هیسونگ اول سراغ جی رفت تا ماموریتش رو انجام بده. بعدم همون اول کاری جی گفت " ماموریت هیسونگ هیونگ باید ماساژ دادن باشه " هیسونگم داشت سعی میکرد آروم باشه و مشکوک به نظر نرسه 😭
ماموریت جونگوون این بود که باید دست اعضارو میگرفت و بدون اینکه تلاشی برای مخفی کردنش کنه تا حواس هیسونگ پرت شد رفت و دستش رو گرفت، هیسونگم همش میگفت که جونگوون فریبش داده. آخرم مردی جبران کرد و تا حواس جونگوون پرت شد افتاد به جون شونههاش تا ماساژش بده.
آروم به جیک نزدیک میشه، و با وجود اینکه به عنوان ونوم ماموریت داشت اعضارو جوری ماساژ بده که " دردشون " بگیره ولی به سوییت ترین حالت ممکن شونههای جیک رو ماساژ میده، کلی بهخاطر جیک میخنده و ماموریتش رو تموم میکنه.
جیک باید به اعضا غذا میداد و وقتی سونگهون رو دید یه سنگ از روی زمین برداشت و از سونگهون پرسید که میخواد امتحانش کنه یا نه؟
هیسونگی که عادت داره جیک بهش غذا بده و هرچیزی که جیک بهش بده رو بدون هیچ حرفی میخوره و آخر تازه میفهمه که این جزوی از ماموریت جیکه، قشنگ ترین چیزیه که میتونید ببینید. جوری که ازش میپرسه " این ماموریتته مگه نه؟ "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیسونگ وقتی هربار متوجه میشه ماموریت جیک چیه
سونو ماموریت جیک رو فهمیده بود برای همین نزاشت بهش غذا بده و بعد نیکی هم غذایی که جیک بهش داد رو نخورد، فقط به ریکشنش وقتی دید کسی جز هیسونگ از دستش غذا نمیخوره نگاه کنید 😭
بعدش جونگوون اومد و از دستش غذا خورد، پاپی بالاخره تونست انجامش بده😭
جیک داشت میگفت سونگهون عمرا از دستش غذا بخوره که سونگهون اومد و بدون اینکه به چیزی مشکوک بشه و حرفی بزنه غذارو خورد، و بعد وقتی ریکشن اعضارو دید تازه ماموریت جیک رو فهمید 😭
بگین فقط من نیستم که یاد این تیکتاکای هیجیک افتادم.