دربارۀ استاد محمدعلی کاظمبیگی | معصومعلی پنجه
دکتر محمدعلی کاظمبیگی امروز ۶۶ ساله شد (زادۀ یکم اردیبهشت ۱۳۳۵- بابل). این یادداشت کوتاه و شتابزده گزارشی است از زندگی دانشگاهی و علمی ایشان. امیدوارم در آینده مجالی دست دهد تا آن را تکمیل کنم. محمدعلی کاظمبیگی دورۀ کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران گذراند و در ۱۳۶۸ از پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «تاريخ سياسي و اجتماعي طبرستان در عصر علويان» دفاع کرد. در سال ۱۳۶۹ پس از پذیرش در آزمون دکتری اعزام به خارج راهی انگلستان شد. او دورۀ دکتری خود را در دپارتمان تاریخ رویال هالووی، دانشگاه لندن (Royal Holloway, University of London) گذراند و در ۱۳۷۶/ ۱۹۹۷ از رساله دکتری خود با عنوان Society, politics and economics in Mazandaran, Persia, 1848-1914. دفاع کرد (این رساله در 2003 (چاپ دوم 2012) از سوی انتشارات راتلج منتشر شد). کاظمبیگی پس از بازگشت به ایران در ۱۳۷۷ به عضویت هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه الزهراء درآمد. چهار سال بعد (۱۳۸۱) به گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران منتقل شد و اکنون در همین دانشکده مشغول تدریس و تحقیق است.
کاظمبیگی که از پیروان «مکتب دقت» است، همواره میکوشد آثاری «تازه و بکر» از خود برجای بگذارد. کتابهای وی پژوهشهایی ژرف با یافتههایی نو است که با کاوش در اسناد و منابع دست اول و عمدتاً با تمرکز بر تاریخ دورۀ معاصر نگاشته شدهاست. افزون بر رساله دکتری او که در انتشارات معتبر راتلج چاپ شده و در بالا ذکر آن رفت، کاظمبیگی سه کتاب تالیفی دارد با این مشخصات: ۱. دریاچه شاهی و قدرتهای بزرگ (پژوهشی در کشتیرانی دریاچه ارومیه، عصر قاجاریه)( ۱۳۸۰)؛ ۲. دریای خزر و قدرتهای بزرگ (امپریالیسم بریتانیا ۱۳۳۵-۱۳۳۸) (۱۳۸۴)؛ ۳. روابط اقتصادی ایران و روسیه از آغاز تا سقوط قاجاریه، (۱۳۹۸). مقالههای او، چه مدخلهای دایرةالمعارفی که در جوانی در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی نوشته و چه مقالههای که در سه دهه اخیر در مجلههای علمی نگاشته، هر یک مطالعاتی اصیل و بدیع هستند و نشان از دانش عمیق و گسترده او در تاریخ ایران و اسلام دارند. محض نمونه بنگرید به مدخل «ابنکلس» در دبا (ج ۴)؛ «سامانیان و نقبای حسینی نیشابور» در تاریخ و فرهنگ(ش ۸۴، بهار و تابستان ۱۳۸۹)؛ «سوء مدیریت در ایران عصر قاجاریه: تشکیلات آستان قدس رضوی (۱۳۳۴-۱۳۳۵ ﻫ. ق) در تحقیقات تاریخ اجتماعی (ش ۱۹، بهار و تابستان ۱۳۹۹).
بنابر معیارهای دانشجویان امروزی محمدعلی کاظمبیگی استادی «سختگیر» است! چرا که خارخارِ آموزش و پژوهش آکادمیکِ تاریخ با استانداردهای جهانی همواره با اوست، از این روی دانشجویانی که از انجام کار «جدی» و «اصیل» تن میزنند، از او فراریاند. از اندکشمار دانشجویانی که زیر نظر او رساله/ پایاننامه نوشتهاند بپرسید تا دریابید که ایشان در روند نگارش و تدوین رساله چگونه از آغاز تا انجام، استادانه، روشمندانه، نکتهسنجانه و دلسوزانه آنان را راهنمایی کرده و خط به خط و فصل به فصل نوشتۀ آنها را خوانده، حاشیهنویسی و ویرایش کرده است. برای این استاد بزرگ آرزوی تندرستی و شادکامی دارم (دیر زیاد آن بزرگوار خداوند!).
@HistoryandMemory
دکتر محمدعلی کاظمبیگی امروز ۶۶ ساله شد (زادۀ یکم اردیبهشت ۱۳۳۵- بابل). این یادداشت کوتاه و شتابزده گزارشی است از زندگی دانشگاهی و علمی ایشان. امیدوارم در آینده مجالی دست دهد تا آن را تکمیل کنم. محمدعلی کاظمبیگی دورۀ کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران گذراند و در ۱۳۶۸ از پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «تاريخ سياسي و اجتماعي طبرستان در عصر علويان» دفاع کرد. در سال ۱۳۶۹ پس از پذیرش در آزمون دکتری اعزام به خارج راهی انگلستان شد. او دورۀ دکتری خود را در دپارتمان تاریخ رویال هالووی، دانشگاه لندن (Royal Holloway, University of London) گذراند و در ۱۳۷۶/ ۱۹۹۷ از رساله دکتری خود با عنوان Society, politics and economics in Mazandaran, Persia, 1848-1914. دفاع کرد (این رساله در 2003 (چاپ دوم 2012) از سوی انتشارات راتلج منتشر شد). کاظمبیگی پس از بازگشت به ایران در ۱۳۷۷ به عضویت هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه الزهراء درآمد. چهار سال بعد (۱۳۸۱) به گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه تهران منتقل شد و اکنون در همین دانشکده مشغول تدریس و تحقیق است.
کاظمبیگی که از پیروان «مکتب دقت» است، همواره میکوشد آثاری «تازه و بکر» از خود برجای بگذارد. کتابهای وی پژوهشهایی ژرف با یافتههایی نو است که با کاوش در اسناد و منابع دست اول و عمدتاً با تمرکز بر تاریخ دورۀ معاصر نگاشته شدهاست. افزون بر رساله دکتری او که در انتشارات معتبر راتلج چاپ شده و در بالا ذکر آن رفت، کاظمبیگی سه کتاب تالیفی دارد با این مشخصات: ۱. دریاچه شاهی و قدرتهای بزرگ (پژوهشی در کشتیرانی دریاچه ارومیه، عصر قاجاریه)( ۱۳۸۰)؛ ۲. دریای خزر و قدرتهای بزرگ (امپریالیسم بریتانیا ۱۳۳۵-۱۳۳۸) (۱۳۸۴)؛ ۳. روابط اقتصادی ایران و روسیه از آغاز تا سقوط قاجاریه، (۱۳۹۸). مقالههای او، چه مدخلهای دایرةالمعارفی که در جوانی در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی نوشته و چه مقالههای که در سه دهه اخیر در مجلههای علمی نگاشته، هر یک مطالعاتی اصیل و بدیع هستند و نشان از دانش عمیق و گسترده او در تاریخ ایران و اسلام دارند. محض نمونه بنگرید به مدخل «ابنکلس» در دبا (ج ۴)؛ «سامانیان و نقبای حسینی نیشابور» در تاریخ و فرهنگ(ش ۸۴، بهار و تابستان ۱۳۸۹)؛ «سوء مدیریت در ایران عصر قاجاریه: تشکیلات آستان قدس رضوی (۱۳۳۴-۱۳۳۵ ﻫ. ق) در تحقیقات تاریخ اجتماعی (ش ۱۹، بهار و تابستان ۱۳۹۹).
بنابر معیارهای دانشجویان امروزی محمدعلی کاظمبیگی استادی «سختگیر» است! چرا که خارخارِ آموزش و پژوهش آکادمیکِ تاریخ با استانداردهای جهانی همواره با اوست، از این روی دانشجویانی که از انجام کار «جدی» و «اصیل» تن میزنند، از او فراریاند. از اندکشمار دانشجویانی که زیر نظر او رساله/ پایاننامه نوشتهاند بپرسید تا دریابید که ایشان در روند نگارش و تدوین رساله چگونه از آغاز تا انجام، استادانه، روشمندانه، نکتهسنجانه و دلسوزانه آنان را راهنمایی کرده و خط به خط و فصل به فصل نوشتۀ آنها را خوانده، حاشیهنویسی و ویرایش کرده است. برای این استاد بزرگ آرزوی تندرستی و شادکامی دارم (دیر زیاد آن بزرگوار خداوند!).
@HistoryandMemory
Land and Trade in Early Islam: The Economy of the Islamic Middle East 750-1050 CE, ed. Hugh Kennedy and Fanny Bessard (@Oxford University Press, June 2022)
https://global.oup.com/academic/product/land-and-trade-in-early-islam-9780198863083
#تازهها
#زمین_و_تجارت_در_سدههای_نخستین_اسلامی
#تاریخ_اقتصادی
#تاریخ_اجتماعی
#سدههای_نخستین
@HistoryandMemory
https://global.oup.com/academic/product/land-and-trade-in-early-islam-9780198863083
#تازهها
#زمین_و_تجارت_در_سدههای_نخستین_اسلامی
#تاریخ_اقتصادی
#تاریخ_اجتماعی
#سدههای_نخستین
@HistoryandMemory
Land and Trade in Early Islam: The Economy of the Islamic Middle East 750-1050 CE, ed. Hugh Kennedy and Fanny Bessard (@Oxford University Press, June 2022)
Land and Trade in Early Islam discusses the latest developments in the field of early Islamic economic and social history, and explores the notion of polycentrism and the dialectic between global and local between 700 and 1050 CE. The volume explores the political mechanisms and the role of Islamic states in regulating and developing demand in the economy. The chapters question the binary of core/periphery, and demonstrate how the growing scholarship on the liminal regions of the Caliphate has transformed our understanding of the early Islamic world by offering a more nuanced picture of its regional urban and socio-economic dynamics. Changes in the peripheries of the early medieval Caliphate have traditionally been conceived as resulting from initiatives by the core. An increased focus on the comparatively under-explored regions in central Asia, north Africa, south-east Asia and the Caucasus has thrown this into question. Land and Trade in Early Islam draws on this growing body of scholarship to question the notion of peripherality, explore lines of economic influence and interdependence, and to better understand the regional economic, social and political dynamics of this period.
CONTENTS:
Part I: Economic Exceptionalism in Early Islam: Myth or Realityn
The Late Antique and Byzantine Context to early Islamic Mercantile Activity, Peter Sarris
An Islamic Agricultural Revolution, Michael Decker
Part II: Politics of Investment
Introduction -- Hugh Kennedy
Caliphal Initiatives
Caliphs, the Economy, and Political Separatism in the Hijaz -- Harry Munt
Power and Money on the Hajj -- Peter Webb
Early Islamic Water Management in Northern Mesopotamia -- Louise Rayne
Landholding, Investment, and Irrigation in Lower Iraq -- Noemie Lucas
Dynamics of Agricultural Investment in al-Ahwaz in the Early Islamic Period -- Mehrnoush Soroush
A Tale of Two Services: Fatimid Public Services to Control the Maritime Trade -- David Bramoulle
Economic Initiatives from Religious Communities
The Imams as Economic Actors -- Ed Hayes
Silent Partners: Christians in the Economy of Early Islamic Palestine -- Dan Reynolds
Part III: Local and Regional Trading Identities from the Maghreb to the Indian Ocean
Introduction -- Fanny Bessard
The Ibadi Trading Communities of the Maghreb -- Cyrille Aillet
Muslim Expansionism and the Formation of an Arabian Mercantile Complex in the Red Sea -- Kristoffer Damgaard
Trade in the Comoros Islands -- Stephanes Pradines
The Middle East as Seen by the Arab Geographers (Ninth to Tenth centuries): A Multipolar Urban Network -- Jean-Charles Ducène
North-Eastern Mesopotamia as an Economic Area from an Archaeological Perspective -- Karel Novacek
Infrastructure and Organisation of the Early Islamic Slave Trade with Northern Europe -- Marek Jankowiak
Trade in Abbasid Armenia -- Alison Vacca
The Islamic Trade Network in the Indian Ocean (Ninth to Eleventh Centuries): Locations and Practices -- Jean-Charles Ducène
@HistoryandMemory
Land and Trade in Early Islam discusses the latest developments in the field of early Islamic economic and social history, and explores the notion of polycentrism and the dialectic between global and local between 700 and 1050 CE. The volume explores the political mechanisms and the role of Islamic states in regulating and developing demand in the economy. The chapters question the binary of core/periphery, and demonstrate how the growing scholarship on the liminal regions of the Caliphate has transformed our understanding of the early Islamic world by offering a more nuanced picture of its regional urban and socio-economic dynamics. Changes in the peripheries of the early medieval Caliphate have traditionally been conceived as resulting from initiatives by the core. An increased focus on the comparatively under-explored regions in central Asia, north Africa, south-east Asia and the Caucasus has thrown this into question. Land and Trade in Early Islam draws on this growing body of scholarship to question the notion of peripherality, explore lines of economic influence and interdependence, and to better understand the regional economic, social and political dynamics of this period.
CONTENTS:
Part I: Economic Exceptionalism in Early Islam: Myth or Realityn
The Late Antique and Byzantine Context to early Islamic Mercantile Activity, Peter Sarris
An Islamic Agricultural Revolution, Michael Decker
Part II: Politics of Investment
Introduction -- Hugh Kennedy
Caliphal Initiatives
Caliphs, the Economy, and Political Separatism in the Hijaz -- Harry Munt
Power and Money on the Hajj -- Peter Webb
Early Islamic Water Management in Northern Mesopotamia -- Louise Rayne
Landholding, Investment, and Irrigation in Lower Iraq -- Noemie Lucas
Dynamics of Agricultural Investment in al-Ahwaz in the Early Islamic Period -- Mehrnoush Soroush
A Tale of Two Services: Fatimid Public Services to Control the Maritime Trade -- David Bramoulle
Economic Initiatives from Religious Communities
The Imams as Economic Actors -- Ed Hayes
Silent Partners: Christians in the Economy of Early Islamic Palestine -- Dan Reynolds
Part III: Local and Regional Trading Identities from the Maghreb to the Indian Ocean
Introduction -- Fanny Bessard
The Ibadi Trading Communities of the Maghreb -- Cyrille Aillet
Muslim Expansionism and the Formation of an Arabian Mercantile Complex in the Red Sea -- Kristoffer Damgaard
Trade in the Comoros Islands -- Stephanes Pradines
The Middle East as Seen by the Arab Geographers (Ninth to Tenth centuries): A Multipolar Urban Network -- Jean-Charles Ducène
North-Eastern Mesopotamia as an Economic Area from an Archaeological Perspective -- Karel Novacek
Infrastructure and Organisation of the Early Islamic Slave Trade with Northern Europe -- Marek Jankowiak
Trade in Abbasid Armenia -- Alison Vacca
The Islamic Trade Network in the Indian Ocean (Ninth to Eleventh Centuries): Locations and Practices -- Jean-Charles Ducène
@HistoryandMemory
Medieval Encounters, Volume 28, Number 1 (2022) (@Brill, June 2022)
https://brill.com/view/journals/me/28/1/me.28.issue-1.xml
CONTENTS:
Between “Tyranny” and “Gentleness”: The Construction of Fernando III and Christian Kings in Arabic-Islamic Sources -- Edward L. Holt
The “Jew in the Latrine”: Exploring the Transmission of an Early German Anti-Jewish Narrative -- William C. McDonald
Keeping Abreast of Foreign Fashions: Rationalizing Rūs Brooches in a Sixteenth-Century Persian Version of Ibn Faḍlān’s Risāla -- Tonicha Mae Upham
Book Reviews
@HistoryandMemory
https://brill.com/view/journals/me/28/1/me.28.issue-1.xml
CONTENTS:
Between “Tyranny” and “Gentleness”: The Construction of Fernando III and Christian Kings in Arabic-Islamic Sources -- Edward L. Holt
The “Jew in the Latrine”: Exploring the Transmission of an Early German Anti-Jewish Narrative -- William C. McDonald
Keeping Abreast of Foreign Fashions: Rationalizing Rūs Brooches in a Sixteenth-Century Persian Version of Ibn Faḍlān’s Risāla -- Tonicha Mae Upham
Book Reviews
@HistoryandMemory
| پنجهنامه: تاریخ و خاطره |
Medieval Encounters, Volume 28, Number 1 (2022) (@Brill, June 2022) https://brill.com/view/journals/me/28/1/me.28.issue-1.xml CONTENTS: Between “Tyranny” and “Gentleness”: The Construction of Fernando III and Christian Kings in Arabic-Islamic Sources -…
یک دسته گل دماغ پرور/ از خرمن صد گیاه بهتر | نظامی گنجوی
این مجلهای علمی-دانشگاهی است که شماره تازه آن تنها با سه مقاله منتشر شده، اما در اینجا وزارت فخیمه عتف امر کردهاند که فصلنامه باید دستکم ۶ مقاله و دوفصلنامه باید دستکم ۱۲ مقاله چاپ کند وگرنه "ما قبول نداریم" و مجله اعتبار خود را از دست خواهد داد!
@HistoryandMemory
این مجلهای علمی-دانشگاهی است که شماره تازه آن تنها با سه مقاله منتشر شده، اما در اینجا وزارت فخیمه عتف امر کردهاند که فصلنامه باید دستکم ۶ مقاله و دوفصلنامه باید دستکم ۱۲ مقاله چاپ کند وگرنه "ما قبول نداریم" و مجله اعتبار خود را از دست خواهد داد!
@HistoryandMemory
مقاله خواندنی واشنگتن پست درباره دیدار و گفتگوهای خصوصی بایدن با تاریخدانان
https://twitter.com/kiamn1/status/1558567524454862849?t=6BVAzbe3JZoOdmkWtMLKeA&s=09
https://twitter.com/kiamn1/status/1558567524454862849?t=6BVAzbe3JZoOdmkWtMLKeA&s=09
«اولین مدرسهام «مدرسه امت» بود[در بیتالمقدس، حدود سال ۱۹۴۳م] و رئیس آن شُکری حرامی، مربی برجسته فلسطینی که یک چشم غرهاش برای ساکت کردن پرسروصداترین کلاسها کفایت میکرد. او به ما تاریخ درس میداد و چه بسا از همان دوران که برای جلب رضایت او تلاش زیادی میکردم، تاریخ رشته مورد علاقه من شده باشد. دلبستگیام به تاریخ سبب شد که از کامل کیلانی به جرجی زیدان رو بیاورم و همه رمانهای او، از عباسه خواهر هارون الرشید و امین و مأمون و فتح اندلس تا آخرين مملوک و صلاحالدين و بنگیان و دیگر داستانهای او را که نام همه آنها در خاطرم نمانده است، با جان و دل بخوانم. شک ندارم که یک نسل کامل از جوانان عرب با آن داستانهای جذّاب زندگی کردهاند، داستانهایی که به تاریخ عرب جان بخشیدهاند و شخصیتهایی در آنها به نقشآفرینی پرداختهاند که انسان خوش دارد آنان را ببیند و حس کند و با آنها سخن بگوید و شادیهایشان او را به وجد آورد و با فقدانشان بگرید. رمانهای او پر جنبوجوش، با چفتوبست زمانی و مکانیِ درست و صحنههایی نفس گیر و پیاپی همانند تصویرپردازی فیلمهای سینمایی بود و حتی در وقت ناهار و خواب هم کسی نمیتوانست آنها را رها کند. اطلاع ندارم که آیا درباره این داستانها پژوهش ادبی عمیقی صورت گرفتهاست یا نه، اما معتقدم که برای آشنایی با جادوی شگفتانگیزی که زیدان داستان هایش را با آن آمیخته بود، این تحقیق کاری بایسته است. به دنبال این نیستم که تاریخی بودن یا نبودن این داستانها را ثابت کنم و سرچشمه آنها را که شاید رمانهای تاریخی غرب نظیر کتابهای سر والتر اسکات و دیگران باشد بشناسم، ولی بیتردید نوآوری زیدان در بهروزرسانی رخدادهای گذشته بر ابداع والتر اسکات میچربد، زیرا من پس از آن کتابهای اسکات را هم خواندهام و دیدهام که چقدر طولانی و خستهکننده است و برای پیگیری آنها باید بسی تمرکز داشت و حوصله به خرج داد».
طریف خالدی، زیستن با کتاب، ۲۳-۲۵.
@HistoryandMemory
طریف خالدی، زیستن با کتاب، ۲۳-۲۵.
@HistoryandMemory
«ده سال داشتم که از خانه خودمان در قدس آواره شدیم و مانند صدها هزار تن از مردم فلسطین، گریزان از تروریسم صهیونیستی، به کشورهای دیگر پناه بردیم. در آغاز نفهمیدم که ماجرا از چه قرار است، اما این بدبختی ذره ذره هریک از اعضای خانواده ما را، به فراخور خودش، به پیری کشانید. از آنجا که علم و فراگیری آن برای من بسیار اهمیت داشت، از گستره آزادیهای دوران کودکی ام به شدت کاسته شد. پدرم خیلی زود به پیری رسید و اندک زمانی بعد از آن که فلسطین از کف رفت، او هم درگذشت و این احساس در من شدت گرفت که علم همواره جایگاه والایی دارد و در صدر اولویتها است».
طریف خالدی، زیستن با کتاب، ۲۹.
@HistoryandMemory
طریف خالدی، زیستن با کتاب، ۲۹.
@HistoryandMemory
امید بهرامینیا، نامه اهل ایران (خشونت، سختکشی و شکنجه در سدههای میانه)، نشر احسان
#تازهها
@HistoryandMemory
#تازهها
@HistoryandMemory
خدمات دیجیتال کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
دوستان عزیز، ابتدا مشخصات کتاب درخواستی را از وب سایت کتابخانه به آدرس زیر استخراج کنید:
https://sohalibrary.com/
سپس برای دریافت فایل اسکن کتابهای چاپی موجود در کتابخانه، درخواست خود را به یکی از آدرسهای زیر ارسال کنند:
تلگرام و ایتا: Hlib1374@
ایمیل: hlitc1374@gmail.com
واتساپ: 02532935242
پس از ارسال مشخصات، کتاب مورد نیاز بررسی و اعلام هزینه میشود. در صورت موافقت، کتاب جهت اسکن فرستاده میشود و با واریز هزینه و ارائه فیش واریز، فایل ارسال میشود.
طبیعی است که حقوق نشر در این زمینه رعایت شده و تنها در صورتی که مانعی برای اسکن نباشد، اقدام خواهد شد. (برای کتابهای جدید اقدامی نخواهد شد).
لازم به یادآوری است که فایل کتابهای زیادی در همان sohalibrary.com موجود بوده و با رنگ قرمز PDF مشخص شده است.
Sohalibrary
(https://sohalibrary.com/)سامانه مدیریت اسناد سنا - سها
سامانه مدیریت اسناد و مدارک دیجیتال
Sohalibrary
@HistoryandMemory
دوستان عزیز، ابتدا مشخصات کتاب درخواستی را از وب سایت کتابخانه به آدرس زیر استخراج کنید:
https://sohalibrary.com/
سپس برای دریافت فایل اسکن کتابهای چاپی موجود در کتابخانه، درخواست خود را به یکی از آدرسهای زیر ارسال کنند:
تلگرام و ایتا: Hlib1374@
ایمیل: hlitc1374@gmail.com
واتساپ: 02532935242
پس از ارسال مشخصات، کتاب مورد نیاز بررسی و اعلام هزینه میشود. در صورت موافقت، کتاب جهت اسکن فرستاده میشود و با واریز هزینه و ارائه فیش واریز، فایل ارسال میشود.
طبیعی است که حقوق نشر در این زمینه رعایت شده و تنها در صورتی که مانعی برای اسکن نباشد، اقدام خواهد شد. (برای کتابهای جدید اقدامی نخواهد شد).
لازم به یادآوری است که فایل کتابهای زیادی در همان sohalibrary.com موجود بوده و با رنگ قرمز PDF مشخص شده است.
Sohalibrary
(https://sohalibrary.com/)سامانه مدیریت اسناد سنا - سها
سامانه مدیریت اسناد و مدارک دیجیتال
Sohalibrary
@HistoryandMemory
داکیـباکس
داکیـباکس - داکیباکس | پلتفرم مدیریت کتابخانهها و دسترسی به منابع دیجیتال
Forwarded from قلم|مجتبی سلطانی احمدی (مجتبی سلطانی احمدی)
🔹شماره سی و نُه فصلنامه علمی تاریخ و تمدن اسلامی منتشر شد.
https://jhcin.srbiau.ac.ir/
@ghalam_soltani
https://jhcin.srbiau.ac.ir/
@ghalam_soltani
دیدگاهها_و_محدودیتهای_مطالعه_تاریخی_سیره_محمد.pdf
804.6 KB
#دانلود_مقاله
✅ دیدگاهها و محدودیتهای مطالعه تاریخی سیره محمد
✍🏻 آندریاس گورکه - ترجمه محمد تقوی
🔹 سال انتشار مقاله به زبان اصلی: 2011
🆔 @naqshine
✅ دیدگاهها و محدودیتهای مطالعه تاریخی سیره محمد
✍🏻 آندریاس گورکه - ترجمه محمد تقوی
🔹 سال انتشار مقاله به زبان اصلی: 2011
🆔 @naqshine
تاریخ سند: ۱۶ مهر ۱۳۵۷
متن سند:
دانشآموزان شاهپور رشت که تعداد آنها حدود ۱۰۰۰ نفر میباشد روز جاری از رفتن به کلاسهای درس خودداری و در محوطه دبیرستان اجتماع نموده و پلاکارتهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود درود بر شهیدان راه حق دانش آموزان زندانی را آزاد کنید، و شعارهایی دیگری تحت عنوان ای سرباز تو بیگناهی اسیر دست شاهی وای سرباز تو بی گناهی فرماندهات جلاد است میدادهاند و حدود ساعت ۱۲:۳۰ عدهای از دانشآموزان متفرق و به منازل خود رفتهاند و عده دیگر در داخل دبیرستان حضور داشتهاند مأموران انتظامی نیز در جریان اخبار قرار دارند و هرگونه خبر متعاقبا باستحضار خواهد رسید.
۱ آقای رزاقی پور لحسائی
منبع:
کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک - کتاب ۱۳ صفحه ۷۰.
پینوشت:
بعد از انقلاب مراکز اسنادی مختلفی همانند مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، مرکز اسناد انقلاب اسلامی شکل گرفته و حجم قابل توجهی از اسناد ساواک و دیگر ارگانهای نظارتی و نظامی به این مراکز سپرده شد.
لازم نیست که بگویم حجم قابل توجهی از این اسناد طبقهبندی و از دسترس پژوهشگرانی چون من خارج است. با این حال طی این سالها اسنادی در قالب کتابها و مقالاتی بازخوانی و انتشار پیدا کردهاند. و این اسناد و متن بازخوانی شده آن در قالب یک بانک اطلاعات قابل جستجو بر روی وب سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات گذاشته شده است.
طی یکی دو هفته گذشته بارها در میان اسناد ساواک از تاریخ مهر سال ۱۳۵۷ تا اسفند همان سال با کلید واژههای مختلفی چون تظاهرات، اغتشاش، دانشجو، دانش آموز، تخریب و … جستجو نمودم و اسنادی را خواندم و قصد داشتم منتشر کنم، اما خب واقعا در اوضاعی که انتشار نامههای امام علی علیه السلام به مالک اشتر هم تأویل به تشویش اذهان عمومی میشود، انتشار این اسناد که خود سازمان اطلاعات بر روی اینترنت بارگذاری کرده حتما مصداق محاربه با خداست!
اما به نظرم رسید مطالعه این اسناد و کتابها در این دوره بسیار مفید و آگاهیبخش است. لذا ضمن اشاره به یک سند در این پست آدرس این وب سایت را هم برای مراجعات دوستان در ذیل درج کردم.
آدرس وب سایت:
https://historydocuments.org/sanad/?page=search
#ساواک
#اسناد_ساواک
#جنایات_ساواک
#مرکز_بررسی_اسناد_تاریخی_وزارت_اطلاعات
نقل از صفحه م. ج. در فیسبوک
@HistoryandMemory
متن سند:
دانشآموزان شاهپور رشت که تعداد آنها حدود ۱۰۰۰ نفر میباشد روز جاری از رفتن به کلاسهای درس خودداری و در محوطه دبیرستان اجتماع نموده و پلاکارتهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود درود بر شهیدان راه حق دانش آموزان زندانی را آزاد کنید، و شعارهایی دیگری تحت عنوان ای سرباز تو بیگناهی اسیر دست شاهی وای سرباز تو بی گناهی فرماندهات جلاد است میدادهاند و حدود ساعت ۱۲:۳۰ عدهای از دانشآموزان متفرق و به منازل خود رفتهاند و عده دیگر در داخل دبیرستان حضور داشتهاند مأموران انتظامی نیز در جریان اخبار قرار دارند و هرگونه خبر متعاقبا باستحضار خواهد رسید.
۱ آقای رزاقی پور لحسائی
منبع:
کتاب انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک - کتاب ۱۳ صفحه ۷۰.
پینوشت:
بعد از انقلاب مراکز اسنادی مختلفی همانند مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، مرکز اسناد انقلاب اسلامی شکل گرفته و حجم قابل توجهی از اسناد ساواک و دیگر ارگانهای نظارتی و نظامی به این مراکز سپرده شد.
لازم نیست که بگویم حجم قابل توجهی از این اسناد طبقهبندی و از دسترس پژوهشگرانی چون من خارج است. با این حال طی این سالها اسنادی در قالب کتابها و مقالاتی بازخوانی و انتشار پیدا کردهاند. و این اسناد و متن بازخوانی شده آن در قالب یک بانک اطلاعات قابل جستجو بر روی وب سایت مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات گذاشته شده است.
طی یکی دو هفته گذشته بارها در میان اسناد ساواک از تاریخ مهر سال ۱۳۵۷ تا اسفند همان سال با کلید واژههای مختلفی چون تظاهرات، اغتشاش، دانشجو، دانش آموز، تخریب و … جستجو نمودم و اسنادی را خواندم و قصد داشتم منتشر کنم، اما خب واقعا در اوضاعی که انتشار نامههای امام علی علیه السلام به مالک اشتر هم تأویل به تشویش اذهان عمومی میشود، انتشار این اسناد که خود سازمان اطلاعات بر روی اینترنت بارگذاری کرده حتما مصداق محاربه با خداست!
اما به نظرم رسید مطالعه این اسناد و کتابها در این دوره بسیار مفید و آگاهیبخش است. لذا ضمن اشاره به یک سند در این پست آدرس این وب سایت را هم برای مراجعات دوستان در ذیل درج کردم.
آدرس وب سایت:
https://historydocuments.org/sanad/?page=search
#ساواک
#اسناد_ساواک
#جنایات_ساواک
#مرکز_بررسی_اسناد_تاریخی_وزارت_اطلاعات
نقل از صفحه م. ج. در فیسبوک
@HistoryandMemory
historydocuments.org
مرکز بررسی اسناد تاریخی
#معرفی_کتاب
📚 رهیافت به فرد و دادههای فردی در مطالعات تاریخ اجتماعی
🖋 دکتر ابراهیم موسیپور بشلی
🔹معرفی مختصر:
تاریخ اجتماعی چه نگرشی به فرد دارد و نقش و جایگاه او را در مطالعات تاریخ اجتماعی چگونه ارزیابی و تعیین میکند؟ آیا صفت اجتماعی در عنوان تاریخ اجتماعی، به معنای نفی هر گونه پرداختن به فرد در این مطالعات است؟ آیا مورخان اجتماعی به کلی نقش و کارکرد فردی را در توصیف و تبیینهای خود نادیده میگیرند یا در نگرشهای علیتشناختیشان فرد را به طور کلی فاقد عاملیت تلقی میکنند؟ آیا تاریخ اجتماعی از آن رو که قرار است به تاریخ جمعها بپردازد، از مراجعه به دادههای راجع به فرد (افراد بزرگ، خواص، نخبگان یا افراد معمولی) صرفنظر میکند؟ در این صورت سهم و اهمیتِ انبوه دادههایی که در انواع مختلف تاریخنگاری درباره افراد خاص پدید آمده، در مطالعات تاریخ اجتماعی چیست؟ در این کتاب با رویکردی آموزشی، به رهیافت کلیِ تاریخ اجتماعی به «فرد» و نیز اهمیت اسناد و منابع و دادههای فردی چونان منبعی برای مطالعات تاریخ اجتماعی پرداخته شده است.
🆔 @naqshine
📚 رهیافت به فرد و دادههای فردی در مطالعات تاریخ اجتماعی
🖋 دکتر ابراهیم موسیپور بشلی
🔹معرفی مختصر:
تاریخ اجتماعی چه نگرشی به فرد دارد و نقش و جایگاه او را در مطالعات تاریخ اجتماعی چگونه ارزیابی و تعیین میکند؟ آیا صفت اجتماعی در عنوان تاریخ اجتماعی، به معنای نفی هر گونه پرداختن به فرد در این مطالعات است؟ آیا مورخان اجتماعی به کلی نقش و کارکرد فردی را در توصیف و تبیینهای خود نادیده میگیرند یا در نگرشهای علیتشناختیشان فرد را به طور کلی فاقد عاملیت تلقی میکنند؟ آیا تاریخ اجتماعی از آن رو که قرار است به تاریخ جمعها بپردازد، از مراجعه به دادههای راجع به فرد (افراد بزرگ، خواص، نخبگان یا افراد معمولی) صرفنظر میکند؟ در این صورت سهم و اهمیتِ انبوه دادههایی که در انواع مختلف تاریخنگاری درباره افراد خاص پدید آمده، در مطالعات تاریخ اجتماعی چیست؟ در این کتاب با رویکردی آموزشی، به رهیافت کلیِ تاریخ اجتماعی به «فرد» و نیز اهمیت اسناد و منابع و دادههای فردی چونان منبعی برای مطالعات تاریخ اجتماعی پرداخته شده است.
🆔 @naqshine
✍ نصرالله پورجوادی
تاریخ مجتهد محور
در اوایل دهه شصت که ما تازه مرکز نشر دانشگاهی را برای تهیه کتابهای دانشگاهی تاسیس کرده بودیم بعضی ها در بیرون از مرکز خیال می کردند که این مرکز تاسیس شده است تا کتاب های دانشگاهی را انقلابی و «اسلامی»، چاپ کند-- در همه زمینه ها: از مهندسی و پزشکی گرفته تا علوم اجتماعی و روانشناسی و تاریخ و ادبیات فارسی و غیره. تصور می کردند که در یک جایی، عده ای از ما بهتران نشسته اند و تصمیم میگیرند که مثلاً اقتصاد اسلامی چیست. تاریخ اسلامی چیست، ریاضیات اسلامی چیست ، روانشناسی اسلامی چیست. و بعد هم دستور صادر میکنند به مرکز نشر تا طبق آن دستورات و تصمیمات کتاب تالیف کند .
ولی من در همان موقع هم می گفتم که خدا وکیلی هیچکس از بالا دستوری به مرکز نشر نمیداد. نه رئیس جمهور و نه نخست وزیر و وزرا و نه ستاد انقلاب فرهنگی. هیچکس ، حتی شیخ محمد تقی مصباح یزدی هم که بعداً بودجه کلانی گرفت تا سه عنوان کتاب در جامعه شناسی و روانشناسی و اقتصاد اسلامی بنویسند و چاپ کنند و هر سه هم سر زا رفت، تماسی با مرکز نداشت. ( شیخ اصلا دانشگاهی ها را داخل اهل علم حساب نمی کرد). البته گاهی از پایین پله های مرکز نشر جوانانی بالا می آمدند به دفتر من درطبقه پنجم و از من سوال میکردند که مثلاً برای اسلامی کردن کتاب ها چه کار می کنم.؟ گاهی هم پیشنهاد میدادند، پیشنهاد عجیب. و من میخواهم برای یاد آوری و معرفی ذهنیت این نوع جوانانی که از گرماگرم انقلابی گری و اسلامیت سر بر می اوردند دو خاطره برای جوانان نسل کنونی تعریف کنم.
یکی از آنها خاطره نوجوانی است که تازه ریشش سبز شده بود و آمده بود و میگفت چرا ما کتاب های ریاضی و فیزیک و شیمی و غیره را می خواهیم با فرمول هایی که در آنها الفبای فرنگی مثل x و y یا a و bو c نوشته می شود چاپ کنیم. می گفت ما انقلاب کردیم که دیگر حروف خارجی و اصلا زبانهای غیر اسلامی در کتاب های خود به کار نبریم. و شما هم نباید ببرید.
تصور نکنید که این ذهنیت فقط در یک گروه یا قشری خاص از جوانان بود. نه، این نوع تصور عمومیت داشت، منتهی به صورتهای مختلف ظهور و بروز می کرد. مثلاً همین ذهنیت در نخست وزیر بود که دستور میداد تمام کلاسهای زبانهای فرانسه و انگلیسی و آلمانی متعلق به انستیتو فرانسه و بریتیش کانسل و گوته بسته شود؛ و همین ذهنیت بود که اسم یک یک دانشگاهها را برمی میداشتند و به جای آنها می گفتند اسم کسانی را بگذارند که به اندازه یک آجر یا یک کیسه سیمان هم در بنای آن دانشگاه سهم نداشتند واصلا تحصیلات دانشگاهی که هیچ؛ دیپلم دبیرستان هم نگرفته بودند. و نیز همین ذهنیت بود که مقرر میکرد واحدهای زبان خارجی را برای دانشجویان در دانشگاهها،در همه رشته ها، کم کنند و حد اکثر به جایش عربی بگذارند. همین ذهنیت بود که میخواستند بقبولانند که زبان علم امروز هم باید عربی باشد نه انگلیسی یا فرانسه . در واقع میخواستند به خیال خود زبان علمی را در تمام دنیا عربی کنند تا ثابت کنند که عالم و دانشمند در دنیا کسی است که در حوزه ها به عربی درس خوانده باشد و درس و علم هم برایشان همان فقه و فقه و باز هم فقه بود. و خیال نکنید که این نوع ذهنیت امروزه دیگر وجود ندارد و فقط هاشمی رفسنجانی بود که عمامه به سر ها را عالم و دانشگاهیان را عوام می خواند. این ذهنیت حتی در کسانی هم که عمامه را از سر برداشته، و قبا و لباده را تبدیل به کت و شلوار کرده اند هنوز هم هست. البته نه همه. خوب، حاصل این همه این تلاش ها برای از سکه انداختن زبان انگلیسی و فرانسه و آلمانی چه بود؟ این که رییس جمهور ما که مدعی است از یک دانشگاه اروپایی دکترا گرفته است یک احوالپرسی ساده هم نمی تواند به یک زبان اروپایی با روسای جمهور کشور های دیگر بکند، و وزیر خارجه کشورمان وقتی میخواهد با رییس جمهور ترکیه چاق سلامتی کند به زبان عربی میکند.
خاطره دیگر باز مربوط به یک نوجوان انقلابی دیگر است که قیافه اش شبیه به طلبه ها بود هرچند که عبا و عمامه نداشت. پیراهن آستین بلندی داشت که دامن آنرا روی شلوارش انداخته بود. پیشنهاد این جوان هم این بود که مرکز نشر دانشگاهی بیاید و کتاب های تاریخ را که تاکنون نوشته شده است انقلابی و اسلامی کند. چگونه؟ گفت با تغییر محور تاریخ و توضیح داد که تاریخها تاکنون همه بر محور شاهان و سلسله های شاهی مثل صفویه و زندیه و افشاریه و قاجاریه و پهلوی نوشته شده است و این نگاه به تاریخ طاغوتی است. گفت: حالا که انقلاب شده، آن هم انقلابی اسلامی، ما باید تاریخ را مجتهد محور کنیم یعنی هر دوره را بر اساس زندگی و فعالیت مجتهد زمان و فتواهای او و اتفاقهایی که در ارتباط با بیت او رخ داده است تدوین کنیم.
⬇️
@HistoryandMemory
تاریخ مجتهد محور
در اوایل دهه شصت که ما تازه مرکز نشر دانشگاهی را برای تهیه کتابهای دانشگاهی تاسیس کرده بودیم بعضی ها در بیرون از مرکز خیال می کردند که این مرکز تاسیس شده است تا کتاب های دانشگاهی را انقلابی و «اسلامی»، چاپ کند-- در همه زمینه ها: از مهندسی و پزشکی گرفته تا علوم اجتماعی و روانشناسی و تاریخ و ادبیات فارسی و غیره. تصور می کردند که در یک جایی، عده ای از ما بهتران نشسته اند و تصمیم میگیرند که مثلاً اقتصاد اسلامی چیست. تاریخ اسلامی چیست، ریاضیات اسلامی چیست ، روانشناسی اسلامی چیست. و بعد هم دستور صادر میکنند به مرکز نشر تا طبق آن دستورات و تصمیمات کتاب تالیف کند .
ولی من در همان موقع هم می گفتم که خدا وکیلی هیچکس از بالا دستوری به مرکز نشر نمیداد. نه رئیس جمهور و نه نخست وزیر و وزرا و نه ستاد انقلاب فرهنگی. هیچکس ، حتی شیخ محمد تقی مصباح یزدی هم که بعداً بودجه کلانی گرفت تا سه عنوان کتاب در جامعه شناسی و روانشناسی و اقتصاد اسلامی بنویسند و چاپ کنند و هر سه هم سر زا رفت، تماسی با مرکز نداشت. ( شیخ اصلا دانشگاهی ها را داخل اهل علم حساب نمی کرد). البته گاهی از پایین پله های مرکز نشر جوانانی بالا می آمدند به دفتر من درطبقه پنجم و از من سوال میکردند که مثلاً برای اسلامی کردن کتاب ها چه کار می کنم.؟ گاهی هم پیشنهاد میدادند، پیشنهاد عجیب. و من میخواهم برای یاد آوری و معرفی ذهنیت این نوع جوانانی که از گرماگرم انقلابی گری و اسلامیت سر بر می اوردند دو خاطره برای جوانان نسل کنونی تعریف کنم.
یکی از آنها خاطره نوجوانی است که تازه ریشش سبز شده بود و آمده بود و میگفت چرا ما کتاب های ریاضی و فیزیک و شیمی و غیره را می خواهیم با فرمول هایی که در آنها الفبای فرنگی مثل x و y یا a و bو c نوشته می شود چاپ کنیم. می گفت ما انقلاب کردیم که دیگر حروف خارجی و اصلا زبانهای غیر اسلامی در کتاب های خود به کار نبریم. و شما هم نباید ببرید.
تصور نکنید که این ذهنیت فقط در یک گروه یا قشری خاص از جوانان بود. نه، این نوع تصور عمومیت داشت، منتهی به صورتهای مختلف ظهور و بروز می کرد. مثلاً همین ذهنیت در نخست وزیر بود که دستور میداد تمام کلاسهای زبانهای فرانسه و انگلیسی و آلمانی متعلق به انستیتو فرانسه و بریتیش کانسل و گوته بسته شود؛ و همین ذهنیت بود که اسم یک یک دانشگاهها را برمی میداشتند و به جای آنها می گفتند اسم کسانی را بگذارند که به اندازه یک آجر یا یک کیسه سیمان هم در بنای آن دانشگاه سهم نداشتند واصلا تحصیلات دانشگاهی که هیچ؛ دیپلم دبیرستان هم نگرفته بودند. و نیز همین ذهنیت بود که مقرر میکرد واحدهای زبان خارجی را برای دانشجویان در دانشگاهها،در همه رشته ها، کم کنند و حد اکثر به جایش عربی بگذارند. همین ذهنیت بود که میخواستند بقبولانند که زبان علم امروز هم باید عربی باشد نه انگلیسی یا فرانسه . در واقع میخواستند به خیال خود زبان علمی را در تمام دنیا عربی کنند تا ثابت کنند که عالم و دانشمند در دنیا کسی است که در حوزه ها به عربی درس خوانده باشد و درس و علم هم برایشان همان فقه و فقه و باز هم فقه بود. و خیال نکنید که این نوع ذهنیت امروزه دیگر وجود ندارد و فقط هاشمی رفسنجانی بود که عمامه به سر ها را عالم و دانشگاهیان را عوام می خواند. این ذهنیت حتی در کسانی هم که عمامه را از سر برداشته، و قبا و لباده را تبدیل به کت و شلوار کرده اند هنوز هم هست. البته نه همه. خوب، حاصل این همه این تلاش ها برای از سکه انداختن زبان انگلیسی و فرانسه و آلمانی چه بود؟ این که رییس جمهور ما که مدعی است از یک دانشگاه اروپایی دکترا گرفته است یک احوالپرسی ساده هم نمی تواند به یک زبان اروپایی با روسای جمهور کشور های دیگر بکند، و وزیر خارجه کشورمان وقتی میخواهد با رییس جمهور ترکیه چاق سلامتی کند به زبان عربی میکند.
خاطره دیگر باز مربوط به یک نوجوان انقلابی دیگر است که قیافه اش شبیه به طلبه ها بود هرچند که عبا و عمامه نداشت. پیراهن آستین بلندی داشت که دامن آنرا روی شلوارش انداخته بود. پیشنهاد این جوان هم این بود که مرکز نشر دانشگاهی بیاید و کتاب های تاریخ را که تاکنون نوشته شده است انقلابی و اسلامی کند. چگونه؟ گفت با تغییر محور تاریخ و توضیح داد که تاریخها تاکنون همه بر محور شاهان و سلسله های شاهی مثل صفویه و زندیه و افشاریه و قاجاریه و پهلوی نوشته شده است و این نگاه به تاریخ طاغوتی است. گفت: حالا که انقلاب شده، آن هم انقلابی اسلامی، ما باید تاریخ را مجتهد محور کنیم یعنی هر دوره را بر اساس زندگی و فعالیت مجتهد زمان و فتواهای او و اتفاقهایی که در ارتباط با بیت او رخ داده است تدوین کنیم.
⬇️
@HistoryandMemory
👍1
⬆️
وقتی دید من با حیرت به او نگاه میکنم فکر کرد من درست حرف او را نفهمیده ام. لذا شروع کرد به توضیح دادن و من اعتراف می کنم که هم اکنون هیچ چیز از آن توضیحات را به یاد نمی آورم. ولی یادم هست که من نمیتوانستم حتی تصور بکنم که تاریخ آخوند محور یا مجتهد محور چگونه باید نوشته شود، لذا به جای تکذیب یا تصدیق سخن او فقط میتوانستم مات و مبهوت به او نگاه کنم.
نسل امروز ما مسلما خیلی چیزها در باره این نیم قرن گذشته خوانده و شنیده و عکس و فیلم هم از آن روزگاران زیاد دیده است. ولی شنیدن خبر و دیدن عکس کجا و بودن در وسط معرکه کجا. نسل امروز هزاری هم که کتاب و مجله خوانده و در اینترنت انواع فیلمها در باره زندگی کردن در بیابان خشک و بی آب و علف مشاهده کرده باشد معادل یک روز زندگی کردن در بیابان برهوت نیست. کسانی که مثل من نیم قرن گذشته را در این آب و خاک زیسته اند همه از این نوع جوانان، با ذهنیتی که گوشه ای از آنرا سعی کردم نشان دهم ، دیده اند و میفهمند که من چه میگویم. این دو جوان که به دفتر من در مرکز نشر آمدند آدمهای استثنایی و عقب افتاده ذهنی نبودند. این ذهنیت در آن روزگار نرمال بود . اگر در مرکز نشر کسی بود که حرف و پیشنهاد آنها را تحویل نمیگرفت در صدا و سیما یا آموزش و پرورش و سازمان کتابهای درسی که برای همین جوانان امروزی کتاب درسی مینوشتند بودند کسانی که آنها را با روی باز تحویل میگرفتند. اصلا خود اینها و همفکران آنها بودند که تمام تشکیلات آموزش و پرورش را در اختیار گرفتند و تاریخ را هر جور که خواستند نوشتند. تاریخ برای ایران نوشتند ولی خود ایران را سعی کردند در سایه شکوه و عظمت فرهنگ و زبان عربی محو کنند، حتی تارخ ایران پیش از اسلام را. و عجبا که حاصل این کتابها چیزی نبود که جوانان انقلابی دیروز در سر می پروراندند. مغز شویی ممکن است در مورد گروهی یا عده ای که تحت عملیات شست و شو هستند موثر واقع شود ولی انقلاب اسلامی نشان داد که شست و شوی مغزی در مورد یک نسل یا یک ملت کارگر نمی افتد. در تربیت نسلهای آینده ما باید عقلانیت و حقیقت یا راستی را معیار آموزشهای خود قرار دهیم نه اعتقاداتی را که گروهی خاص، که از قضا قدرت را به دست گرفته اند، از روی عادت بدانها پای بندند. و فراموش نکنیم که قدرت همیشه ملازم راستی نیست.
منبع: صفحه فیسبوک نویسنده
@HistoryandMemory
وقتی دید من با حیرت به او نگاه میکنم فکر کرد من درست حرف او را نفهمیده ام. لذا شروع کرد به توضیح دادن و من اعتراف می کنم که هم اکنون هیچ چیز از آن توضیحات را به یاد نمی آورم. ولی یادم هست که من نمیتوانستم حتی تصور بکنم که تاریخ آخوند محور یا مجتهد محور چگونه باید نوشته شود، لذا به جای تکذیب یا تصدیق سخن او فقط میتوانستم مات و مبهوت به او نگاه کنم.
نسل امروز ما مسلما خیلی چیزها در باره این نیم قرن گذشته خوانده و شنیده و عکس و فیلم هم از آن روزگاران زیاد دیده است. ولی شنیدن خبر و دیدن عکس کجا و بودن در وسط معرکه کجا. نسل امروز هزاری هم که کتاب و مجله خوانده و در اینترنت انواع فیلمها در باره زندگی کردن در بیابان خشک و بی آب و علف مشاهده کرده باشد معادل یک روز زندگی کردن در بیابان برهوت نیست. کسانی که مثل من نیم قرن گذشته را در این آب و خاک زیسته اند همه از این نوع جوانان، با ذهنیتی که گوشه ای از آنرا سعی کردم نشان دهم ، دیده اند و میفهمند که من چه میگویم. این دو جوان که به دفتر من در مرکز نشر آمدند آدمهای استثنایی و عقب افتاده ذهنی نبودند. این ذهنیت در آن روزگار نرمال بود . اگر در مرکز نشر کسی بود که حرف و پیشنهاد آنها را تحویل نمیگرفت در صدا و سیما یا آموزش و پرورش و سازمان کتابهای درسی که برای همین جوانان امروزی کتاب درسی مینوشتند بودند کسانی که آنها را با روی باز تحویل میگرفتند. اصلا خود اینها و همفکران آنها بودند که تمام تشکیلات آموزش و پرورش را در اختیار گرفتند و تاریخ را هر جور که خواستند نوشتند. تاریخ برای ایران نوشتند ولی خود ایران را سعی کردند در سایه شکوه و عظمت فرهنگ و زبان عربی محو کنند، حتی تارخ ایران پیش از اسلام را. و عجبا که حاصل این کتابها چیزی نبود که جوانان انقلابی دیروز در سر می پروراندند. مغز شویی ممکن است در مورد گروهی یا عده ای که تحت عملیات شست و شو هستند موثر واقع شود ولی انقلاب اسلامی نشان داد که شست و شوی مغزی در مورد یک نسل یا یک ملت کارگر نمی افتد. در تربیت نسلهای آینده ما باید عقلانیت و حقیقت یا راستی را معیار آموزشهای خود قرار دهیم نه اعتقاداتی را که گروهی خاص، که از قضا قدرت را به دست گرفته اند، از روی عادت بدانها پای بندند. و فراموش نکنیم که قدرت همیشه ملازم راستی نیست.
منبع: صفحه فیسبوک نویسنده
@HistoryandMemory
#شوخی
اگر پیروزیهای مراکش/ مغرب بر اسپانیا و پرتغال یادآور فتح اندلس (۹۲هجری) بود، شکست آنان در برابر فرانسه تداعیکننده شکست مسلمانان (عربان و بربران) در نبرد بَلاط الشهداء/ تور یا پواتیه (۱۱۴هجری؛ جایی در جنوب فرانسه) بود. در این جنگ مسلمانان از فرانکها به فرماندهی شارل مارتل (شارل چکش) شکست سختی خوردند و از پیشروی در شمال اروپا بازماندند.
#فوتبال_و_تاریخ
#جام_جهانی
مدخل در دبا
https://www.cgie.org.ir/fa/article/228906/%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%B7-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%A1
مدخل در دجا
https://rch.ac.ir/article/Details/7109
@HistoryandMemory
اگر پیروزیهای مراکش/ مغرب بر اسپانیا و پرتغال یادآور فتح اندلس (۹۲هجری) بود، شکست آنان در برابر فرانسه تداعیکننده شکست مسلمانان (عربان و بربران) در نبرد بَلاط الشهداء/ تور یا پواتیه (۱۱۴هجری؛ جایی در جنوب فرانسه) بود. در این جنگ مسلمانان از فرانکها به فرماندهی شارل مارتل (شارل چکش) شکست سختی خوردند و از پیشروی در شمال اروپا بازماندند.
#فوتبال_و_تاریخ
#جام_جهانی
مدخل در دبا
https://www.cgie.org.ir/fa/article/228906/%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%B7-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%A1
مدخل در دجا
https://rch.ac.ir/article/Details/7109
@HistoryandMemory
www.cgie.org.ir
بلاط الشهداء | دائرةالمعارف بزرگ اسلامی | مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
بَلاطُ الشُّهَداء، عنوانی كه در منابع اسلامی بر پیكار معروف میان مسلمانان و مسیحیان در اوایل قرن 2ق / 8م در نزدیكی شهر پواتیه در غرب فرانسه اطلاق شده است و گاه آن را غزوۀ بلاط نیز نامیدهاند
آیا باید تاریخ را در مدارس به شیوهی ملیگرایانه تدریس کرد؟
میثم بادامچی
نوشتاری که در ادامه میآید ترجمه و بازنویسی و شرحی است برگرفته از فصل هفتم کتاب رالز، مسئلهی شهروندی و آموزش، به قلم ویکتوریا کوستا (انتشارات راتلج، ۲۰۱۱). بخشهای عمدهي کتاب رالز، مسئلهی شهروندی و آموزش به شرح تفسیر نویسنده از دیدگاههای جان رالز در مورد اموری چون تعلیم و تربیت، میهندوستی و چندفرهنگگرایی متمرکز است. عنوان فصل هفتم کتاب هست میهنپرستی/میهندوستی (patriotism) ، و در بخشی از آن که اساس مقاله حاضر است نویسنده به شرح و نقد دیدگاههای طرفداران و مخالفان آموزش تاریخ به شیوهی ملیگرایانه در مدارس، خصوصا در کشورهای دموکراتیک، میپردازد. ویکتوریا کوستا استاد فلسفه در دانشگاه ویلیام اند مری آمریکا و اصالتا آرژانتینی است و بسیاری از پژوهشهای او بر حوزهي فلسفهي آموزش، یا محل تقاطع فلسفه آموزش و فلسفهي سیاسی لیبرال متمرکز است.
***
پرسش این است: آیا تاریخ را باید در مدارس به شیوهای تدریس کرد که در آن قهرمان ملی بر تارک تاریخ بدرخشند و پهلوانانی تصویر شوند که بر وجود ایشان لکه تاریکی وجود ندارد؟ و یا نه باید تاریخ مدارس را به شیوهای عینی و فارغ از قهرمانپروری شخصیتها تدریس کرد؟ در این زیرفصل کوستا میکوشد مروری انتقادی از برخی پیشنهادها در ادبیات فلسفه سیاسی و فلسفهي آموزش معاصر برای آموزش میهنپرستانهی تاریخ، البته از نوع مدنی، ارائه دهد.
پاسخ دهندگان به پرسش بالا به دو گروه کلی تقسیم میشوند:
طرفداران آموزش تاریخ ملیگرایانه در مدارس معتقد هستند رواج احساسات میهن پرستانه در دانش آموزان از طریق آموزش تاریخ به شیوهی ملی این فایدهها را دارد: همذاتپنداری و یکی دیدن خویش با قهرمانان ملی و الگوبرداری میهنپرستانه از ایشان (patriotic identifications) به کاهش واگرایی کثرتگرایی در کشورهای لیبرالدموکراتیک، که امری طبیعی در این کشورهاست، کمک میکند، و در نتیجه اجماع همپوشان و توافق بر سر اصول سیاسی عدالت به تعبیر جان رالز در کتاب لیبرالیسم سیاسی (۱۹۹۶) را تسهیل میکند. بنابراین خوب است که تاریخ به شیوهی ملی در مدارس تدریس شود.
مخالفان این دیدگاه ولی میگویند سیاستهای آموزشی که هدفشان پرورش میهنپرستی در دانشآموزان است نامطلوب است، چون ممکن است احساسات منفی را در میان گروههای اقلیت، از جمله اقلیتهای ملی، جامعهی مزبور برانگیزد و با مقاومت ایشان مواجه شود. بسیاری اعضای گروههای اقلیت در کشورهای مختلف از نظر تاریخی بدان تمایل داشتهاند که سیاست دولت مرکزی برای آموزش تاریخ به شیوهی ملیگرایانه را تلاشی برای همسانسازی اجباری گروه خویش با اکثریت بدانند. این شبهه خصوصا زمانی تقویت میشود که والدین یا دیگر اجداد گروههای اقلیت در طول تاریخ متاخر در نتیجه سیاستهای ظالمانه ملتسازی از بالا به پایین حکومت آسیب دیده باشند.
البته میزان واکنش در میان گروههای اقلیت به نوع ملیگرایی یا میهندوستی که نهادهای دولتی و نظام آموزش و پرورش تشویق میکنند هم بستگی دارد. با اینحال حتی اگر نوع ملیگرایی تشویقشده بیآزار وانسانی و حقوق بشرمحور باشد، بیاعتمادی ناشی از بیعدالتیها در گذشتهي متاخر همچنان میتواند سبب شود گروههای اقلیت، تدریس تاریخ به شیوهي قهرمانان ملی را تهدیدی برای خویش بیابند و دربرابر آن موضع تدافعی داشته باشند.
منتقدان شیوهي تدریس تاریخ بر اساس الگوی قهرمانان ملی همچنین میگویند حتی اگر القای هویت ملیگرایانه و میهنی از سوی دولت بواسطهي آموزش و پرورش مرکزگرا به گونهای ممکن باشد که به وحدت اجتماعی کمک کند و گروههای اقلیت را بدرستی در برگیرد، در بعد سیاست خارجی تولید و تقویت این نگرش تاریخی ممکن است درک شهروندان و دانشآموزان «از وظایف و تعهدات کشور و ملتشان نسبت به سایر جوامع از منظر عدالتطلبی را تحریف کند.» (کوستا، ص. ۹۹)
کوستا توضیح میدهد که در یک تعریف میهنپرستی/ میهندوستی (patriotism) را میشود اینگونه تعریف کرد: «همذات پنداری با ملت خود بهعنوان یک جامعه سیاسی که در طول نسلها گسترش یافته است؛ نسل هایی که با حسی از تاریخ مشترک متحد شدهاند.» در این درک از میهنپرستی، همذاتپنداری میهنپرستانه یعنی خودیکیانگاری با مردم یا گروهی که فرهنگ و نهادهای سیاسی خاصی دارند. بر این اساس ایمون کالان (که صاحب کرسی فلسفهی آموزش در دانشگاه استانفورد است) معتقد است که مدارس باید تعهدات و همذاتپنداری میهنپرستانه مرتبط با میهن خویش را، البته در چارچوب محدودیتهای عدالتخواهی و دموکراسیخواهی، در کودکان و دانشآموزان پرورش دهند.
⬇️
@HistoryandMemory
میثم بادامچی
نوشتاری که در ادامه میآید ترجمه و بازنویسی و شرحی است برگرفته از فصل هفتم کتاب رالز، مسئلهی شهروندی و آموزش، به قلم ویکتوریا کوستا (انتشارات راتلج، ۲۰۱۱). بخشهای عمدهي کتاب رالز، مسئلهی شهروندی و آموزش به شرح تفسیر نویسنده از دیدگاههای جان رالز در مورد اموری چون تعلیم و تربیت، میهندوستی و چندفرهنگگرایی متمرکز است. عنوان فصل هفتم کتاب هست میهنپرستی/میهندوستی (patriotism) ، و در بخشی از آن که اساس مقاله حاضر است نویسنده به شرح و نقد دیدگاههای طرفداران و مخالفان آموزش تاریخ به شیوهی ملیگرایانه در مدارس، خصوصا در کشورهای دموکراتیک، میپردازد. ویکتوریا کوستا استاد فلسفه در دانشگاه ویلیام اند مری آمریکا و اصالتا آرژانتینی است و بسیاری از پژوهشهای او بر حوزهي فلسفهي آموزش، یا محل تقاطع فلسفه آموزش و فلسفهي سیاسی لیبرال متمرکز است.
***
پرسش این است: آیا تاریخ را باید در مدارس به شیوهای تدریس کرد که در آن قهرمان ملی بر تارک تاریخ بدرخشند و پهلوانانی تصویر شوند که بر وجود ایشان لکه تاریکی وجود ندارد؟ و یا نه باید تاریخ مدارس را به شیوهای عینی و فارغ از قهرمانپروری شخصیتها تدریس کرد؟ در این زیرفصل کوستا میکوشد مروری انتقادی از برخی پیشنهادها در ادبیات فلسفه سیاسی و فلسفهي آموزش معاصر برای آموزش میهنپرستانهی تاریخ، البته از نوع مدنی، ارائه دهد.
پاسخ دهندگان به پرسش بالا به دو گروه کلی تقسیم میشوند:
طرفداران آموزش تاریخ ملیگرایانه در مدارس معتقد هستند رواج احساسات میهن پرستانه در دانش آموزان از طریق آموزش تاریخ به شیوهی ملی این فایدهها را دارد: همذاتپنداری و یکی دیدن خویش با قهرمانان ملی و الگوبرداری میهنپرستانه از ایشان (patriotic identifications) به کاهش واگرایی کثرتگرایی در کشورهای لیبرالدموکراتیک، که امری طبیعی در این کشورهاست، کمک میکند، و در نتیجه اجماع همپوشان و توافق بر سر اصول سیاسی عدالت به تعبیر جان رالز در کتاب لیبرالیسم سیاسی (۱۹۹۶) را تسهیل میکند. بنابراین خوب است که تاریخ به شیوهی ملی در مدارس تدریس شود.
مخالفان این دیدگاه ولی میگویند سیاستهای آموزشی که هدفشان پرورش میهنپرستی در دانشآموزان است نامطلوب است، چون ممکن است احساسات منفی را در میان گروههای اقلیت، از جمله اقلیتهای ملی، جامعهی مزبور برانگیزد و با مقاومت ایشان مواجه شود. بسیاری اعضای گروههای اقلیت در کشورهای مختلف از نظر تاریخی بدان تمایل داشتهاند که سیاست دولت مرکزی برای آموزش تاریخ به شیوهی ملیگرایانه را تلاشی برای همسانسازی اجباری گروه خویش با اکثریت بدانند. این شبهه خصوصا زمانی تقویت میشود که والدین یا دیگر اجداد گروههای اقلیت در طول تاریخ متاخر در نتیجه سیاستهای ظالمانه ملتسازی از بالا به پایین حکومت آسیب دیده باشند.
البته میزان واکنش در میان گروههای اقلیت به نوع ملیگرایی یا میهندوستی که نهادهای دولتی و نظام آموزش و پرورش تشویق میکنند هم بستگی دارد. با اینحال حتی اگر نوع ملیگرایی تشویقشده بیآزار وانسانی و حقوق بشرمحور باشد، بیاعتمادی ناشی از بیعدالتیها در گذشتهي متاخر همچنان میتواند سبب شود گروههای اقلیت، تدریس تاریخ به شیوهي قهرمانان ملی را تهدیدی برای خویش بیابند و دربرابر آن موضع تدافعی داشته باشند.
منتقدان شیوهي تدریس تاریخ بر اساس الگوی قهرمانان ملی همچنین میگویند حتی اگر القای هویت ملیگرایانه و میهنی از سوی دولت بواسطهي آموزش و پرورش مرکزگرا به گونهای ممکن باشد که به وحدت اجتماعی کمک کند و گروههای اقلیت را بدرستی در برگیرد، در بعد سیاست خارجی تولید و تقویت این نگرش تاریخی ممکن است درک شهروندان و دانشآموزان «از وظایف و تعهدات کشور و ملتشان نسبت به سایر جوامع از منظر عدالتطلبی را تحریف کند.» (کوستا، ص. ۹۹)
کوستا توضیح میدهد که در یک تعریف میهنپرستی/ میهندوستی (patriotism) را میشود اینگونه تعریف کرد: «همذات پنداری با ملت خود بهعنوان یک جامعه سیاسی که در طول نسلها گسترش یافته است؛ نسل هایی که با حسی از تاریخ مشترک متحد شدهاند.» در این درک از میهنپرستی، همذاتپنداری میهنپرستانه یعنی خودیکیانگاری با مردم یا گروهی که فرهنگ و نهادهای سیاسی خاصی دارند. بر این اساس ایمون کالان (که صاحب کرسی فلسفهی آموزش در دانشگاه استانفورد است) معتقد است که مدارس باید تعهدات و همذاتپنداری میهنپرستانه مرتبط با میهن خویش را، البته در چارچوب محدودیتهای عدالتخواهی و دموکراسیخواهی، در کودکان و دانشآموزان پرورش دهند.
⬇️
@HistoryandMemory