This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیدو درباره اون مومنت ایکونیک فلیکر توی آیلند حرف زد و گفت اون لحظه مست بوده.
👤 : هیسونگ من میتونم یچیزی بگم؟ همیشه دنبال یه فرصت برای گفتنش بودم
🦌 : هر چی میخوای بگو
👤 : من اون روز وقتی هیسونگ بهم زنگ زد داشتم مشروب میخوردم و خوش میگذروندم و همینطور یکم هیجانزده بودم. بنابراین یکم زیادی هیجان زده شدم، پس در حقیقت من اصلا از اون آدمایی نیستم که هرجایی بلند بلند بزنم زیر آواز
👤 : هیسونگ من میتونم یچیزی بگم؟ همیشه دنبال یه فرصت برای گفتنش بودم
🦌 : هر چی میخوای بگو
👤 : من اون روز وقتی هیسونگ بهم زنگ زد داشتم مشروب میخوردم و خوش میگذروندم و همینطور یکم هیجانزده بودم. بنابراین یکم زیادی هیجان زده شدم، پس در حقیقت من اصلا از اون آدمایی نیستم که هرجایی بلند بلند بزنم زیر آواز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦌 : من الان قرمز شدم
👤 : درست مثل پدرم وقتی الکل میخورم قرمز میشم
🦌 : من مست نیستم، بخدا مست نیستم
👤 : درست مثل پدرم وقتی الکل میخورم قرمز میشم
🦌 : من مست نیستم، بخدا مست نیستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درانک دیزد خوندن هیسونگ و برادرش 😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیک ”راستش من اون زمان واقعا دلم میخواست به هیسونگ هیونگ نزدیک بشم.“
هیسونگ ” منم همینطور ! نمیتونم تعداد دفعاتی که اومدم و بهت سلام کردم رو بشمارم. من واقعا میخواستم باهات صمیمی شم ولی هربار وقتی همدیگه رو میدیدم و بهت سلام میکردم یا میخواستم سر صحبت رو باهات باز کنم تو فقط بهم زل میزدی و بعد از دو دقیقه تازه تعظیم میکردی.“
جیک ” من اونموقع به تعظیم کردن عادت نداشتم میدونی بیشتر دلم میخواست فقط نگاهت کنم.“
هیسونگ ”چرا میخواستی نگاهم کنی؟“
جیک ” فقط .. تو خیلی باحال و خوشتیپ بودی. میدونی یه کاریزمای خاصی داشتی.“
* هیسونگ خجالت میکشه * هیسونگ ”نه نداشتم“
هیسونگ ” منم همینطور ! نمیتونم تعداد دفعاتی که اومدم و بهت سلام کردم رو بشمارم. من واقعا میخواستم باهات صمیمی شم ولی هربار وقتی همدیگه رو میدیدم و بهت سلام میکردم یا میخواستم سر صحبت رو باهات باز کنم تو فقط بهم زل میزدی و بعد از دو دقیقه تازه تعظیم میکردی.“
جیک ” من اونموقع به تعظیم کردن عادت نداشتم میدونی بیشتر دلم میخواست فقط نگاهت کنم.“
هیسونگ ”چرا میخواستی نگاهم کنی؟“
جیک ” فقط .. تو خیلی باحال و خوشتیپ بودی. میدونی یه کاریزمای خاصی داشتی.“
* هیسونگ خجالت میکشه * هیسونگ ”نه نداشتم“
شیم جهیون هر چقدر میخوای با لبخند بهش زل بزن، ما وانمود میکنیم که نمیدونیم چقدر ابسسدش هستی.