یچیزی که از مراسم دیروز وایرال شده این ویدیو ـه که هیسونگ جونگوون و جی با بقیه ممبرها نرفتن و اجازه دادن اول دخترهای آیو برن و حتی با دستشون اشاره کردن که اول خانومها و تاآخر ایستادن وقتی همه خانوما رفتن خودشون رفتن
جونگین اسکیز و هیسونگم تو مراسم دیروز از کنار همدیگه رد شدن و باهم دست دادن
ما دیروز هم هیسونگ هم بومگیو و جونگین رو تو مراسم داشتیم ولی اینتراکشن سه تایی نگرفتیم
Forwarded from ㅤheejae ’s records
box : ramyeonz web !
➰ ’s vampies ៸ area
➰ ’s vampies ៸ area
Forwarded from ㅤheejae ’s records
ㅤheejae ’s records
box : ramyeonz web ! ➰ ’s vampies ៸ area
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انهایپن تیکتاک آپدیت ۱۲۲۷ ”pov : انهایپن داخل یه غار سرد و تاریک گیر افتادن.“
جیک ”جهتیابی خیلی افتضاحی داره“
جونگوون ”با خفاشها صحبت میکنه“
نیکی ”فقط گرسنهست و سردشه“
سونو ”تبدیل به یه ومپایر ترسو میشه“
سونگهون ”به تنها چیزیکه فکر میکنه یهجای خوب برای ضبط کردن چالشهای تیکتاکشه“
جی ”از قبل برای هر موقعیتی آمادهست“
جی ”خب .. از اونجاییکه تو یه غار گیر افتادیم باید حواسمون به آب بدنمون باشه و ممکنه قند خونمون بیفته پس یچیز شیرین مثل شکلات هم لازم داریم. و چون ممکنه شبها خیلی تاریک بشه چراغ قوه هم میخوایم. همه چی آمادهست.“
هیسونگ ”خیلی زود با شرایط کنار میاد و مستقر میشه. انگار نه انگار که اونجا گیر افتاده.“
جیک ”جهتیابی خیلی افتضاحی داره“
جونگوون ”با خفاشها صحبت میکنه“
نیکی ”فقط گرسنهست و سردشه“
سونو ”تبدیل به یه ومپایر ترسو میشه“
سونگهون ”به تنها چیزیکه فکر میکنه یهجای خوب برای ضبط کردن چالشهای تیکتاکشه“
جی ”از قبل برای هر موقعیتی آمادهست“
جی ”خب .. از اونجاییکه تو یه غار گیر افتادیم باید حواسمون به آب بدنمون باشه و ممکنه قند خونمون بیفته پس یچیز شیرین مثل شکلات هم لازم داریم. و چون ممکنه شبها خیلی تاریک بشه چراغ قوه هم میخوایم. همه چی آمادهست.“
هیسونگ ”خیلی زود با شرایط کنار میاد و مستقر میشه. انگار نه انگار که اونجا گیر افتاده.“
چرا انقدر همشون خودشون بودن وای الهی بمیرم گریه کردم بامزهترین تیکتاک دنیا برای واقعی
هیسونگ ”خیلی زود با شرایط کنار میاد و مستقر میشه. انگار نه انگار که اونجا گیر افتاده.“
هیسونگ ”وای چقدر خوبه ! اینجا خیلی راحته.“
هیسونگ ”وای چقدر خوبه ! اینجا خیلی راحته.“
وای یاد اون قسمت اناوکلاک افتادم که هرکدوم از اعضا تو یه اتاق تنها گیر افتاده بودن و حق نداشتن بیان بیرون یا باکسی صحبت کنن و درحالیکه بقیه اعضا داشتن عذاب میکشیدن هیسونگ خیلی خوشحال و راضی نشسته بود رامیون میخورد
البته اگه این رو فاکتور بگیریم که هیجیک اصلا براشون مهم نبود عملا از اتاقهاشون که دو کیلومتر از هم فاصله داشت داد میزدن تا باهم صحبت کنن و از همدیگه بپرسن که هنوز غذا خوردن یا نه