This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💭 ” اون اولایی که تازه باهم آشنا شدین هیسونگ سختگیر بود؟ “
🦌 ” اوه این درست نیست من آدم سختگیری نبودم “
💭 ” شنیدم اون زمان تو تیم پرورش روکی بیگهیت بودی و ترینی های زیادی قبولت داشتن و بهت احترام میزاشتن، پس حتما آدم سختگیری بودی “
🦌 ” نه اینجوری نیست، این یه سوتفاهمه. من خودمم یه ترینی بودم “
💭 ” بیا نظر بقیه اعضا هم بشنویم “
🐈 ” من یه سال بعد از هیسونگ هیونگ وارد تیم شدم و از همون اول میتونستم احساس کنم که هیسونگ هیونگ رئیسه، اون واقعا مثل یه لیدر بود “
🦌 ” ولی من هیچوقت مجبورتون نمیکردم کاری انجام بدین، مگه نه؟ “
🐈 ” درسته ولی بازم هروقت هیسونگ هیونگ حرفی میزد همه بلافاصله میگفتن بله و انجامش میدادن. اتفاقی که یهبار افتاد ما بهعنوان کاراموز باید هزینههامون رو توی دفتر مینوشتیم ولی یهبار یکی از کاراموزا فراموش کرده بود بنویسه. برای همین هیسونگ هیونگ رفت و ازش پرسید ' یادت رفت اون رو بنویسی؟ ' و بعد اون کاراموز یهو زد زیر گریه. مطمئنم هیسونگ هیونگ منظوری نداشت “
🦌 ” اوه این درست نیست من آدم سختگیری نبودم “
💭 ” شنیدم اون زمان تو تیم پرورش روکی بیگهیت بودی و ترینی های زیادی قبولت داشتن و بهت احترام میزاشتن، پس حتما آدم سختگیری بودی “
🦌 ” نه اینجوری نیست، این یه سوتفاهمه. من خودمم یه ترینی بودم “
💭 ” بیا نظر بقیه اعضا هم بشنویم “
🐈 ” من یه سال بعد از هیسونگ هیونگ وارد تیم شدم و از همون اول میتونستم احساس کنم که هیسونگ هیونگ رئیسه، اون واقعا مثل یه لیدر بود “
🦌 ” ولی من هیچوقت مجبورتون نمیکردم کاری انجام بدین، مگه نه؟ “
🐈 ” درسته ولی بازم هروقت هیسونگ هیونگ حرفی میزد همه بلافاصله میگفتن بله و انجامش میدادن. اتفاقی که یهبار افتاد ما بهعنوان کاراموز باید هزینههامون رو توی دفتر مینوشتیم ولی یهبار یکی از کاراموزا فراموش کرده بود بنویسه. برای همین هیسونگ هیونگ رفت و ازش پرسید ' یادت رفت اون رو بنویسی؟ ' و بعد اون کاراموز یهو زد زیر گریه. مطمئنم هیسونگ هیونگ منظوری نداشت “
جهیون گفت شاید یهروزی وقتی موهاش از این بلندتر شد با کش ببنده.
نیکی داشت مسیجهای اعضا رو میخوند و بعد پیام جیک رو نشون داد که بهخاطر غلط املاییش خطش زده بود و از اول نوشته بود. نیکی هم گفت ” جیک انقدر کیوته که نمیتونم تحمل کنم، اون خیلی نازه. میدونید؟ این از جذابیت های جیک عه “