هیری جی سونو و هیسونگ رو مجبور کرد اگیو برن ولی هیسونگ نمیتونست انجامش بده آخرم انقدر خجالت کشید که هول شد و هرجوری شده رفت بیرون هوا بخوره
وای فقط ویدیو رو ببینید خیلی بامزهست واقعا رفتارهای عادی نیست معلومه مسته
وای فقط جوریکه وقتی میخواست بلند شه بره بیرون هرچی رو میز بود رو انداخت
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
هیری جی سونو و هیسونگ رو مجبور کرد اگیو برن ولی هیسونگ نمیتونست انجامش بده آخرم انقدر خجالت کشید که هول شد و هرجوری شده رفت بیرون هوا بخوره
از فشار زیاد رگ پیشونیش معلوم شده بود هیری هم پشماش ریخته بود میگفت هیسونگ رو نگاه کنید
وقتی هیسونگ رفته بود بیرون هوا بخوره سونو داشت از قاشق روی میز به عنوان آیینه استفاده میکرد و موهاش رو مرتب میکرد هیری هم اینجوری بود اخه این چه کاریه. بعدش هم به سونو آیینه داد 😭
جی هم موقعیت رو مناسب دید نشسته بود به هیری میگفت سونو هرچیزی رو که گیر میاره رو به عنوان آیینه استفاده میکنه اصلا هم براش مهم نیست چی
وقتی هیسونگ برگشت میخواست بحث رو عوض کنه و وانمود کنه اتفاقی نیفتاده برای همین بحث معروف آب و هوا رو پیش کشید 😭
هیسونگ ” بیرون هوا واقعا خیلی خوبه “
هیری ” منظورت چیه .. امروز منفی ده درجهست. هیسونگ شی بیرون خیلی سرده “
هیسونگ ” بیرون هوا واقعا خیلی خوبه “
هیری ” منظورت چیه .. امروز منفی ده درجهست. هیسونگ شی بیرون خیلی سرده “
هیسونگ ” حقیقتا من خیلی خوشحالم یجورایی از درون احساس میکنم به هیری سونبهنیم خیلی نزدیکم انگار خیلی وقته میشناسمش “
هیری ” چطور؟ “
هیسونگ ” خب راستش رو بخوام بهت بگم من از وقتی ممبر گرلزدی بودی فنت بودم و دوست داشتم. از اونموقع ها نگاهت میکردم حتی عکس پروفایلم گرلزدی بود “
هیری ” اوه خدای من جدی میگی؟ “
جی ” هیسونگ هیونگ یه فن موفقه “
هیری ” چطور؟ “
هیسونگ ” خب راستش رو بخوام بهت بگم من از وقتی ممبر گرلزدی بودی فنت بودم و دوست داشتم. از اونموقع ها نگاهت میکردم حتی عکس پروفایلم گرلزدی بود “
هیری ” اوه خدای من جدی میگی؟ “
جی ” هیسونگ هیونگ یه فن موفقه “
سونو و جی داشتن میگفتن هیسونگ مرد رامنیه که هیری گفت اتفاقا برای هیسونگ یک چیز ویژه آماده کرده اونم اینه که براشون از رامیون های معروفش درست کنه چون خیلی دوست داره بدونه طعم رامیونهای معروف هیسونگ چجوریه
وقتی نوبت به رامیون درست کردن هیسونگ شد هیسونگ یهو خیلی جدی شده بود برای همین همشون تعجب کرده بودن 😭
هیری ” باورم نمیشه هیسونگی که تا چند دقیقه پیش نمیتونست جلوی خندههاش رو بگیره الان خیلی جدی شده “
سونو ” هیونگ اول باید گاز رو روشن کنی .. “
هیسونگ ” فقط سرجات بمون و بزار کارمو کنم“
هیری ” درباره رامیون خیلی جدیه “
هیری ” باورم نمیشه هیسونگی که تا چند دقیقه پیش نمیتونست جلوی خندههاش رو بگیره الان خیلی جدی شده “
سونو ” هیونگ اول باید گاز رو روشن کنی .. “
هیسونگ ” فقط سرجات بمون و بزار کارمو کنم“
هیری ” درباره رامیون خیلی جدیه “
هیری ” تایپ امبیتیآیت چیه؟ “
هیسونگ ” من؟ حدس بزن. چی بهم میخوره؟ “
هیری ” خب .. istp ؟؟ “
هیسونگ ” درسته از کجا فهمیدی؟ “
هیسونگ ” من؟ حدس بزن. چی بهم میخوره؟ “
هیری ” خب .. istp ؟؟ “
هیسونگ ” درسته از کجا فهمیدی؟ “