ده سؤالی که خوب است از رئیستان بپرسید!
بیشک تعامل مناسب با رئیس و فهم درست از انتظارات او یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر ارتقاءپذیری کارکنان و داشتن یک تجربه کاری اثربخش در سازمان است. اما گاهی ممکن است احساس کنید راهنمایی، شفافیت و یا بازخورد مورد نیاز و مورد انتظار از رئیستان را دریافت نمیکنید. وجود این شرایط مبهم ممکن است آسیبهایی را هم برای شما و هم برای سازمان به دنبال داشته باشد. بنابراین بهتر است تا فضای سازمان و تعامل خود با مدیر را شفاف کنید. شاید پرسیدن این ده سؤال بتواند شما را در این مورد کمک کند.
الف) در مورد وظایف و پروژهها راهنمایی بخواهید؛
۱- من با چالش X مواجه هستم. آیا میتوانید به من کمک کنید تا بفهمم چگونه میتوانم با موفقیت آن را پشت سر بگذارم؟
۲- نظر شما در مورد ایده Z من چیست؟ آیا پیشنهادی برای بهبود آن و یا ایده جایگزینی برای آن دارید؟
ب) اولویتها و انتظارات را روشن کنید؛
۳- با توجه به تکالیفی که بر عهدهام گذاشته شده است، در حال حاضر چه چیزی را باید در اولویت قرار دهم، و آیا میتوانید به من کمک کنید تا دلیل آن را بفهمم؟
۴- همانطور که حجم کار من را بررسی میکنید، ممکن است بگویید که آیا پروژههای درستی را انجام میدهم؟
پ) هماهنگی با سازمان و استراتژی آن؛
۵- برای آن که کمک کنید بتوانم کلانتصویر سازمان را درک کنم، ممکن است بگویید کاری که انجام میدهم چگونه با اهداف کلان شرکت مطابقت دارد؟
۶- چه چیز جدیدی در اولویتهای راهبردی شرکت ما وجود دارد که فکر میکنید لازم است درباره آن بدانم؟
ت) به دنبال فرصتهای رشد و پیشرفت شغلی باشید؛
۷- چه کاری میتوانم انجام دهم تا خودم را برای فرصتهای بیشتر آماده کنم یا قادر باشم به دنبال علاقهX خود باشم؟
۸- چه چیزی را باید به عنوان هدف بعدی در مسیر شغلیام در نظر بگیرم و چرا؟
ث) در مورد عملکرد خود بازخورد دریافت کنید؛
۹- آیا من انتظارات شما را برآورده میکنم؟ من واقعاً برای دیدگاه شما در مورد عملکردم ارزش قائل هستم.
۱۰- چه کاری را باید شروع یا متوقف کنم و یا آن را ادامه دهم؟
با «اچ آر یار» همرا باشید.
بیشک تعامل مناسب با رئیس و فهم درست از انتظارات او یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر ارتقاءپذیری کارکنان و داشتن یک تجربه کاری اثربخش در سازمان است. اما گاهی ممکن است احساس کنید راهنمایی، شفافیت و یا بازخورد مورد نیاز و مورد انتظار از رئیستان را دریافت نمیکنید. وجود این شرایط مبهم ممکن است آسیبهایی را هم برای شما و هم برای سازمان به دنبال داشته باشد. بنابراین بهتر است تا فضای سازمان و تعامل خود با مدیر را شفاف کنید. شاید پرسیدن این ده سؤال بتواند شما را در این مورد کمک کند.
الف) در مورد وظایف و پروژهها راهنمایی بخواهید؛
۱- من با چالش X مواجه هستم. آیا میتوانید به من کمک کنید تا بفهمم چگونه میتوانم با موفقیت آن را پشت سر بگذارم؟
۲- نظر شما در مورد ایده Z من چیست؟ آیا پیشنهادی برای بهبود آن و یا ایده جایگزینی برای آن دارید؟
ب) اولویتها و انتظارات را روشن کنید؛
۳- با توجه به تکالیفی که بر عهدهام گذاشته شده است، در حال حاضر چه چیزی را باید در اولویت قرار دهم، و آیا میتوانید به من کمک کنید تا دلیل آن را بفهمم؟
۴- همانطور که حجم کار من را بررسی میکنید، ممکن است بگویید که آیا پروژههای درستی را انجام میدهم؟
پ) هماهنگی با سازمان و استراتژی آن؛
۵- برای آن که کمک کنید بتوانم کلانتصویر سازمان را درک کنم، ممکن است بگویید کاری که انجام میدهم چگونه با اهداف کلان شرکت مطابقت دارد؟
۶- چه چیز جدیدی در اولویتهای راهبردی شرکت ما وجود دارد که فکر میکنید لازم است درباره آن بدانم؟
ت) به دنبال فرصتهای رشد و پیشرفت شغلی باشید؛
۷- چه کاری میتوانم انجام دهم تا خودم را برای فرصتهای بیشتر آماده کنم یا قادر باشم به دنبال علاقهX خود باشم؟
۸- چه چیزی را باید به عنوان هدف بعدی در مسیر شغلیام در نظر بگیرم و چرا؟
ث) در مورد عملکرد خود بازخورد دریافت کنید؛
۹- آیا من انتظارات شما را برآورده میکنم؟ من واقعاً برای دیدگاه شما در مورد عملکردم ارزش قائل هستم.
۱۰- چه کاری را باید شروع یا متوقف کنم و یا آن را ادامه دهم؟
با «اچ آر یار» همرا باشید.
نشانههایی که حکایت از محل کار سمی دارد!
پیدا کردن فرصت شغلی جدید گاهی میتواند هیجانانگیز باشد، به خصوص اگر سعی دارید یک محیط کاری ناسالم را ترک کنید. اما گاهی اوقات امکان دارد هنگام مصاحبه با کارفرمایان احتمالی، متوجه علائمی که حکایت از محل کاری سمی دارد نشوید و خود را در محیط کاری ناسالم گرفتار کنید.
وقتی در یک محل کار سمی کار میکنید، علائم را میتوانید بهراحتی تشخیص دهید. فریاد زدن و قلدری کردن، شایعات زیاد، و حجم کاری ناپایدار چند ویژگی متداول از محیط کار سمی هستند. اما شناسایی میزان سمی بودن سازمانی که در حال حاضر در آن کار نمیکنید میتواند دشوار باشد. در اینجا به سه خط قرمزی اشاره شده است که باید هنگام درخواست کار و یا در زمان انجام مصاحبه برای شغل جدید مراقب آنها باشید تا از گرفتار کردن خودتان در یک محل کار سمی جلوگیری کنید!
۱- فرآیند بدِ مصاحبه. ارتباطات ضعیف از سوی استخدامکنندگان، کنسل کردن مصاحبه بدون هیچ توضیحی و مصاحبههای بیپایان علائمی هستند که نشان میدهند ممکن است چیزی در شرکتی که برای آن درخواست میدهید درست نباشد. نشانههای دیگر عبارتند از؛ انعطافناپذیر بودن در تاریخ و زمان مصاحبه و تحت فشار قرار دادن کارجویان برای پذیرش پیشنهادهای مطرح شده در روز مصاحبه.
۲- آنچه کارکنان فعلی میگویند (و یا نمیگویند). هنگامی که درباره شغل مورد تقاضا، تیم خاصی که قرار است به آن بپیوندید و یا درباره کلیت سازمان سؤال پرسیدید، با دقت به پاسخهای کارکنان فعلی گوش دهید. مراقب پاسخهای مبهم یا هماهنگشده و البته سؤالهایی که از پاسخ به آن طفره میروند باشید. از پرسیدن سؤالهای بیشتر برای شفافتر شدن مسئله ابایی نداشته باشید.
۳- نرخ ترک خدمت بالا. هر چند وجود فرصتهای شغلی فراوان در یک شرکت میتواند نشانهای از رشد بالای آن شرکت باشد، اما همین موضوع میتواند نشان دهد که شرکت تلاشی برای حفظ کارکنان خود نمیکند. توجه کنید که شرکت برای کدام مشاغل خود و هر چند وقت یکبار آگهی استخدامی منتشر میکند. اگر متوجه شدید که برای مشاغل یکسانی مرتباً آگهی استخدامی ارائه میشود، این امر میتواند نشانهای دیگر از سمی بودن فرهنگ آن شرکت باشد.
در پایان لازم است بگویم اگر بخواهید یک محلکار سمی را ترک کنید، اما تلاشی برای ارزیابی کارفرمای آینده خود انجام ندهید، ممکن است به یک محیط کاریِ بد دیگر برگردید.
با «اچ آر یار» همراه باشید!
پیدا کردن فرصت شغلی جدید گاهی میتواند هیجانانگیز باشد، به خصوص اگر سعی دارید یک محیط کاری ناسالم را ترک کنید. اما گاهی اوقات امکان دارد هنگام مصاحبه با کارفرمایان احتمالی، متوجه علائمی که حکایت از محل کاری سمی دارد نشوید و خود را در محیط کاری ناسالم گرفتار کنید.
وقتی در یک محل کار سمی کار میکنید، علائم را میتوانید بهراحتی تشخیص دهید. فریاد زدن و قلدری کردن، شایعات زیاد، و حجم کاری ناپایدار چند ویژگی متداول از محیط کار سمی هستند. اما شناسایی میزان سمی بودن سازمانی که در حال حاضر در آن کار نمیکنید میتواند دشوار باشد. در اینجا به سه خط قرمزی اشاره شده است که باید هنگام درخواست کار و یا در زمان انجام مصاحبه برای شغل جدید مراقب آنها باشید تا از گرفتار کردن خودتان در یک محل کار سمی جلوگیری کنید!
۱- فرآیند بدِ مصاحبه. ارتباطات ضعیف از سوی استخدامکنندگان، کنسل کردن مصاحبه بدون هیچ توضیحی و مصاحبههای بیپایان علائمی هستند که نشان میدهند ممکن است چیزی در شرکتی که برای آن درخواست میدهید درست نباشد. نشانههای دیگر عبارتند از؛ انعطافناپذیر بودن در تاریخ و زمان مصاحبه و تحت فشار قرار دادن کارجویان برای پذیرش پیشنهادهای مطرح شده در روز مصاحبه.
۲- آنچه کارکنان فعلی میگویند (و یا نمیگویند). هنگامی که درباره شغل مورد تقاضا، تیم خاصی که قرار است به آن بپیوندید و یا درباره کلیت سازمان سؤال پرسیدید، با دقت به پاسخهای کارکنان فعلی گوش دهید. مراقب پاسخهای مبهم یا هماهنگشده و البته سؤالهایی که از پاسخ به آن طفره میروند باشید. از پرسیدن سؤالهای بیشتر برای شفافتر شدن مسئله ابایی نداشته باشید.
۳- نرخ ترک خدمت بالا. هر چند وجود فرصتهای شغلی فراوان در یک شرکت میتواند نشانهای از رشد بالای آن شرکت باشد، اما همین موضوع میتواند نشان دهد که شرکت تلاشی برای حفظ کارکنان خود نمیکند. توجه کنید که شرکت برای کدام مشاغل خود و هر چند وقت یکبار آگهی استخدامی منتشر میکند. اگر متوجه شدید که برای مشاغل یکسانی مرتباً آگهی استخدامی ارائه میشود، این امر میتواند نشانهای دیگر از سمی بودن فرهنگ آن شرکت باشد.
در پایان لازم است بگویم اگر بخواهید یک محلکار سمی را ترک کنید، اما تلاشی برای ارزیابی کارفرمای آینده خود انجام ندهید، ممکن است به یک محیط کاریِ بد دیگر برگردید.
با «اچ آر یار» همراه باشید!
سلامت روان در محیطهای کاری با ساختاردهی مجدد به کار!
براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی که در ۲ سپتامبر ۲۰۲۴ و در درگاه اینرتنی این سازمان منتشر شده است، تخمین زده میشود سالانه ۱۲ میلیارد روز کاری با هزینهای در حدود یک تریلیون دلار، بهرهوری از دسترفته به دلیل مسائل مرتبط با سلامت روان (مانند افسردگی و اضطراب) در سطح جهان رقم میخورد. با این وجود، اقدامهای مؤثری برای جلوگیری از خطرات سلامت روان در محیط کار، حفاظت و ارتقای سلامت روان در محل کار و نیز حمایت از کارکنان و تأمین شرایط بهداشت روانی آنها، وجود دارد.
زمانی که با مسائل سلامت روان دست و پنجه نرم میکنیم، گذراندن روزهای کاری بسیار سختتر از حد معمول است. همواره کمیّت یا نوع کار نیست که منجر به بدتر شدن اضطراب، افسردگی یا سایر مشکلات سلامت روان میشود. گاهیاوقات، ساختار روزِ کاری بهگونهای است که با ضربآهنگ طبیعی یا چالشهای سلامت روان در تضاد است.
برای ساختاربخشی به روز کاری خود میتوانید با استفاده از خودشناسی، اندوختن برخی تجربیات و متعادلکردن نیازهایتان با مسئولیتهای شغلی، قدمهایی بردارید. در اینجا به سه عادتِ مهم کاری که به شما کمک میکند سلامت روانی و بهرهوری خود را در محیطهای کاری افزایش دهید، اشاره میکنیم.
۱- عاداتی قوی حولِ کار عمیق ایجاد کنید. ایجاد یک روال ثابت برای کار متمرکز به شما کمک میکند تا کمی بیشتر بر زندگی و برنامه خود کنترل داشته باشید. برای مثال، برنامهریزی روزانه برای کارهای عمیق از ساعت ۱۰ صبح تا ظهر میتواند به خودکارسازی الگوهای بهرهوری شما کمک کند و آنها را قابل کنترلتر کند.
۲- برای مدیریت وظایفی که بدون موعد مقرر هستند، روالهای روزمره ایجاد کنید. اگر مراقب نباشید ممکن است تمام روزهای کاری شما با تمرکز بر کارهای فوری و یکی پس از دیگری بگذرد. اما وقتی به این ترتیب کار میکنید، مسئولیتهایی که فوریت ندارند، فراموش شده و روی هم انباشته میشوند. همین موضوع باعث استرسِ فزاینده در شما خواهد شد. تخصیص دادن زمانهای منظم برای رسیدگی به کارهای غیر فوری میتواند به شما کمک کند تا بر حجم کاری خود غلبه کنید. به یاد داشته باشید که ممکن است در بین همین کارهای غیر فوری، کارهای بسیار مهمی وجود داشته باشد که غلفت از آنها برایتان گران تمام خواهد شد. ماتریس آیزنهاور را به خاطر دارید؟
۳- در نهایت، در برنامه کاری خود زمانهایی را برای کار بدونتمرکز در نظر بگیرید. خیلی بعید است بتوانید همهروزه و در تمامِ روز، بدون حواسپرتی و بدونمزاحم کار کنید. متعادل کردن کار متمرکز با دورههای زمانی بدون ساختار میتواند توانایی شما برای تفکر خلاق و حل مسئله را افزایش دهد. برای مثال بعد از روزهای کاری شلوغ و جلسههای کاریِ متعدد، پیادهروی یا مطالعه معمولی میتواند به شما کمک کند ذهنتان را پاکسازی و بهبودی خود را بازیابی کنید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی که در ۲ سپتامبر ۲۰۲۴ و در درگاه اینرتنی این سازمان منتشر شده است، تخمین زده میشود سالانه ۱۲ میلیارد روز کاری با هزینهای در حدود یک تریلیون دلار، بهرهوری از دسترفته به دلیل مسائل مرتبط با سلامت روان (مانند افسردگی و اضطراب) در سطح جهان رقم میخورد. با این وجود، اقدامهای مؤثری برای جلوگیری از خطرات سلامت روان در محیط کار، حفاظت و ارتقای سلامت روان در محل کار و نیز حمایت از کارکنان و تأمین شرایط بهداشت روانی آنها، وجود دارد.
زمانی که با مسائل سلامت روان دست و پنجه نرم میکنیم، گذراندن روزهای کاری بسیار سختتر از حد معمول است. همواره کمیّت یا نوع کار نیست که منجر به بدتر شدن اضطراب، افسردگی یا سایر مشکلات سلامت روان میشود. گاهیاوقات، ساختار روزِ کاری بهگونهای است که با ضربآهنگ طبیعی یا چالشهای سلامت روان در تضاد است.
برای ساختاربخشی به روز کاری خود میتوانید با استفاده از خودشناسی، اندوختن برخی تجربیات و متعادلکردن نیازهایتان با مسئولیتهای شغلی، قدمهایی بردارید. در اینجا به سه عادتِ مهم کاری که به شما کمک میکند سلامت روانی و بهرهوری خود را در محیطهای کاری افزایش دهید، اشاره میکنیم.
۱- عاداتی قوی حولِ کار عمیق ایجاد کنید. ایجاد یک روال ثابت برای کار متمرکز به شما کمک میکند تا کمی بیشتر بر زندگی و برنامه خود کنترل داشته باشید. برای مثال، برنامهریزی روزانه برای کارهای عمیق از ساعت ۱۰ صبح تا ظهر میتواند به خودکارسازی الگوهای بهرهوری شما کمک کند و آنها را قابل کنترلتر کند.
۲- برای مدیریت وظایفی که بدون موعد مقرر هستند، روالهای روزمره ایجاد کنید. اگر مراقب نباشید ممکن است تمام روزهای کاری شما با تمرکز بر کارهای فوری و یکی پس از دیگری بگذرد. اما وقتی به این ترتیب کار میکنید، مسئولیتهایی که فوریت ندارند، فراموش شده و روی هم انباشته میشوند. همین موضوع باعث استرسِ فزاینده در شما خواهد شد. تخصیص دادن زمانهای منظم برای رسیدگی به کارهای غیر فوری میتواند به شما کمک کند تا بر حجم کاری خود غلبه کنید. به یاد داشته باشید که ممکن است در بین همین کارهای غیر فوری، کارهای بسیار مهمی وجود داشته باشد که غلفت از آنها برایتان گران تمام خواهد شد. ماتریس آیزنهاور را به خاطر دارید؟
۳- در نهایت، در برنامه کاری خود زمانهایی را برای کار بدونتمرکز در نظر بگیرید. خیلی بعید است بتوانید همهروزه و در تمامِ روز، بدون حواسپرتی و بدونمزاحم کار کنید. متعادل کردن کار متمرکز با دورههای زمانی بدون ساختار میتواند توانایی شما برای تفکر خلاق و حل مسئله را افزایش دهد. برای مثال بعد از روزهای کاری شلوغ و جلسههای کاریِ متعدد، پیادهروی یا مطالعه معمولی میتواند به شما کمک کند ذهنتان را پاکسازی و بهبودی خود را بازیابی کنید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
World Health Organization
Mental health at work
All workers have the right to a safe and healthy environment at work. There are effective actions to prevent mental health risks and support workers with mental health conditions.
تاکسونومی مهارتهای جهانی (Global Skills Taxonomy) مجمع جهانی اقتصاد (The World Economic Forum)، رویکردی جدیدی برای مدیریت استعداد است که در آن بر مهارتها و شایستگیهای یک فرد به جای مدرک، سوابق شغلی یا عناوین شغلی تأکید میشود.
هدف این طبقهبندی، ایجاد نوعی زبان مشترک برای مهارتها در محل کار است. در واقع، این طبقهبندی جهانی چارچوبی برای همسویی با زبان جهانی برای مهارتها فراهم میکند. در این رویکرد با ادغام تعاریف و دستهبندی مهارتهای موجود در بازار کار، چهارچوبی برای تعاریف و همچنین توصیههایی برای انطباق و استفاده از این مهارتها پیشنهاد میشود.
گزارش کامل مبانی این تاکسونومی را میتوانید از اینجا بخوانید و در این لینک آخرین نسخه آن را مشاهده کنید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
هدف این طبقهبندی، ایجاد نوعی زبان مشترک برای مهارتها در محل کار است. در واقع، این طبقهبندی جهانی چارچوبی برای همسویی با زبان جهانی برای مهارتها فراهم میکند. در این رویکرد با ادغام تعاریف و دستهبندی مهارتهای موجود در بازار کار، چهارچوبی برای تعاریف و همچنین توصیههایی برای انطباق و استفاده از این مهارتها پیشنهاد میشود.
گزارش کامل مبانی این تاکسونومی را میتوانید از اینجا بخوانید و در این لینک آخرین نسخه آن را مشاهده کنید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
لطفاً منفعل نباشیم!
@HRyar
فرض کن همراه دو کوهنورد دیگر روی یک سطح یخی ایستادهاید، نفر اول سُر میخورد و در یک شکاف عمیق میافتد. اگر تو درخواست کمک کنی، ممکن است او زنده بماند، اما این کار را نمیکنی و او میمیرد! نفر دوم را خودت از عمد هُل میدهی و کمی بعد او نیز میمیرد. کدام بیشتر روی وجدان شما سنگینی میکند؟
با بررسی منطقی گزینهها، هر دو به یک میزان قابل سرزنش هستند و هر دو منجر به مرگ همراهانتان شده است. اما یک چیز باعث میشود مورد اول، یعنی انفعال، کمتر از دیگری وحشتناک جلوه کند.
این موضوع زمانی اتفاق میافتد که منجر به عواقب بیرحمانهای شود. در چنین مواردی ما انفعال را ترجیح میدهیم و نتایج آن برای ما آرامبخشتر است.
فرض کنید رئیس دایره تایید داروهای جدید هستید. باید درباره صدور مجوز دارویی برای بیماران صعبالعلاج تصمیم بگیری. این قرصها ممکن است عوارض جانبی کشندهای داشته باشند و در ۲۰ درصد موارد، بیمار درجا میمیرد، اما در ۸۰ درصد موارد این داروها در مدت کوتاهی جان بیمار را نجات میدهد. چه تصمیمی میگیری؟
بیشتر افراد استفاده از دارو را تایید نمیکنند. برای آنها تایید استفاده از دارویی که باعث مرگ یک پنجم افراد شود، نسبت به کمک نکردن به ۸۰ درصد باقیمانده عمل ناشایستتری به نظر میرسد.
حالا به عنوان مدیر در محیط کار، افرادی را در مجموعه خود دارید که بیکیفیت هستند و عملکرد خوبی ندارند. ولی از اینکه با آنها برخورد نمیکنید، یا پاداش کمتری به آنها نمیدهید و یا اخراجشان نمیکنید و یا به قول معروف «نون آنها را نمیبُرید» احساس بهتری دارید. یعنی با «انفعال» راحتترید. هرچند که این انفعال به وضوح منجر به ضربهزدن به شرکت شما و حتی نابودیتان شود.
پس لطفاً منفعل نباشیم!
پینوشت: قسمت نخست نوشتار از کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» تلخیص شده است.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
@HRyar
فرض کن همراه دو کوهنورد دیگر روی یک سطح یخی ایستادهاید، نفر اول سُر میخورد و در یک شکاف عمیق میافتد. اگر تو درخواست کمک کنی، ممکن است او زنده بماند، اما این کار را نمیکنی و او میمیرد! نفر دوم را خودت از عمد هُل میدهی و کمی بعد او نیز میمیرد. کدام بیشتر روی وجدان شما سنگینی میکند؟
با بررسی منطقی گزینهها، هر دو به یک میزان قابل سرزنش هستند و هر دو منجر به مرگ همراهانتان شده است. اما یک چیز باعث میشود مورد اول، یعنی انفعال، کمتر از دیگری وحشتناک جلوه کند.
این موضوع زمانی اتفاق میافتد که منجر به عواقب بیرحمانهای شود. در چنین مواردی ما انفعال را ترجیح میدهیم و نتایج آن برای ما آرامبخشتر است.
فرض کنید رئیس دایره تایید داروهای جدید هستید. باید درباره صدور مجوز دارویی برای بیماران صعبالعلاج تصمیم بگیری. این قرصها ممکن است عوارض جانبی کشندهای داشته باشند و در ۲۰ درصد موارد، بیمار درجا میمیرد، اما در ۸۰ درصد موارد این داروها در مدت کوتاهی جان بیمار را نجات میدهد. چه تصمیمی میگیری؟
بیشتر افراد استفاده از دارو را تایید نمیکنند. برای آنها تایید استفاده از دارویی که باعث مرگ یک پنجم افراد شود، نسبت به کمک نکردن به ۸۰ درصد باقیمانده عمل ناشایستتری به نظر میرسد.
حالا به عنوان مدیر در محیط کار، افرادی را در مجموعه خود دارید که بیکیفیت هستند و عملکرد خوبی ندارند. ولی از اینکه با آنها برخورد نمیکنید، یا پاداش کمتری به آنها نمیدهید و یا اخراجشان نمیکنید و یا به قول معروف «نون آنها را نمیبُرید» احساس بهتری دارید. یعنی با «انفعال» راحتترید. هرچند که این انفعال به وضوح منجر به ضربهزدن به شرکت شما و حتی نابودیتان شود.
پس لطفاً منفعل نباشیم!
پینوشت: قسمت نخست نوشتار از کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» تلخیص شده است.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
ارزش پیشنهادی کارفرما (Employer Value Proposition (EVP))، شامل مزایای اصلی شرکت است که برند کارفرمای شرکت را تشکیل داده و آن را تقویت میکند.
در واقع این مفهوم، وعدهای است بین کارفرمای یک شرکت و یک کارجوی بالقوه. این بدان معناست که شرکت و فرهنگ شرکت شما، در ازای استعداد، مهارت و تجربه کارکنان، چه چیزی میتواند به آنها ارائه دهد.
ارزشهای ارائه شده توسط کارفرما، نهتنها بر کیفیت زندگی کاری کارکنان و جذابیت برند کارفرمایی اثرگذار بوده، بلکه موجبات نگهداشت کارکنان شایسته شرکت را نیز فرآهم میآورد.
بخشی از مهمترین مولفههای ارزش پیشنهادی کارفرما در آگهیهای استخدامی شرکتها نمایش داده میشود.
پینوشت: یک نمونه آگهی استخدامی در شرکت مینو منتسب به قبل از سال ۱۳۵۷
با «اچ آر یار» همراه باشید.
در واقع این مفهوم، وعدهای است بین کارفرمای یک شرکت و یک کارجوی بالقوه. این بدان معناست که شرکت و فرهنگ شرکت شما، در ازای استعداد، مهارت و تجربه کارکنان، چه چیزی میتواند به آنها ارائه دهد.
ارزشهای ارائه شده توسط کارفرما، نهتنها بر کیفیت زندگی کاری کارکنان و جذابیت برند کارفرمایی اثرگذار بوده، بلکه موجبات نگهداشت کارکنان شایسته شرکت را نیز فرآهم میآورد.
بخشی از مهمترین مولفههای ارزش پیشنهادی کارفرما در آگهیهای استخدامی شرکتها نمایش داده میشود.
پینوشت: یک نمونه آگهی استخدامی در شرکت مینو منتسب به قبل از سال ۱۳۵۷
با «اچ آر یار» همراه باشید.
با ۲۰ اتلافکننده متداول زمان آشنا شوید!
پیتر دارکر، پدر مدیریت نوین بر این باور است که «تا زمان را مدیریت نکنیم، نمیتوانیم چیز دیگری را مدیریت کنیم.» برای مدیریت بهینه زمان، یکی از مهمترین کارها شناسایی و حذف اتلافکنندهها، تلیهها و یا حفرههای زمانی است. در اینجا به ۲۰ اتلافکننده متداولِ زمان که در بسیاری از مشاغل و محیطهای کاری مصداق دارد اشاره میکنیم؛
۱. بحرانها
وقتی شما به جای پیشگیری از بروز مسائل، همواره در حال حل مشکلات فوری باشید (برای مثل آتشسوزی در خط تولید) زمان زیادی را صرف واکنش به بحرانها میکنید.
۲. تماسهای تلفنی
پاسخ دادن به تماسهای غیرضروری در حین انجام کارِ مهم، منجر به قطع شدن تمرکز و اتلاف وقت میشود.
۳. نارسایی برنامهریزی
شروع روز کاری بدون فهرستی از اولویتها که منجر به انجام کارهای کماهمیت و اتلاف زمان میشود.
۴. مسئولیت بیش از حد
پذیرفتن همزمان چند پروژه بزرگ که منجر به کاهش کیفیت کار و افزایش استرس و ناتوانی در کنترل زمان میشود.
۵. ملاقاتهای برنامهریزی نشده
همکارانی که بدون هماهنگی وارد دفتر شما میشوند و ساعتها وقت شما را میگیرند.
۶. عدم تفویض اثربخش
مدیرانی که همه کارها را خودشان انجام میدهند و به تیم اعتماد ندارند، در مدیریت بهینه زمان خود با مسئله مواجه خواهند شد.
۷. عدم سازماندهی شخصی
میز کار شلوغ و بینظم و یا بینظمی در دستهبندی فایلها در رایانه که یافتن اسناد را زمانبر میکند.
۸. بیانضباطی شخصی
نداشتن انضباط شخصی که رشته کار را از دست فرد خارج کرده و او را مجبور به انجام کارها با صرف زمان بیشتر میکند.
۹. ضعف در گفتن «نه»
پذیرفتن درخواستهای غیرضروری دیگران به قیمت عقب افتادن کارهای خودتان.
۱۰. بهتعویقانداختن کارها
به تأخیر انداختن تکمیل کارها تا دقیقه نود که باعث ایجاد استرس و کاهش کیفیت میشود.
۱۱. جلسههای بیحاصل
جلسات طولانی بدون دستورکار مشخص که به نتیجه مشخصی نمیرسد.
۱۲. کاغذبازیهای بیحاصل
پر کردن فرمهای تکراری و غیرضروری که ارزش افزوده ندارد.
۱۳. ناتمامگذاشتن کارها
شروع چند پروژه و تکمیل نکردن هیچکدام به دلیل بیبرنامهگی.
۱۴. کارکنان فاقد صلاحیت
استخدام افراد ناکارآمد که نیاز به نظارت دائمی دارند.
۱۵. معاشرتهای دوستانه در محیط کار و یا فضای مجازی
گپهای طولانی با همکاران و دوستان درباره مسائل غیرکاری در ساعت کاری و یا پرسهزنیهای در شبکههای اجتماعی و مجازی.
۱۶. ابهام در مسئولیتها
وقتی مشخص نیست چه کسی مسئول انجام چه کاری است و کار بین چند نفر سرگردان میماند.
۱۷. ضعف ارتباطات
ناتوانی در انتقال و دریافت درست اطلاعات و یا انتخاب کانالهای ارتباطی نادرست. برای مثال، ارسال ایمیلهای نامفهوم که نیاز به توضیح اضافه دارد.
۱۸. بیدقتی در کنترل
عدم پیگیری پروژهها که منجر به تکرار اشتباهات میشود.
۱۹. اطلاعات ناقص
تصمیمگیری بر اساس دادههای ناکامل که بازگشت و اصلاح کار را ضروری میسازد.
۲۰. سفرهای غیرضروری
سفرهای کاری که میتوانست با یک تماس ویدیویی حل شود.
راهحل کلی: برای مدیریت بهتر زمان، اولویتبندی کنید، نه گفتن را یاد بگیرید، کارها را تفویض کنید و از ابزارهای برنامهریزی مناسب استفاده نمایید. تلاش کنید که تلههای زمانی خود را پیدا کرده و در حذف و یا کاهش آنها اقدام کنید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از دانشجوی محترم رشته مدیریت دانشگاه بوعلی سینا، جناب آقای مهرشاد قربانی، بایت ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
پیتر دارکر، پدر مدیریت نوین بر این باور است که «تا زمان را مدیریت نکنیم، نمیتوانیم چیز دیگری را مدیریت کنیم.» برای مدیریت بهینه زمان، یکی از مهمترین کارها شناسایی و حذف اتلافکنندهها، تلیهها و یا حفرههای زمانی است. در اینجا به ۲۰ اتلافکننده متداولِ زمان که در بسیاری از مشاغل و محیطهای کاری مصداق دارد اشاره میکنیم؛
۱. بحرانها
وقتی شما به جای پیشگیری از بروز مسائل، همواره در حال حل مشکلات فوری باشید (برای مثل آتشسوزی در خط تولید) زمان زیادی را صرف واکنش به بحرانها میکنید.
۲. تماسهای تلفنی
پاسخ دادن به تماسهای غیرضروری در حین انجام کارِ مهم، منجر به قطع شدن تمرکز و اتلاف وقت میشود.
۳. نارسایی برنامهریزی
شروع روز کاری بدون فهرستی از اولویتها که منجر به انجام کارهای کماهمیت و اتلاف زمان میشود.
۴. مسئولیت بیش از حد
پذیرفتن همزمان چند پروژه بزرگ که منجر به کاهش کیفیت کار و افزایش استرس و ناتوانی در کنترل زمان میشود.
۵. ملاقاتهای برنامهریزی نشده
همکارانی که بدون هماهنگی وارد دفتر شما میشوند و ساعتها وقت شما را میگیرند.
۶. عدم تفویض اثربخش
مدیرانی که همه کارها را خودشان انجام میدهند و به تیم اعتماد ندارند، در مدیریت بهینه زمان خود با مسئله مواجه خواهند شد.
۷. عدم سازماندهی شخصی
میز کار شلوغ و بینظم و یا بینظمی در دستهبندی فایلها در رایانه که یافتن اسناد را زمانبر میکند.
۸. بیانضباطی شخصی
نداشتن انضباط شخصی که رشته کار را از دست فرد خارج کرده و او را مجبور به انجام کارها با صرف زمان بیشتر میکند.
۹. ضعف در گفتن «نه»
پذیرفتن درخواستهای غیرضروری دیگران به قیمت عقب افتادن کارهای خودتان.
۱۰. بهتعویقانداختن کارها
به تأخیر انداختن تکمیل کارها تا دقیقه نود که باعث ایجاد استرس و کاهش کیفیت میشود.
۱۱. جلسههای بیحاصل
جلسات طولانی بدون دستورکار مشخص که به نتیجه مشخصی نمیرسد.
۱۲. کاغذبازیهای بیحاصل
پر کردن فرمهای تکراری و غیرضروری که ارزش افزوده ندارد.
۱۳. ناتمامگذاشتن کارها
شروع چند پروژه و تکمیل نکردن هیچکدام به دلیل بیبرنامهگی.
۱۴. کارکنان فاقد صلاحیت
استخدام افراد ناکارآمد که نیاز به نظارت دائمی دارند.
۱۵. معاشرتهای دوستانه در محیط کار و یا فضای مجازی
گپهای طولانی با همکاران و دوستان درباره مسائل غیرکاری در ساعت کاری و یا پرسهزنیهای در شبکههای اجتماعی و مجازی.
۱۶. ابهام در مسئولیتها
وقتی مشخص نیست چه کسی مسئول انجام چه کاری است و کار بین چند نفر سرگردان میماند.
۱۷. ضعف ارتباطات
ناتوانی در انتقال و دریافت درست اطلاعات و یا انتخاب کانالهای ارتباطی نادرست. برای مثال، ارسال ایمیلهای نامفهوم که نیاز به توضیح اضافه دارد.
۱۸. بیدقتی در کنترل
عدم پیگیری پروژهها که منجر به تکرار اشتباهات میشود.
۱۹. اطلاعات ناقص
تصمیمگیری بر اساس دادههای ناکامل که بازگشت و اصلاح کار را ضروری میسازد.
۲۰. سفرهای غیرضروری
سفرهای کاری که میتوانست با یک تماس ویدیویی حل شود.
راهحل کلی: برای مدیریت بهتر زمان، اولویتبندی کنید، نه گفتن را یاد بگیرید، کارها را تفویض کنید و از ابزارهای برنامهریزی مناسب استفاده نمایید. تلاش کنید که تلههای زمانی خود را پیدا کرده و در حذف و یا کاهش آنها اقدام کنید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از دانشجوی محترم رشته مدیریت دانشگاه بوعلی سینا، جناب آقای مهرشاد قربانی، بایت ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
«هفت گام برای ایجاد و تقویت تعهد سازمانی»
ست گادین (Seth Godin)، کارآفرین امریکایی و مدیر اجرایی شرکت دات-کام (Dot-com) در بیان اهمیت تعهد سازمانی نقل قولی دارد با این مضمون که «اگر سازمان شما پیش از تعهد سازمانی در جستجوی موفقیت باشد، هرگز موفق نخواهد شد!»
تعهد سازمانی به عنوان یکی از مهمترین متغیرهای ادراکی و نگرشی سازمان، زیربنای مشارکت اثربخش کارکنان و در نهایت موفقیت سازمانی است.
آکادمی تُو اینووِیت اچآر (AIHR) بر این باور است که در دنیای امروز، سازمانها برای حفظ و ارتقاء سرمایه انسانی خود، نیازمند فراتر رفتن از مشوقهای مالی هستند و لازم است با ایجاد ساختار هدفمند و بهبود ارتباطات اثربخش این مهم را تحقق بخشند.
این آکادمی معتبر برای ایجاد سطح عمیقی از تعهد سازمانی، اجرای این هفت گام اساسی را ضروری میداند:
۱. تعریف روشن و الهامبخشِ هدف و مأموریت سازمان
۲. ارزیابی مستمر اثربخشی برنامهها و ابتکارات منابع انسانی
۳. پیمایش میزان تعهد کارکنان و تحلیل دادههای بهدستآمده
۴. شناسایی دقیق حوزههای نیازمند تغییر
۵. بهرهگیری از جلسات طوفان فکری برای یافتن راهحلهای خلاقانهِ تقویتکننده تعهد سازمانی
۶. اقدام عملی بر اساس یافتهها و تعیین مسئولیتهای مشخص برای ارتقای تعهد
۷. سرمایهگذاری بر عنصر کلیدی تعامل با تقویت ارتباطات اثربخش
سازمانهایی که این مسیر را بهصورت هوشمندانه طی میکنند، نهتنها کارکنانی متعهدتر خواهند داشت، بلکه به فرهنگ سازمانی قویتر و نتایج پایدارتری نیز دست مییابند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از دانشجوی محترم رشته مدیریت دانشگاه بوعلی سینا، سرکار خانم الهه قربانی، بایت ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
ست گادین (Seth Godin)، کارآفرین امریکایی و مدیر اجرایی شرکت دات-کام (Dot-com) در بیان اهمیت تعهد سازمانی نقل قولی دارد با این مضمون که «اگر سازمان شما پیش از تعهد سازمانی در جستجوی موفقیت باشد، هرگز موفق نخواهد شد!»
تعهد سازمانی به عنوان یکی از مهمترین متغیرهای ادراکی و نگرشی سازمان، زیربنای مشارکت اثربخش کارکنان و در نهایت موفقیت سازمانی است.
آکادمی تُو اینووِیت اچآر (AIHR) بر این باور است که در دنیای امروز، سازمانها برای حفظ و ارتقاء سرمایه انسانی خود، نیازمند فراتر رفتن از مشوقهای مالی هستند و لازم است با ایجاد ساختار هدفمند و بهبود ارتباطات اثربخش این مهم را تحقق بخشند.
این آکادمی معتبر برای ایجاد سطح عمیقی از تعهد سازمانی، اجرای این هفت گام اساسی را ضروری میداند:
۱. تعریف روشن و الهامبخشِ هدف و مأموریت سازمان
۲. ارزیابی مستمر اثربخشی برنامهها و ابتکارات منابع انسانی
۳. پیمایش میزان تعهد کارکنان و تحلیل دادههای بهدستآمده
۴. شناسایی دقیق حوزههای نیازمند تغییر
۵. بهرهگیری از جلسات طوفان فکری برای یافتن راهحلهای خلاقانهِ تقویتکننده تعهد سازمانی
۶. اقدام عملی بر اساس یافتهها و تعیین مسئولیتهای مشخص برای ارتقای تعهد
۷. سرمایهگذاری بر عنصر کلیدی تعامل با تقویت ارتباطات اثربخش
سازمانهایی که این مسیر را بهصورت هوشمندانه طی میکنند، نهتنها کارکنانی متعهدتر خواهند داشت، بلکه به فرهنگ سازمانی قویتر و نتایج پایدارتری نیز دست مییابند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از دانشجوی محترم رشته مدیریت دانشگاه بوعلی سینا، سرکار خانم الهه قربانی، بایت ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
هوش مصنوعی؛ شریک فکری ۲۴ ساعته شما در توسعه مسیر پیشرفت شغلی!
امروزه با نسل جدید هوش مصنوعی برای پیشرفتن در مسیر پیشرفت شغلی و برای حرکت بعدی خود نیازمند یک مربی شغلیِ گرانقیمت نیستید.
اکنون، ابزارهای هوش مصنوعی مولد میتوانند راهنمایی سریع و شخصیسازیشدهای را در هر مرحله از سفر شغلی و حرفهای شما ارائه دهند. البته اگر بدانید چگونه از آنها استفاده کنید. در اینجا نحوه تبدیل هوش مصنوعی به مربی سفارشیِ شما ارائه شده است.
▫️مسیر خود را روشن کنید. از هوش مصنوعی برای تأمل در مورد نقاط قوت، ارزشها و اهداف خود استفاده کنید. از آن بخواهید سؤالهایی به سبک مربیگری بپرسد یا مشاغلی را پیشنهاد دهد که با مهارتها و علایق شما همسو باشند. هرچه جزئیات بیشتری ارائه دهید (برای مثال، با بارگذاری رزومه خود) بازخورد هوش مصنوعی به شما شخصیتر خواهد بود. در این مورد پرامپت (دستوری که به هوش مصنوعی میدهید) احتمالی میتواند چنین ساختاری داشته باشد؛
من در مورد مسیر شغلیام مطمئن نیستم. میتوانی از من چند سوال تأملبرانگیز بپرسی تا به من در شناسایی نقاط قوت و علایقم کمک کند؟
آیا میتوانید گزینههای شغلی را پیشنهاد دهید که با مهارتهای من در [مهارتهای خود را فهرست کنید] و علاقه من به [صنایع یا زمینههای ذکر شده] همسو باشد؟
من از حل مسئله، خلاقیت و کار با افراد لذت میبرم. چه مسیرهای شغلی ممکن است با این علایق مطابقت داشته باشند؟
▫️خوراک شغلی مناسبی به هوش مصنوعی دهید. اجازه دهید هوش مصنوعی رزومه و پروفایل لینکدین شما را برای تطابق بهتر با نقشهای هدف اصلاح کند. میتوانید شرح شغلها را به آن بدهید، ترجیحات لحن خود را شرح دهید و برای تعیین کمیّت دستاوردهای خود درخواست کمک کنید. در این مورد از پرامپت ذیل میتوانید استفاده کنید؛
آیا میتوانی به من کمک کنی تا بر اساس تجربیاتم در [صنعت/نقش]، یک خلاصه حرفهای برای رزومهام بنویسم؟
لطفاً خلاصه پروفایل لینکدین من را [میتوانید لینک/آدرس اینترنتی را وارد کنید] بررسی کن و برای تعامل بهتر، بهبودهایی را پیشنهاد بده.
چگونه میتوانم دستاوردهایم را در رزومهام کمّی کنم تا تأثیرگذارتر باشند؟
▫️جستجوی شغل خود را به صورت استراتژیک انجام دهید. ایدههای متناسبی برای مکان و نحوه جستجوی شغل مورد نظرتان توسعه دهید. برای مثال درباره فنون جستجوی نقشها و مشاغل مورد نظرتان از هوش مصنوعی سوال کنید. همچنین از هوش مصنوعی درباره استراتژیهای ارتباطی بر اساس شرکتها، نقشها و یا حتی مکانها سؤال کنید.
▫️مصاحبهها و مذاکرات شغلی را تمرین کنید. مصاحبههای آزمایشی را شبیهسازی کنید، در مورد پاسخهای خود بازخورد بگیرید و مکالمات مربوط به حقوق و دستمزد را تمرین کنید. پیشنهاد میشود برای آمادگی بیشتر برای مصاحبههای شخصی، شرح وظایف را بارگذاری کنید.
▫️برند شخصی خود را توسعه دهید. از هوش مصنوعی بخواهید ایدههای مناسبی را پیشنهاد کند که میتواند در راستای توسعه برند شخصی شما و برای ایجاد رهبری فکری مناسب باشد. هوش مصنوعی میتواند پیشنویسی از محتوایِ مطالبی که میخواهید از برند شخصی مطلوب خود در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارید را ارئه کند و یا در تبدیل تجربههای شما به مقاله کمک کند. فقط به خاطر داشته باشید که لازم است محتواها حاوی واقعیتهای مرتبط با شما و دربرگیرنده نظر شما باشد. برای این مورد، پرامپت احتمالی میتواند چنین ساختاری داشته باشد؛
آیا میتوانی پیشنهاد دهی که چه مطالبی را میتوانم در رسانههای اجتماعی به اشتراک بگذارم تا خودم را به عنوان یک متخصص معتبر در حوزه X معرفی کنم؟
چگونه میتوانم یک پست وبلاگ/خبرنامه/زیرمجموعه حرفهای در مورد [موضوع X] بسازم؟
بهترین راهها برای افزایش دیده شدن و اعتبار من در صنعتم چیست؟
به من کمک کن تا یک مقاله [تعداد X کلمه] در مورد [موضوع X] بنویسم و منابع و مراجع لازم را برای پیگیری و بررسی متقابل ارائه دهم.
در پایان باید بگوییم نسل جدید هوش مصنوعی میتواند ابزاری قدرتمند برای مربیگری شغلی باشد و مشاوره شخصیسازیشده و استراتژیهای عملی ارائه دهد. چه در نوشتن رزومه و چه در تمرین مصاحبه و یا مربیگری شغلی، نسل جدید هوش مصنوعی میتواند همراه و شریک فکری ۲۴ ساعته شما در حرفهتان باشد. همین امروز این نکات را امتحان کنید و گامهای پیشگیرانهای به سمت اهداف شغلی خود بردارید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
امروزه با نسل جدید هوش مصنوعی برای پیشرفتن در مسیر پیشرفت شغلی و برای حرکت بعدی خود نیازمند یک مربی شغلیِ گرانقیمت نیستید.
اکنون، ابزارهای هوش مصنوعی مولد میتوانند راهنمایی سریع و شخصیسازیشدهای را در هر مرحله از سفر شغلی و حرفهای شما ارائه دهند. البته اگر بدانید چگونه از آنها استفاده کنید. در اینجا نحوه تبدیل هوش مصنوعی به مربی سفارشیِ شما ارائه شده است.
▫️مسیر خود را روشن کنید. از هوش مصنوعی برای تأمل در مورد نقاط قوت، ارزشها و اهداف خود استفاده کنید. از آن بخواهید سؤالهایی به سبک مربیگری بپرسد یا مشاغلی را پیشنهاد دهد که با مهارتها و علایق شما همسو باشند. هرچه جزئیات بیشتری ارائه دهید (برای مثال، با بارگذاری رزومه خود) بازخورد هوش مصنوعی به شما شخصیتر خواهد بود. در این مورد پرامپت (دستوری که به هوش مصنوعی میدهید) احتمالی میتواند چنین ساختاری داشته باشد؛
من در مورد مسیر شغلیام مطمئن نیستم. میتوانی از من چند سوال تأملبرانگیز بپرسی تا به من در شناسایی نقاط قوت و علایقم کمک کند؟
آیا میتوانید گزینههای شغلی را پیشنهاد دهید که با مهارتهای من در [مهارتهای خود را فهرست کنید] و علاقه من به [صنایع یا زمینههای ذکر شده] همسو باشد؟
من از حل مسئله، خلاقیت و کار با افراد لذت میبرم. چه مسیرهای شغلی ممکن است با این علایق مطابقت داشته باشند؟
▫️خوراک شغلی مناسبی به هوش مصنوعی دهید. اجازه دهید هوش مصنوعی رزومه و پروفایل لینکدین شما را برای تطابق بهتر با نقشهای هدف اصلاح کند. میتوانید شرح شغلها را به آن بدهید، ترجیحات لحن خود را شرح دهید و برای تعیین کمیّت دستاوردهای خود درخواست کمک کنید. در این مورد از پرامپت ذیل میتوانید استفاده کنید؛
آیا میتوانی به من کمک کنی تا بر اساس تجربیاتم در [صنعت/نقش]، یک خلاصه حرفهای برای رزومهام بنویسم؟
لطفاً خلاصه پروفایل لینکدین من را [میتوانید لینک/آدرس اینترنتی را وارد کنید] بررسی کن و برای تعامل بهتر، بهبودهایی را پیشنهاد بده.
چگونه میتوانم دستاوردهایم را در رزومهام کمّی کنم تا تأثیرگذارتر باشند؟
▫️جستجوی شغل خود را به صورت استراتژیک انجام دهید. ایدههای متناسبی برای مکان و نحوه جستجوی شغل مورد نظرتان توسعه دهید. برای مثال درباره فنون جستجوی نقشها و مشاغل مورد نظرتان از هوش مصنوعی سوال کنید. همچنین از هوش مصنوعی درباره استراتژیهای ارتباطی بر اساس شرکتها، نقشها و یا حتی مکانها سؤال کنید.
▫️مصاحبهها و مذاکرات شغلی را تمرین کنید. مصاحبههای آزمایشی را شبیهسازی کنید، در مورد پاسخهای خود بازخورد بگیرید و مکالمات مربوط به حقوق و دستمزد را تمرین کنید. پیشنهاد میشود برای آمادگی بیشتر برای مصاحبههای شخصی، شرح وظایف را بارگذاری کنید.
▫️برند شخصی خود را توسعه دهید. از هوش مصنوعی بخواهید ایدههای مناسبی را پیشنهاد کند که میتواند در راستای توسعه برند شخصی شما و برای ایجاد رهبری فکری مناسب باشد. هوش مصنوعی میتواند پیشنویسی از محتوایِ مطالبی که میخواهید از برند شخصی مطلوب خود در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارید را ارئه کند و یا در تبدیل تجربههای شما به مقاله کمک کند. فقط به خاطر داشته باشید که لازم است محتواها حاوی واقعیتهای مرتبط با شما و دربرگیرنده نظر شما باشد. برای این مورد، پرامپت احتمالی میتواند چنین ساختاری داشته باشد؛
آیا میتوانی پیشنهاد دهی که چه مطالبی را میتوانم در رسانههای اجتماعی به اشتراک بگذارم تا خودم را به عنوان یک متخصص معتبر در حوزه X معرفی کنم؟
چگونه میتوانم یک پست وبلاگ/خبرنامه/زیرمجموعه حرفهای در مورد [موضوع X] بسازم؟
بهترین راهها برای افزایش دیده شدن و اعتبار من در صنعتم چیست؟
به من کمک کن تا یک مقاله [تعداد X کلمه] در مورد [موضوع X] بنویسم و منابع و مراجع لازم را برای پیگیری و بررسی متقابل ارائه دهم.
در پایان باید بگوییم نسل جدید هوش مصنوعی میتواند ابزاری قدرتمند برای مربیگری شغلی باشد و مشاوره شخصیسازیشده و استراتژیهای عملی ارائه دهد. چه در نوشتن رزومه و چه در تمرین مصاحبه و یا مربیگری شغلی، نسل جدید هوش مصنوعی میتواند همراه و شریک فکری ۲۴ ساعته شما در حرفهتان باشد. همین امروز این نکات را امتحان کنید و گامهای پیشگیرانهای به سمت اهداف شغلی خود بردارید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
ابزارهای معروف هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی را میشناسید؟
در زمانه ما که دوران انقلاب صنعتی چهارم است و به تحول دیجیتال و استفاده از نوآوریها و فناویهای دیجیتال تعلق دارد، ابزارهای هوش مصنوعی نقش مهمی در بهبود فرآیندهای مدیریت منابع انسانی ایفا میکنند. این نقش بارز هوش مصنوعی از جذب و آموزش تا ارزیابی عملکرد و مشارکت کارکنان را شامل میشود. ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند سرعت، دقت و اثربخشی تصمیمهای مرتبط با کارکنان را افزایش دهند و از این محل سازمان را به سمتوسوی ارتقای بهرهوری سوق دهند. آکادمی تُو اینووِیت اچآر (AIHR) به معرفی برخی از برترین ابزارهای هوش مصنوعی در حوزههای مختلف مدیریت منابع انسانی به شرح ذیل پرداخته است:
▪️جذب و استخدام هوشمند
ابزار هوش مصنوعی HiredScore رزومهها را تحلیل کرده و افراد مناسب را پیشنهاد میدهد.
ابزار هوش مصنوعی Fetcher فرآیند جستوجو و ارتباط با استعدادهای برتر را خودکار میسازد.
▪️آموزش و توسعه
از Lingio در طراحی دورههای آموزشی تعاملی برای کارکنان میتوان استفاده کرد.
ابزار SC Training سکویی برای طراحی و ارائه آموزشهای سازمانی بهصورت هوشمند است.
برای ارتقاء مهارتهای ارتباطی مدیران و تیم فروش میتوان از Dextego بهره برد.
▪️مدیریت عملکرد
با Effy AI میتوان بازخورد ۳۶۰ درجه و ارزیابی عملکرد کارکنان را تسهیل کرد.
ابزار هوش مصنوعی Peoplebox به تعیین اهداف و پایش پیشرفت تیمها کمک میکند.
▪️مشارکت کارکنان
برای تحلیل بازخورد کارکنان، سنجش میزان رضایت و تحلیل احتمال ترک سازمان میتوان از inFeedo استفاده کرد.
ابزار Witty سوگیری زبانی در ارتباطات را شناسایی و اصلاح میکند.
▪️تحلیل منابع انسانی
الگوریتم Visier دادههای منابع انسانی را تحلیل و در تصمیمگیریهای راهبردی منابع انسانی کاربرد دارد.
ابزار SeekOut بینشهایی در مورد مهارتها، تنوع و نیازهای توسعهای کارکنان ارائه میدهد.
▪️مدیریت مسیر شغلی
برای تطبیق فرصتهای شغلی داخلی و اجرای برنامه منتورینگ Eightfold ai کمک بسیاری میکند.
ابزار هوش مصنوعی Gloat به کارکنان در کشف مسیر رشد شغلی و پروژههای مناسب کمک میکند.
▪️افزایش بهرهوری عمومی
از ChatGPT میتوان در تولید محتوا، پاسخگویی، تهیه گزارش و تحلیل اطلاعات استفاده کرد.
برای تبدیل فایلهای صوتی و ویدیویی به متن میتوان از Maestra بهره برد.
ابزارر ClickUp AI به سادهسازی ارتباطات و تحلیل دادهها کمک مینماید.
آشنایی و استفاده از این ابزارهای هوش مصنوعی به متخصصان منابع انسانی کمک میکنند تا برای ارتقای مهارتها، بهینهسازی فرآیندها و اتخاذ تصمیمهای هوشمندانهتر در مدیریت کارکنان خود دقیقتر، سریعتر، بهرهورتر و با سوگیری کمتری عمل کنند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از دانشجوی محترم رشته مدیریت دانشگاه بوعلی سینا، سرکار خانم الهه قربانی، بابت ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
در زمانه ما که دوران انقلاب صنعتی چهارم است و به تحول دیجیتال و استفاده از نوآوریها و فناویهای دیجیتال تعلق دارد، ابزارهای هوش مصنوعی نقش مهمی در بهبود فرآیندهای مدیریت منابع انسانی ایفا میکنند. این نقش بارز هوش مصنوعی از جذب و آموزش تا ارزیابی عملکرد و مشارکت کارکنان را شامل میشود. ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند سرعت، دقت و اثربخشی تصمیمهای مرتبط با کارکنان را افزایش دهند و از این محل سازمان را به سمتوسوی ارتقای بهرهوری سوق دهند. آکادمی تُو اینووِیت اچآر (AIHR) به معرفی برخی از برترین ابزارهای هوش مصنوعی در حوزههای مختلف مدیریت منابع انسانی به شرح ذیل پرداخته است:
▪️جذب و استخدام هوشمند
ابزار هوش مصنوعی HiredScore رزومهها را تحلیل کرده و افراد مناسب را پیشنهاد میدهد.
ابزار هوش مصنوعی Fetcher فرآیند جستوجو و ارتباط با استعدادهای برتر را خودکار میسازد.
▪️آموزش و توسعه
از Lingio در طراحی دورههای آموزشی تعاملی برای کارکنان میتوان استفاده کرد.
ابزار SC Training سکویی برای طراحی و ارائه آموزشهای سازمانی بهصورت هوشمند است.
برای ارتقاء مهارتهای ارتباطی مدیران و تیم فروش میتوان از Dextego بهره برد.
▪️مدیریت عملکرد
با Effy AI میتوان بازخورد ۳۶۰ درجه و ارزیابی عملکرد کارکنان را تسهیل کرد.
ابزار هوش مصنوعی Peoplebox به تعیین اهداف و پایش پیشرفت تیمها کمک میکند.
▪️مشارکت کارکنان
برای تحلیل بازخورد کارکنان، سنجش میزان رضایت و تحلیل احتمال ترک سازمان میتوان از inFeedo استفاده کرد.
ابزار Witty سوگیری زبانی در ارتباطات را شناسایی و اصلاح میکند.
▪️تحلیل منابع انسانی
الگوریتم Visier دادههای منابع انسانی را تحلیل و در تصمیمگیریهای راهبردی منابع انسانی کاربرد دارد.
ابزار SeekOut بینشهایی در مورد مهارتها، تنوع و نیازهای توسعهای کارکنان ارائه میدهد.
▪️مدیریت مسیر شغلی
برای تطبیق فرصتهای شغلی داخلی و اجرای برنامه منتورینگ Eightfold ai کمک بسیاری میکند.
ابزار هوش مصنوعی Gloat به کارکنان در کشف مسیر رشد شغلی و پروژههای مناسب کمک میکند.
▪️افزایش بهرهوری عمومی
از ChatGPT میتوان در تولید محتوا، پاسخگویی، تهیه گزارش و تحلیل اطلاعات استفاده کرد.
برای تبدیل فایلهای صوتی و ویدیویی به متن میتوان از Maestra بهره برد.
ابزارر ClickUp AI به سادهسازی ارتباطات و تحلیل دادهها کمک مینماید.
آشنایی و استفاده از این ابزارهای هوش مصنوعی به متخصصان منابع انسانی کمک میکنند تا برای ارتقای مهارتها، بهینهسازی فرآیندها و اتخاذ تصمیمهای هوشمندانهتر در مدیریت کارکنان خود دقیقتر، سریعتر، بهرهورتر و با سوگیری کمتری عمل کنند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از دانشجوی محترم رشته مدیریت دانشگاه بوعلی سینا، سرکار خانم الهه قربانی، بابت ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
AIHR
AIHR | Academy to Innovate HR
Boost your career with Modern HR Skills. Learn by doing to develop HR Analytics, Digital HR, Business Partnering and more in-demand HR Skills
نقش واحد جذب و استخدام در حفظ محیط زیست!
امروزه محیط زیست در شرایط بسیار بحرانی قرار دارد. طبق گزارشهای سازمان ملل، هر سال بیش از ۸ میلیون تن پلاستیک وارد اقیانوسها میشود و سطح گازهای گلخانهای در جو زمین به بالاترین حد تاریخ رسیده است. همچنین، بر اساس آمار سازمان جهانی محیط زیست، سالانه حدود ۱۳ میلیون هکتار جنگلهای طبیعی در سراسر جهان نابود میشوند که تاثیر مستقیمی بر تغییرات اقلیمی و کاهش تنوع زیستی دارد. این بحرانها نیازمند تغییرات اساسی در رفتارها و رویکردهای تمامی بخشها از جمله دنیای کسبوکار است.
همین موضوع سبب شده است که در سالهای اخیر مفهوم «مدیریت منابع انسانی سبز» و «کارکنان یقهسبز» مطرح شود. در مدیریت منابع انسانی سبز تمام تلاش شرکتها بر آن است تا با عملکردی شایسته، نقشآفرینی ویژهای در ایفای مسئولیت اجتماعی شرکتی و کنترل و حل مسائل زیستمحیطی و اجتماعی داشته باشند. در این بین، مدیران جذب و استخدام به عنوان دروازهبانان ورود نیروهای انسانی به سازمانها، نقش کلیدی در فرهنگسازی و توسعه مسئولیتهای زیستمحیطی و استقرار مدیریت منابع انسانی سبز در شرکت دارند. آنها میتوانند با اتخاذ رویکردهای سبز در فرایندهای جذب نیرو، سهم بزرگی در کاهش اثرات مخرب زیستمحیطی ایفا کنند.
برخی از راهکارهای عملی برای حمایت از محیط زیست در فرایند جذب و استخدام به شرح ذیل است:
۱- استفاده از فرایندهای دیجیتال و کاهش مصرف کاغذ: جایگزینی فرمها و مدارک کاغذی با سیستمهای برخط نه تنها سرعت جذب نیرو را افزایش میدهد بلکه به طور قابلتوجهی مصرف کاغذ را کاهش میدهد.
۲- تشویق به دورکاری و مصاحبههای برخط: کاهش سفرهای غیرضروری برای مصاحبه و فرآیندهای استخدامی، باعث کاهش انتشار گازهای گلخانهای میشود.
۳- وارد کردن معیارهای زیستمحیطی در شرح شغل: درج تعهدات و مسئولیتهای مرتبط با حفظ محیط زیست در شرح شغلها، باعث جذب افرادی میشود که به این موضوع اهمیت میدهند و فرهنگ سازمان را در این راستا تقویت میکند.
۴- جذب نیرو با ارزشهای سبز: مدیران جذب میتوانند اولویت را به کارجویانی بدهند که در سوابق کاری یا زندگی شخصی خود نشان دادهاند به حفظ محیط زیست اهمیت میدهند.
۵- برگزاری آموزشهای محیط زیستی برای نیروهای جدید: آموزش درباره اهمیت محیط زیست و راهکارهای کاهش اثرات زیستمحیطی در سازمان، میتواند به ایجاد فرهنگ پایدار کمک کند.
۶- ارزیابی و گزارش اثرات زیستمحیطی فرایندهای استخدام: بررسی دورهای میزان مصرف منابع و انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با فرایندهای جذب نیرو و بهبود مستمر آنها.
مدیران جذب و استخدام، با انتخاب نیروهای متعهد به پایداری و ایجاد فرایندهای سبز در استخدام، میتوانند تاثیر مهمی در حفظ محیط زیست داشته باشند. این نقش نه تنها به حفظ کره زمین کمک میکند، بلکه به توسعه پایدار سازمانها و ارتقای برند کارفرما نیز یاری میرساند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
امروزه محیط زیست در شرایط بسیار بحرانی قرار دارد. طبق گزارشهای سازمان ملل، هر سال بیش از ۸ میلیون تن پلاستیک وارد اقیانوسها میشود و سطح گازهای گلخانهای در جو زمین به بالاترین حد تاریخ رسیده است. همچنین، بر اساس آمار سازمان جهانی محیط زیست، سالانه حدود ۱۳ میلیون هکتار جنگلهای طبیعی در سراسر جهان نابود میشوند که تاثیر مستقیمی بر تغییرات اقلیمی و کاهش تنوع زیستی دارد. این بحرانها نیازمند تغییرات اساسی در رفتارها و رویکردهای تمامی بخشها از جمله دنیای کسبوکار است.
همین موضوع سبب شده است که در سالهای اخیر مفهوم «مدیریت منابع انسانی سبز» و «کارکنان یقهسبز» مطرح شود. در مدیریت منابع انسانی سبز تمام تلاش شرکتها بر آن است تا با عملکردی شایسته، نقشآفرینی ویژهای در ایفای مسئولیت اجتماعی شرکتی و کنترل و حل مسائل زیستمحیطی و اجتماعی داشته باشند. در این بین، مدیران جذب و استخدام به عنوان دروازهبانان ورود نیروهای انسانی به سازمانها، نقش کلیدی در فرهنگسازی و توسعه مسئولیتهای زیستمحیطی و استقرار مدیریت منابع انسانی سبز در شرکت دارند. آنها میتوانند با اتخاذ رویکردهای سبز در فرایندهای جذب نیرو، سهم بزرگی در کاهش اثرات مخرب زیستمحیطی ایفا کنند.
برخی از راهکارهای عملی برای حمایت از محیط زیست در فرایند جذب و استخدام به شرح ذیل است:
۱- استفاده از فرایندهای دیجیتال و کاهش مصرف کاغذ: جایگزینی فرمها و مدارک کاغذی با سیستمهای برخط نه تنها سرعت جذب نیرو را افزایش میدهد بلکه به طور قابلتوجهی مصرف کاغذ را کاهش میدهد.
۲- تشویق به دورکاری و مصاحبههای برخط: کاهش سفرهای غیرضروری برای مصاحبه و فرآیندهای استخدامی، باعث کاهش انتشار گازهای گلخانهای میشود.
۳- وارد کردن معیارهای زیستمحیطی در شرح شغل: درج تعهدات و مسئولیتهای مرتبط با حفظ محیط زیست در شرح شغلها، باعث جذب افرادی میشود که به این موضوع اهمیت میدهند و فرهنگ سازمان را در این راستا تقویت میکند.
۴- جذب نیرو با ارزشهای سبز: مدیران جذب میتوانند اولویت را به کارجویانی بدهند که در سوابق کاری یا زندگی شخصی خود نشان دادهاند به حفظ محیط زیست اهمیت میدهند.
۵- برگزاری آموزشهای محیط زیستی برای نیروهای جدید: آموزش درباره اهمیت محیط زیست و راهکارهای کاهش اثرات زیستمحیطی در سازمان، میتواند به ایجاد فرهنگ پایدار کمک کند.
۶- ارزیابی و گزارش اثرات زیستمحیطی فرایندهای استخدام: بررسی دورهای میزان مصرف منابع و انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با فرایندهای جذب نیرو و بهبود مستمر آنها.
مدیران جذب و استخدام، با انتخاب نیروهای متعهد به پایداری و ایجاد فرایندهای سبز در استخدام، میتوانند تاثیر مهمی در حفظ محیط زیست داشته باشند. این نقش نه تنها به حفظ کره زمین کمک میکند، بلکه به توسعه پایدار سازمانها و ارتقای برند کارفرما نیز یاری میرساند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
نقش نظام جبران خدمت و ارزیابی عملکرد در حمایت از محیطزیست!
با توجه به بحرانهای زیستمحیطی که جهان امروز با آن مواجه است، سازمانها بیش از پیش مسئولیت دارند تا نقش خود را در حفظ محیط زیست ایفا کنند. یکی از بخشهای کلیدی که میتواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد، سیستمهای جبران خدمت، پاداش و ارزیابی عملکرد است. این سیستمها میتوانند کارکنان را به سمت رفتارهای سازگار با محیط زیست ترغیب کرده و فرهنگ سازمانی پایدار را شکل دهند.
اما چگونه سیستم جبران خدمت و پاداش میتواند به محیط زیست کمک کند؟
▪️ تعیین شاخصهای زیستمحیطی در ارزیابی عملکرد: سازمانها میتوانند معیارهایی مانند کاهش مصرف انرژی، کاهش ضایعات، استفاده از حملونقل پاک و مشارکت در برنامههای محیط زیستی را به عنوان بخشی از ارزیابی عملکرد کارکنان لحاظ کنند.
▪️ارائه پاداشهای ویژه برای رفتارهای سبز: به کارکنانی که در کاهش مصرف منابع، بازیافت، یا ابتکارات سبز مشارکت فعال دارند، پاداشهای مالی یا غیرمالی تعلق گیرد.
▪️تشویق به استفاده از حملونقل پایدار: از طریق مزایای مالی مثل کمک هزینه حملونقل عمومی یا تشویق به دوچرخهسواری، کارکنان به استفاده از روشهای پاکتر برای رفتوآمد ترغیب میشوند.
▪️پاداش به کاهش مصرف منابع در محیط کار: کارکنانی که به طور موثر در صرفهجویی مصرف برق، آب و کاغذ مشارکت میکنند، مورد تقدیر قرار گیرند.
▪️ایجاد برنامههای توسعه فردی سبز: ارزیابی عملکرد میتواند به شناسایی نیازهای آموزشی کارکنان در حوزه محیط زیست کمک کند و زمینهساز برنامههای آموزشی برای ارتقای دانش و مهارتهای سبز شود.
▪️ترغیب فرهنگ سازمانی سبز از طریق جوایز تیمی: پاداشهای گروهی برای پروژهها و ابتکاراتی که باعث بهبود محیط زیست سازمان میشوند، میتواند همکاری و تعهد جمعی را افزایش دهد.
▪️گنجاندن مسئولیت زیستمحیطی در شرح شغل و قراردادها: به گونهای که تعهد به رعایت اصول پایدار به بخشی از وظایف و انتظارات شغلی تبدیل شود.
برخی از نمونههای ارزنده در بین شرکتها که موفق به ایجاد پیوند بین سیستم جبران خدمت، پاداش و ارزیابی عملکرد کارکنان با رفتارهای سبز شدهاند عبارت هستد از؛
▪️شرکت گوگل:
گوگل برنامههای متعددی برای کاهش ردپای کربنی و حفظ محیط زیست دارد. در ارزیابی عملکرد کارکنان، مشارکت در پروژههای محیط زیستی و رعایت استانداردهای سبز از جمله معیارهای مهم محسوب میشود. همچنین پاداشهایی به افرادی که نوآوریهای سبز ارائه میدهند تعلق میگیرد.
▪️شرکت نستله:
نستله در سیستم ارزیابی خود به میزان کاهش مصرف منابع و کاهش ضایعات محیط زیستی توجه ویژه دارد. کارکنانی که در پروژههای حفظ محیط زیست فعالیت میکنند، علاوه بر تقدیر، از مزایای ویژهای برخوردار میشوند.
▪️شرکت اینترفیس:
این شرکت پیشرو در صنعت تولید کفپوش، به شدت روی فرهنگ سازمانی سبز تمرکز دارد و سیستم پاداش آن طوری طراحی شده که مشارکت در فعالیتهای پایداری محیط زیستی، به صورت مستقیم در ارزیابی و جبران خدمت تاثیرگذار است.
سیستم جبران خدمت، پاداش و ارزیابی عملکرد اگر به درستی طراحی و اجرا شود، میتواند نیروی محرکهای برای ترویج رفتارهای سبز در سازمانها باشد. این سیستمها نه تنها انگیزههای لازم برای حفظ محیط زیست را ایجاد میکنند، بلکه به ارتقای تصویر برند سازمان و جذب نیروی انسانی متعهد به پایداری کمک میکنند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
با توجه به بحرانهای زیستمحیطی که جهان امروز با آن مواجه است، سازمانها بیش از پیش مسئولیت دارند تا نقش خود را در حفظ محیط زیست ایفا کنند. یکی از بخشهای کلیدی که میتواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد، سیستمهای جبران خدمت، پاداش و ارزیابی عملکرد است. این سیستمها میتوانند کارکنان را به سمت رفتارهای سازگار با محیط زیست ترغیب کرده و فرهنگ سازمانی پایدار را شکل دهند.
اما چگونه سیستم جبران خدمت و پاداش میتواند به محیط زیست کمک کند؟
▪️ تعیین شاخصهای زیستمحیطی در ارزیابی عملکرد: سازمانها میتوانند معیارهایی مانند کاهش مصرف انرژی، کاهش ضایعات، استفاده از حملونقل پاک و مشارکت در برنامههای محیط زیستی را به عنوان بخشی از ارزیابی عملکرد کارکنان لحاظ کنند.
▪️ارائه پاداشهای ویژه برای رفتارهای سبز: به کارکنانی که در کاهش مصرف منابع، بازیافت، یا ابتکارات سبز مشارکت فعال دارند، پاداشهای مالی یا غیرمالی تعلق گیرد.
▪️تشویق به استفاده از حملونقل پایدار: از طریق مزایای مالی مثل کمک هزینه حملونقل عمومی یا تشویق به دوچرخهسواری، کارکنان به استفاده از روشهای پاکتر برای رفتوآمد ترغیب میشوند.
▪️پاداش به کاهش مصرف منابع در محیط کار: کارکنانی که به طور موثر در صرفهجویی مصرف برق، آب و کاغذ مشارکت میکنند، مورد تقدیر قرار گیرند.
▪️ایجاد برنامههای توسعه فردی سبز: ارزیابی عملکرد میتواند به شناسایی نیازهای آموزشی کارکنان در حوزه محیط زیست کمک کند و زمینهساز برنامههای آموزشی برای ارتقای دانش و مهارتهای سبز شود.
▪️ترغیب فرهنگ سازمانی سبز از طریق جوایز تیمی: پاداشهای گروهی برای پروژهها و ابتکاراتی که باعث بهبود محیط زیست سازمان میشوند، میتواند همکاری و تعهد جمعی را افزایش دهد.
▪️گنجاندن مسئولیت زیستمحیطی در شرح شغل و قراردادها: به گونهای که تعهد به رعایت اصول پایدار به بخشی از وظایف و انتظارات شغلی تبدیل شود.
برخی از نمونههای ارزنده در بین شرکتها که موفق به ایجاد پیوند بین سیستم جبران خدمت، پاداش و ارزیابی عملکرد کارکنان با رفتارهای سبز شدهاند عبارت هستد از؛
▪️شرکت گوگل:
گوگل برنامههای متعددی برای کاهش ردپای کربنی و حفظ محیط زیست دارد. در ارزیابی عملکرد کارکنان، مشارکت در پروژههای محیط زیستی و رعایت استانداردهای سبز از جمله معیارهای مهم محسوب میشود. همچنین پاداشهایی به افرادی که نوآوریهای سبز ارائه میدهند تعلق میگیرد.
▪️شرکت نستله:
نستله در سیستم ارزیابی خود به میزان کاهش مصرف منابع و کاهش ضایعات محیط زیستی توجه ویژه دارد. کارکنانی که در پروژههای حفظ محیط زیست فعالیت میکنند، علاوه بر تقدیر، از مزایای ویژهای برخوردار میشوند.
▪️شرکت اینترفیس:
این شرکت پیشرو در صنعت تولید کفپوش، به شدت روی فرهنگ سازمانی سبز تمرکز دارد و سیستم پاداش آن طوری طراحی شده که مشارکت در فعالیتهای پایداری محیط زیستی، به صورت مستقیم در ارزیابی و جبران خدمت تاثیرگذار است.
سیستم جبران خدمت، پاداش و ارزیابی عملکرد اگر به درستی طراحی و اجرا شود، میتواند نیروی محرکهای برای ترویج رفتارهای سبز در سازمانها باشد. این سیستمها نه تنها انگیزههای لازم برای حفظ محیط زیست را ایجاد میکنند، بلکه به ارتقای تصویر برند سازمان و جذب نیروی انسانی متعهد به پایداری کمک میکنند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
HRyar.com
Video
ویدئوی بالا را ببینید و بعد این مطلب را بخوانید!
آداب معاشرت در محیط کار؛ در ستایش سلسلهمراتب سازمانی!
الیوت ژاک (Elliott Jaques)، روانشناس و مشاور مدیریتی اهل کانادا، در مقالهای در سال ۱۹۹۰ با عنوان «در ستایش سلسلهمراتب» در مجله هاروارد بیزینس ریویو استدلال میکند که سلسلهمراتب مدیریتی که بهدرستی ساختاریافته باشد، کارآمدترین، مقاومترین و طبیعیترین ساختار برای سازمانهای بزرگ است. او ادعا میکند که سلسله مراتب، علیرغم برداشت منفی رایج از آن، در صورت اجرای مؤثر، میتواند انرژی و خلاقیت را آزاد کند، بهرهوری را بهبود بخشد و روحیه را تقویت کند. به گفته ژاک، کلید حل این مشکل در درک ماهیت اساسی کار و پیچیدگی فزاینده آن با تفکیک وظایف و مسئولیتها نهفته است.
در مباحث آداب معاشرت در محیطهای کاری (اتیکت) نیز گفته میشود که رفتار حرفهای باید بر پایهی احترام به سلسله مراتب سازمانی، جایگاه شغلی، مسئولیتپذیری، و مهارتهای فردی بنا شود، نه بر مبنای سن یا جنسیت.
احترام در سازمان به جایگاه شغلی افراد و نقش و مسئولیتهای آنها تعلق میگیرد، نه به سن یا جنسیت و ریشسفیدی آنان.
بنابراین یک مدیر جوان یا کارمند زن و مرد باید به اندازهای که جایگاهشان در سلسلهمراتب سازمانی و نقش و عملکردشان ایجاب میکند، مورد احترام قرار گیرند.
تعامل محترمانه و برابر میان کارکنان، اصلی کلیدی در رفتار حرفهای است. همهی افراد باید بدون تبعیض، با ادب و احترام رفتار کنند و از بهکار بردن القاب یا لحنهایی که سن یا جنسیت را برجسته میکنند (مانند «پسر جان»، «دخترم»، «پیرمرد» و...) خودداری شود. در همین راستا، تصمیمگیریهای حرفهای مانند ارتقاء، واگذاری مسئولیت یا ارزیابی عملکرد نیز باید صرفاً بر مبنای شایستگی، مهارت و تجربهی کاری انجام شود، نه ویژگیهای فردی مانند سن یا جنسیت.
ارائهی بازخورد و گفتوگوی مؤثر نیز باید با حفظ حرمت و بدون تعصب صورت گیرد. برای نمونه، اگر کارمندی جوان با رعایت اصول حرفهای به مدیر ارشد خود بازخورد دهد، این رفتار نباید بهدلیل سن کمتر، بیاحترامی تلقی شود، بلکه باید نشانهای از فرهنگ سالم سازمانی قلمداد شود.
همچنین باید از کلیشههای فرهنگی اشتباه مانند «مردان بهتر مدیریت میکنند»، «زنان تصمیمگیران احساسیتری هستند» یا «جوانترها بیتجربهاند» پرهیز کرد؛ چرا که این باورهای نادرست مانعی جدی برای تحقق عدالت و برابری در سازمان هستند. در نهایت، ایجاد فرهنگ پاسخگویی به جای اطاعت کورکورانه، نشانهای از بلوغ سازمانی است. احترام به سلسلهمراتب به معنای پذیرش بیچونوچرا نیست و همهی کارکنان، صرفنظر از جایگاه، سن یا جنسیت، باید بتوانند نظرات کارشناسی خود را آزادانه و مسئولانه بیان کنند.
در مجموع، سازمانی که بر اساس احترام متقابل، عدالت و شایستهسالاری اداره شود، زمینهساز رشد، افزایش انگیزهی کارکنان و کاهش تبعیض و تعارض خواهد بود.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از دانشجوی محترم رشته مدیریت دانشگاه بوعلی سینا، جناب آقای مهرشاد قربانی، بابت ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
آداب معاشرت در محیط کار؛ در ستایش سلسلهمراتب سازمانی!
الیوت ژاک (Elliott Jaques)، روانشناس و مشاور مدیریتی اهل کانادا، در مقالهای در سال ۱۹۹۰ با عنوان «در ستایش سلسلهمراتب» در مجله هاروارد بیزینس ریویو استدلال میکند که سلسلهمراتب مدیریتی که بهدرستی ساختاریافته باشد، کارآمدترین، مقاومترین و طبیعیترین ساختار برای سازمانهای بزرگ است. او ادعا میکند که سلسله مراتب، علیرغم برداشت منفی رایج از آن، در صورت اجرای مؤثر، میتواند انرژی و خلاقیت را آزاد کند، بهرهوری را بهبود بخشد و روحیه را تقویت کند. به گفته ژاک، کلید حل این مشکل در درک ماهیت اساسی کار و پیچیدگی فزاینده آن با تفکیک وظایف و مسئولیتها نهفته است.
در مباحث آداب معاشرت در محیطهای کاری (اتیکت) نیز گفته میشود که رفتار حرفهای باید بر پایهی احترام به سلسله مراتب سازمانی، جایگاه شغلی، مسئولیتپذیری، و مهارتهای فردی بنا شود، نه بر مبنای سن یا جنسیت.
احترام در سازمان به جایگاه شغلی افراد و نقش و مسئولیتهای آنها تعلق میگیرد، نه به سن یا جنسیت و ریشسفیدی آنان.
بنابراین یک مدیر جوان یا کارمند زن و مرد باید به اندازهای که جایگاهشان در سلسلهمراتب سازمانی و نقش و عملکردشان ایجاب میکند، مورد احترام قرار گیرند.
تعامل محترمانه و برابر میان کارکنان، اصلی کلیدی در رفتار حرفهای است. همهی افراد باید بدون تبعیض، با ادب و احترام رفتار کنند و از بهکار بردن القاب یا لحنهایی که سن یا جنسیت را برجسته میکنند (مانند «پسر جان»، «دخترم»، «پیرمرد» و...) خودداری شود. در همین راستا، تصمیمگیریهای حرفهای مانند ارتقاء، واگذاری مسئولیت یا ارزیابی عملکرد نیز باید صرفاً بر مبنای شایستگی، مهارت و تجربهی کاری انجام شود، نه ویژگیهای فردی مانند سن یا جنسیت.
ارائهی بازخورد و گفتوگوی مؤثر نیز باید با حفظ حرمت و بدون تعصب صورت گیرد. برای نمونه، اگر کارمندی جوان با رعایت اصول حرفهای به مدیر ارشد خود بازخورد دهد، این رفتار نباید بهدلیل سن کمتر، بیاحترامی تلقی شود، بلکه باید نشانهای از فرهنگ سالم سازمانی قلمداد شود.
همچنین باید از کلیشههای فرهنگی اشتباه مانند «مردان بهتر مدیریت میکنند»، «زنان تصمیمگیران احساسیتری هستند» یا «جوانترها بیتجربهاند» پرهیز کرد؛ چرا که این باورهای نادرست مانعی جدی برای تحقق عدالت و برابری در سازمان هستند. در نهایت، ایجاد فرهنگ پاسخگویی به جای اطاعت کورکورانه، نشانهای از بلوغ سازمانی است. احترام به سلسلهمراتب به معنای پذیرش بیچونوچرا نیست و همهی کارکنان، صرفنظر از جایگاه، سن یا جنسیت، باید بتوانند نظرات کارشناسی خود را آزادانه و مسئولانه بیان کنند.
در مجموع، سازمانی که بر اساس احترام متقابل، عدالت و شایستهسالاری اداره شود، زمینهساز رشد، افزایش انگیزهی کارکنان و کاهش تبعیض و تعارض خواهد بود.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از دانشجوی محترم رشته مدیریت دانشگاه بوعلی سینا، جناب آقای مهرشاد قربانی، بابت ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
Harvard Business Review
In Praise of Hierarchy
At first glance, hierarchy may seem difficult to praise. Bureaucracy is a dirty word even among bureaucrats, and in business there is a widespread view that managerial hierarchy kills initiative, crushes creativity, and has therefore seen its day. Yet 35…
برنامه جانشینپروری شرکت خود را ارتقا دهید!
وقتی بهطور ناگهانی یک رهبر ارشد شرکتی را ترک میکند، شرکتها علیرغم داشتن نوعی «برنامه جانشینپروری»، اغلب برای جایگزینی او دچار زحمت و تقلا میشوند. اما دلیل این ماجرا چیست؟ در پاسخ باید گفت بیشتر برنامهریزیهای جانشینپروریِ سنتی حالت واکنشی داشته و به صورت نامشخص و بیش از حد گسترده تعریف شدهاند. شرکتها برای اطمینان از آمادگی واقعی برای انتقال رهبری، لازم است رویکرد خود را با این چهار تغییر کلیدی تعدیل کنند.
۱) از برنامهریزی برای جایگزینی به تضمین ماندگاری در آینده حرکت کنید. فقط برای نقشهای موجود پشتیبان شناسایی نکنید. بلکه رهبرانی که استراتژی آینده شرکت شما به آنها نیاز خواهد داشت را نیز تعریف کنید. از برنامهریزی مبتنی بر سناریو برای ترسیم مسیرهای مختلفی که کسبوکار شما میتواند طی کند استفاده کنید، سپس رهبرانی را پرورش دهید که در هر یک موفق شوند. این امر، توسعه رهبری را با اهداف بلندمدت همسو کرده و توانمندی واقعی را ایجاد میکند.
۲) از ارزیابی به آمادهسازی تغییر جهت دهید. صرفاً رتبهبندی رهبرانِ بالقوه کافی نیست. در عوض، تجربیات توسعه را مستقیماً به اهداف جانشینپروری پیوند دهید. شکافها را شناسایی کنید، نقشهای چالشبرانگیز ارائه دهید و استعدادهای در حال رشد را با مربیان و منتورهایی همراه کنید که بر انتقالهای آتی متمرکز هستند.
۳) جانشینپروری را به یک اولویت اجرایی تبدیل کنید. با جانشینپروری مانند هر استراتژی حیاتی کسبوکار دیگری برخورد کنید. برای این فرایند استراتژیک مالک فرآیند، زمانبندی و معیارهای کلیدی تعریف کنید. منابع انسانی میتواند از این فرآیند پشتیبانی کند، اما در نهایت مسئولیت اصلی باید بر عهده رهبری اجرایی باشد.
۴) از رهبران انتظار داشته باشید که رهبر پرورش دهند. پرورش استعدادهای آینده را به یک مسئولیت اصلی رهبری تبدیل کنید. یک دیدگاه سازمانی را تشویق کنید؛ رهبران نباید فقط به نفع تیمهای خود جانشینها را آموزش دهند، بلکه باید برای نیازهای بلندمدت شرکت این کار را انجام دهند.
مزایای بالقوه برنامهریزی جانشینی مؤثر بسیار زیاد است. با این حال اکثر شرکتها این مزایا را درک نمیکنند، حتی با اینکه بسیاری از آنها ساعتهای بیشماری را صرف این تلاش میکنند.
اگرچه اکثر فرآیندهای برنامه جانشینپروری دیگر برای واقعیتهای تجاری امروز کار نمیکنند، شرکتها میتوانند چند تعدیل کلیدی انجام دهند تا ارزش بسیار بیشتری از این کار به دست آورند.
آنها باید از برنامهریزی جایگزینی به تضمین ماندگاری در آینده، از ارزیابیِ صرف به ایجاد آمادگی، از تمرین به اجرا و از رهبران به عنوان گردآورندگان استعداد به تولیدکنندگان رهبری تغییر جهت دهند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از جناب آقای روح الله عبدی، دانشجوی محترم مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت کسب و کار دانشگاه بوعلی سینا برای ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
وقتی بهطور ناگهانی یک رهبر ارشد شرکتی را ترک میکند، شرکتها علیرغم داشتن نوعی «برنامه جانشینپروری»، اغلب برای جایگزینی او دچار زحمت و تقلا میشوند. اما دلیل این ماجرا چیست؟ در پاسخ باید گفت بیشتر برنامهریزیهای جانشینپروریِ سنتی حالت واکنشی داشته و به صورت نامشخص و بیش از حد گسترده تعریف شدهاند. شرکتها برای اطمینان از آمادگی واقعی برای انتقال رهبری، لازم است رویکرد خود را با این چهار تغییر کلیدی تعدیل کنند.
۱) از برنامهریزی برای جایگزینی به تضمین ماندگاری در آینده حرکت کنید. فقط برای نقشهای موجود پشتیبان شناسایی نکنید. بلکه رهبرانی که استراتژی آینده شرکت شما به آنها نیاز خواهد داشت را نیز تعریف کنید. از برنامهریزی مبتنی بر سناریو برای ترسیم مسیرهای مختلفی که کسبوکار شما میتواند طی کند استفاده کنید، سپس رهبرانی را پرورش دهید که در هر یک موفق شوند. این امر، توسعه رهبری را با اهداف بلندمدت همسو کرده و توانمندی واقعی را ایجاد میکند.
۲) از ارزیابی به آمادهسازی تغییر جهت دهید. صرفاً رتبهبندی رهبرانِ بالقوه کافی نیست. در عوض، تجربیات توسعه را مستقیماً به اهداف جانشینپروری پیوند دهید. شکافها را شناسایی کنید، نقشهای چالشبرانگیز ارائه دهید و استعدادهای در حال رشد را با مربیان و منتورهایی همراه کنید که بر انتقالهای آتی متمرکز هستند.
۳) جانشینپروری را به یک اولویت اجرایی تبدیل کنید. با جانشینپروری مانند هر استراتژی حیاتی کسبوکار دیگری برخورد کنید. برای این فرایند استراتژیک مالک فرآیند، زمانبندی و معیارهای کلیدی تعریف کنید. منابع انسانی میتواند از این فرآیند پشتیبانی کند، اما در نهایت مسئولیت اصلی باید بر عهده رهبری اجرایی باشد.
۴) از رهبران انتظار داشته باشید که رهبر پرورش دهند. پرورش استعدادهای آینده را به یک مسئولیت اصلی رهبری تبدیل کنید. یک دیدگاه سازمانی را تشویق کنید؛ رهبران نباید فقط به نفع تیمهای خود جانشینها را آموزش دهند، بلکه باید برای نیازهای بلندمدت شرکت این کار را انجام دهند.
مزایای بالقوه برنامهریزی جانشینی مؤثر بسیار زیاد است. با این حال اکثر شرکتها این مزایا را درک نمیکنند، حتی با اینکه بسیاری از آنها ساعتهای بیشماری را صرف این تلاش میکنند.
اگرچه اکثر فرآیندهای برنامه جانشینپروری دیگر برای واقعیتهای تجاری امروز کار نمیکنند، شرکتها میتوانند چند تعدیل کلیدی انجام دهند تا ارزش بسیار بیشتری از این کار به دست آورند.
آنها باید از برنامهریزی جایگزینی به تضمین ماندگاری در آینده، از ارزیابیِ صرف به ایجاد آمادگی، از تمرین به اجرا و از رهبران به عنوان گردآورندگان استعداد به تولیدکنندگان رهبری تغییر جهت دهند.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
پینوشت: از جناب آقای روح الله عبدی، دانشجوی محترم مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت کسب و کار دانشگاه بوعلی سینا برای ارسال این نوشتار سپاسگزاریم.
هوش مصنوعی به مثابه همتیمی!
هوش مصنوعی دیگر فقط نوعی ابزار نیست؛ بلکه بخشی از نیروی کار شماست.
اگر میخواهید در این دورهِ جدید که دوره «هوش مصنوعی عاملی» (Agentic AI) (یعنی آن نوع از سیستمهای هوش مصنوعی که میتوانند مستقل و بدون نظارت مداوم انسان عمل کنند) است، بهطور مؤثرتری رهبری کنید، باید با عوامل هوش مصنوعی به عنوان همتیمی رفتار کنید، نه فقط نوعی نرمافزار.
این کار با تجدید نظر در نحوه ساختاردهی و منبعیابی کار آغاز میشود که برخی از روشهای آن عبارت هستند از؛
۱) نقشه وظایف و نتایج را تدوین کنید نه فقط نقشه نقشها را. هر شغل را به وظایف جداگانهاش تقسیم کنید. سپس، مشخص کنید کدام یک از آنها به بهترین وجه توسط هوش مصنوعی انجام میشوند، کدام یک به مهارتهای انسانی نیاز دارند و کدام یک به هر دو نیاز دارند. شما دیگر «نیروی کار دیجیتال» نمیخرید، بلکه شما نتایج را میخرید. برنامهریزی نیروی کار خود را با تعریف نتیجهای که نیاز دارید شروع کنید، سپس ترکیب مناسبی از افراد و هوش مصنوعی را برای ارائه آن ایجاد کنید.
۲) نیازهای خود به قابلیتهای هوش مصنوعی را درک کنید. فهرستی از ابزارهای هوش مصنوعی ایجاد کنید که با نقشها و نیازهای سازمان شما همسو باشند. برخی از وظایف (مانند نوشتن، کنترل کیفیت یا پشتیبانی مشتری) ممکن است به مدلهای هوش مصنوعی کاملاً متفاوتی نیاز داشته باشند. این به شما کمک میکند تا ابزارها و شرکای مناسب را انتخاب کنید و از راهحلهای عمومی که در واقع مناسب نیستند، اجتناب کنید.
۳) جریانهای کاری ترکیبیِ (هیبریدی) و یکپارچه ایجاد کنید. به وضوح مشخص کنید که چه کسی (یا چه چیزی) مالک هر وظیفه است. قواعد ارجاع کار، نقاط تحویل و مسئولیتها را تعیین کنید تا همکاری انسان و هوش مصنوعی به راحتی پیش برود. این شفافیت، سردرگمی را کاهش میدهد، اعتماد ایجاد میکند و عملکرد را افزایش میدهد.
۴) مدل نیروی کار خود را بازطراحی کنید. کارکنان تماموقت، فریلنسرها و نمایندگان هوش مصنوعی را در یک استراتژی واحد ترکیب کنید. در این مورد تصمیم بگیرید که آیا میخواهید ابزارهای هوش مصنوعی خود را بسازید، آنها را مانند کارکنان موقت اجاره کنید یا کل عملکردها را برونسپاری کنید. رویکرد خود را با نیازهای کسب و کار تطبیق دهید و شاخصهای کلیدی عملکرد جدیدی را توسعه دهید که نشاندهنده نحوه عملکرد واقعی نیروی کار دیجیتال باشد.
۵) بدون فوت وقت قواعد اخلاقی و قانونی وضع کنید. سیاستهای هوش مصنوعی خود را در سطح شرکت با تیمهای حقوقی، اخلاقی و با تبعیت از قانون تدوین کنید. نحوه استفاده از دادهها، نحوه برخورد با تعصب و سوگیریها و نحوه پاسخگویی سیستمها را تعریف کنید. بدانید که ریسک نظارتی در حال افزایش است و در این میان پیشگامان سریعتر از کسانی که تأخیر میکنند، سازگار میشوند.
۶) به طور مداوم ترکیب انسان و هوش مصنوعی خود را اصلاح کنید. استقرار هوش مصنوعی را به عنوان یک رویداد یکباره در نظر نگیرید. عملکردها را رصد کنید، مدلها را دوباره آموزش دهید و استراتژیها را در صورت نیاز و همگام با تکامل فناوری، بهروزرسانی کنید.
۷) روی افراد متمرکز بمانید. هوش مصنوعی باید نقاط قوت انسان را تقویت کند، نه اینکه جایگزین آن شود. در آموزشهایی سرمایهگذاری کنید که خلاقیت، مهارتهای ارتباطی و قضاوت اخلاقی را تقویت میکنند. اینگونه است که شما رقابتی خواهید ماند و بهترین استعدادهای خود را درگیر نگه خواهید داشت.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
هوش مصنوعی دیگر فقط نوعی ابزار نیست؛ بلکه بخشی از نیروی کار شماست.
اگر میخواهید در این دورهِ جدید که دوره «هوش مصنوعی عاملی» (Agentic AI) (یعنی آن نوع از سیستمهای هوش مصنوعی که میتوانند مستقل و بدون نظارت مداوم انسان عمل کنند) است، بهطور مؤثرتری رهبری کنید، باید با عوامل هوش مصنوعی به عنوان همتیمی رفتار کنید، نه فقط نوعی نرمافزار.
این کار با تجدید نظر در نحوه ساختاردهی و منبعیابی کار آغاز میشود که برخی از روشهای آن عبارت هستند از؛
۱) نقشه وظایف و نتایج را تدوین کنید نه فقط نقشه نقشها را. هر شغل را به وظایف جداگانهاش تقسیم کنید. سپس، مشخص کنید کدام یک از آنها به بهترین وجه توسط هوش مصنوعی انجام میشوند، کدام یک به مهارتهای انسانی نیاز دارند و کدام یک به هر دو نیاز دارند. شما دیگر «نیروی کار دیجیتال» نمیخرید، بلکه شما نتایج را میخرید. برنامهریزی نیروی کار خود را با تعریف نتیجهای که نیاز دارید شروع کنید، سپس ترکیب مناسبی از افراد و هوش مصنوعی را برای ارائه آن ایجاد کنید.
۲) نیازهای خود به قابلیتهای هوش مصنوعی را درک کنید. فهرستی از ابزارهای هوش مصنوعی ایجاد کنید که با نقشها و نیازهای سازمان شما همسو باشند. برخی از وظایف (مانند نوشتن، کنترل کیفیت یا پشتیبانی مشتری) ممکن است به مدلهای هوش مصنوعی کاملاً متفاوتی نیاز داشته باشند. این به شما کمک میکند تا ابزارها و شرکای مناسب را انتخاب کنید و از راهحلهای عمومی که در واقع مناسب نیستند، اجتناب کنید.
۳) جریانهای کاری ترکیبیِ (هیبریدی) و یکپارچه ایجاد کنید. به وضوح مشخص کنید که چه کسی (یا چه چیزی) مالک هر وظیفه است. قواعد ارجاع کار، نقاط تحویل و مسئولیتها را تعیین کنید تا همکاری انسان و هوش مصنوعی به راحتی پیش برود. این شفافیت، سردرگمی را کاهش میدهد، اعتماد ایجاد میکند و عملکرد را افزایش میدهد.
۴) مدل نیروی کار خود را بازطراحی کنید. کارکنان تماموقت، فریلنسرها و نمایندگان هوش مصنوعی را در یک استراتژی واحد ترکیب کنید. در این مورد تصمیم بگیرید که آیا میخواهید ابزارهای هوش مصنوعی خود را بسازید، آنها را مانند کارکنان موقت اجاره کنید یا کل عملکردها را برونسپاری کنید. رویکرد خود را با نیازهای کسب و کار تطبیق دهید و شاخصهای کلیدی عملکرد جدیدی را توسعه دهید که نشاندهنده نحوه عملکرد واقعی نیروی کار دیجیتال باشد.
۵) بدون فوت وقت قواعد اخلاقی و قانونی وضع کنید. سیاستهای هوش مصنوعی خود را در سطح شرکت با تیمهای حقوقی، اخلاقی و با تبعیت از قانون تدوین کنید. نحوه استفاده از دادهها، نحوه برخورد با تعصب و سوگیریها و نحوه پاسخگویی سیستمها را تعریف کنید. بدانید که ریسک نظارتی در حال افزایش است و در این میان پیشگامان سریعتر از کسانی که تأخیر میکنند، سازگار میشوند.
۶) به طور مداوم ترکیب انسان و هوش مصنوعی خود را اصلاح کنید. استقرار هوش مصنوعی را به عنوان یک رویداد یکباره در نظر نگیرید. عملکردها را رصد کنید، مدلها را دوباره آموزش دهید و استراتژیها را در صورت نیاز و همگام با تکامل فناوری، بهروزرسانی کنید.
۷) روی افراد متمرکز بمانید. هوش مصنوعی باید نقاط قوت انسان را تقویت کند، نه اینکه جایگزین آن شود. در آموزشهایی سرمایهگذاری کنید که خلاقیت، مهارتهای ارتباطی و قضاوت اخلاقی را تقویت میکنند. اینگونه است که شما رقابتی خواهید ماند و بهترین استعدادهای خود را درگیر نگه خواهید داشت.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
«شش سبک رهبری رایج و زمان استفاده از آنها»
یکی از نشانههای رهبرِ بزرگ بودن، تشخیص آن است که شرایط مختلف، سبکهای رهبری متفاوتی را میطلبد.
در این نوشتار شش سبک رهبری رایج (که برای نخستینبار توسط دنیل گلمن در سال ۲۰۰۰ و در مقالهای با عنوان «رهبریِ نتیجهبخش» در هاروارد بیزینس ریویو معرفی شد) و زمان استفاده از این سبکهای رهبری بیان شده است. این سبکها عبارت هستند از؛
1) رهبری اجباری یا قهرآمیز
2) رهبری آمرانه
3) رهبری پیشتاز
4) رهبری پیوندجویانه
5) رهبری دموکراتیک
6) رهبری مربیگرایانه
[1] Coercive leadership
[2] Authoritative leadership
[3] Pacesetting leadership
[4] Affiliative leadership
[5] Democratic leadership
[6] Coaching leadership
برای مطالعه این نوشتار اینجا کلیک کنید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
یکی از نشانههای رهبرِ بزرگ بودن، تشخیص آن است که شرایط مختلف، سبکهای رهبری متفاوتی را میطلبد.
در این نوشتار شش سبک رهبری رایج (که برای نخستینبار توسط دنیل گلمن در سال ۲۰۰۰ و در مقالهای با عنوان «رهبریِ نتیجهبخش» در هاروارد بیزینس ریویو معرفی شد) و زمان استفاده از این سبکهای رهبری بیان شده است. این سبکها عبارت هستند از؛
1) رهبری اجباری یا قهرآمیز
2) رهبری آمرانه
3) رهبری پیشتاز
4) رهبری پیوندجویانه
5) رهبری دموکراتیک
6) رهبری مربیگرایانه
[1] Coercive leadership
[2] Authoritative leadership
[3] Pacesetting leadership
[4] Affiliative leadership
[5] Democratic leadership
[6] Coaching leadership
برای مطالعه این نوشتار اینجا کلیک کنید.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
وقتی منابع انسانی تبدیل به «خونآشام» میشود!
یکی از مهمترین نقشهای مدیران منابع انسانی در هر سازمانی نقش حامی کارکنان است. در ایفای این نقش مدیران منابع انسانی در قاموس قهرمان کارکنان باید قلب تپندهی اعتماد، عدالت و حمایت از کارکنان باشند (اولریچ، ۱۹۹۷).
اما گاهی همین قلب، به دندانهای تیز مدیریتی مجهز میشود و به جای پمپاژ زندگی، خون کارکنان را میمکد و این نقش مهم به فراموشی سپرده میشود.
◾️ کنترل بیش از حد: از ردیابی دقیقهبهدقیقهی حضور گرفته تا مانیتورینگ ایمیلها، جایی که اعتماد قربانیِ ترس میشود.
◾️ سیاستهای تنبیهی: اخطارها و توبیخها بدون گفتگو و درک انسانی.
◾️ بهرهکشی پنهان: اضافهکاریهای بدون جبران، وظایف فزاینده، و وعدههایی که هیچوقت محقق نمیشوند.
◾️ زبان بیروحِ «کاهش هزینه»: وقتی انسانها به عدد، و «رفاه» به هزینهی غیرضروری تبدیل میشود.
وقتی اهداف منابع انسانی فقط با کاهش هزینه، افزایش بهرهوری کوتاهمدت، یا رضایت سهامداران تعریف میشود، نتیجه سازمانی است که از درون خالی میشود. اعتماد از بین میرود، انگیزه میمیرد، و بهترین نیروها فرار میکنند.
◾️ بازتعریف موفقیت: معیار موفقیت منابع انسانی باید ترکیبی از بهرهوری و رفاه انسانی باشد.
◾️ شفافیت و پاسخگویی: سیاستها و تصمیمها باید روشن، مستند و قابل اعتراض باشند.
◾️ گوش دادن واقعی: جلسات گفتوگو، نه فقط ارزیابی عملکرد.
◾️ سرمایهگذاری در سلامت روان و تعادل کار/زندگی: چون سازمانی که نیروی خسته دارد، آیندهای ندارد.
منابع انسانی نباید خونآشام باشد؛ باید «راوی زندگی» سازمان باشد — نهادی که میان نیازهای بقا و شأن انسانی و منافع کارفرمایان و صاحبان سرمایه تعادل برقرار میکند.
فراموش نکنیم که وقتی منابع انسانی دوباره به انسان اعتماد کند، کارکنان هم به سازمان اعتماد خواهند کرد.
Ulrich, D. (1997). HRM champions: The next agenda for adding value and delivering results. Cambridge, MA: Harvard Business School Press
با «اچ آر یار» همراه باشید.
یکی از مهمترین نقشهای مدیران منابع انسانی در هر سازمانی نقش حامی کارکنان است. در ایفای این نقش مدیران منابع انسانی در قاموس قهرمان کارکنان باید قلب تپندهی اعتماد، عدالت و حمایت از کارکنان باشند (اولریچ، ۱۹۹۷).
اما گاهی همین قلب، به دندانهای تیز مدیریتی مجهز میشود و به جای پمپاژ زندگی، خون کارکنان را میمکد و این نقش مهم به فراموشی سپرده میشود.
برخی از نشانههای یک مدیر منابع انسانی خونآشام عبارت هستند از؛
◾️ کنترل بیش از حد: از ردیابی دقیقهبهدقیقهی حضور گرفته تا مانیتورینگ ایمیلها، جایی که اعتماد قربانیِ ترس میشود.
◾️ سیاستهای تنبیهی: اخطارها و توبیخها بدون گفتگو و درک انسانی.
◾️ بهرهکشی پنهان: اضافهکاریهای بدون جبران، وظایف فزاینده، و وعدههایی که هیچوقت محقق نمیشوند.
◾️ زبان بیروحِ «کاهش هزینه»: وقتی انسانها به عدد، و «رفاه» به هزینهی غیرضروری تبدیل میشود.
چطور این هیولا زاده میشود؟
وقتی اهداف منابع انسانی فقط با کاهش هزینه، افزایش بهرهوری کوتاهمدت، یا رضایت سهامداران تعریف میشود، نتیجه سازمانی است که از درون خالی میشود. اعتماد از بین میرود، انگیزه میمیرد، و بهترین نیروها فرار میکنند.
اما راه بازگشت به انسانیت چیست؟
◾️ بازتعریف موفقیت: معیار موفقیت منابع انسانی باید ترکیبی از بهرهوری و رفاه انسانی باشد.
◾️ شفافیت و پاسخگویی: سیاستها و تصمیمها باید روشن، مستند و قابل اعتراض باشند.
◾️ گوش دادن واقعی: جلسات گفتوگو، نه فقط ارزیابی عملکرد.
◾️ سرمایهگذاری در سلامت روان و تعادل کار/زندگی: چون سازمانی که نیروی خسته دارد، آیندهای ندارد.
منابع انسانی نباید خونآشام باشد؛ باید «راوی زندگی» سازمان باشد — نهادی که میان نیازهای بقا و شأن انسانی و منافع کارفرمایان و صاحبان سرمایه تعادل برقرار میکند.
فراموش نکنیم که وقتی منابع انسانی دوباره به انسان اعتماد کند، کارکنان هم به سازمان اعتماد خواهند کرد.
Ulrich, D. (1997). HRM champions: The next agenda for adding value and delivering results. Cambridge, MA: Harvard Business School Press
با «اچ آر یار» همراه باشید.
مدیران منابع انسانی، مروجانِ خطمقدمِ شرافت و نجابت سازمانی!
نرخ نجابت در محیطهای کاری حتما یکی از مولفههای کلیدی کیفیت زندگی کاری است. مدیران منابع انسانی به عنوان متولیان اصلی حمایت از کارکنان باید در قاموس مدافعان کلیدی این مفهوم در سازمان ظاهر شوند.
میزان نجابت در محیط کار را میتوان با بهره شرافت در سازمان اندازه گرفت.
مفهوم بهره یا هوش شرافت (Decency Quotient) به بررسی ابعاد اخلاقی و اجتماعی رفتار انسانها میپردازد و بر اهمیت شرافت و رفتارهای اخلاقی در زندگی اجتماعی و سازمانی تأکید دارد.
این مفهوم شامل درک ارزشهای انسانی، توانایی همدلی و رفتار بر اساس این ارزشهاست.
هوش شرافت در مدیریت منابع انسانی اهمیت زیادی دارد، زیرا به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت، افزایش رضایت شغلی و بهبود روابط بین فردی کمک میکند.
این مفهوم به مدیران منابع انسانی این امکان را میدهد که با توجه به ارزشها و اصول اخلاقی، تصمیمهای بهتری بگیرند و محیط کاری سالمتری را فراهم کنند.
1. تقویت فرهنگ سازمانی: هوش شرافت باعث ایجاد فرهنگی بر پایه احترام، همدلی و صداقت میشود که به نوبه خود موجب افزایش تعهد کارکنان میشود.
2. بهبود ارتباطات: با افزایش هوش شرافت ارتباطات بین اعضای تیم بهبود مییابد و فضای بازتری برای بیان نظرات و ایدهها ایجاد میشود.
3. جذب و نگهداشت استعدادها: سازمانهایی که بر ارزشهای اخلاقی تأکید دارند، بیشتر مورد توجه استعدادهای برتر قرار میگیرند و میتوانند آنها را حفظ کنند.
4. کاهش تعارضات: با ایجاد فضایی شفاف و عادلانه، تعارضات بین کارکنان کاهش مییابد و همکاری افزایش مییابد.
5. افزایش رضایت شغلی: کارکنانی که در محیطی شرافتمندانه کار میکنند، معمولاً از رضایت شغلی بالاتری برخوردارند.
۱. ایجاد کد اخلاقی: یک کد اخلاقی واضح و قابل فهم برای سازمان تدوین کنید و آن را به همه کارکنان معرفی کنید.
۲. ترویج همدلی: برنامههایی را برای تقویت همدلی در میان کارکنان طراحی کنید، مانند کارگاههای آموزشی و فعالیتهای گروهی.
۳. تشویق به صداقت: فضایی امن برای بیان نظرات و انتقادات فراهم کنید تا کارکنان بتوانند بدون ترس از عواقب، نظرات خود را بیان کنند.
۴. ارزیابی منصفانه: فرآیندهای ارزیابی عملکرد را طوری طراحی کنید که عادلانه و بر اساس شایستگیها باشد.
۵. پاداش دادن به رفتارهای اخلاقی: رفتارهای مثبت و شرافتمندانه را شناسایی و پاداش دهید تا دیگران نیز تشویق شوند.
۶. آموزش مداوم: برنامههای آموزشی درباره اخلاق حرفهای و هوش شرافت برای کارکنان برگزار کنید.
۷. مدیریت تعارضات با رویکرد شرافتمندانه: در مواقع بروز تعارض، رویکردی مبتنی بر احترام و عدالت اتخاذ کنید.
۸. ایجاد فرصتهای مشارکت: کارکنان را تشویق کنید تا در تصمیمگیریهای سازمانی مشارکت داشته باشند و نظرات خود را بیان کنند.
۹. پشتیبانی از تنوع و شمول: فرهنگ تنوع و شمول را در سازمان تقویت کنید تا همه افراد احساس ارزشمندی کنند.
۱۰. نظارت بر رفتارها: رفتارهای کارکنان و مدیران را زیر نظر داشته باشید و در صورت لزوم بازخورد مناسب ارائه دهید.
با رعایت این توصیهها، مدیران منابع انسانی میتوانند محیط کاری مثبتی ایجاد کنند که در آن هوش شرافت به عنوان یک ارزش کلیدی شناخته شود.
با «اچ آر یار» همراه باشید.
نرخ نجابت در محیطهای کاری حتما یکی از مولفههای کلیدی کیفیت زندگی کاری است. مدیران منابع انسانی به عنوان متولیان اصلی حمایت از کارکنان باید در قاموس مدافعان کلیدی این مفهوم در سازمان ظاهر شوند.
میزان نجابت در محیط کار را میتوان با بهره شرافت در سازمان اندازه گرفت.
مفهوم بهره یا هوش شرافت (Decency Quotient) به بررسی ابعاد اخلاقی و اجتماعی رفتار انسانها میپردازد و بر اهمیت شرافت و رفتارهای اخلاقی در زندگی اجتماعی و سازمانی تأکید دارد.
هوش شرافت به عنوان توانایی فرد در درک، ارزیابی و عمل به اصول اخلاقی و اجتماعی تعریف میشود.
این مفهوم شامل درک ارزشهای انسانی، توانایی همدلی و رفتار بر اساس این ارزشهاست.
هوش شرافت در مدیریت منابع انسانی اهمیت زیادی دارد، زیرا به ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت، افزایش رضایت شغلی و بهبود روابط بین فردی کمک میکند.
این مفهوم به مدیران منابع انسانی این امکان را میدهد که با توجه به ارزشها و اصول اخلاقی، تصمیمهای بهتری بگیرند و محیط کاری سالمتری را فراهم کنند.
یافتههای علمی نشان دادهاند که بهبود بهره شرافت در سازمان، منجر به تحقق پنج مولفه زیر میشود؛
1. تقویت فرهنگ سازمانی: هوش شرافت باعث ایجاد فرهنگی بر پایه احترام، همدلی و صداقت میشود که به نوبه خود موجب افزایش تعهد کارکنان میشود.
2. بهبود ارتباطات: با افزایش هوش شرافت ارتباطات بین اعضای تیم بهبود مییابد و فضای بازتری برای بیان نظرات و ایدهها ایجاد میشود.
3. جذب و نگهداشت استعدادها: سازمانهایی که بر ارزشهای اخلاقی تأکید دارند، بیشتر مورد توجه استعدادهای برتر قرار میگیرند و میتوانند آنها را حفظ کنند.
4. کاهش تعارضات: با ایجاد فضایی شفاف و عادلانه، تعارضات بین کارکنان کاهش مییابد و همکاری افزایش مییابد.
5. افزایش رضایت شغلی: کارکنانی که در محیطی شرافتمندانه کار میکنند، معمولاً از رضایت شغلی بالاتری برخوردارند.
بر اساس مفهوم بهره شرافت، ده توصیه به مدیران منابع انسانی که بهحق باید آنها را مدافعان و مروجان اصلی نجابت سازمانی قلمداد کرد، برای ارتقای این ویژگی کلیدی در محیطهای کاری ارائه میشود؛
۱. ایجاد کد اخلاقی: یک کد اخلاقی واضح و قابل فهم برای سازمان تدوین کنید و آن را به همه کارکنان معرفی کنید.
۲. ترویج همدلی: برنامههایی را برای تقویت همدلی در میان کارکنان طراحی کنید، مانند کارگاههای آموزشی و فعالیتهای گروهی.
۳. تشویق به صداقت: فضایی امن برای بیان نظرات و انتقادات فراهم کنید تا کارکنان بتوانند بدون ترس از عواقب، نظرات خود را بیان کنند.
۴. ارزیابی منصفانه: فرآیندهای ارزیابی عملکرد را طوری طراحی کنید که عادلانه و بر اساس شایستگیها باشد.
۵. پاداش دادن به رفتارهای اخلاقی: رفتارهای مثبت و شرافتمندانه را شناسایی و پاداش دهید تا دیگران نیز تشویق شوند.
۶. آموزش مداوم: برنامههای آموزشی درباره اخلاق حرفهای و هوش شرافت برای کارکنان برگزار کنید.
۷. مدیریت تعارضات با رویکرد شرافتمندانه: در مواقع بروز تعارض، رویکردی مبتنی بر احترام و عدالت اتخاذ کنید.
۸. ایجاد فرصتهای مشارکت: کارکنان را تشویق کنید تا در تصمیمگیریهای سازمانی مشارکت داشته باشند و نظرات خود را بیان کنند.
۹. پشتیبانی از تنوع و شمول: فرهنگ تنوع و شمول را در سازمان تقویت کنید تا همه افراد احساس ارزشمندی کنند.
۱۰. نظارت بر رفتارها: رفتارهای کارکنان و مدیران را زیر نظر داشته باشید و در صورت لزوم بازخورد مناسب ارائه دهید.
با رعایت این توصیهها، مدیران منابع انسانی میتوانند محیط کاری مثبتی ایجاد کنند که در آن هوش شرافت به عنوان یک ارزش کلیدی شناخته شود.
با «اچ آر یار» همراه باشید.