جدی همیشه یا جهیون روی نوک پاهاش وایمیسته یا هیسونگ خم میشه. اختلاف قدیشون روانیم میکنه.
وای هیسونگ اونروز میخواسته جهیون و نیکی روهم باخودش ببره زمین بسکتبال هیوستون راکتس ولی جهیون نرفته چون انگار حالش خوب نبوده و برای همین نیکی هم با هیسونگ نرفته چون جیک هیونگش نرفته. خانوادهی موردعلاقم.
نیکی ”تیم هیوستون راکتس موردعلاقهی منه. منم اونروز باید با هیسونگ هیونگ میرفتم.“
سونگهون ”یادمه هیسونگ هیونگ به تو و جیک گفت باهاش برید ولی شما نرفتید.“
نیکی ”من گفتم اگه جیک هیونگ بره منم میرم.“
جیک ”چرا فقط وقتی من میرم توهم میری؟؟ خودت تنها هم میتونستی با هیسونگ هیونگ بری. تقصیر من نیست تو بدون من جایی نمیری.“
نیکی ”تیم هیوستون راکتس موردعلاقهی منه. منم اونروز باید با هیسونگ هیونگ میرفتم.“
سونگهون ”یادمه هیسونگ هیونگ به تو و جیک گفت باهاش برید ولی شما نرفتید.“
نیکی ”من گفتم اگه جیک هیونگ بره منم میرم.“
جیک ”چرا فقط وقتی من میرم توهم میری؟؟ خودت تنها هم میتونستی با هیسونگ هیونگ بری. تقصیر من نیست تو بدون من جایی نمیری.“
وقتی گفتم نیکی بچهی مامانه دقیقا منظورم همین بود. ”اگه جیک هیونگ بره منم میرم“ ببخشید؟؟؟
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
وای هیسونگ اونروز میخواسته جهیون و نیکی روهم باخودش ببره زمین بسکتبال هیوستون راکتس ولی جهیون نرفته چون انگار حالش خوب نبوده و برای همین نیکی هم با هیسونگ نرفته چون جیک هیونگش نرفته. خانوادهی موردعلاقم. نیکی ”تیم هیوستون راکتس موردعلاقهی منه. منم اونروز…
واقعا ازدواج کردن نیکی هم بچشونه. یعنی واقعا.
ولی جدی نیکی چقدر لوسه دقیقا مثل بچهایه که خودش رو برای مامانش لوس میکنه و حتی نمیخواد یک لحظه هم از جیک هیونگش دور باشه. دارم گریه.
وقتی رفته بودن لوتهورلد و سوار وایکینگ شدن انگار بعدش جهیون حالش بد شد و رفت دستشویی و حدود ده دقیقهی تموم داشت بالا میاورد و هیسونگ هم تو تمام این مدت کنار جهیون ایستاده بود و حتی یک لحظه هم تنهاش نذاشت. جهیون گفت هیسونگ فقط به صدای بالا آوردنش گوش میداد و حتی باوجود اینکه حال خودشم داشت بد میشد تاآخر کنارش موند.
یه خبر بد : هیچوقت نمیتونید کسی رو پیدا کنید جوریکه هیسونگ عاشق جهیونه عاشق شما باشه.
سلام؟؟ هیجیک؟؟؟
omg heeseung glanced at jake twice, hesitating before finally executing his plan
you can see the gears turning inside heeseung’s brain b4 ultimately deciding to let jake smell whatever he’s holding im crine. omg i'm crying so fucking badly.
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
سلام؟؟ هیجیک؟؟؟
این لایو داره با زندگیم چیکار میکنه نه واقعا داره چه بلایی سرم میاره روانی شدم هیجیک منظورتون چیه
ولی واقعا میتونم تا صبح دربارهی جوریکه هیسونگ دوساعت باخودش درگیر بود و همش به جهیون زیرچشمی نگاه میکرد آخرم دلش رو زد به دریا و انجامش داد حرف بزنم. نه آخه یک دقیقه نگاهش کنید؟؟ هیسونگ خیلی سیمپی. هیسونگ خداهم نمیتونه نجاتت بده. هیسونگ از دست تو هیسونگ.