بیبی های کوچک و دوستداشتنی من واقعنی خیلی خیلی ناز و کیوتن براشون گریه کردم
هیجیک و بچه وسطیشون پیکاچو
جهت اطلاع بچه بزرگه جونگوون و بچه کوچیکه هم نیکی ـه ازدواج کردن همشون رو به سرپرستی گرفتن
و باز هم مثل همیشه هیجیکی که وسط کنسرت باهمدیگه درگوشی حرف میزنن
اینا چرا حرفاشون تموم نمیشه .. به کلکسیون درگوشی حرف زدنهای بی پایان رامیونز اضافهش میکنم.
انقدری که این دونفر باهمدیگه حرف دارن من با مامانم انقدر حرف ندارم واقعا
ببخشید چه اتفاقی افتاد؟