اوپی وقتی هیسونگ رو دید انقدر خوشحال بود که گریش گرفت برای همین هیسونگ دستش رو گرفت و بهش گفت ”لطفا گریه نکن“
واقعا چیزی برای گفتن ندارم.
اوپی ”در آینده هرکاری که میخوای انجام بدی فقط انجامش بده و بدون هیچ نگرانیای جلو برو چون من همیشه پشتتم و حمایتت میکنم.“
هیسونگ ”اوه .. خیلی ممنون. اسمت چیه؟“
* اوپی اسمش رو میگه و هیسونگ هم کاملا درست و واضح تلفظش میکنه *
اوپی ”یادت نره تو بهترین خوانندهی دنیایی“
هیسونگ ”خیلی ممنون که اومدی تا بهم همچین حرفهایی رو بزنی ! خیلی برام باارزشه“
هیسونگ ”اوه .. خیلی ممنون. اسمت چیه؟“
* اوپی اسمش رو میگه و هیسونگ هم کاملا درست و واضح تلفظش میکنه *
اوپی ”یادت نره تو بهترین خوانندهی دنیایی“
هیسونگ ”خیلی ممنون که اومدی تا بهم همچین حرفهایی رو بزنی ! خیلی برام باارزشه“
اوپی ”خیلی جذابی و با موهای قرمز حتی جذابتری. کل تایلند همین نظر رو دارن ! راستش تو تایلند خیلی فن داری و خیلیها بهخاطر تو موهاشون رو قرمز کردن. منم یکی از همونایی هستم که بهخاطر تو موهام رو قرمز کردم“
هیسونگ ”رنگ موهات خیلی بهت میاد“
هیسونگ ”رنگ موهات خیلی بهت میاد“
اوپی داشت با جهیون حرف میزد که جهیون با لبخند بهش گفت ”خیلی بوی خوبی میدی“
وای خیلی بامزهست خیلی جدی یک روزی میدزدمش و هیسونگ هم فقط میتونه دربارهش گریه کنه