سر بطری انقدر کوچیکه که به راحتی تو دهن جیک جا میشه 😭
هیسونگ داشت کامنتهایی که جیک برای لایو سونگهون گذاشته بود رو میخوند و غلط املاییهاش رو میگرفت 😭
🦌 : تو نوشتی " میتونم برم؟ " و " شماره اتاق چنده؟ " چرا اینجوریه؟
🦮 : من فقط هرچی که به ذهنم رسید و شنیده بودم رو نوشتم. اصلا این روزا این یه ترنده
🦌 : جدی ای؟
🦌 : تو نوشتی " میتونم برم؟ " و " شماره اتاق چنده؟ " چرا اینجوریه؟
🦮 : من فقط هرچی که به ذهنم رسید و شنیده بودم رو نوشتم. اصلا این روزا این یه ترنده
🦌 : جدی ای؟
جیک میگه چون لبهای درشتی داره نمیتونه گازشون نگیره، برای همین دوباره دچار استوماتیت شده. ولی دیگه پماد و دارو فایدهای نداره و اثر نمیکنه
هیسونگ، جی و نیکی وقتی جاکارتا بودن باهمدیگه رفته بودن بیرون تا شام بخورن، و این عکسی که نیکی پست کرده بود برای اون موقع بود 😭
ریکشن جیک وقتی ازش میپرسن " کِی قراره با هیسونگ بیای لایو؟ "
🐈 : من و جیک هیونگ باهمدیگه دوتا فیلم دیدیم، واقعا خیلی سرگرم کننده و باحال بودن. جیک هیونگ یهویی ساعت رو نگاه کرد و گفت " جونگوون ساعت چهار صبحه .. " پس بعدش من سریع رفتم تو اتاقم تا بخوابم.
پشت صحنهی تیکتاک جیک و جونگوون
جونگوون اگیو میره، کیوت میشه، نفس میکشه و هرکاری میکنه، جیک وجود داره تا ذوق کنه، بخنده و ادورش کنه.