‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤﹚ – Telegram
‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤
2.76K subscribers
12.7K photos
10.1K videos
354 links
15 n𝗈𝗏𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋 2022  𝗋𝖺𝗆𝗒𝖾𝗈𝗇𝗓   🍜
evan and his boy jake ‌ ‌ ‌ ‌﹙ t.me/bluhypen
Download Telegram
انگار هیجیک دارن باهم یه تیک‌تاک تو سنگاپور ضبط میکنن ..
انجین‌های سنگاپور جیک و هیسونگ رو درحال ضبط تیک تاک دیدن، و اینجوری که معلومه داریم تیک‌تاک رامیونز میگیریم 😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از اعضا پرسیدن که دوست دارن بدنشون رو برای یه روز با کدوم یکی از اعضا عوض کنن و جیک جواب داد که دوست داره جای هیسونگ باشه. چون اون خواننده‌‌ی خوبیه و تن صدای خیلی خوبی داره، پس کنجکاوه بدونه یه روز زندگی کردن با صدای هیسونگ چه حسی داره 😭
چندسال پیش پسری که قبلا حتی خوندن و رقصیدن رو امتحان نکرده بود، همه چیزش رو تو استرالیا رها کرد و تو سن کم به کره اومد. برای آدیشنش آهنگ " love yourself " رو خوند و از بین ۵۰۰ نفر انتخاب شد. دوران کاراموزی خیلی کوتاهی داشت ولی با این وجود برای دبیو کردن سخت تلاش کرد. باوجود اینکه دلش برای خانواده‌ش تنگ شده بود، سختی‌های زیادی رو تحمل میکرد و بارها به فکر تسلیم شدن افتاده بود، بازم ادامه داد و بهترین خودش رو گذاشت. تو آیلند شرکت کرد و با پیشرفت بی‌نظیری که داشت تونست به عنوان عضوی از " انهایپن " دبیو کنه.
و حالا اون پسر جلوی هزاران نفر آدم، کسایی که طرفدارشن و با تمام وجودشون دوسش دارن، دوباره " love yourself " رو خوند. پسر مهربون و با استعداد من، تو از چیزی که فکر میکنی خیلی بهتری و لیاقت این رو داری هردقیقه ازت تعریف کنن. انجین‌ها عاشقتن ♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیک درباره این صحبت کرد که قبل از آیلند اجازه نداشتن باهم حرف بزنن و تنها چیزی که میتونستن به هم بگن فقط یه سلام بود. پس وقتی که آیلند شروع شد، خیلی از دیدن بقیه کاراموزا و حرف زدن با آدمای دیگه خوشحال بود.
" ما باید حدود دوازده ساعت تمرین میکردیم ولی من حتی نمیدونستم باید چی رو تمرین کنم. یه روز وقتی داشتم تمرین میکردم، یه عکس از خودم گرفتم و بعد برای خانوادم فرستادم و بعد بهشون گفتم " فکر نمیکنم بتونم انجامش بدم، ایدل شدن مناسب من نیست " من واقعا ناامید شده بودم چون حس میکردم چیزی یاد نگرفتم.
جیک گفت که هنوز درباره این موضوع کنجکاوه که چه چیزی باعث شده پدر و مادرش بهش اعتماد کنن و باور داشته باشن که یه خواننده میشه، چون قبل از دوران کاراموزیش خانوادش صداش رو شنیده بودن و به‌نظرش اون زمان واقعا صدای خوبی نداشت.
" پدر و مادرم واقعا به من اعتماد داشتن، من مجبور شدم همه چیز رو تو استرالیا رها کنم تا فقط به کره بیام و حتی نمیدونستم موفق میشم یا نه، چون افراد کمی این شانس رو دارن که تبدیل به یه ایدل بشن. نمیدونم چرا پدر و مادرم انقدر حمایتم کردن و بهم اعتقاد داشتن، ولی ازشون خیلی ممنونم "