خیلی به نیکی افتخار میکنم، برای واقعی نیکی باعث میشه گریه کنم. پسر کوچولویی که وقتی بچه بود، طرفدار شاینی بود و ۶ سال پیش بکاپ دنسر شاینی و عضوی از شاینی کیدز بود، پسر بچهای که آرزوش این بود یهروزی روی استیج توکیو دوم، برای طرفداراش اجرا کنه، بخونه، برقصه و فناش رو خوشحال کنه، الان اون پسر بچه با انهایپن دبیو کرده و یه آیدل موفق شده، و بعد از ۶ سال به عنوان عضوی از انهایپن روی استیج توکیو دوم برای فناش اجرا میکنه و باعث میشه هزاران نفر لبخند بزنن. نیکی سان به آرزوت رسیدی :(
اولش نیکی نمیخواست گریه کنه و داشت مقاومت میکرد، برای همین وقتی اعضا میخواستن برن پیشش و بغلش کنن، بهشون گفت نیان. ولی بعد نتونست گریش رو نگه داره و اعضا سریع رفتن پیشش، بعدم جیک شروع کرد به گفتن اینکه نیکی فقط یه بیبیه 😭
🦌 : الان حالت خوبه نیکی؟
🐥 : بله! انجین همیشه ..
🦌 : تو خوب نیستی، نیکی سان چیشده؟
🐈 : حالت خوبه؟
🐥 : انجین همیشه... ( میخنده )
🐈 : گریه میکنی یا میخندی؟ لطفا یکیش رو انجام بده
🐥 : بله! انجین همیشه ..
🦌 : تو خوب نیستی، نیکی سان چیشده؟
🐈 : حالت خوبه؟
🐥 : انجین همیشه... ( میخنده )
🐈 : گریه میکنی یا میخندی؟ لطفا یکیش رو انجام بده
انگار یکی از انجینها یه پوستر با عکس کی و نیکی که برای ۶ سال پیش بود، آورده بود و وقتی هیجیک اون پوستر رو دیدن سریع نیکی رو صدا کردن تا بهش نشونش بدن، آخرم نیکی وقتی متوجه شد و پوستر رو دید همون ژست رو گرفت 😭
وقتی سونو احساساتی میشه و گریش میگیره، جونگوون همیشه اولین کسیه که میره پیشش، بغلش میکنه و دلداریش میده. رابطه سونوون برای واقعی قشنگترین چیزیه که میتونید ببینید 🥹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید وقتی سونو گریش گرفت چجوری جونگوون رفت پیشش، بغلش کرد، ادورش کرد و بعد سونو رو کنار خودش نگه داشت و دستاش رو روی شونهش گذاشت تا مطمئن شه سونو حالش خوبه و دیگه گریه نمیکنه 😭
انهایپن امروز برای هزارمین بار بهم ثابت کردن آدمای درستی رو استن میکنم، برای واقعی خیلی بهشون افتخار میکنم و عاشقشونم.
🦮 : پدر نیکی گفت که اون یکی از فن های منه
🐧 : واقعا؟
🦮 : آره
🐧 : واقعا؟
🦮 : آره
ببخشید مگه خودش دست نداره؟ دارین چیکار میکنین؟ 😭
جهیون موهای هیسونگ رو مرتب میکنه، لباسش رو مرتب میکنه، ببخشید وقتشه بس کنید😭
یکی از انجینهای ژاپنی گفته که هیسونگ کتش رو دراورده بود و بعد که دوباره کتش رو پوشید، زیپش گیر کرد، در آخر جیک سریع رفت پیشش، کمکش کرد و زیپش رو کشید بالا 😭