good evening good night good morning good afternoon i will be devouring this
دیوونه شدم این دیگه چی بود جدی کمک من الان چی دیدم خدایاشکرت هرروز روانی تر از روز قبل
نگاه کنید چجوری پاهاش رو دور پای هیسونگ حلقه کرده آخه احمق 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
following jaeyun like a lost puppy right after waking up
eyeing jake as soon as he stood up and then sticking close to him during the whole time he was cooking
خیلی ضایعهست خیلی براش سیمپه رسما سیمپ تر از هیسونگ وجود نداره خداهم نمیتونه نجاتش بده
jake could fuck up a recipe and heeseung would still sing praises at him
یکی رو پیدا کنید همونطوری که هیسونگ عاشق جهیون عاشق شما باشه ( نمیتونید پیدا کنید )
bro .. jake really can do no wrong in heeseung’s eyes, he’d get away with anything as far as heeseung is concerned. i'm crying so fucking badly.
it was really so cute how heeseung never left the kitchen the moment jake took over the kitchen. he stayed beside jake, watching him cooking those eggs and being completely softy around him
فکرش رو کنید از وقتی جهیون از خواب بیدار شد مثل یه پاپی گمشده دنبالش راه افتاد بود
وقتی جهیون رفت آشپزخونه هیسونگ هم دنبالش رفت و تمام مدتی که جهیون داشت آشپزی میکرد هیسونگ کنارش ایستاده بود و حتی یک لحظه هم تنهاش نذاشت تازه کلی ادورش میکرد و از هر حرکتی که انجام میداد تعریف میکرد. هازبند متریال ترین.
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
bro .. jake really can do no wrong in heeseung’s eyes, he’d get away with anything as far as heeseung is concerned. i'm crying so fucking badly.
هیسونگ ”آه .. خوشمزه بنظر میرسه. خیلی خوبه. تو عالی ای. واقعا تو این کار خوبی جهیونا. وای چه بوی خوبی داره عاشقشم.“ باشه هیسونگ فهمیدیم.
فهمیدیم عاشق وقتایی هستی جهیون برات آشپزی میکنه حالا کمتر ضایع باش کل دنیا فهمیدن