همش سعی میکنم دربارش عادی باشم ولی ببخشید من آدم عادیای نیستم مخصوصا درباره هیجیک
اینترو پخش شد بغض کردم
اگه تازه انجین شدید این حس رو درک نمیکنید چون ما با یه زمانی هرهفته صبر میکردیم تا اینتروی سوسوفان رو ببینیم. یعنی سوسوفان عشق زندگی یک فندوم بود. بعد فکر کنید بعد این همه سال اینتروی تو کلوز مثل دژاوو میمونه رسما.
lmao sunghoon showing off the mosquito he killed to sunoo 😭😭
تا نشستن شروع کردن به اذیت کردن جی سر کاریای که تو سوسوفان درست کرده بود. 😭
هیسونگ ”یادتونه دفعه پیش جی بااعتماد به نفس گفت هر سه روز غذا درست میکنه ولی فقط یه کاریای که درست کرد سه روز طول کشید؟“
جیک ”تازه همه چیزشم آماده بود باز انقدر طول کشید. مثلا کاری فوری بود ولی جی تبدیلش کرد به کاری سه روزه.“
جی ”آخرین بارت باشه که اینو میگی.“
سونگهون ”آخی به غرورش بر خورد.“
جی ”اون کجاش کاری فوری بود !!“
سونگهون ”راست میگی احتمالا کاری فوری از اون چیزیکه درست کردی خوشمزه تر بود.“
جی ”اصلا شما چی میفهمید. کاری فوری چیه یه سس مخصوص داشت که باید میذاشتی بجوشه“
جیک ”خودت که سسش رو نساختی آماده بود“
جی ”بهرحال. باید خیلی چیزها بهش اضافه میکردی گوشت سبزیجات سس و این چیزها.“
جونگوون ”باشه بسه دیگه. بازم چون جی هیونگ درستش کرده بود خوشمزه بود.“
هیسونگ ”یادتونه دفعه پیش جی بااعتماد به نفس گفت هر سه روز غذا درست میکنه ولی فقط یه کاریای که درست کرد سه روز طول کشید؟“
جیک ”تازه همه چیزشم آماده بود باز انقدر طول کشید. مثلا کاری فوری بود ولی جی تبدیلش کرد به کاری سه روزه.“
جی ”آخرین بارت باشه که اینو میگی.“
سونگهون ”آخی به غرورش بر خورد.“
جی ”اون کجاش کاری فوری بود !!“
سونگهون ”راست میگی احتمالا کاری فوری از اون چیزیکه درست کردی خوشمزه تر بود.“
جی ”اصلا شما چی میفهمید. کاری فوری چیه یه سس مخصوص داشت که باید میذاشتی بجوشه“
جیک ”خودت که سسش رو نساختی آماده بود“
جی ”بهرحال. باید خیلی چیزها بهش اضافه میکردی گوشت سبزیجات سس و این چیزها.“
جونگوون ”باشه بسه دیگه. بازم چون جی هیونگ درستش کرده بود خوشمزه بود.“
هیسونگ دقیقا از اون آدماییه که جرقه بحث رو میزنه و وقتی آتیش میگیره خودش رو کنار میکشه و فقط میشینه دعوارو تماشا میکنه چی بگم والا
دودقیقه از اذیت کردن جی سر آشپزیش نگذشت که وقتی میخواستن تصمیم بگیرن کی تو این سفر غذا درست کنه همه به جی نگاه کردن
سونگهون بلند شد تا شلوارش رو درست کنه و ما انهایپن رو داریم که به باسنش رحم نمیکنن
فقط نیکی که اومد یکم شلوارش رو زد پایین گفت اووو بعد جونگوون اینجوری بود که 🏳🌈🏳🌈؟؟؟