مصاحبهگر ” من اولین ویلاگ نوت تورو دوباره نگاه کردم و درحالیکه دربارهی تمرینهای اون روزتون فکر میکردی دربارهی اینکه تا کجا میتونی پیشرفت کنی صحبت میکردی “
هیسونگ ” تایمی که مشغول فیلمبرداری آیلند بودیم راستش خیلی استرس داشتم. میدونی چی میگم؟ بعد از چندین سال تمرین و آماده کردن خودم برای دبیو، روزای خیلی سختی رو گذروندم. حتی بعد از اینکه آیلند تموم شد و ما دبیو کردیم بهشدت احساس خستگی میکردم و نسبت به همه چیز این احساس رو داشتم. دبیو کردن پایان کار هیچکدوم از ما نبود، بزرگترین هدف من وقتی که ترینی بودم و میخواستم دبیو کنم این بود که فقط ممبر یه گروه باشم، ولی بعد از اون، وقتی بالاخره دبیو کردم، کار بیشتری باید انجام میدادم. میدونید به اطرافم نگاه میکردم و با خودم میگفتم ' حالا باید چیکار کنم؟ ' قبل از من آیدل های باتجربه و بااستعداد زیادی وجود داشتن. اولین باری که به مراسم های آخر سال رفتم متوجه شدم که ' اینها همشون رقیب های من هستن ' یکجورایی برام ترسناک بود و ناخوداگاه من رو بیشتر مضطرب و نگران میکرد. ولی الان فکر میکنم آرامش خودم از هرچیزی مهم تره. حالا چیزی که به غرورم آسیب میزنه اینه که روی استیج استرس بگیرم یا مضطرب بشم. اگه استرس داشته باشم یعنی خودم رو دست کم گرفتم “
هیسونگ ” تایمی که مشغول فیلمبرداری آیلند بودیم راستش خیلی استرس داشتم. میدونی چی میگم؟ بعد از چندین سال تمرین و آماده کردن خودم برای دبیو، روزای خیلی سختی رو گذروندم. حتی بعد از اینکه آیلند تموم شد و ما دبیو کردیم بهشدت احساس خستگی میکردم و نسبت به همه چیز این احساس رو داشتم. دبیو کردن پایان کار هیچکدوم از ما نبود، بزرگترین هدف من وقتی که ترینی بودم و میخواستم دبیو کنم این بود که فقط ممبر یه گروه باشم، ولی بعد از اون، وقتی بالاخره دبیو کردم، کار بیشتری باید انجام میدادم. میدونید به اطرافم نگاه میکردم و با خودم میگفتم ' حالا باید چیکار کنم؟ ' قبل از من آیدل های باتجربه و بااستعداد زیادی وجود داشتن. اولین باری که به مراسم های آخر سال رفتم متوجه شدم که ' اینها همشون رقیب های من هستن ' یکجورایی برام ترسناک بود و ناخوداگاه من رو بیشتر مضطرب و نگران میکرد. ولی الان فکر میکنم آرامش خودم از هرچیزی مهم تره. حالا چیزی که به غرورم آسیب میزنه اینه که روی استیج استرس بگیرم یا مضطرب بشم. اگه استرس داشته باشم یعنی خودم رو دست کم گرفتم “
مصاحبهگر ” تو ویلاگ نوت آگوست گفتی ' فکر کنم برای انجین هایی که من رو از همون اوایل میشناسن، خیلی جالب باشه که حالا از یه بچه ۲۰ ساله تبدیل به یه مرد ۲۵ ساله شدم. احساس میکنم نسبت به آدمی که قبلا بودم خیلی تغییر کردم، با گذشت این همه سال حالا احساس شادی بیشتری میکنم ' این فکت که دیگه استرس نداری و مضطرب نمیشی بخشی از این تغییره؟ “
هیسونگ ” فکر میکنم دلیل اصلیش همینه. تو این چهارسال گذشته همیشه سعی میکردم استرس نداشته باشم و تو هر موقعیتی آروم بمونم. من سعی میکنم به هیچی فکر نکنم و فقط به کاری که دارم انجام میدم ادامه بدم. وقتی روی استیجم ذهنم رو کاملا پاک میکنم، تو زندگی روزمره هم همینم. سعی میکنم زیاد سخت نگیرم و یه زندگی آسون و بدون نگرانی داشته باشم “
هیسونگ ” فکر میکنم دلیل اصلیش همینه. تو این چهارسال گذشته همیشه سعی میکردم استرس نداشته باشم و تو هر موقعیتی آروم بمونم. من سعی میکنم به هیچی فکر نکنم و فقط به کاری که دارم انجام میدم ادامه بدم. وقتی روی استیجم ذهنم رو کاملا پاک میکنم، تو زندگی روزمره هم همینم. سعی میکنم زیاد سخت نگیرم و یه زندگی آسون و بدون نگرانی داشته باشم “
Forwarded from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیسونگ ” حس میکنم نسبت به قبل خیلی تغییر کردم. بعضی از چیزا ممکنه هنوزم مثل قبل باشه، ولی به طور کلی حس میکنم بعد از گذشت این همه سال نه فقط از نظر فیزیکی، تو خیلی از جنبه های دیگه هم تغییرات زیادی داشتم. ولی واقعا با گذشت این همه سال احساس شادی بیشتری میکنم و حالا انرژی بیشتری نسبت به قبل دارم. وقتی میبینم انجینهای زیادی مارو دوست دارن و ما میتونیم با همچین افراد فوقالعادهای کار کنیم با خودم فکر میکنم این واقعا خیلی خوبه “
مصاحبهگر ” بهنظر میرسه حالا تو بیان کردن احساساتت خیلی بهتری “
هیسونگ ” فکر کنم حالا نسبت به گذشته راحت ترم. این روزا فقط درباره هر احساسی که دارم حرف میزنم که به نظرم یکم بامزهست ( میخنده ) شاید دارم زیادهروی میکنم و باید کمترش کنم. ولی زندگی به من درس داد تو ابراز احساسات جنبه های مثبت بیشتری وجود داره تا جنبههای منفی. وقتی درباره احساساتت صادقی برقراری ارتباط با بقیه هم برات آسون تر میشه. اگه درباره خیلی چیزها حرف نزنم و احساساتم رو بروز ندم بعدا ممکنه پشیمون بشم “
هیسونگ ” فکر کنم حالا نسبت به گذشته راحت ترم. این روزا فقط درباره هر احساسی که دارم حرف میزنم که به نظرم یکم بامزهست ( میخنده ) شاید دارم زیادهروی میکنم و باید کمترش کنم. ولی زندگی به من درس داد تو ابراز احساسات جنبه های مثبت بیشتری وجود داره تا جنبههای منفی. وقتی درباره احساساتت صادقی برقراری ارتباط با بقیه هم برات آسون تر میشه. اگه درباره خیلی چیزها حرف نزنم و احساساتم رو بروز ندم بعدا ممکنه پشیمون بشم “
مصاحبهگر ” منت پایانیت تو تور واک د لاین کنسرت کره گویانگ همه رو تحت تاثیر قرار داد. تو گفتی ' راستش همهی ما انسانیم پس هرکدوممون روزهای سختی رو میگذرونیم. ولی از اونجایی که تک تک ممبرا مهربون خونگرم و پرتلاشن، اجازه نمیدیم اون خستگی یا سختی تو چهرهمون نشون داده بشه. ما سخت کار کردیم و به همدیگه کمک کردیم و حالا چیزایی که برامون غیرممکن بهنظر میرسید ممکن شد ' درسته؟ “
هیسونگ ” صادقانه بگم فکر نمیکنم کسی بهاندازه ممبرای گروه ما مهربون پاک و خونگرم باشه. من الان ۲۳ سالمه و تو ممکنه آدمهای خیلی بهتر از من رو پیدا کنی. ولی واقعا درباره بقیه ممبرا، اون ها فوقالعاده مهربون و دوستداشتنی هستن. من ازشون خیلی ممنونم که همیشه درکم میکنن حتی اگه اشتباه کنم “
هیسونگ ” صادقانه بگم فکر نمیکنم کسی بهاندازه ممبرای گروه ما مهربون پاک و خونگرم باشه. من الان ۲۳ سالمه و تو ممکنه آدمهای خیلی بهتر از من رو پیدا کنی. ولی واقعا درباره بقیه ممبرا، اون ها فوقالعاده مهربون و دوستداشتنی هستن. من ازشون خیلی ممنونم که همیشه درکم میکنن حتی اگه اشتباه کنم “
هیسونگ واقعا عاشق ممبرای گروهشه هیچوقت یادش نمیره ازشون تعریف کنه عاشقشم
🤍 🤍 🤍
مصاحبهگر ” از طرفی اجرا کردن اولین آهنگی که ساختی و اولین فنسانگ انهایپن ' هایوی ۱۰۰۹ ' تو تور واک د لاین باید تجربه خاصی برات بوده باشه “
هیسونگ ” اوه ... من واقعا احساساتی شده بودم و خیلی سعی کردم جلوی اشک هام رو بگیرم. ساختن و نوشتن یه آهنگ از چیزی که فکرش رو میکنید خیلی طولانی تره. از تنها نشستن تو استدیو و فکر کردن به اینکه ' حالا باید چیکار کنم؟ ' گرفته تا وقتی یه ایده به ذهنت میرسه و میگی ' آره همینه. بریم تو کارش ! ' احساسات لازم برای نوشتن لیریک، ضبط ووکال، گرفتن تایید کمپانی و پرودیوسر ها، پرودیوس کردن آهنگ و درنهایت شنیدن ملودیای که خودت ساختی تو یه کنسرت بزرگ. همه چی برام خیلی سورئال بود، این باعث شد تمام سختی هایی که کشیدم برام تبدیل به یه چیز خیلی باارزش بشه “
هیسونگ ” اوه ... من واقعا احساساتی شده بودم و خیلی سعی کردم جلوی اشک هام رو بگیرم. ساختن و نوشتن یه آهنگ از چیزی که فکرش رو میکنید خیلی طولانی تره. از تنها نشستن تو استدیو و فکر کردن به اینکه ' حالا باید چیکار کنم؟ ' گرفته تا وقتی یه ایده به ذهنت میرسه و میگی ' آره همینه. بریم تو کارش ! ' احساسات لازم برای نوشتن لیریک، ضبط ووکال، گرفتن تایید کمپانی و پرودیوسر ها، پرودیوس کردن آهنگ و درنهایت شنیدن ملودیای که خودت ساختی تو یه کنسرت بزرگ. همه چی برام خیلی سورئال بود، این باعث شد تمام سختی هایی که کشیدم برام تبدیل به یه چیز خیلی باارزش بشه “
نمیدونید چقدر بهش افتخار میکنم واقعا این پسر واقعا واقعا فوقالعادست
مصاحبهگر ” تو یکی از نوت هات دموی هایوی ۱۰۰۹ رو پلی کردی و بعد گفتی ' فکر کنم بیشتر از چیزی که فکرش رو میکردم از کار روی موسیقی میترسیدم ' میدونی از شنیدن این حرف از زبون تو خیلی تعجب کردم. وقتی صحبت از ترانهسرایی وسط میاد تو فوقالعادهای و همیشه حواست خیلی جمعه “
هیسونگ ” مثل آشپزی میمونه. وقتی کسی چیزی که تو درست کردی رو امتحان میکنه استرس میگیری. ' چطور شده؟ خوبه؟ بده؟ خیلی شوره؟ خیلی شیرینه؟ ' و خب وقتی کسی بهت مشکلش رو میگه باید درستش کنی. تشبیه خفنی بود مگه نه؟ “
هیسونگ ” مثل آشپزی میمونه. وقتی کسی چیزی که تو درست کردی رو امتحان میکنه استرس میگیری. ' چطور شده؟ خوبه؟ بده؟ خیلی شوره؟ خیلی شیرینه؟ ' و خب وقتی کسی بهت مشکلش رو میگه باید درستش کنی. تشبیه خفنی بود مگه نه؟ “
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
هیسونگ ” فکر کنم بیشتر از چیزی که تصورش رو میکردم از کار روی موسیقی میترسیدم. همیشه با خودم فکر میکردم ' اگه مردم دوسش نداشته باشن چی؟ ' حقیقتا مدت طولانی ای این ترس تو وجودم بود و انقدر درگیر این افکار بودم که حتی متوجه اینکه چقدر از انجام این کار لذت میبرم…
یادش بخیر و واقعا بهترین نوت هیسونگ بود
مصاحبهگر ” تو مصاحبه قبلیت درباره نقطه قوت بقیه ممبرا از دید هیرودیوسر حرف زدی. دوست دارم بدونم نقطه قوت خودت چیه “
هیسونگ ” برای من .. فکر کنم نقطه قوتم انجام تمام کارا بدون اینکه کسی بهم بگه کارهام رو خلاقانه تر انجام بدم. یعنی من واقعا تو اینکه همه کارهام رو خلاقانه تر کنم و چیزهای جدیدی رو امتحان کنم واقعا خوبم “
هیسونگ ” برای من .. فکر کنم نقطه قوتم انجام تمام کارا بدون اینکه کسی بهم بگه کارهام رو خلاقانه تر انجام بدم. یعنی من واقعا تو اینکه همه کارهام رو خلاقانه تر کنم و چیزهای جدیدی رو امتحان کنم واقعا خوبم “
مصاحبهگر ” پس همینجوری ساخت موسیقی رو شروع کردی؟ میخواستی یه چیز جدید رو امتحان کنی؟ “
هیسونگ ” فکر کنم ساخت موسیقی برای این بود که خودم رو بهتر درک کنم. میدونی یجورایی میخواستم خودم رو بیشتر بشناسم، چیزهای زیادی درباره من وجود داره که همیشه فکر میکردم میدونم ولی بعد متوجه شدم که من درواقع هیچی از خودم نمیدونم. انگار فکر میکردم میتونم تمام اون چیزایی که از خودم نمیدونم رو با موسیقی بفهمم. من واقعا میخوام میکستیپم رو منتشر کنم و روی استیج سولوم رو اجرا کنم. درواقع اخیرا این کار رو انجام دادم، درسته که فقط یه کاور بود ولی این یکی از رویاهای من بود که روی استیج بهصورت سولو اجرا کنم. من آهنگ کنت فیل مای فیس از د ویکند رو تو موزیک بنک مادرید کاور کردم “
هیسونگ ” فکر کنم ساخت موسیقی برای این بود که خودم رو بهتر درک کنم. میدونی یجورایی میخواستم خودم رو بیشتر بشناسم، چیزهای زیادی درباره من وجود داره که همیشه فکر میکردم میدونم ولی بعد متوجه شدم که من درواقع هیچی از خودم نمیدونم. انگار فکر میکردم میتونم تمام اون چیزایی که از خودم نمیدونم رو با موسیقی بفهمم. من واقعا میخوام میکستیپم رو منتشر کنم و روی استیج سولوم رو اجرا کنم. درواقع اخیرا این کار رو انجام دادم، درسته که فقط یه کاور بود ولی این یکی از رویاهای من بود که روی استیج بهصورت سولو اجرا کنم. من آهنگ کنت فیل مای فیس از د ویکند رو تو موزیک بنک مادرید کاور کردم “
وقتی میگه ' من میخوام میکستیپم رو منتشر کنم و روی استیج سولوم رو اجرا کنم ' پس بهنظرم این یعنی میکستیپ هیسونگ هم مثل یونجونه و پروموت میشه باز مطمئن نیستم.
مصاحبهگر ” تو آدمی هستی که تا وقتی از خودت و کاری که انجام میدی مطمئن نشی انجامش نمیدی. ولی تو یکی از لایو های ویورست گفتی قبل از اجرای کنت فیل مای فیس تمرین نکرده بودی “
هیسونگ ” آره ولی برام خیلی سرگرم کننده بود. شنیدن صدای جیغ و تشویق های تمام آدم هایی اونجا بودن واقعا لذت بخش بود “
مصاحبهگر ” یعنی اونموقع هم استرس نداشتی؟ “
هیسونگ ” برای اجرام؟ معلومه که استرس داشتم ( میخنده ) ولی اینکه نخوای اون احساس استرس رو داشته باشی یه چیزه و کلا احساس نکردن استرس یه چیز دیگه. تا ده ثانیه قبل از اجرام صدام رو گرم میکردم و حرکاتم رو تمرین میکردم ولی بلافاصله بعد از اینکه روی استیج رفتم با خودم فکر کردم ' وای. قراره خیلی بهم خوش بگذره ' و تمام اون استرس به هیجان تبدیل شد “
هیسونگ ” آره ولی برام خیلی سرگرم کننده بود. شنیدن صدای جیغ و تشویق های تمام آدم هایی اونجا بودن واقعا لذت بخش بود “
مصاحبهگر ” یعنی اونموقع هم استرس نداشتی؟ “
هیسونگ ” برای اجرام؟ معلومه که استرس داشتم ( میخنده ) ولی اینکه نخوای اون احساس استرس رو داشته باشی یه چیزه و کلا احساس نکردن استرس یه چیز دیگه. تا ده ثانیه قبل از اجرام صدام رو گرم میکردم و حرکاتم رو تمرین میکردم ولی بلافاصله بعد از اینکه روی استیج رفتم با خودم فکر کردم ' وای. قراره خیلی بهم خوش بگذره ' و تمام اون استرس به هیجان تبدیل شد “
مصاحبهگر ” حالا که داری رویای بچگیت رو زندگی میکنی چه حسی داری “
هیسونگ ” برام خیلی غیرواقعی بهنظر میرسه. انتظار نداشتم که به این زودی به این نقطه از زندگیم برسم. همین چهار پنج سال پیش بود که نگران دبیو کردنم بودم، همش با خودم میگفتم ' واقعا میتونم اینکارو انجام بدم؟ ' ولی حالا به سختی اون روزهای پر از شک و تردید به خودم رو یادمه چون حالا دارم رویام رو زندگی میکنم “
هیسونگ ” برام خیلی غیرواقعی بهنظر میرسه. انتظار نداشتم که به این زودی به این نقطه از زندگیم برسم. همین چهار پنج سال پیش بود که نگران دبیو کردنم بودم، همش با خودم میگفتم ' واقعا میتونم اینکارو انجام بدم؟ ' ولی حالا به سختی اون روزهای پر از شک و تردید به خودم رو یادمه چون حالا دارم رویام رو زندگی میکنم “
مصاحبهگر ”پس درنهایت دوست داری همراه با انهایپن به چی برسی؟ چه هدفی برای آینده داری؟“
انهایپن ”رویای من با انهایپن اینه که حتی از چیزی که هستیم بهتر باشیم. این درباره رکورد ها یا اعداد و ارقام نیست درباره اینه که بتونیم از طریق اجراهامون و از طریق موسیقی خودمون رو بهتر بیان کنیم. چیزهای خوب زیادی تو این صنعت موسیقی وجود داره یا آدم های بزرگ زیادی وجود دارن که همشون واقعا فوقالعاده هستن، ولی من میخوام از همشون عبور کنم و بهتر باشم. تو کنسرت واک د لاین گویانگ گفتم احساس میکنم باید بزرگ تر بشم، فکر کنم حالا دارم جنبهای متفاوت از خودم رو بهتون نشون میدم. وقتی کارآموز بودم تمام احساساتم رو تو خودم میریختم ولی همیشه یه تشنگی، یه جاه طلبی خاصی در درونم داشتم پس فکر کنم با اون حرف میخواستم به بقیه بگم که قراره یکم تغییر کنم.“
انهایپن ”رویای من با انهایپن اینه که حتی از چیزی که هستیم بهتر باشیم. این درباره رکورد ها یا اعداد و ارقام نیست درباره اینه که بتونیم از طریق اجراهامون و از طریق موسیقی خودمون رو بهتر بیان کنیم. چیزهای خوب زیادی تو این صنعت موسیقی وجود داره یا آدم های بزرگ زیادی وجود دارن که همشون واقعا فوقالعاده هستن، ولی من میخوام از همشون عبور کنم و بهتر باشم. تو کنسرت واک د لاین گویانگ گفتم احساس میکنم باید بزرگ تر بشم، فکر کنم حالا دارم جنبهای متفاوت از خودم رو بهتون نشون میدم. وقتی کارآموز بودم تمام احساساتم رو تو خودم میریختم ولی همیشه یه تشنگی، یه جاه طلبی خاصی در درونم داشتم پس فکر کنم با اون حرف میخواستم به بقیه بگم که قراره یکم تغییر کنم.“
میدونید واقعا هربار که مصاحبه های هیسونگ رو ترجمه میکنم بیشتر بهش افتخار میکنم میتونم هربار ببینم که چقدر طرز فکرش قشنگه و چقدر داره پیشرفت میکنه.