before its second demolition, 1916

House of Saud destroyed the site using a Wahabi militia in 1925/26.
Peter Good, The East India Company in Persia: Trade and Cultural Exchange in the Eighteenth Century, I.B. Tauris, 2022.


Table of Contents
Introduction
1. Trade's Increase: The Commercial Bias of Company Power in the Gulf
2. A Navy for Hire: The Continuing Maritime Operations of the East India Company in the Persian Gulf 1727-1743
3. Governance, Information Management, Reporting, Communication and Control
4. Bandar Abbas, Climate, Environment, Natural Disasters, Health and Wellbeing and the Adoption and Adaption of Local Customs
5. Brokers, Khwajas and Country Christians: The Company's Employment of Non-Europeans in Persia
Conclusion

#تازه‌ها
#کمپانی‌‌هند‌شرقی‌درایران

@HistoryandMemory
● مجله‌های سیاه

۱. مطالعات هنر اسلامی

چند سالی است که چندین مجله علمی! عملاً و علناً تبدیل به دکان شده و با دریافت مبالغی (این روزها بیش از ۲۰ میلیون تومان) مقاله‌های به اصطلاح پژوهشی چاپ می‌کنند! تشخیص سیاهی این مجلات هم خیلی آسان است: یکی چاپ مقاله از رشته‌های غیر مرتبط با موضوع مجله و دیگر شمار بسیار مقاله‌های چاپ شده در هر دوره/ شماره مجله!

نخستین مجله در این سیاهه مجله مطالعات هنر اسلامی است که تا چند سال پیش مجله‌ای معتبر بود که در هر شماره چند مقاله (معمولا ۶ مقاله) در حوزه هنر اسلامی منتشر می‌کرد، اما از یک زمانی به یک‌باره شمار مقاله‌های این فصل‌نامه به ۲۰ تا ۳۰ مقاله رسید! مقاله‌هایی که دیگر تنها در زمینه هنر اسلامی نیستند و از تاریخ و جغرافیا گرفته تا فلسفه و علوم‌سیاسی را دربرمی‌گیرد! البته دکانداران این مجله برای هنری‌ جلوه‌دادن این مقاله‌ها گاه در عنوان آنها واژه‌ها و تعابیر هنری را افزوده‌اند تا چنین جلوه دهند که این مقاله در زمره مقاله‌های هنری است! از باب نمونه می‌توان به مقاله بسیار ضعیف " تبیین سیاست‌های مذهبی و هنری در جغرافیای متصرفات ایوبیان( 567-648ق/1172-1253م)" اشاره کرد که در تازه‌ترین شماره این مجله منتشر شده است.

#فساد_دانشگاهی
#مجله‌های_سیاه
#مطالعات_هنر_اسلامی
#کمیسیون_بررسی_نشریات_علمی_وزارت_علوم

http://www.sysislamicartjournal.ir/

@HistoryandMeMory
1
● کوچ اجباری از کرمان به آذربایجان

«چون منظور خاقان گیتی‌ستان [آقامحمدخان قاجار] آن بود که کرمان و کرمانیان ضعیف شوند که دیگر جرئت بر اینگونه جسارت ننمایند، حكم شد ششصد خانوار از بلوکات کرمان کوچانیده به میاندواب مراغه سکونت دهند، و به این‌خصوص مُحَصِّلان غِلاظ و شِداد مامور فرمودند. بنا بحکم جهان مُطاع ششصد خانوار از بلوکات کوچانیده، به میاندواب منزل دادند. پس از ارتحال خاقان شهید، سیصد خانوار بسبب حُبّ وطن به کرمان مراجعت نمودند و سیصد خانوار که در همانجا زراعت و شغل داشتند، مُتَوَطِّن شدند و حال‌تحریر که سنه يكهزار و دویست و نود و سه است، دویست نفر سوار دارند که از دیوان جیره و علیق می‌گیرند و در ظِّل ظَليل حضرت شاهنشاه جلیل[ناصرالدین شاه]، اَیَّد الله مُلكَه، به نهایت آسودگی می‌گذرانند».

¤ وزیری، احمدعلی‌خان، تاریخ کرمان، به‌کوشش محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران: ابن‌سینا، ۱۳۵۲، ص ۵۸۷.

@HistoryandMemory
گویا جز علی بن ابی‌ طالب (ع) دیگرانی چون خلیفه یزید بن ولید بن عبدالملک اموی نیز مدعی بودند که در کعبه زاده شده‌اند. ابوزکریا ازدی (د.۳۳۴هجری) نویسنده تاریخ موصل، ضمن اشاره به این روایت، می‌آورد: «هیچ خلیفه‌ای جز امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام در آنجا [کعبه] زاده نشده است».

¤ ازدی، ابوزکریا یزید بن محمد (۱۳۸۷ق)، تاریخ الموصل، به‌کوشش علی حبیبه، قاهره، لجنة احیاء التراث الاسلامی، ص ۵۸، ذیل سال ۱۲۶ هجری.

@HistoryandMemory
زندگی‌نامه محمد: ماهیت و وثاقت
از مجموعه «مطالعات اسلامی» انتشارات حکمت منتشر شد.

گریگور شولر در این کتاب می‌کوشد از میان شک‌گرایی تمام‌عیار و خوش‌بینی ناشی از اعتماد کامل به منابع اسلامی راهی به وقایع تاریخی صدر اسلام بجوید. او علاوه بر روش بررسی اِسنادی، همه مجموعه مطالب موجود مرتبط با وقایع مورد نظر را مد نظر قرار می‌دهد تا مگر بتواند اطمینانی در باب پاره‌ای امور تاریخی حاصل کند. این کتاب زندگی‌نامه پیامبر اسلام نیست، بلکه معرفی شیوه‌ای برای شناخت «ماهیت» و ارزیابی «وثاقت» گزارش‌های نقل‌شده درباره برخی وقایع تاریخی زمان پیامبر است. شولر به طور مشخص دو روایت تاریخی، یکی درباره نخستین وحی به پیامبر (حدیث اقرأ) و دیگری در باب ماجرای اتهام به عایشه همسر پیامبر (حدیث إفک) را با روش خود بررسی موبه‌مو کرده است تا نشان دهد به چه میزان می‌توان به نقل‌های مختلف درباره این دو روایت تکیه کرد.

از گریگور شولر، پیش از این کتاب مهم «شفاهی و مکتوب در نخستین سده‌های اسلامی» در همین مجموعه باارزش و مغتنم «مطالعات اسلامی» منتشر شده بود.
برگرفته از صفحه حسین خندق‌آبادی

@HistoryandMemory
Forwarded from تاریخنامه|گزیده‌های مهدی مجتهدی (مهدی مجتهدی)
تصحیحِ متن عربی و ترجمه به انگلیسیِ عيون الأنباء فى طبقات الأطباء تالیف ابن ابى‌اصيبعه که اخیرا در 5 جلد منتشر شد، به صورت رایگان و برخط نیز در دسترس قرار گرفته است:
https://scholarlyeditions.brill.com/lhom/

"A Literary History of Medicine: The
ʿUyūn al-anbā’ fī ṭabaqāt al-aṭibbā’ of Ibn Abī Uṣaybiʿah"،5 volumes - (English and Arabic Edition)
مصححان و مترجمان:
Emilie Savage-Smith, Simon Swain and Geert Jan Van Gelder (eds) with Ignacio Sánchez, N. Peter Joosse, Alasdair Watson, Bruce Inksetter and Franak Hilloowala: . Leiden: Brill, 2020.
پ.ن.: امکان مشاهده همزمان متن عربی و انگلیسی در کنار هم یکی از ویژگی‌های این سایت است. #علوم‌انسانی‌دیجیتال
@TARIKHNAMEH
Forwarded from تاریخنامه|گزیده‌های مهدی مجتهدی (مهدی مجتهدی)
فرهنگ نام‌هاى خاص عربی (Onomasticon Arabicum (OA)) یک پروژه پایگاه داده بلند مدت است. این نسخه آنلاین نام بیش از 27000 دانشمند و مشاهیر هزارۀ اول تاریخ مسلمانان را ارائه می‌دهد. مدخل‌های آن از 32 عنوان کتاب شرح حال (تراجم) کهن گردآوری شده و گنجینه‌ای واقعی از فرهنگ مسلمانان است. جستجوی پیشرفته، امکان بازیابی جداگانه در مورد هر یک از عناصر مختلف نام‌ها، تاریخ‌ها و مکان‌های عربی-اسلامی، بازسازی هویت یک فرد، ردیابی راه‌های انتقال دانش و چارچوب‌بندی بافت‌های تاریخی را فراهم می‌کند.
🔗دانلود فایل راهنمای استفاده
🧾فهرست انواع داده ها
📚فهرست منابع مورد استفاده
#علوم‌انسانی‌دیجیتال
@TARIKHNAMEH
نویسنده با عنایت به سنتی که تحت‌عنوان تاریخ‌نگاری تجدیدنظرطلب، یا مکتب تجدیدنظرطلبی در مطالعات اسلامی در میان برخی از اسلام‌شناسان غربی شکل گرفته، کوشیده است بر همان شکافی دست بگذارد که مبنای معرفت‌شناختی این مکتب است: یعنی تفاوت «رویداد» و «روایت». تاریخ اسلام آن‌گونه که روایت شده، رخ نداده است. پُر بدیهی است که هیچ روایتی تناظر دقیقی با رویداد ندارد، امّا این نوع نگاه به تاریخ، همان‌قدر که می‌تواند بُن‌بستهای روش‌شناختی را بگشاید و افقهای جدیدی را بر روی اهل تحقیق به نمایش بگذارد، از این خطر هم خالی نیست که تاریخ را در نهایت به تراکمی از روایت‌ها تقلیل بدهد و مبنای هستی‌شناختی آن را در مُخاطره اندازد. امّا حُسن کار طیب الحبری این است که برخلاف دیگر تجدیدنظرطلبان، این شکاف را از درون متون اسلامی توضیح می‌دهد و تلاش می‌کند در پَساپُشتِ انبوهۀ متون به حقیقتی اشاره کند که سایۀ کمرنگی از «رویداد» یا فکت تاریخی را در خود حمل می‌کند.

#طیب_الحبری
#تاریخ_صدر_اسلام
#خلفای_راشدین
#تازه‌ها

@naamakpublication
@HistoryandMemory
از راه دشت‌ها پر از گل بیا بهار
با خاطرات کهنه به کابل بیا بهار
شهزادگان شهر مرا یاد دار و باز
با دختران غم‌زده کاکل بیا بهار
بر روی قبر‌های چه بسیارمان بریز
با عطر زندگی به تجمل بیا بهار
یا نوبهار! گر چه بهارم به باد رفت
اما پس از تمام تطاول بیا بهار

فائقه جواد مهاجر

@HistoryandMemory
Forwarded from دژنپشت
گاهنامه تئوفانس زیر چاپ رفت

محمود فاضلی بیرجندی
۳۰ فروردین ۱۴۰۱

به آگاهی می رساند که انتشارات برسم گردانیده فارسی من را از "گاهنامه تئوفانس" به چاپ سپرد. گاهنامه تئوفانس رخدادهای سال ۶۰۲ تا ۸۱۲ میلادی را گزارش کرده که چند سالی پیش از برآمدن اسلام را تا زمان خلافت مامون عباسی در بر می گیرد.
برای ما ایرانیان که درد کمبود منابع کهن تاریخی داریم این دسته کتابها بخشهایی را از تاریکی ها و نادانسته ها روشن می گرداند. ارج ویژه این کتاب آن است که در همان روزگاری نوشته شده که از آن خبر می دهد و پژوهش آیندگان در باره آن نیست.
خبر انتشار کتاب را در همین جا به آگاهی خواهم رساند.
دو نمونه کوتاه از خبرهای کتاب در زیر آورده می شود:

سال ۶۰۳
در این سال خسرو، شاهنشاه پارس، سپاهیان عظیمی گرد آورد و به جنگ روم فرستاد. ژرمانوس که این خبر را شنید به هراس افتاد، اما چاره‌ای نبود، و وارد کارزار شد. او خود هم در نبرد زخم برداشت، اما محافظانش او را به سلامت از معرکه به در کشیدند و به کنستانتینا رساندند. رومیان در این جنگ شکست خوردند، و ژرمانوس هم در روز یازدهم درگذشت.
فوکاس برای آرام نگه‌داشتن آبارها، پیمان‌هایی را که با خاقان داشت استوارتر کرد، و لشکریانش را هم از اروپا به آسیا برد. بخشی را به جنگ پارس‌ها فرستاد و بخش دیگر را مامور کرد تا نرسس را در ادسا فروگیرند.
در همین حین، خسرو نیز همزمان با رومیان وارد آرخامون شد؛ نبرد را با حمله‌ای آغاز کرد که با پیلان به دژ صورت داد و پیروزی بزرگی بهره خویش گرداند. خیلی از رومیان را زنده اسیر گرفت، و کشت. در پی این کارها به مملکت خودش بازگشت.

سال ۸۰۹ / ۱۹۳ قمری
در این سال هارون فرمانروای عرب‌ها در ماه مارس در اندرون مملکت پارس، در سرزمین موسوم به خراسان، درگذشت. بر جای او پسرش محمد، نشست که مردی بود نالایق. برادرش عبدالله با لشکریان پدرش، از همان خراسان، بر برادر شورید: این شورش منشا جنگ داخلی در میان اتباع عرب حکومت شد. در آن احوال، اهالی سوریه، مصر، و لیبی، هم تشکیل دولت‌های مجزا دادند و به ضدیت با همدیگر روال اوضاع را پریشیدند. قتل و کشتار و دزدی و نیز همه رقم تبهکاری بر ضد خودشان و نیز بر ضد عیسویانی درگرفت که در قلمرو عرب‌ها به سر می‌بردند. کشتاری که از همدیگر، و نیز از ما، کردند به مدت پنج سالی دوام داشت که دوره آشوب بود.

https://news.1rj.ru/str/dejnapesht4000
دربارۀ استاد محمدعلی کاظم‌بیگی | معصومعلی پنجه

دکتر محمدعلی کاظم‌بیگی امروز ۶۶ ساله شد (زادۀ یکم اردیبهشت ۱۳۳۵- بابل). این یادداشت کوتاه و شتابزده گزارشی است از زندگی دانشگاهی و علمی ایشان. امیدوارم در آینده مجالی دست دهد تا آن را تکمیل کنم. محمدعلی کاظم‌بیگی دورۀ کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران گذراند و در ۱۳۶۸ از پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «تاريخ سياسي و اجتماعي طبرستان در عصر علويان» دفاع کرد. در سال ۱۳۶۹ پس از پذیرش در آزمون دکتری اعزام به خارج راهی انگلستان شد. او دورۀ دکتری خود را در دپارتمان تاریخ رویال هالووی، دانشگاه لندن (Royal Holloway, University of London) گذراند و در ۱۳۷۶/ ۱۹۹۷ از رساله دکتری خود با عنوان Society, politics and economics in Mazandaran, Persia, 1848-1914. دفاع کرد (این رساله در 2003 (چاپ دوم 2012) از سوی انتشارات راتلج منتشر شد). کاظم‌بیگی پس از بازگشت به ایران در ۱۳۷۷ به عضویت هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه الزهراء درآمد. چهار سال بعد (۱۳۸۱) به گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران منتقل شد و اکنون در همین دانشکده مشغول تدریس و تحقیق است.
کاظم‌بیگی که از پیروان «مکتب دقت» است، همواره می‌کوشد آثاری «تازه و بکر» از خود برجای بگذارد. کتاب‌های وی پژوهش‌هایی ژرف با یافته‌هایی نو است که با کاوش در اسناد و منابع دست اول و عمدتاً با تمرکز بر تاریخ دورۀ معاصر نگاشته شده‌است. افزون بر رساله دکتری او که در انتشارات معتبر راتلج چاپ شده و در بالا ذکر آن رفت، کاظم‌بیگی سه کتاب تالیفی دارد با این مشخصات: ۱. دریاچه شاهی و قدرتهای بزرگ (پژوهشی در کشتیرانی دریاچه ارومیه، عصر قاجاریه)( ۱۳۸۰)؛ ۲. دریای خزر و قدرتهای بزرگ (امپریالیسم بریتانیا ۱۳۳۵-۱۳۳۸) (۱۳۸۴)؛ ۳. روابط اقتصادی ایران و روسیه از آغاز تا سقوط قاجاریه، (۱۳۹۸). مقاله‌های او، چه مدخل‌های دایرةالمعارفی که در جوانی در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی نوشته و چه مقاله‌های که در سه دهه اخیر در مجله‌های علمی نگاشته، هر یک مطالعاتی اصیل و بدیع هستند و نشان از دانش عمیق و گسترده او در تاریخ ایران و اسلام دارند. محض نمونه بنگرید به مدخل «ابن‌کلس» در دبا (ج ۴)؛ «سامانیان و نقبای حسینی نیشابور» در تاریخ و فرهنگ(ش ۸۴، بهار و تابستان ۱۳۸۹)؛ «سوء مدیریت در ایران عصر قاجاریه: تشکیلات آستان قدس رضوی (۱۳۳۴-۱۳۳۵ ﻫ. ق) در تحقیقات تاریخ اجتماعی (ش ۱۹، بهار و تابستان ۱۳۹۹).
بنابر معیارهای دانشجویان امروزی محمدعلی کاظم‌بیگی استادی «سخت‌گیر» است! چرا که خارخارِ آموزش و پژوهش آکادمیکِ تاریخ با استانداردهای جهانی همواره با اوست، از این روی دانشجویانی که از انجام کار «جدی» و «اصیل» تن می‌زنند، از او فراری‌اند. از اندک‌شمار دانشجویانی که زیر نظر او رساله/ پایان‌نامه نوشته‌اند بپرسید تا دریابید که ایشان در روند نگارش و تدوین رساله چگونه از آغاز تا انجام، استادانه، روشمندانه، نکته‌سنجانه و دلسوزانه آنان را راهنمایی کرده و خط به خط و فصل به فصل نوشتۀ آنها را خوانده، حاشیه‌نویسی و ویرایش کرده است. برای این استاد بزرگ آرزوی تندرستی و شادکامی دارم (دیر زیاد آن بزرگوار خداوند!).

@HistoryandMemory