‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤﹚ – Telegram
‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤
2.8K subscribers
12.8K photos
10.1K videos
354 links
15 n𝗈𝗏𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋 2022  𝗋𝖺𝗆𝗒𝖾𝗈𝗇𝗓   🍜
evan and his boy jake ‌ ‌ ‌ ‌﹙ t.me/bluhypen
Download Telegram
سونسونجی داشتن درباره‌ی زمانی حرف میزدن که تایم آیلند خانواده‌هاشون براشون غذا و یه نامه‌ی دست‌نویس فرستادن.
جی ”اون لحظه واقعا اشکم رو درآورد.“
سونو ”هممون گریه کردیم درسته؟“
جی ”یادمه حتی نمی‌فهمیدم که دارم برنج میخورم یا گوشت یا دارم اشک‌هام و بغضی که تو گلوم بود رو قورت میدم. آخرای برنامه بود و همه‌ی ما دوران سختی رو پشت سر گذاشته بودیم. چندین سال دوری از خانواده‌هامون و جنگیدن برای دبیو. میدونی حتی فکر کردن بهش دوباره اشکم رو درمیاره.“
ناپی‌دی ”مطمئنم برای همتون خیلی سخت بود“
سونگهون ”هروقت با اعضا برای شام گروهی میریم بیرون چندین ساعت درباره‌ی آیلند حرف میزنیم مثلا اینکه ”یادته اون‌موقع چیشد؟ یادته این اتفاق کِی افتاد؟“ واقعا خوشحالم تموم شد.“
ناپی‌دی ”آخرشم تبدیل میشه به ”هی من بیشتر از تو سختی کشیدم !“ و چیزایی مثل این.“
سونو ”دقیقا همین اتفاق میفته.“
سونگهون ”یا مثلا بحثامون می‌کشه به ”هی تو چرا اون‌موقع اینجوری رفتار کردی؟ راستش رو بگو ! چرا اونکارو کردی؟“ میدونی چی میگم“
جی ”و آخرش یکیمون میگه ”اگه بیشتر درباره‌ش حرف بزنیم دعوامون میشه پس بیخیال.“ فقط یکم شوخی میکنیم و سربه‌سر همدیگه میذاریم همین.“
واقعا آیلند برای همشون دوران خیلی سختی بود آیلند نه تنها برای انهایپن تروماست برای ماهم همینطور
جی ”راستش من از اون دسته‌ آدمایی هستم که بیش از حد به همه چی فکر میکنم. درگیری‌هایی که باخودم تو ذهنم دارم چیزهای ساده‌ای نیستن. میدونی دیدگاهم نسبت به خیلی چیزها عوض شده.“
جی ” درسته که خوب خوندن خوب رقصیدن و خوش‌قیافه بودن جنبه‌های خیلی مهمی از آیدل بودنه .. درواقع اینا پایه‌های اصلی شغل ما هستن. ولی به مرور زمان به این درک رسیدم که قبل از اینکه یه خواننده  یا آیدل باشم دارم کاری رو انجام میدم که روی زندگی خیلی آدم‌ها تاثیر میذاره. این فقط درباره‌ی خوشحال کردن‌شون نیست درباره‌ی منتقل کردن طیفی وسیعی از احساسات مختلفه که خوشحالی یه بخششه. مخصوصا تو فن‌ساین ها که میتونم با فن‌هامون صادقانه حرف بزنم. بعد از دبیو متوجه شدم چیزیکه ما به مردم میدیم فقط یه احساس خوشحالی کوتاه یا یه هیجان لحظه‌ای نیست. این فقط یه بخش کوچیکی از ماجراست. با مرور زمان بیشتر به این فکر افتادم که رفتارم، طرز فکرم، شخصیتم و حتی کوچیکترین حرف‌هایی که میزنم ممکنه چه تاثیری روی بقیه بذاره. این باعث شد خیلی وقت‌ها به خودم و رفتارهام فکر کنم. به‌نظرم اینکه چه کاری درسته تعریف دقیق و ثابتی نداره. هرکسی استانداردهای خودش رو برای کار درست داره. ولی با این وجود من میخوام کسی باشم که براساس اون چیزیکه باور دارم درسته زندگی کنم و این باور رو تا جاییکه میتونم به بقیه هم منتقل کنم. ولی خیلی وقت‌ها به نقطه‌ای میرسم که با خودم درگیر میشم و از خودم میپرسم ”واقعا کاری که دارم انجام میدم درسته؟“ چون ممکنه چیزی که من درست میدونم به‌نظر یه نفر دیگه کاملا متفاوت باشه. این باعث میشه هربار بیشتر توی حرف زدنم یا تصمیم‌گیری هام دقت کنم. شاید به‌خاطر همین طرز فکرم باشه که هرروز فن‌های بیشتری سراغم میان باهام درد و‌ دل میکنن از نگرانی‌هاشون میگن و حتی درباره‌ی آینده‌شون ازم مشورت میگیرن. هربار که همچین مکالمه‌ای رو باهاشون دارم بیشتر از همیشه حس میکنم که چقدر حرف‌هام میتونه تو زندگیشون تاثیر بذاره و چقدر مهمه که چی میگم.“
حرفاش طولانیه ولی واقعا خیلی خیلی قشنگه حتما بخونید شخصا تحت‌تاثیر قرار گرفتم جدی.
سونگهون ”راستش به‌نظرم همه باید بادقت به حرف‌های پدر و مادرشون گوش بدن.“
سونگهون ”دلیل اینکه الان به اینجا رسیدم اینه که پاتیناژ رو با پیشنهاد والدینم شروع کردم. اولش برای هاکی روی یخ رفتم ولی بعد اون‌ها بهم گفتن که پاتیناژ بیشتر بهم میخوره. پس منم امتحانش کردم و عاشقش شدم. فکر کنم این دلیلیه که من تونستم به اینجا برسم‌.“
وای ولی این واقعیت که سونگهون مهم ترین تصمیم زندگیش رو تو سن خیلی کم گرفت و اولین هدف زندگیش به‌عنوان یه فیگوراسکیتر چیزیکه خیلی دوسش داشت و رسما ده سال از زندگیش رو براش گذاشت رها کرد تا کارآموز بیگ‌هیت بشه.
سوال ”حقیقتا کنجکاوم که تاحالا به این فکر کردید که اکانت شخصی اینستاگرام بزنید؟“
ناپی‌دی ”اکانت شخصی اینستاگرام ندارید؟؟“
سونگهون ”ما فقط یه اکانت گروهی داریم.“
جی ”راستش ما فکر میکنیم که هنوز آمادگیش رو نداریم‌. تو این مسیری که هستیم انتخاب‌هامون خیلی مهمن. هرچیز کوچیکی میتونه روی آینده‌مون تاثیر زیادی بذاره.“
ناپی‌دی ”شخصا با اکانت شخصی اینستا مخالفم. منظورم اینه که.. اکانت شخصی- اصلا بیخیال. همه‌چی به خودتون بستگی داره. هرطور که صلاح میدونید انجامش بدید.“
سونگهون ”شاید هروقت زمانش برسه هرکدوم اکانت شخصی اینستاگرام خودمون رو باز کنیم.“
سونو ”آره یه‌روزی زمانش میرسه.“
ناپی‌دی ”میتونید یکم درباره سونبه‌هاتون بگید؟“
جی ”برای من سونتین سونبه‌نیم ..“
ناپی‌دی ”باهاشون صمیمی‌اید درسته؟ اونا دونسنگ‌هایی هستن که واقعا خیلی دوسشون دارم. به کدوم ممبر سونتین نزدیک تری؟“
جی ”اول از همه هوشی هیونگ واقعا .. اون یه هیونگ فوق‌العادست. میتونی ببینی چطور تمام تلاشش رو میکنه تا از همه مراقبت کنه. همینطور جونهی هیونگ و مینگهائو هیونگ هم واقعا خیلی هوام رو داشتن و من خیلی ازشون ممنونم.“
ناپی‌دی ”اونا واقعا فوق‌العاده‌ان. جونهی و مینگهائو اعضای چینی گروهن درسته؟“
جی ”آره. منم یجورایی خارجی حساب میشم و یه ممبر ژاپنی هم تو گروهمون داریم که اسمش نیکی ـه. یادم نمیاد که چجوری شماره‌ی مینگهائو هیونگ رو گرفتم ولی اون اول بهم پیام داد. یه پیام تو مایه‌های اینکه ”هی چیزی تا سال نو نمونده. برای همین دلم میخواد غذا مهمونت کنم. میخوای باهمدیگه بریم بیرون یچیزی بخوریم؟“ برام باورنکردنی بود که مینگهائو هیونگ اول پیش‌قدم شد. و راستش واقعا دلم میخواست نیکی روهم باخودم ببرم.“
ناپی‌دی ”چون خود جونهی و مینگهائو خارجی بودن میدونستن چقدر این مسیر براتون سخته پس پیش‌قدم شدن تا هواتون رو داشته باشن.“
جی ”آره درسته. اتفاقا همون‌موقع با نیکی بودم و مینگهائو هیونگ یهو بهم گفت که نیکی روهم با خودم بیارم. خلاصه همینجوری شد که رفتیم بیرون و باهم وقت گذروندیم.“
ناپی‌دی ”راستش نمیدونستم مینگهائو همچین جنبه ای داره. منظورم اینه که اون آدم خوبیه ولی معمولا از اون تایپ آدم‌هایی نیست که پیش‌قدم شه یا زیاد با بقیه خودمونی شه.“
جی ”راستش اون یکی از آدماییه که بیشتر از همه بهش احترام میذارم و دوسش دارم.“
وای وارد روز بعدی شدیم و هنوز ترجمه‌ی من تموم نشده راستش خیلی درباره‌ی سونتین حرف زدن
سونگهون ”میدونی به‌نظرم برای سونبه‌ها آسون نیست که خودشون اول‌ پیش‌قدم بشن.“
ناپی‌دی ”درسته واقعا کار راحتی نیست.“
جی ”اصلا آسون نیست. راستش حتی برای ما که تایم زیادی نیست دبیو کردیم و تازه داریم هوبه داشتن رو تجربه میکنیم هم کار سختیه.“
ناپی‌دی ”از هردو طرف که بهش نگاه کنی واقعا آسون به‌نظر نمیرسه. برای هردو طرف سخته.“
ناپی‌دی ”به‌نظرم اینکه یه سونبه یا هوبه اول پیش‌قدم بشه بیشتر بستگی به شخصیت‌ها داره تا جایگاهشون به‌عنوان سونبه یا هوبه. این واقعا برای هیچکس کار راحتی نیست چون تو این موقعیت میترسی سرزنش بشی تا اینکه تشویق بشی. همش با خودت فکر میکنی ”نکنه دارم مزاحمش میشم؟ نکنه دارم اذیتش میکنم؟ نکنه کار اشتباهی انجام بدم؟“ و اینجوری میشه که شروع میکنی به اورثینک کردن.“
ناپی‌دی ”تو چی سونگهون؟ سونبه‌ی نزدیکی داری؟ کسی که باهاش خیلی صمیمی باشی.“
سونگهون ”منم هوشی هیونگ رو دارم. اون واقعا همیشه مراقبمه تمام ممبرهای سونتین اینجورین“
سونو ”درسته درباره‌ی منم همینطوره.“
سونگهون ”سونگکوان هیونگ هم همینطور. راستش اون همیشه مثل یه برادر بزرگتر مراقبمه .. واقعا خیلی مهربونه.“
ناپی‌دی ”پسرای سونتین فوق‌العاده‌ان. اونا سعی میکنن هوای همه رو تو هایب داشته باشن نقش کسایی رو دارن که همه رو به هم نزدیک میکنن.“
جی ”به‌نظرم این کارشون خیلی تاثیر داره. مثلا اگه یه‌روز خودم سونبه بشم .. یعنی همین‌الانشم هستم منظورم اینه که وقتی هوبه‌های بیشتری داشته باشم واقعا دلم میخواد همونجوری که سونبه‌های سونتین ازم مراقب کردن از هوبه‌هام مراقبت کنم و هواشون رو داشته باشم“