هیسونگ ”خیلی زود با شرایط کنار میاد و مستقر میشه. انگار نه انگار که اونجا گیر افتاده.“
هیسونگ ”وای چقدر خوبه ! اینجا خیلی راحته.“
هیسونگ ”وای چقدر خوبه ! اینجا خیلی راحته.“
وای یاد اون قسمت اناوکلاک افتادم که هرکدوم از اعضا تو یه اتاق تنها گیر افتاده بودن و حق نداشتن بیان بیرون یا باکسی صحبت کنن و درحالیکه بقیه اعضا داشتن عذاب میکشیدن هیسونگ خیلی خوشحال و راضی نشسته بود رامیون میخورد
البته اگه این رو فاکتور بگیریم که هیجیک اصلا براشون مهم نبود عملا از اتاقهاشون که دو کیلومتر از هم فاصله داشت داد میزدن تا باهم صحبت کنن و از همدیگه بپرسن که هنوز غذا خوردن یا نه
و راستی انگار امروز ۲۸ دسامبر اعضا قراره بهخاطر اکران انیمهی دارک مون محراب خون به ژاپن برن