جی بلافاصله روی پای سونگهون میشینه و هیسونگ هم میره کنار جهیون میشینه دارم گریه میکنم
ببخشید یچیزی دارم بگم.
هیسونگ ”من امسال برای انجینها یه رینگتون ساختم و یه ولاگ کوتاه از لحظاتی که داشتم با هیونگهایی که خیلی دوسشون دارم کار میکردم گرفتم. اونا هیونگهای باارزش من هستن و واقعا بهخاطر همهچی ازشون ممنونم. رینگتون دقیقا ۵ می یعنی روز جهانی کودک منتشر شد ! واقعا خوشحالم که همه کلی ازش خوششون اومد .. راستی طراحی کاورش هم کار خودمه ! با یه اپلیکیشن طراحی کردمش. واقعا از همتون خیلی ممنونم که انقدر دوسش داشتید.“
ببخشید ادیتورش هم خودش بوده؟ یعنی دارید میگید هیسونگ پرودیوسر کامپوزر لیریسیست آرتیست فوتو دایرکتر و ادیتور دیال تراژدی بوده؟
جی ”هیسونگ هیونگ واقعا عاشق انبیای ـه.“
جونگوون ”بسکتبال رسما عشق زندگیشه“
جی ”اون حتی تونست با بیشتر بازیکنهای بسکتبال انبیای دوست بشه. باورنکردنیه.“
سونگهون ”میتونه بره تو تیم بسکتبال“
هیسونگ ”من همیشه عاشق بسکتبال بودم و همونطور که میدونید از بچگی بهصورت جدی بازی میکردم. واقعا برام افتخاره مخصوصا اینکه تونستم با بازیکنها صمیمی شم.“
جونگوون ”بسکتبال رسما عشق زندگیشه“
جی ”اون حتی تونست با بیشتر بازیکنهای بسکتبال انبیای دوست بشه. باورنکردنیه.“
سونگهون ”میتونه بره تو تیم بسکتبال“
هیسونگ ”من همیشه عاشق بسکتبال بودم و همونطور که میدونید از بچگی بهصورت جدی بازی میکردم. واقعا برام افتخاره مخصوصا اینکه تونستم با بازیکنها صمیمی شم.“