هیسونگ ” خب یوروبون .. جیک برگشته من دیگه باید برم “
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
هیسونگ ” جیک بیا جلو ببینم. حقیقتا ما دوتا تو خوابگاه قبلیمون باهمدیگه زیاد رامیون میخوردیم، همیشه وقتی گیم میزدم و سرم گرم بازی کردن بود جهیون یهویی در اتاقم رو میزد و بعد میپرسید ' هیسونگی هیونگ میخوای بیای باهمدیگه جاپاگوری بخوریم؟ ' ولی چرا الان اینکارو…
فکر کنم جهیون به قولش عمل کرد دیگه مثل قبل برای هیسونگ هر روز رامیون درست میکنه و میره اتاق کنارش باهمدیگه رامیون میخورن
انهایپن دویین آپدیت ۱۱۲۴
مصاحبهگر ” من اولین ویلاگ نوت تورو دوباره نگاه کردم و درحالیکه دربارهی تمرینهای اون روزتون فکر میکردی دربارهی اینکه تا کجا میتونی پیشرفت کنی صحبت میکردی “
هیسونگ ” تایمی که مشغول فیلمبرداری آیلند بودیم راستش خیلی استرس داشتم. میدونی چی میگم؟ بعد از چندین سال تمرین و آماده کردن خودم برای دبیو، روزای خیلی سختی رو گذروندم. حتی بعد از اینکه آیلند تموم شد و ما دبیو کردیم بهشدت احساس خستگی میکردم و نسبت به همه چیز این احساس رو داشتم. دبیو کردن پایان کار هیچکدوم از ما نبود، بزرگترین هدف من وقتی که ترینی بودم و میخواستم دبیو کنم این بود که فقط ممبر یه گروه باشم، ولی بعد از اون، وقتی بالاخره دبیو کردم، کار بیشتری باید انجام میدادم. میدونید به اطرافم نگاه میکردم و با خودم میگفتم ' حالا باید چیکار کنم؟ ' قبل از من آیدل های باتجربه و بااستعداد زیادی وجود داشتن. اولین باری که به مراسم های آخر سال رفتم متوجه شدم که ' اینها همشون رقیب های من هستن ' یکجورایی برام ترسناک بود و ناخوداگاه من رو بیشتر مضطرب و نگران میکرد. ولی الان فکر میکنم آرامش خودم از هرچیزی مهم تره. حالا چیزی که به غرورم آسیب میزنه اینه که روی استیج استرس بگیرم یا مضطرب بشم. اگه استرس داشته باشم یعنی خودم رو دست کم گرفتم “
هیسونگ ” تایمی که مشغول فیلمبرداری آیلند بودیم راستش خیلی استرس داشتم. میدونی چی میگم؟ بعد از چندین سال تمرین و آماده کردن خودم برای دبیو، روزای خیلی سختی رو گذروندم. حتی بعد از اینکه آیلند تموم شد و ما دبیو کردیم بهشدت احساس خستگی میکردم و نسبت به همه چیز این احساس رو داشتم. دبیو کردن پایان کار هیچکدوم از ما نبود، بزرگترین هدف من وقتی که ترینی بودم و میخواستم دبیو کنم این بود که فقط ممبر یه گروه باشم، ولی بعد از اون، وقتی بالاخره دبیو کردم، کار بیشتری باید انجام میدادم. میدونید به اطرافم نگاه میکردم و با خودم میگفتم ' حالا باید چیکار کنم؟ ' قبل از من آیدل های باتجربه و بااستعداد زیادی وجود داشتن. اولین باری که به مراسم های آخر سال رفتم متوجه شدم که ' اینها همشون رقیب های من هستن ' یکجورایی برام ترسناک بود و ناخوداگاه من رو بیشتر مضطرب و نگران میکرد. ولی الان فکر میکنم آرامش خودم از هرچیزی مهم تره. حالا چیزی که به غرورم آسیب میزنه اینه که روی استیج استرس بگیرم یا مضطرب بشم. اگه استرس داشته باشم یعنی خودم رو دست کم گرفتم “
مصاحبهگر ” تو ویلاگ نوت آگوست گفتی ' فکر کنم برای انجین هایی که من رو از همون اوایل میشناسن، خیلی جالب باشه که حالا از یه بچه ۲۰ ساله تبدیل به یه مرد ۲۵ ساله شدم. احساس میکنم نسبت به آدمی که قبلا بودم خیلی تغییر کردم، با گذشت این همه سال حالا احساس شادی بیشتری میکنم ' این فکت که دیگه استرس نداری و مضطرب نمیشی بخشی از این تغییره؟ “
هیسونگ ” فکر میکنم دلیل اصلیش همینه. تو این چهارسال گذشته همیشه سعی میکردم استرس نداشته باشم و تو هر موقعیتی آروم بمونم. من سعی میکنم به هیچی فکر نکنم و فقط به کاری که دارم انجام میدم ادامه بدم. وقتی روی استیجم ذهنم رو کاملا پاک میکنم، تو زندگی روزمره هم همینم. سعی میکنم زیاد سخت نگیرم و یه زندگی آسون و بدون نگرانی داشته باشم “
هیسونگ ” فکر میکنم دلیل اصلیش همینه. تو این چهارسال گذشته همیشه سعی میکردم استرس نداشته باشم و تو هر موقعیتی آروم بمونم. من سعی میکنم به هیچی فکر نکنم و فقط به کاری که دارم انجام میدم ادامه بدم. وقتی روی استیجم ذهنم رو کاملا پاک میکنم، تو زندگی روزمره هم همینم. سعی میکنم زیاد سخت نگیرم و یه زندگی آسون و بدون نگرانی داشته باشم “
Forwarded from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیسونگ ” حس میکنم نسبت به قبل خیلی تغییر کردم. بعضی از چیزا ممکنه هنوزم مثل قبل باشه، ولی به طور کلی حس میکنم بعد از گذشت این همه سال نه فقط از نظر فیزیکی، تو خیلی از جنبه های دیگه هم تغییرات زیادی داشتم. ولی واقعا با گذشت این همه سال احساس شادی بیشتری میکنم و حالا انرژی بیشتری نسبت به قبل دارم. وقتی میبینم انجینهای زیادی مارو دوست دارن و ما میتونیم با همچین افراد فوقالعادهای کار کنیم با خودم فکر میکنم این واقعا خیلی خوبه “