خلاف راه صواب است و عکس رای اولوالالباب، دارو به گمان خوردن و راه نادیده بی کاروان رفتن.
امام مرشد محمد غزالی را رحمة الله علیه پرسیدند: چگونه رسیدی بدین منزلت در علوم؟
گفت: بدان که هر چه ندانستم از پرسیدن آن ننگ نداشتم.
امید عافیت آن گه بود موافق عقل
که نبض را به طبیعت شناس بنمایی
بپرس هر چه ندانی که ذل پرسیدن
دلیل راه تو باشد به عز دانایی
📙 سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۷۸
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍8
درود به شما دوستان و همراهان گرامی
از این پس در کانالی دیگر فرستههای خواندنی و دیدنی و شنیدنی دیگران: نوشتهها، خبرها، عکسها، فیلمها، آهنگها و دیگر چیزها بازفرست خواهد شد.
⏪ بازفرستهها از دیگران
⏩ https://news.1rj.ru/str/bazferesteha
از این پس در کانالی دیگر فرستههای خواندنی و دیدنی و شنیدنی دیگران: نوشتهها، خبرها، عکسها، فیلمها، آهنگها و دیگر چیزها بازفرست خواهد شد.
⏪ بازفرستهها از دیگران
⏩ https://news.1rj.ru/str/bazferesteha
Telegram
بازفرستهها از دیگران
در این کانال فرستههای خواندنی و دیدنی شنیدنی دیگران: نوشتهها، خبرها، عکسها، فیلمها، آهنگها و دیگر چیزها بازفرست خواهد شد.
⏪ بازفرستهها از دیگران
⏩ https://news.1rj.ru/str/bazferesteha
⏪ بازفرستهها از دیگران
⏩ https://news.1rj.ru/str/bazferesteha
👍7
▪️ کوی دانشگاه تهران دههٔ هفتاد و هشتاد (۵): موسیقی (آوازها و ترانهها)
▫️به یاد شادروان اکبر رستمی، ساکن کوی (۱۳۷۶- ۱۳۸۳)، قتیل جادهٔ کامیاران - مریوان (۱۳۹۳)، که پیوسته صدای گوشنواز معین را در خوابگاه پخش میکرد!
یکی از ساکنان کوی دانشگاه تهران در دههٔ شصت میگفت: در آن سالها که جز سرودهای انقلابی و نوحههای جنگی، صداهایی مانند گلریز و آهنگران، و آوازها و تصنیفهای سنتی با صدای شجریان و ناظری و افتخاری و سراج، پخش و شنیدن صدای دیگری در خوابگاه مجاز نبود، گاهی به آوازها و تصنیفهای پریسا هم گوش میدادیم و در پاسخ به اعتراض دانشجویان انقلابیتر و متشرعتر که میگفتند چرا به صدای زن گوش میدهید؟ میگفتیم: این صدای زن نیست؛ صدای جوانیهای شجریان است!
یک دهه بعد که ما وارد کوی دانشگاه تهران شدیم، فضا کاملاً دگرگون شده بود. اگرچه همچنان صدای شجریان از بسیاری از اتاقها به گوش میرسید و نوارکاستهای او بهویژه بیداد، دستان، نوا مُرکبخوانی و ... دستبهدست میشد، دیگر برای شنیدن هیچ صدایی محدودیتی وجود نداشت، مگر اینکه فرد خود تمایلی به شنیدن آهنگهای به اصطلاح غیرمجاز نداشت یا به دلایلی محافظهکاری و خودسانسوری پیشه میکرد و فقط ترانههای مجاز را میشنید.
یادم میآید روزی یکی از دوستان که دانشجوی «ادیان و عرفان تطبیقی» بود، دیده بود که هماتاقیش که بسیار مذهبی و حزباللهی و دانشجوی «علوم قرآن و حدیث» بود، واکمن را روشن کرده و هدفون را روی گوشهایش گذاشته و سرگرم گوش دادن است. آهسته رفته بود و هدفون را از روی گوشش برداشته بود تا ببیند چه گوش میدهد و در کمال ناباوری صدای «هایده» را شنیده بود! هایده در آن زمان، همچون امروز، هواخواه و شنونده بسیار داشت و صدایش از بسیاری از اتاقها شنیده میشد. یادم میآید نوارکاستهای شبهاصل (اورجینال) هایده که از پاکستان و از راه بلوچستان به ایران میآمد، در کوی تکثیر و پخش میشد.
راستی به جز معدودی که بسیار متشرع بودند و جز نواهای مذهبی چیز دیگری را نمیشنیدند، سرگرمی اصلی ساکنان کوی، موسیقی بود. مذهبیها و انقلابیها بیشتر افتخاری، سراج، مختاباد و اصفهانی گوش میدادند؛ سنتیهای سکولار! که اکثریت را داشتند، افزون بر شجریان و هایده، بنان، ایرج، گلپا، مرضیه، دلکش، مهستی، حمیرا، سیما بینا و شکیلا بهویژه معین گوش میدادند؛ بیشتر دلسوختهها و اهلسوخته داریوش گوش میدادند؛ مدرنترها بیشتر گوگوش و ابی و بهویژه سیاوش قمیشی گوش میدادند. صدای سندی و اندی، شهرام شبپره و شهرام و شهره صولتی و لیلا فروهر و هلن و نوشآفرین و دیگران هم کم شنیده نمیشد. خیلی از ماها تکترانههای شنیدنی خوانندههای قدیمی چون سیمین غانم، مرجان و منوچهر سخایی و دیگرانی که پیش از این به آلبومهایشان دسترسی نداشتیم را در کوی کشف کردیم.
از آلبومهایی که در همان سالها منتشر شد، تا جایی که یادم میآید، اینها بیشتر شنید شد: درخیال، معمای هستی، شب، سکوت، کویر و آهنگ وفا از شجریان؛ نیلوفرانه (۱) و یاد استاد از افتخاری؛ معما و پرواز از معین؛ بیبیجان و آهوی زخمی از رسول نجفیان؛ آوا از شکیلا؛ شهر خورشید، نقاب و بیسرزمینتر از باد از سیاوش قمیشی.
درست همان سالی که ما وارد دانشگاه شده بودیم، پس از بیست سال موسیقی پاپ آزاد گردید و نخستین نماهنگهای ترانههای پاپ از تلویزیون پخش شد. حسرت محمد اصفهانی محبوبترین این ترانهها بود. در این دسته از خوانندگان که بیشتر مقلد بودند، محبوبتر از همه شادمهر عقیلی بود که دو آلبوم مسافر و دهاتیاش بسیار شنیده شد.
در کوی، صدای خوانندههای غیرفارسیزبان نیز زیاد شنیده میشد. من برای اولین بار صدای حسن زیرک را در اتاق دوستان کُرد شنیدم. از خوانندگان خارجی، صدای خوانندههای ترکیهای بیش از همه شنیده میشد. بیشتر از همه آنها صدای ابراهیم تاتلیسِس. البته دانشجویان مدرنتر، موسیقی آمریکایی هم گوش میدادند، ازهمه بیشتر مایکل جکسون بود.
دانشجویان موسیقی البته داستانشان فرق میکرد. از اتاقهای اینان بیشتر صدای ساز و موسیقی بیکلام و کلاسیک غربی میآمد. یک سال همسایه بغلی اتاق ما دانشجوی موسیقی و نوازندهٔ حرفهای سنتور بود و دائماً با هدفون آثار پایور و مشکاتیان را گوش میداد.
سالی که من به کوی دانشگاه وارد شدم (۱۳۷۶)، از اتاقها صدای خوانندگان سنتی و پاپ و بیش از همه محمدرضا شجریان به گوش میرسید. سالی که از کوی خارج شدم (۱۳۸۷)، کمکم صدای رپخوانهای «خیلی غیرمجاز» از بعضی اتاقها به گوش میرسید؛ صدای کسانی چون شاهین نجفی که در آن سال نخستین آلبوم خود «ما مرد نیستیم» را منتشر ساخته بود.
▫️ معصومعلی پنجه
▪️نیمروز آدینه دوم آبان ۱۴۰۴ | تهران [در حال شنیدن «به یاد عارف» که در آبان ۱۳۷۹ در ساختمان ۲۲ کوی باربار شنیدم و گریستم]
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
▫️به یاد شادروان اکبر رستمی، ساکن کوی (۱۳۷۶- ۱۳۸۳)، قتیل جادهٔ کامیاران - مریوان (۱۳۹۳)، که پیوسته صدای گوشنواز معین را در خوابگاه پخش میکرد!
یکی از ساکنان کوی دانشگاه تهران در دههٔ شصت میگفت: در آن سالها که جز سرودهای انقلابی و نوحههای جنگی، صداهایی مانند گلریز و آهنگران، و آوازها و تصنیفهای سنتی با صدای شجریان و ناظری و افتخاری و سراج، پخش و شنیدن صدای دیگری در خوابگاه مجاز نبود، گاهی به آوازها و تصنیفهای پریسا هم گوش میدادیم و در پاسخ به اعتراض دانشجویان انقلابیتر و متشرعتر که میگفتند چرا به صدای زن گوش میدهید؟ میگفتیم: این صدای زن نیست؛ صدای جوانیهای شجریان است!
یک دهه بعد که ما وارد کوی دانشگاه تهران شدیم، فضا کاملاً دگرگون شده بود. اگرچه همچنان صدای شجریان از بسیاری از اتاقها به گوش میرسید و نوارکاستهای او بهویژه بیداد، دستان، نوا مُرکبخوانی و ... دستبهدست میشد، دیگر برای شنیدن هیچ صدایی محدودیتی وجود نداشت، مگر اینکه فرد خود تمایلی به شنیدن آهنگهای به اصطلاح غیرمجاز نداشت یا به دلایلی محافظهکاری و خودسانسوری پیشه میکرد و فقط ترانههای مجاز را میشنید.
یادم میآید روزی یکی از دوستان که دانشجوی «ادیان و عرفان تطبیقی» بود، دیده بود که هماتاقیش که بسیار مذهبی و حزباللهی و دانشجوی «علوم قرآن و حدیث» بود، واکمن را روشن کرده و هدفون را روی گوشهایش گذاشته و سرگرم گوش دادن است. آهسته رفته بود و هدفون را از روی گوشش برداشته بود تا ببیند چه گوش میدهد و در کمال ناباوری صدای «هایده» را شنیده بود! هایده در آن زمان، همچون امروز، هواخواه و شنونده بسیار داشت و صدایش از بسیاری از اتاقها شنیده میشد. یادم میآید نوارکاستهای شبهاصل (اورجینال) هایده که از پاکستان و از راه بلوچستان به ایران میآمد، در کوی تکثیر و پخش میشد.
راستی به جز معدودی که بسیار متشرع بودند و جز نواهای مذهبی چیز دیگری را نمیشنیدند، سرگرمی اصلی ساکنان کوی، موسیقی بود. مذهبیها و انقلابیها بیشتر افتخاری، سراج، مختاباد و اصفهانی گوش میدادند؛ سنتیهای سکولار! که اکثریت را داشتند، افزون بر شجریان و هایده، بنان، ایرج، گلپا، مرضیه، دلکش، مهستی، حمیرا، سیما بینا و شکیلا بهویژه معین گوش میدادند؛ بیشتر دلسوختهها و اهلسوخته داریوش گوش میدادند؛ مدرنترها بیشتر گوگوش و ابی و بهویژه سیاوش قمیشی گوش میدادند. صدای سندی و اندی، شهرام شبپره و شهرام و شهره صولتی و لیلا فروهر و هلن و نوشآفرین و دیگران هم کم شنیده نمیشد. خیلی از ماها تکترانههای شنیدنی خوانندههای قدیمی چون سیمین غانم، مرجان و منوچهر سخایی و دیگرانی که پیش از این به آلبومهایشان دسترسی نداشتیم را در کوی کشف کردیم.
از آلبومهایی که در همان سالها منتشر شد، تا جایی که یادم میآید، اینها بیشتر شنید شد: درخیال، معمای هستی، شب، سکوت، کویر و آهنگ وفا از شجریان؛ نیلوفرانه (۱) و یاد استاد از افتخاری؛ معما و پرواز از معین؛ بیبیجان و آهوی زخمی از رسول نجفیان؛ آوا از شکیلا؛ شهر خورشید، نقاب و بیسرزمینتر از باد از سیاوش قمیشی.
درست همان سالی که ما وارد دانشگاه شده بودیم، پس از بیست سال موسیقی پاپ آزاد گردید و نخستین نماهنگهای ترانههای پاپ از تلویزیون پخش شد. حسرت محمد اصفهانی محبوبترین این ترانهها بود. در این دسته از خوانندگان که بیشتر مقلد بودند، محبوبتر از همه شادمهر عقیلی بود که دو آلبوم مسافر و دهاتیاش بسیار شنیده شد.
در کوی، صدای خوانندههای غیرفارسیزبان نیز زیاد شنیده میشد. من برای اولین بار صدای حسن زیرک را در اتاق دوستان کُرد شنیدم. از خوانندگان خارجی، صدای خوانندههای ترکیهای بیش از همه شنیده میشد. بیشتر از همه آنها صدای ابراهیم تاتلیسِس. البته دانشجویان مدرنتر، موسیقی آمریکایی هم گوش میدادند، ازهمه بیشتر مایکل جکسون بود.
دانشجویان موسیقی البته داستانشان فرق میکرد. از اتاقهای اینان بیشتر صدای ساز و موسیقی بیکلام و کلاسیک غربی میآمد. یک سال همسایه بغلی اتاق ما دانشجوی موسیقی و نوازندهٔ حرفهای سنتور بود و دائماً با هدفون آثار پایور و مشکاتیان را گوش میداد.
سالی که من به کوی دانشگاه وارد شدم (۱۳۷۶)، از اتاقها صدای خوانندگان سنتی و پاپ و بیش از همه محمدرضا شجریان به گوش میرسید. سالی که از کوی خارج شدم (۱۳۸۷)، کمکم صدای رپخوانهای «خیلی غیرمجاز» از بعضی اتاقها به گوش میرسید؛ صدای کسانی چون شاهین نجفی که در آن سال نخستین آلبوم خود «ما مرد نیستیم» را منتشر ساخته بود.
▫️ معصومعلی پنجه
▪️نیمروز آدینه دوم آبان ۱۴۰۴ | تهران [در حال شنیدن «به یاد عارف» که در آبان ۱۳۷۹ در ساختمان ۲۲ کوی باربار شنیدم و گریستم]
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
❤17👍7🔥2👎1
Beh Yaade Aref
Shajarian
🎼 به یاد عارف
[گلهای تازه ۱۹۰ - ۱۳۵۶]
▪️ هوشنگ ابتهاج (سایه)
▫️ محمدرضا لطفی
▪️جواد معروفی
▫️ محمدرضا شجریان
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
[گلهای تازه ۱۹۰ - ۱۳۵۶]
▪️ هوشنگ ابتهاج (سایه)
▫️ محمدرضا لطفی
▪️جواد معروفی
▫️ محمدرضا شجریان
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
❤18
▪️خاطرات کوی دانشگاه تهران (دهه هفتاد و هشتاد)
1⃣ دیباچه
2⃣ خواب و رختخواب
3⃣ خوراک
4⃣ زندگی مذهبی
5⃣ موسیقی
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
1⃣ دیباچه
2⃣ خواب و رختخواب
3⃣ خوراک
4⃣ زندگی مذهبی
5⃣ موسیقی
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
❤10👍1
بسم الله و له الحمد
این نوشتهها یکبار چاپ شده است و آنانکه علاقمند بدان بودهاند آنرا خواندهاند نمیخواستم یکبار دیگر به چاپ برسد، لیکن «لاَ رَأْيَ لِمَنْ لاَ يُطَاعُ».*
سیدجعفر شهیدی
▫️از یادداشت آغاز کتاب روشن میشود که دختر استاد، شکوفه شهیدی دستاندکار گردآوری و چاپ دوباره این مقالات بوده است.
* اندیشهای ندارد آنکس که فرمانش برده نمیشود.
گویا از سخنان علی بن ابی طالب (ع) است.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
این نوشتهها یکبار چاپ شده است و آنانکه علاقمند بدان بودهاند آنرا خواندهاند نمیخواستم یکبار دیگر به چاپ برسد، لیکن «لاَ رَأْيَ لِمَنْ لاَ يُطَاعُ».*
سیدجعفر شهیدی
▫️از یادداشت آغاز کتاب روشن میشود که دختر استاد، شکوفه شهیدی دستاندکار گردآوری و چاپ دوباره این مقالات بوده است.
* اندیشهای ندارد آنکس که فرمانش برده نمیشود.
گویا از سخنان علی بن ابی طالب (ع) است.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
❤4👍2
All representations of the captive Caesar show him unfettered and in regalia, disproving the rumors (survey in Felix, pp. 66-73) that he was mistreated.
همهٔ بازنماییها [از جمله سنگنگاره پیروزی شاپور] از قیصرِ اسیر [والرین] او را آزاد و با پوشش و نشانهای شاهانه نشان میدهند که شایعهها دربارهٔ بدرفتاری با او را رد میکند (بررسی این موضوع در: فلیکس، صص ۶۶ تا ۷۳).
📗 Shapur Shahbazi, “ŠĀPUR I: History,” Encyclopædia Iranica, online edition, 2002, available at http://www.iranicaonline.org/articles/shapur-i (accessed on 24 August 2017).
▫️کتاب فلیکس که استاد شادروان شهبازی بدان رجوع داده، این است:
📕 W. Felix, Antike literarische Quellen zur Aussenpolitik des Sāsānidenstaates. Erster Band (224-309), Vienna, 1985.
▪️رونوشت: جناب آقای حسین دهباشی
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👏7👍3👌1
Forwarded from انجمن ایرانی تاریخ استان تهران
🔹گروه تاریخ و باستان شناسی خانه اندیشمندان علوم انسانی با همکاری انجمن ایرانی تاریخ برگزار می کند:
📔پایه گذاری استقلال ایران
«خطبه» طاهر بن حسین یا «شمشیر» یعقوب لیث؟
سخنران:
#دکتر_معصومعلی_پنجه
دبیر نشست:
#دکتر_محمد_بیطرفان
🗓 شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰
🔹پخش از طریق لینک زیر(ورود با گزینه میهمان):
https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/history
💢انجمن ایرانی تاریخ💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
@ctihistory
📔پایه گذاری استقلال ایران
«خطبه» طاهر بن حسین یا «شمشیر» یعقوب لیث؟
سخنران:
#دکتر_معصومعلی_پنجه
دبیر نشست:
#دکتر_محمد_بیطرفان
🗓 شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۲۰
🔹پخش از طریق لینک زیر(ورود با گزینه میهمان):
https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/history
💢انجمن ایرانی تاریخ💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
@ctihistory
👏8🔥4❤2👍2👎1
Forwarded from خانه اندیشمندان علوم انسانی
📽 فیلم کامل نشست علمی پایه گذاری استقلال ایران؛
((خطبه)) طاهر بن حسین یا ((شمشیر)) یعقوب لیث؟
https://www.aparat.com/v/fadzpob
سخنران:
#دکتر_معصومعلی_پنجه
🗓 شنبه 24 آبان 1404
💢انجمن ایرانی تاریخ💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
((خطبه)) طاهر بن حسین یا ((شمشیر)) یعقوب لیث؟
https://www.aparat.com/v/fadzpob
سخنران:
#دکتر_معصومعلی_پنجه
🗓 شنبه 24 آبان 1404
💢انجمن ایرانی تاریخ💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
پایه گذاری استقلال ایران؛ ((خطبه)) طاهر بن حسین یا ((شمشیر)) یعقوب لیث؟
❤3🔥2👍1
خانه اندیشمندان علوم انسانی
📽 فیلم کامل نشست علمی پایه گذاری استقلال ایران؛ ((خطبه)) طاهر بن حسین یا ((شمشیر)) یعقوب لیث؟ https://www.aparat.com/v/fadzpob سخنران: #دکتر_معصومعلی_پنجه 🗓 شنبه 24 آبان 1404 💢انجمن ایرانی تاریخ💢 💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢 🆔 @iranianhht
در این نشست قدری بلند بلند فکر کردم و کوشیدم با بهرهگیری از زبان سیاسی خود مسلمانان و نظریههای سیاسی اسلام و با بازخوانی منابع تاریخی نشان دهم که این یعقوب لیث صفاری بود که میتوان از او به عنوان پایهگذار استقلال ایران در دوره اسلامی یاد کرد نه طاهر بن حسین. امیدوارم بتوانم پسانتر این مدعا را دقیقتر و پختهتر در قالب مقالهای عرضه کنم.
❤16👏3
شامگاه امروز ساعت هشتوسی دقیقه قرار است مردمنامه با ریچارد ایتون استاد تاریخ هندوستان در دورهٔ اسلامی و روزگار ایرانیمآبی، گفتگو کند.
یادم آمد ده سال پیش به پیشنهاد دوست دانشمند و ارجمند دکتر مهرداد عباسی، مقالهای عالمانه و نوآورانه از ایشان را با عنوان «رهیافتهایی به مطالعۀ گروش به اسلام در هند» ترجمه کردم که در کتاب نگرشهایی به اسلام در مطالعات ادیان (انتشارات حکمت، ۱۳۹۶) منتشر شد.
تازگی کتاب هند در دورهٔ ایرانمآبی او را بهنام مهدویراد به فارسی برگردانده و نشر ندای تاریخ منتشر ساخته است (۱۴۰۴).
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
یادم آمد ده سال پیش به پیشنهاد دوست دانشمند و ارجمند دکتر مهرداد عباسی، مقالهای عالمانه و نوآورانه از ایشان را با عنوان «رهیافتهایی به مطالعۀ گروش به اسلام در هند» ترجمه کردم که در کتاب نگرشهایی به اسلام در مطالعات ادیان (انتشارات حکمت، ۱۳۹۶) منتشر شد.
تازگی کتاب هند در دورهٔ ایرانمآبی او را بهنام مهدویراد به فارسی برگردانده و نشر ندای تاریخ منتشر ساخته است (۱۴۰۴).
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍8❤3
▪️به یاد خالو محمد
بامداد خبر آمد که خالو محمد هم رفته؛ سالها بود که تنها یک آرزو داشت: «خدا از او راضی شود». اکنون به معنای دقیق کلمه راحت شده؛ سالها بود که بیمار و خسته بر روی تختی در گوشهای از خانه در سلطانآباد کوهستان داراب افتاده و زمینگیر شده بود.
در میان مردانی که بیشتر تندخو و نامهربان بودند، متولدان دهههای اول و دوم (۱۳۰۰- ۱۳۲۰) قرن چهاردهم، خالو واقعاً مهربان و خوشخو بود؛ شاید تنها مردی بود که من در کودکی از او نمیترسیدم!
«خواهرزاده»، این واژهٔ به ظاهر معمولی برای من در کودکی و نوجوانی، از گوشنوازترین واژههایی بود که میشنیدم؛ یادآور مهرورزی بیپایان خالو و خالهام به ما خواهرزادهها. این «افسانهٔ» خالهها و داییهای مهربان برای ما واقعی بود.
خالو محمد و خاله گلی در دل و جان و یاد ما جز مهر نکاشتند. جدای از دستان مهربان و بوسههای فراوان، خاله و خالو را با خوراکیهایی که به ما میدادند به یاد میآورم: بادام و انگور و انجیر و شیر و ماست و مَسکه (کره محلی).
امیدوارم در مینوجهان روان خاله و خالو در آرامش باشد!
▫️ معصومعلی پنجه
۲۷ آبان ۱۴۰۴ | بیدرکجای تهران
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
بامداد خبر آمد که خالو محمد هم رفته؛ سالها بود که تنها یک آرزو داشت: «خدا از او راضی شود». اکنون به معنای دقیق کلمه راحت شده؛ سالها بود که بیمار و خسته بر روی تختی در گوشهای از خانه در سلطانآباد کوهستان داراب افتاده و زمینگیر شده بود.
در میان مردانی که بیشتر تندخو و نامهربان بودند، متولدان دهههای اول و دوم (۱۳۰۰- ۱۳۲۰) قرن چهاردهم، خالو واقعاً مهربان و خوشخو بود؛ شاید تنها مردی بود که من در کودکی از او نمیترسیدم!
«خواهرزاده»، این واژهٔ به ظاهر معمولی برای من در کودکی و نوجوانی، از گوشنوازترین واژههایی بود که میشنیدم؛ یادآور مهرورزی بیپایان خالو و خالهام به ما خواهرزادهها. این «افسانهٔ» خالهها و داییهای مهربان برای ما واقعی بود.
خالو محمد و خاله گلی در دل و جان و یاد ما جز مهر نکاشتند. جدای از دستان مهربان و بوسههای فراوان، خاله و خالو را با خوراکیهایی که به ما میدادند به یاد میآورم: بادام و انگور و انجیر و شیر و ماست و مَسکه (کره محلی).
امیدوارم در مینوجهان روان خاله و خالو در آرامش باشد!
▫️ معصومعلی پنجه
۲۷ آبان ۱۴۰۴ | بیدرکجای تهران
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
❤28🕊6👏1
▪️قرار دیدار قزوینی- غنی در پاریس
۲۰ ژانویه ۱۹۲۵ [۵ بهمن ۱۳۰۳] پاریس
قربانت شوم تعليقه شریفه زیارت گردید بنده هم اشتیاق شرفیابی حضرتعالی را بنحو اشد دارم هر روز و هر ساعتی را (باستثنای فردا چهارشنبه بعدازظهر) و هر جائی را که معین فرمائید شرفیاب خواهم شد. چون بنده غالباً منزل نیستم احسن شقوق گویا آن باشد که بنده بمنزل حضرتعالی بیایم سپس از آنجا بقهوهخانه رویم یا همانجا ساعتی از فیض صحبت سرکار مستفیض گردم اختیار با سرکار عالی است.
مخلص حقیقی محمد قزوینی
📗 یادداشتهای دکتر قاسم غنی، ۵/ ۱۹۰.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
۲۰ ژانویه ۱۹۲۵ [۵ بهمن ۱۳۰۳] پاریس
قربانت شوم تعليقه شریفه زیارت گردید بنده هم اشتیاق شرفیابی حضرتعالی را بنحو اشد دارم هر روز و هر ساعتی را (باستثنای فردا چهارشنبه بعدازظهر) و هر جائی را که معین فرمائید شرفیاب خواهم شد. چون بنده غالباً منزل نیستم احسن شقوق گویا آن باشد که بنده بمنزل حضرتعالی بیایم سپس از آنجا بقهوهخانه رویم یا همانجا ساعتی از فیض صحبت سرکار مستفیض گردم اختیار با سرکار عالی است.
مخلص حقیقی محمد قزوینی
📗 یادداشتهای دکتر قاسم غنی، ۵/ ۱۹۰.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
🔥5👍2😁1
🗓قرار شام علامه محمد قزوینی، استاد عباس اقبال آشتیانی و دکتر قاسم غنی در منزل سید غلام قزوینی در پاریس، ۲۲ دی ۱۳۰۶
✓ کاش ماشینزمانی میبود و ما را میبرد به آن شب تا ببینیم در آن مهمانی استادان از چه سخن راندهاند؟😊
📗 یادداشتهای دکتر قاسم غنی، ۵/ ۱۹۲.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
✓ کاش ماشینزمانی میبود و ما را میبرد به آن شب تا ببینیم در آن مهمانی استادان از چه سخن راندهاند؟😊
📗 یادداشتهای دکتر قاسم غنی، ۵/ ۱۹۲.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍6👌3😁2🔥1
تکوتوک آلمانیهایی که اینجا [وین/ اتریش] بهعنوان محصل یا جهانگرد دیدهایم، درست مثل تهرانیهایی رفتار میکنند که به اراک رفته باشند، همانطور با تبختر و با رفتاری بزرگترانه و محبّت خودنما.
📕 بخشی از یادداشت روز شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۳۶ / ۱۴ اوت ۱۹۵۷ در یادداشتهای روزانه جلال آلاحمد، ۱/ ۳۰۰.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
😐3👏2😁1
Audio
🎵 پوشه شنیداری نشست علمی پایه گذاری استقلال ایران؛
((خطبه)) طاهر بن حسین یا ((شمشیر)) یعقوب لیث؟
سخنران:
#دکتر_معصومعلی_پنجه
🗓 شنبه 24 آبان 1404
💢انجمن ایرانی تاریخ💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
((خطبه)) طاهر بن حسین یا ((شمشیر)) یعقوب لیث؟
سخنران:
#دکتر_معصومعلی_پنجه
🗓 شنبه 24 آبان 1404
💢انجمن ایرانی تاریخ💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
❤7👍5🔥4
▪️در پژوهشهای تاریخی و در سپهر دانشگاهی ما با «مسئله/ مسائل» روبهرو هستیم، نه «شبهه/ شبهات». بهعنوان نمونه اینکه میرزا کوچکخان جنگلی شخصیتی «ملی» بود یا «ضدملی»؟ مسئله است نه شبهه.
شبهه را عالمان و طالبان در حوزهها و مدرسههای دینی به کار میبرند آنجا که حلال و حرام درهم آمیخته باشد، یا به اعتقادات و باورهای مذهبی مسلم و قطعی، خدشهای وارد شده باشد.
جدای از این اشکال در عنوان، بسیار مشتاقم که سخنان این دو استاد کارکشته و آگاه در تاریخ گیلان و تاریخ جنبش جنگل را بشنوم، چرا که در سالهای اخیر درباره جنبش جنگل و اهداف و سیاستهای رهبران آن پرسشها و مسئلههای درخورتاملی طرح شده است. امیدوارم سخنرانیها ضبط و پخش گردد.
▫️ معصومعلی پنجه
۴ آذر ۱۴۰۴ | تهران آلودهٔ آلوده
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
شبهه را عالمان و طالبان در حوزهها و مدرسههای دینی به کار میبرند آنجا که حلال و حرام درهم آمیخته باشد، یا به اعتقادات و باورهای مذهبی مسلم و قطعی، خدشهای وارد شده باشد.
جدای از این اشکال در عنوان، بسیار مشتاقم که سخنان این دو استاد کارکشته و آگاه در تاریخ گیلان و تاریخ جنبش جنگل را بشنوم، چرا که در سالهای اخیر درباره جنبش جنگل و اهداف و سیاستهای رهبران آن پرسشها و مسئلههای درخورتاملی طرح شده است. امیدوارم سخنرانیها ضبط و پخش گردد.
▫️ معصومعلی پنجه
۴ آذر ۱۴۰۴ | تهران آلودهٔ آلوده
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👏13❤5
▪️ جالبترین چیزهای رُم، پاریس و وین از چشم جلال آلاحمد (۶۸ سال پیش)
📕 بخشی از یادداشت روز سهشنبه ۲ مهر ۱۳۳۶ / ۲۴ سپتامبر ۱۹۵۷ در وین، در یادداشتهای روزانه جلال آلاحمد، ۱/ ۳۲۰.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
حالا که سفر دارد پایان مییابد، دلم میخواهد جالبترین چیزی را که در این مدت دیدهایم، بشمارم. در رم جالبترین چیز، ادامه تمدنی بود که از قرون قبل از میلاد تا امروز به چشم میخورد. علاوه بر آن، زیبائی مردمش بود و بعد آن کنسرتهای در هوای آزاد در خرابههای قدیمی، و بعد تُنگهای شرابشان و بعد اسپاگتیشان. در پاریس عبارت بود از خشونت مردم و شراب ارزانشان و نان خوبشان و لطافت معماری و هنر و ادبشان، لطافتی منحصربهفرد در دنیا که آمبیانس خاصی به پاریس میدهد، و زندگی کارتیهلاتن و کوسموپولیتیسم آن شهر، و فیلمهای خوب و ارزانی که فراوان دیدیم و اکسپوزیسیونها که در رُم هم از آنجا تقلید کرده بودند و حتی در اینجا هم اگر چیزی بود، در دنبال آن بود. و در اینجا [وین] محبت مردمی که در مقابل پاریس به ولایتیها میمانند و اُپراشان و موزیکشان و شنیسلهای خوبشان و شرابفروشیهای زیرزمینی و دخمهمانندشان و آبجوئی که در گیلاسهای بزرگ میخورند، به عادت آلمانها و نانی که کم میخورند و پارکهاشان و جنگلهای اطراف شهر و موزه تاریخ طبیعیشان. البته در پاریس موزه دولوم از بزرگترین مشخصات بود که جای دیگر نمیشود دید. باغوحش پاریس که بزرگتر از آنهای دیگر بود، صرفنظر از اینکه در اینجا مجموعه پرندههای باغوحش، بسیار وسیعتر و غنیتر از آنجاهای دیگر بود.
📕 بخشی از یادداشت روز سهشنبه ۲ مهر ۱۳۳۶ / ۲۴ سپتامبر ۱۹۵۷ در وین، در یادداشتهای روزانه جلال آلاحمد، ۱/ ۳۲۰.
📘 پنجهنامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
❤3👍2🤬1